نوشتن درباره آثار دیگران تنها نقد نیست، گفتوگویی است میان ذهنها که مرز میان خواننده و نویسنده را از میان برمیدارد. هر بار که اندیشهای را تحلیل میکنیم، نهتنها ادبیات را زنده نگه میداریم بلکه چهره واقعی خویش را در آینه کلمات دیگران بازمیبینیم.
این جمله از کتاب فارنهایت ۴۵۱ (Fahrenheit 451) اثر ری بردبری (Ray Bradbury) را در نظر بگیرید: «برای نابود کردن فرهنگ نیازی به سوزاندن کتابها نیست؛ کافی است مردم را از خواندن آنها بازدارید.» نوشتن درباره آثار دیگران کنشی از شهروندی ادبی است. ممکن است هنگام نوشتن و خواندن، جسممان تنها باشد، اما شادی واقعی این کار از خرید و امانتگرفتن کتابها، به اشتراکگذاری پیشنهادها و ارائه نقد و بازخورد ناشی میشود. همه اینها بر هم انباشته میشوند تا بتوانیم به یکدیگر کمک کنیم که داستانهای بهتر بگوییم، از کسانی که کتاب میسازند و منتشر میکنند حمایت کنیم (نویسندگان، کتابفروشان، کتابداران، منتقدان)، و مطمئن شویم که در سراسر جهان، داستانها زنده بمانند.
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
نخستوزیر لی چیانگ بهصورت «فرمان شورای دولتی» «آییننامه ترویج مطالعه عمومی» را ابلاغ کرده؛ از ۱ فوریه ۲۰۲۶ اجرا میشود. مهمترین نکتهها: دولتها موظف میشوند شبکه ترویج مطالعه را مثل «خدمت عمومی» پوشش دهند، کیفیت نشر و تولید آثار باکیفیت را بالا ببرند، برای مناطق محروم و روستایی و مرزی حمایت هدفمند بدهند، دسترسی کودکان، سالمندان و افراد دارای معلولیت را جدیتر کنند، زیرساختهای کتابخانه و خدمات خواندن را توسعه دهند و حتی برای «محتوای دیجیتال/خواندن دیجیتال» هم تکلیف و مسیر بگذارند. یعنی مطالعه از «توصیه فرهنگی» تبدیل شده به «ماموریت حکمرانی».
https://english.www.gov.cn/policies/latestreleases/202512/17/content_WS6941fa8bc6d00ca5f9a08243.html
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
۶۵ نکته برای رشد فردی؛ چکلیست کامل برای ساختن بهترین نسخه خودتان

پژوهشگران دانشگاه ساسکس انگلستان دریافتند که تنها ۶ دقیقه کتاب خواندن در روز میتواند تا ۶۸٪ استرس را کاهش دهد. بنابر این، کتاب خواندن فقط سواد شما را زیاد نمیکند، بلکه استرس را کم میکند.
آیا تابهحال احساس کردهاید که پتانسیلهایی در وجودتان نهفته است که هنوز شکوفا نشدهاند؟ آیا دلتان میخواهد هر روزتان کمی بهتر از دیروز باشد؟ اگر پاسختان مثبت است، به دنیای بیانتها و جذاب رشد فردی خوش آمدید.
به گزارش چطور، سلستین چاو (Celestine Chua)، مربی مشهور توسعه فردی، معتقد است که هدف نهایی زندگی، رسیدن به کمال نیست، بلکه «در مسیر بودن» است. رشد شخصی یک مقصد نیست که به آن برسید و تیک بزنید؛ بلکه سفری است مادامالعمر برای کشف تواناییها، اصلاح رفتارها و ساختن زندگیای که ارزش زیستن دارد.
۱. هر روز کتاب بخوانید
پژوهشگران دانشگاه ساسکس انگلستان دریافتند که تنها ۶ دقیقه کتاب خواندن در روز میتواند تا ۶۸٪ استرس را کاهش دهد. بنابر این، کتاب خواندن فقط سواد شما را زیاد نمیکند، بلکه استرس را کم میکند.
۲. یک زبان جدید یاد بگیرید
یادگیری زبان، مغز شما را جوان نگه میدارد و مسیرهای جدیدی در ذهنتان میسازد.
۳. سرگرمیهای تازه پیدا کنید
فقط فوتبال یا فیلم دیدن کافی نیست. سراغ کارهایی بروید که تا به حال انجام ندادهاید؛ مثل سفالگری، کوهنوردی یا یادگیری کدنویسی. این کار خلاقیت شما را بیدار میکند.
۴. در دورههای آموزشی شرکت کنید
برای رشد فردی، هیچچیز جای شاگردی کردن را نمیگیرد. لازم نیست حتماً دانشگاه بروید؛ وبینارها و کارگاههای کوتاه هم عالی هستند.
۵. اتاقتان را الهامبخش کنید
محیط شلوغ، ذهن را شلوغ میکند. اتاقتان را طوری بچینید که نور داشته باشد و دیدن وسایلش به شما انگیزه بدهد.
۶. با ترسهایتان روبهرو شوید
ترس، بزرگترین مانع رشد شخصی است. اگر از حرف زدن در جمع میترسید، دقیقاً باید همان کار را تمرین کنید. ترس مثل قطبنماست؛ به شما نشان میدهد کجا باید رشد کنید.
۷. مهارتهایتان را ارتقا بدهید
اگر در کاری خوب هستید، تلاش کنید در آن عالی شوید. تمرین کردن مداوم، کلید تسلط است.
۸. سحرخیز باشید
صبح زود، زمانی است که دنیا ساکت است و میتوانید روی خودتان تمرکز کنید. مطالعات نشان میدهد افرادی که صبح زود بیدار میشوند، در حل مشکلات و برنامهریزی پیشدستانه، موفقتر عمل میکنند.
۹. هر روز ورزش کنید
ورزش فقط برای بدن نیست، برای مغز است. ورزش باعث ترشح هورمونهایی میشود که یادگیری را سریعتر میکنند.
۱۰. کتاب راهنمای زندگی خودتان را بنویسید
ارزشها، هدفها و خط قرمزهایتان را روی کاغذ بیاورید. این دفترچه در لحظات سخت تصمیمگیری به کمکتان میآید.
۱۱. به خود آیندهتان نامه بنویسید
خودتان را در پنج سال دیگر کجا و چطور میبینید؟ همینطور که الان هستید میمانید؟ تغییر میکنید؟ چهجور آدمی میشوید؟ برای خودِ یک سال دیگرتان نامه بنویسید و روی تقویمتان علامت بگذارید که یک سال دیگر آن نامه را باز کنید. بعد شروع کنید به تلاشکردن تا به همان شخصی تبدیل شوید که در نامه نوشتهاید. این کار باعث میشود به اهدافتان متعهدتر شوید.
۱۲. از راحتی فرار کنید
رشد واقعی فقط با تلاش و عرقریختن زیاد به دست میآید. اینکه خیلی راحت باشیم به ما کمک چندانی نمیکند. شما هم بیشتر وقتها در خانه میمانید و وقتی بیرون میروید، سعی میکنید فاصلهتان را با دیگران حفظ کنید؟ اگر اینطور است، کمی از برنامه همیشگیتان خارج شوید، متفاوت شوید و کارهای جدید انجام بدهید. در واقع وقتی یاد بگیرید چطور در موقعیتهای جدید عمل کنید، رشد میکنید.
۱۳. با دوستانتان مسابقه بگذارید
رقابت سالم انگیزه را بالا میبرد. مثلاً با دوستی قرار بگذارید که ببینید چه کسی زودتر میتواند ۵ کیلو وزن کم کند.
۱۴. نقاط کورتان را شناسایی کنید
چیزهایی در رفتار شما هست که خودتان نمیبینید اما بقیه میبینند (مثل عصبانیتهای بیدلیل). اینها را کشف کنید.
۱۵. از دیگران نظر بخواهید
هرچقدر هم بکوشید به نقاط کورتان رسیدگی کنید، باز هم ممکن است چیزهایی از دیدتان پنهان بمانند. پرسیدن از دیگران به ما دید بهتری میدهد. از دوستان یا همکارانتان بپرسید: «به نظر تو من چه ایرادی دارم که باید اصلاح کنم؟» و قول بدهید که ناراحت نمیشوید.
۱۶. فهرست کارهای روزانه داشته باشید
ذهن ما برای فکر کردن است، نه برای حفظ کردن کارها. نوشتن کارها استرس را کم میکند.
۱۷. هدفهای بزرگ و ترسناک داشته باشید
هدفی انتخاب کنید که آنقدر بزرگ باشد که مجبور شوید برای رسیدن به آن، شخصیتتان را تغییر دهید.
۱۸. نقصهایتان را قبول کنید
هیچکس کامل نیست. قبول کردن نقصها اولین قدم برای برطرف کردن آنهاست.
۱۹. معطل نکنید، شروع کنید
منتظر لحظه طلایی نباشید. اقدام کردن، حتی اگر ناقص باشد، بهتر از کامل بودن ولی کاری نکردن است.
۲۰. الگو داشته باشید
آدمهایی که تحسین میکنید چه ویژگیهایی دارند؟ سعی کنید آن ویژگیها را در خودتان بسازید.
۲۱. عادتهای بد را با عادتهای خوب جایگزین کنید
چارلز داهیگ در کتاب «قدرت عادت» میگوید عادتها از بین نمیروند، بلکه جایگزین میشوند. برای رشد فردی، روتینهای کوچک و مثبت بسازید.
۲۲. قورباغه را قورت دهید
کارهای سخت و مهم را اول صبح انجام دهید (اصل برایان تریسی) تا بقیه روز احساس پیروزی داشته باشید.
۲۳. از آدمهای منفی دوری کنید
جیم ران، نویسنده معروف، میگوید:
«ما میانگین ۵ فردی هستیم که بیشتر وقتمان را با آنها میگذرانیم.»
هرجا بروید، آدمهای منفی هستند. اگر حس میکنید حال شما را هم تحتتأثیر قرار میدهند، ازشان فاصله بگیرید.
۲۴. یاد بگیرید با آدمهای سخت کنار بیایید
گاهی نمیتوانید از آدمهای منفی (مثل همکار یا فامیل) فرار کنید. پس مهارت صبر و مدیریت آنها را یاد بگیرید.
۲۵. از دوستانتان یاد بگیرید
هر کدام از دوستان شما در یک چیزی مهارت دارند. خجالت نکشید و از آنها بخواهید به شما یاد بدهند.
۲۶. خاطرات روزانه بنویسید
نوشتن افکار، ذهن را تخلیه میکند و باعث میشود خودتان را بهتر بشناسید. دانشگاه تگزاس ثابت کرده است که نوشتن روزانه احساسات، سیستم ایمنی بدن را تقویت میکند.
۲۷. کمتر چت کنید
زمانتان را در تلگرام و اینستاگرام هدر ندهید. این زمان را برای رشد شخصی ذخیره کنید.
۲۸. شطرنج یا هر بازی استراتژیک دیگری یاد بگیرید
شطرنج یکی از بازیهای عالی برای یادگرفتن استراتژی و افزایش قدرت ذهن است. نهتنها لذتبخش است، بلکه مهارتهای تحلیلیتان را هم تقویت میکند. استراتژی را میتوانید از بازیهای کامپیوتری هم یاد بگیرید.
۲۹. تلویزیون و اخبار را خاموش کنید
ترککردن تلویزیون یکی از تجربههای رهاییبخش است که پیشنهاد میکنیم حتما امتحانش کنید! برنامهها و تبلیغات تلویزیونی واقعا ارزش چندانی ندارند. همین وقت را میتوانید صرف کارهای دیگر مثل ورزش، تماسگرفتن با دوستان نزدیک و خانواده یا کارهای لذتبخش دیگر کنید.
۳۰. مدیتیشن کنید
حتی ۵ دقیقه نشستن در سکوت، تمرکز شما را چند برابر میکند.
۳۱. گذشته را رها کنید
کینه و حسرت، مثل ترمز دستی برای ماشینِ رشد فردی هستند. رها کنید تا بتوانید حرکت کنید. گذشته را فراموش کنید، خودتان را ببخشید و به راهتان ادامه بدهید.
۳۲. مهربان باشید
مهربانی با دیگران، باعث ترشح هورمون اکسیتوسین (هورمون عشق) میشود و حال خودتان را خوب میکند.
۳۳. به خودتان استراحت بدهید
ماشین هم بدون بنزین حرکت نمیکند. شما ربات نیستید؛ استراحت جزئی از مسیر موفقیت است.
۳۴. متعهد باشید
هیچکس جز خودتان مسئول زندگیتان نیست. قول بدهید که تا آخر عمر برای بهتر شدن تلاش کنید.
۳۵. هدفهای کوچک و زودبازده داشته باشید
رسیدن به هدفهای کوچک (مثل مرتب کردن اتاق) به مغز دوپامین میدهد و انگیزه شما را برای کارهای بزرگتر بیشتر میکند.
۳۶. زمانبندی مناسب برای کارها داشته باشید
یاد بگیرید کارهای مهم را از کارهای فوری تشخیص دهید و وقتتان را روی کارهای مهم بگذارید.
۳۷. از شکست نترسید، درس بگیرید
شکست پایان راه نیست؛ بلکه معلمی است که به شما میگوید روشتان اشتباه بوده است.
۳۸. شبکه ارتباطی بسازید
با آدمهای جدید در حوزههای مختلف آشنا شوید. فرصتهای جدید از طریق آدمهای جدید میآیند.
۳۹. خودآگاهیتان را بالا ببرید
بدانید چه چیزی خوشحالتان میکند، چه چیزی عصبانیتان میکند و چرا اینطور واکنش نشان میدهید.
۴۰. خوب گوش دادن را تمرین کنید
بیشتر آدمها گوش میدهند تا جواب بدهند، نه اینکه بفهمند. شما شنونده خوبی باشید.
۴۱. مسئولیتپذیر باشید
اگر اشتباه کردید، گردن بگیرید. انداختن تقصیر گردن دیگران، نشانه ضعف است.
۴۲. خلاقیت به خرج دهید
نقاشی کنید، بنویسید یا ساز بزنید. خلاقیت به شما کمک میکند در حل مشکلات زندگی هم راهحلهای جدید پیدا کنید.
۴۳. سالم غذا بخورید
غذایی که میخورید سوخت مغز شماست. با غذای بیکیفیت، انتظار عملکرد عالی نداشته باشید.
۴۴. محیط اطرافتان را منظم کنید
میز کار شلوغ و خانه نامرتب، تمرکز را از بین میبرد. نظم بیرونی باعث نظم درونی میشود.
۴۵. شکرگزاری کنید
تحقیقات دانشگاه کالیفرنیا نشان میدهد افرادی که روزانه شکرگزاری میکنند، ۲۵٪ شادتر از دیگران هستند و خواب بهتری دارند.
۴۶. در طول روز مکث کنید
یکسره کار نکنید. هر ۹۰ دقیقه یک استراحت کوتاه داشته باشید تا باتری ذهنتان شارژ شود.
۴۷. مرزهای سالم تعیین کنید
اگر به همه بله بگویید، وقتی برای اهداف خودتان باقی نمیماند.
۴۸. خوابتان را تنظیم کنید
خواب باکیفیت برای حافظه و یادگیری ضروری است. گوشی را قبل از خواب کنار بگذارید.
۴۹. هوش مالیتان را بالا ببرید
یاد بگیرید چطور پولتان را مدیریت کنید، پسانداز کنید و سرمایهگذاری کنید.
۵۰. روتین صبحگاهی داشته باشید
صبحها را با گوشی چک کردن شروع نکنید. با ورزش، آب خوردن یا مطالعه روزتان را بسازید.
۵۱. کار داوطلبانه انجام دهید
کمک بدون چشمداشت به دیگران، احساس ارزشمندی و عزتنفس شما را بالا میبرد.
۵۲. در لحظه زندگی کنید
حسرت گذشته و ترس از آینده را رها کنید. تنها چیزی که دارید، همین لحظه است.
۵۳. ارزشهایتان را مشخص کنید
چه چیزی در زندگی برایتان مهم است؟ صداقت؟ آزادی؟ خانواده؟ بر اساس اینها تصمیم بگیرید.
۵۴. مثبتنگر باشید
نیمه پر لیوان را دیدن، سادهلوحی نیست؛ بلکه مهارتی است که باعث میشود در سختیها تسلیم نشوید.
۵۵. مدیریت استرس را یاد بگیرید
استرس همیشه هست. روشهای آرام کردن خودتان (مثل تنفس عمیق) را یاد بگیرید.
۵۶. خودتان را ارزیابی کنید
آخر هر هفته از خودتان بپرسید: «این هفته چه کاری را درست انجام دادم و چه کاری را میتوانستم بهتر انجام دهم؟»
۵۷. چالشهای جدید بپذیرید
خودتان را در موقعیتهای جدید قرار دهید. مغز عاشق تازگی است.
۵۸. الهام بگیرید
زندگینامه افراد موفق را بخوانید یا مستند ببینید تا انگیزه بگیرید.
۵۹. محیط زیستتان را زیبا کنید
یک گلدان بخرید یا رنگ دیوار را عوض کنید. زیبایی بصری روی روحیه تاثیر دارد.
۶۰. هوش هیجانیتان را تقویت کنید
یاد بگیرید احساسات خودتان و دیگران را درک کنید. این کلید موفقیت در روابط است.
۶۱. یادگیری از بازخوردها
بازخوردها، چه مثبت و چه منفی، میتوانند به شما در بهبود عملکرد کمک کنند. به بازخوردها با ذهنی باز نگاه کنید و از آنها برای پیشرفت استفاده کنید.
۶۲. یادگیری تفکر انتقادی
تفکر انتقادی به شما کمک میکند تا مسائل را از زوایای مختلف بررسی کنید و تصمیمات آگاهانهتری بگیرید. با پرسش کردن، تحلیل اطلاعات و ارزیابی منابع، مهارت تفکر انتقادی خود را تقویت کنید.
۶۳. توسعه مهارتهای مذاکره
مهارتهای مذاکره به شما کمک میکند تا در موقعیتهای مختلف به توافقهای مطلوب برسید. با تمرین تکنیکهای مذاکره و یادگیری نحوه بیان نیازها و خواستههایتان، میتوانید در زندگی شخصی و حرفهای موفقتر باشید.
۶۴. خودانگیزشی را فراموش نکنید
خودانگیزشی به شما انرژی میدهد تا به اهداف خود برسید و در مسیر رشد فردی باقی بمانید. با تعیین انگیزههای داخلی، ایجاد روتینهای مثبت و تشویق خود، خودانگیزشی خود را افزایش دهید.
۶۵. تعهد به حفظ تعادل کار و زندگی
داشتن تعادل بین کار و زندگی شخصی به حفظ سلامت روانی و جسمی کمک میکند. زمان کافی برای استراحت، تفریح و ارتباط با خانواده و دوستان اختصاص دهید تا از فرسودگی شغلی جلوگیری کنید.
موضوعات مرتبط: جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
ادامه مطلب
دکتر اصنافی
در سالهای اخیر، در برخی محافل دانشگاهی این گزاره شنیده میشود که «کتابخانه نهادی سنتی است» یا «عصر کتابخانه تمام شده است». این نگاه نهتنها دقیق نیست، بلکه حاصل سوءبرداشت از کارکرد واقعی کتابخانه در عصر اطلاعات است. کتابخانه نه «انباری از کتاب» است و نه سازمانی که با دیجیتالیشدن محو میشود. برعکس، کتابخانهها همان زیرساختهایی هستند که دولتها، دانشگاهها، صنایع و جوامع برای رقابتپذیری و توسعه پایدار به آن متکیاند.کتابخانهها امروز سکویی برای داده، دانش، پژوهش، نوآوری، یادگیری مادامالعمر و خدمات اجتماعی هستند. اگر فردی کتابخانه را تنها در قالب قفسه و کتاب ببیند، در حقیقت ماهیت دانش در جامعه مدرن را درک نکرده است. می توان گفت به نحوی در دوران پسا دیویی به سر می بریم. یعنی دورانی که کتابخانه ها دیگر کتاب محور نیستند. داده-خدمات محور هستند. بزرگترین تغییر در جهان اطلاعات، گذار از «شیء فیزیکی» (کتاب، سند، نشریه) به شبکه خدمات دادهمحور است. کتابخانهها یکی از معدود نهادهاییاند که این گذار را نهتنها همراهی کردهاند بلکه هدایت میکنند.
پس کتابخانه های امروز چه هستند؟
کتابخانه امروز یعنی:
• مرکز گردآوری، پردازش و سازماندهی دادههای علمی و فرهنگی
• پلتفرم دسترسی به منابع دیجیتال و پایگاههای اطلاعاتی
• مرکز سواد اطلاعاتی، دادهای و رسانهای
• پشتیبان پژوهشهای بینرشتهای و پروژههای کلان
• فضای یادگیری، نوآوری، ساخت، تجربه و خلق
• حافظه مشترک جامعه، هویت فرهنگی و حافظه تاریخی
• زیرساخت عدالت آموزشی و کاهش نابرابری
این موارد نه تنها سنتی نیستند بلکه بهشدت فناورانه، پیچیده و راهبردی هستند.
بسیاری تصور میکنند با ظهور اینترنت و هوش مصنوعی، کتابخانه منسوخ شده است. این برداشت دقیقاً شبیه تصور «بینیازی به پزشک» پس از اختراع دماسنج دیجیتال است. در حقیقت، کتابخانه ها تحول دیجیتال را رهبری می کنند. آنها موتور محرک پروژههای دیجیتالسازی در سطح ملیاند. همچنین پیشتاز در نشر علم باز، مخازن نهادی و داده های پژوهشی هستند. اتفاقاً کتابخانهها نخستین نهادهایی بوده اند با هوش مصنوعی، ابزارهای جستجوی هوشمند و فناوری های دیجیتال تعامل داشته اند به گونه ای که ChatGPT، LLMها، رباتهای مرجعیار و نظام های بازیابی معنایی را در خدمت کاربران قرار میدهند.در واقع کتابخانه در اکوسیستم آموزش مادام العمر و نیز پژوهش جایگاهی ویژه در معماری داده ها و دست پذیر سازی اطلاعات دارند.
در دنیای امروز فضاهای کتابخانه شامل موارد زیر است:
• اتاقهای نوآوری
• آزمایشگاه های سواد دیجیتال و رسانهای
• فضاهای تولید محتوا (استودیو پادکست/ویدیو)
• اتاقهای بازی جدی و بازیمحورهای آموزشی
• اتاق فرارهای آموزشی و تجربهای
• فضاهای همآفرینی، کارگروهی و یادگیری ترکیبی
کتابخانه یکی از معدود نهادهایی است که:
• دسترسی رایگان و برابر به دانش فراهم میکند
• سواد اطلاعاتی، رسانهای و دادهای را تقویت میکند
• شکاف مطالعه و شکاف دیجیتال را کاهش میدهد
• نقش فعال در ترویج کتابخوانی، فرهنگ و هویت ملی دارد
• در بحرانها، جنگ و بلایا حامی جامعه است
• حافظ میراث و اسناد ملی است
این رسالت، نه سنتی است و نه سطحی؛ بلکه زیرساخت پیشرفت فرهنگی و تمدنی هر جامعه است.
آیا هوش مصنوعی مولد، پایان کتابخانه است؟
باید بیان داشت که هوش مصنوعی نه دشمن کتابخانه است و نه جایگزین آن. در واقع، کتابخانهها در عصر AI سه نقش کلیدی دارند:
1. تربیت کاربران هوشمند، نه وابسته: کتابداران، معلم سواد الگوریتمی، سواد داده و سواد هوش مصنوعی هستند.
2.میانجیگری بین داده و انسان: هوش مصنوعی بر داده تکیه دارد؛ کتابخانهها تنها نهاد استانداردساز، پالایشگر و ناظر داده هستند.
3.طراحی و نظارت بر اخلاق هوش مصنوعی: کتابخانهها در کمیتههای اخلاق داده، حریم خصوصی، سوگیری الگوریتمی و کیفیت محتوا نقش اصلی دارند.
برای آن گروه از افرادی که «سنتی» بودن کتابخانه را شعار میدهند، کافی است سناریوی حذف کتابخانه را تصور کنیم:
• هیچکس مسئول اعتبارسنجی منابع نیست
• دسترسی دانشگاه به پایگاهها، مختل میشود
• سواد اطلاعاتی و پژوهش دانشجویان سقوط میکند
• مدیریت داده پژوهشی از هم میپاشد
• علمسنجی بیمعنا میشود
• محیط یادگیری غنی از بین میرود
• پروژههای میراث و اسناد نابود میشوند
• هیچ نهادی برای حفظ دانش ملی باقی نمیماند
جامعه بدون کتابخانه یعنی جامعه بدون حافظه، بدون عقلانیت و بدون آینده. یک جامعه بی دست و پا از نظر فرهنگی.
اینکه چرا دچار خطای تحلیلی در خصوص نقش کتابخانه ها می شویم به دلایل زیر است:
۱. نادیدهگرفتن تغییر نقش کتابخانهها
۲. ترکیب شدن ذهنیت دوره چاپ با عصر داده
۳. کمبود تجربه در پروژههای جدید کتابخانهای
۴. تسلط نگاه فناوریزده
۵. فقر نظری و فلسفی روز در حوزه آینده کتابخانه ها
این سوءتفاهم بیشتر حاصل «شناخت ناکافی» است تا مخالفت واقعی
سخن پایانی
کتابخانهها در همه انواع آن نه سنتی هستند نه نگاه به آنها سطحی است. آنها نهاد آینده سازی در جامعه هستند. کتابخانه ها پلتفرم دانشاند، مرکز پردازش و خدمات مبتنی بر دادهاند، زیرساخت دانشگاهها و پژوهشاند، موتور دانش عمومی و سواد اجتماعیاند، ضامن حافظه و هویت ملیاند، نقش فعال در هوش مصنوعی و آینده دیجیتال دارند. حذف، تضعیف یا تحقیر کتابخانه به عنوان یک نهاد اجتماعی مساوی است با سقوط کیفیت پژوهش، نابودی مدیریت داده، ازهمپاشیدن نشر علمی باز، کاهش سواد اطلاعاتی، افزایش بیسوادی دیجیتال و فروپاشی زیرساختهای فرهنگی. آنچه که باید کنار گذاشته شود نگاه سنتی به کتابخانه است نه اینکه کتابخانه را سنتی و سطحی دانیم.
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه ، کتابخانه ها و مراکز فرهنگی
خواندن نه تنها ذهن، بلکه قلب را نیز تغذیه میکند.
«لئو تولستوی»
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
مطالعه منظم، سرمایهگذاری روی ذهن است.
هر صفحهای که میخوانیم، به ذخیره دانشی ما اضافه میکند. قانع نبودن به منابع محدود
هیچ مقاله یا کتابی پایان راه نیست؛ همیشه دیدگاههای بیشتری وجود دارند.
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
متنی بلند اما بسیار زیبا بە مناسبت روز کتاب وکتاب خوانی
معجزە کتاب
به نقشه جهان که نگاه میکنم، متوجه میشوم بسیارند سرزمینهایی که تا آخرین روزهایِ زندگی پایم به آنجا باز نخواهد شد، اما نکته جالب اینجاست که تقریبا از همه این سرزمینهای دور و نزدیک خاطره دارم. انگار با شهرها، خیابانها و حتی کوچههای آنجا آشناییِ دیرینه دارم.
هنوز بچه بودم که برایِ اردویِ تابستانی همراه با کریستین اندرسون، از جیرفت به دانمارک رفتم و در خیابانهایِ کپنهاک با دخترکِ کبریت فروشی آشنا شدم که جوجه اردکِ زشتی در دست داشت و با پریِ دریایی به لباس جدیدِ پادشاه میخندید.
در بازگشت به وطن، همراه با احمدِ شاملو به مراسمِ عروسیِ دخترای ننه دریا با پسرای عمو صحرا رفتم، کمی بعد با صمد بهرنگی به کچلِ کفترباز خندیدم و با اندوهِ پسرکِ لبوفروش غصه خوردم.
مرادیِ کرمانی من را از جیرفت به سیرچ دعوت کرد و با لهجه شیرینش گفت:
هم ولایتی"شما که غریبه نیستید"،
آنجا بود که با بچههای قالیبافِ خانه، سرم را بر نازبالش گذاشته و در قصه هایِ مجید با قاشق چایخوری، مربای شیرین خوردم.
با دولتآبادی به کلیدر رفتم و آنجا بود که دور از چشم گُل ممد، دل به عشقِ مارال سپردم و در روزگارِ سپری شدهء مردمِ سالخورده، جایِ خالیِ سلوچ را پیدا کردم.
مزارعِ آمریکا را وجب به وجب با جان اشتاین بک گشتم تا خوشههای خشم را به نظاره بنشینم.
با جک لندن و سپید دندانش به آلاسکا رفتم تا اینکه از دور پیرمردی را در دریا دیدم که کنارِ همینگوِی نشسته و از مشکلاتش در صیدِ ماهی صحبت میکند.
سهشنبهها همراه با میچ آلبوم به ملاقاتِ موری رفتم، خشم و هیاهو را در گور به گورِ فاکنر آموختم، با چارلز دیکنز تمامِ انگلستان را گشتم تا این که سرانجام در لندن با خواهران برونته آشنا شدم و از آنجا همراه با جورج اورول به قلعه حیوانات سر زدم، حس عجیبی بود، احساس میکردم سال در آن قلعه زندگی کردهام، حال و روزشان شباهتِ عجیبی داشت با روزگارِ مردمِ سرزمینِ من!
کازانتزاکیس من را با یونان آشنا کرد تا این که در سواحلِ کرت با زوربای یونانی هم پیاله شدم، با سیلونه به ایتالیایِ دوست داشتنی و فونتامارا رفتم و به مهمانیِ نان و شراب دعوت شدم و شبی در کنارِ اوریانا فالاچی نامه به کودکی که هرگز زاده نشد را خواندم.
کلمبیایِ مارکز را زمانی شناختم که بعد از صد سال تنهایی، عشق در سالهای وبا را تجربه کردم. سرزمین پرو را در سالهای سگی با یوسا شناختم و در مونیخ با هاینریش بُل به عقاید یک دلقک خندیدم، چند روزی هم در استکهلم مهمانِ فردریک بکمن بودم و در آنجا با مردی به نام اوه آشنا شدم.
ویکتور هوگو من را با بینوایانِ پاریس و گوژپشتی آشنا کرد که خاطراتِ آخرین روزِ یک محکوم را نجوا میکرد.
بالزاک در میانِ دهقانانِ فرانسه من را با زنِ زیبای سی سالهایی آشنا کرد و رومن رولان شبی من را به کنسرت موسیقیِ ژان کریستف در شانزه لیزه دعوت نمود، هر چند با وجودِ شیوعِ طاعون، با آلبر کامو هم چندان بیگانه نبودم.
من در تمام جبهههایِ جنگ به همراه مرل جنگیدم و در "نبردِ من"، هیتلر را بهتر شناختم، با هانا آرنت به دادگاهِ اورشلیم رفتم تا با چهره واقعیِ توتالیتاریسم بهتر آشنا شوم.
جومپا لاهیری را در کلکته ملاقات کردم و تا بمبئی با هم عاشقانههای تاگور را زمزمه کردیم. تمامِ جزایرِ ژاپن را با موراکامی گشت زدم تا این که بعد از جنگلِ نروژی، کافکا را در کرانه دیدم.
در ریگهای روان سیدنی با استیو تولتز آشنا شدم و گفتم هرچه بادا باد. جنایاتِ روسیه تزاری را در جنگ و صلح و آناکارنینای تولستوی شناختم و یک شب در مسکو مثل یک اَبله با داستایوسکی که هنوز یک جوان خام بود، قمار بازی کردم، اما او دائم از جنایت و مکافاتِ برادران کارامازوفِ سخن میگفت و من مجبور شدم با چخوف در باغِ آلبالو به میهمانی مادرِ ماکسیم گورکی بروم.
میلان کوندرا و ایوان کلیما را شبی در پراگ ملاقات کردم، بر ویرانههای کابل با خالد حسینی گریستم، با شافاک در قونیه به ملاقاتِ شمس رفته و چهل قانونِ عشق را آموختم و با دستمالی که از مولانا گرفتم، اشکهای کیمیا خاتون را پاک کردم.
در برزیل یازده دقیقه کافی بود تا در کنار پائولو کوئلیو با کیمیاگر آشنا شوم. در زمینِ سوخته اهواز با احمد محمود همسایه بودم و هر روز در مدارِ صفر درجه، درختِ انجیرِ معابد را تماشا میکردم. در سالِ بلوا با سمفونیِ مردگانِ عباس معروفی آشنا شدم و پس از آن بود که همراه با شوهرِ آهو خانمِ افغانی سری به کرمانشاه زدم تا شادکامان دره قره سو را بهتر بشناسم.
بله؛ این معجزه کتاب است که حتی با پاسپورت کم اعتبارِ کشورِ من و بدونِ نیاز به ویزا و ارز، آدمی میتواند دورترین نقاطِ دنیا را ببیند، گشت بزند و شیرینترین خاطرات را با مارال، اسکارلت و آناکارنینا به یادگار داشته باشد.
علی_کشاورزی
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
-- ۲۴ آبان
روز کتاب و کتابخوانی بر دوستان و بر اهالی ارجمند و فرهیخته دوستدار کتاب ، گرامی باد..
اولین بار در ۲۴ آبان سال ۱۳۷۲ به عنوان روز کتاب و کتابخوانی تعیین شد. این روز نمادین ، یکی از روزهای هفته کتاب نیز هست.
کتاب وسیله ای است که دانش بشری به مدد آن از تباه شدن مصون می ماند و به آیندگان منتقل می شود. كتاب محصول تجربه هاي بشری و خلاقيتهای ذهنی و آموخته های دراز مدت انسان است. سهم كتاب در انتقال دانشها، گاهی به مراتب بيشتر و فراتر از ديگر ابزار آموزشی بوده است.
روز کتاب و کتابخوانی بر تمامی فعالان در عرصه این میدان مبارک باد.
روزی را آرزو می کنیم گه شرایط شتاب افزایش سرانه مطالعه کتاب در کشور ، مهیا گردد. و آگاهی و اندیشیدن ، فراگیر گردد.
-------
مطلب از اینترنت گرفته شده است.
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه ، مناسبت های تقویمی
هر کتابی را که باز میکنی و میخوانی، درختی لبخند میزند، به این میگویند: "زندگی پس از مرگ"

موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
داستان قصههای مجید واقعاً شاهکاری ماندگار است؛ چه خوب است این هوشنگ مرادی کرمانی!
امسال، در شبهای تابستان، یکی از کتابهایی که با پسرم خواندیم و به پایان رساندیم، همین قصههای مجید بود. پسرم امسال کلاس دهم است، اما یکی از کارهایی که همیشه با هم انجام میدهیم، کتابخوانی است. شبها، حدود یک ساعت پیش از خواب، یا من برای او میخوانم، یا او برای من میخواند، یا گاهی با هم کتاب صوتی گوش میدهیم.
این بار که قرعه به نام قصههای مجید افتاده بود، با اینکه بارها فیلمش را دیدهام و کتابش را خواندهام، باز هم چنان با شوق میخواندم که گویی هرگز نخواندهام. اما این بار، بیش از آنکه خود را جای مجید بگذارم، در نقش بیبی فرو رفته بودم؛ شاید چون حالا من هم مادرم و نگاه به داستان برایم کاملاً متفاوت شده است.
در آن بخش از داستان که بیبی گفت:
– دلم میخواست اینجوری نشده بودی. من آرزوها داشتم، کاش اینجوری نبودی.
– چه جوری بودم، خوب بود؟
– یه جور دیگه، مثل همه زرنگ و حواسجمع. زندگی تو این دنیا خیلی سخته... خیلی نگرانتم، مجید!
دیگر نتوانستم ادامه بدهم. یک دل سیر گریه کردم، برای همه بیبیهایی که آرزوهایی بزرگ برای فرزندانشان داشتند اما نشد، و برای همه مادرانی که هنوز هم نگرانند... نگران، نگران، نگران.
و برای فرزندانی که چه بی گناه و مظلومند و کسی به فکرشان نیست.
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
«من کتابهای زیادی خواندهام… اما بیشترشان را فراموش کردهام. پس فایده خواندن چیست؟»
این پرسشِ شاگردی بود از استادش. استاد پاسخی نداد، فقط به او نگاه کرد. روز بعد، کنار رودخانهای نشسته بودند. استاد گفت: «برایم کمی آب بیاور… اما با آن آبکش قدیمی که آنجاست.» شاگرد متعجب شد. چطور میشد با آبکشِ پر از سوراخ، آب آورد؟ اما جرئت نکرد مخالفت کند. آبکش را برداشت و بارها تلاش کرد. سریعتر دوید، حتی سعی کرد سوراخها را با انگشتهایش بپوشاند. هیچکدام کارساز نشد و ناامید گفت: «متأسفم، نتوانستم».
استاد گفت: «تو شکست نخوردی. به آبکش نگاه کن.» آبکشِ قدیمی و سیاه حالا میدرخشید. آب، هرچند در آن نمانده بود، اما بارها از آن گذشته و شسته بودش تا براق شده بود. استاد ادامه داد: « خواندن هم همینگونه است. مهم نیست اگر جزئیات را به خاطر نسپاری، مهم نیست اگر دانستههایت مثل آب از ذهنت بیرون میروند… زیرا در هنگام خواندن، ذهنت تازه میشود، روحت نیرو میگیرد، افکارت نفس میکشند، و حتی اگر بلافاصله متوجه نشوی، درونت در حال دگرگونی است.» این است تاثیر واقعیِ خواندن.
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
برچسب ها: تاثیر_خواندن
قانون تازهی چینیها: فقط دارندگان مدرک دانشگاهی حق دارند درباره موضوعات جدی حرف بزنند!
از این پس، در چین اگر اینفلوئنسر یا تولیدکننده محتوا بخواهد درباره مسائلی مثل پزشکی، حقوق، اقتصاد یا آموزش حرف بزند، باید مدرک دانشگاهی معتبر یا گواهینامه تخصصی در همان حوزه داشته باشد! قانون جدیدی که از سوی نهاد نظارت بر فضای مجازی چین (CAC) تصویب شده، پلتفرمهایی مثل Douyin، Weibo و Bilibili را هم موظف میکند مدرک و صلاحیت افراد را بررسی کنند و حتی مشخص شود آیا بخشی از محتوا با هوش مصنوعی تولید شده یا نه.
دولت میگوید هدفش جلوگیری از انتشار اطلاعات غلط و افزایش اعتماد عمومی است، اما منتقدان باور دارند این قانون در عمل میتواند آزادی بیان را محدود کند و جلوی خلاقیت بسیاری از تولیدکنندگان محتوا را بگیرد. به بیان سادهتر، حالا در چین حتی برای نظر دادن درباره برخی موضوعات، باید «مجوز حرف زدن» داشت
مجید میرزایی
موضوعات مرتبط: جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه ، هوش مصنوعی
دکتر علیرضا نوروزی
در نظام آموزش عالی، گاه دانشجویان دکتری موفق به تکمیل دورۀ تحصیلی خود نمیشوند. در چنین شرایطی، روایت رایج غالباً بر محور ضعفهای فردی دانشجو، مدیریت فردی و مهارتهای مدیریت شخصی وی استوار است؛ از جمله این باورها که دانشجو «شایستگیهای آموزشی و پژوهشی لازم را نداشته است»، «تلاش و کوشش کافی نکرده است» یا «توانایی مدیریت فشارهای تحصیلی و مدیریت پژوهشی را نداشته است».
با این حال، تحلیل عمیقتر نشان میدهد که شکست تحصیلی در مقطع دکتری تنها به عوامل فردی دانشجو محدود نمیشود، بلکه اغلب ریشه در ساختارها و شرایط نظام آموزشی دارد. عواملی چون انتظارات و توقعات مبهم و گاه نابجا، عدم حمایت مالی دولت از دانشجویان دکتری در قالب بورس تحصیلی، عدم نظارت پیوسته و مداوم استاد راهنما، بازار کار ناامیدکننده کشور، و محیط اجتماعی-فرهنگی کشور که اعتمادبهنفس و خوشبینی به آینده در دانشجو را تضعیف میکند، همگی میتوانند در بروز ناکامی مؤثر باشند.
بر این اساس، مسئولیت استادان راهنما در قبال دانشجویان دکتری فراتر از نظارت صرف بر روند پژوهش است. استادان راهنمای متعهد و اثرگذار (Making A Difference Supervisors) موظفند مسئولیت حرفهای خود را در فرایند تربیت پژوهشگر به طور جدی بر عهده بگیرند. این مسئولیتها میتواند در محورهای زیر خلاصه شود: - تدوین برنامۀ زمانی واقعبینانه و پایش مستمر پیشرفت تحصیلی بر اساس آن؛ - حفظ و تقویت ارتباطات منظم و سازنده با دانشجو، حتی در شرایط خاص و محدودیت زمانی؛ - تسهیل دسترسی دانشجو به منابع علمی، آموزشهای تخصصی و شبکههای علمی و حرفهای (ممکن است مستلزم استفادۀ استاد از اعتبار و برند شخصی خود برای حمایت از دانشجو نیز باشد)؛ - توجه همزمان به پیشرفت علمی و رفاه روانی-اجتماعی دانشجو؛ - ارائه بازخورد تخصصی، سازنده و بهموقع به منظور بهبود عملکرد و ارتقای توانمندیهای فردی. نظارت علمی در مقطع دکتری صرفاً به معنای «رهاسازی دانشجو در مسیر موفقیت یا شکست» نیست، بلکه فرایندی فعال برای ایجاد شرایط یادگیری و توانمندسازی پیش از ورود مستقل دانشجو به عرصۀ پژوهش است. در نتیجه، هنگامی که دانشجو با چالشها یا ناکامی روبهرو میشود، نخستین پرسش استاد راهنما باید این باشد که: «چه اقداماتی میتوانستم متفاوتتر و مؤثرتر انجام بدهم؟»
از این منظر، نظارت متعهدانه نه تنها به معنای همراهی در موفقیت دانشجو است، بلکه مستلزم پذیرش مسئولیت در صورت بروز مشکلات یا عدم تحقق اهداف نیز خواهد بود. بدین ترتیب، نقش استاد راهنما در آموزش عالی تنها در مقام یک ناظر منفعل تعریف نمیشود، بلکه بهمثابه عامل اصلی توانمندسازی فردی و ایجاد تغییر در دانشجو و در نهایت، جامعۀ علمی مطرح است.
استادان راهنمای دکتری هم مسئولیت حرفهای و هم فرصت ارزشمندی دارند تا دانشجویان خود را توانمند سازند و آنان را برای ایفای نقش فعال در پیشرفت علمی و اجتماعی آماده کنند. اگر نظام آموزشی را به صورت یک مثلث متساویالاضلاع در نظر بگیریم، یک ضلع آن استاد، ضلع دوم دانشگاه (قوانین آموزشی کشور) و ضلع سوم (ضلع قاعده مثلث)، دانشجو است. طبیعتاً جدیت و سختکوشی ضلع قاعده برای موفقیت بسیار حائز اهمیت است.
موضوعات مرتبط: پایان نامه دانشجویان ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی میداد.
از او پرسید : آیا سردت نیست؟
نگهبان پیر گفت: چرا ای پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.
پادشاه گفت: من الان داخل قصر میروم و میگویم یکی از لباسهای گرم مرا را برایت بیاورند.
نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه وعدهاش را فراموش کرد.
صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالی قصر پیدا کردند، در حالی که در کنارش نوشته بود : ای پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل میکنم اما وعده لباس گرم تو مرا از پای درآورد
موضوعات مرتبط: جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
library serves as a vibrant community hub, breaking the stereotype of silence and solitude
کتابخانه به عنوان یک مرکز اجتماعی پر جنب و جوش عمل میکند و کلیشه سکوت و تنهایی را میشکند.
موضوعات مرتبط: جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
«اینترنت اولین چیزی است که بشر ساخته و خودش آن را درک نمیکند، بزرگترین آزمایش تاریخ در هرج و مرج.» — اریک اشمیت، مدیرعامل سابق گوگل
موضوعات مرتبط: جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
اقبال لاهوري
در جهان
بال وپرخویش
گشودن آموز
که پریدن
نتوان با
پر و بال دگـران
موضوعات مرتبط: جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
- ببینید مولانا به چه زیبایی عشق رو معنی کرده...
ای که می پرسی نشان عشق چیست ؟
عشق چیزی جز ظهور مهر نیست.
عشق یعنی مشکلی اسان کنی
دردی از در مانده ای درمان کنی.
در میان این همه غوغا و شر
عشق یعنی کاهش رنج بشر
عشق یعنی گل به جای خار باش
پل به جای این همه دیوار باش
عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر
واگذاری اب را ، بر تشنه تر
عشق یعنی دشت گل کاری شده
در کویری چشمه ای جاری شده
عشق یعنی ترش را شیرین کنی
عشق یعنی نیش را نوشین کنی
هر کجا عشق اید و ساکن شود
هر چه نا ممکن بود ، ممکن شود.
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
«طبق یک پژوهش اخیر از ایفلا، کتابداران جزو مورداعتمادترین افراد جامعه هستند؛ درست بعد از پزشکان و پرستاران.»
موضوعات مرتبط: جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
جسیکا ایوینگ (مدیر یک شرکت امریکایی نشر و فناوری آموزشی کودکان) در LitHub مینویسد: مشکل امروز فقط «زیادی پای گوشی بودن» نیست؛ خیلی از اپلیکیشنها طوری طراحی شدهاند که ذهن بچهها را به توجههای کوتاه و پراکنده عادت دهند. پژوهشهای نوروساینس نشان میدهد:
مغز برای «مطالعه» نیاز به تمرکز طولانیمدت دارد؛ همان چیزی که کلیپهای چندثانیهای یا پیامهای پیاپی از بین میبرند.
خانوادههایی موفقترند که کتاب را وارد برنامه روزانه کردهاند؛ مثل خواندن چند صفحه قبل خواب یا رفتن به کتابفروشی و کتابخانه در تعطیلات.
راهحل این نیست که موبایل و تبلت را کامل حذف کنیم؛ بلکه باید از آنها بهتر استفاده کنیم: فیلمی داستانی، بازی فکری یا حتی کتاب صوتی (نه چرخیدن بیپایان در اینستاگرام و...)
اگر میخواهیم فرزندانمان کتابخوان شوند، باید خودمان کتاب بخوانیم و فضاهایی بسازیم که در آن توجه پایدار و واقعی تمرین شود.
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
نوستالژی میان صفحات؛
چرا کتابهای محبوبمان را بارها میخوانیم؟
تحقیقات تازه نشان میدهد یک خواننده معمولی کتاب مورد علاقهاش را دستکم شش بار خوانده و انتظار دارد هفت بار دیگر هم به سراغش برود. این بازخوانی صرفاً عادتی ادبی نیست؛ بلکه راهی برای بازگشت به احساس امنیت، صمیمیت و خاطرات آشناست.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک پست، خواندن کتابهای محبوب دوباره و دوباره، تنها عادتی ادبی نیست؛ این رفتار، پلی است میان زمان حال و خاطرات گذشته، میان اضطرابهای روزمره و دنیایی که روزگاری برای ما آشنا و امن بود.
تحقیقات جدید روی ۲هزار دانشجوی آمریکایی نشان میدهد که یک مخاطب معمولی، کتاب مورد علاقهاش را بهطور متوسط شش بار خوانده و انتظار دارد هفت بار دیگر در طول زندگی آن را بازخوانی کند. این اعداد شاید ساده به نظر برسند، اما پشت آنها داستانی عمیق از نیاز انسان به امنیت روانی و احساس تعلق نهفته است.
مفهوم «نوستالژی کتابی» که مطالعه آن را بررسی کرده، نشان میدهد افراد اغلب برای تجربه حس آشنایی، صمیمیت و دلتنگی، به کتابهایی که قبلاً خواندهاند بازمیگردند. ۷۱ درصد از شرکتکنندگان اذعان کردند که بازخوانی را عمدی انجام میدهند تا حس دلتنگی و آشنایی را تجربه کنند و ۸۲ درصد خود را افرادی نوستالژیک میدانند. این گرایش میان نسل Z پررنگتر است؛ نسلی که در جهانی متلاطم و سریع رشد کرده و نوستالژی برای آنها کمتر به معنای گذشته و بیشتر به معنای بازپسگیری حس سادگی، امنیت و ارتباط احساسی است.
«زیتا کریشتو»، روانشناس بالینی، این پدیده را استراتژی مقابلهای احساسی میداند. خواننده در بازخوانی کتاب، وارد فضایی آشنا میشود؛ جایی که شخصیتها، پایانها و خاطرات قابل پیشبینی هستند. در جهانی که سرعت تغییرات و فشارهای آن گاه طاقتفرساست، این تجربه کوچک اما قدرتمند، نقش تکیهگاهی امن را ایفا میکند.
آمارها نیز این گرایش را تایید میکنند: ۴۵ درصد از افراد اذعان دارند که با سرعت تغییرات جهان مشکل دارند، و نسل Z در این زمینه پیشتاز است (۵۲ درصد). به همین دلیل، کتابها (۵۸ درصد)، برنامهها و فیلمهای تلویزیونی (۵۹ درصد)، آشپزی (۴۵ درصد) و ورزش (۳۹ درصد) ابزارهایی برای حفظ آرامش و تعادل روانی میشوند. همچنین، ۸۰ درصد افراد عادت دارند در پایان یک روز سخت، با کتابی خوب روز خود را به پایان برسانند.
از نگاه ادبی، جذابیت کتابهای نوستالژیک نه تنها در داستان یا شخصیتهاست، بلکه در تجربه فیزیکی و حسی کتاب چاپی نیز نهفته است: ۶۲ درصد لذت در دست گرفتن کتاب و ۳۶ درصد لذت از بوی کتاب را دلیل اصلی علاقه خود به کتاب چاپی ذکر کردهاند. حس ملموس بودن صفحات، بوی کاغذ و حس نوستالژیک، خواندن را از صرفاً دریافت اطلاعات به تجربهای تمامعیار از خاطره و احساس تبدیل میکند.
بهطور خلاصه، بازخوانی کتابها، تجربهای روانشناختی، فرهنگی و احساسی است. این عمل نشان میدهد که ادبیات فراتر از سرگرمی است؛ ادبیات ابزاری برای مقابله با تغییر، حفظ هویت، و یافتن امنیت در جهانی پر از بیثباتی است. هر بار که کتابی محبوب را بازمیخوانیم، نه تنها داستان آن را دوباره تجربه میکنیم، بلکه خاطرات، احساسات و نسلی از تجربه انسانی را با خود همراه میکنیم.
نوستالژی میان صفحات؛ چرا کتابهای محبوبمان را بارها میخوانیم؟
موضوعات مرتبط: جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
اهمیت سواد رسانهای سواد رسانهای، مهارتی ضروری برای زندگی در جهان امروز است. این مهارت به ما کمک میکند تا به جای آنکه مصرفکنندگان منفعل محتوای رسانهها باشیم، به استفادهکنندگانی فعال، هوشیار و نقاد تبدیل شویم.
️سواد رسانهای به جامعه چه کمکی میکند؟
به ما میآموزد چگونه منبع اطلاعات را ردیابی، اعتبار آن را بررسی و شواهد را ارزیابی کنیم تا فریب اخبار نادرست را نخوریم.
با درک سوگیریها به ما کمک میکند تا بفهمیم هر رسانهای ممکن است با زاویه دید یا سوگیری خاصی خبر را منتشر کند و ما باید تمام جنبههای یک ماجرا را ببینیم.
با تصمیمگیری آگاهانه می توانیم توانایی تحلیل انتقادی پیامها را داشته باشیم، در مورد مسائل مهم زندگی، تصمیمهای منطقیتر و بهتری بگیریم.
با محافظت از حریم خصوصی ،ما کاربران نسبت به خطرات اشتراکگذاری اطلاعات شخصی در فضای مجازی آگاه شویم و می آموزیم میآموزد چگونه از خود محافظت کنیم.
با نقد پیامهای تبلیغاتی غیرواقعی و کلیشههای مضر، به حفظ سلامت روان و تصویر ذهنی سالمتر در جامعه کمک کنیم .
در یک کلام، سواد رسانهای ابزار ذهنی است که به هر شهروند کمک میکند در برابر سیلاب اطلاعات از خود محافظت کند، معنای واقعی پیامها را بفهمد و در نهایت، جامعهای آگاهتر و مقاومتر شکل دهد.
موضوعات مرتبط: برای کتابداران ، اطلاعات عمومی ، کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
سامانه EdiStat یک ابزار تجاری است که توسط شرکتی خصوصی (متخصص در دادههای کتاب) فعالیت خود را از سال ۲۰۰۴ آغاز کرده و طی دو دهه به مرجع اصلی و استاندارد صنعت نشر فرانسه برای تحلیل بازار تبدیل شده است.
با امکان ردیابی فروش کتاب در ادیستات:
▫️ناشر میفهمد کتابش در کدام کانالها (مثلاً آنلاین یا فیزیکی) موفقتر بوده،
▫️نویسنده میتواند فروش کتاب خود را هفته به هفته با رقبایش مقایسه کند، و
▫️رسانهها به لیست کتابهای پرفروش واقعی دسترسی پیدا میکنند.
وبسایت www.edistat.com با قیمتی مقرون به صرفه، جزئیاتی کاربردی در اختیار علاقهمندان قرار میدهد.
مثلاً نشان میدهد یک کتاب چقدر در کتابفروشیهای مستقل کوچک، چقدر آنلاین، چقدر در فروشگاههای زنجیرهای فرهنگی و حتی چقدر در سوپرمارکتها فروش رفته است.
این سایت دادههای واقعی فروش کتاب را مستقیماً از صندوق فروش بیش از ۱۰۰۰ مرکز در سراسر فرانسه جمعآوری و تحلیل میکند.
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
"A Library that is not accessible out of business hours is of as little value as gold horded
in a vault and withdrawn from circulation"
---Alexander Graham Bell (Letter to Mabel Hubbard Bell, 17 November 1896)
«کتابخانهای که خارج از ساعات کاری قابل دسترسی نباشد، به اندازه طلایی که در گاوصندوق انبار شده و از گردش خارج شده، بیارزش است.» ---الکساندر گراهام بل (نامه به میبل هابارد بل، ۱۷ نوامبر ۱۸۹۶)
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
۱- کسی نگران رفتار و گفتار او نیست. در ادب و امانت داری قابل پیش بینی است؛
۲- اتومبیل خود را برای عابری که از خطوط عابر پیاده عبور می کند، کاملاً متوقف می کند؛
۳- چون وفای به عهد برای او جدی است، بعضاً شبها برای تحقق عهد، فکر کرده و خوابش نمی برد؛
۴- روزانه ۵ دقیقه برای خشکاندن حسادت در وجود خود، برنامه ریزی کرده است؛
۵- بسیار بسیار بسیار بسیار انصاف دارد؛
۶- آنقدر برای خود احترام قایل است که به کسی خیانت نمی کند؛
۷- روزانه ۱۰ دقیقه برای شناخت خود، برنامه ریزی کرده است؛
۸- اگر حتی ۵ دقیقه به جلسه ای دیر برسد، با پیامک به میزبان اطلاع می دهد؛
۹- اطرافیان او از اینکه نقدی را مطرح کنند احساس آرامش و امنیت می کنند؛
۱۰- برای نگاه کردن به شبنم روی گلبرگ یک گل، وقت می گذارد؛
۱۱- دارای ثبات فکری است و به تناسب شرایط و مخاطب، افکار و مواضع خود را تغییر نمی دهد؛
۱۲- انسانها را به خوب و بد تقسیم نمی کند بلکه ضعف ها و تواناییهای آنها را در کنار هم می بیند؛
۱۳- مخالفان فکری او، اخلاق او را تحسین می کنند؛
۱۴- بیشتر با رفتار خود دیگران را تحت تأثیر قرار می دهد تا گفتار؛
۱۵- ظرفیت و شجاعت گفتن این جمله را دارد: (۱) افکار فلانی با من بسیار متفاوت است ولی ذاتاً فرد مؤدبی است؛
۱۶- ظرفیت و شجاعت گفتن این جمله را دارد: (۲) افکار فلانی با من بسیار متفاوت است ولی تابحال ندیدهام که بدگویی و تخریب کند؛
۱۷- ظرفیت و شجاعت گفتن این جمله را دارد: (۳) افکار فلانی با من بسیار متفاوت است ولی ندیدهام که برای کسب موقعیت بهتر شغلی و مالی، چاپلوسی کسی را بکند؛
۱۸- بسیار اعتماد به نفس دارد (۱): چون دقیق و حقوقی صحبت می کند؛
۱۹- بسیار اعتماد به نفس دارد (۲): چون نیازی به متهم کردن کسی ندارد؛
۲۰- بسیار اعتماد به نفس دارد (۳): چون یک شغل بیشتر ندارد؛
۲۱- بسیار اعتماد به نفس دارد (۴): چون با درون خود زندگی می کند تا با قضاوت دیگران؛
۲۲- بسیار اعتماد به نفس دارد (۵): چون طولانی در منصبی نمی ماند؛
۲۳- بسیار اعتماد به نفس دارد (۶): نیازی به تزویر ندارد چون حدّ خود برای یک زندگی با تدبیر را می داند؛
۲۴- بسیار اعتماد به نفس دارد (۷): چون افکار و مواضع او ارتباطی به منابع مالی او ندارند؛
۲۵- بسیار اعتماد به نفس دارد (۸): چون نیازهای مالی او مرتبط به حوزۀ سیاست نیست؛
۲۶- بسیار اعتماد به نفس دارد (۹): نیازی به حذف دیگران ندارد چون دایرۀ بازی و زندگی او بسیار وسیع است؛
۲۷*- بسیار اعتماد به نفس دارد (۱۰): انحصاری رفتار نمی کند چون کرۀ زمین را فقط یک نقطه در خلقت می داند؛
۲۸- دروغ نمی گوید چون با راستگویی به همۀ منافع معقول خود دست یافته است؛
۲۹- مسئله یکِ زندگی او، کار کردن و زحمت کشیدن است؛
۳۰- بی نیازی در ذات و هویت اوست.
دکتر_محمود_سریع_القلم
موضوعات مرتبط: جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
😌 احساسیها
بر اساس حالوهوایشان کتاب میخرند، نه برنامه. طرح جلد، عنوان تأثیرگذار یا یک جمله کافیست تا تصمیم بگیرند. دنبال هر کتابی میگردند که حالشان را خوب کند، از رمان و زندگینامه تا آثار فلسفی و معنوی.
📚 وفادارها
اهل یک ژانر، نویسنده یا سبک مشخصاند؛ مثلاً فقط شعر، داستان تاریخی، فلسفه غرب یا آثار دینی میخوانند. کتابخوانی برایشان بخشی از هویت است. به ناشر یا مترجمی که با آنها خاطره دارند، وفادار میمانند.
🎯 یادگیرندهها
هدفمحور کتاب میخرند، برای مهارت، ارتقای شغلی یا رشد فردی. ساختار منظم، زبان مستقیم و ابزارهایی مثل چکلیست، نمودار یا خلاصهٔ اجرایی برایشان مهم است. بیشتر سراغ روانشناسی کاربردی، توسعه فردی و منابع آموزشی میروند.
🔥 موجسوارها
این مخاطبان جوان تحتتأثیر فضای عمومیاند. اگر کتابی در شبکههای اجتماعی وایرال شود یا بلاگر معروفی معرفیاش کند، سریع واکنش نشان میدهند. عناوین پرفروش، ترجمههای تازه و کتابهایی که فیلمشان اکران شده، انتخابهای محبوبشاناند.
💸 اقتصادیها
بهشدت حساس به قیمتاند. کتاب خوب را وقتی میخرند که بهصرفه باشد. به تخفیف، اشتراک و کمپینهای مناسبتی توجه دارند. بیشتر به دنبال کتابهایی با ارزش بالا و قیمت پاییناند تا بخوانند.
🖋️ کلکسیوندارها
کتاب را برای داشتن میخرند، نه فقط محتوای آن. زیبایی جلد، جنس کاغذ، طراحی خاص یا ترجمهٔ ماندگار برایشان اهمیت دارد. نسخههای نفیس از آثار کلاسیک انتخاب اصلیشان است. این گروه کمتعداد حاضرند برای زیبایی، کمیابی یا تمایز هزینهٔ بالایی بپردازند.
و البته برای بسیاری از افراد هم کتاب خواندن یک رویه جاافتاده در زندگی است و به آن به عنوان یک اصل پذیرفته شده و یک الزام در زندگی نگاه میکنند و برای تهیه کردن کتاب خوب، وقت میگذارند، هزینه میکنند یا از سرمایه های موجود. در کتابخانهها استفاده میکنند.
موضوعات مرتبط: جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
شب، پناهگاهی است برای زیستن و چه پناهی بهتر از کتاب؟
کتابها، در این تاریکی، چراغاند.
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
برچسب ها: کتابها , در این تاریکی , چراغاند
| مطالب قدیمی تر |
.: Weblog Themes By Pichak :.
