درباره وب

"کتابخانه باب دانایی است و دانایی توانایی است برای کسب پیروزی، سعادت و افتخار"
وظيفه کتابخانه مرکزي تهيه و آماده‫ سازي منابع چاپی و الکترونیکی و همچنين سياست‫گذاري ارائه خدمات و نحوه استفاده از این منابع است.

هدف کتابخانه عبارت است از: (( تامين منابع چاپي والکترونيکي لازم و کافي، جهت مطالعه و تحقیق تمامی اعضای کتابخانه همراه با فراهم نمودن محیطی مناسب جهت استفاده و تحقیق و مطالعه، در کوتاه‫ترین زمان و مفیدترین شرایط ممکن)).
در خدمت شما دوستداران علم و دانش هستم.

کتابدار بخش مرجع و مسئول بخش خدمات فنی، بخش پایان نامه ها

Knowledge and Information Science
********************
کتابخانه یک موزه نیست که روی مجموعه هایش را پوشاند، بلکه بر عکس، کتابخانه یک نهاد زنده و پویاست که به سمت مطالعه حرکت میکند. کتابخانه باید عشق به کتاب و سهولت دسترسی به فنآوری­های نوین را به وجود آورد. کتابخانه باید مدیریت و بهره گیری از امکانات خود را روزآمد کند (ژان ژرمن، شهردار شهر تور فرانسه Jean Germain).

کانال تلگرامی sayranghaderilib@
بخوانید بخوانید بخوانید
لینک دوستان
جستجوی وب
موضوعات وب
لینک های مفید





(برگرفته از سایت اندیشه پویا)

کتاب، راه فرار نیست. پنجره است. راهی‌ست به ذهن آدم‌هایی که سده ها و هزاره ها پیش شاید تنشان خاک شد، اما فکرشان را در کاغذ قفل کردند تا ما هنوز گرم بمانیم. مارکوس اورلیوس، وسط چادر لشکرش، وقتی از خیانت‌ها، طاعون، ترس مرگ خسته بود، کتاب می‌خواند. نه برای سرگرمی. برای این‌که بداند پیش از او، آدم‌هایی همین راه را رفته‌اند و دوام آورده‌اند.

ما کتاب می‌خوانیم چون فکرمان کوتاه است، عمرمان کوتاه‌تر. چون هیچ‌کس فرصت ندارد همه‌چیز را خودش تجربه کند. اما می‌تواند از تجربه‌ی آن‌که تجربه کرده، قرض بگیرد. سنکا می‌گفت: «کتاب بخوان، تا اشتباه نکنی. یا لااقل اشتباهات قبلی را دوباره تکرار نکنی.»

کتاب، ما را آرام‌تر نمی‌کند، ما را بیدارتر می‌کند. مثل پتکی که توهم دانستن را خرد می‌کند. مثل پلی که نشان می‌دهد این زندگی، فقط همین اتاق و این خیابان و این کشور نیست. دنیایی‌ست پر از مغزهای زنده، حرف‌های ناگفته، ایده‌هایی که مثل بذرند. اگر بخواهی، می‌روی و می‌کاری‌شان.

کتاب‌خواندن، کم‌ترین کاری‌ست که آدم برای نجات خودش از سطحی‌ماندن می‌کند. چون ذهنی که کتاب نمی‌خواند، اسیر صدای بلندترها می‌شود. برده‌ی چیزی می‌شود که در لحظه داغ است؛ بی آنکه بپرسد چرا.

کتاب، تمرین شک‌کردن است. تمرین ساختن یک اتاق امن در سر، که هر وقت از دنیا خسته شدی، بروی آن‌جا و آدم دیگری برگردی.

همه‌ی حرفِ ثورو، سنکا، مارکوس، لینکلن در یک جمله جمع می‌شود: اگر می‌خواهی ذهنی داشته باشی که دست هیچ‌کس بهش نرسد، باید کتاب بخوانی. چون ذهنی که می‌خواند، هنوز زنده است؛ و ذهن زنده را هیچ‌کس نمی‌تواند اسیر کند!


موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۴ | 14:6 | نویسنده : سیران قادری |