گاهی پیش می آید برنامه در صدا و سیما پخش گردیده، که در زمان پخش موفق به دیدن و یا شنیدن آن برنامه نشده ایم و بنا به علاقه یا ضرورت پژوهش یا کاری لازم است که آن برنامه را مشاهده نماییم. راه حل دریافت آن برنامه آرشیوهایی است که امروزه به لطف سایت های اینترنتی برای همه فعالیت ها طراحی گردیده اند. اما دریافت برنامه مورد نظر به این آسانی نیست. به سایت مربوط مراجعه می نماییم. برنامه جدول زمانی را مشاهده می کنیم. می بینیم که اصلا برنامه آنجا آپلود نشده و بنابراین به موتورهای جسجوی گوگل مراجعه می کنیم و برنامه موردنظر را در یکی از سایت های مربوط به گردآوری فیلم ها می یابیم. اما مدت زمانی که برنامه دانلود شود چنان طولانی می شود که حوصله و صبر کاربر کم می شود. احتمالا از مطلب موردنظر صرف نظر می نماید.
دسترسی سریع به منابع اطلاعاتی و موردنیاز کاربران یکی از مهمترین اموری است که کتابداران و اطلاع رسانان به آن توجه ویژه داشته و راه های دریافت اطلاع و بسترهای اطلاعاتی باید در کمترین زمان ممکن مهیا شود. صرف وقت زیادی برای دریافت یک برنامه و احتمالا صرف نظر از کردن سبب دلزدگی و کم شدن رغبت به رسانه موردنظر می شود. در نظرگرفتن نیازهای مراجعین و کاربران و تسهیل در دریافت برنامه ها مانند ایجاد محمل های متنوع در بارگذاری و قراردادن فایل ها در مسیرهای مشخص آرشیوهای تعریف شده سازمان شاید راه هایی برای اهمیت به کاربران باشد.
موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی
اکثر دانشجویان از مهارت نوشتاری نسبتا ضعیفی برخوردار می باشند. درخواست هایی که برای نوشتن یک نامه ساده و یا فرم های گزارش نویسی سه ماهه های پایان ها و یا چگونگی درخواست برای نیازهای شخصی و اداری خود از مسئولین کتابخانه و یا اساتید دارند مصداق این گفته است.
در جاهایی از پایان نامه که دانشجو باید گریزی از نوشته های مستند بزند و نظری و نوشته ای در باب نوشته بدهد عدم تسلط بر جمله بندی و پارگراف بندی و طرز بیان به خوبی خود را نمایان می کند.
هرچند نویسندگی و مهارت نگارش را یک استعداد و موهبت شخصی می دانند اما این استعداد در باب نگارش رمان یا نوشته ای ادبی است و به طور مسلم هر دانشجویی باید به خوبی و حداقل در سطح متوسطی قادر باشد هدف نگارش خود را بیان نماید.
کم شدن زمان مطالعه و ضعف پرورش آیین های نگارش در دروس تحصیلی پیش از دانشگاه از دلایل اصلی این ضعف به شمار می رود.
بارها دانشجویان مقطع ارشد به کتابخانه آمده اند و راهنمایی خواسته اند که در این فرم های گزارش سه ماهه اول و دوم پیشرفت کار پایان نامه چگونه در چند سطر توضیح دهیم و من در جواب می گویم شما نویسنده پایان هستید و خودتان بهتر از هرکسی می توانید مراحل کار را تدوین و نگارش کنید.
همه ما به کرات مشاهده کرده ایم که فرزندان خود را برای یادگیری زبان های خارجی تشویق کرده و از هر کلاس و فرصت یادگیری و هزینه دریغ ننموده و تمام توان و انرژی خود را به ترغیب فرد به مهارت های چهارگانه سوق می دهیم. اما در امر نگارش به زبان مادری و رسمی گاهی کوتاهی کرده و این کوتاهی ضعف نگارش را در افراد پرورش می دهد.
باید به کودکان از همان ابتدا یاد دهیم در قالب انشا یا یادداشت های روزانه مطالب ذهنی خود را به صورت عینی بر سطور کاغذ بنویسند. شاید راهی ساده به نظر آید اما بسیار موثر و کاربردی است.
باز هم مطالعه یکی از راهکارهای این مهارت ساده است که در نتیجه آن افزایش دایره لغات، هدایت نویسنده به سبک نگارش و آشنایی غیرمستقیم با اصول و آیین نگارشی و نکات نویسندگی و جزئیات آن است.
مطالعه به کتاب محدود و منحصر نشود.با مطالعه از شکل سنتی و چاپی کتاب و مجلات گرفته تا مطالب علمی آن لاین و نوشته های سایت های علمی و کتاب های الکترونیکی و نشریات انلاین که بسیار در دسترس می باشند برای افزایش مهارت نوشتاری می توان کمک گرفت.
همچنین شنیدن برخی برنامه های ادبی به مانند برخی برنامه های رادیو فرهنگ و سایر برنامه های ادبی که از ساختارهای رسمی برای بیان موضوع استفاده می نمایند می تواند قدرت نوشتاری افراد را ارتقا دهد.
یک فایل مختصر و مفید که چند تمرین ساده را ارائه می دهد از سوی دکتر یزدان منصوریان تهیه شده است. با هدف معرفی چند تمرین ساده برای تقویت مهارتهای نگارش دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد جزو مختصری توسط آقای یزدان منصوریان عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت معلم
تهران تدوین شده است. مطالب پیشنهادی در این متن بیشتر مبتنی بر تجربه شخصی نویسنده دربرگزاری کارگاه های نگارش علمی و مقاله نویسی است. برای دریافت فایل pdf اینجا کلیک کنید و بعد ازباز شدن پنجره جدید اقدام به دانلود فایل کنید.
فایل دیگر اصول گزارش نویسی و مکاتبات اداری است که به نظر می آید مفید باشد.
اصول گزارش نویسی و مکاتبات اداری
موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی
از رفتارهایی که می توان آن را ناشایست و نادرست نامید و به راحتی در گفتار افراد جامعه خود را نشان می دهد اغراق در نشان دادن مسائل، مشکلات و گفتارها و کردارهای دیگران است. این موضوع را همه دیده ایم و به راحتی می توان ده ها مثال را برای آن بیاوریم.
مثلا خانمی تعریف می کرد زن داداشش خبرنگاری ایتالیایی است. سال 1380 که آرزویش دیدن مهاباد و مناطق اطراف بود به ایران آمد. گفت برایمان سوغاتی لباس آورده بود. اما هر لباسی که برای هر نفر خانم آورده بود چند برابر عریض تر و طویل تر و چند سایز بزرگتر بود. گفت به هر حال از او تشکر کردیم و گفتیم شما که عکس های ما را دیده بودید چرا این سایز بسیار بزرگ را برایمان آوردی؟ درحالی که به شدت می خندید گفت زن داداشم گفته ولله از بس که شما می گفتید ما محدودیت در لباس پوشیدن داریم فکر کردم واقعا در محیط های خصوصی هم این محدودیت است و باید چند سایز گشادتر باشد. به همین سان در تعریف و تحقیر رفتارهای کسانی که از آنها به نحوی رضایت یا شکایت داریم بزرگ نمایی و اغراق فراوانی کرده می شود و دیده شده است که یک رفتار یک فرد که منفی باشد پررنگ تر شده و برای نشان دادن این ویژگی سایر زوایای مثبت نادیده گرفته شده و سعی در بیان آن نکته مدنظر آن هم در بی رحمانه ترین شکل دارد.
قضاوت های بیشماری که به ناحق در رابطه با شخصی گفته می شود و اصول دینی و اخلاقی زیرپا له می شود و انواع تهمت های ناروا به شخصی زده می شود در حالی که ممکن است همین شخص قبلا محبوب باشد و انواع چاپلوسی ها و تملق ها در حقش انجام گرفته باشد و اکنون مغضوب شده. بارها دیده شده است رفتارهای شغلی کسی به چوب انتقاد زده می شود و در بیان انتقاد به بیراهه تهمت و توهین کشیده می شود و سخن از واقعیت فرسنگ ها به دور می شود.
این طرز بیان مذموم که شکل شایع و گسترده ای در فرهنگ عمومی پیدا کرده، نیاز به تفکر و بازاندیشی دارد و گفتن سخنان بدون تعارف و پذیرش نقاط ضعف و قوت افکار و عملکردهای خود و دیگران راهی برای درمان این پدیده رفتاری است.
از کتاب هایی که این موضوع را به نحو درست و کامل با مثال و شواهد آورده کتاب انگاره های گزافه می باشد که در زیر صفحاتی از کتاب و مشخصات کتاب می آید:
انگارههای گزافه : (جستاری از فرایند غلو در فرهنگ عمومی)
موضوعات مرتبط: معرفی کتاب ، نوشته های شخصی
از درخواست هایی که مراجعین به ویژه از طرف برخی اساتید محترم در کتابخانه بخش مرجع، مطرح می شود، اصل مقاله ای است که در گذشته مثلا در سال 1365 نوشته اند و اکنون به وی دسترسی ندارند. معمولا در ابتدا از این افراد مشخصات مقاله شامل نویسنده یا نویسندگان، عنوان مقاله، نام نشریه و سال چاپ آن ها درخواست می شود. برای دسترسی به مقاله ابتدا به سراغ پایگاه های مقالات می رویم. چنانچه در آن جا موجود نباشد به سایت نشریه مراجعه و آرشیو زمانی را بررسی می کنیم. اغلب مقاله هایی که در چند سال اخیر نگاشته شده اند، معمولا قابل دسترسی اند.
اما پیش می آید برخی مقاله ها فقط مشخصاتشان نمایه شده، و فایل اصلی قابل دسترسی نیست. در چنین مواردی به مراجعین راه های زیر پیشنهاد می گردد:
1. برخی مراکز اطلاعاتی و پژوهشی و دانشگاهی و مراکز اسناد و کتابخانه ها مجلات را به صورت چاپی در مجلدهایی براساس سال انتشار و نام عنوان صحافی می کردند. در اغلب مراکز پژوهشی این مجموعه ها یافت می شود. قبل از مکانیزه شدن کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی صحافی نشریات در پایان سال یکی از کارهای دوره ای این مراکز به حساب می آمد.
2. ارتباط مستقیم با نشریه از طریق راه های ارتباطی مندرج در سایت ها با عنوان تماس با ما.
3. ارتباط مستقیم با نویسندگان (همکار) مقاله. چه بسا نویسندگان آن مقاله در سال های آتی مقاله یا مقاله هایی در حوزه تخصصی خود چاپ کرده باشد و از طریق ایمیلی که معمولا در مقاله برای نویسنده درج می گردد، امکان ارتباط مهیاست و می توان درخواست خود را عنوان کرد که اغلب بی پاسخ نمی ماند و مقاله های بیشماری از این طریق از نویسندگان مختلف دریافت کرده ایم.
موضوعات مرتبط: نیازهای پژوهشی دانشجویان ، نوشته های شخصی
سال ها قبل سال 76 یا 77 کتاب رمانی به نام بامداد خمار بر سر زبان خوانندگان افتاد. کسانی که آن رمان را مطالعه کرده بودند با آب و تاب موضوع کتاب را بازگو و خواندن آن را به دیگران پیشنهاد می کردند. خواندن این کتاب چند بار به من پیشنهاد شد. از آن جایی که تحلیل های زیادی از محتوای کتاب را شنیده بودم و به طور شفاهی چند بار از مصاحبه های تهیه کنندگان و بازیگران و خوانندگان کم و کیف کتاب به دستم آمده ترغیب نشدم که آن را مطالعه کنم.
اما در فاصله این چند سال من از زنان قشرهای مختلف جامعه علاقه و حس رضایت از داستان را دیده ام و بارها شنیده ام که جزو بهترین کتاب هایی بوده که تا به حال خوانده اند.
چند روز پیش دوباره این کتاب را از من درخواست کردند. فایل را از اینترنت برای مراجعه کننده دریافت کردم که برای پایان نامه اش که در مرحله پروپوزال بود، لازم داشت. این بار کتاب را خواندم. در فاصله دو روز. کتاب نثری ساده، عامه پسند و داستانی برای پند و اندرز دختران بود. داستان را که خواندم متوجه شدم که چرا این همه خواننده آن را با علاقه خوانده و به کتاب خوانان توصیه خواندن آن را می کنند ضمن این که چندین بار هم تجدیدچاپ شده و جزو کتاب های پرفروش می باشد.
اما با همه این اوصاف می توانم بگویم همه ما ایرانیان نظیر چنین سرگذشت هایی را از زبان افراد سالخورده با جزئیات ظریف تر و مهیج تری را شنیده ایم و فقط یک قلم صاحب ذوق و مسئول و متعهد می خواهد تا آن سرگذشت های واقعی را در قالب رمانی بگنجاند. توصیف های زیبا و دقیق و بجا از کاراکترهای داستان قریحه خواننده را به سوی خود می کشد و همذات پنداری با شخصیت های داستان را پدید می آورد.
هر چند تعریف و تمجیدهای فراوانی در قالب آرای خوانندگان و منتقدین شده در عین حال نقدهای زیادی نیز از لحاظ نقاط ضعف رمان هم شده است.
موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی
از مواردی که مکرر در مرجع و کتابخانه با آن مواجه می شوم و تقاضای کمک می شود، طرز نوشتن نامه یا درخواستی است که باید به یکی از نهادها یا مسئولین بنویسند. حتی درخواستی بسیار ابتدایی و ساده را نمی توانند بنویسند و اگر هم بر کاغذ می نگارند چنان بی ملاحظه و رعایت نکردن شرایط نامه نگاری است که ضعف نگارش نگارنده را به خوبی نشان می دهند.
استفاده از سایت های اینترنتی و مطالعه های سطحی و جسته گریخته ی پیام رسان ها و کم شدن سطح مطالعه کتاب ها دایره لغت و بیان افراد را به شدت کاهش داده و از نوشتن تقاضا و درخواست های عادی برای امور روزمره و اداری و رسمی عاجز می باشند.
تا چندی قبل این رویه در افراد کم سواد مشاهده می شد اما من به کرات دیده ام که بعضی از افراد دارای مدارک دانشگاهی هم نمی توانند نامه ای در شان یک فرد تحصیل کرده و قابل قبول را ارائه نمایند. سوالاتی که مطرح می کنند چگونه بنویسیم؟ آیا نمونه ای از نامه ها را در اختیار دارید؟ ضعف در نوشتن ساختار نگارش، شروع، مخاطب و ...هم از اشکال های نگارشی می باشد.
به طور کلی در بحث نگارش سطح مطالعه اهمیت به سزایی دارید. هر چقدر دامنه مطالعه نگارنده بیشتر و گسترده تر باشد، حوزه تفکر و دایره واژگان و سبک نگارش وی ارتقا می یابد.اگر این شرایط مهیا نباشد حداقل رجوع به چند کتاب در زمینه نگارش نامه های اداری و رسمی به نگارش نامه و درخواست کمک می کند. همچنین رجوع به سایت های اینترنتی و جستجوی نمونه نامه، طرز نگارش نامه و با عباراتی نظیر این می تواند به نویسنده کمک نماید.
در چند لینک زیر مواردی در رابطه با نگارش نامه نگاری آموزش داده شده که مطالعه آن می تواند کاربردی و جنبه آموزشی داشته باشند، مشاهده می شوند:
https://www.uplooder.net/files/33457c63568b40b2b6819e94489a2372/ayeennegarsh.pdf.html
https://www.uplooder.net/files/4c1b611f6bb93e0f072141940932d252/Dore.pdf.html
https://www.uplooder.net/files/3d7c1f7e19d3bf3a9896e6d0cd534296/آیین-نگارش-و-مکاتبات-اداری.pdf.html
موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی
کتابخانه دانشگاهی در خدمت جامعه دانشگاهی و رفع نیازهای پژوهشی و اطلاعاتی آنان عمل می کند. اصولا کتابدار کتابخانه دانشگاهی با شناسایی نیازهای پژوهشی و معرفی منابع در دسترس چون رابطی مفید این مهم را به انجام می رساند.
چند سالی است که به دلایل مختلف خرید منابع و کتب جدید متوقف گشته و مراجعین به همان منابع چاپی قدیمی رهنمون می شوند. از آن جایی که روزآمدبودن اطلاعات مرجع یکی از بدیهی ترین ویژگی های این منابع به شمار می رود و عدم خریدهای جدید این ویژگی را منتفی می کند، استفاده از اینترنت و به کارگیری آن در استفاده از پایگاه های اطلاعاتی و سایت های مفید و قابل دسترس راهی برای کمک به مراجعه کنندگان به شمار می آید.
مراجعینی که نمی توانند آنچه را در ارتباط با پژوهش های خود از منابع موجود پیدا کنند و متاسفانه خود نیز سواد رسانه ای و اطلاعاتی کافی در ارتباط با شناسایی پایگاه های اطلاعاتی مفید را ندارند به منابع گرفته شده از اینترنت راهنمایی می شوند و خوشبختانه رضایت خاطر از این محمل بسیار دیده می شود.
در ارائه خدمات مرجع خدمتی به نام اشاعه گزینشی اطلاعات وجود دارد. خدمات اشاعه گزینشی اطلاعات (Selective Dissemination of information ) به اختصار SDI، اصطلاحی در علم اطلاعات و دانش شناسی است که به ارائه و انتقال اطلاعات جدید و روزآمد میپردازد. این خدمات شامل جستجو و ارسال اطلاعات مورد نیاز هر فرد بهطور انفرادی، منظم و مستمر است.
با توجه به حجم انبوه اطلاعات و کمبود وقت و نداشتن مهارت های لازم از سوی کاربران این خدمت می تواند به سرعت دسترسی به اطلاعات مورد نیاز را فراهم آورد که در این چند سال اخیر به ویژه در دوران کرونا یکی از بهترین محمل های فراهم آوری منابع گزینشی اطلاعاتی و علمی برای کاربران بود و می باشد و به نحوی روزآمدنبودن اطلاعات کتب چاپی را جبران می نماید.
همین امر ذائقه مطالعه مراجعین را کم کم تغییر داده و از این نوع دریافت خدمت استقبال بیشتری را می کنند.
موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی
دانشجویان در زمان نگارش مقاله و پایان نامه ناگزیر از استفاده از منابع خارجی هستند. حتی اگر در فصل های مختلف منابع به اندازه کافی در موضوع موردنظر به زبان فارسی موجود باشد، در قسمت پیشینه های خارجی، برخی تعاریف در متون خارجی، چکیده انگلیسی نیاز به استفاده از منابع به زبان خارجی دارند که عمدتا در دانشگاه های ما زبان های انگلیسی و عربی در اولویت هستند.
اکثر دانشجویان احاطه کامل بر متون به زبان های دیگر را ندارند و تعداد اندکی توانایی برگرداندن مفهوم و ایده و پیام اصلی نویسنده را دارند. گاهی فایل هایی که برای بررسی اصالت سنجی آورده می شوند فاقد چکیده انگلیسی هستند و فایل آنها به علت نقص یکی از اجزای پایان نامه رد می شود.
راه هایی برای برگرداندن و ترجمه فوری متون سایر زبان ها وجود دارد که به نویسندگان کمک می کند مفاهیم متن اصلی را به زبان موردنظر ترجمه کنند و پیام مولف را دریافت کنند. یکی از این راه ها استفاده از گوگل ترنسلیت است که هر چند نمی توان ادعا کرد که ترجمه دقیق و درستی را ارائه می دهد، اما ترجمه ای از متن را ارائه می دهد که باید بازبینی و تصحیح شود و ترجمه بهتری ارائه شود.
همچنین دکتر هشام فیلی داشنیار دانشکده مهندسی برق و کامپیوتر دانشگاه تهران یک مترجم هوشمند خودکار برای ترجمه متون فارسی و انگلیسی ارائه داده که می تواند کمک شایان توجهی به ترجمه متون نماید.
به گفته دکتر فیلی، تحقیقات برای ساخت این مترجم که «فرازین» نام دارد از حدود هشت سال پیش آغاز شد و الگوریتمهای مختلف ترجمه ماشینی مورد بررسی، ارزیابی و توسعه قرار گرفت. در طی این پژوهشها و نهایتاً در دو سال اخیر با تمرکز بر مدلهای شبکه عصبی، مترجمی با کیفیت قابل مقایسه با کیفیت ترجمه انسانی (در برخی از حوزهها) ارائه شد که ترجمهای روان و با دقت بالا انجام میدهد.
مقایسات انجام شده بین نتایج مترجم فرازین و مترجم گوگل نشان میدهد که فرازین در زمینه فارسی به انگلیسی با اختلاف معناداری نسبت به گوگل بهتر است درعینحال که در ترجمه انگلیسی به فارسی نیز اندکی بهبود را نشان میدهد.
برای استفاده کاربران از فرازین سایتی با آدرس www.faraazin.ir ساخته شده است و امکانات ویرایش خروجی در آن قرار گرفته است. همچنین در راستای افزایش کارایی، فرازین امکان ترجمه فایلهای متنی (مانند Word ، PDF و html ) را دارد تا کاربران بتوانند فایل خود را به صورت یکجا در سایت بارگذاری کرده و ترجمه آن را به صورت یکجا دریافت کنند.
علاوه بر این پلاگینی به نام فرازین بار برای کمک به ویرایش ترجمه سیستم و تولید ترجمه نهایی ارائه شده است که روی نرمافزار Word نصب میشود و کلیه امکانات سایت فرازین را به نرم افزار Word منتقل میکند.
باید توجه داشت در امر ترجمه هیچ ترجمه ماشینی به اندازه ترجمه انسانی دقیق و معتبر نیست و تقویت زبان اصلی و افزایش شمار دایره واژگان و خواندن متون تخصصی در رشته سبب تقویت ترجمه می شود. اگر از ترجمه های ماشینی استفاده نمی شود سپردن متون برای ترجمه به مترجمین است که البته مترجمین هم باید تخصص لازم را در زمینه متن موردنظر داشته باشند.
چند مقاله درباره ترجمه از گوگل(معایب و محاسن)
9 راهکار طلایی برای ترجمه بهتر مقاله تخصصی با گوگل ترنسلیت
چرا از مترجم گوگل نباید استفاده کرد؟ (ذکر 5 دلیل)
موضوعات مرتبط: برای کتابداران ، نیازهای پژوهشی دانشجویان ، اطلاعات عمومی ، نوشته های شخصی
یوسف گم گشته بازآید به کنعان، غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان، غم مخور
ای دل غمدیده، حالت بِه شود، دل بَد مکن
وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن
چتر گل در سر کشی، ای مرغ خوشخوان غم مخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
هان مشو نومید چون واقف نِهای از سِرِّ غیب
باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی بَر کَنَد
چون تو را نوح است کشتیبان، ز طوفان غم مخور
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست، کان را نیست پایان، غم مخور
حال ما در فِرقت جانان و ابرام رقیب
جمله میداند خدای حال گردان غم مخور
حافظا در کُنج فقر و خلوت شبهای تار
تا بود وِردَت دعا و درس قرآن غم مخور
غزل 255 شعر دیوان حافظ
آرام آرام با درد خود سر می کنم و عادت می کنم به آن چه بر زندگی و سرنوشت مقدر شده و با شکرگذاری راه صبر و امید را در پیش می گیرم. اما گویی نباید این آرامش دوامی یاید و گریه ها و آه های دوری با آوردن پیام و خبری مبهم تلاطم می یابند. قاصدی پیام می آورد از کویی گذر می کردم. قدم می زدم. گفتم تا کمی پیاده روی کنم وقت می گذرد و وقت نماز ظهر می رسد. تعریف می کرد بچه ها تازه از مدرسه تعطیل می شدند. نگاهم به سوی بچه ها شاد و بی دغدغه ما بزرگسالان جلب شد. دختر زیبایی از جلو چشمانم رد شد. گفت ناخودآگاه مجذوبش شدم. گفتم ماشاالله چه دختر نازی که یک ندای درونی به من گفت خدایا چقدر شبیه ثناست. بی اختیار به سویش رفتم تا مطمئن شوم او نیست گفتم ثنا که ثنا به من نگاه کرد و آغوشم را بازکردم و به سویم آمد. گفت می ترسیدم خیلی معطلش کنم گفتم من را می شناسی گفت می خندید و می گفت نه. خیلی خوشحال بود و می دانست که طرف شما هستم و شاید بوی مادرش را احساس می کرد. گفتم این جا چه می کنی از کجا می آیی گفت با دست اشاره کرد آن مدرسه درس می خوانم و رفت.
داستان یوسف به صورت تلمیح در ادبیات به کرات بیان شده و اگر کسی حس دوری عزیزی را دل بپروراند همه آن اشک و فغان و ناله و درد دوری یوسف را با تمام وجود درک می کند و یعقوب وار می گرید و امیدوار انتظار می کشد و در دوری و فراق می سوزد و درمان بینایی چشمهایش مرهون بوی پیراهنی است از جانب یوسف.
یوسف چندهزار سال پیش در تاریخ بشریت روی داده و آن دوری نقطه رشد و تعالی یوسف بوده است و هر شاعر و نویسنده به تناسب معنا در آرایه ای ادبی آن را به کار می گیرد تا نوشته و شعر و حسش قوت گیرد. شاهدی باشد با شکست ناامیدی، خط بطلانی باشد بر حیله ها و نقشه های انسان های بدطینت، امیدی برای دیدار.
موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی
چند روزی است که زمزمه تصمیم گیری به گوش می رسد که کتاب های مجموعه سما را به کتابخانه می آورند که ظاهرا پنج هزار جلدی است که به مجموعه کتابخانه اضافه کنم. مشکل این نوع کتاب ها و افزودن شان به مجموعه اصلی و هسته کتابخانه مرکزی این است که بسیاری از این کتاب ها تکراری هستند هر چند هنوز مجموعه در راه است و نرسیده، اما می توانم حدس بزنم نسخ تکراری وجود دارد. این تکرار سبب برهم خوردن نسبت استاندارد کتاب ها به نسبت استاد و دانشجو می شود.
مشکل دیگر هم این است که کسی که مدیریت مجموعه کرده از کتابداری علمی نداشته و دوره خاص و مرتبطی را ندیده است. تجربه های قبلی مشابه نشان می دهند سلیقه ای مهر زده، شماره زده و برچسب هایی با ماژیک یا خودکار نوشته، چه بسا به جلدهای کتاب ها هم آسیب می زنند. که پس از مهر و ثبت کتاب در مجموعه جدید باید شماره ثبت قبلی پاک شود و پرچسب کنده شود و برچسب جدید زده شود. گاهی کتاب ها در این اثنا آسیب فیزیکی می بینند.
مورد دیگر هم که در این گونه مجموعه ها دیده می شود رعایت نکردن تعریف کتاب برای کتاب است. یعنی که هر نوشته ای که ظاهری به مانند کتاب داشته به عنوان کتاب ثبت کرده، باید از دور خارج نمایم. گاهی جزوه اساتید، گاهی بروشورهای اساتید که در قالب پک های تبلیغاتی ارائه می دهند، گاهی حتی تقویم و سالنامه های روزانه و مجلات را هم به عنوان کتاب جمع آوری و مهر زده و در ردیف کتاب به شمار آورده اند.
بدیهی است که کتاب تعریف و چارچوب خود را دارد و چنین مجموعه هایی باید دوباره کاری شوند و وقت و انرژی و همچنین امکانات فیزیکی دیگری برای مرتب کردن آنها به کار گرفته شوند.
به هر حال این وظیفه من است و من منتظر مجموعه هستم...
موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی
پایان نامه های رشته های حقوق را که مطالعه می کنم، آن پایان نامه هایی که موضوع شان در رابطه با عوامل موثر بر کم شدن و کاهش جرم و بزهکاری است، آمار کاهش محسوس جرائم را در ماه رمضان نشان می دهند و با استفاده از داده های حوزه های مختلف توضیح می دهند که چگونه این ماه بر کم شدن جرم هایی مانند دزدی تاثیر دارد و مستقیما رفتارهای افراد را تحت تاثیر قرار می دهد.
در سال 1388 یکی از همکاران به من اطلاع داد که آقای ... صاحب فروشگاه مانتوفروشی و همسرش از من خواسته اند که به شما بگویم سری به مغازه آنها بزنم. گفتم چرا؟ گفت نمی دانم اما تاکید کرده اند حتما به من مغازه شان بروی و من آدرس و تلفن مغازه را گرفتم. ابتدا به شماره مغازه زنگ زدم. خودم را معرفی کردم و گفتم از فلان همکارم خواسته اید که به مغازه شما سر بزنم. بفرمایید.آقایی که پشت تلفن صحبت می کرد گفت خانم شما دو سال قبل از ما مانتویی به قرض خرید کرده اید و تا حالا مبلغ آن را نپرداخته اید. گفتم من ؟گفتم آقای محترم اولین بار است که اسم مغازه شما را می شنوم و دوم این که شخصیت من به گونه ای است که هرگز با قرض هیچ کالایی را خرید نمی دانم تا چه برسد به مانتو. عصر به مغازه شما می آیم تا شما من را ببینید و واقعا آیا من را می شناسید.وقتی صحبت های من را شنید گفت لازم نیست، بیایید. ببخشید مثل این که اشتباهی شده . اما عصر همان روز من به همراه مادرم به مغازه مورد نظر رفتم و با سلام و احوالپرسی خودم را به آقای فروشنده و خانمش معرفی کردم. گفتم من قادری هستم آیا من را تا به حال در مغازه خود دیده اید؟آیا من از شما خرید کرده ام؟کی؟و چگونه مانتو را به فردی داده اید که نه مدرک شناسایی از ایشان گرفته اید و تنها با حدس به من زنگ زده اید؟
آقای فروشنده کلی از من عذرخواهی کرد و گفت اصلا لازم نبود بیایید. من از صدای پشت تلفن دریافتم شما نبوده اید.دوباره معذرت می خواهم.در ادامه گفت نمی دانم این از خدا بیخبران چرا برای یک پوشاک با وجدان خود و آبروی دیگران بازی می کنند. ببخشید و سپس گفت چند سال پیش با همین حالت مواجه شده ام. خانمی مانتویی از من به قرض خرید کرد و خودش را خانم علیالی با اسم کوچک معرفی کرد و شماره تلفن داد و گفت تا دو هفته دیگر پولش را پرداخت می کند. گفت چندماهی گذشت نیامد و خبری از آن خانم نبود. گفتند با شماره ای که داده بود تماس گرفتم خانمی گوشی را برداشت. گفتم پروین خانم را می خواهم.ببخشید ایشان نمی تواند بیاید و صحبت کند. گفتم چرا؟ گفت ایشان نزدیک پنج سالی است که زمینگیر است و نمی تواند یک استکان از زمین بلند کند. ماجرا را تلفنی به خانم پرستار گفتم و ایشان نفرین می کرد که چه کسی به این فرد ذلیل رحم نکرده و از اسم ایشان برای شیادی استفاده کرده.خلاصه گفت کلی شرمنده تلفن را گذاشتم. حالا خانم قادری من از شما واقعا معذرت خواهی می کنم و نمی دانم چه کسی از شما سواستفاده کرده است. ولی اسم و آدرس و تلفن شما را داده است. به هر حال من وقتی دیدم فروشنده و همسرش قانع شدند و شرمنده که من را طلب کرده اند و رفتم و در ضمن به ایشان سپردم از نسیه داده امتناع کند و یا درخواست مدرک معتبر نماید و بیرون آمدم. از سال 1388 تا به حال ذهنم درگیر این موضوع بود که چه کسی این نامردی را در حق اسم من کرده و مادرم تا جایی که آه و سوز دعاهایش یاریش می کرد نفرین فاعل را می کرد.
اما در این ماه مبارک گویی زنگ بیداری وجدان زده شده و فردی که این نامردی را کرده بود یادداشتی را گذاشته بود که درخواست حلالیت کرده بود و ظاهرا دانشجویی بود که نفهمیدم اسمش چه بود اما دیدم نوشته اش حاوی پشیمانی عمیقی بود. حالا نمی دانم با فروشنده مانتو چه می کند چون مانتوفروشی چندسالی است جمع شده . خوشحالم هر کسی بود به اشتباهش اعتراف کرده و امیدوارم دیگر چنین بی وجدان و نامردی در حق کس دیگری روا ندارد.
همکاری داشتم که هم اکنون بازنشست شده است. وی فردی زرنگ از لحاظ کسب و کار بود و برای اداره کتابفروشی که در دانشگاه امتیازش را گرفته بود از دانشجویان برای اداره آن مکان کمک می گرفت. در یکی از ماه های رمضان فکر کنم سال 1385 بود که از نگهبانی به ایشان زنگ زدند و گفتند نامه ای برایتان گذاشته اند. ایشان رفت نامه را گرفت و وقتی بازش کرد مبلغ 850هزار تومان چک با یادداشتی داخل پاکت نامه بود که برای چندنفری که آنجا بودیم خواند و گفت واقعا شوکه شدم.چه کسی بوده ازمن این دزدی را کرده و من نفهیمدم. در یادداشت آمده بود که برای شما کار کردم و از شما به دلیلی کینه به دل گرفتم این مبلغ را دزیدم حالا پس از چند سال پشیمانم و به حق این ماه مبارک صدایش را درنیاورید.
به هر حال اینجا می توان گفت بشر جایزالخطاست و آگاه شدن و احساس اشتباه و گناه کردن و توبه نمودن نقطه عطف و مثبتی به شمار می رود. خداوند مهربان از سر تقصیرات همه درگذرد.
من همیشه از آن فرد که هرگز ندانستم کیست ناراحت بودم. ولی اکنون که اظهار پشیمانی کرده و این ماه مبارک فرصت آگاهی و بیداری وجدان را به وی داده، باید پاس داشت. اما کاش انسان ها به خاطر کینه به دل گرفتن از یکدیگر چنین اعمال خلافی اخلاق و وجدان را انجام ندهند و جرات بیان نظرات و دیدگاه خود را داشته باشند. البته من فکر می کنم که بیشتر از کینه به دل گرفتن که توجیهی بیش نیست آلوده بودن دست های صاحبان آن دزدها به دزدی است. خداوند همه بندگانش را مشمول هدایت خود قرار دهد.
موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی
در حین انجام کارهای روزمره در کتابخانه و تعامل و ارتباط با مراجعه کنندگان مواردی دیده می شود که نمی توان به آسانی از فکر کردن و بی توجهی به آنها چشم پوشی کرد. به ویژه جایی مانند بخش مرجع که نسبتا بخش شلوغ و پرمراجعه ای است. خانم میانسالی برای تحویل پایان نامه به کتابخانه مراجعه نمود چون چند نفر برای اصالت سنجی پایان نامه در نوبت بودند حدود یک ربع طول کشید تا نوبت به ایشان رسید. در این یک ربع حدود پنج بار موبایل آن خانم زنگ خورد و ایشان بدون توجه به محل بهانه ها و یا دلایلی را می آورد و تلفن را قطع می کرد. من ماندم و آن خانم پایان نامه دخترش بود که خودش نتواسته بود تحویل بدهد و مادرش تقبل زحمت نموده بود. گفت ببخشید خانم چندبار تلفنم زنگ خورد.راستش مادرم مریض و پیر است و ذلیل و ما فرزندان تقسیم کرده ایم که هر چند روز یکی از ایشان پرستاری کند و حالا نوبت من شده و من باید سه ساعت زودتر می رفتم. حالا که هنوز نرفته ام خواهرانم اعتراض می کنند و بعد شروع به دعا کرد از نوعی که من نمی خواهم اینجا از آن دعاها یاد کنم.
به خانم که خودش معلم بازنشسته بود و ظاهرا خیلی خسته به نظر می رسید گفتم استغفرالله.به جای این دعا بگویید خدا به ایشان رحم کند. به زبان کوردی الفاظی وجود دارد که تحت الفظی ترجمه کردن چنگی به دل نمی زند. آن الفاظ را گفتم و کارش را انجام دادم و از کتابخانه رفت. هنگام رفتن مصرانه التماس دعا می کرد و چندبار استغفرالله گفت و پشیمان از آنچه بر زبان آورده بود.
هنوز آن صحبت چند دقیقه ای و گفت و شنود در ذهنم است. خدایا وقتی روز مادر در تقویم نزدیک می شود هر چه شعر و نوشته و اثر هنری و آهنگ های مرتبط با مادر و آیه قرآن و دکلمه های کردی و فارسی و ترکی همه فضاهای مجازی را پر می کند و هر کس از سر وظیفه خود کادویی چه بسا گران قیمت را برای مادرشان می خرند و گویا برای قدردانی از زحمات مادرشان است که مادر آن ها را به خاطر نمی آورد.
مادر یا پدر وقتی به اولاد نیاز دارند که در شرایط جسمی و روحی قرار گیرند که آن وقت رسیدگی بی منتانه و از سر مهر فرزندی باشند. اما ظاهرا این ادای وظیفه در خانواده های سنتی و به دور از افاده های با کلاس ها و روشنفکرنماها بسیار بهتر انجام می شود و خانواده، آن نهاد همیشه پایدار آغوشش را برای
آنها باز می کند. نفس عمل و خدمت به والدین در شرایطی که به کمک نیاز دارند بسیار ارزشمندتر از کارهای نمادین و سمبلیک مناسبت های مختلف می باشد.
موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی
شاید واژه گزیده و سنجیده ای برای این متن نباشد. فعلا کلمه ای درخورتر از این عنوان نیافتم. کتابخانه و دفتری داشتم. کتابخانه ای شخصی که مجموعه ای از کتاب های تخصصی کتابداری مربوط به رشته ام را در خود جای داده بود. دسته ی دیگر از این مجموعه کتاب های زیبای روان شناسی و کاریکاتور و کتاب هایی در حیطه و تاریخی و فلسفه و ادبیات و در یک کلام گلچینی از کتاب های موضوع های مورد علاقه ام که هر کدام را از جایی گردآوری کرده بودم یا اهدا بود و یا از نمایشگاه های کتاب و یا از دستفروشی های شهرمان خرید کرده بودم.
در کنار این کتابخانه دفتری تدوین کرده بودم که سابقه نوشتن محتوای این دفتر به سن 18 سالگی ام می رسید و از اولین روزهای دانشجویی به هر کتابخانه ای که سر می زدم و یا در آن جا کارآموزی می کردم متن هایی متنوع و زیبا مانند گفته های بزرگان، اشعار زیبا و تاریخ برخی رویدادها و مانند آن را در آن یادداشت می کردم.
با تاسف الان چهارمین سالی است که کتابخانه و لپ تاپ و دفتر نگارش مجموعه ها از من گرفته شد و من مانند این که گوهر گرانبهایی از دست داده باشم، با تاسف از آن یاد می کنم.
اما زندگی درس های بزرگی به انسان یاد می دهد که دوباره باید ساخت ... دلتنگی غرق در گذشته های ناخوشایند است و باید نوشت و خواند و از آن گذشت. از دست دادن را باید تشابه با حادثه ویرانگری دانست که به هر دلیلی ممکن است روی دهند.
موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی
در صفحات مختلف محمل های اطلاعاتی اینترنت که سرعت بسیار زیادی از نظر بازپخش و تبادل بین کاربران دارند، نوشته های ادبی و سخنان و مطالب آموزنده وجود دارد که بسیار کاربرپسند هستند و جذابیت و گیرایی دارند و معولا از لحاظ رساندن پیام اصلی بسیار موفق تر از متن های بلند عمل می کنند.
بارها در وبلاگ ها و صفحات اینستا و تلگرام و سایت ها متن های کوتاه در قالب سخنان ارزشمند و یا محور موضوعی آورده شده اند. اما هر یک سخن مشترک در چندین جای مختلف به چند فرد منتسب شده است. مثلا جمله ای در جایی به گاندی و در جایی دیگر به چارلی چاپلین و در صفحه ای دیگر به شخص دیگر نسبت داده شده است.
عدم مطالعه و یا مطالعه های سطحی کاربران چنین امری را به وجود آورده است. در متون چاپی که مسئولیت نوشتن از سوی مولف و گردآورنده مشخص است، ذکر صاحب گفته ها مشخص است و هر گفته ای تقریبا در چندین منبع به یک فرد منتسب شده است.
موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی
در بین برنامه های تولیدی دیداری و شنیداری و یا در متون نشریه ها و منابع جاری گاهگاهی تیتری با عنوان های مختلف با محور مطالعه و کم شدن سطح مطالعه تولید و تهیه می شود. به جرات می توان گفت که از دریچه ی نوینی موضوع بازگشایی و پردازش شود و عموما تکرار گفته ها و نتایج تولیدهای پیشین است که به سمع و نظر مخاطبان می سد و مطلب تازه و بررسی و پردازش موضوعی جالبی به مطالعه نمی شود. نکته مهم اینجاست که نتیجه بحث از ابتدا مشخص است و ضمن این که پافشاری بر کم شدن مطالعه دارند تقصیر و مقصر اول خواندن و مطالعه را شبکه های اجتماعی و اینترنت می دانند.
ابتدا باید توجه داشت که مطالعه از خواندن تاحدودی جداست. خواندن به نوعی نگاهی از سر تفنن و لذت و پرکردن اوقات فراغت است که تمرکز کمتری از لحاظ جملات وجود دارد و بیشتر یافتن پیام اصلی نویسنده است حال برای کسب اطلاعاتی در زمینه موضوعی پزشکی باشد یا پرکردن وقت بیکاری با خواندن رمان و یا کتاب های ساده روان شناسی و اجتماعی و تاریخی و موضوع های دیگر در جهت کسب مهارت های جدید برای زندگی. کاربردی ترین مثال مطالعه در زمینه کرونا و راه های پیشگیری و درمان بود که تقریبا سه سال اخیر جمعیت زیادی روزانه وقت خود را به آن اختصاص می دادند.
درحالی که مطالعه نوعی بینش خاص و تمرکز جدی بر موضوع تخصصی است که خواننده با هدف معین مانند نوشتن مقاله، مطالعه ای تطبیقی، نگارش پایان نامه منابع اطلاعاتی را از نظر می گذراند. مشخصا امروزه اینترنت و سایت های متنوع و شبکه های اجتماعی و پایگاه های اطلاعاتی و مجلات و نشریات الکترونیکی و سایت های مجازی در قالب کتابخانه های مجازی محمل های جدیدی از منابع اطلاعاتی هستند که دریچه نوینی را برای پژوهشگران گشوده اند که از نظر دسترس پذیری و سرعت بازیابی اطلاعات بسیار موفق تر از کتاب به شکل کلاسیک و نوع چاپی عمل می کنند.
افراد از طیف های مختلف تحصیلات و صنفی علاقه مندی بیشتری را در استفاده از منابع الکترونیکی و اینترنتی از خود نشان می دهند. هر چند تورق و خواندن کتاب چاپی لذت خاص خود را داراست اما به دلایلی مانند در دسترس نبودن ویرایش های جدید، قیمت بالای کتاب ها خوانندگان را به سمت نوع الکترونیکی سوق می دهد.
اما در رابطه با نوشته های مرتبط با مطالعه کم و یا برنامه های تحلیلی تاکید نگارندگان بر نوعی بدبینی و نگرش منفی است که اصولا سطح مطالعه بسیار پایین آمده است. به نظر می آید در مصاحبه ها و بیان نظرات یک طرفه و با سوگیری قضاوت می شود و می توان گفت این چنین نیست.
می توان به بیانی اظهار داشت مطالعه وجود دارد اما شکل مطالعه کردن از نوع چاپی به الکترونیکی تغییر یافته است. پرپایی نمایشگاه ها در مناسبت های مختلف و دادن تخفیف ها و امکان بازدید اقشار مختلف راهی برای تشویق مردم به مطالعه متون چاپی است. همچنبن معرفی کتاب به شیوه جذاب و دلنشین و سوق دادن دانشجویان و پژوهشگران به منابع جدید چاپی از دیگر راه های مطالعه چاپی می باشد. اکنون که ذائقه مطالعه از چاپی به الکترونیکی تا حدود زیادی تغییر یافته منابع الکرونیکی به شیوه ای نظام یافته در دسترس پژوهشگران و خوانندگان قرار گیرد. هر چند سایت های فراوانی در این امر گام برداشته اند اما کاستی زیادی از نظر دسترسی، پرداخت، ... وجود دارد.
دانش آموزان پتانسیل های ارزشمندی هستند که باید بر علاقه و عشق آنان به کتاب و کتابخوانی کار شود و با رشد بعد معنوی و روحی علاقه به مطالعه را در آن ها نهادینه کنیم.
موضوعات مرتبط: برای کتابداران ، اطلاعات عمومی ، نوشته های شخصی
اختصاص دادن وقت برای دریافت اطلاعات مورد نظر از اینترنت وقتی لذت بخش و خوشایند است که در کم ترین زمان ممکن نتیجه موردنظر به دست آید و به منابع و اطلاعات مورد نیاز دست یابیم. گاهی وقت زیادی از کاربران در مطالعه سایت های مختلف صرف می شود که کمترین نتایج را به دست می آورند. انبوه اطلاعات موجود در اینترنت و یافتن اطلاعات براساس نیازهای ما نیاز به دانستن میانبرهایی دارد که در زیر به برخی از آن ها اشاره می کنم. لازم به ذکر است که همین مطالب در اکثر سایت ها به بیانی دیگر ولی با همین مفهوم نشر داده شده اند.
موتور جستجوی گوگل از قویترین و قدرتمندترین موتورهای جستجو به شمار می آید، انتخاب اول هر کاربری است. در فرآیند جستجو صفحات وب را با سرعت بررسی کرد و ایندکس می نماید. برای دریافت اطلاعات دقیق برخی از موارد زیر می تواند به کاربرد در دریافت اطلاعات کمک نماید:
1- استفاده از علامت کوتیشن برای جستجوی دقیق
یکی از ترفندهای جستجوی حرفه ای در گوگل که می تواند بسیار کاربردی باشد، استفاده از علامت کوتیشن است. علامت کوتیشن یا نقل قول که آن را به این صورت: “[عبارت جستجو]” به کار می بریم، می تواند به جست و جوی دقیق کمک کند.
اگر خواهان آن هستید تا به دقیقا به دنبال یک جمله یا عبارت مشخص بگردید (بدون هیچ کم و زیادی) از علامت کوتیشن در جستجوی خود استفاده نمایید. مثلا اگر من به دنبال جستجو درباره نوع خاصی از اطلاعات درباره داروهای گیاهی باشم و بخواهم گوگل تنها نتیجه های مرتبط را نمایش دهد این گونه جستجو می کنم: “تاثیر دارویی گل ختمی ”.
در چنین شرایطی گوگل تنها آن صفحاتی که عبارت داخل کوتیشن مارک یا علامت نقل قول دارد را به نمایش در می آورد. این ترفند برای زمانی بیشتر اهمیت پیدا می کند که به دنبال یک نتیجه کاملا دقیق و خاص هستید و هیچ گونه نتایج مشابه یا مرتبط دیگری را نمی خواهید.
2- علامت ستاره به جای واژگانی که نمی دانیم
ممکن است برخی از واژگان عبارت جستجوی خود را درست به خاطر نیاورید. یا ممکن است جست و جوی شما حالتی از ابهام یا کلیت داشته باشد. در این شرایط می توانید به جای واژگانی که به یاد نمی آورید یا حالت کلی دارند، ستاره بگذارید.
به عنوان مثال اگر در کادر جستجو این عبارت را بنویسید: مدیریت کتابخانه های * تهران.
علامت ستاره معمولا کاربردی برعکس علامت نقل قول یا کوتیشن مارک دارد. یعنی برای مواقعی که جستجوی شما دارای ابهام و کلیت بوده یا به صورت دقیق از جزییات آن مطمئن نیستید می تواند به کار برود.
3- جستجو در محتواهای یک سایت
یکی دیگر از ترفندهای جستجوی حرفه ای در گوگل، جستجو در محتواهای یک سایت به خصوص است. گوگل این امکان را فراهم کرده تا بتوانیم نتایج جستجو را محدود به یک سایت خاص کنیم. در بسیاری از مواقع جستجو با گوگل در داخل محتواهای یک سایت خاص از ابزار جستجوی درون ساخت خود آن سایت هم بهتر کار می کند.
برای آن که در محتواهای یک سایت به خصوص جستجو کنیم، باید ابتدا این عبارت را در کادر جستجو تایپ کنیم: site:example.com
سپس با یک فاصله می توان عبارت مورد نظر را نوشت. اگر هم عبارت یا کلیدواژه ای را در جلوی آدرس سایت ننویسیم آن گاه گوگل هر صفحه ای از آن سایت را که ایندکس کرده به نمایش در می آورد.
4- جستجوی فایل های خاص
این مورد از ترفندهای جستجوی حرفه ای در گوگل می تواند برای محتوا نویس ها و کسانی که کار تحقیقاتی می کنند بسیار کاربرد داشته باشد. برای آن که گوگل فایل های خاصی را در نتایج جستجو نشان می دهد، می توان از عبارت filetype استفاده کرد.
مثلا اگر من قصد دارم مقاله ای درباره افراد کم تحرک پیدا کنم و تنها به دنبال فایل های pdf هستم، می توانم این گونه سرچ کنم:
filetype:pdf افراد کم تحرک
filetype:PPT ریاضی کلاس اول
نکته آن است که بعد از عبارت filetype: بدون هیچ فاصله ای باید پسوند فایل مورد نظر را نوشت (مثلا pdf، docx، ppt و…). سپس با یک فاصله می توان عبارت یا موضوع مورد نظر برای جستجو را تایپ کرد. در این صورت گوگل هر فایلی که با پسوند ثبت شده در رابطه با آن موضوع یافته باشد برای شما نشان می دهد.
5- مشاهده صفحات سایت ها حتی در صورت حذف شدنشان!
در بسیاری از مواقع ممکن است یک مطلب از روی یک سایت حذف بشود. این اتفاقی است که در سایت های خبری و خبرگزاری ها نظیر آن را زیاد داریم. یا آن که ممکن است سرور سایت به هر دلیلی دچار مشکل بشود و نتوان به مطالب آن دسترسی پیدا کرد.
راهکار این شرایط آن است که از صفحات ایندکس شده در گوگل کمک بگیریم. گوگل صفحات مربوط به نتایج را در حافظه ای نگهداری می کند؛ این ویژگی به ما کمک می کند تا به صفحاتی که حذف شده یا در دسترس نیستند دست بیابیم.
برای این کار کافی است پیش از آدرس سایت یا صفحه اینترنتی مورد نظر خود عبارت cache: را بنویسیم. مثلا بنویسیم cache:alocontent.com. با این کار قادر خواهید با تا آن صفحه یا سایت را به شیوه ای که در گوگل ایندکس شده ببینید.
6- در جستجو از کل به جز بروید
یکی دیگر از ترفندهای کاربردی جستجوی حرفه ای در گوگل آن است که در جستجوی خود از کل به جز برویم. به عبارت دیگر بهتر از هنگام جستجو ابتدا از کلیدواژه های ساده و عبارت های کلی استفاده کنیم؛ اگر به نتیجه مطلوب خود نرسیدیم، آن گاه رفته رفته جستجو را جزیی تر کرده و از کلمات کلیدی طولانی تر استفاده کنیم.
گاهی ممکن است نتایج مطلوب شما در همان عبارت های کلی و جستجو با کلیدواژه های ساده به نمایش در بیایند. با استفاده از این ترفند می توانید زودتر به این نتایج دست پیدا کنید.
7- جستجو در نتایج یک بازه زمانی خاص
این مورد یکی از خاص ترین و حرفه ای ترین ترفندهای جستجوی حرفه ای در گوگل به شمار می آید. اگر می خواهید جستجوی خود را به صفحات ایندکس شده در یک بازه زمانی خاص محدود کنید، از این ترفند استفاده نمایید.
این ترفند این چنین است که پس از عبارت مورد نظر خود، تاریخ دو سال را نوشته و در بین آن ها دو نقطه «..» می گذارید. مثلا اگر من به دنبال بازی های جام جهانی بین سال های 1966 تا 1982 باشم .
https://www.uplooder.net/files/88b6445d54a08ad8c9efef0d616e1f7c/I-94486.pdf.html
https://www.uplooder.net/files/856740f3731cb97ba27dbe48e38c4900/isi-2.pdf.html
https://www.uplooder.net/files/d704f9e124df5b683789a3dacaf64612/159024596.pdf.html
موضوعات مرتبط: برای کتابداران ، نیازهای پژوهشی دانشجویان ، اطلاعات عمومی ، نوشته های شخصی
از جمله کتاب هایی که در سال های اخیر دستمایه نوشتن بسیاری از تحصیل کرده ها شده و در نوشتن گویی مسابقه به راه انداخته اند، نوشتن فرهنگ می باشد. فرهنگ یا واژه نامه در فرهنگ معین چنین آمده تعریف شده است:"( ~. مِ) 1 - کتابی که معنی واژه ها و اصطلاحات و معادل های یک یا چند زبان را به دست دهد. 2 - فرهنگ ، لغت نامه ."
فرهنگ لغت به مجموعه ای از لغات و واژه هایی که در حیطه موضوعی خاصی به کار گرفته می شوند گفته می شود که بسته به هدف مولف و گردآورنده دامنه کابردی آن متفاوت است به گونه ای که برخی از فرهنگ به مانند فرهنگ دهخدا عمومی و جامع و دارای کلیه اجزای یک مدخل اعم از ریشه و تلفظ و معنی و شواهد شعری و نثری و قرآنی و ... است و یا ممکن است یکی از خصوصیات یک فرهنگ را مدنظر قرار داده باشد مثلا فقط مفهوم.
فرهنگ ها برای دانستن معنی لغت نگاشته می شوند که مراجعه کننده برای رفع نیاز پژوهشی و یا اطلاعات عمومی به آن مراجعه می نماید. این فرهنگ ها کتاب های قابل استناد و علمی هستند که ماندگار هستند و چنانچه متون مختلف علمی را مطالعه می نمایید به کرات در مقاله ها و پایان نامه ها و یا کتاب های در آغاز مبحث ها از تعاریف فرهنگ های لغات مرتبط با موضوع کمک گرفته می شود.
از یک دیدگاه کلی فرهنگ به دو گروه تخصصی و عمومی تقسیم می شوند که نوع عمومی جامع و فشرده را شامل می شود. فرهنگ های تخصصی هم از عنوان شان مشخص است که صرفا لغات یک زمینه خاص علمی را تحت پوشش خود می گیرند.این فرهنگ ها هر کدام می تواند در قالب های تک زبانه، دوزبانه، چندزبانه، لغت بصری(تصویری)، مینی واژه ها و اصطلاحنامه ها چاپ و منتشر شوند.
چند سطر فوق یک تعریف کلی از فرهنگ های لغت بود. چند سالی است که کتابهای بیشماری از سوی افراد مختلف وارد بازار نشر می شود که تند تند جمعی از لغت ها و واژه ها از دل یک فرهنگ بزرگتر بیرون کشیده و نامی زرق و برق و پرطنطنه و عنوانی کلی برآن می نهند که آن نام چون سری سنگین بر اندام لرزان است و نمی تواند ابدا بیانگر محتوای اندک و ناقص باشد.
درون مایه های فرهنگ های لغات باید پربار باشد. هر کس هر فرهنگ لغتی که می خواهد بنویسد باید احاطه دانش کامل بر آن لغات از حیث معنی و کاربرد آن ها داشته باشد. مطالعه ای بر فرهنگ های قبلی که کار شده و عموما باید بپذیریم بسیاری از فرهنگ های قدیمی بسیار با احتیاط تر و با آرامش خاطر و اثرماندگاری نوشته شده اند تا فرهنگ های کنونی.
برای هر فرهنگ لغت داشتن یک مقدمه جامع که راهنمایی کلی در خصوص شیوه جمع آوری لغت ها، طرز استفاده از واژه نامه که آیا ترتیب آن الفبایی یا موضوعی یا تاریخی است داده شود. مقدمه لغت نامه باید آنقدر درست و خالی از اشکال نوشته شود که مراجعه کننده یا کتابدار به راحتی بتواند مدخل های لازم را بیابد.
همچنین اختصارات و علامت ها و توضیحات آن فرهنگ هم در چند ورقی بیان شوند. اگر واژه نامه تصویر دارد تصویر دقیقا مقابل واژه موردنظر گذاشته شود. فرض کنید فرهنگ لغات گیاهان دارویی. چندصفحه ای که لغات پرورش معنی شده اند و توضیح داده شده اند. مابین صفحات چند عکس گل را قرار داده مشخص نیست این تصویر کدام گیاه و گل است. در چنین فرهنگ هایی باید واژه یکسان توضیح و معنی شوند نه این که برای یک مدخل چند صفحه و برای مدخلی دو کلمه. توزان در کار الزامی و نشانه تبحر و احاطه دانش مولف بر مدخل هاست.
قبل از چاپ از صاحب نظران و فرهنگ نویسان تقاضای بازبینی و یا نوشتن مقدمه ای کوتاه شود. همچنین به خوانندگان با دادن راه های ارتباطی امکان پیشنهاد و انتقاد و توضیحات قوی و لازم بر نقاط ضعف کتاب داده شود.
گاهی فرهنگ هایی را مشاهده می نمایم که تعجب می کنم چگونه خود مولف به خود اجازه چاپ چنین کتابی را داده است؟ مثلا در کتابی عنوان شده بود فرهنگ دوزبانه کردی فارسی کتابی 150 صفحه ای و با معانی ناقص و گاهی غلط.
کسی مانند استاد هژار کتاب هه نبانه بورینه را که نوشته احاطه کامل بر لغات گویش های زبان کردی را داشته .مقدمه ای جامع و شیوه نگارش و جمع آوری لغات را بیان کرده است و یا استاد دهخدا و یا معین و یا فرهنگ لغت حییم که هنوز هم مراجع مادر لغت به شمار می روند. خواننده به معانی اکتفا و اعتماد می کند و نه شک. در حالی که واژه نامه بیشماری چاپ شده اند که خالی از اشکال نیستند و گاهی مولفی با داشتن دانشی دیگر به خود اجازه نگارش در حوزه ای دیگر می دهد که مشکل را صدچندان می کند.
موضوعات مرتبط: برای کتابداران ، اطلاعات عمومی ، نوشته های شخصی
بشر لوح و سنگ نوشته و طومار گیاهی و کاغذ و نهایتا محمل های الکترونیکی را برای انتقال اندیشه ها و افکار خود به کار برده است و بخشی از سازماندهی این اندیشه ها و رساندن افکار را کتابداران و کتابخانه ها در مسیر طولانی تاریخ و تمدن برعهده داشته اند.
کتاب ها و محصولات فکری و معنوی که حاصل اندیشیدن، پژوهش هستند و به کتابخانه ها می آیند باید موضوع دهی شوند و این دادن موضوع از گم شدن رگه های فکر و اندیشه جلوگیری می کند.
سالیان درازی است که کتابخانه ملی برای یکدست کردن کار فهرست نویسان در سطح ایران این کار را برعهده داشته و چون کمک کاری به فهرست نویسان کمک می کند.درست است که استفاده از کاربرگه های کتابخانه ملی در تسریع مرتب نمودن و جای گرفتن کتاب ها در رده های موضوعی و نهایتا آماده سازی کتاب کمک شایان توجهی می کند و از طرف دیگر باعث یکدستی در سطح کتابخانه های کشور در موضوعات منتخب برای کتاب ها می شود و به نحوی وحدت معنی ایجاد می کند اما خالی از اشکال نیست به ویژه در حوزه علوم انسانی.
مفاهیم در حوزه علوم انسانی درهم تنیدگی خاصی دارند و وابستگی های معنایی و مفهومی بخشی از این ماجراست. همچنین تفکیک کامل موضوعی در کتاب های یکدست مشکلی ندارد. مثلا کتابی که صرفا بحث معاد، یا موضوع کلی مبانی یکی از علوم را بیان کند مثلا مبانی جامعه شناسی. میانی روان شناسی و اصول علوم سیاست.
موضوع وقتی معنادار می شود که کتابی از چندین شعاع محوری موضوعی را نمایان می کند و بحث و توضیح پیرامون آنها ارائه می کند. کتابدار کتابخانه ملی یکی از موضوع ها را پررنگ تر دیده و آن را اولین موضوع انتخاب می کند در حالی که همه نوشته های کتاب از یک بعد مساوی پرورش معنا داده شده اند و گاهی موضوع کلی تر باید انتخاب شود به نسبت موضوع انتخاب شده.
گاهی با فقدان وجود یک کلمه موضوعی در سرعنوان موضوعی مواجه می شویم. به ویژه در نوشتارها و ادبیات های محلی که باید با سرعنوان های موضوعی فارسی رده بندی شوند. یادم می آید در جلسه ای بودیم. حاج آقای ترک زبانی سخنرانی می کرد. به جایی از سخنانش که رسید گفت این کلمه را نمی دانم در فارسی چه بیان کنم در ترکی این واژه مناسب است و برای بیان آن مفهوم از واژه ترکی استفاده کرد. مثلا در کردی دایکه که م کلمه ای است که در زبان عربی معادل ام ابیهاست و ولی در سرعنوان های فارسی نمی توان واژه ای مناسب این موضوع را یافت.
مشکل اینجاست که قسمتی از سرعنوان های موضوعی باید دوباره کار شوند و موضوع های جدید اضافه شود که انجام نمی شود. کتابخانه ملی هم یکی دوباره به ایمیل و فیدبک ها با احترام جواب می دهد. بعد از چند بار پیام های رسیده را نادیده می گیرد.
به هر حال هدف از فهرست نویسی و رده بندی در اختیارقراردادن منابع اطلاعاتی و کتب و دانش در اختیار دانش پژوهان است و ما با دادن موضوع های کلی و مرتبط سعی در حل مشکل داریم ولی این نهایت راه حل نیست.
موضوعات مرتبط: برای کتابداران ، اطلاعات عمومی ، نوشته های شخصی
از وقتی مسئولیت بررسی اصالت سنجی پایان نامه ها به مسئولیت های قبلی ام افزوده شده، هر روز تعداد زیادی از فایل های ورد دانشجویان را که به جهت این امر برایم می آورند، مشاهده و بررسی می کنم.
آن ها را که باز می کنم ضمن در نظر گرفتن رعایت ساختار ظاهری پایان نامه، به قرائت شان می پردازم. پایان نامه هایی که محصول نوشتن خود فرد دانشجو هستند بوی اصالت می دهند. مثل این که نگارنده سخنی برای بیان داشته باشد یا جرقه ای برای شکفتن ایده ای و اما آنها که نوشتن شان از سر رفع تکلیف است و گاهی متون و لابلای کلمات جملات بوی تکرار می دهد. کپی پیست پررنگ است و بارها شده حدسی گفته ام دانشجوی عزیز پایان نامه شما حدود مثلا 40 درصد تشابه دارد و بعد که به سیستم زده ام، رقمی حول و حوش این به دست آمده است.
پایان نامه ها تکیلفی برای نگارش علمی مبحثی مفید هستند که نوآورانه در خدمت رشته و جامعه علمی و نهایتا کاربردی کردن نتایج پژوهشی در تصمیم های مدیران و راهکارهای نوین التیامی برای رگه هایی از دردها و رفع نیازهای فردی و اجتماعی. گویی فلسفه این نگارش از یاد رفته و این مهم به نوشته ای از جنس کپی و رفع تکلیفی برای گرفتن نمره و نهایتا گرفتن مدرک بدل شده است.
آنچه از اصالت سنجی نصیب من شده است علاوه بر خستگی فکری و توضیح های مکرر در رابطه با اجزای پایان نامه، رفع اشکالات انبوهی از دلایل غیرمنطقی، و گاهی اغراق نکرده باشم بیشتر از استاد راهنما وقت زیادی از من را می گیرند. به دانشجوی محترم فلسفه این نگارش، توضیح برخی عناوین و نحوه نوشتنشان را به شیوه ای مستقیم و غیرمستقیم آموزش می دهم.
معمولا پایان نامه های رشته های فنی و علوم پایه و درصد کمی از رشته های علوم انسانی در همان مرحله اول تایید صلاحیت می شوند اما تعدادی از فایل های بارها مردود می شوند تا نتیجه لازم به دست آید.
پایان نامه یک نوشته علمی است و پشتوانه این نگارش مطالعه منظم نوشته های پیشین در ارتباط با موضوع نگارش، علاقه و داشتن انگیزه است. دادن بخش آماری و تجزیه و تحلیل آن توسط متخصص آماری اشکالی ندارد و حتی لازم است به افراد متخصص سپرده شود. اما فصل های اول و دوم و سوم و پنجم بر عهده دانشجوست که با راهنمایی استاد راهنما که به انجام برساند.
موردی که بیشتر از هر چیز در این اصالت سنجی مشکل ایجاد می کند درخواست ها و دستورهای غیرمنطقی برخی اساتید محترم است که درخواست می کنند بخش دوم پایان نامه حذف شود. بارها توضیح داده ام این امر غیرمنطقی و امکان ناپذیراست و کلیه اجزای نگارشی پایان نامه باید اصالت سنجی شوند. هدف از این کار تولید محتواهای علمی با استناد به مقاله های جدید و نتایج نوشته های نوین است نه کپی برداری های مکرر از سایر پایان نامه های پیشین و یا حذف بخش هایی از متن. سوق دادن دانشجو به مطالعه و شناساندن سایت های علمی و پایگاه های اطلاعاتی از طرف استاد راهنما راهی برای مطالعه و دریافت مقاله ها و نوشتن متن های علمی جدید است.
موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی
مجله را که باز می کنم با نوشتارهای معلمان سابقم روبه رو می شوم. نوشته هایی در حد نوشتن انشایی در موضوع خاصی با حس تجربه، از سر بازنشستگی و اندکی فرصت و شاید این نوشتارها جامانده هایی از تدریس سر کلاس شان باشد که این فرصت را غنیمت شمرده و آن را بهانه ای برای سرزنده بودن نام و روح پرتلاششان به کار می گیرند.
نوشته ای از معلم ریاضی می خوانم. اینجا دیگر حق انتقاد نیست چون معلمی در ذهنم جا دارد که صدای تدریس و زبان بیانش و حس مسئولیت پذیری اش هنوز طنین هایش به گوشم می رسد.
بیان احساس تنهایی الهامی است از نوشته های صادق هدایت و بزرگ علوی و .... مقاله ای دیگر را باز می کنم انشاوار خانم معاون مدرسه که همیشه هم و غمش صفوف مرتب کلاس هایش و اداره مرتب مدرسه بود این بار که بازنشسته شده است قلم را برداشته و خواننده را به روستای اجدادیش می برد و آن حس سابلاغی بودن و تعصبش را به یک دهاتی اصیل بدل می کند و آن جا چون کوچ نشینی همه شادی و غم و مراسم های مختلف و آداب و رسوم را تند تند انگار که فرصت را از دست داده با کلمات شیرین و نثر موجز بیان می کند در مجله بیان.
نوشتن خوب است و حس ماندن و تدریس و سرزندگی را می دهد و چه زیباتر نسل فرهیخته ای باشد که آثار زحمتشان پرورش یک نسل است.
موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی
سال ها پیش مقاله ای در یکی از مجلات خواندم که ضمن بیان هدف و جایگاه ترجمه، رسالت مترجم در انتقال همان جملات و متن و رعایت امانت به یک نکته اشاره کرده بود که بهتر است کسی کار مترجمی می کند و متنی را برمی گزیند از زبانی غیر از زبان فارسی باشد چرا اکثریت مردم ایران زبان فارسی را می دانند و قادر به خواندن و درک آن هستند.
این روزها کتابهای بیشماری می بینیم که مترجمین آنها ، متن فارسی را که یک بار از زبان اصلی به فارسی برگردانده اند، به زبان های محلی ترجمه می کنند. حتی در انتقال این ترجمه قادر به ارائه ترجمه قوی نیستند و عموما ترجمه های ضعیف و بی کیفیتی هستند که از کلمات اصیل و جملات بی بهره هستند. در همه نوشته های تالیفی یا ترجمه بهتر و شایسته تر آن است که از ابتدا با مشاوره و کمک گرفتن از آرا و ایده های اساتید در غنی کردن محتوا و رساندن پیام خود هماهنگ شوند و بهره جویند.
تالیف و ترجمه و خلق یک اثر مکتوب تنها به هدف ماندن یک اسم جایز نیست. آن چه در حجم عظیم کتاب های در رده های موضوعی به ویژه علوم انسانی می بینیم ظاهرا پدیدآورندگان از رسالت اصلی خویش مغفول مانده و دل به یک اثر با نام خودشان خوش کرده اند که به عنوان یک امتیاز علمی از آن نام ببرند.
همچنین در ترجمه باید توجه کرد آن اثر کی و چه زمانی و به وسیله چه شخص یا ناشری ترجمه شده و حتما ترجمه های قبلی مطالعه و مرور شوند و نیز بهتر آن است که از دوباره کاری ممعانت شود.
موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی
دانشگاه های معتبر در همه نقاط دنیا به سبب مولفه ها و شاخص هایی مشخص شده اند و بدیهی است که درس خواندن و تحصیل و گرفتن مدارک تحصیلی از نوع دانشگاه ها نوعی امتیاز و حسی شیرین و ارزشمند برای صاحبان آن مدارک است. به شرطی که خود این شخص هم در مطالعه و تحقیق و قدرت تفکر انتقادی بهره مند باشد. صرف این که فردی که مقطعی تحصیلی را در دانشگاه صاحب نامی گذرانده باشد دلیلی بر باسواد بودن آن فرد نیست.
ساعت یازده و نیم شب بود که شخصی آشنا به موبایلم زنگ زد. تلفن را برداشتم و گفت می دانم دیروقت است چندبار به واتساپ تان زنگ زده ام برنداشته اید. گفتم از ساعت ده به بعد کار با اینترنت را تعطیل می کنم. حالا بفرمایید. گفتند دوست رشته فلان را می خواند. فردا امتحان دارد. اجازه می دهید تلفن شما را به او بدهم راهنماییش کنید .اجازه دادم .خانمی چند دقیقه بعد زنگ زد. گفت دانشگاه تهران ارشد درس می خواند. لیسانسش را هم دانشگاه تهران گرفته. در جلسات آنلاین شرکت کرده ام .اما نتوانسته ام یادداشتی از درس بردارم و ... .فردا امتحان جزوه باز داریم و ...
خوب به شیوه مصاحبه مرجعی با وی سر صحبت درسی را باز کردم. این جای تاسف بود که در مراحل اولیه متوجه شدم نکاتی که باید در کارشناسی مهارت های لازم را کسب می کرد نداشت. بنابراین به نکات کلی برای آزمون جزوه بازش اشاره کردم . گفتم شما باید مقالات به روز را بیشتر مطالعه کنید و سعی خود را بر تقویت زبان انگلیسی و مرور مقاله های انگلیسی بیشتری معطوف دارید. همچنین باید مانند یک سرآشپز ماهر که برای پخت هر غذایی دستورالعمل تهیه آن غذا را در ذهنش دارد، شما به عنوان متخصص رشته تعاریف علمی از لغات و اصطلاحات و زمینه های مرتبط داشته باشد و برایش آرزوی موفقیت کردم و از او خواستم در فرصتی مناسب به کتابخانه بیاید و برخی از راهنماییها را از نزدیک به ایشان بگویم. در فاصله نیم ساعت صحبت من با این دانشجوی عزیز من مرتب این جواب ها را می شنیدم که استادمان یکی از بهترین استادهاست و در خارج تحصیل کرده. من دانشجوی دانشگاه تهران هستم .
موقعیت تحصیلی به تنهایی نمی تواند دلیلی بر سواد و دانسته های علمی باشد به ویژه در عصر ما که دسترسی به برترین منابع علمی و دانشی در سطح دنیا در کمترین زمان مهیاست. اما ظاهرا این طرز تفکر به شدت ابقا شده است و زمان می برد تا جامعه علمی به دگردیسی بپردازد.
موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی
هر مولف و شاعر و مترجم و فیلمنامه نویس و به طور کلی پدیدآورنده هر اثری پیامی برای مخاطبش دارد و با شیوه ای که در خلق اثر می خواهد پیامش را بگذارد نهایت سعی و تلاش و استعدادش و امکاناتش را به کار می گیرد تا اثری ماندگار و قابل هضم و فهم روانه اندیشه و بازار فرهنگ کند.
حالا صحبت من اینجا نویسندگان و مولفین کتاب ها هستند. این روزها کتاب های جدیدی روانه بازار نشر می شوند که جای خوشحالی است که صاحبان اندیشه معرفت و شناخت علمی و حرف ها و ایده هایشان را به اثری مکتوب بدل می کنند. اما بازکردن کتاب ها و خواندن خط به خط نوشته ها این را می رسانند که اغلب نه همه - نویسنده یا صاحب اثر - مطالعه کافی نداشته و انگار احاطه کافی بر موضوع مطرح شده ندارند و یا اگر داشته باشند در انتقال پیام از ادبیات ضعیفی بهره مند بوده و مطالعه بیشتری باید در بیان مساله و پرورش موضوع داشته باشند.
شعر و نوشته های شاعرانی مانند سعدی قرن ها بعد از خودشان از خصوصیت سهل و ممتنع بهره مند هستند و در عین آسانی و فصیحی بیان مطلب ارزش خاصی ادبی را دارند. درست است که استعداد یک امر غیرقابل انکار است اما حتی در شعر گفتن شاعران که حالتی از الهام و حسی معنوی وجود و احساس شاعر را برمی دارد که شعرش را از حالت غنچه به شکوفه تبدیل کند الهام کافی نیست و دایره لغات و اصطلاحات تشبیهی و مطالعه شعر شاعران کلاسیک و معاصر الزامی است و در عین حال دانستن فنون و آرایه های ادبی هم بخشی از کار است.
از شعرهای سپید و شعر نو بسیار منتشر می شوند. گویی هر کسی که با منظره ای روبه رو می شود چند جمله احساسی را بدون کم ترین پشتوانه حس و منطق و پیام و صرفا بیان ظاهری منظره غم و شادی کلمات را در جملات می گنجاند و به اصطلاح شعر به سروده است.
در نثر هم حالت هایی مشابه وجود دارد. مثلا کتابهای ترجمه شده تخصصی را که می خوانید با طیف ناهمواری از بیان ترجمه روبه رو می شوید. گاهی گفته می شود از یک کتاب هر بخش به عنوان تکلیفی به کسی داده شده و این ترجمه های ناهمگون در یک عنوان به کتاب ترجمه شده به بازار می آیند که به نظر می آید خواندن متن اصلی لذت بخش تر از آن ترجمه باشد.
در نوشته ها باید از ادبیاتی برای بیان مطلب استفاده شود که رده سنی مخاطبان در نظر گرفته شود و اگر برای عموم مردم است یک نوجوان تا یک تحصیل کرده و یک فرد عادی پیام نویسنده را دریافت نماید که این کار از یک مطالعه مرتب و خواندن موضوع های مرتبط با نگارش کتاب ممکن می شود.
موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی
نووسینه وهی مندالان: پولی یهکهمی سهرهتایی
کم نیستند معلمانی که با عشق درس زندگی و سواد را به دانش آموزان می دهند و در کنار شغل معلمی استعدادهای نهفته خود را نیز به کار می گیرند تا سنگ تمام بگذارند.
معلمی از مهاباد به نام آقای کامران رشی متولد ۱۳۵۳ متولد روستای قم قلعه مهاباد شاعری تواناست که امسال آخرین سال تدریس وی است. ایشان در دانشسراهای تربیت معلم درس خوانده اند و بیشتر تدریس وی در پایه اول مقطع ابتدایی بوده است.
دارای تحصیلات کارشناسی علوم تربیتی از دانشگاه پیام نور مهاباد هستند. علاقه وافری به شعر دارند و شاعر توانایی هستند که اشعار زیبایی را برای بچه ها و کودکان می سرایند.
اولین کتاب وی در سال ۱۳۹۵ به نام الفبای نوشتن منتشر شده است.کتاب دیگرش مجموعه اشعار دیگری هم به نام هەنار منتشر کردە است کە تعدادی از شعرها با چیرە دستی از اشعار آقای مصطفی رحماندوست و ناصر کشاورز ترجمه نموده است. سایر شعرها سروده خودشان می باشد که آهنگی زیبا دارند و در راستای هدف آموزش مفاهیم هستند.
با آرزوی موفقیت بیشتر برای این معلم کوشا و شاعر توانا.
موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان ، نوشته های شخصی
دو هفته پیش چندین کارتن کتاب تحویل قسمت خدمات فنی دانشگاه داده شد. وقتی پرسیدم این کتاب ها را چه کسی اهدا نموده است مسولین پاسخ دادند با توجه به این که یکی از شعبه های دانشگاه علمی کاربردی سطح شهر منحل شده است این کتاب ها تحویل دانشگاه شده اند. وقتی کتاب های اهدایی - که برخی در کاتون ها گذاشته بودند و تعداد زیادی هم فله ای روی زمین ریخته شده بودند - را بررسی کردم متوجه شدم که هر چیزی که کاغذ در آن مجموعه به عنوان کتاب وجود دارد از یک روزنامه باطله تا مجله و دفتر یادداشت و جزوه نویسی و جزوه ها و بروشورهای تبلیغاتی تا کتاب ها. حدود سه روز طول کشید تا کتاب های انگلیسی و فارسی را بیرون بکشم و جدا کنم و امروز ثبت آنها در دفترهای ثبت انجام گرفت که مرحله بعد فهرست نویسی و ثبت کامپیوتری و آماده سازی می باشد.
چند مورد که باعث شد این چند خط را بنویسیم این بود که آن چه از این مجموعه مشاهده می شد کسی که تحصیلات کتابداری نداشته آنجا را اداره کرده چون اگر کتابداری با تحصیلات مرتبط مسئول بود فرق بین یک جزوه بی اعتبار و کتاب را می دانست. نکته دیگر آن بود که اصلا کتاب ها ثبت نشده بودند فقط بدون توجه به نوع مدرک و این که ممکن مالکیت سازمان دیگری داشته باشد به آنها در صفحه عنوان مهر کتابخانه و نام دانشگاه را زده بودند.
اما ناخوشایندتر از این موارد، تعداد تقریبی پنجاه نسخه کتاب کتابخانه دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد که مهر و شماره ثبت کتابخانه ما را داشت و عموما در رده موضوعی مدیریت و حسابداری بود یافتم که به مجموعه برگرداندم. نکته اخلاقی جداکردن برچسب بارکد و عطف کتاب بود که این مالکیت را به فکر خودشان قانونی سازند.
تعداد سه نسخه کتاب کتابخانه عمومی شیخ شلتوت مهاباد نیز در مجموعه اهدایی وجود داشت که آن سه نسخه را هم جدا کردم و در فرصتی مناسب به کتابخانه عمومی برمی گردانم.
تعدادی نیز کتاب از جاهای مختلف کتابخانه های استان و تهران بودند که آنها قابل بازگشت نبودند.
یاد حکایتی افتادم که مضمون حکایت آن است که روزی شاعری قصیده ای در مدح پادشاهی خواند. پادشاه از آن قصیده بسیار مسرور شد و لیکن گفت قصیده به رمه ای می ماند که اگر افسار از آن برداری هر شتر به رمه خود و هر گوسفندی به گله خود باز آید چون هر بیت و مصراع آن را از شعر شاعری گرفته بود. متاسفانه یادم نیست کجا این حکایت را خواندم که اصلش را اینجا بیاورم.
موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی
چند روز پیش مطلبی خواندم که برایم تامل برانگیز بود و با خودم فکر کردم کاش می توانستم مطلبی شایسته و بایسته در خصوص آن مطلب به سایت بفرستم و آن مطلب من در جواب و به نحوی همراهی و ارائه پیشنهادهایی برای موضوع مطرح شده باشد. ولی خوب یادم آمد که من یک کتابدار هستم و هرچند که کتابدار مانند یک پزشک عمومی در رشته ها جایگاهی بین رشته ای دارد ولی وقتی انبوه مترجمان و نویسندگان و صاحب نظران زبان شناسی حضور دارند دیگر سخن من کمی دخالت بی جا و شاید نخود هر آشی شدن باشد. اما این جا این کلبه کوچک هر چند خواننده کمی داشته باشد احتمالا بهتر باشد.
آقای دکتر ابریشمی در یادداشتی بسیار موجز و مختصر به ترجمه های اشتباه اسامی خاص پرداخته و چند راه حل را بیان کرده اند. تمام. دیگر نه نظری از خوانندگان دیدیم و نه تکمله و نه یادداشتی پیرامون آن موضوع.
چندی پیش هم خانم دکتر صراف زاده همین مطلب را طور دیگر عنوان کرده بودند.نامهای زیبایی که در فرهنگی دیگر اسباب تمسخر میشود.
اسم خاص(proper name) در مقابل اسم عام(commen name) قرار می گیرد. تعاریف متعددی برای این دو نوع اسم در فرهنگ های لغت شناسی ارائه شده اند که تقریبا متشابه یکدیگرند. در دائره المعارف ویکی پدیا این اسم خاص بدین شکل تعریف شده است :"اسم خاص یا اسم عَلَم ( Proper Noun) اسمی است که تنها به یک مؤلفه از یک گروه اشاره میکند. برای نمونه لندن، زهرا هر کدام اسم خاص هستند که تنها به یک فرد از گروه خود اشاره میکنند؛ به ترتیب لندن به یک شهر مشخص و زهره به یک سیاره مشخص اشاره میکند"
در اصطلاح لغتشناسی به اسمی که ویژۀ یک شخصیت، مکان یا کتاب میباشد، اسمِ عَلَم میگویند (اسم عَلم در اصطلاح دستور زبان فارسی، اسم خاص نامیده میشود). غالباً فرهنگهای لغت، توضیح دربارۀ اعَلام را در بخشی جدا از واژهنامه میگنجانند. اعَلام پس از واژهنامه جای گرفته و به دو بخش تقسیم شدهاست.[۱]
- اعَلام آثار
- اعَلام اشخاص
و نیز در فرهنگ واژگان زبان شناسی کاربردی اسم خاص اسمی که مکان، شخصی یا حیوان مشخصی را نشان دهد و شکل دستوری خاصی از یک اسم عام را ندارد.اسم عام هم به طبقه ای از موضوعات یا مفاهیم اشاره دارد(صندلی، زیبایی)[2].اسامی خاص در هر متنی اهمیت ویژهای دارند، زیرا یکی از عناصر مهم بازتابدهندة فرهنگیاند.
اسامی خاص و ترجمه بیان آن ها در متون و جایگاه های تازه در زبان های دیگر موضوع تازه ای نیست و مختص یک زمان و مکان هم نیست. بدیهی است که اسامی خاص بازتابی از تاریخ، فرهنگ، زندگی اجتماعی و فردی است و شاید یک اسم بار یک مقوله فرهنگی یا تاریخی را بر خود حمل کند و مردم یک دیار به همان اندازه برای یک اسم تقدس و احترام مثلا در مورد اسامی دینی و آیینی قائل شوند.
در نوشته ها و مقاله های فراوانی ترجمه اسامی خاص به عنوان یک مشکل در ترجمه های جدید پرداخته شده است. در بیشتر مقاله ها متفاوت بودن اصوات و واج ها و حروف الفبایی اشتباهات را رقم می زند. به ویژه در اسامی که حروف پ،چ،گ،ژ دارند.
کسی که کار ترجمه را بر عهده دارد با روش های مختلفی از یک مرز علمی و استاندارد تا یک امر سلیقه ای می تواند عمل کند. مقاله ها و نوشته های فراوانی در باب این مبحث نوشته شده اند. همه این مطالب تقریبا یک سیر و یک دیدگاه را بیان می دارند و آن این است که اسامی خاص ترجمه نمی شوند. در برخی از مقاله ها پیشنهاداتی ارائه کرده اند که در لینک های زیر مشاهده می نمایید:
ترجمه اسامي خاص: مشکلات و راهکارها
بررسی راهبردهای برگردان اسامی خاص ...
اسامی خاص ایتالیایی را چگونه ترجمه کنیم؟
-به نظر اینجانب ترجمه اسامی خاص کاملا اشتباه است و باید اصل کلمه را با آوا نویسی و تلفظ آن کلمه ذکر است. ترجمه های نامانوس و بیگانه از فرهنگ و زبان ناراحتی و تالم ذهنی و روحی ایجاد می کنند. شاید کلمه ای در زبان محلی معنی دلنشینی داشته باشد و در ترجمه تحت اللفظی ترجمه ناخوشایند و کریهی داشته باشد. در متون ترجمه ای همان اسامی آورده شود و اگر لازم بود اشاره شود که به معنی فلان کلمه است و اگر پیشینه فرهنگی و جغرافیایی و یا تاریخی را بردوش خود حمل می کند در پانویس ها به آن پرداخته و اشاره شود. در بسیاری از فرهنگ های جغرافیایی یا جاینامه ها (gazetteer) که فرهنگی یا راهنمایی جغرافیایی است که همراه یک نقشه یا اطلس از آن استفاده میشود، اسامی جغرافیایی دقیقا بر اساس تلفظ زبان های مردم بومی نوشته شده و برای تلفظ آوانویسی شده اند.
-تدوین یک آیین نامه یا در نظر گرفتن اصل کلمات و شیوه آوانگاری که استانداردی برای کسانی که در راس امور هستند که یکدستی داشته باشد و از تکرار اشتباهات جلوگیری به عمل آید.
- حضور صاحب نظران و متخصصان حوزه زبان شناسی یک امر مسلم و ضروری است. کسانی که به نحوی در امر نگارش، تحقیق و پژوهش فعالیت می کنند و از سواد و داشتن آگاهی ها و اطلاعات عمومی حوزه های جغرافیایی و فرهنگی بهره مند هستند گره گشای چنین نوشتارهایی است.
همان طور که یک پایان نامه یا مقاله یا طرح پژوهشی پس از بیان مساله و شکافتن موضوع و بیان پیشینه ها به سرانجامی می رسد و نهایتا نتیجه پژوهش و محدودیت ها و بیان پیشنهاداتی را می آورد، در رابطه با موضوع هایی که در سایت های عمومی و پرمخاطب بیان می شود، لازم است چنین رویه ای دنبال شود تا با تفکر جمعی ماحصلی شایسته برای موارد مشابه بعدی مطرح شود.
1.اعضای شورای برنامه ریزی و گروه تألیف (۱۳۹۷). فارسی و نگارش ویژۀ مدارس استعدادهای درخشان پایۀ هشتم دورۀ اول متوسطۀ. چهارم. تهران: شرکت افست. ص. ۱۵. شابک ۹۷۸۹۶۴۰۵۲۴۶۲۶.
2.گرجیان، بهمن، مسعود خداپرست و شیوا مولونیا.اهواز:دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز،1387.
موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی
کم شدن مطالعه کتاب های چاپی یک واقعیت زندگی فرهنگی جامعه امروزی است. در کتابخانه ما نیز چون سایر کتابخانه درصد نیاز و مراجعه به کتاب های چاپی بسیار کم تر از قبل شده است و درصد کمی از دانشجویان و اساتید و کارکنان برای دریافت اطلاعات مورد نیاز به بخش مرجع و کتاب ها مراجعه می نمایند. بیشترین مراجعه هایی که در بخش مرجع برای کتاب های چاپی انجام می شود، مراجعه برای سرگرمی مانند کتاب های تعبیر خواب و یا یافتن نام مناسب برای مغازه یا اسم اشخاص است. گاهی هم مراجعین برای تکالیف درسی از کتاب های چاپی استفاده می کنند که رشته معماری از معدود رشته هایی است که اساتید آن همواره دانشجویان را به استفاده از این کتاب ها تشویق و مکلف می کنند.
شرایطی هم ممکن است اساتید را به کتابخانه ها بکشاند. مثلا کسانی که در حال نگارش فرهنگ یا کتاب خاص از نوع کتاب های مرجع می باشند، برای مطالعه های تطبیقی و گاهی تحلیل های محتوایی نیازمند کتاب چاپی می باشند.
اما اگر این اطلاعات مورد نیاز مراجعین در دسترس نباشد و کتب چاپی قادر به رفع این نیازها نباشند این فضای مجازی به راحتی و در زمانی اندک می تواند به کمک این مشکل آید. خوشبختانه کتاب های متعدد و بیشماری در سطح ملی و بین المللی برای به اشتراک گذاشتن دانش در کتابخانه های دیجیتالی و الکترونیکی در سایت های مختلف قابل دسترسی می باشند.
موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی
در عالم کتاب و مطالعه جمله معروفی وجود دارد که حالت ضرب المثل به خود گرفته و اینجا حضور ذهن ندارم که متعلق به کدام چهره علمی می باشد که گفته اند کسی که دو یا چند کتاب انگشت شمار را می خواند خطرناک تر از کسی است که هرگز نمی خواند. آن هم به خاطر تعصب و محدود نمودن دایره تدبر و تفکر خویشتن است. اما در عصر حاضر، مقوله پیام رسان ها که پدیده جدید و کاربرپسند و عامه پسندی می باشد که در کوتاهترین زمان ممکن اخبار علمی و هنری و پزشکی و ...را به اذهان عمومی منتقل می نماید، ضرر و خطرش کمتر از همان چند کتاب محدود هم بیشتر است. چرا؟
اگر دقت کرده باشید کانال های متعددی در حوزه های مختلف راه اندازی شده است و معمولا ادمین آن ها از لحاظ سطح و نوع تخصص ناشناخته و عموما افرادی هستند که در زمینه ای خاص تخصص دارند البته اگر داشته باشند. در این کانال ها چنانچه دامنه حوزه فعالیت مشخص شده باشد باز تعالی فکری و دامنه اطلاعاتی تا حدودی مبرهن است.
کانال های پیام رسان به خود اجازه می دهند در قالب چند خط ساده بدون مدرک و استدلال نتیجه یک کاوش علمی مانند یک بیماری را بدون منبع و ماخذ ارائه نمایند. پذیرش اطلاعات سطحی اخبار چنین کانال هایی باعث انتقال سریع آن در بین افراد بیشتر می شود. داروهای گیاهی و استفاده از آن ها، تحصیلات دانش آموزان در مقطع های مختلف تحصیلی، بحث داغ کرونا در چند سال اخیر و داروها و درمان ها و سایر تبعات آن، تبلیغات دروغین و غیر واقعی برای کالاهای مختلف، .... از آن دست مقوله هایی هستند که در این کانال ها به وفور شاهد تکرار اطلاعات و اخبار و آگاهی های درست و نادرست و دست به دست چرخاندن آنها هستیم.
چند راه برای این که این پیام رسان ها به سواد و آگاهی های علمی و واقعی افراد آسیب نزنند و شبه علم ها را به جای اصل دانسته های علمی جایگزین نکنند این است که :
1. کتاب در شکل چاپی یا الکترونیکی به شکل pdf، سی دی، همچنان در موضوع های مورد علاقه مطالعه نماییم. راه های دستیابی مراجعه به کتابخانه های مختلف یا سایت های رایگان در اینترنت می باشد. اگر توان خرید هست که خریداری شوند.
2.اگر موسسه ای هستید که برای ارتباط با مشتریان و مراجعه کنندگان خود ناگزیر از داشتن یک کانال هستید تنها به معرفی محصول، نوع مراجعه، نوع دسترسی بپردازید و از ارائه اطلاعات بی اساس و بی منبع خودداری نمایید.
3. اگر هم مطلبی علمی با ارائه مقاله ای یا یک فایل علمی دارید با قراردادن لینک آن در ضمن صحبت مختصر خود مشتریان و مراجعه کنندگان خود را به خواندن آن مطلب هدایت نمایید.
4.اطلاعات مورد نیاز را از ادمین هایی با هویت های معلوم و تخصص مشخص بگیریم و به دیگران معرفی نماییم.
اطلاعات اندک و سطحی و بی اساس و بدون ماخذ و نویسنده مشخص و ناشر به افکار سطحی، فاقد تعهد و در حد رفع نیازهای آنی بدون در نظر گرفتن پیامدهای منفی می انجامد.
موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی
تقویم را که ورق بزنید یکی از مناسبت هایش که امروز باشد، روز کتاب و کتاب خوانی و کتابدار است. سابقه این نام گذاری به سال 1372 خورشیدی برمی گردد. با این روز که عموما در ایران کتابداران کتابخانه های عمومی برایشان پررنگ تر است از نظر کارهایی که برای اعضای خود مانند طرح های تشویقی برای کشاندن افراد به کتابخانه ها و امکان ثبت نام رایگان و برگزاری مسابقه های فرهنگی چون خاطره، کتابخوانی و ...انجام می دهند، مطالعه و آشتی کردن با مقوله کتاب در ذهن تداعی می شود.
مطالعه، غذای روح و درمان بیماری های فکری است. کتاب، معلمی ساده و صمیمی و همیشه در دسترس است که بی ادعا و بدون تکلف و منّت، آنچه دارد در اختیار ما می گذارد. مطالعه، با نیّت خالص، عبادتی بزرگ است. می گویند کتابخانه پلی است که افراد با آن وارد سرزمین اندیشه ها می شوند.
اما واقعیت ها چه می گویند؟ خوشبختانه با تمام آماری که گاهی از رسانه ها دریافت می کنیم که سرانه مطالعه در ایران روبه کاهش است اما در عمل می بینیم که کتابخوان ها و دوستداران کتاب و کتابخانه هستند و این مایه دلگرمی جامعه فرهنگی است. هر چند که کانال ها و شبکه های ارتباطات اجتماعی تا حدود زیادی با اوقات فراغت و سرگرمی افراد را پرکرده اند. اما مطالعه در این گذرگاه ها هم به شکل نوین اتفاق می افتد و اینچنین نیست که کلا خواندن به فراموشی سپرده شده باشد.
موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی
| مطالب جديد تر | مطالب قدیمی تر |
.: Weblog Themes By Pichak :.
