آهستگی رو تمرین کنیم
یک زمانی تب تندخوانی بالا بود و همه دیوانهوار به دنبال خواندن چند کتاب، در یک روز بودند. کلاسها و تمرینات تندخوانی با روشهای عجیب و غریب، برای خودش عالمی داشت. خوشبختانه آن تب کاملا فروکش کرده.
چقدر خوب میشد الان که اصلا کتاب خواندن تقریبا به حاشیه رفته و تب تندخوانی که نه، بلکه تب تند ورق زدن صفحات اینستاگرام داغ است، کسانی هم بودند و دوره کُندخوانی برگزار میکردند. یا حتی دوره کُند بینی، کُند نویسی، کُند خوری، کُند روی، کُند کاری، کُند زیستی.
مارشال مک لوهان میگفت: «عاشقان مطالعه، فقط برای محتوا کتاب نمیخوانند. آنها برای مزمزه کردن تک تک واژهها و کلمات میخوانند. یک عاشق کتاب، هرگز نمیتواند کتاب را سریع بخواند». خواندن و فکر کردن روی کلمات شیرین است. «هر کلمه در هر زبانی به تنهایی خود یک استعاره است.»
زیستن هم واقعا اگر روی دور تند باشد، شیرینیاش زیر زبان حس نمیشود و استعارهها و اعماقش به چنگ ادراک و شناخت در نمیآیند.
محمد خیرآبادی
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
آهستگی رو تمرین کنیم
یک زمانی تب تندخوانی بالا بود و همه دیوانهوار به دنبال خواندن چند کتاب، در یک روز بودند. کلاسها و تمرینات تندخوانی با روشهای عجیب و غریب، برای خودش عالمی داشت. خوشبختانه آن تب کاملا فروکش کرده.
چقدر خوب میشد الان که اصلا کتاب خواندن تقریبا به حاشیه رفته و تب تندخوانی که نه، بلکه تب تند ورق زدن صفحات اینستاگرام داغ است، کسانی هم بودند و دوره کُندخوانی برگزار میکردند. یا حتی دوره کُند بینی، کُند نویسی، کُند خوری، کُند روی، کُند کاری، کُند زیستی.
مارشال مک لوهان میگفت: «عاشقان مطالعه، فقط برای محتوا کتاب نمیخوانند. آنها برای مزمزه کردن تک تک واژهها و کلمات میخوانند. یک عاشق کتاب، هرگز نمیتواند کتاب را سریع بخواند». خواندن و فکر کردن روی کلمات شیرین است. «هر کلمه در هر زبانی به تنهایی خود یک استعاره است.»
زیستن هم واقعا اگر روی دور تند باشد، شیرینیاش زیر زبان حس نمیشود و استعارهها و اعماقش به چنگ ادراک و شناخت در نمیآیند.
محمد خیرآبادی
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
فقر توجه؛ بحران تازه کتابخوانی
🔸 هرگاه سخن از کاهش سرانه مطالعه به میان میآید، معمولاً انگشت اتهام به سوی گرانی کتاب، کمبود کتابخانهها یا مشکلات اقتصادی نشانه میرود. بیتردید این عوامل در وضعیت کتابخوانی جامعه مؤثرند، اما شاید بزرگترین رقیب کتاب در جهان امروز نه قیمت کتاب باشد و نه حتی کمبود زمان؛ بلکه پدیدهای به نام «بحران توجه» است.
🔸کتاب از خواننده میخواهد که برای مدتی طولانی بر یک موضوع متمرکز بماند، میان مفاهیم ارتباط برقرار کند و در مورد مطالب بیندیشد. کتابخوانی نوعی گفتوگوی عمیق میان نویسنده و خواننده است؛ گفتوگویی که به صبر، تمرکز و تأمل نیاز دارد. درست همان تواناییهایی که در عصر رسانههای دیجیتال بیش از هر زمان دیگری در معرض تهدید قرار گرفتهاند.
🔸نباید فناوری را دشمن کتاب دانست. همان فناوری که میتواند تمرکز را کاهش دهد، قادر است فرصتهای تازهای نیز برای ترویج مطالعه فراهم کند. کتابهای الکترونیکی، کتابهای صوتی، شبکههای اجتماعی کتابمحور و سامانههای پیشنهاد کتاب نمونههایی از این ظرفیتها هستند. مسئله اصلی نه وجود فناوری، بلکه نحوه استفاده از آن است.
🔸برای احیای فرهنگ مطالعه در عصر دیجیتال، لازم است نگاه خود را از «سواد خواندن» به «سواد توجه» گسترش دهیم. اگر فردی نتواند برای چند دقیقه بر یک متن متمرکز شود، حتی در دسترسترین و جذابترین کتابها نیز خوانده نخواهند شد. بنابراین آموزش مهارت تمرکز، مدیریت زمان حضور در فضای مجازی و استفاده آگاهانه از رسانهها باید به بخشی از برنامههای آموزشی مدارس و دانشگاهها تبدیل شود.
منبع: ایبنا
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
پایان یک نسل؛ وقتی کتابفروشها فقط فروشنده میشوند*
روزگاری پشت پیشخوان کتابفروشیها آدمهایی میایستادند که خودشان بخشی از تاریخ کتاب بودند؛ کسانی که نه فقط کتاب میفروختند، بلکه مسیر خواندن را نشان میدادند، سلیقه میساختند و برای هر مخاطب نسخهای متفاوت داشتند. امروز اما بسیاری از آن چهرههای آشنا رفتهاند و جایشان را نسل جدیدی گرفته که بیشتر فروشندهاند تا راهنمای فرهنگی. آیا با رفتن کتابفروشهای قدیمی، چیزی فراتر از یک شغل در حال از بین رفتن است؟
گزارش «پایان مردان دانای پشت پیشخوان» را در سایت روزنامه هفتصبح «پایان مردان دانای پشت پیشخوان» را در سایت روزنامه هفتصبح بخوانید.
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
بر اساس گزارش منتشرشده در Publishers Weekly، کتابهای الکترونیکی (eBooks) بهطور فزایندهای در حال تبدیلشدن به بخشی مهم از منابع کتابخانهای هستند، اما این روند با فرصتها و چالشهایی همراه است.
این گزارش نشان میدهد که eBookها با فراهمکردن دسترسی سریع، همزمان و از راه دور، به بهبود عدالت آموزشی و دسترسی گستردهتر کاربران به منابع کمک میکنند.
همچنین امکان تنظیمات شخصیسازی، جستوجوی سریع و استفاده از ابزارهای کمکی باعث شده این منابع برای یادگیری دیجیتال بسیار مناسب باشند.
با این حال، یکی از چالشهای اصلی، مدلهای مجوزدهی و هزینههای بالا برای کتابخانههاست که گاهی دسترسی پایدار به منابع را محدود میکند.
مسائل مرتبط با حقوق نشر و محدودیتهای استفاده نیز از دیگر موانع مهم در توسعه eBookها در کتابخانهها به شمار میرود.
این گزارش همچنین به نابرابری در دسترسی به فناوری اشاره میکند؛ بهطوری که همه کاربران به دستگاهها یا اینترنت مناسب دسترسی ندارند.
از منظر آموزشی، ترکیب منابع دیجیتال و چاپی بهعنوان یک رویکرد متعادل توصیه میشود تا نیازهای متنوع یادگیری پوشش داده شود.
کتابداران نقش مهمی در آموزش سواد دیجیتال و هدایت دانشآموزان در استفاده مؤثر از منابع الکترونیکی دارند.
این مقاله تأکید میکند که آینده موفق eBookها وابسته به همکاری میان ناشران و کتابخانهها برای ایجاد مدلهای دسترسی پایدارتر است.
در مجموع، کتابهای الکترونیکی میتوانند نقش مهمی در تحول آموزش ایفا کنند، به شرط آنکه چالشهای فنی، اقتصادی و دسترسی بهدرستی مدیریت شوند.
منبع: Publishers Weekly، منتشر شده ۶ مه ۲۰۲۶
https://www.publishersweekly.com/pw/by-topic/industry-news/libraries/article/99864-the-future-of-e-books-in-school-libraries.html
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، کتابخانه ها و مراکز فرهنگی
گزارش تازه روزنامه The Guardian به یکی از بزرگترین پروژههای دسترسی آزاد علمی جهان، یعنی Biodiversity Heritage Library (BHL)، پرداخته است؛ کتابخانهای دیجیتال که طی دو دهه گذشته بیش از ۶۴ میلیون صفحه از منابع علمی مرتبط با تنوع زیستی را برای پژوهشگران، دانشجویان و عموم مردم بهصورت رایگان در دسترس قرار داده است. این مجموعه حاصل همکاری بیش از ۶۸۰ موزه، دانشگاه، کتابخانه و مؤسسه علمی از سراسر جهان است و اکنون به بزرگترین آرشیو آزاد ادبیات تنوع زیستی تبدیل شده است.
این کتابخانه شامل کتابهای تاریخی، مجلات علمی، دفترچههای میدانی، تصاویر گیاهان و جانوران، دستنوشتههای کمیاب و اسناد ارزشمند چند قرن گذشته است. بسیاری از این منابع پیش از این تنها در چند کتابخانه تخصصی جهان قابل دسترسی بودند، اما دیجیتالیسازی آنها امکان استفاده گسترده پژوهشگران را فراهم کرده است.
بر اساس این گزارش، دسترسی آزاد به این گنجینه علمی نقش مهمی در پیشبرد تحقیقات مربوط به تغییرات اقلیمی، حفاظت از گونههای در معرض خطر و شناخت بهتر اکوسیستمهای طبیعی داشته است. برای مثال، برخی پژوهشگران با استفاده از دادههای تاریخی موجود در این کتابخانه توانستهاند وضعیت گونههای گیاهی آسیبدیده در آتشسوزیهای گسترده استرالیا را بازنگری و ارزیابی کنند.
این پروژه نمونهای موفق از تحول دیجیتال در کتابخانهها و مراکز اطلاعاتی محسوب میشود. کتابخانه میراث تنوع زیستی نشان داده است که دیجیتالیسازی منابع تاریخی تنها یک اقدام حفاظتی نیست، بلکه میتواند به تولید دانش جدید و کشف الگوهای علمی پنهان کمک کند.
گزارش همچنین به نقش روزافزون فناوریهای نوین، بهویژه هوش مصنوعی، در بهرهبرداری از این منابع اشاره میکند. پژوهشگران امیدوارند با توسعه ابزارهای هوشمند، قابلیتهایی مانند جستوجوی پیشرفته، استخراج خودکار دادهها، بهبود تشخیص متون و ارائه خدمات چندزبانه به این مجموعه افزوده شود.
با این حال، آینده این کتابخانه با چالشهای مالی جدی روبهرو شده است. کاهش حمایتهای نهادی و محدودیت منابع مالی موجب شده برخی برنامههای توسعهای متوقف شوند و حتی ادامه فعالیت پایدار این پروژه با ابهام مواجه شود. مدیران پروژه هشدار میدهند که از دست رفتن چنین زیرساختی، ضربهای بزرگ به پژوهشهای جهانی در حوزه تنوع زیستی و تغییرات اقلیمی خواهد بود.
این گزارش یادآور میشود که کتابخانههای دیجیتال دیگر صرفاً مخازن اطلاعات نیستند؛ بلکه به زیرساختهای حیاتی علم باز، همکاری بینالمللی و نوآوری پژوهشی تبدیل شدهاند. تجربه BHL نشان میدهد که دسترسی آزاد به دانش میتواند سرعت کشفهای علمی را افزایش دهد و فرصتهای برابرتری برای پژوهشگران سراسر جهان فراهم آورد.

Carrington, D. (2026, June 18). A bonanza for fans of the natural world: The digital library sharing 64m pages of scientific knowledge with everyone. The Guardian. Retrieved from https://www.theguardian.com/environment/2026/jun/18/natural-world-digital-biodiversity-heritage-library-scientific-knowledge-free-access-aoe
https://t.me/UT_Central_Library
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه
«آلان دایتچ» (Alan Daitch)، کارآفرین موفق تکنولوژی، تحلیلگر ارشد سابق گوگل و بنیانگذار استارتاپهای دادهمحور، نگاه بسیار جالبی به تقابل هوش مصنوعی و کتابهای کاغذی دارد. او که شعارش بررسی تکنولوژی «بدون حرفهای زرد و اغراقآمیز» است، در پست اخیر خود در ایکس استراتژی فرهنگی چینیها را زیر ذرهبین برده است.
دایتچ در تحلیل خود میگوید: چین با بیش از صد میلیارد دلار سرمایهگذاری روی هوش مصنوعی، بهترین کاندیدا برای اعلام «مرگ کاغذ» بود. اما آنها دقیقاً برعکس عمل کردند! دولت چین چندی پیش در تصمیمی استراتژیک، ترویج مطالعه و ساخت کتابخانههای عمومی (حتی در روستاها) را به یک «قانون الزامآور دولتی» تبدیل کرد.
چرا کشوری که در لبه تکنولوژی ایستاده، به کتاب بازگشته است؟ دایتچ پاسخ میدهد:
«چون آنها کاربرد هر چیز را تفکیک کردهاند. هوش مصنوعی برای تولید، رقابت و سرعت است؛ یعنی صرفاً یک ابزار. اما کتاب شما را در چیزی پرورش میدهد که هیچ ماشینی نمیتواند: تمرکز پایدار و قدرت قضاوت مستقل. این ذهن انسان است که در نهایت باید تصمیم بگیرد با ابزارها چه کند.»
این متخصص داده در ادامه به مسیر کاملاً معکوس ایالات متحده اشاره میکند؛ جایی که رکورد ممنوعیت و حذف کتابها از مدارس شکسته شده و مهارت خواندن دانشآموزان به پایینترین حد در ۲۰ سال اخیر سقوط کرده است!
در آیندهای نزدیک، همه دنیا به هوش مصنوعی دسترسی خواهند داشت؛ اما ذهنی که بداند چگونه از آن استفاده کند را خیر. از هوش مصنوعی استفاده کن تا "همراه" تو فکر کند، نه "بهجای" تو!
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
کتاب نگاهی به تاریخ مهاباد نوشته سید محمد صمدی
سال "حه مه گروی و مه لا وسوو "
ابتدا توضیحی درباره این دو نام کردی "حه مه = حمه" مخفف کلمه محمد است و گروی یعنی آبله رو وسوو هم مخفف کلمه یوسف است. این دو واژه نام دو نفر بوده است که شغل نوازندگی داشته اند. در دوران جنگ اول جهانی حاجی صمد خان شجاع الدوله» حاکم آذربایجان بوده و آنگونه که در تاریخ های معتبر آمده است نامبرده ... به هر جرم و جنایتی دست زده است. در آخر هم فرار کرده .... سوء رفتار او به حدی بوده که حکومت وقت ایران مجبور به تغییر و تعویض او شده است بدین ترتیب تقی خان رشید الملک سردار رشید جانشین او گردیده و آنگونه که منابع تاریخی می گویند او هم چندان بهتر از صمد خان نبوده است. تقی خان رشید الملک در سال ۱۳۲۲ یا ۱۳۲۳ هجری قمری حاکم ساوجبلاغ مکری گردید. در محله پشت اداره دخانیات شهر مهاباد منزلی قدیمی هنوز پا برجاست در این خانه قدیمی دو نفر به نام های «حه مه گروی» و «مه لا وسوو» که خواننده و نوازنده بوده اند، زندگی می کرده اند. مه لا و سوو زنی بسیار زیبا و وجیه داشته و راه عبور هر روزه تقی خان هم از جلو منزل این دو نفر بوده است. روزی که تقی خان این زن را می بیند و نگاهی عمیق به او می اندازد زیبایی خیره کننده زن او را مات و مبهوت میکند. همینکه به منزل خود می رسد بلافاصله مأموری به منزل آن زن میفرستد و درخواست میکند که وقتی به او داده شود که به این خانه بیاید. زن به مأمور حاکم می گوید فردا اول صبح بیا و پاسخ لازم را بگیر و به جناب حاکم برسان شب وقتی شوهر و همکار شوهرش بر میگردند، آن زن موضوع را برای آنان بازگو میکند. شوهر این زن می گوید وقتی فردا فرستاده حاکم برای جواب برگشت جواب مثبت به او بده با روشن شدن هوا حه مه گر روی و مه لا وسوو در گوشه ای از پستوی خانه خود را مخفی می کنند و منتظر فرستاده حاکم می مانند. فرستاده حاکم می آید و جواب می خواهد زن میگوید: امشب خیلی فکر کردم، آخر به این نتیجه رسیدم که نمی شود دل حاکم را شکست برو همین الان حاکم را بفرست بیاید چون کسی در خانه نیست. فرستاده به سرعت نزد حاکم بر میگردد و این خبر مسرت بخش را به حاکم می رساند. حاکم با عجله خود را به منزل حه مه گروی و مه لا و سوو می رساند. وقتی وارد اتاق می شود هنوز ننشسته و جا خوش نکرده دو مرد وارد اتاق میشوند و تا جای که هر دو از نفس می افتند حاکم را کتک می زنند و آنچه نبایستی با حاکم بکنند میکنند و او را با سر و وضعی بسیار ناجور از خانه بیرون می اندازند. حاکم به هر شکلی که بوده خود را به محل کارش میرساند و چند نفر تفنگچی و مأمور می فرستد که این دو نفر را دستگیر کرده به محکمه ببرند. افراد مسلح که به دم در خانه مورد نظر می رسند از داخل ساختمان به آنان تیراندازی می شود، آنان نیز آتش می گشایند. چند تن از مأموران کشته و زخمی میشوند و کم کم کار به آشوب در کل شهر کشیده می شود حاکم راه چاره ای به نظرش نمی رسد، فوراً عده ای را نزد باپیر آقای قم قلعه می فرستد و برای جلوگیری از گسترش اغتشاش کمک می طلبد. با پیر آقا هم عده ای مسلح به کمک حاکم می فرستد و در نهایت شش یا هشت نفر از افراد حکومتی کشته می شوند و گلوله ای به زن زیبای مه لا و سوو اصابت می کند و او هم از پا در می آید. در آخر حه مه گروی و مه لا و سوو گلوله و مهماتشان تمام می شود. مأموران حکومت و افراد باپیر آقا به پشت بام منزل این دو نفر میروند و آنرا سوراخ کرده نفت به داخل منزل می ریزند و آنرا آتش می زنند. حه مه گروی و مه لا وسوو در مقابل گرما و دود تاب مقاومت از دست می دهند و از خانه بیرون میدوند. همینکه از منزل خارج می شوند از هر طرف باران گلوله بر سرشان باریدن می گیرد و بدین ترتیب در راه دفاع از ناموس به شهادت می رسند. امروزه نام و یادشان در خاطره ها هست میرزا رشید قادری که از شخصیتهای محترم و مسن مهابادی و بازنشسته جمعیت هلال احمر مهاباد بود و بالای صد سال سن داشت میگفت که من خود شاهد و ناظر این جنگ و برخورد بوده ام. میرزا رشید قادری روز یکشنبه ۱۳۷۰٫۲٫۱ شمسی ششم شوال ۱۴۱۱ قمری بدرود حیات گفت روحش شاد باد. البته غیر از ایشان افراد دیگری هم در مهاباد هستند که این مسأله را به یاد دارند یا از پدرشان شنیده اند. به نظر عمر آقا علی یار حاکمی که این جریان برایش پیش آمده محسن خان مظفر الملک بوده و سال اتفاق ماجرا هم ۱۳۱۸ هجری قمری که به سال حه مه گروی و مه لا وسوو معروف است.
دفاع از ناموس شهادت مهاباد
https://opac.nlai.ir/opac-prod/search/briefListSearch.do?command=FULL_VIEW&id=510160&pageStatus=0&sortKeyValue1=sortkey_title&sortKeyValue2=sortkey_author
نگاهی به تاریخ مهاباد/ محمد صمدی
مشخصات نشر:مهاباد: نشر رهرو، ۱۳۷۷.
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها ، کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
برچسب ها: دفاع از ناموس , شهادت , مهاباد
میدانم به من بازخواهد گشت
پرندهای دارم در بهار
که برایم میخواند
بهار به دامش میاندازد
اما همین که
تابستان سر برسد
و گلها نمایان شوند
سینه سرخ میرود.
شِکوه نمیکنم، اما؛
میدانم پرنده از آن من است
با اینکه پریده و گریخته
از آن سوی دریاها
با نغمهای نو، به سوی من
بازخواهد گشت
وفادار است به دستانی امن
و ماندگار در سرزمینی واقعی
که از آن من اند
گرچه حالا جدا افتادهاند
اما به قلب شکاکم میگویم
آنها از آن تواند
در روشنایی تابناک
و زیر نور درخشان میبینم
هرگونه شک و ترس
و هر ناسازگاری
از اینجا رخت بر بسته
شِکوه نخواهم کرد
میدانم پرنده از آن من است
گرچه پر کشیده
از درختی در دوردست
با نغمهای امید بخش
به من بازخواهد گشت.
امیلی دیکنسون
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها ، کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه
چهار اثر (فلورانس اسکاول شین)
اخبار را دنبال نکنید (رولف دوبلی)
قدرت بیان (برایان تریسی)
عادتهای اتمی، تغییرات کوچک و نتایج بزرگ (جیمز کلیر)
اثر مرکب (دارن هاردی)
تفکر، سریع و کُند (دانیل کانمن)
خودت باش، دختر (ریچل هالیس)
شرمنده نباش دختر (ریچل هالیس)
ارزش خود را بدانید (جول اوستین)
قورباغه ات را قورت بده (برایان تریسی)
هنر برقراری ارتباط (تیچ نات هان)
آیین دوست یابی (دیل کارنگی)
قدرت اراده (پل ژاگو)
در مذاکره هرگز سازش نکنید (کریس واس)
روی موج شادی (زادهوش)
چگونه قلق همسرم را پیدا کنم؟ (الهام صانعی)
هنر رضایت از زندگی (عباس پسندیده)
هنر همیشه بر حق بودن (آرتور شوپنهاور)
۴۹ تکنیک حفظ حال خوب (شیوا مرزبان)
هنر ظریف رهایی از دغدغهها (مارک منسن)
قله ها و دره ها (اسپنسر جانسون)
شخصیت شناسی به زبان ساده (جرالد متیوز)
چگونه خودمان را دوست بداریم (شارون وگشیدر)
خودت را رها کن (گری جان بیشاپ)
دگرگونی زندگی با جادوی نظم (ماری کندو)
شخصیت دو قطبی (فاطمه شعیبی)
چگونه یادگیرنده خوبی باشیم (باربارا اوکلی)
قدرت نامحدود (آنتونی رابینز)
زیستن در سایه آگاهی (مصطفی جوادی پور)
زندگی سخت است (کیرن ستیا)
توان بی پایان (آنتونی رابینز)
پروازهای خلاقیت (جولیا کامرون)
چگونه باور درست و مثبت بسازیم (جول اوستین)
سالم تر زندگی کنیم (سی دیوید جنکینز)
آرامش درون (جان کانتول کایلی)
رمز موفقیت (اندرو کارنگی)
بیشعوری (خاویر کرمنت)
افسانه خودباوری (آلبرت الیس)
حافظه درخشان (تونی بازان)
ذهنیت برنده (جیمز کلیر)
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه
نوشتن درباره آثار دیگران تنها نقد نیست، گفتوگویی است میان ذهنها که مرز میان خواننده و نویسنده را از میان برمیدارد. هر بار که اندیشهای را تحلیل میکنیم، نهتنها ادبیات را زنده نگه میداریم بلکه چهره واقعی خویش را در آینه کلمات دیگران بازمیبینیم.
این جمله از کتاب فارنهایت ۴۵۱ (Fahrenheit 451) اثر ری بردبری (Ray Bradbury) را در نظر بگیرید: «برای نابود کردن فرهنگ نیازی به سوزاندن کتابها نیست؛ کافی است مردم را از خواندن آنها بازدارید.» نوشتن درباره آثار دیگران کنشی از شهروندی ادبی است. ممکن است هنگام نوشتن و خواندن، جسممان تنها باشد، اما شادی واقعی این کار از خرید و امانتگرفتن کتابها، به اشتراکگذاری پیشنهادها و ارائه نقد و بازخورد ناشی میشود. همه اینها بر هم انباشته میشوند تا بتوانیم به یکدیگر کمک کنیم که داستانهای بهتر بگوییم، از کسانی که کتاب میسازند و منتشر میکنند حمایت کنیم (نویسندگان، کتابفروشان، کتابداران، منتقدان)، و مطمئن شویم که در سراسر جهان، داستانها زنده بمانند.
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
نخستوزیر لی چیانگ بهصورت «فرمان شورای دولتی» «آییننامه ترویج مطالعه عمومی» را ابلاغ کرده؛ از ۱ فوریه ۲۰۲۶ اجرا میشود. مهمترین نکتهها: دولتها موظف میشوند شبکه ترویج مطالعه را مثل «خدمت عمومی» پوشش دهند، کیفیت نشر و تولید آثار باکیفیت را بالا ببرند، برای مناطق محروم و روستایی و مرزی حمایت هدفمند بدهند، دسترسی کودکان، سالمندان و افراد دارای معلولیت را جدیتر کنند، زیرساختهای کتابخانه و خدمات خواندن را توسعه دهند و حتی برای «محتوای دیجیتال/خواندن دیجیتال» هم تکلیف و مسیر بگذارند. یعنی مطالعه از «توصیه فرهنگی» تبدیل شده به «ماموریت حکمرانی».
https://english.www.gov.cn/policies/latestreleases/202512/17/content_WS6941fa8bc6d00ca5f9a08243.html
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
افزایش رؤيتپذيري و اثربخشي پژوهشها: راهنمای کاربردی برای پژوهشگران
کتابخانه دانشگاه پیتزبرگ راهنمایي تحت عنوان «Research Visibility» براي افزایش رؤيتپذيري (visibility) و اثرگذاري (Impact) پژوهشها ارائه داده است. افزایش رؤيتپذيري پژوهشها برای موفقیت علمی حیاتی است، زیرا باعث میشود فعاليتهاي پژوهشگران بیشتر دیده و استفاده شوند و مورد استناد قرار گيرند و تأثیر و شهرت علمی آنها ارتقاء یابد.
بر اساس اين راهنما، نخستین گام برای افزایش دیدهشدن، داشتن شناسهی یکتا مثل ORCID است که هویت علمی پژوهشگران را از دیگران متمایز میکند و در فرآیندهای ارسال مقاله و درخواستهای بودجه کاربرد دارد.
به علاوه، لازم است خروجیهای پژوهشی شامل مقالات، پیشچاپها، ارائهها، دادهها و کدها را دسترسی عمومی یا مخازن باز (Open Access) قرار گيرند تا یافتن و استفاده از آنها آسانتر شود.
ایجاد و بهروزرسانی پروفایل آنلاین پژوهشگر در پلتفرمهایی مانند Google Scholar،ImpactStory و Kudos نیز میتواند نمایهسازی و شاخصهای تأثیرگذاري کار پژوهشگران را به نمایش بگذارد.
راهنمای دانشگاه پیتزبرگ همچنین بر شبکهسازی علمی در پلتفرمهای اجتماعی مانند ResearchGate، Academia ،LinkedIn و Mendeley تأکید دارد تا ارتباط با همکاران و مخاطبان افزایش یابد.
نوشتن وبلاگ درباره پژوهشها بهعنوان یک ابزار آموزشی، میتواند فعاليتهاي مطالعاتي پژوهشگران را در دسترس گروه وسیعتری قرار دهد و باعث گفتگو و بازخورد در جامعه علمی شود.
استفاده از شبکههای اجتماعی علمی مانند X (توییتر سابق) برای بهاشتراکگذاری نتایج، اخبار و لینکهای مرتبط با پژوهشها میتواند دیدهشدن و تعامل را افزایش دهد.
این راهنما نشان میدهد که استراتژیهای فعال و چندجانبه در افزایش دیدهشدن پژوهشها مؤثرتر از منتشرکردن سادهی مقالات است. این اقدامات نهتنها به افزایش استنادات و تأثیرگذاري علمی کمک میکند، بلکه میتواند فرصتهای همکاری بینالمللی و بودجهای را نیز تقویت نماید. بنابراین، رؤيتپذيري پژوهش نتیجهی ترکیب ابزارهای دیجیتال، شبکهسازی و انتشار باز است که در هر مرحله از چرخه پژوهش قابل تقویت است.
منبع: Pitt Libraries، بهروزرسانیشده در ژانویه ۲۰۲۴
https://pitt.libguides.com/researchvisibility
سایر راهنماهای جامع در خصوص افزايش رؤيتپذيري و تأثيرگذاري پژوهشها:
راهنماي کتابخانه دانشگاهي هوستون:
https://guides.lib.uh.edu/RVI
راهنماي کتابخانه علوم بهداشتی هیملفارب:
https://guides.himmelfarb.gwu.edu/JudgingYourImpact/increase-visibility-of-your-research
موضوعات مرتبط: نگارش ، استناددهی ، برای کتابداران ، نیازهای پژوهشی دانشجویان ، کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه
دکتر اصنافی
در سالهای اخیر، در برخی محافل دانشگاهی این گزاره شنیده میشود که «کتابخانه نهادی سنتی است» یا «عصر کتابخانه تمام شده است». این نگاه نهتنها دقیق نیست، بلکه حاصل سوءبرداشت از کارکرد واقعی کتابخانه در عصر اطلاعات است. کتابخانه نه «انباری از کتاب» است و نه سازمانی که با دیجیتالیشدن محو میشود. برعکس، کتابخانهها همان زیرساختهایی هستند که دولتها، دانشگاهها، صنایع و جوامع برای رقابتپذیری و توسعه پایدار به آن متکیاند.کتابخانهها امروز سکویی برای داده، دانش، پژوهش، نوآوری، یادگیری مادامالعمر و خدمات اجتماعی هستند. اگر فردی کتابخانه را تنها در قالب قفسه و کتاب ببیند، در حقیقت ماهیت دانش در جامعه مدرن را درک نکرده است. می توان گفت به نحوی در دوران پسا دیویی به سر می بریم. یعنی دورانی که کتابخانه ها دیگر کتاب محور نیستند. داده-خدمات محور هستند. بزرگترین تغییر در جهان اطلاعات، گذار از «شیء فیزیکی» (کتاب، سند، نشریه) به شبکه خدمات دادهمحور است. کتابخانهها یکی از معدود نهادهاییاند که این گذار را نهتنها همراهی کردهاند بلکه هدایت میکنند.
پس کتابخانه های امروز چه هستند؟
کتابخانه امروز یعنی:
• مرکز گردآوری، پردازش و سازماندهی دادههای علمی و فرهنگی
• پلتفرم دسترسی به منابع دیجیتال و پایگاههای اطلاعاتی
• مرکز سواد اطلاعاتی، دادهای و رسانهای
• پشتیبان پژوهشهای بینرشتهای و پروژههای کلان
• فضای یادگیری، نوآوری، ساخت، تجربه و خلق
• حافظه مشترک جامعه، هویت فرهنگی و حافظه تاریخی
• زیرساخت عدالت آموزشی و کاهش نابرابری
این موارد نه تنها سنتی نیستند بلکه بهشدت فناورانه، پیچیده و راهبردی هستند.
بسیاری تصور میکنند با ظهور اینترنت و هوش مصنوعی، کتابخانه منسوخ شده است. این برداشت دقیقاً شبیه تصور «بینیازی به پزشک» پس از اختراع دماسنج دیجیتال است. در حقیقت، کتابخانه ها تحول دیجیتال را رهبری می کنند. آنها موتور محرک پروژههای دیجیتالسازی در سطح ملیاند. همچنین پیشتاز در نشر علم باز، مخازن نهادی و داده های پژوهشی هستند. اتفاقاً کتابخانهها نخستین نهادهایی بوده اند با هوش مصنوعی، ابزارهای جستجوی هوشمند و فناوری های دیجیتال تعامل داشته اند به گونه ای که ChatGPT، LLMها، رباتهای مرجعیار و نظام های بازیابی معنایی را در خدمت کاربران قرار میدهند.در واقع کتابخانه در اکوسیستم آموزش مادام العمر و نیز پژوهش جایگاهی ویژه در معماری داده ها و دست پذیر سازی اطلاعات دارند.
در دنیای امروز فضاهای کتابخانه شامل موارد زیر است:
• اتاقهای نوآوری
• آزمایشگاه های سواد دیجیتال و رسانهای
• فضاهای تولید محتوا (استودیو پادکست/ویدیو)
• اتاقهای بازی جدی و بازیمحورهای آموزشی
• اتاق فرارهای آموزشی و تجربهای
• فضاهای همآفرینی، کارگروهی و یادگیری ترکیبی
کتابخانه یکی از معدود نهادهایی است که:
• دسترسی رایگان و برابر به دانش فراهم میکند
• سواد اطلاعاتی، رسانهای و دادهای را تقویت میکند
• شکاف مطالعه و شکاف دیجیتال را کاهش میدهد
• نقش فعال در ترویج کتابخوانی، فرهنگ و هویت ملی دارد
• در بحرانها، جنگ و بلایا حامی جامعه است
• حافظ میراث و اسناد ملی است
این رسالت، نه سنتی است و نه سطحی؛ بلکه زیرساخت پیشرفت فرهنگی و تمدنی هر جامعه است.
آیا هوش مصنوعی مولد، پایان کتابخانه است؟
باید بیان داشت که هوش مصنوعی نه دشمن کتابخانه است و نه جایگزین آن. در واقع، کتابخانهها در عصر AI سه نقش کلیدی دارند:
1. تربیت کاربران هوشمند، نه وابسته: کتابداران، معلم سواد الگوریتمی، سواد داده و سواد هوش مصنوعی هستند.
2.میانجیگری بین داده و انسان: هوش مصنوعی بر داده تکیه دارد؛ کتابخانهها تنها نهاد استانداردساز، پالایشگر و ناظر داده هستند.
3.طراحی و نظارت بر اخلاق هوش مصنوعی: کتابخانهها در کمیتههای اخلاق داده، حریم خصوصی، سوگیری الگوریتمی و کیفیت محتوا نقش اصلی دارند.
برای آن گروه از افرادی که «سنتی» بودن کتابخانه را شعار میدهند، کافی است سناریوی حذف کتابخانه را تصور کنیم:
• هیچکس مسئول اعتبارسنجی منابع نیست
• دسترسی دانشگاه به پایگاهها، مختل میشود
• سواد اطلاعاتی و پژوهش دانشجویان سقوط میکند
• مدیریت داده پژوهشی از هم میپاشد
• علمسنجی بیمعنا میشود
• محیط یادگیری غنی از بین میرود
• پروژههای میراث و اسناد نابود میشوند
• هیچ نهادی برای حفظ دانش ملی باقی نمیماند
جامعه بدون کتابخانه یعنی جامعه بدون حافظه، بدون عقلانیت و بدون آینده. یک جامعه بی دست و پا از نظر فرهنگی.
اینکه چرا دچار خطای تحلیلی در خصوص نقش کتابخانه ها می شویم به دلایل زیر است:
۱. نادیدهگرفتن تغییر نقش کتابخانهها
۲. ترکیب شدن ذهنیت دوره چاپ با عصر داده
۳. کمبود تجربه در پروژههای جدید کتابخانهای
۴. تسلط نگاه فناوریزده
۵. فقر نظری و فلسفی روز در حوزه آینده کتابخانه ها
این سوءتفاهم بیشتر حاصل «شناخت ناکافی» است تا مخالفت واقعی
سخن پایانی
کتابخانهها در همه انواع آن نه سنتی هستند نه نگاه به آنها سطحی است. آنها نهاد آینده سازی در جامعه هستند. کتابخانه ها پلتفرم دانشاند، مرکز پردازش و خدمات مبتنی بر دادهاند، زیرساخت دانشگاهها و پژوهشاند، موتور دانش عمومی و سواد اجتماعیاند، ضامن حافظه و هویت ملیاند، نقش فعال در هوش مصنوعی و آینده دیجیتال دارند. حذف، تضعیف یا تحقیر کتابخانه به عنوان یک نهاد اجتماعی مساوی است با سقوط کیفیت پژوهش، نابودی مدیریت داده، ازهمپاشیدن نشر علمی باز، کاهش سواد اطلاعاتی، افزایش بیسوادی دیجیتال و فروپاشی زیرساختهای فرهنگی. آنچه که باید کنار گذاشته شود نگاه سنتی به کتابخانه است نه اینکه کتابخانه را سنتی و سطحی دانیم.
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه ، کتابخانه ها و مراکز فرهنگی
نیکی دمارکو در یادداشتی صمیمی از تجربهی شخصیاش به عنوان خواننده، معلم و کتابدار میگوید: مدل غالب «خواندن درست» درواقع نوعی خواندن عادی انگارانه است که برای مغزهای متمرکز، منظم و آرام طراحی شده است.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از بوکریوت، «نیکی دمارکو» سالها فکر میکرد «خواننده واقعی» نیست. با اینکه کتابها همیشه در مرکز زندگیاش بودند؛ از جمعکردن و همراه داشتنشان تا خواندن در نیمههای شب اما روش خواندنش با الگوی پذیرفتهشده جامعه همخوانی نداشت. کتابی را شروع میکرد، چند فصل میخواند، بعد ناگهان کتاب دیگری دست میگرفت. گاهی چندین کتاب را همزمان میخواند و بعد جزئیات هرکدام را فراموش میکرد. بعضی شبها تا دو صبح در حالت تمرکز شدید صدها صفحه میخواند و بعد هفتهها در رکود مطلق فرو میرفت.
دمارکو مینویسد این الگوی نوساندار، او را دچار احساس شکست میکرد، زیرا از کودکی به او یاد داده بودند که «خواننده خوب» کسی است که ساکت و پیوسته میخواند، از ابتدا تا انتها، بیوقفه و بیگذر از هیچ صفحهای. بعدها که معلم شد، همان الگو را در مدرسه دید: دفترچههای ثبتخواندن و آزمونها قرار بود علاقه به کتاب را تقویت کنند، اما درواقع بسیاری از بچهها زیر بار این معیارها له میشدند. در این سیستم، خواندن بهجای لذت، به «کار» و «رقابت» تبدیل میشد.
وقتی دمارکو کتابدار شد، همان احساس شرم و تردید را در مراجعهکنندگانش دید. دانشآموزانی که با پوزش میگفتند فقط مانگا میخوانند؛ نوجوانانی که میگفتند شنیدن کتاب صوتی «تقلب» است؛ یا بزرگسالانی که با خجالت اعتراف میکردند مدام رمانهای عاشقانه را دوباره میخوانند. او در این نقطه به کشف مهمی رسید: مشکل از خوانندگان نیست، بلکه از قوانینی است که نوع خاصی از ذهن را «استاندارد» فرض میکنند.
دمارکو مینویسد: «مدلی که ما آن را خواندن درست مینامیم، در واقع نوعی خواندن نوروتیپیکال است؛ خواندنی برای مغزی که میتواند ساعتها تمرکز کند، نظم زمانی دارد، و به ژانرهای خاصی تمایل نشان میدهد. این مدل جایی برای پرش ذهن، خستگی حسی یا تکرار آرامبخش باقی نمیگذارد. برای کسانی که با افسردگی، اضطراب، یا نیاز به مرور چندباره یک جمله زندگی میکنند، این الگو عملاً حکم حذف دارد.»
در جریان شناخت خود و دریافت تشخیصهای عصبی، دمارکو تصمیم گرفت این الگو را کنار بگذارد. او به خود اجازه داد کتابها را نیمهکاره رها کند، کتاب صوتی را نوعی «خواندن با کلید دیگر» بداند، و بازخوانی را نه اتلاف وقت بلکه مراقبت از خود تعبیر کند. بهگفته او، «وقتی از معیارهای قدیمی دست کشیدم، زندگیِ خواندنم گستردهتر شد. دوباره عاشق کتابها شدم—نه به عنوان وظیفه، بلکه به عنوان همراهانی که میتوانم در زمان و شیوه خودم به آنها برگردم.»
دمارکو اکنون در کتابخانهاش همین رویکرد را به دانشآموزانش منتقل میکند. هرکس که میگوید «من واقعاً اهل کتاب نیستم»، پاسخ میشنود: «تو همین حالا هم خوانندهای.» خواندن مانگا، گوشدادن به کتاب صوتی، ورقزدن کتابهای تصویری، یا خواندن کند یک رمان فانتزی طی چند ماه—همه و همه شکلهای واقعی و ارزشمند خواندناند.
او در پایان مینویسد: «خواندن درباره نظم یا نمایش نیست. مهم نیست چند کتاب تمام کردهای یا چقدر از جایزههای ادبی خبر داری. خواندن یعنی ارتباط. وقتی قاعدههای نوروتیپیکال را کنار بگذاری، میتوانی رابطهای با کتابها بسازی که لذتبخش، زنده و بیقضاوت است.»
راهنمای یک کتابدار برای عشقورزیدن به کتابها
موضوعات مرتبط: برای کتابداران ، کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه
💢کاهش کتابخوانی در ایران سال هاست به مسئله ای تکرار شونده در گفت و گوهای فرهنگی بدل شده است؛ مسئلهای ای که هر بار با ظهور فناوریهای های جدید از شبکه های اجتماعی تا هوش مصنوعی، با ادبیات تازه ای بازخوانی می شود.
⭐️مقصود فراستخواه جامعه شناس و مدرس دانشگاه این مسئله را فراتر از قالب "کتاب" می بیند و می گوید مسئله اصلی ما دیگر «کاهش تعداد کتاب خواندهشده» نیست؛ مسئله، زوال خودِ «عمل خواندن» است، آن کنش عمیق و تمدنی که قرنها ما را ساخت و معنا بخشید.
فراستخواه خواندن را به چهار گونه تاریخی و اجتماعی تقسیم میکند که هنوز هم معیار قضاوت ما هستند:
خواندن تمدنی: آن خواندنی که حافظهی جمعی ما را نجات داد؛ ابوریحان که ابوالعباس ایرانشهری را میخواند و نمیگذاشت یک فیلسوف بزرگ ایرانی برای همیشه گم شود؛ ابنسینا که چهل بار متافیزیک ارسطو را خواند تا بالاخره با کمک فارابی آن را بفهمد.
خواندن معاصرساز: آن خواندنی که ما را از خواب انحطاط بیدار کرد؛ میرزا رضا تبریزی که کتاب پطر کبیر و انحطاط امپراتوری رم را خواند و برای اولین بار واژهی «انحطاط» را به ذهن جامعهی قاجاری آورد.
خواندن دگرگونساز: کتابهایی که جامعه را به هم ریختند و پرسش جمعی ساختند؛ «سیاحتنامه ابراهیم بیگ» که شهرهای مردهی ایران را روبهروی چشم ما گذاشت؛ «خاطرات یک خر» که از زبان یک حیوان فریاد زد سعادت فردی بدون سعادت جمعی بیمعناست؛ آثار طالبوف که زبان و آموزش و نویسندگی را زیرورو کرد.
خواندن بهمثابه سبک زندگی: دهههای ۴۰ و ۵۰ که کتاب دستبهدست میگشت، رمان خواندن عادیترین بخش زندگی بود و روشنفکری در کوچه و کافه نفس میکشید.
این چهار گونه هنوز زندهاند، اما امروز با چهار فروپاشی عمیق روبهروییم:
زوال طبقه متوسط فرهنگی (همان کسانی که کتاب و تئاتر و حضور در شبکههای های فرهنگی را سبک زندگی خود کرده بودند)
زوال اوقات فراغت (چند شغل داشتن، ترافیک، خستگی مزمن؛ و از دست دادن اوقات فراغت تمدنساز)
زوال مرجعیت فکری (جایگزینی روشنفکر و مترجم جسور با سلبریتی و عدم طرح دعوی فکری تازه)
زوال ذهن (به قول گئورگ زیمل: ذهن در شلوغی و ازدحام کلان شهر پراکنده و شکسته میشود و دیگر آن تمرکز و تأمل لازم برای «خواننده بودن» باقی نمانده است)
فراستخواه تأکید میکند که نباید همه چیز را گردن تکنولوژی بیندازیم؛ هوش مصنوعی و موبایل «دیگری» ما هستند و هر دیگری هم فرصت دارد هم تهدید. تهدیدش این است که آگاهی را به «خروجی سریع» تبدیل میکند، در حالی که کتاب «فرآیند آگاهی» است؛ لذت سطر به سطر، لابهلای سطور و فراسوی آن.
با این حال نمیتوان در شکل سنتی کتاب منجمد شد؛ همانطور که گوتنبرگ خواندن را دگرگون کرد و رفرم اروپا را به راه انداخت، امروز هم ایبوک و ابزارهای جدید بخشی از تحولاند. مهم این است که جان تازهای به تجربهی خواندن بدمیم، نه اینکه نوستالژیک بمانیم.
پیام نهایی فراستخواه تلخ اما امیدوارکننده است:
ما هنوز میتوانیم خواننده باشیم. هنوز میشود در مترو، در کافه، در میان شلوغی کلانشهر، لحظهای توقف کنیم، به صدای نویسندهی درون دیگری گوش بسپاریم و اجازه دهیم جهان دوباره برایمان پیچیده و شگفتانگیز شود.
خواندن نه یک عادت قدیمی، که یک مقاومت روزمره در برابر فراموشی جمعی است.
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، کتاب های چاپی اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد ، کتابخانه ها و مراکز فرهنگی
خواندن نه تنها ذهن، بلکه قلب را نیز تغذیه میکند.
«لئو تولستوی»
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
در جهان پرشتاب امروز، که فناوریهای نوین هر روز مرزهای تازهای را درنوردیده و هوش مصنوعی به عرصههای گوناگون دانش و زندگی راه یافته است، هنوز هم کتابخانه جایگاه خود را به عنوان پناهگاه اندیشه، حافظه فرهنگی، و بستر گفتوگوی علمی حفظ کرده است. کتاب، با همه سادگی ظاهریاش، همچنان بیبدیلترین رسانه برای ژرفاندیشی، یادگیری پایدار، و پرورش تخیل است. هیچ فناوریای نتوانسته و نخواهد توانست جای آن را بگیرد. در این میان، کتابدار نه به عنوان نگهبان قفسهها، بلکه راهنمای مسیرهای دانایی، تسهیلگر دسترسی به منابع معتبر، و حافظ اخلاق حرفهای در مدیریت اطلاعات است. کتابدار دانشگاهی، با شناخت عمیق از نیازهای پژوهشی و آموزشی، و کتابدار کتابخانه عمومی، با درک لطیف از نیازهای فرهنگی و اجتماعی جامعه، هر دو در ساختن تمدنی مبتنی بر خرد، گفتوگو، و مشارکت نقشآفریناند. در جهان امروز ممکن است این سوال مطرح شود که با وجود هوش مصنوعی و فناوری های مرتبط با آن دیگر چه نیازی است به کتابدار و کتابخانه؟! نمونه بارز یک تفکر افراطی غلط! باید بیان داشت که هوش مصنوعی، با همه توانمندیهایش، تنها زمانی مفید است که در خدمت انسان و در تعامل با کتابدار به کار گرفته شود. نه جایگزین، بلکه دستیاری هوشمند برای ارتقای خدمات، تحلیل دادهها، و تسهیل دسترسی. اما همچنان این کتابدار است که با قضاوت انسانی، درک زمینهای، و ارتباط چهرهبهچهره، کیفیت تجربه کتابخانهای را تضمین میکند. در هفته کتاب و روز کتابدار، از همه دانشجویان، اعضای هیأت علمی، و علاقهمندان به دانایی دعوت میکنیم تا کتابخانه را نه فقط مکانی برای امانت گرفتن کتاب، بلکه فضایی برای گفتوگو، یادگیری، و مشارکت علمی و فرهنگی بدانند. چه در دانشگاه، چه در کتابخانههای عمومی، حضور شما معنا میبخشد به رسالت کتابخانه و انگیزه میبخشد به تلاش کتابداران.
https://news.sbu.ac.ir/fa/w/dr.-asnafi?redirect=%2F
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، کتابخانه ها و مراکز فرهنگی ، مناسبت های تقویمی
مطالعه منظم، سرمایهگذاری روی ذهن است.
هر صفحهای که میخوانیم، به ذخیره دانشی ما اضافه میکند. قانع نبودن به منابع محدود
هیچ مقاله یا کتابی پایان راه نیست؛ همیشه دیدگاههای بیشتری وجود دارند.
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
متنی بلند اما بسیار زیبا بە مناسبت روز کتاب وکتاب خوانی
معجزە کتاب
به نقشه جهان که نگاه میکنم، متوجه میشوم بسیارند سرزمینهایی که تا آخرین روزهایِ زندگی پایم به آنجا باز نخواهد شد، اما نکته جالب اینجاست که تقریبا از همه این سرزمینهای دور و نزدیک خاطره دارم. انگار با شهرها، خیابانها و حتی کوچههای آنجا آشناییِ دیرینه دارم.
هنوز بچه بودم که برایِ اردویِ تابستانی همراه با کریستین اندرسون، از جیرفت به دانمارک رفتم و در خیابانهایِ کپنهاک با دخترکِ کبریت فروشی آشنا شدم که جوجه اردکِ زشتی در دست داشت و با پریِ دریایی به لباس جدیدِ پادشاه میخندید.
در بازگشت به وطن، همراه با احمدِ شاملو به مراسمِ عروسیِ دخترای ننه دریا با پسرای عمو صحرا رفتم، کمی بعد با صمد بهرنگی به کچلِ کفترباز خندیدم و با اندوهِ پسرکِ لبوفروش غصه خوردم.
مرادیِ کرمانی من را از جیرفت به سیرچ دعوت کرد و با لهجه شیرینش گفت:
هم ولایتی"شما که غریبه نیستید"،
آنجا بود که با بچههای قالیبافِ خانه، سرم را بر نازبالش گذاشته و در قصه هایِ مجید با قاشق چایخوری، مربای شیرین خوردم.
با دولتآبادی به کلیدر رفتم و آنجا بود که دور از چشم گُل ممد، دل به عشقِ مارال سپردم و در روزگارِ سپری شدهء مردمِ سالخورده، جایِ خالیِ سلوچ را پیدا کردم.
مزارعِ آمریکا را وجب به وجب با جان اشتاین بک گشتم تا خوشههای خشم را به نظاره بنشینم.
با جک لندن و سپید دندانش به آلاسکا رفتم تا اینکه از دور پیرمردی را در دریا دیدم که کنارِ همینگوِی نشسته و از مشکلاتش در صیدِ ماهی صحبت میکند.
سهشنبهها همراه با میچ آلبوم به ملاقاتِ موری رفتم، خشم و هیاهو را در گور به گورِ فاکنر آموختم، با چارلز دیکنز تمامِ انگلستان را گشتم تا این که سرانجام در لندن با خواهران برونته آشنا شدم و از آنجا همراه با جورج اورول به قلعه حیوانات سر زدم، حس عجیبی بود، احساس میکردم سال در آن قلعه زندگی کردهام، حال و روزشان شباهتِ عجیبی داشت با روزگارِ مردمِ سرزمینِ من!
کازانتزاکیس من را با یونان آشنا کرد تا این که در سواحلِ کرت با زوربای یونانی هم پیاله شدم، با سیلونه به ایتالیایِ دوست داشتنی و فونتامارا رفتم و به مهمانیِ نان و شراب دعوت شدم و شبی در کنارِ اوریانا فالاچی نامه به کودکی که هرگز زاده نشد را خواندم.
کلمبیایِ مارکز را زمانی شناختم که بعد از صد سال تنهایی، عشق در سالهای وبا را تجربه کردم. سرزمین پرو را در سالهای سگی با یوسا شناختم و در مونیخ با هاینریش بُل به عقاید یک دلقک خندیدم، چند روزی هم در استکهلم مهمانِ فردریک بکمن بودم و در آنجا با مردی به نام اوه آشنا شدم.
ویکتور هوگو من را با بینوایانِ پاریس و گوژپشتی آشنا کرد که خاطراتِ آخرین روزِ یک محکوم را نجوا میکرد.
بالزاک در میانِ دهقانانِ فرانسه من را با زنِ زیبای سی سالهایی آشنا کرد و رومن رولان شبی من را به کنسرت موسیقیِ ژان کریستف در شانزه لیزه دعوت نمود، هر چند با وجودِ شیوعِ طاعون، با آلبر کامو هم چندان بیگانه نبودم.
من در تمام جبهههایِ جنگ به همراه مرل جنگیدم و در "نبردِ من"، هیتلر را بهتر شناختم، با هانا آرنت به دادگاهِ اورشلیم رفتم تا با چهره واقعیِ توتالیتاریسم بهتر آشنا شوم.
جومپا لاهیری را در کلکته ملاقات کردم و تا بمبئی با هم عاشقانههای تاگور را زمزمه کردیم. تمامِ جزایرِ ژاپن را با موراکامی گشت زدم تا این که بعد از جنگلِ نروژی، کافکا را در کرانه دیدم.
در ریگهای روان سیدنی با استیو تولتز آشنا شدم و گفتم هرچه بادا باد. جنایاتِ روسیه تزاری را در جنگ و صلح و آناکارنینای تولستوی شناختم و یک شب در مسکو مثل یک اَبله با داستایوسکی که هنوز یک جوان خام بود، قمار بازی کردم، اما او دائم از جنایت و مکافاتِ برادران کارامازوفِ سخن میگفت و من مجبور شدم با چخوف در باغِ آلبالو به میهمانی مادرِ ماکسیم گورکی بروم.
میلان کوندرا و ایوان کلیما را شبی در پراگ ملاقات کردم، بر ویرانههای کابل با خالد حسینی گریستم، با شافاک در قونیه به ملاقاتِ شمس رفته و چهل قانونِ عشق را آموختم و با دستمالی که از مولانا گرفتم، اشکهای کیمیا خاتون را پاک کردم.
در برزیل یازده دقیقه کافی بود تا در کنار پائولو کوئلیو با کیمیاگر آشنا شوم. در زمینِ سوخته اهواز با احمد محمود همسایه بودم و هر روز در مدارِ صفر درجه، درختِ انجیرِ معابد را تماشا میکردم. در سالِ بلوا با سمفونیِ مردگانِ عباس معروفی آشنا شدم و پس از آن بود که همراه با شوهرِ آهو خانمِ افغانی سری به کرمانشاه زدم تا شادکامان دره قره سو را بهتر بشناسم.
بله؛ این معجزه کتاب است که حتی با پاسپورت کم اعتبارِ کشورِ من و بدونِ نیاز به ویزا و ارز، آدمی میتواند دورترین نقاطِ دنیا را ببیند، گشت بزند و شیرینترین خاطرات را با مارال، اسکارلت و آناکارنینا به یادگار داشته باشد.
علی_کشاورزی
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
-- ۲۴ آبان
روز کتاب و کتابخوانی بر دوستان و بر اهالی ارجمند و فرهیخته دوستدار کتاب ، گرامی باد..
اولین بار در ۲۴ آبان سال ۱۳۷۲ به عنوان روز کتاب و کتابخوانی تعیین شد. این روز نمادین ، یکی از روزهای هفته کتاب نیز هست.
کتاب وسیله ای است که دانش بشری به مدد آن از تباه شدن مصون می ماند و به آیندگان منتقل می شود. كتاب محصول تجربه هاي بشری و خلاقيتهای ذهنی و آموخته های دراز مدت انسان است. سهم كتاب در انتقال دانشها، گاهی به مراتب بيشتر و فراتر از ديگر ابزار آموزشی بوده است.
روز کتاب و کتابخوانی بر تمامی فعالان در عرصه این میدان مبارک باد.
روزی را آرزو می کنیم گه شرایط شتاب افزایش سرانه مطالعه کتاب در کشور ، مهیا گردد. و آگاهی و اندیشیدن ، فراگیر گردد.
-------
مطلب از اینترنت گرفته شده است.
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه ، مناسبت های تقویمی
هر کتابی را که باز میکنی و میخوانی، درختی لبخند میزند، به این میگویند: "زندگی پس از مرگ"

موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
داستان قصههای مجید واقعاً شاهکاری ماندگار است؛ چه خوب است این هوشنگ مرادی کرمانی!
امسال، در شبهای تابستان، یکی از کتابهایی که با پسرم خواندیم و به پایان رساندیم، همین قصههای مجید بود. پسرم امسال کلاس دهم است، اما یکی از کارهایی که همیشه با هم انجام میدهیم، کتابخوانی است. شبها، حدود یک ساعت پیش از خواب، یا من برای او میخوانم، یا او برای من میخواند، یا گاهی با هم کتاب صوتی گوش میدهیم.
این بار که قرعه به نام قصههای مجید افتاده بود، با اینکه بارها فیلمش را دیدهام و کتابش را خواندهام، باز هم چنان با شوق میخواندم که گویی هرگز نخواندهام. اما این بار، بیش از آنکه خود را جای مجید بگذارم، در نقش بیبی فرو رفته بودم؛ شاید چون حالا من هم مادرم و نگاه به داستان برایم کاملاً متفاوت شده است.
در آن بخش از داستان که بیبی گفت:
– دلم میخواست اینجوری نشده بودی. من آرزوها داشتم، کاش اینجوری نبودی.
– چه جوری بودم، خوب بود؟
– یه جور دیگه، مثل همه زرنگ و حواسجمع. زندگی تو این دنیا خیلی سخته... خیلی نگرانتم، مجید!
دیگر نتوانستم ادامه بدهم. یک دل سیر گریه کردم، برای همه بیبیهایی که آرزوهایی بزرگ برای فرزندانشان داشتند اما نشد، و برای همه مادرانی که هنوز هم نگرانند... نگران، نگران، نگران.
و برای فرزندانی که چه بی گناه و مظلومند و کسی به فکرشان نیست.
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
«من کتابهای زیادی خواندهام… اما بیشترشان را فراموش کردهام. پس فایده خواندن چیست؟»
این پرسشِ شاگردی بود از استادش. استاد پاسخی نداد، فقط به او نگاه کرد. روز بعد، کنار رودخانهای نشسته بودند. استاد گفت: «برایم کمی آب بیاور… اما با آن آبکش قدیمی که آنجاست.» شاگرد متعجب شد. چطور میشد با آبکشِ پر از سوراخ، آب آورد؟ اما جرئت نکرد مخالفت کند. آبکش را برداشت و بارها تلاش کرد. سریعتر دوید، حتی سعی کرد سوراخها را با انگشتهایش بپوشاند. هیچکدام کارساز نشد و ناامید گفت: «متأسفم، نتوانستم».
استاد گفت: «تو شکست نخوردی. به آبکش نگاه کن.» آبکشِ قدیمی و سیاه حالا میدرخشید. آب، هرچند در آن نمانده بود، اما بارها از آن گذشته و شسته بودش تا براق شده بود. استاد ادامه داد: « خواندن هم همینگونه است. مهم نیست اگر جزئیات را به خاطر نسپاری، مهم نیست اگر دانستههایت مثل آب از ذهنت بیرون میروند… زیرا در هنگام خواندن، ذهنت تازه میشود، روحت نیرو میگیرد، افکارت نفس میکشند، و حتی اگر بلافاصله متوجه نشوی، درونت در حال دگرگونی است.» این است تاثیر واقعیِ خواندن.
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
برچسب ها: تاثیر_خواندن
جسیکا ایوینگ (مدیر یک شرکت امریکایی نشر و فناوری آموزشی کودکان) در LitHub مینویسد: مشکل امروز فقط «زیادی پای گوشی بودن» نیست؛ خیلی از اپلیکیشنها طوری طراحی شدهاند که ذهن بچهها را به توجههای کوتاه و پراکنده عادت دهند. پژوهشهای نوروساینس نشان میدهد:
مغز برای «مطالعه» نیاز به تمرکز طولانیمدت دارد؛ همان چیزی که کلیپهای چندثانیهای یا پیامهای پیاپی از بین میبرند.
خانوادههایی موفقترند که کتاب را وارد برنامه روزانه کردهاند؛ مثل خواندن چند صفحه قبل خواب یا رفتن به کتابفروشی و کتابخانه در تعطیلات.
راهحل این نیست که موبایل و تبلت را کامل حذف کنیم؛ بلکه باید از آنها بهتر استفاده کنیم: فیلمی داستانی، بازی فکری یا حتی کتاب صوتی (نه چرخیدن بیپایان در اینستاگرام و...)
اگر میخواهیم فرزندانمان کتابخوان شوند، باید خودمان کتاب بخوانیم و فضاهایی بسازیم که در آن توجه پایدار و واقعی تمرین شود.
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
| مطالب قدیمی تر |
.: Weblog Themes By Pichak :.
