درباره وب

"کتابخانه باب دانایی است و دانایی توانایی است برای کسب پیروزی، سعادت و افتخار"
وظيفه کتابخانه مرکزي تهيه و آماده‫ سازي منابع چاپی و الکترونیکی و همچنين سياست‫گذاري ارائه خدمات و نحوه استفاده از این منابع است.

هدف کتابخانه عبارت است از: (( تامين منابع چاپي والکترونيکي لازم و کافي، جهت مطالعه و تحقیق تمامی اعضای کتابخانه همراه با فراهم نمودن محیطی مناسب جهت استفاده و تحقیق و مطالعه، در کوتاه‫ترین زمان و مفیدترین شرایط ممکن)).
در خدمت شما دوستداران علم و دانش هستم.

کتابدار بخش مرجع و مسئول بخش خدمات فنی، بخش پایان نامه ها

Knowledge and Information Science
********************
کتابخانه یک موزه نیست که روی مجموعه هایش را پوشاند، بلکه بر عکس، کتابخانه یک نهاد زنده و پویاست که به سمت مطالعه حرکت میکند. کتابخانه باید عشق به کتاب و سهولت دسترسی به فنآوری­های نوین را به وجود آورد. کتابخانه باید مدیریت و بهره گیری از امکانات خود را روزآمد کند (ژان ژرمن، شهردار شهر تور فرانسه Jean Germain).

کانال تلگرامی sayranghaderilib@
بخوانید بخوانید بخوانید
لینک دوستان
جستجوی وب
موضوعات وب
لینک های مفید



One lesson from Seneca that I keep coming back to is this:

*We don't actually have a shortage of time. We have a shortage of attention.*

Think about it.

We say, "I don't have time to read."
"I don't have time for my family."
"I don't have time to work on myself."

But then somehow we find an hour to scroll.

Another hour to worry about something that hasn't happened.

Another hour replaying something that already happened.

And that's what made Seneca's point hit differently for me.

We aren't always losing our time.
Sometimes we're giving it away without realizing it.

And once a day is gone... we can't negotiate for it back.

That made me look at my time very differently.

Maybe the question isn't:

"How do I find more time?"

Maybe it's:

*"Who or what am I giving the time I already have to?"*

That question is uncomfortable... but probably worth asking

از آموزه‌های «سنکا» که مدام به آن برمی‌گردم، این است: *ما در واقع کمبود وقت نداریم؛ ما دچار کمبود توجه هستیم.*

به این موضوع فکر کنید. ما می‌گوییم: «وقتِ مطالعه ندارم.» «برای خانواده‌ام وقت ندارم.» «وقت ندارم روی خودم کار کنم.» اما با این حال، چطور یک ساعت وقت پیدا می‌کنیم تا در شبکه‌های اجتماعی بچرخیم؟ یک ساعت دیگر را صرفِ نگرانی برای چیزی می‌کنیم که هنوز اتفاق نیفتاده است. و یک ساعت دیگر را به مرورِ اتفاقی می‌گذرانیم که قبلاً رخ داده است. و همین نکته باعث شد حرفِ سنکا برای من معنای متفاوتی پیدا کند. ما همیشه وقتمان را از دست نمی‌دهیم؛ گاهی اوقات، بی‌آنکه متوجه باشیم، آن را هدر می‌دهیم. و وقتی روزی گذشت... دیگر نمی‌توانیم آن را پس بگیریم. این موضوع باعث شد نگاه من به زمانم کاملاً تغییر کند. شاید سؤال اصلی این نباشد که: «چطور وقت بیشتری پیدا کنم؟» شاید سؤال این است که: *«زمانی را که در اختیار دارم، صرفِ چه کسی یا چه چیزی می‌کنم؟»* این سؤال شاید ناخوشایند باشد... اما احتمالاً ارزشِ پرسیدن را دارد. برگرفته از کتاب «نامه‌هایی از یک رواقی» اثر سنکا


موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۵ | 13:9 | نویسنده : سیران قادری |