دکتر علیرضا نوروزی
در نظام آموزش عالی، گاه دانشجویان دکتری موفق به تکمیل دورۀ تحصیلی خود نمیشوند. در چنین شرایطی، روایت رایج غالباً بر محور ضعفهای فردی دانشجو، مدیریت فردی و مهارتهای مدیریت شخصی وی استوار است؛ از جمله این باورها که دانشجو «شایستگیهای آموزشی و پژوهشی لازم را نداشته است»، «تلاش و کوشش کافی نکرده است» یا «توانایی مدیریت فشارهای تحصیلی و مدیریت پژوهشی را نداشته است».
با این حال، تحلیل عمیقتر نشان میدهد که شکست تحصیلی در مقطع دکتری تنها به عوامل فردی دانشجو محدود نمیشود، بلکه اغلب ریشه در ساختارها و شرایط نظام آموزشی دارد. عواملی چون انتظارات و توقعات مبهم و گاه نابجا، عدم حمایت مالی دولت از دانشجویان دکتری در قالب بورس تحصیلی، عدم نظارت پیوسته و مداوم استاد راهنما، بازار کار ناامیدکننده کشور، و محیط اجتماعی-فرهنگی کشور که اعتمادبهنفس و خوشبینی به آینده در دانشجو را تضعیف میکند، همگی میتوانند در بروز ناکامی مؤثر باشند.
بر این اساس، مسئولیت استادان راهنما در قبال دانشجویان دکتری فراتر از نظارت صرف بر روند پژوهش است. استادان راهنمای متعهد و اثرگذار (Making A Difference Supervisors) موظفند مسئولیت حرفهای خود را در فرایند تربیت پژوهشگر به طور جدی بر عهده بگیرند. این مسئولیتها میتواند در محورهای زیر خلاصه شود: - تدوین برنامۀ زمانی واقعبینانه و پایش مستمر پیشرفت تحصیلی بر اساس آن؛ - حفظ و تقویت ارتباطات منظم و سازنده با دانشجو، حتی در شرایط خاص و محدودیت زمانی؛ - تسهیل دسترسی دانشجو به منابع علمی، آموزشهای تخصصی و شبکههای علمی و حرفهای (ممکن است مستلزم استفادۀ استاد از اعتبار و برند شخصی خود برای حمایت از دانشجو نیز باشد)؛ - توجه همزمان به پیشرفت علمی و رفاه روانی-اجتماعی دانشجو؛ - ارائه بازخورد تخصصی، سازنده و بهموقع به منظور بهبود عملکرد و ارتقای توانمندیهای فردی. نظارت علمی در مقطع دکتری صرفاً به معنای «رهاسازی دانشجو در مسیر موفقیت یا شکست» نیست، بلکه فرایندی فعال برای ایجاد شرایط یادگیری و توانمندسازی پیش از ورود مستقل دانشجو به عرصۀ پژوهش است. در نتیجه، هنگامی که دانشجو با چالشها یا ناکامی روبهرو میشود، نخستین پرسش استاد راهنما باید این باشد که: «چه اقداماتی میتوانستم متفاوتتر و مؤثرتر انجام بدهم؟»
از این منظر، نظارت متعهدانه نه تنها به معنای همراهی در موفقیت دانشجو است، بلکه مستلزم پذیرش مسئولیت در صورت بروز مشکلات یا عدم تحقق اهداف نیز خواهد بود. بدین ترتیب، نقش استاد راهنما در آموزش عالی تنها در مقام یک ناظر منفعل تعریف نمیشود، بلکه بهمثابه عامل اصلی توانمندسازی فردی و ایجاد تغییر در دانشجو و در نهایت، جامعۀ علمی مطرح است.
استادان راهنمای دکتری هم مسئولیت حرفهای و هم فرصت ارزشمندی دارند تا دانشجویان خود را توانمند سازند و آنان را برای ایفای نقش فعال در پیشرفت علمی و اجتماعی آماده کنند. اگر نظام آموزشی را به صورت یک مثلث متساویالاضلاع در نظر بگیریم، یک ضلع آن استاد، ضلع دوم دانشگاه (قوانین آموزشی کشور) و ضلع سوم (ضلع قاعده مثلث)، دانشجو است. طبیعتاً جدیت و سختکوشی ضلع قاعده برای موفقیت بسیار حائز اهمیت است.
موضوعات مرتبط: پایان نامه دانشجویان ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
.: Weblog Themes By Pichak :.
