درباره وب

"کتابخانه باب دانایی است و دانایی توانایی است برای کسب پیروزی، سعادت و افتخار"
وظيفه کتابخانه مرکزي تهيه و آماده‫ سازي منابع چاپی و الکترونیکی و همچنين سياست‫گذاري ارائه خدمات و نحوه استفاده از این منابع است.

هدف کتابخانه عبارت است از: (( تامين منابع چاپي والکترونيکي لازم و کافي، جهت مطالعه و تحقیق تمامی اعضای کتابخانه همراه با فراهم نمودن محیطی مناسب جهت استفاده و تحقیق و مطالعه، در کوتاه‫ترین زمان و مفیدترین شرایط ممکن)).
در خدمت شما دوستداران علم و دانش هستم.

کتابدار بخش مرجع و مسئول بخش خدمات فنی، بخش پایان نامه ها

Knowledge and Information Science
********************
کتابخانه یک موزه نیست که روی مجموعه هایش را پوشاند، بلکه بر عکس، کتابخانه یک نهاد زنده و پویاست که به سمت مطالعه حرکت میکند. کتابخانه باید عشق به کتاب و سهولت دسترسی به فنآوری­های نوین را به وجود آورد. کتابخانه باید مدیریت و بهره گیری از امکانات خود را روزآمد کند (ژان ژرمن، شهردار شهر تور فرانسه Jean Germain).

کانال تلگرامی sayranghaderilib@
بخوانید بخوانید بخوانید
لینک دوستان
جستجوی وب
موضوعات وب
لینک های مفید



*Stumbling on Happiness* by Daniel gilbert made me question how confidently we predict our future happiness.

We say:

"When I get that job, I'll be happy."

"When I move there, I'll finally feel better."

"When I meet the right person, everything will change."

But humans are surprisingly bad at predicting how future events will actually make us feel.

We imagine the event... but forget that we'll adapt to it.

The new life eventually becomes normal life.

That doesn't mean goals are pointless.

It just means we shouldn't postpone all our happiness until we reach them.

*Because the future version of you might not want what today's version thinks it wants.*

شیرجه در خوشبختی/ دانیل گیلبرت

باعث شد از خودم بپرسم که چقدر با اطمینان خوشبختی آینده‌مان را پیش‌بینی می‌کنیم. ما می‌گوییم: "وقتی آن شغل را بگیرم، خوشحال خواهم شد." "وقتی به آنجا نقل مکان کنم، بالاخره احساس بهتری خواهم داشت." "وقتی با فرد مناسب ملاقات کنم، همه چیز تغییر خواهد کرد." اما انسان‌ها به طرز شگفت‌آوری در پیش‌بینی اینکه رویدادهای آینده واقعاً چه احساسی در ما ایجاد می‌کنند، بد هستند.

ما آن رویداد را تصور می‌کنیم... اما فراموش می‌کنیم که با آن سازگار خواهیم شد. زندگی جدید در نهایت به زندگی عادی تبدیل می‌شود. این بدان معنا نیست که اهداف بی‌معنی هستند. فقط به این معنی است که نباید تمام خوشبختی خود را تا رسیدن به آنها به تعویق بیندازیم. *زیرا ممکن است نسخه‌ی آینده‌ی شما چیزی را که نسخه‌ی امروزی فکر می‌کند می‌خواهد، نخواهد.*


موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : شنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۵ | 12:56 | نویسنده : سیران قادری |



انجمن سینماهای بریتانیا در حال بررسی محدودیت‌ها برای عینک‌های متا است؛ این عینک‌ها دسترسی را بهبود می‌دهند اما امکان ضبط مخفیانه ویدئو را هم دارند.

این اکسسوار که لقب «عینک‌های منحرف» گرفته، ممکن است به زودی در سینماهای بریتانیا ممنوع شود.

به گزارش Sky News (منبع به زبان انگلیسی)، انجمن سینماهای بریتانیا (UKCA) در حال بررسی ممنوعیت عینک‌های هوش مصنوعی متا در سالن‌های سینماست؛ در حالی که بهره‌برداران سینما میان نگرانی‌ها درباره دزدی آثار و حریم خصوصی و مزایای دسترس‌پذیری این عینک‌های پیشرفته سبک و سنگین می‌کنند.

همه نگاه‌ها به شماست از زمانی که وارد بازار شده‌اند، عینک‌های متا برای چشم‌چران‌ها و دزدان بالقوه آثار سینمایی ارتقایی کاملا قرن بیست‌ویکمی فراهم کرده‌اند.در قاب عینک‌های هوشمند متا دوربین‌هایی کار گذاشته شده که به کاربر امکان می‌دهد به‌طور نامحسوس عکس و ویدیو بگیرد.

یک چراغ کوچک برای هشدار دادن به اطرافیان هنگام ضبط تعبیه شده، اما بسیاری از کاربران گزارش داده‌اند که پوشاندن این چراغ هشداردهنده (منبع به زبان انگلیسی) چقدر آسان است. حتی فروشندگان شخص‌ثالث روی پلتفرم‌هایی مثل آمازون، روکش‌های آماده برای پوشاندن این چراغ عرضه می‌کنند.

این موضوع نگرانی‌های گسترده‌ای درباره رضایت افراد برانگیخته است، به‌ویژه چون ممکن است کسی که از او فیلم گرفته می‌شود، اصلا نداند دوربینی به سمتش نشانه رفته است. به همین دلیل هم این عینک‌ها لقب «عینک جاسوسی» و «عینک‌های منحرف» گرفته‌اند.برای سینماها، این فناوری تازه چالش‌های دیگری فراتر از مسئله حریم خصوصی به همراه دارد.

دزدی آثار هنری مشکل تازه‌ای نیست. UKCA (منبع به زبان انگلیسی) برآورد می‌کند نقض حقوق نشر هر سال دست‌کم ۵۰۰ میلیون پوند (۵۸۵ میلیون یورو) به صنایع خلاق بریتانیا زیان می‌زند.به‌گفته گزارش سالانه ۲۰۲۴ UKCA، بیش از ۹۰ درصد نسخه‌های غیرقانونی فیلم‌های تازه‌اکران از سالن‌های سینما ضبط می‌شوند.این نسخه‌ها معمولا با دستگاه‌های کوچک، از جمله تلفن‌های هوشمند، ضبط می‌شوند.

این نسخه‌ها معمولا با دستگاه‌های کوچک، از جمله تلفن‌های هوشمند، ضبط می‌شوند.به همین دلیل در برخی نمایش‌های پرمخاطب از تماشاگران خواسته می‌شود تلفن‌هایشان را در کیف‌های ایمن قرار دهند یا بیرون از سالن بگذارند.بهره‌برداران سینما همچنین کارکنان خود را آموزش می‌دهند تا مراقب ضبط‌های غیرقانونی باشند.

در سال ۲۰۲۵، آژانس حفاظت از محتوای فیلم (منبع به زبان انگلیسی) ۱۲۱ مورد را ثبت کرده که در آن کارکنان سینما در سراسر بریتانیا ضبط‌های غیرقانونی را شناسایی، متوقف و گزارش کرده‌اند.برخی نگرانند عینک‌های متا راه تازه‌ای در اختیار دزدان فیلم برای ضبط نمایش‌ها بگذارد.

البته دلایل کاملا موجهی هم برای استفاده از این عینک‌ها وجود دارد؛ نه فقط چون Kylie Jenner می‌خواهد شما فکر کنید که ظاهرشان جذاب است.برای سینماروهایی که دچار اختلال بینایی هستند یا مشکل شنوایی دارند، این عینک‌ها می‌تواند مزایای مهمی در زمینه دسترس‌پذیری داشته باشد. فیل کلاپ، مدیرعامل UKCA، به Sky News گفته است برخی فریم‌های هوشمند می‌توانند زیرنویس‌های اختصاصی در اختیار کاربر بگذارند.

https://news.sky.com/story/uk-cinemas-consider-ban-on-meta-glasses-13574686


موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی

تاريخ : جمعه سی ام مرداد ۱۴۰۵ | 18:18 | نویسنده : سیران قادری |

One idea from The Art of Happiness by Dalai Lama & Howard C. Cutler-

*Happiness isn’t something you simply find. It’s something you practice.*

The way you train your body…you can train your mind.

You can become better at noticing good things.

Better at compassion.
Better at handling difficult emotions.
Better at changing perspective.

That makes happiness feel less like luck.

Some days will still be terrible.

But perhaps emotional resilience is partly a skill.

And skills can be practiced.

یک ایده از کتاب هنر شادی نوشته دالایی لاما و هاوارد سی. کاتلر

*شادی چیزی نیست که به سادگی پیدا کنید. چیزی است که باید تمرین کنید.*

با روشی که بدن خود را آموزش می‌دهید... می‌توانید ذهن خود را نیز آموزش دهید.

شما می‌توانید در توجه به چیزهای خوب بهتر شوید.

در دلسوزی بهتر شوید.

در مدیریت احساسات دشوار بهتر شوید.

در تغییر دیدگاه بهتر شوید.

این باعث می‌شود شادی کمتر شبیه شانس به نظر برسد.

بعضی روزها هنوز هم وحشتناک خواهند بود.

اما شاید تاب‌آوری عاطفی تا حدی یک مهارت باشد.

و مهارت‌ها را می‌توان تمرین کرد.


موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : جمعه سی ام مرداد ۱۴۰۵ | 13:24 | نویسنده : سیران قادری |

صدای بلند چگونه به‌طور دائمی بر شنوایی اثر می‌گذارد؟

توصیه‌هایی برای محافظت از گوش‌«گوش انسان از همان روز تولد، کل سلول‌های مویی را که قرار است در طول زندگی داشته باشد، در اختیار دارد. اگر این سلول‌ها از بین بروند، این آسیب دائمی است و دیگر ترمیم‌پذیر نیست».

به گزارش سرویس جهانی بی‌بی‌سی، قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض صداهای بلند، از کنسرت و هدفون گرفته تا ابزارهای باغبانی و تعمیرات خانه، می‌تواند به شنوایی آسیب دائمی بزند. رانندگی با شیشه پایین در بزرگراه و موتورسواری نیز به‌دلیل شدت صدای باد می‌تواند به گوش آسیب بزند.

متخصصان توصیه می‌کنند در محیط‌های پرسر‌وصدا از محافظ گوش استفاده کنید و صدای هدفون را پایین نگه دارید.

در عین حال، استفاده بیش از حد از گوش‌پاک‌کن و حتی گوش‌گیر می‌تواند جرم گوش را به داخل فشار دهد و باعث کاهش شنوایی یا عفونت شود.

والری پاولوویچ راف، شنوایی‌شناس و متخصص افت شنوایی در کلینیک کلیولند ایالت اوهایو، می‌گوید: «شنوایی وقتی از دست برود، دیگر برنمی‌گردد.»

جیمی بوگل، شنوایی‌شناس کلینیک مایو در ایالت آریزونا، می‌گوید: «همه ما در جوانی در محافظت از گوش‌هایمان بی‌احتیاط بوده‌ایم. اما این آسیب‌ها به‌مرور زمان روی هم انباشته می‌شوند. بنابراین کارهایی که در دوران جوانی انجام داده‌ایم، ممکن است سال‌ها بعد اثرشان را نشان دهند.»

شنوایی چگونه کار می‌کند؟

در عمق گوش داخلی، حفره‌ای پر از مایع به نام حلزون گوش قرار دارد. دیواره این حفره با هزاران سلول مویی بسیار ریز پوشیده شده است.

روی هر سلول، دسته‌ای از موهای ظریف قرار دارد و در پایه آن نورونی به عصب شنوایی متصل است؛ عصبی که پیام‌های الکتریکی را به مغز منتقل می‌کند.وقتی امواج صوتی وارد گوش می‌شوند، این موهای ریز، مانند درختانی که در باد تکان می‌خورند، به نوسان درمی‌آیند. حرکت آنها به پیام‌های الکتریکی تبدیل می‌شود و مغز این پیام‌ها را به‌صورت صدا تفسیر می‌کند.

سرویس جهانی بی‌بی‌سی می‌نویسد، در بسیاری از مکان‌ها، شدت صدا آن‌قدر بالاست که تنها ۱۰ تا ۱۵ دقیقه قرار گرفتن در معرض آن به گوش داخلی آسیب می‌رساند. قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض صداهای بسیار بلند، درست مانند وزش باد شدید عمل می‌کند و این موهای ظریف را خم می‌کند یا حتی می‌شکند. برخلاف مژه‌ها، این موها دیگر رشد نمی‌کنند.

پیامدهای افت شنوایی

با افزایش سن، افت شنوایی ممکن است به انزوای اجتماعی منجر شود.

به گفته والری پاولوویچ راف، افرادی که نگران‌اند به دلیل درست نشنیدن، حرف نامناسبی بزنند، بیشتر احتمال دارد از دوستی‌ها و روابط اجتماعی فاصله بگیرند. چندین مطالعه نیز افت شنوایی مرتبط با افزایش سن را با افت عملکرد شناختی و زوال عقل مرتبط دانسته‌اند.

با این حال، شواهد موجود هنوز ثابت نکرده‌اند که افت شنوایی علت این تغییرات شناختی است، اما احتمال دارد افت شنوایی و زوال عقل هر دو پیامد یک فرایند تحلیل‌رونده مشترک باشند.

پاولوویچ راف می‌گوید: «این دو در مراحل اولیه اغلب با یکدیگر اشتباه گرفته می‌شوند. ممکن است فرد دچار اختلال شناختی نباشد، بلکه فقط خوب نشنود.»

او می‌گوید: «گوش انسان از همان روز تولد، کل سلول‌های مویی را که قرار است در طول زندگی داشته باشد، در اختیار دارد. اگر این سلول‌ها از بین بروند، این آسیب دائمی است و دیگر ترمیم‌پذیر نیست.»

اصلی‌ترین مواجهه ما با صداهای بلند، معمولا از طریق هدفون‌هاست.پاولوویچ راف می‌گوید: «نوجوانان و حتی کودکان خردسال، بر اثر گوش‌دادن طولانی‌مدت به صداهای بلند، دچار افت شنوایی می‌شوند.»

او از دختربچه شش‌ساله‌ای یاد می‌کند که به‌تازگی در کلینیک معاینه‌اش کرده بود. هرچند خانواده او متوجه تغییری در شنوایی دخترشان نشده بودند، اما بررسی‌ها نشان داد علائمی ناشی از گوش دادن به صدای بلند لپ‌تاپ مدرسه تا آخرین حد ممکن وجود دارد.

مطالعه‌ای روی کودکان ۹ ساله در سوئد نیز تفاوتی اندک، اما از نظر آماری معنادار، میان شنوایی کودکانی که پیوسته از هدفون استفاده می‌کردند و کودکانی که از هدفون استفاده نمی‌کردند، نشان داد.

پژوهشگران برآورد می‌کنند که تا ۱.۳۵ میلیارد نفر از افراد زیر ۳۵ سال، به دلیل قرار گرفتن در معرض صداهای تقویت‌شده و استفاده از دستگاه‌های شخصی پخش صدا، در معرض خطر افت زودهنگام شنوایی قرار دارند.پاولوویچ راف می‌گوید بسیاری از دستگاه‌های امروزی به محدودکننده شدت صدا مجهزند و رعایت این محدودیت‌ها اهمیت بسیاری دارد.

او می‌گوید: «اگر هدفون در گوشتان باشد و همچنان بتوانید با فردی که نسبتا نزدیک شماست صحبت کنید، مشکلی وجود ندارد، اما اگر طرف مقابل مجبور باشد برای شنیده شدن فریاد بزند یا اصلا صدایش را نشنوید، احتمالا صدای هدفون بیش از حد بلند است.»

https://www.bbc.co.uk/future/article/20260709-how-to-future-proof-your-ears



تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۵ | 13:14 | نویسنده : سیران قادری |


مردی که به جهان خندید و تکه‌ای از «هندوانه‌»اش در تاریخ وب ایران ماند

همه ما او را دیده‌ایم؛ همان مردی که در حاشیه یک جاده خاکی و برهوت، با پای برهنه و پیراهنی خاکی، چنان با ولع و لذت به دلِ سرخ یک هندوانه می‌زند که گویی پادشاه تمام عالم است.

مردی که خنده‌اش، بی‌وقفه، بی‌اختیار و همراه با پاشیده شدن تکه های هندوانه، حالا به «امضای قطعی» ویدئوهای طنز اینستاگرام فارسی تبدیل شده است؛ یک صدای خنده پس‌زمینه زنده و تماماً انسانی که جایگزینِ خنده‌های کلیشه‌ای و ساختگی سریال‌های نود شبی شده.

اما او کیست و چرا نگاه کردن به این چند ثانیه کوتاه، آمیزه‌ای غریب از خنده، حیرت و تأمل را در ما زنده می‌کند؟


اگر به این تصویرِ ارتقایافته دقیق‌تر نگاه کنیم، جزئیات خیره‌کننده‌ای را می‌بینیم که در گذرِ سریع ویدئوها از چشم پنهان می‌ماند. مردی میانسال، با خطوط عمیق بر پیشانی و ریشی جوگندمی، چهارزانو روی زمین سنگی و سنگریزه‌های خشک کنار جاده نشسته است.

او پیراهنی به تن دارد که آستین‌هایش را بالا زده؛ لکه‌های عرق و خاک روی لباسش، حکایت از یک روز کاری سخت در زیر آفتابِ بی‌امان دارد. اما تمام این خستگی، در لحظه مواجهه با «هندوانه» دود شده و به هوا رفته است.
او با دست‌هایی پینه‌بسته، قلبِ هندوانه را نه با چاقو، که به روشی غریزی و بدوی شکافته است.


تکه‌ی قرمزی که در دست چپ دارد، شبیه به قلبی تپنده است که از دلِ پوسته سبز و سرد بیرون کشیده شده.

این همان لحظه‌ی خالصِ برخوردِ «فقر» با «ثروتِ لحظه‌ای» است؛ ثروتی که فقط با چند هزار تومان (در آن زمان!) خریده شده اما لذتی هم‌تراز با گران‌ترین ضیافت‌ها فراهم آورده است.


کسی چه می‌داند او کیست؟ شاید اولین باری که آن کلیپ چند ثانیه‌ای وارد اینستاگرام شد، نام و نشانی داشت. اما در چرخ‌دنده‌های بی‌رحم فضای مجازی، هویت فردی او له شد و تنها «کارکردِ میمیکِ صورتش» باقی ماند. او حالا یک «تیپ» است؛ نماد کسی که وقتی از حماقت دیگران به وجد می‌آید، تکه‌های هندوانه از دهانش به بیرون پرتاب می‌شود.

اما این شهرتِ مجازی، چه دردی از او دوا کرده؟ آیا او می‌داند که میلیون‌ها نفر در خلوت خود با خنده او خندیده‌اند؟ آیا از این «وایرال شدنِ ناخواسته» حتی یک ریال سهم به سفره‌اش رسیده یا فقط لایک‌ها و بازدیدهایش به جیب ادمین‌های پیج‌های میلیونی رفته است؟


تصور کنید او امروز در روستایی دورافتاده یا حاشیه شهری شلوغ، در حال گذراندن زندگی است، در حالی که تصویرِ خنده‌اش، هزاران کیلومتر آن‌طرف‌تر، مایه انبساط خاطرِ یک کاربر در پنت‌هاوسی در تهران یا آپارتمانی در استانبول است.

در تردمیلِ بی‌امان اقتصاد؛ خنده یا حسرت؟
سوال تلخی است که ذهن را رها نمی‌کند: وضعیت معیشت و سلامت او در سال 1405 چطور است؟

در این سال‌هایی که «تردمیل اقتصادی» ایران با سرعتی سرسام‌آور دویده و بسیاری را از نفس انداخته، او کجاست؟ آیا هنوز هم می‌تواند در یک روز داغ مرداد، یک هندوانه کامل بخرد و با همان فراغ‌بال در سایه یک دیوار یا زیر خنکای کولری که شاید ندارد، بنشیند و بخندد؟

نکند در این سال‌ها، دستِ تقدیر بازیِ دیگری راه انداخته باشد؟ شاید ارثی به او رسیده یا در مسیر زندگی به جایی متصل شده و حالا او از منظری کاملاً متفاوت – این بار با ثروتی واقعی – به تلاش‌های مذبوحانه من و شما برای «خوشبختی» می‌خندد؟ و یا نکند چنان در چاله فقر فرو رفته باشد که حالا حتی تماشای هندوانه در دکه‌های کنار خیابان هم برایش به یک «نوستالژی» بدل شده باشد؟

چرا این تصویر هرگز کهنه نمی‌شود؟
راز ماندگاری این میم، در «شادیِ کنترل‌نشده» است

. ما در دنیای مدرن، یاد گرفته‌ایم حتی خنده‌هایمان را هم مدیریت کنیم؛ در استوری‌ها با زاویه‌ای می‌خندیم که چروک‌های دور چشممان معلوم نشود. اما این مرد، با دهانی که از تکه‌های هندوانه پر شده و صورتی که از شدت خنده درهم‌شکسته، به ما یادآوری می‌کند که «شادی» لزوماً شیک نیست.

او کجایی است؟ شاید از اهالی نجیب استان‌های مرکزی، یا از مردمان سخت‌کوش کویر؟ فرقی نمی‌کند. او حالا شهروندِ افتخاریِ تمامِ گوشی‌های هوشمند ماست. تماشای او در یک روز گرم تابستانی، وقتی زیر باد کولر نشسته‌ایم، نوعی «حسادتِ پنهان» را در ما برمی‌انگیزد؛ حسادت به کسی که در اوجِ نداشتن، چنان «داشتنی» را تجربه می‌کند که ما با تمام امکاناتمان، فرسنگ‌ها از آن دوریم. امیدواریم هر جا که هست، آن خنده، هنوز هم روی لبانش زنده باشد و زندگی، قاچِ شیرینش را از او دریغ نکرده باشد.


دکتر علیرضا مجیدی
وبسایت یک پزشک


موضوعات مرتبط: جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۵ | 22:57 | نویسنده : سیران قادری |

‌ عادت های دو دقیقه‌ای برای داشتن فردای راحت‌تر

آینده‌نگریِ امروز می‌تواند فردای شما را به روزِ بهتری تبدیل کند.

هیچ تضمینی وجود ندارد که فردا روز بی‌دردسری باشد. اما اگر از امروز دست به کار شوید، احتمالاً می‌توانید فردای بهتری داشته باشید.

این‌که لذت‌های آنی را کنار می‌گذارید و روی داشتن فردای بهتر تمرکز می‌کنید، یکی از عوامل اصلی زندگی شاد و موفق است.

این‌که امروز دو دقیقه وقت می‌گذارید تا فردای بهتری داشته باشید، یعنی با خودِ آینده‌تان مهربان هستید. انگار به خودتان می‌گویید: «خودِ آینده، می‌خواهم روز خوبی داشته باشی و حاضرم در این مسیر همراهی‌ات کنم.»

چه چیزی بهتر از این‌که هرروز کسی که بیش از همه دوستش دارید- یعنی خودتان- هوایتان را داشته باشد؟ارزش کارهای کوچک در این نیست که در وقت‌تان صرفه‌جویی می‌کنید.

ارزش آن‌ها در این است که وقتی روزتان را شروع می‌کنید، از همان اول کمی جلو افتاده‌اید و انجام کارهای بعدی برایتان راحت‌تر می‌شود. می‌توانید از فهرست زیر ایده بگیرید.

۷ عادت برای داشتن فردای راحت‌تر

هیچ مورد جادویی یا خارق‌العاده‌ای در این فهرست وجود ندارد. احتمالاً می‌گویید این کارها خیلی ساده‌اند و آن‌قدر معمولی هستند که شاید تأثیری نداشته باشند.

اما این طرز فکر مختص افرادی است که منتظر می‌مانند تا به یک ایده بی‌نقص برسند و بعد دست به کار شوند. اگر عادت‌های زیر را امتحان کنید، شاید دیگر هرگز به عادت‌های قبلی‌تان رجوع نکنید.

۱. تقویم فردا را مرور کنید

نگاهی به تقویم‌تان بیندازید و ببینید چه کارهایی دارید. همین که بدانید چه برنامه‌هایی دارید و کجا باید باشید، جلوی غافلگیری‌ها را می‌گیرد.

مطمئن شوید بین کارها زمان خالی دارید و برای پیش‌آمدهای غیرمنتظره هم وقت بگذارید تا مجبور نشوید با عجله کار کنید.

۲. فهرست اولویت‌های خود را بنویسید

تنها کاری که باید بکنید این است که کارهای مهم‌تان را روی کاغذ بیاورید. کامل‌بودن فهرست اهمیت ندارد.

مهم این است که تصمیم بگیرید چه کاری از همه مهم‌تر است و این کار فقط چند دقیقه زمان می‌برد.

۳. لباس‌های فردا را آماده کنید

آماده کردن لباس‌ها لزوماً باعث صرفه‌جویی در وقت نمی‌شود. چه شب لباس‌هایتان را آماده کنید و چه صبح دست به کار شوید، تقریباً به یک اندازه زمان می‌برد.

اما این‌که صبح از خواب بیدار شوید و لباس‌هایتان را ببینید که با دقت انتخاب و مرتب شده‌اند، حس خوبی دارد. اگر لباس ورزشی دارید، کفش‌های ورزشی‌تان را هم کنارش بگذارید تا به ورزش‌کردن ترغیب شوید.

۴. بخش اصلی خانه را مرتب کنید

با مرتب کردن بخش اصلی خانه احساس می‌کنید کل خانه را مرتب کرده‌اید. این فضا اغلب شامل آشپزخانه یا اتاق نشیمن می‌شود.

اگر تنها بخش مرتب خانه همین‌جا باشد، لذت بیشتری از آن خواهید برد و حتی ممکن است سراغ تمیزکاری اتاق‌های دیگر هم بروید.

۵. قهوه‌ساز را قبل از خواب آماده کنید

وقتی صبح از خواب بیدار می‌شوید، فقط چند دقیقه تا داشتن یک نوشیدنی گرم فاصله دارید.

۶. وسایلی را که باید همراه‌تان ببرید، کنار در ورودی بگذارید

وجه مشترک همه این عادت‌ها این است: انجام کاری که مقدمات آن از قبل فراهم شده آسان‌تر از این است که از صفر شروع کنید.

اگر می‌خواهید امانت کتابخانه را برگردانید یا کالایی را مرجوع کنید، همه را کنار در ورودی بگذارید. با این کار ترغیب می‌شوید که تکلیف آن‌ها را مشخص کنید. همین دو دقیقه تلاشی که امروز به خرج می‌دهید، احتمالِ به سرانجام رساندن کارها را به‌شکل قابل‌توجهی افزایش می‌دهد.

۷. افکار پراکنده‌تان را فوراً روی کاغذ بیاورید

یکی از دلایل رایج اضطراب و حواس‌پرتی، فکر و خیالاتی است که در حین انجام کارهای روزمره در ذهن‌تان پرسه می‌زنند. از آن‌جا که آن‌قدر سرتان شلوغ است که نمی‌توانید لحظه‌ای دست از کار بکشید، این افکار تمام روز ذهن‌تان را درگیر می‌کنند.

همین که برای رسیدگی به فکر و خیالات خود وقت بگذارید، باعث آرامش می‌شود. این کار به مغزتان اطمینان می‌دهد که لازم نیست مدام نگران فکر و خیالات شما باشد.این عادت‌های دو دقیقه‌ای آن‌قدر مؤثرند که کافی است یکی را به‌طور تصادفی امتحان کنید تا به تأثیر آن ایمان بیاورید. این عادت‌ها نشان می‌دهند که سختیِ کار در شروع‌کردن است.

همین‌که شروع کنید و شتاب بگیرید، ادامه کار آسان‌تر می‌شود. به خودتان سخت نگیرید. از همین عادت‌های کوچک شروع کنید و ببینید به کجا می‌رسید.

https://www.theepochtimes.com/health/2-minute-habits-for-an-easier-tomorrow-6069903

https://www.theepochtimes.com/health/2-minute-habits-for-an-easier-tomorrow-6069903


موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۵ | 19:52 | نویسنده : سیران قادری |

One lesson from Seneca that I keep coming back to is this:

*We don't actually have a shortage of time. We have a shortage of attention.*

Think about it.

We say, "I don't have time to read."
"I don't have time for my family."
"I don't have time to work on myself."

But then somehow we find an hour to scroll.

Another hour to worry about something that hasn't happened.

Another hour replaying something that already happened.

And that's what made Seneca's point hit differently for me.

We aren't always losing our time.
Sometimes we're giving it away without realizing it.

And once a day is gone... we can't negotiate for it back.

That made me look at my time very differently.

Maybe the question isn't:

"How do I find more time?"

Maybe it's:

*"Who or what am I giving the time I already have to?"*

That question is uncomfortable... but probably worth asking

از آموزه‌های «سنکا» که مدام به آن برمی‌گردم، این است: *ما در واقع کمبود وقت نداریم؛ ما دچار کمبود توجه هستیم.*

به این موضوع فکر کنید. ما می‌گوییم: «وقتِ مطالعه ندارم.» «برای خانواده‌ام وقت ندارم.» «وقت ندارم روی خودم کار کنم.» اما با این حال، چطور یک ساعت وقت پیدا می‌کنیم تا در شبکه‌های اجتماعی بچرخیم؟ یک ساعت دیگر را صرفِ نگرانی برای چیزی می‌کنیم که هنوز اتفاق نیفتاده است. و یک ساعت دیگر را به مرورِ اتفاقی می‌گذرانیم که قبلاً رخ داده است. و همین نکته باعث شد حرفِ سنکا برای من معنای متفاوتی پیدا کند. ما همیشه وقتمان را از دست نمی‌دهیم؛ گاهی اوقات، بی‌آنکه متوجه باشیم، آن را هدر می‌دهیم. و وقتی روزی گذشت... دیگر نمی‌توانیم آن را پس بگیریم. این موضوع باعث شد نگاه من به زمانم کاملاً تغییر کند. شاید سؤال اصلی این نباشد که: «چطور وقت بیشتری پیدا کنم؟» شاید سؤال این است که: *«زمانی را که در اختیار دارم، صرفِ چه کسی یا چه چیزی می‌کنم؟»* این سؤال شاید ناخوشایند باشد... اما احتمالاً ارزشِ پرسیدن را دارد. برگرفته از کتاب «نامه‌هایی از یک رواقی» اثر سنکا


موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۵ | 13:9 | نویسنده : سیران قادری |

بگذار دیگران شکوه کنند که عصر ما عصر شرارت است؛ شکوه من این است که عصر ما عصر بیچارگی است، چون شور ندارد.
فکر آدمها ضعیف و سست است مثل نخ باریک... آنچه در دل می پرورانند حقیرتر از آن است که گناهکارانه باشد... شهوتشان بی قوت و بی هیجان است، شور در دلشان خفته است.
وظیفه شان را انجام می دهند... برای همین است که روح من همواره به سوی عهد عتیق بازمی گردد و به سوی شکسپیر.
احساس میکنم دست کم آنهایی که آنجا حرف می زنند آدمند: نفرت می ورزند، عشق می ورزند، دشمنانشان را می کشند، اخلافشان را نسل اندر نسل نفرین می کنند، گناه می کنند.

برگرفته از کتاب «ترس و لرز» نوشته‌ی کیرکگارد

این قطعه از منظر یک پیرو شیوه زیباشناختی زندگی نوشته شده است، و کیرگگورد یقینا زندگی گناه آلود را توصیه نمی کند؛ اما روشن است که او کمتر دلنگران گناه کردن ماست و بیشتر دلنگران این است که مبادا خودمان را به اعماق آنچه میکنیم پرتاب نکنیم.
...اگر چه "شور سوختن آدمی است" اما در عین حال "برخاستنش از میان شعله ها هم هست."
ولی اکثر آدمها همچنان محتاطند، و می ترسند مبادا دل به چیزی کاذب بسپارند. آدمها از شور بیمناکند، زیرا شور پرخطر است.

فلسفه کیرکگورد
سوزان لی اندرسون


موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها

تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۵ | 10:20 | نویسنده : سیران قادری |

موفقیت و معنا در زندگی

زندگی همان فعالیت ماست. محصول ماست. متصل بودن به زندگی، سرآخر، یعنی متصل بودن به تمام فعالیتهایی که در زندگی خود می کنیم. این فعالیت ها دائما شما را نو می کند. اتصال و پیوند با فعالیت یعنی این فعالیت ها را فی نفسه هدف و غایت بدانیم. نه ابزاری برای دستیابی به یک هدف–ابزاری برای ایجاد نوعی در تغییر در ما.
اگر در تمام فعالیتهایتان فقط به محصول نهایی –مثلا تمام شدن کتاب، تعمیر دوچرخه، فرستادن نامه، گرفتن رتبه و مدرک در دانشگاه، تحقق خود ایده‌آل – توجه کنید، شاید بعد از پایان کار، شادی مختصری نصیبتان شود اما معمولا دیری نمی گذرد که باید کار دیگری را آغاز کنید. می‌روید که سر و ته کار بعدی را هم به سرعت هم آورید، ضمنا در درون با خودتان کلنجار می‌روید چون از ته دل مایل نیستید که این کار را بکنید، فقط می‌خواهید قال قضیه را بکنید. و وقتی می‌خواهیم از شر کاری خلاص شویم با تمام وجود کار نمی کنیم ؛ دست‌ها و شاید بخشی از ذهن ما در حال حضور دارند اما بخش‌های دیگر وجودمان معطوف آینده است. تقریبا هر وقت آرزو کنیم که از شر کاری خلاص شویم خود این آرزو آن را بدل به کاری شاق می‌کند.
«وقتی کودک بودیم بازی نمی.کردیم که بعد تمام کنیم ، بازی می کردیم که بازی کرده باشیم و به همین دلیل از کارمان لذت می بدریم». آیا این همان منبع جادویی نشاط کودکی نیست؟
موفقیت یعنی اینکه در فرآیندی، عمیقا پیوند برقرار کنیم.

«پرسیدن مهتر از پاسخ دادن است»

-ریموند مارتین


موضوعات مرتبط: جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۵ | 10:17 | نویسنده : سیران قادری |
تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۵ | 9:39 | نویسنده : سیران قادری |

دانشجویان و محققان دانشگاه MIT موفق به طراحی دستگاهی نوین با نام MouthPad شده‌اند. این سنسور پیشرفته بر روی سقف دهان قرار می‌گیرد و امکان کنترل کامل گوشی‌های هوشمند، تبلت و رایانه را برای افراد دارای معلولیت یا قطع عضو، تنها از طریق حرکات زبان فراهم می‌سازد.

مکانیزم عملکرد:
این فناوری مشابه یک تاچ‌پد بی‌سیم عمل می‌کند. با اعمال فشار زبان بر سطح دندانی تعبیه‌شده، فرمان‌ها از طریق بلوتوث به حرکات نشانگر ماوس تبدیل می‌شوند. افزون بر این، دستگاه از حرکات سر نیز پشتیبانی می‌کند و قابلیت‌هایی نظیر کلیک، اسکرول و درگ اند دراپ را در اختیار کاربر قرار می‌دهد.

ویژگی منحصربه‌فرد: MouthPad برای هر کاربر به‌صورت کاملاً اختصاصی و بر اساس اسکن سه‌بعدی از حفره دهان طراحی و تولید می‌شود.

این اختراع ارزشمند توسط توماس وگا، از بنیان‌گذاران استارتاپ Augmental، توسعه یافته و افق جدیدی را در حوزه دسترسی‌پذیری دیجیتال ترسیم می‌کند.

منبع: https://www.augmental.tech/


موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی

تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۵ | 8:26 | نویسنده : سیران قادری |

ناشر معتبر علمی اشپرینگر نیچر از راه‌اندازی نشر جدیدی با نام «نیچر بوکز» (Nature Books) خبر داد. این اقدام برای نخستین بار به پژوهشگران و نویسندگان امکان می‌دهد تا آثار بلند و کتاب‌گونه خود را تحت برند معتبر «نیچر» به چاپ برسانند.

هدف از این تصمیم تمرکز بر انتشار کتاب‌هایی برای دانشگاهیان، سیاست‌گذاران و تأمین‌کنندگان بودجه پژوهشی که به بررسی عمیق چالش‌های مهم در حوزه پژوهش و جامعه می‌پردازند. مدل نشرآن ترکیبی از تخصص موضوعی ویراستاران داخلی پورتفولیوی نیچر با برنامه گسترده نشر کتاب‌های علمی اشپرینگر نیچر است که به نویسندگان کمک می‌کند تأثیر و دامنه دسترسی کار خود را افزایش دهند.این نشر جدید در کنار انتشارات اشپرینگر و پالگریو مک‌میلان قرار می‌گیرد و مکمل آنها خواهد بود.اولین عناوین این انتشارات تا پایان سال جاری میلادی منتشر خواهند شد.

این رویداد فرصت جدیدی را برای پژوهشگران فراهم می‌آورد تا یافته‌های پژوهشی خود را در قالب کتاب و با پشتیبانی یکی از معتبرترین برندهای علمی جهان منتشر کنند که می‌تواند تأثیر بسزایی در ارتقای رزومه علمی و افزایش استنادها داشته باشد.

منبع:

https://www.researchinformation.info/news/springer-nature-launches-nature-books-imprint/


موضوعات مرتبط: برای کتابداران ، اطلاعات عمومی

تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۵ | 8:24 | نویسنده : سیران قادری |

⁠
‌ در بخش عظیمی از زندگی اجتماعی ما چنین نقصی وجود دارد؛ مردم با هم صحبت می‌کنند نه به این خاطر که تمایل فراوان به اینکار دارند. بلکه به این منظور که از همکاری و معاضدت یکدیگر سود ببرند. در هر لحظه از زندگی یک فرد متمدن موانعی در مقابل انگیزه‌های ناگهانیش وجود دارد. اگر فرد بی اختیار احساس وجد و سرور کند نباید در خیابان آواز بخواند و یا برقصد و اگر حادثه ناگواری موجب اندوه او شود نباید در پیاده رو بنشیند و گریه کند و در عبور و مرور عابران مانعی به وجود آورد.


به هنگام خردسالی، آزادی فرد در دبستان محدود می‌شود و در دوران جوانی ساعات کار زندگی را محدود می‌کند. مجموعه این موانع است که دیگر میل و رغبتی در انسان باقی نمی‌گذارد، زیرا محدود کردن دایمی باعث بیزاری و ملال می‌شود، ولی با این همه زندگی اجتماعی بدون وجود این محدودیت‌ها محال است. انگیزه‌های غیر ارادی فقط موجب ساده ترین نوع همکاری اجتماعی می‌شود و در انواع عالی و ممتاز آن که مستلزم تشکیلات اقتصادی جدید است چندان نقشی ندارد. فرد برای این که بالاتر از موانع میل و رغبت قرار گیرد، باید سالم و دارای انرژی کافی باشد و اگر شانس یاری کند به کار مورد علاقه اش نیز می پردازد

«تسخیر خوشبختی»- میل و رغبت- صفحه‌ی 222

-برتراند راسل


موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها

تاريخ : دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۵ | 22:38 | نویسنده : سیران قادری |

معرفی Connected Papers؛ ابزاری برای جستجوی منابع و ترسیم نقشه دانش یک حوزه علمی

هوش مصنوعی Connected Papers یک ابزار بصری برای کشف، بررسی و سازمان‌دهی ادبیات علمی است که به پژوهشگر اجازه می‌دهد به‌جای جستجوی خطی و صرفاً کلیدواژه‌ای، ساختار و ارتباطات میان مقالات یک حوزه را به‌صورت یک نقشه تعاملی مشاهده کند. برای شروع کار، پژوهشگر کافی است یک مقاله مرتبط و معتبر را به‌عنوان مقاله مبنا یا Seed/Origin Paper انتخاب کرده و عنوان مقاله، DOI، URL یا برخی شناسه‌های دیگر آن را در Connected Papers وارد کند؛ سامانه سپس بر اساس آن مقاله، مجموعه‌ای از مقالات مرتبط را شناسایی و در قالب یک نمودار شبکه‌ای نمایش می‌دهد.
نکته مهم این است که Connected Papers صرفاً یک درخت استنادی ایجاد نمی‌کند؛ بلکه مقالات را بر اساس میزان شباهت پژوهشی در کنار یکدیگر قرار می‌دهد. الگوریتم آن از مفاهیمی مانند هم‌استنادی (Co-citation) و پیوند کتاب‌شناختی (Bibliographic Coupling) برای تعیین ارتباط میان مقالات استفاده می‌کند؛ بنابراین ممکن است دو مقاله مستقیماً به یکدیگر استناد نکرده باشند، اما به دلیل استفاده از منابع مشترک یا قرار گرفتن در یک جریان علمی مشابه، در نقشه به یکدیگر نزدیک باشند. این ویژگی باعث می‌شود پژوهشگر بتواند مطالعات مرتبطی را پیدا کند که احتمالاً با یک جستجوی ساده بر اساس کلیدواژه یا بررسی فهرست منابع یک مقاله قابل شناسایی نبوده‌اند.
در نقشه ایجادشده، هر گره نماینده یک مقاله است و فاصله و موقعیت مقالات نسبت به یکدیگر میزان شباهت آن‌ها را نشان می‌دهد. مقالاتی که از نظر موضوع، منابع و زمینه پژوهشی به یکدیگر نزدیک‌تر هستند، در یک خوشه قرار می‌گیرند و به پژوهشگر امکان می‌دهند موضوعات و جریان‌های مختلف یک حوزه را به‌صورت بصری تشخیص دهد. اندازه گره‌ها نیز می‌تواند اطلاعاتی درباره میزان استناد به مقاله ارائه کند و رنگ گره‌ها معمولاً برای نمایش سال انتشار مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ بنابراین با یک نگاه می‌توان مقالات تأثیرگذار، قدیمی‌تر و جدیدتر را از یکدیگر تفکیک کرد.
یکی از مهم‌ترین کاربردهای عملی Connected Papers، تکمیل جستجوی منابع برای مقاله، پایان‌نامه و رساله است. پژوهشگر می‌تواند ابتدا چند مقاله معتبر و مرتبط با موضوع خود را شناسایی کند و سپس هر کدام را به‌عنوان نقطه شروع وارد سامانه کند تا مقالات دیگری که از نظر علمی با آن‌ها ارتباط دارند، آشکار شوند.
در مجموع، Connected Papers با تبدیل مجموعه‌ای پیچیده از مقالات علمی به یک نقشه بصری و قابل کاوش، فرآیند جستجوی ادبیات را از یک فهرست طولانی از نتایج به یک مسیر اکتشافی و تحلیلی تبدیل می‌کند. پژوهشگر با شروع از یک مقاله معتبر می‌تواند به مطالعات مشابه، آثار بنیادی، پژوهش‌های جدید، خوشه‌های موضوعی و مسیرهای احتمالی آینده دست پیدا کند؛ به همین دلیل این ابزار می‌تواند در مرور ادبیات، تدوین پیشینه پژوهش، پایان‌نامه و رساله، کشف شکاف‌های پژوهشی، شناسایی روندهای علمی و تولید ایده‌های پژوهشی جدید نقش یک دستیار ارزشمند را ایفا کند.

نشانی ابزار:


https://www.connectedpapers.com/


موضوعات مرتبط: هوش مصنوعی

تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۴۰۵ | 21:56 | نویسنده : سیران قادری |



Plagiarism (سرقت_ادبی) یعنی استفاده از ایده، نوشته، داده یا یافته‌های دیگران بدون اینکه منبع اصلی را به‌درستی ذکر کنیم و آن را به نام خود ارائه دهیم.

سرقت ادبی فقط کپی‌کردن عین متن نیست؛ حتی بازنویسی (Paraphrasing) بدون ذکر منبع نیز می‌تواند Plagiarism محسوب شود.
چند نمونه رایج:

کپی کردن متن یک مقاله بدون Citation

ترجمه متن دیگران و ارائه آن بدون ذکر منبع

استفاده از ایده یا داده پژوهشگران بدون استناد

تغییر چند کلمه از متن اصلی و تصور اینکه دیگر نیازی به Citation نیست

استفاده از منابع یا مطالب تولیدشده توسط هوش مصنوعی بدون بررسی و رعایت دستورالعمل مجله

چگونه از Plagiarism جلوگیری کنیم؟
هرجا از ایده، داده یا یافته دیگران استفاده می‌کنید، منبع بدهید.
اگر متن را عیناً نقل می‌کنید، از Quotation و Citation مناسب استفاده کنید.
هنگام Paraphrasing، متن را واقعاً با ساختار و بیان خود بازنویسی کنید و همچنان منبع را ذکر کنید.
قبل از ارسال مقاله، میزان مشابهت متن را با ابزارهای Similarity Check بررسی کنید.

نکته مهم:
درصد Similarity به‌تنهایی تعیین‌کننده وجود یا عدم وجود سرقت ادبی نیست. ممکن است یک مقاله درصد مشابهت پایینی داشته باشد اما همچنان دارای Plagiarism باشد؛ بنابراین منبع‌دهی صحیح و بررسی محتوای مشابه اهمیت بیشتری دارد.

Paraphrasing بدون Citation ≠ پژوهش اصیل


موضوعات مرتبط: نیازهای پژوهشی دانشجویان ، روش تحقیق

تاريخ : شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۵ | 9:55 | نویسنده : سیران قادری |

هر زمان که از زندگی به تنگ آمدید دست به قلم شوید نوشتن درمان بزرگ همه‌ی دردهای بشری است.‌ کارل_گوستاو_یونگ‌


موضوعات مرتبط: جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۵ | 9:35 | نویسنده : سیران قادری |

چین ابزار تشخیص بیماری‌های نادر با هوش مصنوعی را به‌صورت رایگان در دسترس جهانیان قرار داد

پژوهشگران چینی از مؤسسه‌ی BGI-Research، سیستم هوش مصنوعی منبع‌بازی به نام OneGenome را معرفی کرده‌اند که می‌تواند زمان تشخیص بیماری‌های نادر ژنتیکی را از چندین سال به چند ساعت کاهش دهد.

دستاوردهای چشمگیر:

کاهش زمان تشخیص: فرآیندی که تا پیش از این سال‌ها زمان می‌برد، اکنون تنها در عرض چند ساعت انجام می‌شود.
پیدا کردن اهداف درمانی جدید: در یک مطالعه‌ی موردی روی یک بیمار مبتلا به سارکوم نادر، این سیستم موفق شد ۱۱ هدف درمانی را شناسایی کند که در آزمایش‌های استاندارد بالینی از قلم افتاده بودند.

»» توضیحات بیشتر:

https://www.scmp.com/news/china/science/article/3363246/china-releases-powerful-dna-screening-ai-tool-free-help-fight-rare-diseases


موضوعات مرتبط: هوش مصنوعی

تاريخ : پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۵ | 5:21 | نویسنده : سیران قادری |

داستانی آموزندە(واقعی)

"شعور و شهوت"

حتما حتما حتما با دقت تا آخرش بخونيد خيلى عاليه

"جان بلانکارد” از روی نیمکت برخاست
لباس ارتشی اش را مرتب کرد
و به تماشای انبوه مردم
که راه خود را از میان ا یستگاه قطار بزرگ مرکزی پیش می گرفتند
مشغول شد.
او به دنبال دختری می گشت
که چهره ی او را هرگز ندیده بود
اما قلبش را می شناخت
دختری با یک گل سرخ.
از سیزده ماه پیش دلبستگی‌اش به او آغاز شده بود.
از یک کتابخانه ی مرکزی در فلوریدا,
با برداشتن کتابی از قفسه ،ناگهان خود را شیفته و مسحور یافته بود.
اما نه شیفته ی کلمات کتاب ..
بلکه شیفته ی یادداشتهایی با مداد,
که در حاشیه ی صفحات آن به چشم می‌خورد.
دست خطی لطیف که بازتابی از ذهنی هوشیار و درون بین و باطنی ژرف داشت.
در صفحه ی اول ” جان” توانست نام صاحب کتاب را بیابد:
“دوشیزه هالیس می نل"
با اندکی جست و جو و صرف وقت
توانست نشانی دوشیزه هالیس را پیدا کند.
” جان ” برای او نامه ای نوشت و ضمن معرفی خود
از او درخواست کرد که به نامه نگاری با او بپردازد.
روز بعد جان سوار کشتی شد
تا برای خدمت در جنگ جهانی دوم عازم شود.
در طول یکسال و یک ماه پس از آن ,
آن دو به تدریج با مکاتبه و نامه نگاری به شناخت یکدیگر پرداختند.
هر نامه همچون دانه ای بود
که بر خاک قلبی حاصلخیز فرو می افتاد
و به تدریج عشق شروع به جوانه زدن کرد.
جان درخواست عکس کرد،
ولی با مخالفت ” میس هالیس ” روبه رو شد.
به نظر هالیس اگر ” جان ” قلبا به او توجه داشت
دیگر شکل ظاهری اش نمی توانست برای او چندان با اهمیت باشد.
ولی سرانجام روز بازگشت ” جان ” فرا رسید
آن ها قرار نخستین ملاقات خود را گذاشتند :
۷ بعد الظهر در ایستگاه مرکزی نیویورک.
هالیس نوشته بود :
" تو مرا خواهی شناخت
از روی گل سرخی که بر کلاهم خواهم گذاشت ."
بنابراین راس ساعت ۷ بعدالظهر ” جان ” به دنبال دختری می گشت
که قلبش را سخت دوست می داشت
اما چهره اش را هرگز ندیده بود.
ادامه ی ماجرا را از زبان خود " جان " بشنوید:
زن جوانی داشت به سمت من می‌آمد,
بلند قامت و خوش اندام
موهای طلایی‌اش در حلقه‌های زیبا ،
کنار گوش‌های ظریفش جمع شده بود.
چشمان آبی رنگش به رنگ آبی دریا بود
و در لباس صورتی روشنش به شکوفه های بهاری می مانست
که جان گرفته باشد
من بی اراده به سمت او قدم برداشتم ,
کاملا بدون توجه به این که او آن نشان گل سرخ را
بر روی کلاهش ندارد.
اندکی به او نزدیک شدم .
لب هایش با لبخند پرشوری از هم گشوده شد
اما به آهستگی گفت ” ممکن است اجازه دهید عبور کنم ؟"
بی‌اختیار یک قدم دیگر به او نزدیک شدم و
در این حال میس هالیس را دیدم.
تقریبا پشت سر آن دختر ایستاده بود
زنی حدودا 50 ساله ..
با موهای خاکستری رنگ که در زیر کلاهش جمع شده بود.
اندکی چاق بود و
مچ پای نسبتا کلفتش توی کفش های بدون پاشنه جا گرفته بودند.
دختر صورتی پوش از من دور می شد و
من احساس کردم که بر سر یک دوراهی قرارگرفته ام.
از طرفی شوق و تمنایی عجیب
مرا به سمت آن دختر صورتی پوش فرا میخواندو
از سویی علاقه ای عمیق به زنی
که روحش مرا به معنای واقعی کلمه مسحور کرده بود
به ماندن دعوتم می کرد.
او آن جا ایستاده بود با صورت رنگ پریده و چروکیده اش
که بسیار آرام و موقر به نظر می رسید.
و چشمانی خاکستری و گرم که از مهربانی می درخشید.
دیگر به خود تردید راه ندادم.
با کتاب جلد چرمی آبی رنگی که در دست داشتم
و در واقع نشان معرفی من به حساب می آمد جلو رفتم.
از همان لحظه فهمیدم که دیگر عشقی در کار نخواهد بود.
اما چیزی به دست آورده بودم که ارزشش حتی از عشق بیشتر بود.
دوستی گرانبهایی که می توانستم همیشه به آن افتخار کنم.
به نشانه ی احترام و سلام خم شدم
و کتاب را برای معرفی خود به سوی او دراز کردم.
با این وجود وقتی شروع به صحبت کردم
از تلخی ناشی از تاثری که در کلامم بود متحیر شدم.
من ” جان بلانکارد” هستم و شما هم باید دوشیزه می نل باشید.
از ملاقات شما بسیار خوشحالم
ممکن است دعوت مرا به شام بپذیرید؟
چهره ی آن زن با تبسمی شکیبا از هم گشوده شد
و به آرامی گفت: فرزندم من اصلا متوجه نمی‌شوم!
ولی آن خانم جوان که لباس صورتی به تن داشت
و هم اکنون از کنار ما گذشت..
از من خواست که این گل سرخ را روی کلاهم بگذارم
و گفت اگر شما مرا به شام دعوت کردید باید به شما بگویم که
او در رستوران بزرگ آن طرف خیابان منتظر شماست.
او گفت که این فقط یک امتحان است!
ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺷﻌﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺑﺪﻭﻥ ﺷﻬﻮﺕ،
ﺑﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺷﻬﻮﺕ ﺩﺍﺩ ﺑﺪﻭﻥ ﺷﻌﻮﺭ،
ﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺭﺍ ....
ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺷﻌﻮﺭﺵ ﺑﻪ ﺷﻬﻮﺗﺶ.ﻏﻠﺒﻪ ﮐﻨﺪ ﺍﺯ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺳﺖ،
ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺷﻬﻮﺗﺶ ﺑﺮ ﺷﻌﻮﺭﺵ ﻏﻠﺒﻪ ﮐﻨﺪ ﺍﺯ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﭘﺴﺖ ﺗﺮ
...


موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۵ | 9:21 | نویسنده : سیران قادری |

Thought from the book- Meditations by Marcus Aurelius

“You don’t need a perfect life to have a meaningful day.

You need to use the day you actually have wel.

برداشتی از کتاب «تأملات» اثر مارکوس اورلیوس: «برای داشتنِ روزی پرمعنا، نیازی به یک زندگی بی‌نقص ندارید. تنها باید از همین روزی که در اختیار دارید، به‌خوبی استفاده کنید.»


موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۵ | 9:2 | نویسنده : سیران قادری |


به مناسبت روز جهانی جوانان

فرزندم، روزت مبارک!
▫️پنج تجربه‌ای که از زندگی به تو منتقل می‌کنم:
۱. هیچ تصمیمی به اندازه‌ای که در لحظه به نظر می‌رسد، سرنوشت‌ساز نیست.
در زندگی بعضی تصمیم‌ها مهم‌اند، اما حتی بسیاری از اشتباهات بزرگ هم پایان راه نیستند. از تصمیم‌های اشتباه درس بگیر، عذرخواهی کن، جبران کن و اگر لازم بود مسیرت را عوض کن.

۲. آدم‌ها را بیشتر از روی رفتارشان بشناس تا حرف‌هایشان.
در دوستی، عشق، کار و شراکت، به تکرار رفتار آدم‌ها نگاه کن؛ نه فقط به قول‌ها، عذرخواهی‌ها و وعده‌هایشان.

۳. پول مهم است، اما تمام ارزش زندگی نیست.
استقلال مالی را جدی بگیر، اما شغلی را که فقط پول بیشتری می‌دهد لزوما با زندگی بهتر اشتباه نگیر. سلامت، رابطه‌های خوب، آزادی و معنای زندگی هم سرمایه‌اند.

۴. بعضی فرصت‌ها فقط یک‌بار نمی‌آیند؛ اما بعضی آدم‌ها چرا.
برای رسیدن به موفقیت آن‌قدر عجله نکن که آدم‌های ارزشمند زندگی‌ات را از دست بدهی. کار و موفقیت را می‌توان دوباره ساخت؛ بعضی رابطه‌ها را نه.

۵. من همه جواب‌ها را نمی‌دانم؛ تو هم قرار نیست همه جواب‌ها را بدانی.
یکی از نشانه‌های بالغ‌شدن این نیست که دیگر اشتباه نکنی؛ این است که بدانی چه زمانی باید بگویی "نمی‌دانم" و از کسی کمک بخواهی. درخواست کمک ضعف نیست.

و اما پنج توصیه‌ای که به تو می‌کنم:
۱. یاد بگیر مستقل فکر کنی، نه این‌که فقط مستقل زندگی کنی.
قبل از پذیرفتن هر نظر، از خودت بپرس: دلیلش چیست؟ شواهدش چیست؟ اگر اشتباه باشد چه؟

۲. از بدنت مثل چیزی که قرار است تا آخر عمر با تو باشد مراقبت کن.
خواب، تحرک، غذای مناسب و دوری از عادت‌های اعتیادآور کارهای پیش‌پاافتاده‌ای نیستند؛ سرمایه‌گذاری روی آزادی آینده‌اند.

۳. کسی را انتخاب کن که بتوانی در کنارش خودت باشی.
در دوستی و عشق، فقط به جذابیت نگاه نکن؛ ببین آیا آن آدم به مرزهایت احترام می‌گذارد، در دشواری کنارت می‌ماند و می‌توانی بدون ترس با او حرف بزنی.

۴. توانایی تنها ماندن را یاد بگیر.
اگر برای فرار از تنهایی وارد هر رابطه‌ای شوی، احتمالا هزینه بیشتری می‌دهی. آدمی که می‌تواند مدتی تنها باشد، در انتخاب دوستان و شریک زندگی آزادتر است.

۵. برای خودت "نسخه نهایی" تعریف نکن.
ممکن است در ۲۰سالگی چیزی بخواهی که در ۳۰سالگی دیگر نخواهی. تغییر عقیده، تغییر شغل، دوباره شروع کردن و حتی اعتراف به این‌که "اشتباه می‌کردم" شکست نیست؛ بخشی از رشد است.

▫️و در آخر پنج پیشنهاد دوستانه و البته عملی:
۱. یک دفترچه "زندگی من" درست کن.
هر هفته فقط سه چیز بنویس: این هفته چه چیزی یاد گرفتم؟ چه اشتباهی کردم؟ هفته بعد چه کاری را متفاوت انجام می‌دهم؟
بعد از یک سال، چیزی ارزشمندتر از صدها جمله انگیزشی خواهی داشت؛ شناخت خودت.

۲. هر ماه یک مهارت واقعی یاد بگیر.
نه لزوما مهارت دانشگاهی. آشپزی، کمک‌های اولیه، مدیریت پول، مذاکره، زبان، تعمیر یک وسیله، سخن گفتن، استفاده درست از ابزارهای دیجیتال، یا حتی چگونه یک گفت‌وگوی دشوار را مدیریت کردن.

۳. هفته‌ای یک گفت‌وگوی بدون موبایل داشته باش.
با یک دوست، عضو خانواده یا کسی که دیدگاه متفاوتی دارد، حداقل ۳۰ دقیقه حرف بزن؛ نه برای این‌که قانعش کنی، بلکه برای این‌که بفهمی چگونه فکر می‌کند.

۴. یک "صندوق آزادی" بساز.
حتی اگر درآمدت کم است، درصد کوچکی از هر درآمد را کنار بگذار و به آن دست نزن، مگر برای یک ضرورت واقعی. پس‌انداز فقط پول جمع کردن نیست؛ خریدن حق انتخاب در آینده است.

۵. هر سال یک کار انجام بده که کمی از منطقه امن تو بیرون باشد.
تنها سفر کردن، سخنرانی، یادگیری یک مهارت تازه، آشنایی با آدم‌هایی خارج از حلقه معمولت، انجام یک کار داوطلبانه یا شروع یک پروژه شخصی. جوانی فرصت خوبی برای ساختن اعتمادبه‌نفس از طریق تجربه واقعی است، نه فقط از طریق فکر کردن درباره خود.

منبع اینترنت


موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : سه شنبه بیستم مرداد ۱۴۰۵ | 12:41 | نویسنده : سیران قادری |

پرخاشگری پشت فرمان؛ رانندگان کدام کشورها تهاجمی‌ترند؟https://www.remitly.com/jp/en/landing/worlds-politest-countries

بر اساس یک نظرسنجی جهانی جدید، برخی از محبوب‌ترین مقاصد گردشگری جهان از بدترین جاها برای رانندگی به شمار می روند .

ایتالیا یکی از مشهورترین مقاصد گردشگری جهان است؛ با هنری کم‌نظیر، مناظر دیدنی و غذاهای درجه‌یک. با این حال، یک شاخص در این کشور چندان رضایت‌بخش نیست: جاده‌ها و به‌ویژه راننده‌هایش.

بر اساس پاسخ شرکت‌کنندگان در یک نظرسنجی جهانی تازه، ایتالیا کشوری است که بدترین رانندگی تهاجمی را دارد و ۲۳ درصد از رانندگان گفته‌اند در این کشور با رفتارهای نامنظم یا بی‌پروا در جاده‌ها روبه‌رو شده‌اند.

اما رتبه دوم شاید چندان بدیهی نباشد: معمولا از بریتانیا با تپه‌های سبز نرم و برخی از راحت‌ترین خودروهای جهان یاد می‌شود، با این حال در نظرسنجی پلتفرم اجاره‌خودرو «دیسکاورکارز دات کام» در رتبه دوم قرار گرفته است و ۱۱ درصد از رانندگان گفته‌اند در آنجا با برخوردهای تند روبه‌رو شده‌اند. به‌ویژه لندن به عنوان یکی از شهرهایی است که بیشترین دفعات نامش تکرار شده است.

آزاردهنده‌ترین رفتارهای رانندگی کدام‌اند؟

ایالات متحده با ۹ درصد در جایگاه سوم قرار دارد و پس از آن فرانسه و استرالیا هر کدام با ۵ درصد قرار گرفته‌اند.

در رتبه پنجم و به صورت مشترک، ۴ درصد از شرکت‌کنندگان گفته‌اند بیشترین پرخاشگری را در جاده‌های اسپانیا تجربه کرده‌اند و ۴ درصد دیگر ترکیه را نام برده‌اند.آزاردهنده‌ترین رفتار، راهنما نزدن هنگام پیچیدن است (۵۶ درصد).

چسبیدن به خودروی جلویی نیز رانندگان را ناراحت می‌کند (۴۶ درصد)، و بعد از آن حرکت آهسته در خط سبقت (۴۳ درصد) و ترمز ناگهانی (۲۰ درصد).

مؤدب‌ترین رانندگان از نظر پاسخ‌دهندگان کدام‌ کشورند؟

برداشت مردم از میزان ادب در یک کشور، بسته به این‌که شهروندان آن کشور در جاده و پشت فرمان باشند یا در موقعیت‌های دیگر، متفاوت است؛ با این حال، برخی الگوهای مشترک همچنان دیده می‌شود.

ایتالیایی‌ها در یک نظرسنجی دیگر درباره آداب معاشرت نیز امتیاز پایینی کسب کردند و در میان کشورهایی قرار گرفتند که در مجموع، کمترین ارتباط را با مفهوم ادب دارند.

بر اساس نظرسنجی شرکت خدمات مالی «رِمیتلی»، ایتالیا از میان ۲۵ کشور در رتبه ۲۴ قرار گرفت و تنها اتریش جایگاهی پایین‌تر از آن داشته است.

در صدر این جدول، ژاپن با فاصله قرار دارد؛ کشوری که در آن خم شدن و تعظیم کردن همچنان نشانه‌ای از احترام تلقی می‌شود. پس از ژاپن، کانادا در رتبه دوم و بریتانیا در رتبه سوم قرار گرفتند.

در همین نظرسنجی از شرکت‌کنندگان خواسته شد درباره رفتار خود نیز فکر کنند و مشخص کنند که آیا خودشان را فردی مؤدب می‌دانند و آیا با افراد غریبه با احترام رفتار می‌کنند یا نه.

جالب این‌که ژاپنی‌ها به خودشان یکی از پایین‌ترین امتیازها را دادند؛ هرچند این امتیاز همچنان بالا و برابر با ۸.۷۳ از ۱۰ بود.

در میان کشورهای مورد بررسی، برزیل و شیلی کشورهایی بودند که بیش از همه، خود را مؤدب‌ترین مردم جهان می‌دانند و میانگین امتیاز ۹.۴۶ از ۱۰ را به خود اختصاص دادند.

پس از آن‌ها، هندی‌ها با امتیاز ۹.۴۱ قرار گرفتند و سوئدی‌ها و فرانسوی‌ها نیز با امتیاز برابر ۹.۴۰ در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند.



تاريخ : سه شنبه بیستم مرداد ۱۴۰۵ | 5:16 | نویسنده : سیران قادری |

اصول نگارش علمی و انتشار آثار زیست‌پزشکی: راهنمای سردبیران JAMA برای نویسندگان

عنوان انگلیسی:

Principles of Scientific Writing and Biomedical Publication: A JAMA Editors Guide for Authors


این کتاب یک راهنمای کاملاً کاربردی برای تقریباً تمام مسیر تبدیل یک پژوهش به مقاله چاپ‌شده است؛ از شکل‌دادن به استدلال علمی و نوشتن مقاله گرفته تا انتخاب مجله، ارسال مقاله، فرآیند داوری، پاسخ‌دادن به داوران و در نهایت انتشار. هدفش هم فقط آموزش انگلیسی آکادمیک نیست، بلکه می‌خواهد نشان بدهد یک مقاله‌ علمیِ قابل‌چاپ از نگاه سردبیرها دقیقاً چه شکلی باید باشد.

چیزی که این کتاب را متفاوت می‌کند همین نگاه سردبیری آن است. نویسندگانش سردبیران فعلی یا سابق مجلات مهم زیست‌پزشکی هستند، از جمله JAMA و مجلات شبکه JAMA، یا افرادی با تجربه‌ی طولانی در حوزه‌ نشر زیست‌پزشکی. کتاب ۴۱ فصل دارد و روی‌هم‌رفته نویسندگانش سابقه‌ خیلی زیادی در چاپ مقاله و سردبیری مجلات علمی دارند.

ارزش اصلی کتاب این است که سه موضوعی را که معمولاً جدا از هم آموزش داده می‌شوند، یک‌جا کنار هم گذاشته: نگارش علمی (Scientific Writing)، فرآیند انتشار (Publication Process)، و اخلاق نشر (Publication Ethics). یعنی خواننده فقط یاد نمی‌گیرد چطور جمله‌ها یا بخش Discussion را بهتر بنویسد، بلکه می‌فهمد سردبیر و داور وقتی دارند مقاله را داوری می‌کنند دقیقاً دنبال چه چیزهایی هستند.

یک نکته‌ خوب دیگر این‌ است که کتاب فقط روی "چطور بنویسیم" تمرکز نکرده. مثلاً فصل‌های مجزایی دارد درباره‌ انتخاب مجله، پرهیز از اغراق در بیان نتایج، استفاده از جدول و شکل، پاسخ‌دادن به داوران، مشکلاتی که سردبیرها ازشان بیزارند، معیارهای نویسندگی، سرقت علمی، تعارض منافع، و پری‌پرینت.

کتاب به صورت اوپن اکسس و رایگان توسط انتشارات آکسفورد منتشر شده است.

برای دانلود به این لینک مراجعه کنید:

https://academic.oup.com/book/58841

https://academic.oup.com/book/58841


موضوعات مرتبط: نگارش ، استناددهی ، نیازهای پژوهشی دانشجویان ، اطلاعات عمومی ، روش تحقیق ، معرفی کتاب

تاريخ : سه شنبه بیستم مرداد ۱۴۰۵ | 5:14 | نویسنده : سیران قادری |

Thought from the book- 📖 Grit by Angela Duckworth

“Talent matters.
But long-term progress often depends on whether you’re willing to keep working after the excitement disappears.”

برداشتی از کتاب «سرسختی» (Grit) اثر آنجلا داک‌ورث: «استعداد اهمیت دارد. اما پیشرفتِ بلندمدت، اغلب به این بستگی دارد که آیا حاضرید پس از فروکش کردنِ هیجان اولیه، همچنان به تلاش خود ادامه دهید یا خیر.»


موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها ، کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : دوشنبه نوزدهم مرداد ۱۴۰۵ | 19:16 | نویسنده : سیران قادری |

کتاب کلید فعال شدن سیستم آرامش بدن

هنگام مطالعه ، سیستم عصبی پاراسمپاتیک»، فعال میشود؛ سیستمی که وظیفه آن کاهش تنش آرام کردن عضلات و آماده کردن بدن برای خواب است.
کاهش تنش عضلانی
احساس آرامش
خواب طبیعی تر

فواید مطالعه قبل از خواب -
تعادل بهتر احساسات
تقویت حافظه و خلاقیت
آرامش ذهن و تمرکز بیشتر
بهبود کیفیت خواب
کاهش ضربان قلب | و فشار خون
کاهش استرس و اضطراب

چرا کتاب کاغذی؟
مطالعه از روی صفحه دیجیتال، نور آبی ساطع میکند که مانع ترشح ملاتونین (هورمون خواب) میشود.

کتاب کاغذی به چشم و مغز فشار کمتری وارد میکند و به آرامش بیشتر کمک میکند.

چند نکته برای مطالعه بهتر قبل از خواب
حداقل ۳۰ دقیقه قبل از خواب مطالعه را شروع کنید.
محیطی آرام کم نور و بدون حواس پرتی ایجاد کنید.
از موضوعات سبک و الهام بخش انتخاب کنید.
مطالعه را به یک عادت شبانه تبدیل کنید.
ورق زدن صفحات و لمس کاغذ تجربه ای آرامش بخش و دور کننده از فشارهای روزمره است.
گوشی همراه را کنار بگذارید.


موضوعات مرتبط: جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : دوشنبه نوزدهم مرداد ۱۴۰۵ | 13:1 | نویسنده : سیران قادری |

خار خندید و به گل گفت سلام
و جوابی نشنید
خار رنجید ولی هیچ نگفت
ساعتی چند گذشت
گل چه زیبا شده بود
دست بی رحمی نزدیک آمد،
گل سراسیمه ز وحشت افسرد
لیک آن خار در آن دست خلید و گل از مرگ رهید
صبح فردا که رسید
خار با شبنمی از خواب پرید
گل صميمانه به او گفت سلام...

گل اگر خار نداشت
دل اگر بی غم بود
اگر از بهر كبوتر قفسی تنگ نبود،
زندگی،
عشق،
اسارت،
همه بی معنا بود . .
فریدون مشیری



تاريخ : شنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۵ | 12:34 | نویسنده : سیران قادری |

افزایش رؤيت‌پذيري و اثربخشي پژوهش‌ها: راهنمای کاربردی برای پژوهشگران

کتابخانه دانشگاه پیتزبرگ راهنمایي تحت عنوان «Research Visibility» براي افزایش رؤيت‌پذيري (visibility) و اثرگذاري (Impact) پژوهش‌ها ارائه داده است. افزایش رؤيت‌پذيري پژوهش‌ها برای موفقیت علمی حیاتی است، زیرا باعث می‌شود فعاليت‌هاي پژوهشگران بیشتر دیده و استفاده شوند و مورد استناد قرار گيرند و تأثیر و شهرت علمی آن‌ها ارتقاء یابد.
بر اساس اين راهنما، نخستین گام برای افزایش دیده‌شدن، داشتن شناسه‌ی یکتا مثل ORCID است که هویت علمی پژوهشگران را از دیگران متمایز می‌کند و در فرآیندهای ارسال مقاله و درخواست‌های بودجه کاربرد دارد.
به علاوه، ‌لازم است خروجی‌های پژوهشی شامل مقالات، پیش‌چاپ‌ها، ارائه‌ها، داده‌ها و کدها را دسترسی عمومی یا مخازن باز (Open Access) قرار گيرند تا یافتن و استفاده از آن‌ها آسان‌تر شود.
ایجاد و به‌روزرسانی پروفایل آنلاین پژوهشگر در پلتفرم‌هایی مانند Google Scholar،ImpactStory و Kudos نیز می‌تواند نمایه‌سازی و شاخص‌های تأثیرگذاري کار پژوهشگران را به نمایش بگذارد.
راهنمای دانشگاه پیتزبرگ همچنین بر شبکه‌سازی علمی در پلتفرم‌های اجتماعی مانند ResearchGate، Academia ،LinkedIn و Mendeley تأکید دارد تا ارتباط با همکاران و مخاطبان افزایش یابد.
نوشتن وبلاگ درباره پژوهش‌ها به‌عنوان یک ابزار آموزشی، می‌تواند فعاليت‌هاي مطالعاتي پژوهشگران را در دسترس گروه وسیع‌تری قرار دهد و باعث گفتگو و بازخورد در جامعه علمی شود.
استفاده از شبکه‌های اجتماعی علمی مانند X (توییتر سابق) برای به‌اشتراک‌گذاری نتایج، اخبار و لینک‌های مرتبط با پژوهش‌ها می‌تواند دیده‌شدن و تعامل را افزایش دهد.
این راهنما نشان می‌دهد که استراتژی‌های فعال و چندجانبه در افزایش دیده‌شدن پژوهش‌ها مؤثرتر از منتشرکردن ساده‌ی مقالات است. این اقدامات نه‌تنها به افزایش استنادات و تأثیرگذاري علمی کمک می‌کند، بلکه می‌تواند فرصت‌های همکاری بین‌المللی و بودجه‌ای را نیز تقویت نماید. بنابراین، رؤيت‌پذيري پژوهش نتیجه‌ی ترکیب ابزارهای دیجیتال، شبکه‌سازی و انتشار باز است که در هر مرحله از چرخه پژوهش قابل ‌تقویت است.

منبع: Pitt Libraries، به‌روزرسانی‌شده در ژانویه ۲۰۲۴
https://pitt.libguides.com/researchvisibilityhttps://pitt.libguides.com/researchvisibility

سایر راهنماهای جامع در خصوص افزايش رؤيت‌پذيري و تأثيرگذاري پژوهش‌ها:

راهنماي کتابخانه دانشگاهي هوستون:
https://guides.lib.uh.edu/RVIhttps://guides.lib.uh.edu/RVI

راهنماي کتابخانه علوم بهداشتی هیملفارب:
https://guides.himmelfarb.gwu.edu/JudgingYourImpact/increase-visibility-of-your-researchhttps://guides.himmelfarb.gwu.edu/JudgingYourImpact/increase-visibility-of-your-research


موضوعات مرتبط: نگارش ، برای کتابداران ، نیازهای پژوهشی دانشجویان ، اطلاعات عمومی ، روش تحقیق

تاريخ : جمعه شانزدهم مرداد ۱۴۰۵ | 18:9 | نویسنده : سیران قادری |

جدول کلمات متقاطع یا سودوکو؛ کدام ورزش مغز واقعا از آلزایمر پیشگیری می‌کند؟

گروهی از منتشرکنندگان مجموعه‌های جدول کلمات متقاطع، سودوکو و بازی‌های حافظه به نحوی وعده می‌دهند که ذهن شما را تیز و فعال نگه می‌دارند.

اما در سال‌های اخیر، علوم اعصاب فهرست رو به رشدی از فعالیت‌هایی را شناسایی کرده است که به نظر می‌رسد واقعا به سلامت مغز کمک می‌کنند؛ از جمله یادگیری یک زبان جدید، نواختن موسیقی، پیاده‌روی و فراگیری یک مهارت تازه.

این موضوع پرسش مهم‌تری را مطرح می‌کند: اگر چنین تجربه‌هایی باعث تقویت مغز می‌شوند، آیا می‌توان آن‌ها را در قالب برنامه‌ای هدفمند با یکدیگر ترکیب کرد؟ به بیان دیگر، آیا می‌توان نوعی «تمرین ورزشی» ویژه ذهن طراحی کرد؟

«ساندرا باند چپمن»، استاد علوم رفتاری و علوم مغز در دانشگاه تگزاس در دالاس، می‌گوید:«در حال حاضر، معمولا فقط زمانی به مغز توجه می‌کنیم که مشکلی برای آن پیش آمده باشد. اما اکنون در حال کشف این موضوع هستیم که شاید کارهایی وجود داشته باشد که بتوان برای پیشگیری انجام داد.»

مطالعات اولیه درباره برنامه‌های آموزش و تمرین مغز نشان می‌دادند که این برنامه‌ها تا حد زیادی ناامیدکننده هستند. شرکت‌کنندگان معمولا فقط در همان مهارتی که تمرین کرده بودند یا مهارتی بسیار مشابه، پیشرفت می‌کردند؛ برای مثال بهتر می‌توانستند کدهای شش‌رقمی تایید هویت تلفن همراه خود را به خاطر بسپارند یا تمرین‌های مشابه حافظه را سریع‌تر انجام دهند.اما اکنون این تصویر در حال تغییر است.

طی یک سال گذشته، پژوهش‌های متعددی از زوایای مختلف به این موضوع پرداخته‌اند و تقریبا همگی به یک نتیجه مشترک رسیده‌اند: تمرین‌های شناختی ممکن است تغییرات گسترده‌تر و قابل اندازه‌گیری در مغز ایجاد کنند.

در ماه اکتبر، پژوهشگران دانشگاه مک‌گیل گزارش دادند که سالمندانی که به مدت ۱۰ هفته، روزانه ۳۰ دقیقه تمرین مغزی انجام داده بودند، بهبودهایی در «سیستم کولینرژیک» مغز نشان دادند؛ سیستمی که نقش اساسی در یادگیری و حافظه دارد.

ماه بعد، گروه دیگری تحلیل اسکن‌های ام‌آر‌ای (MRI) ۱۹۰ فرد بزرگسال سالم بین ۲۰ تا ۷۰ سال را منتشر کرد که نشان دادند که تمرین‌های شناختی می‌توانند ساختار مغز بزرگسالان را از نظر فیزیکی بازسازمان‌دهی کنند.

سپس در ماه فوریه، پژوهشگران نتایج پیگیری بیست‌ساله یک یک کارآزمایی بالینی را منتشر کردند. نتایج نشان داد افرادی که ۶۵ سال یا بیشتر داشتند و در یک برنامه آموزشی ویژه برای افزایش «سرعت پردازش اطلاعات» شرکت کرده بودند، در مقایسه با گروه کنترل، ۲۵ درصد کمتر در معرض ابتلا به زوال عقل قرار گرفتند.

همچنین در ماه گذشته، در کنفرانس بین‌المللی انجمن آلزایمر، هیجان زیادی در میان پژوهشگران ایجاد شد؛ زیرا یافته‌های تازه‌ای از بزرگ‌ترین کارآزمایی بالینی درباره این موضوع ارائه شد که آیا تمرین‌های رایانه‌ای آموزش مغز می‌توانند خطر افت شناختی ناشی از افزایش سن را کاهش دهند یا خیر.

یافته‌های منتشرشده در ماه ژوئیه، حاصل همکاری پژوهشگرانی از دانشگاه کلمسون، دانشگاه علوم پزشکی کارولینای جنوبی و دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا بود. اگرچه این مطالعه تنها ۵۳ شرکت‌کننده داشت، اما از معتبرترین روش پژوهش‌های بالینی یعنی «کارآزمایی تصادفی کنترل‌شده» استفاده کرده بود؛ روشی که می‌تواند مسیر تحقیقات آینده را مشخص کند.

شواهد جدید نشان می‌دهد که تنها برخی از انواع تمرین‌های شناختی فواید واقعی و معناداری ایجاد می‌کنند و حتی این فواید نیز ممکن است در مردان و زنان متفاوت باشد. هرچند علت این تفاوت‌ها هنوز به‌طور کامل روشن نیست، اما همین یافته‌ها باعث شده‌اند پژوهشگران به سمت «تمرین مغزی شخصی‌سازی‌شده» حرکت کنند؛ یعنی انتخاب تمرین‌های خاص برای افرادی که بیشترین احتمال بهره‌مندی از آن‌ها را دارند.

اکنون چالش اصلی، تفکیک علم واقعی از تبلیغات تجاری است. «آرون سایتز»، استاد روان‌شناسی، طراحی بازی و فیزیوتراپی در دانشگاه نورث‌ایسترن، هشدار می‌دهد که برخی شرکت‌ها همچنان یافته‌های اولیه علمی را بیش از اندازه بزرگ‌نمایی می‌کنند. او می‌گوید اگرچه هنوز اجماع علمی گسترده‌ای درباره اثربخشی بازی‌های تمرین مغز وجود ندارد، اما تقریبا هیچ تردیدی میان پژوهشگران نیست که شواهد موجود ارزش بررسی‌های بیشتر را دارند.

مروری بر پژوهش‌های علمی که سال گذشته در مجله پزشکی بریتانیا Lancet منتشر شد، نشان داد که بیشترین فواید شناختی زمانی مشاهده می‌شود که تمرین‌های ذهنی همراه با سایر تغییرات سبک زندگی، به‌ویژه فعالیت بدنی و ورزش جسمی، انجام شوند، نه اینکه به‌تنهایی مورد استفاده قرار گیرند.در نهایت، شواهد علمی هنوز اجازه نمی‌دهند به یک نتیجه ساده و قطعی برسیم. آرون سایتز می‌گوید: «موضوع کمی پیچیده و نامنظم است.».

https://www.frontiersin.org/journals/aging-neuroscience/articles/10.3389/fnagi.2017.00041/full


موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی

تاريخ : جمعه شانزدهم مرداد ۱۴۰۵ | 17:34 | نویسنده : سیران قادری |

جامعه امروز به «اینفوتراپیست» نیاز دارد؟
امیررضا اصنافی، دانشیار گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه شهید بهشتی، می‌پرسد، چه کسی می‌تواند کمک کند تا مردم رابطه سالم‌تری با دنیای اطلاعات برقرار کنند؟ از تشخیص منابع معتبر تا کاهش اضطراب ناشی از اخبار، طراحی رژیم اطلاعاتی.

در سال‌های اخیر اصطلاحاتی مانند «اضطراب اطلاعاتی»، «اضافه‌بار اطلاعاتی»، «خستگی دیجیتال» و «اخبار جعلی» وارد ادبیات علمی شده‌اند. این مفاهیم نشان می‌دهند که اطلاعات، اگرچه ارزشمند است، اما استفاده نادرست از آن می‌تواند کیفیت زندگی، تصمیم‌گیری، سلامت روان و حتی روابط اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد.

منظور از اینفوتراپی، صرفاً ارائه اطلاعات بیشتر نیست، بلکه کمک به افراد برای انتخاب، ارزیابی، مدیریت و استفاده سالم از اطلاعات است؛ به گونه‌ای که اطلاعات به جای ایجاد اضطراب و سردرگمی، به تصمیم‌گیری بهتر، یادگیری مؤثرتر و زندگی آگاهانه‌تر منجر شود.

بر این اساس می‌توان از نقش جدیدی با عنوان «اینفوتراپیست» سخن گفت؛ متخصصی که وظیفه او درمان بیماری‌های جسم یا روان نیست، بلکه کمک به افراد برای مدیریت مسائل اطلاعاتی است. همان‌گونه که روان‌درمانگر به فرد کمک می‌کند احساسات و هیجانات خود را سامان دهد، اینفوتراپیست می‌تواند به افراد کمک کند تا رابطه سالم‌تری با دنیای اطلاعات برقرار کنند؛ از تشخیص منابع معتبر گرفته تا مدیریت اضافه‌بار اطلاعاتی، کاهش اضطراب ناشی از اخبار، طراحی رژیم اطلاعاتی، تقویت سواد اطلاعاتی و بهره‌گیری آگاهانه از هوش مصنوعی.


موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی

تاريخ : پنجشنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۵ | 16:40 | نویسنده : سیران قادری |

برخی ویژگی های یک فرد کثرت گرا
آگاهی‌بخشی اخلاقی

۱. به کسی نمی‌گوید مثل من باش.
۲. تفاوت‌های خود با اطرافیانش را فرصت تلقی می‌کند.
۳. گذشته‌ی خودش همیشه جلوی چشمش است. این باعث می‌شود به خودش بگوید همه یک گذشته دارند.
۴. چون ضعف‌های خودش را می‌داند، به ندرت در پی عیب‌جویی دیگران است.
۵. قضاوت‌هایش در مورد دیگران را بارها و بارها تجدید نظر می‌کند.
۶. به دنبال خوب و بد نیست، در پی ترکیب‌های مختلف رنگ‌هاست.
۷. به کسی نمی‌گوید شما بی‌سواد هستید، می‌گوید: ما متون مختلف خوانده‌ایم.
۸. ناراحتی و گله‌ی خود از کسی را پخش نمی‌کند.
۹. در جمع به کسی نمی‌گوید: من صد درصد با شما مخالفم. می‌گوید: اجازه دهید از زاویه‌ی دیگری، نظرم را بیان کنم.
۱۰. بسیار وقت می‌گذارد تا بفهمد چرا انسان‌ها اینقدر متفاوتند.
۱۱. چون متفاوت‌بودن را حق انسان‌ها می‌داند، واکنش‌ها و سخنان او نیش ندارد.
۱۲. بر افق‌ها و برنامه‌های خود متمرکز است. از افق‌ها و برنامه‌های دیگران می‌آموزد.
۱۳. خود را از دالان سخت‌ترین آموزش‌ها گذرانده تا حریم دیگران را رعایت کند.
۱۴. نه دنبال مُرید می‌گردد و نه مراد کسی است.
۱۵. مورد انتقاد قرار گرفتن را، متفاوت‌بودن افراد تلقی می‌کند.
۱۶. داوطلب نمی‌شود دیگری را تغییر دهد. اگر از او خواسته شود، نظر خود را در میان صدها نظر توضیح می‌دهد.
۱۷. با کلام، رفتار و اطمینان‌بخشی نمی‌گذارد دیگران نسبت به او احساس ناامنی کنند.
۱۸. دیگران صرفا از حضورش در کنارشان لذت می‌برند.


دکتر محمود سریع‌القلم


موضوعات مرتبط: جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۵ | 4:53 | نویسنده : سیران قادری |

https://mitpress.mit.edu/9780262051279/the-credibility-crisis-in-science/

دانشگاه MIT به تازگی کتابی را منتشر کرده که نگاه جدیدی دارد به مقوله تقلب در پژوهش و بحران اعتبار علم. این کتاب را Thomas Plümper و Eric Neumayer نوشته‌اند:

The Credibility Crisis in Science: Tweakers, Fraudsters, and the Manipulation of Empirical Results

دو نوع تقلب در پژوهش وجود دارد که خیلی آشکار و واضح هستند و در غیراخلاقی بودن آنها شکی نیست. یکی داده‌سازی (Data Fabrication) است؛ یعنی ساختن داده‌هایی که اصلاً وجود ندارند و دیگری دستکاری داده‌ها (Data Manipulation)؛ یعنی داده وافعی وجود دارد ولی پژوهشگر آنها را تغییر می‌دهد تا نتیجه دلخواهش حاصل شود.

اما نویسندگان، Tweaking را نوع سوم و البته خطرناک‌ترین نوع تقلب می دانند. یک پژوهشگر در Tweaking، بدون اینکه که داده‌ها را بطور مستقیم تغییر دهد، می‌آید طراحی پژوهش یا مدل آماری را طوری تغییر می‌دهد که نتیجه دلخواهش بدست آید.

حذف داده‌های نامناسب، تغییر تعریف متغیرها، انتخاب زیرنمونه خاص، اضافه یا حذف متغیرهای کنترل، آزمودن مدل‌های متعدد و انتشار فقط نتایج معنادار، همگی می‌توانند نتیجه را تغییر دهند.

همچنین پژوهشگر ممکن است پس از مشاهده داده‌ها، فرضیه‌ای بسازد، اما در مقاله وانمود کند که فرضیه از ابتدا وجود داشته است؛ رفتاری که HARKing نام دارد (Hypothesizing After Results are Known). هدف اصلی معمولاً افزایش معنی‌داری آماری، بزرگ‌تر شدن اندازه اثر و تأیید فرضیه پژوهشگر است

پژوهشگران ممکن است برای کسب منافع شخصی مانند چاپ مقاله بیشتر، چاپ در مجلات معتبرتر، افزایش استناد، گرفتن گرنت، ارتقای شغلی، افزایش حقوق و شهرت علمی دست به توئیک بزنند.

چرا توئیک خطرناک‌تر است؟
چون بسیار رایج‌تر است، کشف آن بسیار دشوار است، معمولاً مجازاتی ندارد و ظاهر آن کاملاً علمی است. به همین دلیل نویسندگان معتقدند: بزرگ‌ترین تهدید برای اعتبار علم، توئیک است؛ نه داده‌سازی.

تعریف تقلب علمی از نگاهی دیگر
نویسندگان تعریف دیگری از تقلب علمی ارائه می‌دهند که متفاوت از تعاریف موجود است:

تقلب علمی یعنی هر گونه دستکاری عمدی نتایج آماری برای کسب منفعت پژوهشگر. بنابراین معیار اصلی قصد است، نه نوع روش.


عناوین بخش‌ها و فصول کامل کتاب در ادامه آمده است. بخش سوم کتاب، در خصوص مقابله با تقلب است که راهکارهای مفیدی را ارائه کرده است.

راه‌حل محوری نویسندگان، شفافیت است: انتشار داده خام، کد تحلیل، روش‌ها و تمام تصمیم‌های پژوهشی. هر پژوهش باید از سه جهت ارزیابی شود: بازتولیدپذیری با همان داده و کد (Reproducibility)، تکرارپذیری با داده‌های جدید (Replicability)، و استحکام (Robustness Test) در برابر تغییرات منطقی مدل.

بخش اول: آیا علم دچار بحران شده است؟
۱. سلامت پژوهش (Scientific Integrity) و نارضایتی‌های پیرامون آن
۲. انگیزه‌های متقلبان
۳. نوکِ نوکِ کوه یخ
۴. عوامل کشف تخلف

بخش دوم: درجات آزادی پژوهشگر (Researcher Degrees of Freedom)
۵. توئیکینگ در تحلیل داده‌های مشاهده‌ای
۶. توئیکینگ در طرح‌های پژوهش تجربی
۷. توئیکینگ در مدل‌های علّی

بخش سوم: مقابله با تقلب
۸. سیاست‌های بازدارندگی
۹. برنامه‌های پیشگیری
۱۰. راهبردهای کشف
۱۱. دو گام به پیش
۱۲. و یک گام به عقب

https://dl.toolschi.com/view.php?f=f2c5ed8747520214.pdf


موضوعات مرتبط: نگارش ، برای کتابداران ، اطلاعات عمومی ، روش تحقیق ، معرفی کتاب

تاريخ : چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۵ | 4:41 | نویسنده : سیران قادری |
مطالب قدیمی تر