درباره وب

"کتابخانه باب دانایی است و دانایی توانایی است برای کسب پیروزی، سعادت و افتخار"
وظيفه کتابخانه مرکزي تهيه و آماده‫ سازي منابع چاپی و الکترونیکی و همچنين سياست‫گذاري ارائه خدمات و نحوه استفاده از این منابع است.

هدف کتابخانه عبارت است از: (( تامين منابع چاپي والکترونيکي لازم و کافي، جهت مطالعه و تحقیق تمامی اعضای کتابخانه همراه با فراهم نمودن محیطی مناسب جهت استفاده و تحقیق و مطالعه، در کوتاه‫ترین زمان و مفیدترین شرایط ممکن)).
در خدمت شما دوستداران علم و دانش هستم.

کتابدار بخش مرجع و مسئول بخش خدمات فنی، بخش پایان نامه ها

Knowledge and Information Science
********************
کتابخانه یک موزه نیست که روی مجموعه هایش را پوشاند، بلکه بر عکس، کتابخانه یک نهاد زنده و پویاست که به سمت مطالعه حرکت میکند. کتابخانه باید عشق به کتاب و سهولت دسترسی به فنآوری­های نوین را به وجود آورد. کتابخانه باید مدیریت و بهره گیری از امکانات خود را روزآمد کند (ژان ژرمن، شهردار شهر تور فرانسه Jean Germain).

کانال تلگرامی sayranghaderilib@
بخوانید بخوانید بخوانید
لینک دوستان
جستجوی وب
موضوعات وب
لینک های مفید



در اهمیت مطالعه کتاب خواندن صرفا سرگرمی یا گذراندن وقت نیست؛ یک ضرورت علمی و انسانی است. از دید روانشناسی، مطالعه کتاب باعث افزایش تمرکز، تقویت حافظه و رشد توانایی تفکر انتقادی می‌شود. در جامعه‌شناسی، کتاب‌ها ابزار انتقال تجربه و دانش نسل‌ها هستند و جامعه‌ای که کتاب نمی‌خواند، محکوم به تکرار خطاهای گذشته است. علم ثابت کرده که کتاب‌خوانی ساختار مغز را تغییر می‌دهد و مسیرهای عصبی مرتبط با همدلی و تحلیل را فعال‌تر می‌کند. فلسفه نیز بر آن تأکید دارد که پرسش‌های بنیادین بشر بدون گفتگو با اندیشه‌های مکتوب پیشینیان ناقص می‌ماند. هر صفحه کتاب دروازه‌ای به جهانی نو است؛ غفلت از آن، محرومیت از بخشی از وجود خودمان است. در روزهای بلند تابستان، کتاب خواندن را شروع کنیم، حتی با یک کتاب در یک ماه.


موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : یکشنبه پنجم مرداد ۱۴۰۴ | 12:20 | نویسنده : سیران قادری |



✍مجتبی لشکربلوکی

اگر ۳۰۰ سال پیش زندگی می کردیم آنگاه کل اطلاعاتی که در کل دوران زندگی مان کسب می کردیم چقدر بود؟ به مراتب کمتر از اطلاعاتی بود که امروزه ظرف مدت یک ماه از طریق یک روزنامه و یک شبکه اجتماعی بدست می آوردیم.
بگذارید بر اساس آمار نگاه کنیم: در سال ۲۰۱۰، دو زتابایت اطلاعات در جهان تولید شده. پانزده سال بعد در ۲۰۲۵، تولید داده‌ها به بیش از ۱۸۰ زتابایت رسیده. یعنی در طول مدتی کوتاه ۹۰ برابر شده! برای درک بهتر این حجم، هر زتابایت برابر است با هزار میلیارد گیگابایت (۱,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ گیگابایت).

در گذشته به خصوص قبل از اختراع تلگراف، رادیو، تلویزیون و اینترنت، اطلاعات بسیار آهسته خلق و منتقل می‌شد. اخبار و دانش عمدتاً از طریق ارتباطات شفاهی رو در رو، نامه‌ها و کتاب‌های کمیاب منتقل می‌شدند. منابع اطلاعاتی محدود بودند و اطلاعات عمدتاً تکراری، مرتبط با زندگی روزمره و محدود به محیط جغرافیایی نزدیک فرد بودند.
اما اکنون چه شده است؟ ما در دنیای مدرن با مفهومی روبرو هستیم به نام اضافه بار اطلاعاتی و همچنین ذهن پریشی (Mental Clutter)

آشغال‌های ذهنی چه شکلی هستند؟
۱) خبرهايي که هیچ تاثیری بر زندگی‌ما ندارند: فلان بازیگر برای بار سوم از همسرش جدا شد!
۲) مقایسه خود با دیگران در شبکه‌های اجتماعی: چرا من مانند فلانی به سفر نمی روم، سوار اسب نمی شوم و با جت اسکی عکس ندارم.
۳) مطالب آرشیو شده: ده ها فایلی که دانلود کرده ایم اما نخوانده ایم
۴) محتواهای ناتمام: فیلم های یوتوبی که تا انتها نگاه نکرده ایم، کتاب هایی که تا آخر نخوانده ایم، پادکست هایی که تا آخر گوش نداده ایم.
۵) تکه‌تکه‌های اطلاعات بی‌ربط: دنبال کردن کانال‌های متعدد با موضوعات مختلف بدون جهت‌گیری مشخص.

این آشغال های ذهنی منجر به این می شوند که بار شناختی (Cognitive Load) فراتر از ظرفیت ذهنی ما ایجاد شود. بار شناختی یعنی میزان تلاش ذهنی لازم برای انجام یک کار. آشغال های ذهنی (اطلاعات نامنظم یا نامرتبط یا ناتمام) باعث افزایش بار شناختی می‌شوند. زیرا بخش زیادی از ظرفیت ذهنی صرف مدیریت و فیلتر کردن اطلاعات نامرتبط، نامنظم و ناتمام می‌شود.

آشغال های ذهنی شاید توضیح دهنده این پدیده باشند که قدیمی ها دانش کمتری نسبت به ما داشتند اما خرد و حکمت عمیق تری نسبت به ما داشتند. ما چیزهای بیشتری می دانیم اما لزوما خردمندتر نیستیم!


تجویز راهبردی:
چه باید کرد؟

۱) همانگونه که رژیم غذایی دارید رژیم رسانه ای داشته باشید. هر آشغالی را نخورید. به جای اینکه منفعلانه در معرض سیلی از اطلاعات قرار بگیرید، فعالانه انتخاب کنید چه اطلاعاتی را از چه منابعی دریافت کنید. کانال‌های تلگرامی یا صفحات شبکه‌های اجتماعی که برایتان مفید یا الهام‌بخش نیستند را رها کنید.

۲) برای آنکه بیشتر بدانید کمتر بخوانید/بشنوید. اینکه شما در طول سال ۱۰۰ ساعت پادکست فاخر گوش داده اید هنر نیست. بلکه باید از خودتان بپرسید که چند درصد از آنان را عمیقا درک کرده اید و آن ورودی ها نگاه شما را تغییر داده اند؟ پس پادکست های خوب را چند بار گوش کنید، کتاب های خوب یا نوشته های خوب را چند بار بخوانید.

۳) تقویت تفکر انتقادی (موشکافانه/سنجش گرانه) که قبلا در موردش نوشته ام و گفته ام.

۴) در هشتاد درصد موارد با سوال بروید سراغ محتوا و نه بر اساس توصیه دیگران و محبوبیت و جوگیر شدن و دم دست بودن و وایرال شدن و ... مطالبی که بر اساس سوال خوانده می شوند بیشتر در ذهن نقش می بنندند.

۵) جمع بندی و خلاصه سازی کنید. این دو مفهوم چه تفاوتی دارند؟ مثلا فرض کنید که ده تعریف از فرهنگ یا جامعه یا اضطراب خوانده اید. یا ده تئوری در مورد موفقیت فردی از ده کتاب خوانده اید، اگر این تعاریف یا تئوری ها را جمع بندی نکنید، با ذهن پراکنده به جای خاصی نمی رسید در نهایت باید یک بار بنشینید و با خود جمع بندی کنید که بالاخره فرهنگ از نظر من یعنی چه؟ یا جمع بندی من از راه های موفقیت چیست؟ کسی که ده تعریف از فرهنگ در ذهنش دارد یا ده مسیر مختلف و گاه متضاد در مورد موفقیت ممکن است در عرصه نظر با کلاس به نظر برسد اما در زندگی عملی هیچ منفعتی نمی برد. اما خلاصه سازی یعنی اینکه سعی کنیم به زبان خودمان جان کلام چیزهایی که خوانده ایم، شنیده ایم، تجربه کرده ایم و دیده ایم را بنویسم و هر از چند گاهی مرور کنیم.

انبار کردن اطلاعات نامنظم یا نامرتبط یا ناتمام در ذهن یعنی اینکه ما ذهن خود را تبدیل کرده ایم به یک آشغال دونی و آن را با خود حمل می کنیم. همین باعث می شود که راجع به هر موضوعی حرف می زنیم ولی راجع به هیچ موضوعی حرف درست و حسابی نمی زنیم!


موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : سه شنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۴ | 8:31 | نویسنده : سیران قادری |



(برگرفته از سایت اندیشه پویا)

کتاب، راه فرار نیست. پنجره است. راهی‌ست به ذهن آدم‌هایی که سده ها و هزاره ها پیش شاید تنشان خاک شد، اما فکرشان را در کاغذ قفل کردند تا ما هنوز گرم بمانیم. مارکوس اورلیوس، وسط چادر لشکرش، وقتی از خیانت‌ها، طاعون، ترس مرگ خسته بود، کتاب می‌خواند. نه برای سرگرمی. برای این‌که بداند پیش از او، آدم‌هایی همین راه را رفته‌اند و دوام آورده‌اند.

ما کتاب می‌خوانیم چون فکرمان کوتاه است، عمرمان کوتاه‌تر. چون هیچ‌کس فرصت ندارد همه‌چیز را خودش تجربه کند. اما می‌تواند از تجربه‌ی آن‌که تجربه کرده، قرض بگیرد. سنکا می‌گفت: «کتاب بخوان، تا اشتباه نکنی. یا لااقل اشتباهات قبلی را دوباره تکرار نکنی.»

کتاب، ما را آرام‌تر نمی‌کند، ما را بیدارتر می‌کند. مثل پتکی که توهم دانستن را خرد می‌کند. مثل پلی که نشان می‌دهد این زندگی، فقط همین اتاق و این خیابان و این کشور نیست. دنیایی‌ست پر از مغزهای زنده، حرف‌های ناگفته، ایده‌هایی که مثل بذرند. اگر بخواهی، می‌روی و می‌کاری‌شان.

کتاب‌خواندن، کم‌ترین کاری‌ست که آدم برای نجات خودش از سطحی‌ماندن می‌کند. چون ذهنی که کتاب نمی‌خواند، اسیر صدای بلندترها می‌شود. برده‌ی چیزی می‌شود که در لحظه داغ است؛ بی آنکه بپرسد چرا.

کتاب، تمرین شک‌کردن است. تمرین ساختن یک اتاق امن در سر، که هر وقت از دنیا خسته شدی، بروی آن‌جا و آدم دیگری برگردی.

همه‌ی حرفِ ثورو، سنکا، مارکوس، لینکلن در یک جمله جمع می‌شود: اگر می‌خواهی ذهنی داشته باشی که دست هیچ‌کس بهش نرسد، باید کتاب بخوانی. چون ذهنی که می‌خواند، هنوز زنده است؛ و ذهن زنده را هیچ‌کس نمی‌تواند اسیر کند!


موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۴ | 14:6 | نویسنده : سیران قادری |

📚 حقوق ده‌گانۀ خواندن
✍🏻 دانیل پناک

1⃣ حق نخواندن
هر انسانی حق دارد کتاب نخواند. کتاب نخواندن همان‌قدر طبیعی است که کتاب خواندن. مطالعه باید از میل برخیزد، نه از اجبار.

2⃣ حق جا انداختن متن
می‌توان از جمله‌ای گذشت، بخشی را جا انداخت یا از فصلی پرید. کتابخوانی سفری آزادانه در متن است، نه حرکتی خطی و اجباری.

3⃣ حق ناتمام رها کردن کتاب
خواننده موظف نیست هر کتابی را دست گرفت تا پایان بخواند. او می‌تواند هر جا پیوندی با متن نیافت، کتاب را کنار بگذارد.

4⃣ حق دوباره خواندن
خواننده حق دارد کتابی را بارها بخواند؛ گاهی برای دریافت‌های تازه، گاهی تنها برای بازگشت به لذتی که از نخستین بار در یاد مانده است.

5⃣ حق انتخاب کتاب
از رمان عامه‌پسند تا شعر کلاسیک، از کتاب کودک تا فلسفۀ دشوار، خواننده حق دارد بدون نیاز به توجیه یا تأیید دیگران، آن‌چه را می‌خواهد انتخاب کند.

6⃣ حق خیال‌پردازی هنگام مطالعه
کتابخوان حق دارد در دنیای کتاب غرق شود، با شخصیت‌ها همذات‌پنداری کند و مرز واقعیت و داستان را موقتاً کنار بگذارد. خیال‌پردازی بخشی جدایی‌ناپذیر از تجربۀ خواندن است.

7⃣ حق مطالعه در هر مکان
مطالعه وابسته به کتابخانه یا میز رسمی نیست. تخت‌خواب، اتوبوس، صف نانوایی یا نیمکت پارک، از هر جا می‌توان به جهان کتاب قدم گذاشت.

8⃣ حق تفننی خواندن
خواندن همیشه نباید هدفمند یا نتیجه‌محور باشد. می‌توان برای لحظه‌ای رهایی، برای شوقی گذرا یا لذتی بی‌دلیل، کتابی را بی‌مقدمه گشود و خواند.

9⃣ حق بلند خواندن
خواندن با صدای بلند برای خود یا دیگران یکی از شیوه‌های طبیعی و دل‌پذیر ارتباط با متن است.

🔟 حق سکوت پس از مطالعه
می‌توان پس از خواندن کتابی، درباره آن حرفی نزد. تفسیر و توضیح ضرورتی ندارد.


موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : یکشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۴ | 21:31 | نویسنده : سیران قادری |

تا جهان بود از سر مردم فراز
کس نبود از راز دانش بی‌نیاز

مردمان بخرد اندر هر زمان
راز دانش را به هر گونه زبان

گرد کردند و گرامی داشتند
تا به سنگ اندر همی بنگاشتند

دانش اندر دل چراغ روشنست
وز همه بد بر تن تو جوشنست

رودکی؟


موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : چهارشنبه هجدهم تیر ۱۴۰۴ | 11:26 | نویسنده : سیران قادری |

یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد بودمی و شب خیز و مولع زهد و پرهیز، شبی در خدمت پدر رحمة الله علیه نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفه ای گرد ما خفته ، پدر را گفتم از اینان یکی سر بر نمی‌دارد که دوگانه ای بگزارد (نماز صبح) چنان خواب غفلت برده اند که گویی نخفته اند که مرده اند گفت: جان پدر تو نیز اگر بخفتی به از آن که در پوستین خلق افتی ...

گلستان_سعدی


موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : چهارشنبه هجدهم تیر ۱۴۰۴ | 6:54 | نویسنده : سیران قادری |

:

۱. سبک مورد علاقه‌‌ات رو پیدا کن.
۲. کم بخوان، همیشه بخوان!
۳. همیشه یه کتاب همراه داشته باش.
۴. برای پیدا کردن کتاب جدید تحقیق کن.
۵. خلاصه‌ی کتاب رو بنویس و قسمت‌هایی که خوشت میاد رو علامت بزن یا یادداشت کن.
۶. لیست خرید کتاب جدید داشته باش.
۷. برای مطالعه برنامه‌ریزی داشته باش و سعی کن زمان و مکان مشخصی برای کتاب خوندن تعیین کنی.
۸. اگر درسی از کتاب هم یاد گرفتی سعی کن تو زندگیت بکار ببری.
۹. از مطالعه لذت ببر و با کتاب همراه شو.
۱۰. درست خواندن رو یاد بگیر!!
۱۱۔آموزش تند خوانی ، به یاری شما در کتاب خواندن می آید و سرعت مطالعه شما را افزایش می دهد۔
۱۲۔مطالعه گروهی بر کیفیت و قدرت یادگیری می افزاید.


موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : سه شنبه هفدهم تیر ۱۴۰۴ | 21:20 | نویسنده : سیران قادری |

راههای مقابله با استرس های زندگی

1⃣هرگز عادت به بازگوکردن مشکلات خود نزد همه نکنید …

بازگو کردن مشکلات ، وزن آنها را زیاد میکند … علاوه بر آن معمولا وقتی سفره دلتان را جلو کسی باز می‌کنید ، اوهم سفره خودش را برایتان باز میکند ... و این یعنی تمام زمانی که میتوانستید با دوست خود شادباشید و کلی خوش بگذرانید صرف یادآوری مشکلات وسختیهایتان شد

2⃣فقط به زمان حال فکر کنید ...

گذشته‌تان و آینده‌تان را خیلی جدی نگیرید …
اصلا پاپیچ خرابکاریها و کوتاهی‌هایی که در گذشته در حق خودتان کرده‌اید ، نشوید .
همه همینطور بوده‌اند و انگشت فرو کردن در زخمهای قدیمی ، هیچ فایده‌ای جز چرکی شدن آنها ندارد .
آینده را هم که رسما باید به هیچ وجه به حساب نیاورید .
ترس از حوادث و رخدادهای احتمالی ، حماقت محض است ..
فکر هر چیزی ، از خود آن چیز معمولا سخت‌تر و دردناک‌تر است …

3⃣به خودتان استراحت بدهید ...

حالامی‌گویم استراحت، یکهو فکرتان نرود به سمت یک ماه عشق و حال وسط سواحل هاوایی …! وسط همه گرفتاریها واسترسها و بدبختی‌هاتون ...!!!
آدم میتواند خیلی شیک به خود ، مرخصی چند ساعته بدهد …
کمی تنهایی، کمی بچگی کردن ، یا هر چیز نامتعارفی که شاید دوست داشته باشید … که کمی از دنیای واقعی دورتان کند و خستگی را بگیرد …
مثل نهنگ‌ها که هر از چندگاهی به بالای آب می‌آیند و نفسی تازه می‌کنند و دوباره به زیر آب برمی‌گردند …

4⃣تن‌‌تان را بجنبانید ...

ورزش قاتل استرس است ...
لزومی هم ندارد که وقتی می‌گوییم ورزش ، خودتان را موظف کنید روزی هزار بار وزنه یک تنی بزنید و بازو دربیاورید …


5⃣واقع‌بین باشید ...

ما ، بیشتر استرسمان بابت چیزهایی است که کنترلی روی آنها نداریم …


منبع اینترنت


موضوعات مرتبط: جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : شنبه چهاردهم تیر ۱۴۰۴ | 21:6 | نویسنده : سیران قادری |



میلان کوندرا در یکی از کتاب‌هایش به پدیده‌ای اشاره می‌کند به عنوان «جذابیت انکار ناپذیر ابتذال»!
او معتقد است که بسیاری از انسان‌ها، تمایل عجیبی به چیزهای سطحی و دم‌دستی دارند؛ مضامین کلیشه‌ای، امور سطحی و نخ‌نما، سریال‌های اشک‌آور، حاشیه‌های زندگی هنرمندان، چیزهایی که با احساسات ما بازی کند و شعورمان را به بازی بگیرد!

«ابتذال» از ریشهٔ بذل کردن است؛ به معنی بذل توجه بر چیزی که در ذات، ارزش آن را ندارد.
بطور مثال شما اگر یک آفتابه را طلا کوبی کنید، کار مبتذلی کرده‌اید.
برای اینکه آفتابه، آفتابه است؛ حتی اگر طلا باشد باز هم آفتابه است.

ابتذال در تمام دنیا هواداران فراوانی دارد. موسیقی‌های نازل ولی پرطرفدار، فیلم‌های کم‌ ارزش هنری ولی پرفروش.
در واقع اکثر محصولات پرفروش از یک الگوی ثابت پیروی می‌کنند و تمایل به ابتذال در مردم را هدف قرار داده و معمولاً به جز مواردی استثنا، از ارزش هنری نیز برخوردار نیستند.

ابتذال همواره دو سر دارد؛ آنها که آن را تولید می‌کنند و آنها که آن‌ را مصرف می‌کنند.
تا زمانی که تقاضا برای ابتذال وجود دارد، عرضهٔ آن در دنیا ادامه خواهد داشت.
شاید برای مقابله با ابتذال تنها راه، پرورده کردن سلیقهٔ جامعه باشد.

در همین راستا نقل حکایتی از مثنوی معنوی چندان خالی از لطف نیست!
مولوی داستان مردی را می‌گوید که هنگام عبور از بازار عطرفروشان، ناگهان بر زمین افتاد و بیهوش شد.
مردم دور او جمع شدند و هر کسی چیزی می‌ گفت، همه برای درمان او تلاش می‌کردند. یکی نبض او را می‌گرفت، دیگری گلاب بر صورت او می‌پاشید و یکی دیگر عود و عنبر می‌سوزاند.
اما این درمان‌ها هیچ سودی نداشت. حال مرد بدتر و بدتر می‌شد و تا ظهر بیهوش افتاده بود و همه درمانده شده بودند.

اما تنها برادرش فهمید که چرا وی در بازار عطاران بیهوش شده است؛ با خود گفت:
من درد او را می‌دانم، برادرم دباغ است و کارش پاک کردن پوست حیوانات از مدفوع و کثافات است!
او به بوی بد عادت کرده و مغزش پر از بوی سرگین و مدفوع است و با استشمام بوی خوب عطرها بیهوش شده است.
سپس کمی سرگین بدبوی سگ برداشت و به بازار آمد. مردم را کنار زد و کنار برادرش نشست و آن مدفوع بد بوی را جلو بینی برادر گرفت؛ چند لحظه بعد مرد دباغ به هوش آمد!

در حقیقت این تمثیل مردمی است که به فرهنگ نازل خو گرفته و از آثار اصیل، هنر والا و فرهنگ فاخر روی برگردان‌اند؛ تا جایی که آنها را خسته‌کننده، سخت‌ فهم و یا غیر سرگرم‌ کننده می‌دانند و از خواندن یک کتاب عالی، تماشای یک فیلم هنری و یا گوش‌دادن به یک موسیقی اصیل، نه تنها هشیار نمی‌شوند بلکه به بیهوشی عمیق رضایت می‌دهند! ...

/محمود وطن‌خواه


موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : سه شنبه دهم تیر ۱۴۰۴ | 15:57 | نویسنده : سیران قادری |

دنیای اقتصاد: در یکی از روزهای تعطیل رسمی در کشور سوئد، کتابخانه عمومی شهر یوتبوری به‌طور سهوی قفل نشد و درِ آن گشوده باقی ماند. روز «همه قدیسان» (All Saints Day) در تقویم رسمی سوئد، تعطیل مذهبی محسوب می‌شود و مطابق روال معمول، کتابخانه‌ها نیز در این روز بسته‌اند. اما یکی از درهای کتابخانه مرکزی یوتبوری شب پیش از این تعطیلی قفل نشد و این سهل‌انگاری اداری، به رویدادی غیرمنتظره و در‌عین‌حال آموزنده تبدیل شد.

رویدادی غیر‌منتظره در کتابخانه سوئد

در طول روز، بیش از ۴۴۰ نفر وارد فضای کتابخانه شدند، بی‌آنکه آگاه باشند که آن روز، کتابخانه به‌طور رسمی تعطیل است. نکته تامل‌برانگیز آنجاست که این حضور، با نهایت نظم، آرامش و احترام به فضا همراه بود: خانواده‌ها در بخش کودک مستقر شدند، افراد به مطالعه روزنامه پرداختند، برخی در جست‌وجوی کتاب از رایانه‌ها استفاده کردند و حتی از طریق سیستم امانت‌دهی خودکار، ۲۴۶ جلد کتاب به امانت گرفته شد. شایان توجه اینکه کلیه این کتاب‌ها در موعد مقرر بازگردانده شد و هیچ‌گونه خسارت یا بی‌نظمی در فضای کتابخانه گزارش نشد.

با آگاه شدن کارکنان از این وضعیت، کتابدار ارشد، خانم آنا کارین اِلف، موضوع را به مدیریت اطلاع داد و در نهایت، در پایان روز، کتابخانه به‌طور رسمی تعطیل شد. این تجربه اما فراتر از یک اشتباه کاری یا رویدادی محلی، واجد ابعادی نمادین در سطح فرهنگ عمومی است.

در فضایی که فاقد نظارت رسمی بود، رفتار شهروندان نشان از درونی‌شدن نوعی اخلاق فرهنگی داشت. کتابخانه، بی‌آنکه در آن لحظه نهادی فعال باشد، همچنان واجد شأنی اجتماعی و هویتی فرهنگی بود که مانع از هرگونه تخطی از رفتار مسوولانه شد. این واقعه را می‌توان مصداق بارزی از اعتماد متقابل میان نهادهای عمومی و شهروندان دانست؛ اعتمادی که در جوامع معاصر، بیش از هر زمان دیگر در معرض تهدید قرار دارد.

https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-32/4186914-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%A6%D8%AF


موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه ، کتابخانه ها و مراکز فرهنگی

تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۴ | 14:21 | نویسنده : سیران قادری |

عصر ایران - پدر خانواده، آرزوی یک ویلا منزوی در دماوند را داشت تا بتواند بازنشستگی خود را در طبیعت و دور از شلوغی شهر بگذراند. و مهمتر از آن، او قصد داشت مجموعه وسیع کتاب‌های خود را که سال‌ها در انبار تهران گرد و غبار می‌خوردند و منتظر خوانده شدن بودند، به این ویلا جدید منتقل کند، جایی که او می‌توانست روزهای خود را در کتاب‌ها غرق کند و گاه به گاه میزبان عزیزان باشد.

قسمتی که نوک بوک نامگذاری شده به نظر می‌رسد بین آسمان و زمین معلق است و در یک شیب رو به طبیعت قرار دارد. اگرچه زمین به سمت شمال-جنوب است، اما ویلا به عمد به گونه‌ای قرار گرفته است که کل مسیر رودخانه را از منبع تا جایی که در جنگل ناپدید می‌شود، دربرگیرد. بخشی از نیمه پایینی کتابخانه در یک فرورفتگی شیب‌دار قرار دارد.

بوک در انگلیسی به معنای کتاب و نوک هم در زبان انگلیسی به گوشه ای دنج و امن از یک فضایی بزرگ تر اشاره دارد.

یک پله فلزی سبک و ارگانیک از بالای شیب به پایین می‌رود و در میانه راه به کنار بوک نوک می‌رسد.

نوک بوک یک ساختار مستطیلی و جامد است.

ویلای نوک بوک

https://www.asriran.com/fa/news/1066784/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%88%DB%8C%D9%84%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B9%DA%A9%D8%B3


موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۴ | 10:2 | نویسنده : سیران قادری |



تلاش
تمرکز
تجربه
تخصص
توکل
= موفقیت

موفقیت، نتیجه تلاش و پیگیری مداوم است و برای رسیدن به آن، عناصر کلیدی‌ای وجود دارند که می‌توان آنها را در قالب "۵ ت" تبیین کرد. این پنج عنصر، با هم‌افزایی یکدیگر، مسیری روشن را به سوی اهداف ترسیم می‌کنند:

۱. تلاش
تلاش سنگ بنای هر موفقیتی است. بدون کوشش و پشتکار، هیچ آرزویی به واقعیت نمی‌پیوندد. تلاش به معنای صرف زمان و انرژی، تحمل سختی‌ها و ناامیدی‌ها، و ادامه دادن مسیر حتی زمانی که دشوار به نظر می‌رسد، است. این همان نیروی محرکه‌ای است که ایده‌ها را به عمل تبدیل می‌کند و موانع را از سر راه برمی‌دارد. موفقیت برای کسانی است که از شکست نمی‌ترسند و با هر بار زمین خوردن، با اراده‌ای قوی‌تر دوباره برمی‌خیزند و به تلاش خود ادامه می‌دهند.

۲. تمرکز
تمرکز به معنای هدایت تمام انرژی و توجه به یک هدف خاص است. در دنیای پرهیاهوی امروز که عوامل حواس‌پرتی بی‌شمارند، توانایی تمرکز بر هدف، یک مزیت رقابتی بزرگ محسوب می‌شود. زمانی که تمرکز وجود دارد، منابع بهینه‌تر استفاده می‌شوند، تصمیم‌گیری‌ها با دقت بیشتری صورت می‌گیرند و اقدامات مؤثرتر خواهند بود. بدون تمرکز، تلاش‌ها پراکنده شده و نتایج دلخواه به دست نمی‌آید.

۳. تجربه
تجربه حاصل یادگیری از گذشته است؛ چه از موفقیت‌ها و چه از شکست‌ها. هر قدمی که برمی‌داریم، هر کاری که انجام می‌دهیم و هر چالشی که با آن روبرو می‌شویم، دانش و بینش جدیدی به ما می‌دهد. تجربه به ما کمک می‌کند تا تصمیمات بهتری بگیریم، ریسک‌ها را مدیریت کنیم و از اشتباهات گذشته درس بگیریم. افراد موفق کسانی هستند که از تجربیات خود به عنوان نردبانی برای صعود استفاده می‌کنند و مدام در حال یادگیری و بهبود خود هستند.

۴. تخصص
تخصص به معنای تسلط بر یک حوزه خاص از دانش یا مهارت است. در دنیای امروز که به سوی تخصصی شدن پیش می‌رود، داشتن مهارت‌های عمیق در یک زمینه خاص، ارزش بسیاری دارد. تخصص به فرد امکان می‌دهد تا راه‌حل‌های نوآورانه ارائه دهد، کیفیت کار خود را بالا ببرد و به مرجع و کارشناس در حوزه خود تبدیل شود. دستیابی به تخصص نیازمند آموزش مداوم، مطالعه و تمرین مستمر است.

۵. توکل
توکل به معنای اعتماد و اتکا به نیرویی بالاتر از خود، به خصوص در مواجهه با ناشناخته‌ها و سختی‌هاست. این عنصر، به فرد آرامش و اطمینان خاطر می‌دهد و باعث می‌شود که در مسیر موفقیت، از ناامیدی و یأس دور بماند. توکل به انسان کمک می‌کند تا با وجود تمام برنامه‌ریزی‌ها و تلاش‌ها، بداند که برخی امور خارج از کنترل او هستند و با پذیرش این حقیقت، انرژی خود را بر آنچه که می‌تواند تغییر دهد، متمرکز کند. توکل، نوعی اعتماد به فرایند و ایمان به نتیجه‌ مطلوب است، حتی اگر مسیر پر از پیچ و خم باشد.

جمع‌بندی
این ۵ "ت" در کنار هم، یک چارچوب جامع برای دستیابی به موفقیت را ارائه می‌دهند. بنده با همین ۵ ت در طول ۲۰ سال گذشته با تمرکز. و تخصص و تجربه در حوزه نمایه‌سازی مجلات بیش از ۴۰۰ مجله ایران را در نمایه‌ها و پایگاه‌های اطلاعاتی خارجی از دواج و ابسکو و اگریس گرفته تا کبی و اسکوپوس نمایه کرده‌ام و با ده‌ها دانشگاه کار کردم. هرکسی باید خود بپرسد که برای رشته چی کار کرده است؟


علیرضا نوروزی


موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : دوشنبه نوزدهم خرداد ۱۴۰۴ | 21:17 | نویسنده : سیران قادری |

https://www.isba.ir/Default/NewsDetails/6980/

در حال حاضر و با ظهور هوش مصنوعی، این گونه به نظر می رسد که علم و معرفت به ارتباط ما با هوش مصنوعی پیوند یافته است. آیا می‌توان گفت که فهم و درک ما نیز قربانی این سرعت بی‌امان شده است؟ آیا توان تفکر انتقادی خود را از دست داده‌ایم؟ یادداشت حاضر در پی نیل به پاسخ چنین پرسش هایی ست.

هوش مصنوعی و مرگ خاموشِ کتابخوانی

علی اصغر درلیک

تصور کنید دنیایی را که «جستجو» جای «تفکر» را بگیرد. هوش مصنوعی با وعده دسترسی بی‌پایان به اطلاعات، ما را به دام راحتی شیطانی انداخته است: چرا باید برای خواندن رمان «جنگ و صلح» هفته‌ها وقت بگذاریم، وقتی ChatGPT در ۱۰ ثانیه خلاصه و تحلیل آن را به ما ارائه می‌دهد؟ چرا در پیچ و خم جملات کافکا گم شویم، وقتی می‌توانیم تمام مفاهیم اندیشه او را با چند کلیک به دست بیاوریم؟ به بیانی می‌توان گفت که علم و معرفت به ارتباط ما با هوش مصنوعی پیوند یافته است. آیا می‌توان گفت که فهم و درک ما نیز قربانی این سرعت بی‌امان شده است؟ آیا توان تفکر انتقادی خود را از دست داده‌ایم؟

نیل پستمن، منتقد و نظریه‌پرداز آمریکایی، به این نکته اذعان داشت که فناوری، ما را به مصرف‌کننده‌های صرف تبدیل کرده است؛ بدون آنکه درک و فهم درستی از آن داشته باشیم. به باور او، دسترسی فوری و بدون تأمل به کتب جای لذت کندوکاو در لایه‌های پنهان متن را فراگرفته است. ما وانمود می‌کنیم که «همه‌چیز را می‌دانیم»، در حالی که تنها سطحی از حقیقت را لمس کرده‌ایم. این وضعیت مستعد آن است که ما را به «ازخودبیگانگی معرفتی» دچار کند. این پدیده، با ایجاد «رضایت ساختگی» فرایندهای شناختی را تضعیف و «تفکر سطحی» را طبیعی‌سازی می‌کند.

اما چرا این اتفاق می‌افتد؟ شری ترکل، جامعه‌شناس و روان‌شناس معاصر، بر این باور است که وقتی هوش مصنوعی جایگزین گفت‌وگوهای انسانی می‌شود، جایگزینیِ گفت‌وگوهای انسانی با الگوریتم‌ها، «سوژه انسانی» را به «مصرف‌کننده داده‌ها» تقلیل می‌دهد. ما برای یافتن همدلی یا الهام، به جای غرق‌شدن در ادبیات، به الگوریتم‌ها پناه می‌بریم. اینجاست که راز هستی متون، در انبوهی از خلاصه‌ها گم می‌شود. در چنین شرایطی، «خوانش انتقادی» - به عنوان سازوکاری برای بازسازی معنای جمعی - جای خود را به «انباشت اطلاعات بدون واسازی» می‌دهد.

خطر واقعی اما در توهم دانایی نهفته است! هوش مصنوعی ادعا می‌کند دانش را دموکراتیک کرده، اما در عمل، ما را به بردگان سطح‌نگری و منفعلی بدل کرده است که به جای اندیشیدن، فقط اطلاعات سطحی را بی‌هیچ تحلیل فعالانه‌ای گردآوری می‌کنند و با توهم دانایی گمان می‌کنند که بی‌نیاز از هرگونه مطالعه عمیق هستند. اغراق نیست اگر بگوییم که نسل آینده، «مطالعه عمیق» را همچون نوشتن کتاب با پر کبوتر به یاد خواهد آورد و آن را عملی منسوخ و غیرمنطقی تلقی خواهد کرد.

کتابخوانی، آخرین سنگر انسان در برابر ماشین‌هاست. هوش مصنوعی شاید به ما بگوید «چه اتفاقی در کتاب رخ می‌دهد»، اما هرگز نمی‌تواند آن لذت کشف شخصی را جایگزین کند؛ لذتی که از ورق زدن صفحات و گم‌شدن در کلمات زاده می‌شود. هزاران داده، روح را میلرزاند؟ در نهایت، این پرسش پیش می‌آید که وقتی «فکر کردن» را به الگوریتم‌ها واگذار کرده‌ایم، آیا چیزی از «انسان بودن» باقی می‌ماند؟


موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه ، هوش مصنوعی

تاريخ : چهارشنبه هفتم خرداد ۱۴۰۴ | 20:1 | نویسنده : سیران قادری |

ضدکتابخانه چیست؟
— کتاب جدید بخرید، حتی اگر کلی کتاب نخوانده دارید

ویدئوی کوتاهی از اومبرتو اکو به جا مانده است که در آن، نویسندۀ مشهور ایتالیایی، پشت به دوربین، در کنار کتابخانۀ عظیم شخصی‌اش راه می‌رود. تمام دیوارهای خانۀ بزرگ او، تا سقف، پر از کتاب است. بعد در طول مصاحبه‌ای دربارۀ کتاب‌هایش می‌گوید: کسانی که کتابخانۀ مرا می‌بینند، دو دسته می‌شوند: یک‌دسته بازدیدکنندگانی هستند که می‌گویند «وای! چقدر کتاب دارید! چندتا از آن‌ها را خوانده‌اید؟» و بقیه، که اقلیت بسیار کوچکی هستند، می‌دانند که این کتاب‌ها نشان‌دهندۀ چیزهایی که من می‌دانم نیست، بلکه بحثی است دربارۀ آینده.

اکو با این دسته‌بندی به یکی از پرچالش‌ترین بحث‌ها میان «آدم‌های کتابی» و بقیه اشاره می‌کند: اینکه آیا فقط باید کتاب‌هایی را بخریم که قصد داریم آن‌ها را بخوانیم؟

نسیم نیکولاس طالب، در کتاب مشهور خود، قوی سیاه، مفهومی را معرفی می‌کند که برای فهم این موقعیت به ما کمک می‌کند: «ضدکتابخانه». طالب می‌گوید ضدکتابخانه مجموعۀ کتاب‌هایی است که خریده‌اید اما نخوانده‌اید. اگر در مسیر یادگیری و دانشوری قدم بردارید، هر چقدر جلوتر می‌روید، ضدکتابخانۀ شما هم بزرگتر خواهد شد. در این نگاه، کتاب‌هایی که خوانده‌اید به مراتب بی‌ارزش‌تر از کتاب‌هایی هستند که هنوز نخوانده‌اید. ضدکتابخانۀ شما بهترین انگیزه‌بخش ادامۀ مسیر یادگیری است.

مفهوم «ضدکتابخانه» به موضوع گسترده‌تری در تحقیقات روان‌شناختی اشاره می‌کند که می‌گوید تصور فرد از میزان نادانسته‌هایش، نشانۀ دقیقی از روحیه و رویکرد علمی اوست. هرچقدر فرد دانش گسترده، انتقادی و موشکافانه‌تری داشته باشد، بهتر می‌داند که «چقدر نمی‌داند».

در عصر مصرف‌گرایی، کتاب خریدن هم می‌تواند مثل خریدن بسیاری چیزهای دیگر که واقعاً نیازی به آن‌ها نداریم، به رفتاری بی‌معنا تبدیل شود. بااین‌حال، مصرف‌گراییِ کتابی فواید خاص خودش را هم دارد. فوایدی که از قضا، از مدت‌ها پیش از دوران تولید انبوه، شناخته‌شده بودند. مفهوم ژاپنی تسوندوکو اشاره به وضعیتی دارد که در آن فرد در نزدیکی خودش، مقدار زیادی کتابِ نخوانده نگه می‌دارد، در حالی که می‌داند به این زودی فرصت و موقعیتی برای خواندن آن‌ها نخواهد داشت. اما صرف حضور آن‌ها باعث فروتنی و اشتیاق فرد به دانستن می‌شود.

این حالتی است که خیلی‌ها هنگام حضور در کتابخانه‌های بزرگ احساس می‌کنند. تحقیقی در این باره می‌گوید: صرف حضور در کنار قفسه‌های تمام‌نشدنی کتاب، شوق خواندن را در دل بسیاری از افراد زنده می‌کند.

علاوه‌برآن، بسیاری از کتاب‌ها، مثل دایره‌المعارف‌ها یا لغت‌نامه‌ها اصلاً به این منظور طراحی نشده‌اند که خواننده از ابتدا یا انتهای آن‌ها را بخواند. آن‌ها راهنماهایی برای تحقیق هستند که به وقت نیاز به آن‌ها مراجعه می‌کنید. کتاب خریدن هم چنین چیزی است. وقتی می‌خواهید کتابی بخرید، شاید بهتر باشد به جای اینکه از خودتان بپرسید: «آیا وقت می‌کنم آن را بخوانم؟» از خودتان بپرسید: «دلت می‌خواهد آن را بخوانی؟»

منتشر شده در وب‌سایت دانشگاه پنسیلوانیا.


موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : دوشنبه پنجم خرداد ۱۴۰۴ | 13:34 | نویسنده : سیران قادری |

نگاه کردن به یک گذشته‌ی وحشتناک از بی‌ثمر هم بی‌ثمرتر است. اعصاب را تحت تأثیر قرار میدهد و انسان را وامی‌دارد تا هرگونه تصورات امکان ناپذیری را به مخیله‌ی خود راه دهد.

خرمگس
اتل_لیلیان_وینیچ


موضوعات مرتبط: جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : پنجشنبه یکم خرداد ۱۴۰۴ | 18:53 | نویسنده : سیران قادری |

کاتبی را تصور کنید که بعد از اختراع ماشین چاپ، مشغول نوشتن متنی بود که تا به حال بارها و بارها آن را نوشته بود. چه احساسی داشت؟ احتمالاً با خودش فکر می‌کرد «مشغول چه کار بیهوده‌ای هستم!» امروزه خیلی از آدم‌ها وقتی مجبور می‌شوند متنی بنویسند که طولانی‌تر از سی کلمه است، همچین حسی پیدا می‌کنند. به خودشان می‌گویند: چه کسی متنی چنین طولانی را خواهد خواند؟ نکتۀ تلخ ماجرا این است که چندان اشتباه فکر نمی‌کنند. انسان‌ها در خواندن متن‌های طولانی به مشکل خورده‌اند.

مجموعه‌ای از ناشران، محققان، کتابداران و نویسندگان سراسر جهان، ماه پیش، با انتشار «مانیفست خواندنِ لیوبلینا» اعلام کردند: خواندنِ دیجیتال در حال تخریب عادتِ «خواندن عمیق» در میان ماست.

دستگاه‌های دیجیتال باعث شده‌اند انسان‌های امروزی، «بیشتر» از هر دورۀ دیگری در تاریخ بشریت بخوانند. اما آن‌ها دیگر مثل قبل نمی‌خوانند. خواندنِ دیجیتال، به شکلی روزافزون، به تجربه‌ای تکه‌تکه، کوتاه‌مدت، سطحی و گذرا تبدیل شده است. بنابراین شاید تعداد کلمات خیلی زیادی در روز بخوانیم، ولی همۀ آن‌ها در قالب متن‌های چند کلمه‌ای یا نهایتاً چند خطی است. حال اگر بخواهیم همان تعداد کلمه را در قالبِ یک متن واحد بخوانیم، با دشواری بسیاری مواجه می‌شویم. زیرا درک متنی طولانی نیازمند مهارت‌های «خواندن عمیق» است.

خواندن عمیق نقشی حیاتی در تمدن بشری داشته است. استیون پینگر، روان‌شناس و نویسندۀ آمریکایی، با رواج خواندنِ متن‌های طولانی در بین عموم مردم از اواخر قرن هفدهم، توانایی «همدردی» کردن با دیگران در میان انسان‌ها افزایش یافت.

مردم با خواندنِ متن‌های مفصل دربارۀ زندگیِ دیگر انسان‌ها، توانستند دنیا را از چشم آن‌ها ببینند و این توانایی تأثیر بسیار مهمی در نگرش آن‌ها دربارۀ موضوعاتی مثل برده‌داری، شکنجه، ساحره‌سوزی، استبداد و دیگر چیزها گذاشت. از نظر استیون پینکر، خواندنِ عمیق باعث «انقلاب نوع‌دوستانه»ای شد که بعدتر به رویدادهای دوران‌سازی مثل انقلاب آمریکا و انقلاب فرانسه منتهی گردید. آنچه خواندنِ متن‌های تکه‌پاره و کوتاه دیجیتال ما را از آن محروم می‌کند، دقیقاً همین توانایی دیدن دنیا از چشم دیگران است.

ماریان وولف، محقق آمریکایی، می‌نویسد: ما در دنیای آنلاین دائماً در حال اسکرول‌کردن، نصفه‌نیمه خواندن یا ذخیره‌کردن متن‌هاییم تا در آینده‌ای نامعلوم آن‌ها را بخوانیم، چون این رسانه برای خواندنِ عمیق طراحی نشده است.

خواندن دیجیتال از دلایل مهم رواج «ساده‌گرایی» در دنیای امروز است. ساده‌گرایی یعنی تمایل به ساده‌کردن هر چیز پیچیده‌. اظهار‌نظرها و موضع‌گیری‌های یک‌خطی، شفاف و سرراست و فرارکردن از درک عمیق و چندوجهی مسائل. سایمون کوپر می‌گوید: استادِ ساده‌گراهای جهان، دونالد ترامپ است؛ کسی که هیچکس حتی توقع «همدلی» کردن را از او ندارد. اما ظهور این نوع سیاست‌مداران زنگ خطری برای جهان است. پینکر می‌گوید: «هر وقت سیاستمداران شروع می‌کنند به ساده حرف زدن، منتظر جنگ باشید».

آنچه خواندید مروری است بر یادداشت سایمون کوپر در فایننشال تایمز با عنوان (Skimming, scanning, scrolling — the age of deep reading is over) که در تاریخ ۱۹ اکتبر ۲۰۲۳ به انتشار رسیده است.


موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : سه شنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۴ | 8:53 | نویسنده : سیران قادری |

گاهی توی خونه و توی کلاسِ درس، این طور به بچه‌ها القا می‌کنیم که قوی بودن یعنی همه چیزو تنهایی حل کردن، درحالی که شجاع‌ترین آدم‌ها اونایی‌ان که وقتی واقعاً احتیاج به کمک دارن بلدن بگن کمکم کن! چقدر مهمه که به بچه‌هامون یاد بدیم، کمک خواستن ضعف نیست، بلکه یه جور جسارته... یه جور تسلیم نشدنه

امروز در چندین کانال این متن پست شدە بود.جملە جالب و قابل تاملی است.


موضوعات مرتبط: جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : شنبه بیستم اردیبهشت ۱۴۰۴ | 18:34 | نویسنده : سیران قادری |

چند بیت از اشعار سعدی
🔹... تفرج‌کنان بیرون رفتیم در فصل ربیع که صولت بَرد آرمیده بود و ایام دولت وَرد رسیده.

پیراهن برگ، بر درختان

چون جامهٔ عید نیک‌بختان

اول اردیبهشت‌ماه جلالی

بلبل گوینده بر منابر قُضبان

بر گل سرخ از نم اوفتاده لَآلی

همچو عرق بر عذار شاهد غضبان

شب را به بوستان با یکی از دوستان اتفاق مبیت افتاد، موضعی خوش و خرّم و درختان درهم. گفتی که خردهٔ مینا بر خاکش ریخته و عِقد ثریا از تارکش آویخته.

روضةٌ ماءُ نهرِها سَلسال

دَوحةٌ سَجعُ طیرِها موزون

آن پر از لاله‌های رنگارنگ

وین پر از میوه‌های گوناگون

باد در سایهٔ درختانش

گسترانیده فرش بوقلمون


موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : دوشنبه یکم اردیبهشت ۱۴۰۴ | 12:31 | نویسنده : سیران قادری |

در دنیای امروز، ردپای کتاب‌دوستی را همه جا می‌توان دید: از کیف پول و کیسه‌ خرید با طرح کتاب گرفته تا لباس‌ها و جواهرات با تم کتاب، یا کادوهایی مثل شمع و شکلات به شکل کتاب. این اشیاء نه تنها نمادهای هویت فرهنگی‌اند، بلکه علاقه عمیق به کتاب‌ها و داستان‌ها را نیز نمایان می‌کنند.

جسیکا پرِسمن (پژوهشگر معروف ادبیات و مطالعات دیجیتال) در کتاب Bookishness به این پدیده پرداخته است. او بررسی می‌کند که چگونه کتاب‌ها در دنیای امروز به اشیائی فرهنگی و هویت‌بخش تبدیل شده‌اند؛ طوری که نوجوانان با قفسه کتاب سلفی می‌گیرند و ثروتمندان در دکور خانه کتاب می‌گذارند. او نشان می‌دهد که کتاب‌ها نه تنها پناهگاهی در برابر فشارهای دیجیتال و زندگی پر استرس شده‌اند، بلکه به نمادی از هویت و خاطره تبدیل شده‌اند.این ارتباط عمیق با انسان‌ها چیزی است که شاید هیچ کتاب الکترونیکی نتواند به آن دست یابد.

انتشارات دانشگاه کلمبیا این کتاب را در اواخر ۲۰۲۰ با تصاویری جذاب منتشر کرده تا به مروجان کتاب کمک کند با درکی عمیق‌تر، در ترویج کتابخوانی مؤثرتر عمل کنند.

کتاب در آمازون


موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : سه شنبه بیست و ششم فروردین ۱۴۰۴ | 9:27 | نویسنده : سیران قادری |

(Decency Quotient - DQ)


➕در دنیای امروز، علاوه بر ضریب هوشی (IQ) و ضریب هوش هیجانی (EQ)، مفهومی جدید به نام ضریب شرافت یا Decency Quotient (DQ) مطرح شده است. این مفهوم به میزان صداقت، انصاف، احترام و مسئولیت‌پذیری فرد در تعاملات اجتماعی و حرفه‌ای اشاره دارد.

➕ دی کیو ( DQ )(Decency Quotient)چیست و چرا اهمیت دارد؟


🔻ضریب شرافت به توانایی فرد در رفتار محترمانه، منصفانه و اخلاقی در جامعه اشاره دارد. این مفهوم توسط راجیو سیریواستاوا (Rajeev Dubey) و برخی از اندیشمندان مدیریت و منابع انسانی مطرح شده است و امروزه در محیط‌های کاری و اجتماعی به عنوان یک معیار کلیدی برای سنجش شخصیت افراد شناخته می‌شود.

🔖مولفه‌های اصلی ضریب شرافت (DQ)

🏷 1. احترام به دیگران
رفتار مودبانه و رعایت حقوق دیگران

🏷 2. صداقت و راستگویی
پرهیز از دروغ و فریبکاری

🏷 3. مسئولیت‌پذیری اجتماعی
توجه به رفاه و منافع عمومی

🏷 4. همدلی و درک احساسات دیگران
توجه به نیازهای عاطفی افراد

🏷 5. عدالت و انصاف
برخورد منصفانه با دیگران در تمامی شرایط

📌نقش DQ در محیط کاری و اجتماعی

🍥 افزایش اعتماد و همکاری:
افرادی که ضریب شرافت بالایی دارند، بیشتر مورد اعتماد همکاران و مدیران قرار می‌گیرند.

🍥 بهبود فرهنگ سازمانی:
شرکت‌هایی که به DQ توجه دارند، محیط کاری سالم‌تری ایجاد می‌کنند.

🍥 کاهش تعارضات:
رفتارهای شرافتمندانه باعث کاهش درگیری‌های اجتماعی و سازمانی می‌شود.

🍥 افزایش حس رضایت و انگیزه:
کارمندان در محیطی که عدالت و احترام رعایت شود، انگیزه بیشتری خواهند داشت.


📌چگونه DQ خود را تقویت کنیم؟

➖ تمرین گوش دادن فعال و احترام به نظرات دیگران
➖ رعایت صداقت و شفافیت در گفتار و رفتار
➖ مهربانی و همدلی با همکاران و اطرافیان
➖ پذیرش اشتباهات و تلاش برای تصحیح رفتارهای نادرست


📌نتیجه‌گیری:

ضریب شرافت (DQ) نقش مهمی در موفقیت فردی، اجتماعی و حرفه‌ای دارد. در دنیای مدرن، تنها داشتن مهارت‌های فنی یا هوش بالا کافی نیست؛ بلکه شخصیت اخلاقی و رفتار شرافتمندانه عامل کلیدی در شکل‌گیری یک جامعه و سازمان سالم است.

🛄


موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : شنبه بیست و سوم فروردین ۱۴۰۴ | 10:54 | نویسنده : سیران قادری |

*چگونه در برابر روان‌آزارها مقاومت کنیم؟ رفتارهایی که آن‌ها را خلع سلاح می‌کند.*

*نشر:* گاهنامه مدیر
■روان‌آزارها (Manipulators) افرادی هستند که به‌طور ماهرانه‌ای از احساسات و ذهنیت دیگران برای رسیدن به اهداف خود سوءاستفاده می‌کنند. آن‌ها معمولاً از هوش هیجانی بالا برخوردارند، اما برخلاف افراد همدل، این مهارت را نه برای درک احساسات دیگران، بلکه برای کنترل و دست‌کاری عاطفی به کار می‌گیرند.

□این افراد در روابط خود از روش‌هایی مانند تحقیر پنهان، ایجاد احساس گناه، القای شک و تردید، بازی‌های ذهنی و وابسته کردن دیگران استفاده می‌کنند. هدف آن‌ها این است که قربانی را به فردی مطیع و وابسته تبدیل کنند که بدون چون‌وچرا به خواسته‌هایشان تن دهد.

●اما چگونه می‌توان در برابر این رفتارها ایستادگی کرد؟ حقیقت این است که برخی رفتارهای ساده و سالم که برای افراد عادی نشانه‌ای از رشد شخصی و اعتمادبه‌نفس هستند، برای روان‌آزارها یک تهدید جدی محسوب می‌شوند. آن‌ها نمی‌خواهند شما قدرت درونی داشته باشید یا به خودتان متکی باشید، زیرا این موضوع کنترل‌شان بر شما را کاهش می‌دهد. در ادامه، با رفتارهایی آشنا می‌شویم که روان‌آزارها را خلع سلاح می‌کند و به شما کمک می‌کند تا از دام دست‌کاری‌های آن‌ها خارج شوید.

*۱. تعیین مرزهای مشخص و پایبند ماندن به آن‌ها*
روان‌آزارها از نبود مرزهای شخصی بیشترین سوءاستفاده را می‌کنند. اگر شما مرزهای روشنی نداشته باشید، آن‌ها به‌تدریج از این خلأ استفاده می‌کنند و به قلمرو احساسات، تصمیمات و حتی هویت شما نفوذ می‌کنند. به همین دلیل، تعیین مرزهای شخصی یکی از بهترین روش‌های مقابله با این افراد است.

○ چرا روان‌آزارها از تعیین مرزهای شخصی متنفرند؟
• آن‌ها دوست دارند که شما همیشه در دسترس باشید و طبق خواسته‌هایشان عمل کنید. وقتی شما مرز تعیین می‌کنید، این کنترل را از آن‌ها می‌گیرید. تعیین مرز باعث می‌شود که شما بر اساس نیازهای خودتان تصمیم بگیرید، نه براساس فشارهای آن‌ها.
• وقتی حد و مرزهای خود را مشخص می‌کنید، آن‌ها نمی‌توانند از احساس گناه یا بازی‌های ذهنی برای تأثیرگذاری روی شما استفاده کنند.

■چگونه مرزهای خود را مشخص کنیم؟
• به‌وضوح بگویید که چه چیزهایی برای شما قابل‌قبول نیست. به‌عنوان مثال: «من نمی‌توانم همیشه در دسترس تو باشم.»
• رفتارهای سمی را شناسایی کنید و اجازه ندهید تکرار شوند. اگر فردی به شما بی‌احترامی می‌کند یا از شما بیش از حد انتظار دارد، آن را نادیده نگیرید.
• مرزهای خود را بدون احساس گناه حفظ کنید. روان‌آزارها سعی می‌کنند شما را متقاعد کنند که تعیین مرز نشانه خودخواهی است، اما این کاملاً غلط است. داشتن مرز یعنی احترام به خود.
• اگر کسی از اینکه شما برای خودتان مرز تعیین کرده‌اید ناراحت شد، این نشانه‌ای است که او از نبود این مرزها نفع می‌برد. پس پایبند بمانید و اجازه ندهید احساس گناه شما را وادار به عقب‌نشینی کند.

*۲. گفت‌وگوی مثبت با خود – صدایی که روان‌آزارها را ناتوان می‌کند.*
روان‌آزارها برای کنترل دیگران، نیاز دارند که قربانیانشان احساس ضعف، عدم اطمینان و بی‌ارزشی داشته باشند. آن‌ها با ایجاد شک و تردید در ذهن شما، تلاش می‌کنند که شما را به فردی وابسته تبدیل کنند که برای تأیید شدن، همیشه به آن‌ها مراجعه کند. یکی از مؤثرترین راه‌های مقابله با این تاکتیک، گفت‌وگوی مثبت با خود (Positive Self-Talk) است. این روش نه‌تنها اعتمادبه‌نفس شما را تقویت می‌کند، بلکه باعث می‌شود در برابر القائات منفی افراد دست‌کاری‌گر مقاوم‌تر شوید.

□چرا روان‌آزارها از گفت‌وگوی مثبت با خود بیزارند؟
• آن‌ها می‌خواهند که شما دائماً به دنبال تأیید آن‌ها باشید، اما وقتی خودتان به خودتان ارزش می‌دهید، دیگر نیازی به تأیید بیرونی ندارید.
• روان‌آزارها روی تردیدها و ناامنی‌های شما حساب باز می‌کنند، اما وقتی خودتان را باور داشته باشید، دیگر نمی‌توانند به‌راحتی شما را تحت تأثیر قرار دهند.
• اعتماد به‌نفس شما قدرت آن‌ها را تضعیف می‌کند، زیرا دیگر نمی‌توانند احساس ناتوانی را به شما القا کنند.

●چگونه گفت‌وگوی مثبت با خود را تقویت کنیم؟
• جملات تأکیدی مثبت را جایگزین افکار منفی کنید. به‌جای اینکه فکر کنید «من به اندازه کافی خوب نیستم»، بگویید «من ارزشمند هستم و توانایی‌های زیادی دارم.»
• به موفقیت‌های کوچک خود توجه کنید. روان‌آزارها می‌خواهند شما فقط روی شکست‌های خود تمرکز کنید، اما شما باید به دستاوردهای کوچک خود افتخار کنید.


موضوعات مرتبط: جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : سه شنبه نوزدهم فروردین ۱۴۰۴ | 8:27 | نویسنده : سیران قادری |
تاريخ : سه شنبه نوزدهم فروردین ۱۴۰۴ | 8:22 | نویسنده : سیران قادری |

🔻 لپ تاپم را با من دفن کنید!


🔻سایمون کوپر ژورنالیست در فایننشال تایمز می نویسد: دستگاه‌های دیجیتال باعث شده‌اند ما یعنی انسان‌های امروزی، «بیشتر» از هر دورۀ دیگری در تاریخ بشریت بخوانیم. اما دیگر مثل قبل نمی‌خوانیم.خواندنِ دیجیتال، به تجربه‌ای تکه‌تکه، سرسری و سطحی تبدیل شده.بنابراین شاید تعداد کلمات خیلی زیادی در روز بخوانیم، ولی همۀ آن‌ها در قالب متن‌های چند کلمه‌ای یا نهایتاً چند خطی است. حال اگر بخواهیم همان تعداد کلمه را در قالبِ یک متن واحد بخوانیم، با دشواری بسیاری مواجه می‌شویم. زیرا درک متنی طولانی نیازمند مهارت‌«خواندن عمیق» است.

🔻این روزها هیچ کس متن های طولانی را نمی خواند. بیش از نیمی از افراد همین متن را تا انتها نمی خوانند.انسان‌ها در خواندن متن‌های طولانی به مشکل خورده‌اند. مجموعه‌ای بیش از دوهزار ناشر، محقق، کتابدار و نویسنده و دانشگاهی سراسر جهان، چندی پیش در مانیفستی اعلام کردند:«خواندنِ دیجیتال» در حال تخریب عادتِ «خواندن عمیق» در میان ماست.

➕خواندن عمیق نقشی حیاتی در تمدن بشری داشته.استیون پینگر، روان‌شناس آمریکایی می گوید از اواخر قرن هفدهم با رواج خواندنِ متن‌های طولانی در بین مردم، توانایی همدردی با دیگران افزایش یافت.مردم با خواندنِ متن‌های طولانی دربارۀ زندگیِ دیگر انسان‌ها، توانستند دنیا را از چشم آن‌ها ببینند و تأثیر بسیار مهمی در تغییر نگرش آن‌ها دربارۀ موضوعاتی مثل برده‌داری،شکنجه و استبداد گذاشت. خواندنِ عمیق باعث رویدادهای دوران‌سازی مثل انقلاب آمریکا و انقلاب فرانسه شد.

➕ماریان وولف، محقق آمریکایی، می‌نویسد: ما در دنیای آنلاین دائماً در حال اسکرول‌کردن، نصفه‌نیمه خواندن یا ذخیره‌کردن متن‌هاییم تا در آینده‌ای نامعلوم آن‌ها را بخوانیم،چون این رسانه ها برای خواندنِ عمیق طراحی نشده اند یکی از دوستانم به شوخی می گفت می خواهم وصیت کنم لپ تاپم را با من دفن کنند چون کلی فایل ذخیره کرده ام که بعدا بخوانم و احتمالا تا زمان مرگ فرصت نمی کنم که بخوانم

➕ تحلیل و تجویز راهبردی:

ما در دام سه گانهSkimming, Scanning, Scrolling(3S) افتاده ایم. ترجمه شان می شود نگاه گذرا، جستجوی سریع،رد کردن یا رد شدن از مطالب برای دیدن مطلب بعدی. خب این چه مشکلی ایجاد می کند؟ چهار مشکل ایجاد می شود:

🔻۱) خواندن عمیق باعث می شود که جهان را از دیدگاه دیگران ببینم(از دیدگاه یک آواره بعد از جنگ یا یک دزد حرفه ای یا یک مستاجر)، ولی خواندن سطحی چنین توانایی در ما ایجاد نمی کند. همین باعث می شود که توان همدلی و همدردی در ما بمیرد.

🔻۲)خواندن عمیق باعث می شود که یک مساله را از زوایای مختلف نگاه کنیم.پیچیدگی و چند بعدی بودن مساله را درک کنیم اما وقتی همه چیزهایی که می خوانیم کوتاه است کلا می رویم سراغ تحلیل های ساده، سرراست، یک خطی و اینگونه است که توانایی تفکر سیستمی و چند بعدی را از دست می دهیم.

🔻۳) توهم دانایی نیز نتیجه بعدی است.چون ما راجع به همه چیز از 3S استفاده می کنیم راجع به همه چیز فکر می کنیم که بلدیم و جالب اینکه اظهار نظر هم می کنیم از رژیم غذایی فستینگ، تا سیاست های ارزی و تا نتایج مذاکرات ترامپ و پوتین.از سیاست تا اقتصاد! از زیست شناسی مولکولی تا فیزیک کیهانی!

🔻۴) در نتیجه کسانی که دیگر نمی‌خوانند(عمیق نمی خوانند)، توان اندیشیدن را هم از دست می‌دهند.شما وقتی توانایی درک و تحلیل عمیق را از دست می دهید به مرور توان اندیشیدن را هم از دست می دهید.

📌این چهار باعث می شود که ما با پدیده ای روبرو باشیم به نام تحصیل‌کردگان بی سواد. بخش بزرگی از جامعه یک دیپلمی، لیسانسی،فوق لیسانسی و یا دکترایی داریم! اما در طول زمان به خاطر عدم خواندن عمیق عملا تبدیل شده ایم به «همه چیزان دان مدعی متوهم» یا همان مدرک داران بی ادراک!


راهکار چیست؟ریاضت مطالعاتی؛
ریاضت، گوشه گیری موقتی برای انجام تمرین‌های سخت و خودخواسته‌ای است که فرد برای تعالی نفس و دستیابی به کمال روحی انجام می‌دهد.این مفهوم در ادیان مختلف،گرایشهای معنوی و سنت‌های عرفانی وجود داشته و شامل خودداری خودخواسته از برخی امور، سکوت، خلوت نشینی و انجام کارهای سخت بوده است.به همین سیاق ریاضت مطالعاتی یعنی اینکه نمی توانیم برای همیشه خود را از دنیای دیجیتال جدا کنیم اما می توان گهگاهی این امور را انجام دهیم:

• ایجاد زمان-مکانی برای مطالعه عمیق: خواندن متون طولانی بدون انقطاع و حواس پرتی
• تفکر انتقادی: تحلیل، بررسی و مقایسه نظریات مختلف.
• نوشتن و خلاصه‌برداری: تبدیل دانش به محتوای ساختاریافته برای درک بهتر.
ما به خواندن محتواهای سطحی، ساده، سرراست و یک خطی معتاد شده ایم باید با ریاضت‌مطالعاتی آن را تعدیل و مهار کنیم.


موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : سه شنبه دوازدهم فروردین ۱۴۰۴ | 7:19 | نویسنده : سیران قادری |

💡خواندن فعال

🔰خواندن هر نوع مطلبی فعالیت است، هر گونه خواندنی نیز تا اندازه‌ای باید فعالانه باشد. مسلماً خواندن غیرفعال غیرممکن است؛ با چشمان بدون حرکت و مغز به خواب رفته نمی‌توان خواند. بنابراین وقتی خواندن فعال را با خواندن غیرفعال مقایسه می‌کنیم، منظور ما این است که در آغاز به این نکته توجه کنیم که خواندن کم و بیش با فعالیت همراه است.

🔰هر چه خواندن با فعالیت بیشتری همراه باشد، نتایج بهتری به همراه دارد. از دو شخصی که در شرایط مساوی می‌خوانند، خواندن آن یک مفیدتر است که با فعالیت و کوشش بیشتری همراه باشد. خواننده‌ای بیشترین سود را می‌برد که از خود بیشتر مایه گذاشته، بخواهد حداکثر استفاده را از مطلب مورد نظر ببرد.

🔰حقیقت این است که خواندن غیرفعال به طور کلی وجود ندارد. بسیاری معتقدند در مقایسه با نوشتن و صحبت کردن که آشکارا فعال هستند، خواندن و گوش کردن انفعالی است. نویسنده و گوینده باید مقداری زحمت بکشند در حالی که خواننده و شنونده احتیاجی به فعالیت ندارند. خواندن و گوش دادن وسیله‌ای است برای دریافت پیام فردی که فعالانه مشغول ارسال آن است.

📘منبع: کتاب چگونه کتاب بخوانیم اثر مارتيمر جي آدلر - چارلز لينكلن ون دورن /انتشارات به نشر


موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها ، کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : پنجشنبه هفتم فروردین ۱۴۰۴ | 12:3 | نویسنده : سیران قادری |

در کتاب هنر شفاف اندیشیدن» اثر رولف دوبلی، جملہ
قابل تاملی هست که میگوید
" اگر مجبور باشی همیشه از خود دفاع کنی شاید بهتر باشد از آن رابطه اجتناب کنی. روابطی که در آنها مدام باید توضیح بدهی و از خودت دفاع کنی، بیشتر از آنکه مفید باشد، آسیب زننده است.


موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : دوشنبه ششم اسفند ۱۴۰۳ | 8:41 | نویسنده : سیران قادری |

امروز فرد تحصیلکرده ی واقعی کسی است که یاد گرفته دائماً در زندگی آموزش ببیند.

پیتر_دراکر


موضوعات مرتبط: جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : دوشنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۳ | 16:41 | نویسنده : سیران قادری |

ریچل_هالیس

زندگی نباید همیشه شما را محصور کند و شکست دهد، نباید به معنای زنده ماندن باشد بلکه باید به معنای زندگی کردن باشد، شرایط و موقعیت ها ممکن است به ناچار از کنترل شما خارج شوند اما لحظاتی که احساس غرق شدن و شکست می کنید باید کوتاه و زودگذر باشند نباید کل وجود و هستی شما را فرابگیرند زندگی باارزشی که به شما بخشیده شده مثل یک کشتی ست که در حال عبور از اقیانوس است و شما باید ناخدای آن باشید!


موضوعات مرتبط: جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : یکشنبه هفتم بهمن ۱۴۰۳ | 20:6 | نویسنده : سیران قادری |

💎خنده چگونه باعث شفای بدن می شود؟

وقتی پزشكان به نورمن كازينز گفتند كه به بيماری " آنكيلو اسپونديليتيس " مبتلاست اضافه كردند كه هيچ كمكی نمی توانند به او بكنند و بايد آماده باشد كه بعد از دوره ای درد جانكاه از دنيا برود.
كازينز اتاقی در يک هتل گرفت و هر فيلم خنده داری را كه می توانست پيدا كند كرايه كرد.
او بارها و بارها نشست و اين فيلم ها را تماشا كرد و از ته دل خنديد. پس از شش ماه خنده درمانی ای كه خودش برای خودش تجويز كرد پزشكان در نهايت تعجب دريافتند كه بیماری او كاملا درمان شده و هيچ اثری از آن نيست...!

اين نتيجه حيرت انگيز باعث شد تا كازينز كتاب آناتومی يك بيماری را بنويسد و منتشر كند. سپس او پژوهش گسترده ای پيرامون كاركرد آندورفين ها آغاز كرد.
آندورفين ها مواد شيميايي ای هستند كه وقتی می خنديم در مغز آزاد می شوند. آن ها همان تركيب شیمیایی مورفين و هروئین را دارند و ضمن اين كه اثر آرام بخشی روی بدن می گذارند، سيستم ایمنی بدن را تقويت می كنند.

اين امر توضيح می دهد كه چرا آدم های شاد به ندرت بيمار می شوند و خیلی جوان به نظر میرسند در حالی كه کسانی كه مدام گله و شكايت می كنند اغلب اوقات بيمار هستند...!

📚 زبان_بدن_نوشته
✍ جو_ناوارو


موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : جمعه پنجم بهمن ۱۴۰۳ | 19:16 | نویسنده : سیران قادری |


می‌توان در زندگی خوشبخت بود، امّا این‌که آدم بتواند خوشبخت بشود یا نه، بیش و پیش از هر چیز دیگر، به توانایی‌اش در جدا کردن خودش از رنج و دلمشغولی به چیزها و مال و منال است. چون خوشبختی نه محصولِ وفور، بل‌که بیش‌تر محصولِ کمبودهاست.


✍ یوان_کلیما [ قرن دیوانه‌ی من ]


موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم دی ۱۴۰۳ | 8:59 | نویسنده : سیران قادری |
مطالب جديد تر مطالب قدیمی تر