افزایش چاقی و کلسترول بالا و همچنین کمتحرکی، میتوانند در بالا رفتن احتمال سکته مغزی نقش داشته باشند
کارشناسان چه توصیهای دارند؟
بیشتر مردم تا وقتی سنشان بالاتر نرود، نگران سلامتی قلب و عروق خود نمیشوند، اما بر اساس پژوهشی تازه، میزان سکته مغزی، که یکی از انواع بیماریهای عروقی است، در جوانان پیوسته افزایش یافته و طی سه دهه گذشته، تقریبا دو برابر شده است.
پژوهشگران دریافتهاند میزان سکته مغزی در جوانان از ۳۳.۹ مورد در هر ۱۰۰ هزار نفر در سالهای ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۴ به ۶۲.۲ مورد در هر ۱۰۰ هزار نفر در سال ۲۰۲۰ رسیده است. این پژوهش همچنین از افزایشی اندک در شمار افرادی که پس از سکته زنده میمانند، خبر داد؛ یافتهای که نشان میدهد شاید شمار بیشتری از جوانان با پیامدهای بلندمدت سکته مغزی زندگی میکنند.
دکتر دیوید رابینسون، نویسنده ارشد این پژوهش که در نشریه پزشکی نورولوژی (Neurology) منتشر شد، میگوید: «سکته مغزی در هر سنی بیماری بسیار ویرانگری است، اما وقتی برای افراد جوانتر رخ میدهد، بسیار ویرانگرتر است.»
رابینسون که استادیار عصبشناسی بالینی و پزشکی توانبخشی در دانشکده پزشکی دانشگاه سینسیناتی است، میافزاید: «ناتوانی ناشی از سکته مغزی میتواند انجام دادن کارهای ضروری زندگی مانند اشتغال یا رسیدگی به فرزندان خردسال را بسیار دشوارتر کند. بنابراین اینکه بدانیم سکته مغزی فقط برای سالمندان اتفاق نمیافتد و ممکن است افراد جوانتر را هم درگیر کند و اینکه برای تلاش در جهت پیشگیری از آن راههایی وجود دارد، از مهمترین نکاتی است که باید از این پژوهش به خاطر بسپاریم.»
بر اساس پژوهش، عامل اصلی افزایش، سکتههای مغزی ایسکمیک بودند؛ شایعترین نوع سکته مغزی که بر اثر مسدود شدن جریان خون به بخشی از مغز به دلیل گرفتگی عروق رخ میدهد.
پژوهشگران همچنین مشاهده کردند که طی این دوره ۲۷ ساله، فراوانی برخی عوامل خطر در میان افراد دچار سکته افزایش یافت. به طوری که پرفشاری خون از ۴۷ به ۶۰ درصد، دیابت از ۱۹ به ۲۶ درصد، فیبریلاسیون دهلیزی (نوعی اختلال ریتم قلب) از ۱ به ۶ درصد و مصرف مواد از ۵ به ۴۰ درصد رسید. افزایش مورد آخر عمدتا به مصرف بیشتر ماریجوآنا نسبت داده شد.
با این حال، چون دادههای قابلمقایسهای از افراد بدون سابقه سکته مغزی در دست نبود، نویسندگان پژوهش نمیتوانند تعیین کنند که آیا این تغییرات در عوامل خطر، علت افزایش میزان سکته بودند یا نه. افزون بر این، روندهای یادشده در میان افراد مسنتر نیز دیده شدند، اما میزان سکته مغزی در آن گروه افزایش نیافت.
دکتر رابینسون دراینباره گفت: «ممکن است این عوامل بخشی از ماجرا باشند، اما فکر نمیکنم تمام قضیه را توضیح دهند» و افزود که افزایش مشکلاتی مانند چاقی و کلسترول بالا و نیز سبک زندگی کمتحرک هم ممکن است در احتمال سکته مغزی نقش داشته باشند. «برای اینکه بدانیم چگونه میتوانیم مداخله کنیم و این روند را کاهش دهیم، به نظرم باید از چیزی شروع کنیم که بهتر میشناسیم: کاهش عوامل خطر بیماریهای قلبیعروقی.»
او به هشت اصل ضروری انجمن قلب آمریکا برای سلامتی شامل تغذیه سالم، ورزش، پرهیز از دخانیات، خواب باکیفیت و کنترل وزن، کلسترول، فشار خون و قند خون اشاره کرد و افزود مهم است که جوانان هم این شاخصها را بهطور منظم بررسی کنند، چون اگر عوامل خطر را زود تشخیص دهیم، احتمالا بهترین فرصت را برای مداخله و کاهش پیامدهای نامطلوب خواهیم داشت.
دکتر کریستوفر اندرسون، دانشیار عصبشناسی در دانشکده پزشکی هاروارد، که در این پژوهش شرکت نداشت، میگوید: «نکته مهم این است که افزایش چشمگیر میزان سکته مغزی در جمعیتی مشاهده شد که از نظر پیشینه نژادی، وضعیت اجتماعیــاقتصادی و سطح تحصیلات، تا حد زیادی نماینده جمعیت کلی آمریکا هستند. بنابراین احتمال بیشتری دارد که نتایج به سراسر کشور تعمیمپذیر باشند.»
دکتر میشل لپرت، متخصص عصبشناسی عروقی در مرکز پزشکی تافتس، نیز گفت از یافتهها شگفتزده نشد. او که در این پژوهش مشارکت نداشت، بر اهمیت مطالعاتی از این دست برای گردآوری داده درباره این گروه سنی تاکید کرد و افزود: «تعداد خام موارد هنوز خیلی زیاد نیست. اما باید وقت و هزینه صرف درک این مسئله کنیم، چون مسئلهای نیست که خودبهخود از میان برود. وضع آن هم رو به بهبود نیست.»
او افزود سکته مغزی در جوانان همچنان رویدادی نسبتا نادر است و نیازی نیست جوانان وحشت کنند. مراجعه به پزشک برای معاینه سالانه اهمیت دارد تا افرادی که ممکن است در معرض خطر باشند شناسایی شوند. پزشکان نیز باید از افزایش سکته مغزی در افراد جوانتر آگاه باشند تا بتوانند عوامل خطر عروقی را در مراحل اولیه تشخیص دهند و درمان کنند.
https://edition.cnn.com/2026/09/23/health/stroke-young-adult-risk-study-wellness
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
همه اندامهای بدن با سرعت یکسانی پیر نمیشوند
افت عملکرد آنها ممکن است پیش از بروز علائم آغاز شود.
تغذیه نامناسب، کمتحرکی، استرس و خواب ناکافی میتوانند این روند را تسریع کنند. در مقابل، اصلاح عادتهای روزمره میتواند به کند کردن این روند و حفظ سلامتی مغز، قلبوعروق، کبد و دستگاه ایمنی کمک کند.
آیا گاهی احساس میکنید زودتر از موعد پیر شدهاید، مثلا با مهمغزی دستوپنجه نرم میکنید، بیشتر از گذشته دچار تنگی نفس میشوید یا سرماخوردگی شما چند هفته طول میکشد تا بهبود یابد؟
دکتر جاش اَکس و دکتر ویل کول، فعالان حوزه پزشکی عملکردی و نویسندگان مشترک کتاب «سلولهایتان را التیام دهید»، معتقدند این تغییرات را نباید صرفا پیامد اجتنابناپذیر افزایش سن دانست و نادیده گرفت.
به گفته آنها، این تغییرات ممکن است نشانههایی باشند از اینکه سلولهای بدن دیگر بهدرستی کار نمیکنند. با افزایش سن، سلولهای ما در تولید انرژی، ترمیم آسیبها و پاکسازی بقایای سلولی کارآیی کمتری پیدا میکنند و عملکرد میتوکندریها، همان «نیروگاههای» کوچک سلول، ممکن است افت کند.
در همین حال، استرس اکسیداتیوــ که دکتر اکس آن را «زنگزدگی سلولها» مینامدــ افزایش مییابد و سلولهای آسیبدیده و پیرــ که اصطلاحا به آنها «زامبی» هم میگویندــ در بدن انباشته میشوند.
اگرچه بخشی از افت عملکرد سلولی اجتنابناپذیر است، دکتر اکس و دکتر کول میگویند عادتهای سبک زندگی، از جمله تغذیه نامناسب، کمتحرکی و خواب ناکافی میتوانند این روند را تسریع کنند. در این میان نکته مهم این است که اندامهای بدن ما با سرعت یکسانی پیر نمیشوند.
پژوهشی در دانشگاه استنفورد نشان داد حدود یک نفر از هر پنج فرد بالای ۵۰ سال، دستکم یک اندام دارد که بهطور چشمگیری سریعتر از حد انتظار پیر میشود، اغلب هم بدون نشانه ظاهری. این پیری شتابگرفته با افزایش خطر بیماری در همان اندام و مرگ زودرس ارتباط داشت.دکتر اکس میگوید: «سلامت شما به سلامت ضعیفترین اندامتان وابسته است.
سامانههای سلولی و اندامهای بدن به هم مرتبطاند. بنابراین، اگر یک اندام دچار مشکل شود، هماهنگی کل بدن ممکن است به هم بخورد. اما خبر خوب این است که میتوان این افت را کند کرد.در ادامه توضیح داده میشود چگونه تشخیص دهید کدامیک از اندامهایتان ممکن است تحت فشار باشند و برای آن چه میتوان کرد.
مغز
اگر اغلب احساس گیجی ذهنی و اضطراب دارید یا تمرکز کردن برایتان دشوار است، ممکن است نشانهای باشد که مغزتان زودتر از موعد پیر میشود.
مغز پرمصرفترین اندام بدن است و ۲۰ درصد انرژی ما را مصرف میکند. سلولهای عصبی آن برای تبدیل گلوکز و چربی به انرژی، به شمار بسیار زیادی میتوکندری متکیاند. وقتی میتوکندریها ضعیف میشوند، عملکرد مغز کُند میشود.
به همین ترتیب، وقتی التهاب در عملکرد پیامرسانهای عصبی اختلال ایجاد میکند، خلقوخوی شما ممکن است آسیب ببیند و وقتی خونرسانی دچار اختلال میشود، حافظه و تمرکز ممکن است کاهش یابد.
در پژوهش دانشگاه استنفورد، احتمال افت شناختی طی پنج سال در افرادی که مغزشان سریعتر پیر میشدــ بر اساس براورد حاصل از پروتئینهای خونــ تقریبا دو برابر افرادی بود که مغزشان جوانتر به نظر میرسید.
چه میتوان کرد؟اکس و کول میگویند معکوس کردن روند پیری مغز با تقویت سلامت سوختوساز و دستگاه قلبوعروق آغاز میشود. مغز به تامین مداوم اکسیژن و مواد مغذی از طریق رگهای خونی سالم نیاز دارد.
فشار خون بالا میتواند به این رگها آسیب برساند و بالا بودن مداوم قند خون نیز میتواند نحوه استفاده سلولهای مغز از انرژی را مختل کند و خطر افت شناختی را افزایش دهد. با تنظیم وعدههای غذایی بر پایه خوراکیهای سرشار از پروتئین و فیبر، مانند گوشت کمچرب، غلات کامل و لوبیا، قند خونتان را در سطحی پایدار نگه دارید.
میوهها و سبزیهای رنگارنگ و سرشار از آنتیاکسیدان را به مقدار فراوان مصرف کنید و هفتهای دو وعده ماهی چرب، مانند سالمون بخورید. این ماهیها اسیدهای چرب امگا ۳، از جمله دوکوزاهگزانوئیک اسید یا دیاچای (DHA) را تامین میکنند که یکی از اجزای مهم ساختاری مغز است.ورزش منظم نیز به همان اندازه اهمیت دارد.
ورزش خونرسانی به مغز را افزایش میدهد و میزان «عامل نوروتروفیک مشتق از مغز» یا بیدیاناف (BDNF) را که به شکلگیری ارتباط میان سلولهای مغز کمک میکند، بالا میبرد؛ تمرین قدرتی بهویژه مفید است، زیرا حفظ توده عضلانی بدون چربی، حساسیت به انسولین و سلامت کلی سوختوساز را بهبود میبخشد.
میتوانید پیادهروی تند را با تمرینهایی که از وزن بدن استفاده میکنند، مانند اسکوآت و شنا، ترکیب کنید.در نهایت، به میزان استرس خود توجه کنید و برای کمک به ترمیم مغز، شبها ۷ تا ۹ ساعت بخوابید. همچنین توصیه میشود روزانه ۲۰ دقیقه برای یادگیری یک مهارت تازه وقت بگذارید تا شکلگیری ارتباطهای عصبی ادامه پیدا کند.
قلبی که ممکن است بیصدا پیر شود
قلب و رگهای خونی بیوقفه کار میکنند تا اکسیژن و مواد مغذی را به سراسر بدن برسانند، اما با سفت شدن سرخرگها، افزایش التهاب، افت عملکرد میتوکندریها و آثار زیانبار استرس، سن قلب شما ممکن است افزایش یابد.
مشکلات قلبی میتوانند بیسروصدا شکل بگیرند و اگرچه برخی افراد ممکن است خستگی، تنگی نفس یا کاهش توان تحمل فعالیت بدنی را تجربه کنند، بسیاری دیگر هیچ علامت هشداردهندهای از پیری دستگاه قلبوعروق ندارند، اما این احساس سلامتی لزوما به این معنا نیست که قلب و سرخرگها سالماند.
به همین دلیل، بررسیهای پزشکی در میانسالی اهمیت حیاتی دارند و دستکم باید از فشار خون و نتایج آزمایش چربی و قند خون خود مطلع باشید. چه میتوان کرد؟سن قلب ثابت و تغییرناپذیر نیست. یافتههای علمی نشان میدهند که با دریافت مواد مغذی مناسب و داشتن عادتهای درست در سبک زندگی، میتوان دستگاه قلبوعروق را جوانتر کرد و زندگی طولانیتر و سالمتری داشت.
برای این کار میتوان از انتخاب رژیم غذایی مدیترانهای شروع کرد که سرشار از سبزیها، میوه، غلات کامل، ماهیهای چرب، مغزها و روغن زیتون است. امگا ۳ به کاهش التهاب و بهبود ریتم قلب کمک میکند. روغن زیتون و مغزها پلیفنولها و چربیهای سالمی فراهم میکنند که با التهاب مقابله میکنند؛ سبزیهای برگدار نیز حاوی نیتراتهاییاند که به حفظ فشار خون سالم کمک میکنند.
فعالیت هوازی منظم مانند پیادهروی تند، را با دو جلسه تمرین قدرتی در هفته ترکیب کنید. عضلات بدون چربی مانند یک «اسفنج جذبکننده گلوکز» عمل میکنند و سلامت سوختوساز را بهبود میبخشند. استفاده از سونا را برای بهبود گردش خون، کاهش فشار خون و کاهش استرس هم توصیه میشود.
کبد
کبد کارخانه پردازش مواد شیمیایی بدن است. مواد مغذی، داروها و الکل را متابولیزه میکند، قند خون، چربیها و هورمونها را تنظیم و به حذف مواد سمی از جریان خون کمک میکند.
فقط هم الکل نیست که میتواند به کبد آسیب برساند. اضافهوزن و مقاومت به انسولین نیز میتوانند به آن صدمه بزنند. رژیم غذایی سرشار از خوراکیهای فوقفراوریشده، همراه با مواد سمی محیطی و داروها، فشار بیشتری بر آن وارد میکند.
نشانههای سلامت نبودن کبد ممکن است به صورت احساس رخوت، یبوست، اختلال در سوختوساز و به هم خوردن تعادل هورمونی،مانند افزایش بیشازحد استروژن، باشند، اما اغلب کبد میتواند مدتها پیش از بروز علائم تحت فشار باشد و آزمایشهای معمول همیشه تصویر کاملی ارائه نمیدهند.
چه میتوان کرد؟اولین کار کاهش مصرف قند افزوده و خوراکیهای فوقفراوریشده است. این کار به بهبود حساسیت به انسولین و جلوگیری از تجمع چربی در کبد کمک میکند.
مصرف فراوان سبزیهای سبز و خانواده کلم هم توصیه میشود. اسفناج، بروکلی و مارچوبه و همچنین میوههایی مانند سیب و کیوی را به مقدار فراوان مصرف کنید.این خوراکیها فیبر و ترکیبات گیاهی فراهم میکنند که به سلامت سوختوساز و فرایندهای سمزدایی کبد کمک میکنند.تحرک منظم نیز مهم است، زیرا به کاهش چربی کبد و بهبود کنترل قند خون کمک میکند.
برای این منظور هفتهای دو تا سه بار فعالیتهایی انجام دهید که سراسر بدن را درگیر میکنند، مانند تمرین قدرتی یا ورزشهای راکتی. روزانه ۲۰ تا ۳۰ دقیقه هم در طبیعت پیادهروی کنید تا اکسیژنرسانی به بافتها و جریان لنف افزایش یابد و فرایند سمزدایی تقویت شود.آب فراوان بنوشید، مصرف الکل را محدود کنید و با خرید محصولات ارگانیک، تماس خود با آفتکشها را به حداقل برسانید.
دستگاه ایمنی
دستگاه ایمنی شبکه دفاع و ترمیم بدن است. تهدیدها را خنثی میکند و آسیبهای بافتی را ترمیم میکند.
با افزایش سن، عملکرد دستگاه ایمنی ممکن است افت کند و این دستگاه دیگر نتواند عفونتها و بقایای سلولی را بهطور موثر پاکسازی کند و بدن را در وضعیت مداوم التهاب خفیف باقی بگذارد؛ حالتی که «التهاب مرتبط با پیری» نامیده میشود و بیسروصدا به سلولها آسیب میرساند.
عوامل مرتبط با سبک زندگی مانند تغذیه نامناسب و استرس، میتوانند پیری دستگاه ایمنی را تسریع کنند. سلامتی روده نیز نقش دارد. حدود ۷۰ درصد سلولهای ایمنی در روده مستقرند؛ جایی که تریلیونها میکروب به آنها آموزش میدهند میان عوامل بیماریزای خطرناک و مواد بیضرر تمایز بگذارند.
کاهش تنوع میکروبی این پیامرسانی میان روده و دستگاه ایمنی را مختل و دفاع بدن را تضعیف میکند. نشانههای هشداردهنده احتمالی میتوانند ابتلای مکرر به بیماریها یا طولانیتر شدن دوره بهبود باشند. ممکن است دائم احساس ضعف، خستگی یا گیجی ذهنی داشته باشید.
در سوی جدیتر اختلال عملکرد دستگاه ایمنی، بیماریهایی مانند بیماریهای خودایمنی و سرطان قرار دارند. چه میتوان کرد؟لازم نیست دستگاه ایمنی با افزایش سن ضعیف شود. با تقویت میکروبیوم روده، مقابله با التهاب و تغذیه مناسب بدن، میتوان سن دستگاه ایمنی را کاهش داد.
بیشتر ما میدانیم که خوراکیهای فوقفراوریشده، کربوهیدراتهای تصفیهشده و قند افزوده باعث نمیشوند بهترین حال را داشته باشیم. به جای اینها بر مصرف بر خوراکیهای کامل و سرشار از مواد مغذی و غذاهای تخمیری، مانند ماست حاوی باکتریهای زنده و کفیر، تمرکز کنید. ویتامین دی نیز اهمیت دارد.
این ویتامین بیش از ۲۰۰ ژن مرتبط با دستگاه ایمنی را تنظیم میکند و پایین بودن سطح آن با افزایش خطر ابتلا به بیماریها ارتباط دارد. ورزش منظم با شدت متوسط، به فعالیت دستگاه ایمنی در شناسایی تهدیدها کمک میکند و التهاب را کاهش میدهد.
پیادهروی تند یا جهیدن روی ترامپولین کوچک گزینههای ایدهآلاند. ۷ تا ۹ ساعت خواب را در اولویت قرار دهید و برای فعالیتهایی که دستگاه عصبی را آرام میکنند مانند تمرینهای تنفسی، مراقبه یا پیادهروی در طبیعت، وقت بگذارید.
خارج کردن بدن از حالت مداوم «جنگ یا گریز» و فراهم کردن فرصت کافی برای استراحت و بازیابی میتواند به عملکرد بهتر سیستم ایمنی کمک کند.
https://health.yahoo.com/wellness/healthy-aging/articles/organs-ageing-too-fast-quiz-090000984.html
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
پژوهش جدید : از پیلاتس تا تایچی، حتی ورزش سبک هم میتواند به اندازه مسکنهای رایج درد را کاهش دهد
اگر زیاد دچار میگرن، دردهای قاعدگی یا درد مزمن میشوید، ورزش میتواند تا حدی شبیه مسکنهای رایج به کاهش علایم کمک کند.
درد دارید؟ در برخی موارد ورزش به اندازه مسکنها اثر دارد. دانشگاه آدلاید در یک مطالعه تازه ، پس از تحلیل ۱۵۷ مرور نظاممند شامل ۲۷۳۶ کارآزمایی تصادفی کنترلشده و بیش از ۲۲۰ هزار شرکتکننده نشان داده است که ورزش میتواند در طیف گستردهای از بیماریها درد حاد و مزمن را به طور قابل توجهی کاهش دهد.
کارول ماهر، پژوهشگر ارشد دانشگاه آدلاید، گفت: «در زمانی که به دنبال راههای ایمن و موثر برای مدیریت درد فراتر از دارو هستیم، این یافتهها شواهد محکمی فراهم میکند تا ورزش به بخش معمولتری از مراقبتهای مرتبط با درد تبدیل شود.»
پژوهشگران بررسی کردند که نوع، شدت و مدت ورزش چگونه بر کاهش درد اثر میگذارد. در مجموع، ورزش حدود ۱٫۱ واحد از شدت درد را در مقیاس صفر تا ۱۰ کم کرد؛ کاهشی که تقریبا ۶۰ درصد بیشتر از میانگین تسکین گزارششده برای داروهای معمول در کارآزماییهای جداگانه درد مزمن بود.
ورزش با شدت پایین کاهش درد بیشتری نسبت به فعالیت متوسط تا شدید ایجاد کرد و برنامههای کوتاهمدت حدود ۱۲ هفتهای اثر بزرگتری از دورههای طولانیتر داشتند.
بن سینگ، پژوهشگر اصلی، گفت: «نکته مهم این است که دریافتیم همیشه ورزش بیشتر لزوما بهتر نیست. در واقع برنامههای کوتاهتر و با شدت پایینتر کاهش درد بیشتری نشان دادند و این نشان میدهد برای بهرهمندی از فواید معنیدار، لازم نیست افراد شدیدتر یا طولانیتر ورزش کنند.»
به نوشته پژوهشگران، برنامههایی با کمتر از ۱۲۰ دقیقه ورزش در هفته موثرتر از برنامههای طولانیتری بود که برای افراد مبتلا به درد مزمن دستنیافتنی به نظر میرسد.
سینگ گفت: «وقتی ورزش میکنیم، بدن ترکیبهایی از جمله اندورفین و سروتونین آزاد میکند که میتواند شدت احساس درد را کم کند و آستانه تحمل درد را بالا ببرد» و افزود که ورزش به فروکش کردن التهاب و تغییر نحوه واکنش مغز به درد کمک میکند و در عین حال حال و هوای فرد را بهتر میکند.
با وجود این یافتهها، در این مطالعه تاکید شده است که از ورزش هنوز به اندازه کافی به عنوان درمان درد استفاده نمیشود؛ ورزش هنوز به روال معمول تبدیل نشده و به ندرت با همان دقتی که دارو تجویز میشود، تجویز میگردد.
سینگ افزود: «در عوض، به کسانی که درد دارند معمولا فقط گفته میشود فعال بمانند، بدون آن که برنامه ورزشی مشخص و مبتنی بر شواهدی در اختیارشان گذاشته شود که نوع تمرین، شدت آن و مدت انجام را مشخص کند.»
به گفته نویسندگان، ارائهدهندگان خدمات درمانی به راهنمایی قاطع نیاز دارند؛ نه فقط این که بدانند آیا ورزش کمک میکند، بلکه این که کدام تمرینها برای کدام بیماران موثر است و چگونه باید آنها را به شکل موثر تجویز کرد.
با این حال، آنها هشدار میدهند که نباید ورزش را راهحل جهانی دانست یا انتظار داشت درد را کاملا از بین ببرد، زیرا اثر آن به عواملی فردی مانند علت اصلی درد، سطح آمادگی جسمانی و میزان پایبندی فرد به برنامه بستگی دارد.
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
یک متخصص یادگیری سه باور نادرست دربارۀ شیوۀ مطالعه را توضیح میدهد
شان کانگ، کانورسیشن
یکی از مهمترین دغدغههای دانشآموزان امتحانات است و هر کسی شیوۀ خودش را برای خواندن دارد. اما آیا شیوۀ شما بهترین نتایج ممکن را در بر خواهد داشت؟
پژوهشهای من نشان میدهد برترین رویکرد «یادگیری فعال» است، سازوکاری که اطلاعات جدید را به آموختههای پیشین پیوند میزند و بازیابی آنها را در حافظه تسهیل میکند. در ادامه سه باور نادرست را دربارۀ مطالعه و یادگیری معرفی میکنم و روشهای جایگزین آنها را بر اساس یادگیری فعال توضیح خواهم داد. البته این راهکارها فقط برای امتحانات نیست؛ در هر سنی میتوانید برای یادگیری اطلاعات جدید از آنها بهره ببرید.
باور نادرست اول:
خواندنِ چندبارۀ یادداشتها به تثبیت اطلاعات کمک میکند؛ بر اساس مطالعهای که در سال ۲۰۱۸ انجام شد، استراتژی اصلی ۷۸ درصد از دانشآموزان این است که یادداشتهایشان را مکرر بخوانند و زیر جملات مهم خط بکشند. اما این روش کاملاً «منفعلانه» است و عملاً به شما کمک نمیکند مطلب را عمیقاً درک کنید. راهکار چیست؟ اگر میخواهید مطالب را چند بار بخوانید، بر اساس تحقیقات باید بین دفعاتِ خواندن فاصله بیندازید. همچنین حتماً این کار را با دو روش دیگری که در ادامه میآید ترکیب کنید.
باور نادرست دوم:
اگر فکر میکنید مطالب را فهمیدهاید، در امتحان هم موفق خواهید بود؛ ملاک ما برای میزان یادگیری یک مطلب معمولاً این است که وقتی به کتاب یا یادداشتهایمان نگاه میکنیم، چقدر آن مطالب در نظرمان آشنا یا فهمیدنیاند. بااینحال، تحقیقات نشان میدهند در شرایط پُرفشار امتحان و وقتی به یادداشتها دسترسی نداریم، همان مطالب را ممکن است به یاد نیاوریم. راهحل این مشکل این است که موقع درسخواندن شرایط امتحان را شبیهسازی کنید، و یکی از سرراستترین روشها این است که در زمان پاسخدهی به سؤالات هیچ نگاهی به جزوه یا کتاب نیندازید.
باور نادرست سوم:
هدف اصلی درسخواندن این است که اطلاعات را در ذهنتان فرو کنید؛ بسیاری از دانشآموزان تمرکزشان را روی این میگذارند که تا جای ممکن اطلاعات را جذب کنند، اما این تنها نیمی از ماجراست. بخش مهمتر این است که چطور آن اطلاعات را از ذهنتان بیرون بکشید. برای این کار، از خودتان امتحان بگیرید، حین مطالعه وقفه بیندازید تا ایدههای اصلی هر بخش را با خودتان مرور کنید، و در آخر هم مرتب از خودتان بپرسید «چرا؟»، زیرا با این کار اطلاعات تازه را به دانستههای قبلیتان گره میزنید.
آنچه خواندید برگرفته از مطلب «Three common study myths busted by a learning expert – and better strategies to use instead» نوشتۀ شان کانگ است که در تاریخ ۱ سپتامبر ۲۰۲۶ در کانورسیشن منتشر شده است.
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
پنج عادت افرادی که در سنین بالا هم هوشیار میمانند
در میان کسانی که عمر طولانی دارند، زندگی هدفمند در صدر فهرست عادتهای مرتبط با سبک زندگی قرار دارد.
واقعیت این است که خیلیها تحت تأثیر عادتهای سبک زندگی و میزان توجهی که به خود دارند پیر میشوند. من در این زمینه متخصص نیستم، اما همیشه علاقه زیادی به مقوله طول عمر داشتهام و با خودم فکر کردهام که میتوانم با نگاهکردن به وضعیت سالمندان اطرافم و شخصیتهای معروف چیزهای زیادی یاد بگیرم.
پنج عادت افرادی که در سنین بالا هم هوشیار میمانند
در خلال مشاهدات خود متوجه شدم که پنج عادت زیر در افرادی که تا سالهای پایانی عمرشان هوشیار میمانند بسیار رایج است:
۱. هدفمند زندگی میکنند
هرچه هدف و انگیزه بیشتری برای زندگی داشته باشید، طول عمر بیشتری خواهید داشت. این مسئله دلایل علمی پیچیدهای دارد، اما ارتباط هدفمندی و طول عمر چندان پیچیده نیست. افرادی که دلیل خوبی برای زندگیکردن دارند، نسبت به افرادی که بیهدف با جریان زندگی پیش میروند، زندگی متفاوتی دارند. مهمترین نکته این است که برای خودتان هدف پیدا کنید و با تمام وجود دنبال آن بروید.
۲. خودشان را با کارهای جدید محک میزنند، حتی اگر قرار باشد شکست بخورند
اینکه صرفاً بهدنبال کارهای جدید باشید، بهخودیخود کافی نیست. افرادی که در سالهای پایانی عمرشان ذهنی پویا و پرنشاط دارند، اهل کارهای سخت و دشوار هستند و در عین حال از انجامشان لذت هم میبرند. این افراد خود را از محدوده امنشان بیرون میکشند و خودشان را با کارهای جدید محک میزنند. همیشه میبینم بچههایم خودشان را با کارهای جدید محک میزنند و شکست میخورند، اما آدمها در سنین بالا صرفاً به انجام کارهایی میپردازند که با آنها آشنایی دارند. شاید راز جوانماندن این باشد که بیشتر شبیه بچهها رفتار کنیم.
۳. روابط اجتماعی خود را حفظ میکنند
همسایهام ارتباط نزدیکی با اعضای خانوادهاش داشت و آنها هم مرتب به دیدنش میآمدند. او برای شناختن نوهها و نتیجههایش و حفظ ارتباط با آنها در حد توان وقت و انرژی میگذاشت. حتی بچههای کمسنوسال من هم دوست داشتند به خانهاش بروند. او برایشان خوراکی و اسباببازی میآورد و فضای خانه را باب میل بچهها میکرد. تمایل به حضور در جمع دیگران، الگویی است که دائماً در میان سالمندان سالم به آن برمیخورم.
۴. سرگرمیهای ذهنی دارند
ذهن هوشیار برای حفظ سلامتی و آمادگی به فعالیت مداوم نیاز دارد. خیلیها قبل از بازنشستگی بهواسطه شغلشان درگیریِ ذهنی زیادی دارند. اما وقتی بازنشسته میشوند، از اینکه ذهنشان کمتر از قبل در معرض چالشهای روزمره قرار میگیرد غافل میمانند. افرادی که روند فرسودگی ذهنی ناشی از افزایش سن را به تعویق میاندازند، اغلب یکی از ایندو مسیر را در پیش میگیرند: یا هرگز بهطور کامل دست از کار نمیکشند و یا به سرگرمیهای ذهنی و چالشبرانگیز متوسل میشوند که تقریباً ذهنشان را به اندازه کار درگیر میکند. ضربالمثل قدیمی �استفاده نکنی، از دستش میدهی� در این مورد هم صدق میکند.
۵. فعالیت فیزیکی دارند
نیازی به گفتن نیست که ذهن بدون جسم سالم نمیتواند پیریِ خوبی را پشت سر بگذارد. همسایهام میگفت هرگز در عمرش ورزش نکرده است، اما زندگی فعالی داشت و تا اواسط ۹۰ سالگی ساعتها در باغچه به گلها رسیدگی میکرد. هرگز پا پس نمیکشید و تا آخرین روزهای عمرش با واکر راه میرفت و به کارهایش میرسید. توان جسمانی ارتباط تنگاتنگی با توان ذهنی دارد و بهنظرم ایندو مقوله ارتباط علّی دارند: هرچه بدن قویتر باشد، مغز هم قویتر خواهد بود.همه دوست ندارند ۱۰۰ سال عمر کنند. حتی همسایهام که زن شادی بود، میگفت خسته شده و خود را برای دنیای بعد از مرگ آمده کرده است. ایمان داشت که اتفاقات بهتری انتظارش را میکشند. با اینحال، فکر میکنم همه دوست داریم از عمری که نصیبمان میشود بهترین استفاده را ببریم و ترجیح میدهیم هوش و حواسمان تا آخرین لحظه سر جای خود باشد.
هیچ تضمینی برای حفظ سلامتی وجود ندارد، اما مثل سایر سرمایهگذاریها میتوانیم احتمال رسیدن به نتیجه مطلوب را با انتخابهای بهتر به حداکثر برسانیم. تا جایی که میدانم، توجه به اینپنج عادت نقطه شروع خوبی خواهد بود.
نویسنده: مایک دونگیا
مایک دونگیا و همسرش، مالی، در وبلاگ دیس اورگرین هوم درباره تجربه خود از داشتن یک زندگی ساده، هدفمند و مبتنی بر روابط انسانی در دنیای مدرن مینویسند.
https://cmsapi.theepochtimes.com/health/5-habits-of-people-who-stay-sharp-as-they-age-6069893
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
ابزار جنجالی
ابزار Paper2Agent؛ مقاله علمی را به همکار پژوهشیِ فعال تبدیل میکند!
تصور کنید بتوانید از یک مقاله علمی سؤال بپرسید، روش پژوهش و دادههای آن را بررسی کنید، تحلیلهای قابلبازتولید انجام دهید و حتی در صورت سازگاری، دانش چند مقاله را با هم ترکیب کنید.
ابزار Paper2Agent با تبدیل دانش، روشها، دادهها و کدهای مقاله به قابلیتهای تعاملی، مسیر تازهای برای پژوهش با هوش مصنوعی ایجاد میکند.
مقاله Nature:
http://nature.com/articles/s41586-026-11044-y
موضوعات مرتبط: نگارش ، نیازهای پژوهشی دانشجویان ، اطلاعات عمومی ، روش تحقیق ، هوش مصنوعی ، مقاله
فراموش کردن اسمها و جا گذاشتن کلیدها همیشه نشانه زوال عقل نیست
استرس، کمبود خواب و برخی مشکلات جسمی و روانی میتوانند حافظه و تمرکز را مختل کنند و بسیاری از این عوامل با تشخیص و درمان بهموقع قابلاصلاحاند.
فراموشیهای روزمره مثل جا گذاشتن کلید یا فراموش کردن نام افراد، اغلب بیشازحد بهعنوان نشانههای اولیه زوال عقل تعبیر میشوند، در حالی که متخصصان علوم اعصاب تاکید میکنند برخی تغییرات شناختی، اگر بهموقع به آنها رسیدگی شود، ممکن است برگشتپذیر باشند.
دکتر تامی وود، استاد پزشکی اطفال و علوم اعصاب در دانشگاه واشنگتن، میگوید فراموشکاریهای جزئی اغلب ناشی از خستگی یا فشار روانیاند، نه آغاز یک بیماری تخریبکننده عصبی. او در مصاحبهای می گوید: «اگر میخواهید چیزی را به خاطر بسپارید، باید واقعا بر آن تمرکز و به آن توجه کنید. باید به مغزتان بفهمانید که به خاطر سپردنش مهم است.»
به گفته وود، شکلگیری خاطره سه مرحله دارد: ثبت اطلاعات، تثبیت آن در حافظه و بازیابی آن. وقتی فرد تحت فشار روانی بوده یا خواب کافی نداشته است، معمولا در مرحله بازیابی دچار مشکل میشود، یعنی اطلاعات در حافظه وجود دارد، اما فرد در آن لحظه نمیتواند به آن دسترسی پیدا کند.
در حالی که افراد مبتلا به بیماریهای تخریبکننده عصبی اغلب از همان ابتدا نمیتوانند اطلاعات تازه را در حافظه ثبت کنند. حتی به یاد نمیآورند یا متوجه نمیشوند که اتفاقی در حال رخ دادن است. اگر خودتان متوجه میشوید چیزی درست نیست، این معمولا نشانه خوبی است.
زوال عقل از نظر بالینی به افت عملکرد شناختی گفته میشود که آنقدر شدید باشد که توانایی فرد را برای اداره مستقل زندگی روزمره مختل کند.
بیماری آلزایمر و زوال عقل عروقی در مجموع عامل ۷۰ تا ۹۰ درصد مواردند و بسیاری از افراد نشانههای هر دو را دارند. پژوهشها نشان میدهد دستکم ۵۰ درصد موارد زوال عقل را میتوان با تغییر عوامل خطر مرتبط با سبک زندگی و سلامتی پیشگیری کرد. از مهمترین عوامل خطر قابلتغییر میتوان به مشکلات سلامتی قلب و سوختوساز بدن و نیز کاهش شنوایی و بینایی اشاره کرد.
وود تاکید کرد رسیدگی به مشکلات جسمی برای مثال استفاده از سمعک یا انجام دادن جراحی آبمروارید خطر افت شناختی را کاهش میدهد. به گفته او، اگر انتظار داشته باشید که تواناییهایتان افت کند، کارهایی را که میتوانند جلو این افت را بگیرند، انجام نخواهید داد.
باور به اینکه پیشگیری ممکن است، باعث میشود واقعا به این کارها روی بیاورید و از این راه بتوانید از بخش زیادی از افت شناختی جلوگیری کنید.
برخی پژوهشها نیز نشان دادهاند که چندین بیماری یا مشکل پزشکی قابلدرمان میتوانند علائمی شبیه نشانههای اولیه زوال عقل ایجاد کنند یا در کاهش توانایی شناختی که خود فرد احساس میکند، نقش داشته باشند.
تعدادی از علتهای شایع برگشتپذیر عبارتاند از:
ــ کمبود ویتامینها مثل پایین بودن میزان ویتامین ب۱۲ یا ب۱ که برای عملکرد اعصاب و مغز ضروریاند
ــ اختلالات غدد درونریز از جمله مشکلات تیروئید، بهویژه کمکاری تیروئید که فعالیت سوختوسازی مغز را کُند میکند
ــ عوارض داروها مثل اثر داروهای آرامبخش، داروهای آنتیکولینرژیک یا مصرف همزمان چندین دارو، بهویژه در سالمندان
ــ مشکلات سلامت روان مانند افسردگی و اضطراب شدید میتوانند به «شبهزوال عقل» منجر شوند؛ حالتی همراه با کندی عملکرد شناختی و فراموشکاری که با درمان مشکل روانی برطرف میشود
ــ مشکلات سوختوسازی، کلیوی و کبدی از جمله نارسایی مزمن کلیه یا کبد و نیز به هم خوردن تعادل الکترولیتها که بر میزان مواد شیمیایی مغز اثر میگذارند
متخصصان تاکید میکند وقتی افراد متوجه تغییراتی در «مهمغزی» یا کارکردهای اجرایی خود مانند برنامهریزی و تصمیمگیری میشوند، بررسی زودهنگام پزشکی اهمیت زیادی دارد.
عملکرد روزانه مغز بهنوعی حاصل مجموعه چیزهایی است که مغز با آنها سروکار دارد، اما اگر متوجه تغییری شدید، هنوز فرصت دارید که در صورت نیاز، اقدامهایی انجام دهید.
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
نشر بیش از ۲۰۰ مقاله و ۱۴ کتاب با کمک هوش مصنوعی طی ۹ ماه!
واشنگتن پست در گزارشی به ماجرای نیکولاس پولسون، متخصص آمار از دانشگاه شیکاگو پرداخته. پژوهشگری که گفته شده در سال جاری بهعنوان نویسنده اصلی یا همکار در بیش از ۲۰۰ مقاله و ۱۴ کتاب حضور داشته. پلتفرم SSRN حالا بیش از ۲۵۰ مقاله مرتبط با پولسون را از سایت خود حذف کرده.
منتقدان پولسون را به تقلب متهم نکردهاند، اما این پرسش را مطرح کردهاند که آیا او استفاده از هوش مصنوعی در تولید آثارش را بهدرستی افشا کرده؟ و آیا نشر این تعداد زیاد مقاله و کتاب با کیفیت در این مدت کوتاه اساسا امکانپذیر است؟
پولسون تایید کرده که برای کمک به نشر این آثار از هوش مصنوعی استفاده کرده، اما مشخص نکرده که آیا استفاده از هوش مصنوعی را در مقالات منتشرشده خود افشا کرده یا خیر. او در واکنش به انتقادها گفته که این شکایتها ناشی از حسادت هستند و هوش مصنوعی بهوضوح میتواند یک پژوهشگر پرکار را بسیار پرکارتر کند.
در همین گزارش الزویر نیز اعلام کرده که تعداد مقالات ارسالی به مجلات این ناشر بین سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵، ۶۸ درصد افزایش یافته است.
موضوعات مرتبط: هوش مصنوعی ، مقاله
جهان دوباره به سوی فرهنگ شفاهی میرود.
رواج پادکستها و ویدئوهای کوتاه، شیوۀ فکرکردن و انتقال ایدهها را تغییر میدهد.
حالا که مردم کمکم کتابها و روزنامهها را کنار میگذارند و به کلیپها و فیدهای شبکههای اجتماعی روی میآورند، جهان وارد عصر تازهای از سخنوری میشود. ایدههایی که زمانی از طریق تیترها و ستونهای روزنامه منتشر میشدند، حالا در فضای مجازی و پادکست دستبهدست میشوند. هرچه مردم زمان بیشتری را خیره به صفحههای نمایش و با ایرپاد در گوش میگذرانند، «صدای انسان» اهمیت بیشتری پیدا میکند. این تحول نهفقط شیوۀ ارتباط ما با یکدیگر را تغییر میدهد، بلکه شاید بر نوع ایدههایی هم اثر بگذارد که امکان گسترش و فراگیر شدن پیدا میکنند.
در روزگاری که نسخههای خطی با هزینۀ زیاد به دست کاتبان تکثیر میشدند و تنها اقلیتی کوچک میتوانستند آنها را بخوانند، کسانی که میخواستند خبر یا ایدهای را با دیگران در میان بگذارند، ناچار بودن این کار را شفاهی انجام دهند. با اختراع چاپ و گسترش سواد، متن کمکم به یکی از اصلیترین راههای انتقال اطلاعات تبدیل شد. اکنون نشانههایی دیده میشود که این روند پانصدساله در حال معکوسشدن است و در همهجا هشدارهایی دربارۀ کاهش مطالعه به گوش میرسد.
والدین تقلا میکنند فرزندانشان را به کتابخواندن ترغیب کنند؛ استادان دانشگاه هم از اینکه دانشجویان از پس خواندن مطالب درسیشان برنمیآیند، نا امیدند. بسیاری از مردم نیز وقتی بزرگسال میشوند و دیگر معلم یا والدی بالای سرشان نیست که آنها را به مطالعه وادارد، کتابخواندن را تقریباً کنار میگذارند و بهجای آنکه با خواندن یک کتاب استراحت کنند، در فید ویدئوهای کوتاه و عمودی غرق میشوند. این نگرانی در کتاب «عصر تاریک جدید»، نوشتۀ جیمز ماریوت، روزنامهنگار تایمز، بهخوبی جمعبندی شده است.
ماریوت ۳۳ ساله است، تلفن هوشمند ندارد و پیشنویسهایش را با یک ماشین تحریر الکترونیکی مینویسد. او شواهد مربوط به کاهش مطالعه را گردآوری کرده و بیشترِ تقصیر را گردن تلفنهای هوشمند میاندازد؛ «شکارچیان توجه ما». ماریوت مینویسد: «دیکنز با این تصور معقول مینوشت که شاید [اثر او] جذابترین سرگرمی موجود در خانۀ شما باشد؛ از همین روست که متوسط حجم رمانهای دیکنز حدود ۸۰۰ صفحه است».
ماریوت با تکیه بر آثار والتر اونگ، مورخ فرهنگی، توضیح میدهد که نوشتار چگونه به فرهنگها امکان داد افکار خود را «بیرونیسازی» کنند؛ اتفاقی که راه را برای شکلگیری ایدههای پیچیدهتر باز کرد و امکان بررسی و کالبدشکافی دقیق آنها را فراهم آورد. اونگ نوشته بود که فرایندهای ذهنی پیچیده، مانند استدلال منطقی و مقولهبندی انتزاعی، «صرفاً از خود اندیشه سرچشمه نمیگیرند، بلکه حاصل اندیشهای هستند که بهواسطۀ متن شکل گرفته است».
اکنون که مخاطبان دوباره به سوی رسانههای شفاهی بازمیگردند، برخی از ویژگیهای دوران پیش از سواد نوشتاری نیز دوباره رواج یافتهاند. این چرخش به سوی شفاهیت همچنین به توضیح موفقیت سیاستمداران کمک میکند؛ سیاستمدارانی که با معیارهای متعارف، در برقراری ارتباط چندان ماهر نیستند و بهجای آنکه استدلالی را قدمبهقدم پیش ببرند، معمولاً مجموعهای از گزارهها را پشت سر هم ردیف میکنند.
بخشی از نگرانیها دربارۀ کاهش مطالعه اغراقآمیز است. بااینحال، خودِ کاهش مطالعه واقعاً نگرانکننده است. هرچه افراد کمتری حوصله و شکیبایی نشستن و خواندن یک متن طولانی را داشته باشند، افراد کمتری هم با ایدههایی مواجه خواهند شد که نوشتار بهترین وسیله برای انتقال آنهاست.
ترجمه مقاله :
«The new age of the orator"
کە در ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶ در اکونومیست منتشر شده است.
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، مقاله
https://link.springer.com/article/10.1007/s40123-023-00675-3
نور آبی و فرابنفش ؛ چگونه از چشمها در فضای باز و بسته محافظت کنیم؟
عینکهای مجهز به فیلترهای نوری بهشکل مؤثر از چشمها در برابر اثرات زیانبار نور آبی و پرتو فرابنفش محافظت میکنند
چشمها در زندگی مدرن مدام در معرض نور هستند: از نور خورشید در فضای باز گرفته تا نور صفحهنمایش کامپیوترها، چراغهای رومیزی و لامپهای سقفی در فضای بسته. شدت و مدتزمان مواجهه اهمیت دارد؛ بهویژه اگر هرروز باید ساعتها پشت کامپیوتر بنشینید.
فرابنفش یکی از عوامل خطر آبمروارید و دیگر اختلالات چشمی است. کسی تاکنون ثابت نکرده که نور آبیِ صفحهنمایشهای معمولی باعث بیماریهای چشمی میشود، اما مطالعات آزمایشگاهی نشان دادهاند که مواجهه با نور شدید یا مواجهه طولانیمدت با طول موج کوتاه باعث تنش اکسایشی میشود.
مواجهه طولانیمدت با صفحهنمایش، با خشکی چشم، تاری دید، سردرد و خستگی چشم ارتباط دارد؛ آن هم به این دلیل که افراد پشت صفحهنمایش کمتر پلک میزنند و برای مدت طولانی به یک نقطه خیره میمانند.
حتی اگر از وسایل الکترونیکی استفاده نکنید، نور لامپهای سقفی یا چراغهای رومیزی به بیناییتان لطمه میزند؛ بهویژه اگر نور بهشکل مستقیم به چشمها بتابد یا موجب خیرگی شود.
مقاله مروری نشریه چشمپزشکی و درمان با بررسی مطالعات انجامشده روی حیوانات و سلولهای انسانی نشان داده که نور آبی به ایجاد واکنشهای وابسته به نور در قرنیه، عدسی و شبکیه دامن میزند، باعث تنش اکسایشی میشود و به سلولها آسیب میرساند.
پژوهشگران میگویند کودکان و سالمندان نسبت به نور حساستر هستند، زیرا واکنش چشم این افراد به نور با دیگران تقاوت دارد. جو و تیم پژوهشی او در مطالعهای در سال ۲۰۲۲ روشی برای تعیین میزان مجاز مواجهه شبکیه با نور مصنوعی ابداع کردند.
آنها در این مطالعه بر شدت روشنایی و دمای رنگ چراغ و فاصله نور از چشمها تمرکز داشتند.یافتهها نشان دادند که مدتزمان مجاز مواجهه بسته به نوع چراغ و زاویه تابش نور تفاوت دارد.
چراغهای روشنتر، دمای رنگ پایینتر و فاصله کمتر از منبع نور موجب کاهش مدتزمان مجاز مواجهه میشوند. این مطالعه بر اهمیت جایگذاری صحیح چراغها، جلوگیری از خیرگی و استراحتدادن به چشمها در طول مطالعه یا انجام کارهای نزدیک تأکید دارد.
آبمروارید بهتدریج شکل میگیرد و زمانی شروع میشود که پروتئینهای موجود در عدسی چشم با افزایش سن تجزیه میشوند و به هم میچسبند.
دیابت، دخانیات، مصرف داروهای استروئیدی، آسیبهای چشمی، جراحی چشم، عوامل ژنتیکی و مواجهه طولانیمدت با نور فرابنفش به خطر ابتلا دامن میزنند یا به روند پیشرفت بیماری سرعت میبخشند.
استفاده از عینکهای محافظ در برابر نور فرابنفش، کنترل قند خون، پرهیز از دخانیات و معاینه منظم چشم بهترین راه برای حفظ سلامت بلندمدت چشمها هستند.
استفاده از عینکهای آفتابی مجهز به فیلتر فرابنفش و کلاه لبهدار به محافظت از چشمها در فضای باز کمک میکند. اگر به فیلتر قویتری برای نور آبی نیاز دارید، میتوانید درباره استفاده از عینکهای ویژه با چشمپزشک خود مشورت کنید؛ بهویژه اگر با بیماریهای شبکیه، آبسیاه، میگرن یا دیگر مشکلات چشمی دستوپنجه نرم میکنید.
چگونه میتوانیم عینکی انتخاب کنیم که واقعاً از نور آبی جلوگیری کند؟ به موارد زیر دقت کنید:بررسی ظاهری: نور سفید از ترکیب نور قرمز، سبز و آبی تشکیل شده است. وقتی نور آبی فیلتر میشود، نورهای سبز و قرمز با هم ترکیب شده و رنگ زرد یا نارنجی میسازند.
پس برای اینکه عدسی واقعاً جلوی نور آبی را بگیرد، باید ظاهر زرد یا نارنجی داشته باشد. شفافبودن عدسی نشان به این معنی است که نمیتواند جلوی نور آبی را بگیرد. در فضای باز برای کاهش مواجهه با نور خورشید از ترکیب عینک آفتابی مجهز به فیلتر فرابنفش با کلاه یا چتر استفاده کنید.
عینکهایی که دور چشم را میپوشانند، با محدودکردن ورود نور از کنارهها عملکرد بهتری در محافظت از چشمها دارند. در فضای بسته از قراردادن چراغ رومیزیِ پرنور در جایی که ممکن است نور آن مستقیماً به چشمها بتابد خودداری کرده و از عینکهای مجهز به فیلتر نور آبی استفاده کنید.
چراغ باید سطح مورد نظر را بهشکل یکنواخت روشن کند، اما باعث خیرگی یا بازتاب شدید نور نشود. نورهای گرم در ساعات عصر احساس راحتی بیشتری ایجاد میکنند، اما باید از نورهای خیلی روشن یا سرد در مواقع غیرضروری پرهیز کنید.
روشنایی صفحهنمایش را هنگام کار با وسایل الکترونیکی براساس روشنایی محیط تنظیم کنید. صفحه را در فاصلهای مناسب بگذارید و آن را کمی پایینتر از سطح چشم قرار دهید. افزایش اندازه متن باعث میشود برای دیدن صفحهنمایش به جلو خم نشوید و چشمهایتان را تنگ نکنید.
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
رب گوجهفرنگی و مغز؛ یافتههای جدید درباره تاثیر لیکوپن بر حافظه
گوجهفرنگی پخته نسبت به گوجهفرنگی خام لیکوپن بیشتری در اختیار بدن میگذارد، زیرا حرارت پخت دیواره سلولهای گوجهفرنگی را میشکند و استفاده بدن از لیکوپن را آسانتر میکند.
نتایج یک پژوهش در اسپانیا نشان میدهد مصرف روزانه حدود ۳۵ گرم رب گوجهفرنگی بهمدت سه ماه، در ۴۲ فرد میانسال سالم با بهبود توجه انتخابی و بهبودی اندک در حافظه تداعیگر همراه بود.
پژوهشگران در اسکن مغزی ۱۴ نفر تغییراتی در ارتباطات مغز هم مشاهده کردند، اما تاکید دارند که این یافتهها مقدماتیاند و برای تاییدشان به مطالعات بزرگتر نیاز است.
گوجهفرنگی قرمز رنگدانهای به نام لیکوپن دارد. آنتیاکسیدانی قوی که میتواند از سد خونیــمغزی عبور کند و ممکن است به کاهش التهاب عصبی کمک کند، اما آیا این ویژگی بر عملکرد مغز هم اثر میگذارد؟ نتایج یک کارآزمایی بالینی تصادفی تازه نشان میدهد که شاید چنین باشد.
پژوهشگران در اسپانیا بررسی کردهاند که افزودن گوجهفرنگی به رژیم غذایی چه تاثیری بر عملکرد شناختی افراد سالم دارد.
لیکوپن خواص آنتیاکسیدانی و ضدالتهابی دارد و پژوهشگران در حال بررسی این موضوعاند که آیا میتواند از مغز در برابر استرس اکسیداتیو و التهاب مرتبط با افزایش سن محافظت کند یا نه.
این کارآزمایی تصادفی با روش «متقاطع» انجام شد؛ یعنی هر شرکتکننده در هر دو وضعیت بررسی شد و مبنایی برای مقایسه نتایج خودش بود.
همه شرکتکنندگان یک دوره سهماهه مصرف رب گوجهفرنگی و یک دوره سهماهه رژیم غذایی کملیکوپن را گذراندند. میان این دو دوره، یک ماه فاصله در نظر گرفته شد تا آثار احتمالی دوره نخست کاهش یابد.
دانشمندان پس از هر دوره مداخله غذایی، تغییراتی مشخص در خون شرکتکنندگان را اندازهگیری کردند. غلظت لیکوپن در دوره مصرف گوجهفرنگی بهطور چشمگیری افزایش یافت.
میزان پروتئینی به نام بیدیاناف (BDNF) که در رشد و سلامت سلولهای عصبی نقش دارد، نیز افزایشی مرزی نشان داد؛ یعنی نتیجه از نظر آماری قطعی نبود.
نویسندگان این پژوهش که در نشریه آنتیاکسیدانتس (Antioxidants ) منتشر نوشتهاند: «تا جایی که میدانیم، این نخستین کارآزمایی بالینی است که تغییرات مربوط به آنتیاکسیدان لیکوپن را با تغییر در ارتباطات عملکردی مغز مرتبط میکند.»
اسکن مغزی زیرگروه کوچکتری متشکل از ۱۴ شرکتکننده نیز پس از دوره مصرف رب گوجهفرنگی، تغییراتی را در ارتباط میان شبکههای اصلی مغز نشان داد.
به این ترتیب که در دوره رژیم غذایی پرلیکوپن، ارتباطات مغزی در حالت استراحت در شبکههای پیشانیــآهیانهای و شنوایی کاهش یافت.
در مقابل، در دوره رژیم غذایی کمگوجهفرنگی، پژوهشگران کاهش ارتباطات در حالت استراحت را در شبکههای توجه پشتی مشاهده کردند.
این تغییرات در کنار هم نشان میدهند که مصرف گوجهفرنگی ممکن است به بازآرایی عملکردی شبکههای گسترده مغز کمک کند و با کاهش ارتباطات اضافی میان شبکهها، کارآیی و سازگاری دستگاه عصبی را افزایش دهد.
نویسندگان پژوهش، به سرپرستی ریکاردو لوپز سولیس، پژوهشگر تغذیه در دانشگاه بارسلون اسپانیا، نتیجه گرفتند: «ارتباطات همزمان مشاهدهشده میان لیکوپن، بیدیاناف و ارتباطات شبکههای مغزی، ممکن است نشانههایی از بازآرایی عملکردی مغز پس از مصرف گوجهفرنگی باشند.»
با این حال، این نتایج مقدماتیاند. تنها ۴۲ نفر در پژوهش شرکت داشتند، بررسی تصویربرداری مغز فقط ۱۴ نفر را در برمیگرفت.
کارآزمایی هم اصطلاحا «کور» نبود، یعنی هم شرکتکنندگان و هم پژوهشگران میدانستند چه کسی رب گوجهفرنگی مصرف میکند و چه کسی نمیکند.
بنابراین نویسندگان نمیتوانند احتمال تاثیر این آگاهی را بر انگیزه یا میزان تلاش افراد در آزمونهای شناختی کاملا رد کنند.این یافتهها بهطور کلی با نتایج یک مطالعه مقدماتی پیشین روی سالمندان همخوانی دارند.
در آن مطالعه، مصرف خوراکی حاوی پودر گوجهفرنگی و سرشار از کاروتنوئید، طی هشت هفته در مقایسه با دارونما باعث بهبود سرعت پردازش اطلاعات، توجه و حافظه کاری شد.
در یک کارآزمایی متقاطع پنجهفتهای دیگر هم نوشیدنی تهیهشده از چند نوع توت که حاوی پودر گوجهفرنگی بود، حافظه کاری سالمندان را بهبود داد، اما توجه انتخابی آنها را نه.
نویسندگان پژوهش حاضر میگویند این تفاوت ممکن است ناشی از اثر تمرین باشد، یعنی افراد به دلیل تکرار همان آزمون شناختی، در آن بهتر عمل کرده باشند.
تشخیص اینکه این آثار مشخصا ناشی از لیکوپن بودند یا نه دشوار است، زیرا گوجهفرنگی سرشار از آنتیاکسیدانها و ویتامینهای دیگر نیز هست.
با این حال، در مطالعات انسانی و آزمایشهای انجامشده روی موش، میان میزان لیکوپن و نرخ پایینتر سرطان پروستات و ریه و نیز بیماریهای قلبی و کبدی ارتباطهایی مشاهده شد، اما هنوز هیچ پژوهشی رابطه علت و معلولی را ثابت نکرده است.
برای مشخص شدن اینکه تغییرات مغزی مرتبط با مصرف رب گوجهفرنگی در طول زمان پایدار میمانند یا حتی به تغییراتی با اهمیت بالینی در عملکرد مغز منجر میشوند، کارآزماییهای بزرگتر و طولانیمدتتری لازم است.در این میان، میدانیم گوجهفرنگی سرشار از آنتیاکسیدانها و ویتامینها است. حتی وقتی آن را میپزیم و به رب یا پوره گوجه فرنگی تبدیل میکنیم، این ترکیبات مهم باقی میمانند.
در واقع، گوجهفرنگی پخته نسبت به گوجهفرنگی خام لیکوپن بیشتری در اختیار بدن میگذارد، زیرا حرارت پخت دیواره سلولهای گوجهفرنگی را میشکند و استفاده بدن از لیکوپن را آسانتر میکند.
https://health.yahoo.com/wellness/nutrition/articles/eating-tomato-paste-may-boost-140252532.html
https://www.sciencealert.com/scientists-had-people-eat-tomato-paste-for-3-months-their-brain-scans-looked-different?utm_source=chatgpt.com
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC3218540/ آیا واقعا مصرف پروبیوتیکها برای سلامت رودهها موثر است؟
مصرف روزانه پروبیوتیکها نمیتواند جای غذاهای سرشار از فیبر را که به حفظ سلامت روده کمک میکنند بگیرد.
مردم دوست دارند از رودههای خود مراقبت کنند؛ اما ظاهراً علاقه چندانی به تغذیه صحیح آن ندارند. این نتیجه مطالعه نزدیک به ۶۳ هزار داوطلب است:
افراد برای بهبود سلامت رودههای خود از مکملهای پروبیوتیک استفاده میکنند، اما رژیم غذاییشان را تغییر نمیدهند. محبوبیت این مکملها شاید این تصور را ایجاد کند که مصرف روزانه پروبیوتیکها برای مراقبت از رودهها کفایت میکند.
اگر رژیم غذایی فاقد میوه، سبزیجات و دیگر غذاهای گیاهی حاوی فیبر باشد، با مصرف پروبیوتیک راه به جایی نخواهید برد. پروبیوتیکها در کنار رژیم غذایی سالم مؤثر عمل میکنند و جای غذاهای سالم را نمیگیرند.
فیبر و پروبیوتیکها دو کارکرد متفاوت دارند. فیبر خوراکی به تغذیه میکروبهای روده کمک میکند و باعث بهینهسازی محیط روده میشود، اما پروبیوتیک ماهیت متفاوتی دارد.
تغییر شیوه غذاخوردن کار پیچیدهتری است. غذاخوردن به عادتها، اولویتها، فرهنگ، خانواده، اوضاع مالی و لذت از خوردن گره خورده است.
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
می گویند پرهیز کامل از نور خورشید نتیجه عکس میدهد
نور خورشید یک داروی ضدافسردگیِ طبیعی است.
سطح مواد شیمیایی حالخوبکن از جمله سروتونین و دوپامین را افزایش میدهد و به تنظیم ریتم شبانهروزی یا همان ساعت درونی بدن کمک میکند.
نهادهای بهداشتی سالها مردم را به پرهیز از نور خورشید تشویق میکردند.
اکنون متخصصان به این نتیجه رسیدهاند که پرهیز کامل از نور خورشید نهتنها برای سلامت جسمانی ضرر دارد، بلکه سلامت روانی ما را هم تحت تأثیر قرار میدهد.
ضدافسردگی طبیعی
خورشید یک ستاره قوی و بزرگترین منبع انرژی زمین است و با ما دشمنی ندارد.
نور خورشید بهعنوان یک «ضدافسردگی طبیعی» شناخته میشود که از طریق مغز و چشم روی انتقالدهندههای عصبی اثر میگذارد و باعث بهبود خلقوخو میشود.
نور خورشید با تحریک سلولهای شبکیه- لایه نازک و حساس به نور در پشت چشم- سطح سروتونین مغز را افزایش میدهد و به تنظیم دمای بدن کمک میکند.
اگر به اندازه کافی در معرض نور خورشید نمانیم، بدن برای جبران این کمبود به زحمت میافتد که ممکن است به قیمت مختلشدن خلقوخوی ما تمام شود.
پژوهشگران مواجهه با نور روز را با کاهش خطر افسردگی، بهبود خلقوخو و خواب بهتر مرتبط میدانند.
مطالعه نشریه اختلالات عاطفی نشان میدهد که وقتگذراندن زیر نور طبیعی با کاهش احتمال ابتلا به اختلال افسردگی ارتباط دارد.
پیامدهای منفی تغییر ساعت تابستانی
نقش نور در سلامت روان زمانی آشکار میشود که الگوی دریافت نور مختل شود.
کارشناسان حوزه سلامت روان معتقدند که تغییر ساعت تابستانی به افزایش احتمال افسردگی، اضطراب و اختلالات خلقی دامن میزند.
این مسئله بهویژه در مورد افرادی که با اختلال عاطفی فصلی دستبهگریبان هستند صدق میکند؛ عارضهای که با تغییر فصل رخ میدهد. علائم این عارضه در اواخر پاییز یا زمستان شروع میشوند و در بهار به حداقل میرسند.
تحلیل پژوهشگران دانشکده پزشکی استنفورد که در مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم آمریکا منتشر شده است، تغییر ساعت تابستانی را با افزایش بیثباتی روانی مرتبط میداند.
این مشکل به اختلال الگوی خواب هم نسبت داده میشود؛ اختلالی که به تشدید مشکلات سلامت روان دامن میزند.
حتی اگر مشکل سلامت روان نداشته باشید، تغییر ساعت میتواند ریتم شبانهروزی بدن را مختل کند؛ بهویژه زمانی که ساعت عقب کشیده میشود و غروب زودتر از راه میرسد. کوتاهشدن عصر باعث میشود افراد زمان کمتری برای حضور در فضای باز داشته باشند و احتمال کمتحرکی را افزایش میدهد.
استفاده ایمن از نور خورشید
حتی اگر زمان کوتاهی در طبیعت باشید، از اثرات آن بهرهمند خواهید شد.
کارشناسانی توصیه میکنند که در بیشتر روزهای هفته بهمدت ۱۰ تا ۳۰ دقیقه در معرض نور طبیعی خورشید بمانید تا سلامت روان بهتری داشته باشید و ساعت درونی بدنتان را تنظیم کنید.
بهترین کار این است که در نخستین ساعت بیداری زیر نور خورشید بمانید. از آنجا که مواجهه بیشازحد با نور خورشید به خطر پیری پوست و سرطان پوست دامن میزند، استفاده از ضدآفتاب بهویژه برای صورت ضروری است.
لازم نیست تغییرات همیشه سخت و پیچیده باشند. روشهای ساده و کمهزینه مانند قرار گرفتن زیر نور آفتاب صبحگاهی، پیادهروی روزانه در فضای باز و کاهش زمان استفاده از صفحهنمایش هم تفاوت محسوسی در سلامت روان ما ایجاد میکنند.
پیامدهای منفی تغییر ساعت تابستانی
نقش نور در سلامت روان زمانی آشکار میشود که الگوی دریافت نور مختل شود.
کارشناسان حوزه سلامت روان معتقدند که تغییر ساعت تابستانی به افزایش احتمال افسردگی، اضطراب و اختلالات خلقی دامن میزند.
این مسئله بهویژه در مورد افرادی که با اختلال عاطفی فصلی دستبهگریبان هستند صدق میکند؛ عارضهای که با تغییر فصل رخ میدهد. علائم این عارضه در اواخر پاییز یا زمستان شروع میشوند و در بهار به حداقل میرسند.
تحلیل پژوهشگران دانشکده پزشکی استنفورد که در مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم آمریکا منتشر شده است، تغییر ساعت تابستانی را با افزایش بیثباتی روانی مرتبط میداند.
این مشکل به اختلال الگوی خواب هم نسبت داده میشود؛ اختلالی که به تشدید مشکلات سلامت روان دامن میزند.
حتی اگر مشکل سلامت روان نداشته باشید، تغییر ساعت میتواند ریتم شبانهروزی بدن را مختل کند؛ بهویژه زمانی که ساعت عقب کشیده میشود و غروب زودتر از راه میرسد. کوتاهشدن عصر باعث میشود افراد زمان کمتری برای حضور در فضای باز داشته باشند و احتمال کمتحرکی را افزایش میدهد.
https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC6433686/
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
چه کسی فکرش را میکرد که استفاده از پله به کاهش خطر بیماریهای قلبی کمک کند
استفاده از پله تا چه حدی مفید است و چه افرادی باید مراقب باشند؟
یک تحلیل جدید با ارزیابی نزدیک به نیم میلیون نفر از کسانی که همیشه از پله استفاده میکردند، نشان داد که این افراد ۳۹ درصد کمتر در معرض خطر مرگ ناشی از بیماریهای قلبیعروقی و ۲۴ درصد کمتر در معرض خطر مرگ به هرعلت قرار میگیرند.
این یافتهها که در مجله آمریکایی داروهای قلبیعروقی منتشر شدهاند، نتیجه یک مطالعه مروری نظاممند و تحلیل فراگیر ۹ مطالعه هستند که با حضور ۴۸۰ هزار و ۴۷۹ نفر انجام گرفتهاند.
داوطلبان بهطور میانگین ۱۴ سال تحت کنترل بودند و بین ۳۵ تا ۸۴ سال سن داشتند. همچنین اندکی بیش از نصف داوطلبان خانم بودند.
واسلیوس واسلیو، نویسنده مطالعه و استاد دانشکده پزشکی نورویچ در دانشگاه ایست آنگلیا، در بیانیهای مطبوعاتی گفت: «استفاده از پله واقعاً مؤثر است، اما نقش آن در افزایش فعالیت بدنی در زندگی روزمره اغلب نادیده گرفته میشود.»
کاهش خطر مرگ به هرعلت
افرادی که مرتب از پله استفاده میکردند، در مقایسه با افرادی که بهندرت سراغ پلهها میرفتند، ۳۹ درصد کمتر در معرض خطر مرگ ناشی از بیماریهای قلبیعروقی و ۲۴ درصد کمتر در معرض خطر مرگ به هرعلت قرار داشتند.
این مطالعه نشان داد افرادی که از پله استفاده میکردند، کمتر با مشکلات حاد قلبی مانند حمله قلبی، سکته و نارسایی قلبی مواجه میشدند.بالا رفتن از پله تقریباً ۹.۶ برابر بیشتر از نشستن انرژی مصرف میکند.
این فعالیت کوتاه و پرفشار باعث تقویت عضله قلب میشود، حجم ضربهای قلب را افزایش میدهد و ضربان قلب در حال استراحت را هم به مرور زمان پایین میآورد.
واسلیو می گوید: «برای افرادی که با این کار مشکلی ندارند، استفاده از پله راحتترین و کمهزینهترین روش برای افزایش فعالیت بدنی در زندگی روزمره است.»
این الگو در مطالعات مختلف یکسان بود. افراد کمتحرک یا بیتحرک بعد از استفاده از پله با کاهش قابلتوجه میزان خطر مواجه شدند.
برخی از مطالعات نشان دادند که استفاده بیشتر از پله فواید بیشتری دارد که البته آن هم محدودیتهای خودش را دارد.
پژوهشگران در یک مطالعه بزرگ به این نتیجه رسیدند که بالا رفتن از شش طبقه بیشترین اثربخشی را دارد، اما برای تعمیم این مسئله به تحقیقات بیشتری نیاز داریم.
واسلیو گفت میزان استفاده از پله در مطالعات بررسیشده به روشهای مختلف اندازهگیری شده و نمیتوان میزان استفاده بهینه از راهپله را به همین شکل تخمین زد.
نرخ بیماری قلبی از سال ۱۹۹۰ دوبرابر شده است
بیماری قلبی مهمترین عامل مرگومیر در سراسر جهان بهشمار میرود و تعداد موارد ابتلا به این عارضه در فاصله سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۹ تقریباً دوبرابر شده است.
شواهد نشان میدهند که استفاده کوتاهمدت از پله- سه روز در هفته و بهمدت شش هفته- آمادگی قلبیتنفسی را بهشکل قابلتوجهی بهبود میبخشد.
همچنین، مطالعه دیگری که در این تحلیل بررسی شد نشان داد که ۲ تا ۱۰ دقیقه استفاده از پله بهمدت پنج روز در هفته میزان الدیال را در خانمهای جوانی که پیشتر فعالیت بدنی نداشتند ۷٫۷ درصد پایین میآورد.
متناسب با شرایط خود تمرین کنید
دنیس چاکویان، مربی تناسب اندام ساکن رود آیلند و مالک مجموعه تناسب اندام لاگری، که نقشی در این مطالعه نداشت، می گوید: «استفاده از پله عضلات سرینی، چهارسر ران، همسترینگ و ساق پا را درگیر میکند و ضربان قلب را بهسرعت بالا میبرد. از اینرو، استفاده از پله هم برای آمادگی قلبیعروقی و هم برای تقویت عضلات مفید است.»
او گفت: «استفاده از پله معمولاً بیخطر بوده و برای سلامتی مفید است، اما باید میزان استفاده از پله را بهتدریج افزایش دهید؛ بهویژه اگر به این فعالیت عادت ندارید.»
چاکویان رعایت نکات زیر را توصیه میکند:
از کم شروع کنید:
میزان فعالیت خود را بهتدریج افزایش دهید. از چند طبقه شروع کنید و از اول کل راهپله ساختمان را هدف نگیرید؛ بهویژه اگر به این فعالیت عادت ندارید.
کفش مناسب بپوشید:
کفشی را انتخاب کنید که چسبندگی داشته باشد تا لیز نخورید.
از نردهها کمک بگیرید:
اگر به تعادل بیشتری نیاز دارید، از نردهها کمک بگیرید و هنگام بالا رفتن به جای پاهای خود دفت کنید.
اگر مشکلی ایجاد شد، دست نگهدارید:
درصورت بروز سرگیجه، تنگی نفس غیرعادی یا درد شدید دست نگهدارید.
به بدن فرصت بازیابی بدهید:
برای استراحت و بازیابی باید به بدنتان زمان بدهید، زیرا انجام فعالیت شدید بدون استراحت مانند هرتمرین دیگری باعث آسیبدیدگی میشود.برای سختتر کردن تمرین میتوانید سرعت بالا رفتن پلهها را افزایش دهید، از طبقات بیشتری بالا بروید یا مدتزمان بیشتری از پله استفاده کنید.
https://link.springer.com/article/10.1007/s40256-026-00811-x
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
گاهی بهترین کاری که والدین میتوانند برای فرزندشان انجام دهند این است که هیچ کاری نکنند
https://www.theatlantic.com/family/archive/2024/09/lighthouse-parents-have-more-confident-kids/679976/
راسل شاو، آتلانتیک
من سالها در مدارس کار کردهام و در این مدت از نزدیک شاهد تعامل هزاران والد با فرزندان و مربیان بودهام. خیلی وقتها میبینم والدین بیش از اندازه مسئولیت به دوش میکشند و به جای فرزندانشان عمل میکنند، درنتیجه آنها را از اعتمادبهنفسی که از دلِ تلاش، تقلا و پشتسرگذاشتن دشواریها به دست میآید محروم میکنند و درعینحال خودشان را هم فرسوده میسازند.
این مشکل روزبهروز دارد جدیتر میشود، بهویژه حالا که بسیاری از والدین نگراناند فرزندانشان در آینده از نظر رفاه و موقعیت اقتصادی زندگیای به خوبیِ زندگی آنها نداشته باشند.
این نگرانی به شکلگیری اسطورهها و کلیشههایی در فرهنگ عامه دربارهٔ سبکهای فرزندپروریِ مداخلهگر منجر شده است، از جمله «والد هلیکوپتری» که در لحظهٔ بحران برای نجات فرزندش وارد صحنه میشود، و «والد برفروب» که پیشاپیش هر مانعی را از سر راه فرزندش کنار میزند.
وقتی یک جوان به این عادت میکند که والدینش بهجای او وارد عمل شوند، کمکم باور میکند که خودش از عهدهٔ کارها برنمیآید. این باور هم اضطراب را بیشتر میکند و هم وابستگی را.
اگر کودک هیچوقت فرصت نداشته باشد روی پای خودش بایستد، ممکن است در آینده، وقتی ناچار شود بهتنهایی با مشکلات روبهرو شود، از پا درآید.
من طرفدار رویکردی هستم که آن را «والد فانوس دریایی» مینامم: همانطور که فانوس دریایی به ملوانان کمک میکند مسیر خود را پیدا کنند و به صخرهها نخورند، والدین فانوس دریایی نیز برای فرزندانشان مرزهای روشن و حمایت عاطفی فراهم میکنند، اما به آنها آزادی میدهند خودشان با چالشهای زندگی روبهرو شوند.
این والدین به فرزندانشان نشان میدهند که به توانایی آنها برای مدیریت موقعیتهای دشوار اعتماد دارند. اصل اساسی این است که والدین یاد بگیرند چه زمانی کنار بکشند و اجازه دهند فرزندشان خودش راهش را پیدا کند.
آنچه خواندید برگرفته از مطلب «Lighthouse Parents Have More Confident Kids» نوشتۀ راسل شاو است که در تاریخ ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۴ در آتلانتیک منتشر شده است.
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه ، مقاله
تماشای محتوای پوچ، در واقع فریادی برای کمک خواستن است
مکسی هایتمایر، نیویورکتایمز
آیا اصطلاح «پوسیدگی مغز» صرفاً نشانۀ یک جنجال اخلاقیِ تازه دربارۀ مصرف رسانهایِ جوانترهاست که بزرگسالان درک درستی از آن ندارند، یا نه، این پدیده واقعاً در حال تخریب ذهن نوجوانان است؟ پژوهشهای من و همکارم، آنا گوتسفرید، نشان میدهد مسئله به این سادگی نیست.
ما با جوانان ۱۳ تا ۲۶ساله دربارۀ تجربههایشان از پدیدۀ «پوسیدگی مغز» گفتوگو کردیم. یافتهها نشان میدهد ما با نسلی روبهرو هستیم که بهطرز عمیقی از تأثیرات این پدیده بر ذهن خود آگاه است. این نسل درگیر محیط شبکههای اجتماعی است که به آنها تحمیل شده و اتفاقاً در تلاشاند از آن رها شوند.
نگرانی عمومی دربارۀ پوسیدگی مغز، ریشۀ مشکل را در خودِ محتوا میبیند؛ با این تصور که چون نسل زد جوان است و زود تأثیر میپذیرد، تماشای ویدیوهای پوچ و بیکیفیت به زوال شناختی آنها ختم میشود.
اما یافتههای ما از زبان شرکتکنندگان نشان داد قضیه درست برعکس است: این وضعیت ذهنی کاربر است که تعیینکننده است؛ گشتوگذار مداوم در فیدهایی که الگوریتمها مهندسی کردهاند، به تجربۀ «حس پوسیدگی مغز» منجر میشود؛ وضعیتی مهآلود که در آن فرد قدرت انتخاب خود را از دست داده و بیهدف، هر آنچه به او نمایش داده میشود را میبلعد.
پوسیدگی مغز زادۀ پلتفرمهایی مثل تیکتاک و یوتیوب است؛ جایی که موفقیت شما مستقیماً با میزان توجهی که جذب میکنید سنجیده میشود. و نکتۀ قابلتأمل در مصاحبهها این بود که نسل زد چقدر این بازی را خوب میفهمد.
در گفتوگوها با این نسل، با تحلیلهای عمیق و البته تلخی روبهرو شدیم که نشاندهندۀ واکنش آنان به بستر فرهنگی و فضای اطلاعاتیِ سنگینی است که برایشان به یادگار مانده؛ آنها مانند نسلهای قبل، از شرایط تحمیلی بر خودشان بهدنبال خلق چیزی هستند؛ در این مورد خاص، آنها به استقبال نوعی «پوچیِ تعمدی» رفتهاند.
بنابراین، برخلاف تصور رایج که تعامل نسل زد با محتواهای پوچ و کمکیفیت را علتِ زوال شناختی آنها میداند، این «وضعیت ذهنی» است که تقدم دارد. نسل زد در پی گشتوگذار طولانی در فیدهای الگوریتمی، دچار خستگی و مهآلودگی ذهنی میشود و به مصرف این ویدیوها روی میآورد.
این نسل بهطرز دردناکی نسبت به اثرات مخرب این فضا آگاه است و تماشای این محتواها نه نشانه نادانی، بلکه نشانهای از به بنبست رسیدن در محیطی تحمیلی است.
ریشۀ مسئله در زیرساخت شبکههای اجتماعی است که بهطور سیستماتیک برای «تخلیۀ شناختی» کاربران بهینهسازی شده تا توجه آنها را به کالا تبدیل کند. حل این مشکل با برنامههای کنترل شخصی ممکن نیست و به اصلاح ساختاری و قانونگذاری از بالا به پایین (مشابه کنترل صنعت دخانیات) نیاز دارد.
شرکتهای فناوری باید بهجای سنجش «زمان صرفشده»، کیفیتِ تجربه کاربر را مبنا قرار دهند؛ چراکه رفتار نسل زد دقیقاً محصول مهندسی همین سیستم است و پدیدۀ پوسیدگی مغز، در حقیقت یک فریاد برای کمک محسوب میشود.
آنچه خواندید برگرفته از مطلب «The Truth About Brain Rot: It’s a Cry for Help» نوشتۀ مکسی هایتمایر است که در تاریخ ۸ سپتامبر ۲۰۲۶ در نیویورکتایمز منتشر شده است.
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
پنج توصیه متخصصان برای مراقبت ساده و مؤثر از پوست نوجوانان
شبکههای اجتماعی در میان نوجوانان به رواج چهرههای «بیعیبونقص» و روتینهای پیچیده برای داشتن «پوست شیشهای» دامن زدهاند و بسیاری از نوجوانان، توصیههای اینفلوئنسرها در ویدیوهای «با من آماده شو» (GRWM) را به توصیه متخصصان ترجیح میدهند.
اما آیا نوجوانان واقعا به یک روتین چندمرحلهای مراقبت از پوست نیاز دارند؟
دکتر جاناتان کنتلی، متخصص پوست میگوید نگرانکنندهترین تأثیر شبکههای اجتماعی، «نمایش بیوقفه تصاویر با معیارهای غیرواقعبینانه زیبایی» است.
او میگوید: «من هزاران بیمار را دیدهام اما هرگز کسی را با 'پوست شیشهای' ندیدهام. فکر نمیکنم چنین چیزی وجود داشته باشد. این تصاویر بیش از حد فیلترشده باعث میشوند کودکان فکر کنند رسیدن به چنین پوستی امکانپذیر است، در حالی که چنین نیست.»
به گفته دکتر کنتلی، دیده شدن منافذ پوست، جوشهای سرسیاه، لکه ، تغییر رنگ پوست، سرخی و جای زخم، همگی در پوست نوجوانان کاملا طبیعیاند. با این حال، او میگوید پوست طبیعی برای هر فرد متفاوت است: «فکر نمیکنم واقعا چیزی وجود داشته باشد که بتوان آن را غیرطبیعی دانست.»
بیش از ۸۰ درصد نوجوانان ۱۳ تا ۱۸ ساله در دوران نوجوانی دچار آکنه یا جوش های پوستی میشوند.
دکتر زینب لفتاح، متخصص پوست، توضیح میدهد که بیشتر مشکلات پوستی در دوران بلوغ با تستوسترون مرتبط اند؛ هورمونی که باعث افزایش چربی پوست و ایجاد جوش میشود.
این مشکلات ممکن است در پسران بیشتر دیده شوند، اما دختران نیز تستوسترون دارند و بسیاری از همین علائم را تجربه میکنند.
دکتر لفتاح میگوید: «افزایش چربی پوست، همراه با مسدود شدن فولیکولهای مو و التهاب، باعث ایجاد جوش های سرسیاه، سرسفید و ملتهب میشود. آکنه بسیار شایع، طبیعی و قابل درمان است.»
او میگوید اسید سالیسیلیک، ماده فعالی که به داخل منافذ چرب پوست نفوذ میکند و به پاک شدن چربی و سلولهای مرده پوست کمک میکند، «میتواند بهویژه برای نوجوانانی که پوست چرب یا مستعد آکنه دارند، مفید باشد». با این حال، استفاده غیرضروری یا بیش از حد از آن ممکن است باعث خشکی و تحریک پوست شود.
دکتر کنتلی توصیه میکند افرادی که آکنه شدید یا مشکل جدی پوستی دارند، بهجای دنبال کردن توصیه افراد در شبکههای اجتماعی، از دکتر عمومی یا متخصص پوست کمک بگیرند.
پس بهترین راه مراقبت از پوست نوجوانان چیست؟ دکتر زینب لفتاح و دکتر جاناتان کنتلی پنج توصیه اصلی خود را مطرح میکنند:
۱. روتین مراقبت از پوست را ساده نگه دارید
تنها به سه چیز اساسی نیاز دارید: یک شوینده ملایم، یک مرطوبکننده بدون عطر و ضدآفتاب با عامل محافظتی ۳۰ یا بالاتر. همین کافی است.
۲. محصولات بیشتر لزوما به معنای مراقبت بهتر نیست
کمبود خواب و رژیمهای غذایی سرشار از کربوهیدراتهای تصفیهشده و شکر با افزایش کورتیزول و بروز بخارهای پوستی مرتبط دانسته شدهاند.
دکتر لفتاح میگوید: «میدانیم که کمبود خواب سطح کورتیزول را افزایش میدهد. کورتیزول هورمون استرس است و میتواند باعث بروز آکنه یا جوش های پوستی شود.»
دکتر کنتلی نیز میگوید تحقیقات میان تشدید آکنه و مصرف زیاد مواد غذایی سرشار از کربوهیدرات، مانند برنج سفید و پاستا، مواد غذایی پرشکر و پروتین «وی» موجود در برخی نوشیدنیهای پروتینی ارتباط نشان دادهاند. با این حال، او تأکید میکند که پوست افراد متفاوت است و عوامل دیگری نیز ممکن است در برخی افراد باعث تشدید مشکلات پوستی شوند.
۳. خواب کافی و رژیم غذایی متعادل مهم است
کمبود خواب و رژیمهای غذایی سرشار از کربوهیدراتهای تصفیهشده و شکر با افزایش کورتیزول و بروز جوش های پوستی مرتبط دانسته شدهاند.
دکتر لفتاح میگوید: «میدانیم که کمبود خواب سطح کورتیزول را افزایش میدهد. کورتیزول هورمون استرس است و میتواند باعث بروز آکنه یا جوش های پوستی شود.»
دکتر کنتلی نیز میگوید تحقیقات میان تشدید آکنه و مصرف زیاد مواد غذایی سرشار از کربوهیدرات، مانند برنج سفید و پاستا، مواد غذایی پرشکر و پروتین «وی» موجود در برخی نوشیدنیهای پروتینی ارتباط نشان دادهاند. با این حال، او تأکید میکند که پوست افراد متفاوت است و عوامل دیگری نیز ممکن است در برخی افراد باعث تشدید مشکلات پوستی شوند.
۴. جوش ها را دست نزنید یا نترکانید
این کار میتواند با فشار دادن محتویات جوش به عمق پوست، التهاب را بیشتر کند و باعث ایجاد جای زخم و تغییر رنگ پوست شود.
دکتر لفتاح استفاده از چسبهای هیدروکلوئیدی مخصوص جوش را که در شبکههای اجتماعی محبوب شدهاند، مفید میداند. او میگوید: «این چسبها مایعات جوش های سطحی را جذب میکنند و همزمان یک لایه محافظ ایجاد میکنند که مانع دستکاری آنها میشود.»
۵. به دکتر عمومی یا متخصص پوست مراجعه کنید
اگر آکنههای کیستی، دردناک یا آکنههایی دارید که ماندگارند یا جای زخم بهجا میگذارند، بهتر است از دکتر مشورت بگیرید، زیرا در بسیاری از موارد به درمانهای تجویزی نیاز است.
پسران نوجوان چطور؟
بسیاری از مشکلاتی که در دوران نوجوانی بروز میکنند، با هورمونهای آندروژن مرتبطاند. این هورمونها در دختران نیز وجود دارند، اما میزان آنها در پسران بیشتر است.
دکتر کنتلی توضیح میدهد: «به همین دلیل، پوست پسران گاهی چربتر است و ممکن است جوش های بیشتری داشته باشند. در همین دوران، رویش موهای صورت و اصلاح کردن آن نیز شروع میشود که میتواند باعث تحریک پوست شود.»
او میگوید: «اگر اصلاح بهدرستی انجام نشود، ممکن است فرد دچار التهاب فولیکولهای مو شود که تا حدی شبیه آکنه است. این وضعیت میتواند به سد محافظتی پوست آسیب بزند و باعث التهاب زیادی شود.»
دکتر کنتلی برای محافظت از پوست هنگام اصلاح این توصیهها را دارد:
بعد از حمام اصلاح کنید تا پوست گرم و مرطوب شده و برای اصلاح آماده باشد.
از برس اصلاح استفاده کنید تا موها برای اصلاح بهتر آماده شوند.
هنگام اصلاح از مادهای لغزنده مانند کف اصلاح یا ژل حمام استفاده کنید.
همیشه در جهت رویش موها اصلاح کنید.
https://www.bbc.com/news/articles/cwddvnvgl541o
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
تنهایی و انزوای اجتماعی تا شش سال از عمر سالم کم می کند
تنهایی و انزوای اجتماعی میتواند سالهای باقیمانده بدون بیماری را کاهش دهد و زنان و مردان را به یک شکل تحت تاثیر قرار نمیدهد.
انزوای اجتماعی به وضعیتی گفته میشود که در آن تماس و مشارکت فرد با دیگران محدود است، در حالی که تنهایی تجربه ذهنی احساس بریدگی و جداافتادگی از دنیای اطراف به شمار میرود.
هرچند این دو یکی نیستند، یک مطالعه تازه که در نشریه Nature Communications (منبع به زبان انگلیسی) منتشر شده نشان میدهد هر دو با کاهش سال های سالم زندگی ارتباط دارند.
به طور متوسط تنهایی و انزوای اجتماعی حدود شش سال زندگی بدون بیماری را از افراد میگیرد و بر سلامت جسمی و روانی آنها اثر میگذارد؛ این نتیجه ای است که پژوهشگران پس از تحلیل داده های بیش از ۲۷۰ هزار بزرگسال ۴۰ تا ۶۹ ساله به آن دست یافتهاند.
لو چی، نویسنده اصلی مطالعه و استاد دانشگاه تولین، گفت که «در مجموع این پژوهش نشان داد انزوای اجتماعی و تنهایی میتوانند تاثیر قابل توجهی بر امید به زندگی بدون بیماری داشته باشند».
این مطالعه نشان داد این ارتباط در مورد سال هایی که بدون اختلالات روانی مانند افسردگی و اضطراب از دست میروند، قوی تر از سال هایی است که فرد بدون بیماری های جسمی مانند دیابت نوع دو، بیماری های قلبی عروقی، بیماری های مزمن تنفسی، بیماری های تحلیل برنده عصبی و سرطان سپری میکند.
خبر خوب این است که حفظ یک سبک زندگی سالم میتواند اثر منفی انزوای اجتماعی را تا حدی کاهش دهد. اما خبر بد این است که به نظر میرسد این کار نمیتواند خسارت ناشی از احساس تنهایی را جبران کند.
در سن ۵۰ سالگی افرادی که هم احساس تنهایی داشتند و هم دچار انزوای اجتماعی بودند نسبت به کسانی که هیچ یک را تجربه نمیکردند سال های کمتری را بدون ابتلا به بیماری های مزمن مهم سپری کردند.
تفاوت تاثیر این وضعیت بر زنان و مردان چیست؟
زنان و مردان به یک شکل از تنهایی و انزوای اجتماعی آسیب نمیبینند و این تفاوت در تاثیر آن بر سلامت آنها نیز دیده میشود.
از آنجا که زنان معمولا به پیوند عاطفی اولویت میدهند مشکلات سلامت روان آنها بیشتر با احساس تنهایی گره خورده است، در حالی که سلامت روان مردان پیوند قوی تری با انزوای اجتماعی دارد.
در میان زنان، تنهایی و انزوای اجتماعی به معنای ۲.۴ سال زندگی با وضعیت بدتر جسمی و ۳.۷ سال زندگی با وضعیت بدتر روانی بود، در حالی که برای مردان به معنای از دست رفتن ۱.۷ سال زندگی بدون بیماری جسمی و ۵.۸ سال زندگی بدون اختلالات روانی بود.
مردان بیشتر در معرض تجربه همزمان تنهایی و انزوای اجتماعی بودند، منابع اجتماعی، مادی و اقتصادی کمتری در اختیار داشتند و امتیاز پایین تری در شاخص سبک زندگی سالم به دست آوردند.
به گفته نویسندگان این شکاف جنسیتی احتمالا با تفاوت در شیوه ای توضیح داده میشود که زنان و مردان از آن طریق حمایت میگیرند و به رفاه روانی دست پیدا میکنند؛ مردان بیشتر به حضور فیزیکی و تعاملات اجتماعی مکرر متکی هستند و زنان بیشتر بر حمایت عاطفی تکیه میکنند.
https://www.nature.com/articles/s41467-026-74498-8
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
جایزه پزشکی لاسکِر به پژوهشگران ژاپنی اهدا شد
چهار دانشمند ژاپنی در مراسمی برای دریافت جوایز لاسکر، شرکت کردند. بسیاری این جایزه را معتبرترین افتخار پزشکی در ایالات متحده و پیشدرآمدی برای دریافت جایزه نوبل میدانند.
مراسم اهدای جوایز لاسکر ۲۰۲۶ به برندگان، روز پنجشنبه با اهدای تندیس یادبود در نیویورک برگزار شد.
یاناگیساوا ماساشی، استاد دانشگاه تسوکوبا، به همراه یکی از اساتید دانشگاه استنفورد، جایزه تحقیقات پزشکی پایه را به خاطر کشف مادهای به نام اورِکسین که در کنترل خواب نقش دارد، بهطور مشترک دریافت کردند.
آنها موفق به تولید دارویی برای کنترل نارکولِپسی شدند؛ اختلالی که باعث میل ناگهانی و شدید به خواب میشود.
یاناگیساوا گفت که مصاحبههای پیدرپی با رسانههای خارجی باعث شد ابعاد این افتخار را بهتر باور و درک کند.
او با اشاره به اینکه ماه گذشته دارویی بر اساس مطالعات آنها مجوز گرفت، گفت معتقد است به این دلیل که تحقیقات اولیهاش نتیجه دادهاند، این جایزه را دریافت کرده است.
یاناگیساوا با بیان اینکه تحقیقات مربوط به خواب مدتها مورد کمتوجهی قرار گرفته بود، ابراز خرسندی کرد که اکنون این حوزه مورد توجه قرار گرفته است.
سه محقق از شرکت داروسازی چوگای ژاپن، جایزه تحقیقات پزشکی بالینی را برای توسعه دارویی برای هموفیلی نوع A دریافت کردند.
هاتّوری کونیهیرو، کیتازاوا تاکههیسا و ایگاوا تومویوکی موفق به کشف پادتنی شدند که نقش پروتئینی را بازی میکند که کمبود آن بند آوردن خونریزی را دشوار میکند.
کیتازاوا گفت وقتی یکی از بیمارانش از او به خاطر بهبود کیفیت زندگیاش تشکر کرد، عمیقاً تحت تأثیر قرار گرفت.
او به عنوان یک پیشگام، گفت که امیدوار است در آینده پزشکی سهم بیشتری داشته باشد.
https://www3.nhk.or.jp/nhkworld/news/20260918de51149/
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
آسیب زندگی مدرن به مچ دست؛ چهار توصیه برای مراقبت از یکی از مهمترین مفصلهای بدن
در نگاه اول شاید وزن بدن ارتباط چندانی با سلامت مچ دست نداشته باشد، اما به گفته کیم، کاهش چربی اضافه به توزیع متوازنتر فشار بر این مفصل کمک میکند.
زندگی مدرن فشار زیادی به مچ دست وارد میکند؛ از ساعتها تایپ کردن و کار با تلفن همراه گرفته تا فعالیتهای ورزشی و حرکات تکراری روزمره که میتوانند به تدریج به مچ دست آسیب بزنند و پیامد آن ۲۰ سال بعد با درد مداوم در مچ دست بروز کند.
متخصصان میگویند برای محافظت از مچ باید عضلات شانه را تقویت کرد. همچنین افزایش قدرت پنجه نیز میتواند کمک کننده باشد.
آنها توصیه میکنند که هر روز تمرینهایی برای مچ دست انجام دهید برای مثال مچ را با مقاومت ملایم خم و راست کنید و مچ را به داخل و خارج بچرخانید.
به نوشته دیوید کاکس ، مشکل او از دردی مبهم آغاز شد؛ دردی که طی یک تابستان بهسرعت اوج گرفت، تا جایی که با هر ضربه راکت به توپ تنیس یا حتی باز کردن در شدت میگرفت و در دست چپش میپیچید و تا بازویش امتداد مییافت.او در آن زمان ۱۸ ساله بود و تنیس را در سطح حرفهای دنبال میکرد، اما پیامدهای آن آسیب سالها رهایش نکرد.
اکنون، نزدیک به دو دهه بعد، همان آسیب قدیمی خطر ابتلا به آرتروز مچ دست را در او بالا برده است؛ عارضهای که در میانسالی و سالهای بعد به مراتب شایعتر از آن است که تصور میکنیم.مچ دست ساختاری بسیار سازگار دارد.
قدرت آن به ما امکان میدهد اجسام سنگین را بلند کنیم، انعطافپذیریاش انجام حرکات سریع و پیچیده در ورزشهایی مانند تنیس را ممکن میکند و کنترل ظریف آن برای کارهایی مانند نقاشی ضروری است.
از تایپ کردن گرفته تا نگه داشتن یک فنجان قهوه، تقریبا در تمام فعالیتهای روزمره به مچ دست نیاز داریم. با این حال، این بخش از بدن بهسادگی آسیب میبیند و کارشناسان میگویند باید بسیار پیش از بروز نشانهها به سلامت آن توجه کنیم.
تعادل ظریف
احتمالاً بسیاری تصور میکنند مچ دست یک مفصل واحد است، اما در واقع ساختاری پیچیده متشکل از چندین مفصل کوچک است. هشت استخوان کوچک مچ، دو استخوان بلند ساعد و انتهای پنج استخوان کف دست در شکلگیری این مجموعه نقش دارند.
اندرو آبادیِر، استادیار دانشگاه فلوریدای جنوبی، میگوید استخوانها و رباطهایی که مچ را به استخوانهای ساعد متصل میکنند، در تعادلی بسیار دقیق با یکدیگر قرار دارند و برهم خوردن این تعادل زمینه بروز آرتروز مچ دست را فراهم میکند.
آسیبدیدگی در کنار تغییراتی که با افزایش سن رخ میدهد این تعادل ظریف را برهم میزند.پیشگیری از آرتریت یکی از مهمترین دلایل مراقبت از مچ دست است.
این بیماری انواع مختلفی دارد، اما مشکلات مفصلی مچ معمولا به سه شکل آرتریت روماتوئید، آرتروز یا آرتریت پس از آسیب دیده میشوند.در آرتروز و آرتریت پس از آسیب، یا غضروفی که از استخوانهای کوچک مچ محافظت میکند آسیب میبیند یا استخوانها از راستای طبیعی خود خارج میشوند.
هر دو مشکل ممکن است با پیامدهای طولانیمدت آسیب به رباطها و استخوانهای مچ یا التهاب ماندگار ناشی از استفاده بیش از حد و انجام مکرر کارهای دستی مرتبط باشند.
سارا لارسون، پژوهشگر توانبخشی مچ دست در دانشگاه لوند، میگوید چنین آسیبی ممکن است حتی بر اثر یک حرکت چرخشی تکراری یا زمین خوردن روی دست ایجاد شود.
او میگوید افراد بسیاری را میبیند که در جوانی آسیب دیدهاند و پس از مدتی ظاهرا بهبود یافتهاند، اما بیست سال بعد دوباره با مشکلات مچ دست روبهرو شدهاند.بر اساس برآوردها، ممکن است از هر هفت آمریکایی یک نفر به آرتریت مچ دست مبتلا شود.
این بیماری علاوه بر درد شدید، انجام دادن کارهای سادهای مانند لباس پوشیدن یا غذا خوردن را دشوار میکند و فشار روانی ناشی از آن نیز ممکن است به افسردگی بینجامد.آبادیِر مچ دست را نوعی «مفصل هشداردهنده» توصیف میکند؛ مفصلی که گاهی میتواند نخستین نشانههای مشکلات جسمی را آشکار کند.
حدود نیمی از افرادی که به آرتریت روماتوئید مبتلا میشوند، ابتدا علائم بیماری را در مچ دست مشاهده میکنند، سپس سایر مفاصل درگیر میشوند.قدرت پنجه نیز اطلاعاتی درباره وضعیت عمومی بدن ارائه میدهد.
بخش قابلتوجهی از قشر مغز به کنترل و پردازش حرکات دست، مچ و انگشتان اختصاص دارد و به همین دلیل، قدرت پنجه با ساختار مغز و سلامت شناختی ارتباط دارد.افرادی که در دهه شصت زندگی مچ دست سالمتر و پنجه نیرومندتری دارند، معمولا از سلامت عمومی بهتری نیز برخوردارند.
آنها نهتنها کمتر دچار تحلیل قوای جسمانی میشوند، که خطر زمین خوردن، شکستگی و پوکی استخوان نیز در آنها کمتر است، و در سنین بالاتر نیز کمتر در معرض از دست دادن استقلال فردی قرار میگیرند.
آماده کردن مچ دست برای سالهای آینده
جایهون کیم، جراح ارتوپد در دانشکده پزشکی آیکان در مانت ساینای نیویورک، پیش از هر چیز توصیه میکند به رژیم غذایی توجه داشته باشیم.
مواد غذایی سرشار از کلسیم و دیگر مواد معدنی، مانند ماهیهای کوچک استخواندار از جمله ساردین و همچنین لبنیات به کاهش خطر پوکی استخوان کمک میکنند.
در نگاه اول شاید وزن بدن ارتباط چندانی با سلامت مچ دست نداشته باشد، اما به گفته کیم، کاهش چربی اضافه به توزیع متوازنتر فشار بر این مفصل کمک میکند.
با این حال، لارسون میگوید یکی از بهترین راههای پیشگیری، انجام چند تمرین ساده است که مچ دست را مقاومتر میکنند و احتمال بروز مشکلات در سالهای آینده را کاهش میدهند.
او برای هر یک از تمرینهای زیر سه نوبت ۱۰ تایی، سه تا چهار بار در هفته توصیه میکند؛ یعنی حرکت را ۱۰ بار انجام دهید، استراحت کنید و این روند را سه بار دیگر تکرار کنید.
اگر بیماری یا آسیبدیدگی قبلی دارید، پیش از آغاز برنامه ورزشی جدید با پزشک مشورت کنید. اگر هنگام انجام حرکات نیز احساس درد کردید، تمرین را متوقف کنید و به پزشک مراجعه کنید.
عضلات شانه را تقویت کنید
اعضلات اصلی شانه دلتوئید نام دارند. شاید در نگاه اول ارتباطی میان این عضلات و مچ دست دیده نشود، اما لارسون میگوید عضلات سراسر دست و بازو مانند حلقههای یک زنجیر با یکدیگر کار میکنند و تقویت آنها فشار واردشده بر مچ را کاهش میدهد.
او توضیح میدهد که هنگام انجام دادن کارها تنها دست به کار گرفته نمیشود، بلکه کل بازو درگیر است. بنابراین، اگر عضلات شانه ضعیف باشند، فشار بیشتری به مچ وارد میشود؛ در مقابل، شانههای قویتر بخشی از این فشار را جذب و از مچ محافظت میکنند.
برای یک تمرین ساده، بایستید و دستها را از دو طرف بدن باز کنید. آرنجها یا صاف یا کمی خم باشند. سپس دستها را بهآرامی بالا ببرید و دوباره بهآرامی پایین بیاورید. این حرکت را در هر نوبت ۱۰ بار تکرار کنید.
قدرت پنجه را افزایش دهید
تمرین های تقویت قدرت پنجه با تقویت عضلات خمکننده و بازکننده ساعد، ثبات مچ دست را افزایش میدهند. این عضلات از روی مفصل مچ به انگشتان متصل میشوند و امکان گرفتن و نگه داشتن اشیا را فراهم میکنند.
مطالعات پیشین نشان دادهاند که تقویت این عضلات حتی ممکن است به افرادی که از قبل مچدرد دارند نیز کمک کند.
آبادیِر توضیح میدهد که عضلات ساعد در دو طرف مچ به دست متصلاند و مانند مجموعهای از قرقرهها عمل میکنند.
برای تقویت آنها میتوان از توپ مخصوص تمرین دست یا خمیرهای سیلیکونی مخصوص توانبخشی استفاده کرد.
اگر این وسایل را ندارید، توپ تنیس نیز کفایت میکند.توپ یا خمیر را در کف دستتان بگیرید و پنج تا ۱۰ ثانیه با قدرت زیاد فشار دهید. سپس دستتان را باز کنید و پنج ثانیه استراحت دهید و دوباره آن را فشار دهید. این حرکت را با هر دست ۱۰ بار انجام دهید.
مچ را با مقاومت ملایم خم و راست کنید
به گفته کیم، یکی دیگر از راههای کاهش فشار بر مفاصل و تاندونهای مچ، انجام حرکات خم و راست کردن مچ یا مقاومت ملایم است.
این تمرینها استخوانهای مچ را نیز تقویت و در بلندمدت به حفظ سلامت آنها کمک میکنند، بهویژه در پیشگیری از کاهش تراکم استخوان ناشی از کمتحرکی.
برای انجام دادن تمرین بنشینید و ساعدتان را روی میز قرار دهید، بهطوری که دست از لبه میز بیرون باشد. یک وزنه کوچک را در دست بگیرید.برای خم کردن مچ، کف دست را رو به بالا نگه دارید، مچ را به سمت بدن خم کنید و سپس دوباره پایین بیاورید. برای حرکت در جهت مخالف، کف دست را رو به پایین قرار دهید، دست را از مچ به سمت بالا ببرید و سپس دوباره پایین بیاورید.
اگر وزنه ندارید میتوانید از کش ورزشی استفاده کنید. یک سر کش را زیر پایه میز محکم کنید و سر دیگر را در دست بگیرید تا هنگام انجام حرکات مقاومت ملایمی ایجاد شود.هر دو حرکت را ۱۰ بار انجام دهید.
کیم میگوید این تمرینها بهویژه برای افرادی که زمان زیادی را صرف تایپ کردن یا نوشتن میکنند مفیدند.
مچ را به داخل و خارج بچرخانید
حرکات چرخشی ساعد و مچ دامنه حرکت و عملکرد کلی مچ را بهبود میدهند. این تمرینها را، مانند حرکات خم و راست کردن مچ، میتوان روی میز و با یک وزنه سبک یا کش ورزشی انجام داد.دست را روی میز بگذارید، به طوری که دست بیرون از لبه میز و انگشت شست رو به بالا باشد.
سپس مچ و ساعد را بهآرامی بچرخانید تا کف دست رو به پایین قرار گیرد. به حالت اولیه برگردید و این بار دست را در جهت مخالف بچرخانید تا کف دست رو به بالا قرار گیرد. این حرکت را ۱۰ بار تکرار کنید.
https://www.bbc.com/future/article/20260904-how-to-future-proof-your-wrists
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
تنها یک راه برای جلوگیری از تقلب دانشجویان وجود دارد
نوشتهٔ آدام گرانت
۲۶ اوت ۲۰۲۶، نیویورکتایمز.
برای مقابله با تقلب در مدارس رویآوردن به امتحانات شفاهی و کلاسی فقط تا حدی میتوانند کارساز باشند. روانشناسان در مطالعات متعددی نشان دادهاند که وقتی رقابت سختتر و ریسک بالاتر میرود، تقلب هم بیشتر میشود و ایجاد مانع و محدودیت هیچوقت کافی نبوده است.
تنها راهحل این است که این مشکل را بهصورت ریشهای حل کنیم، یعنی انگیزههای درونیِ دانشجویان را تغییر دهیم.
افرادی که از نظر اخلاقی اصالت دارند و هویت اخلاقیشان پایههای مستحکمی دارد، رفتار غیراخلاقی را صرفاً زیر پا گذاشتن قوانین نمیدانند، بلکه آن را نوعی توهین به ارزشهای درونی خودشان تلقی میکنند. این افراد پیش از انجامِ هر خطایی احساس گناه میکنند و از انجام کار درست به خود میبالند.
در نظر آنها تصمیماتشان آینۀ تمامنمای شخصیتشان است. در نظرسنجیهایی که از دانشجویانم داشتم متوجه شدم که بسیاری از آنها عمل تقلب را با «توجیهکردن» برای خودشان هضم و عادی میکنند، یعنی قبول دارند که تقلب کردهاند، اما خودشان را «متقلب» نمیدانند، بلکه میگویند صرفاً کاری را انجام دادهاند که برای رسیدن به موفقیت ضروری بوده.
اما این داستان دربارۀ افرادی که شخصیت اخلاقی مستحکمی دارند صدق نمیکند. این افراد در خود مسئولیت اخلاقی احساس میکنند، یعنی معیار آنها برای تقلب کردن یا نکردن سبکوسنگین کردنِ سود و زیان تقلب نیست، بلکه مسئلهشان اخلاقی است؛ از خود میپرسند «در این موقعیت برای شخصیتی مثل من کارِ درست کدام است؟».
این افراد هویت اخلاقی قدرتمندی دارند و به همین دلیل است که برخی از دانشجویانم بهجای همراهی با متقلبان، به من هشدار دادند که همکلاسیهایشان قصد دارند تقلب کنند.
وظیفۀ ما برای کمک به پرورشِ قطبنمای اخلاقی در دانشجویان این است که اخلاق را در بخشی از برنامۀ درسیشان بگنجانیم. باید به فرزندمان یاد بدهیم که تقلب صرفاً یک خطا نیست؛ بلکه بیعدالتی در حق دوستان است.
باید یاد بگیرند که تقلب یعنی ویرانکردنِ تلاش برای رسیدن به یک جامعۀ سالم؛ یعنی متوقفکردن رشدِ خودشان به عنوان یک انسانِ باوجدان.
برگرفته از «There’s Really Only One Way to Stop Students From Cheating» نوشتهٔ آدام گرانت، ۲۶ اوت ۲۰۲۶، نیویورکتایمز.
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
مطالعهای نشان میدهد ترس از بیکاری ناشی از هوش مصنوعی از امید به شغلهای جدید بیشتر است
یک مطالعه نشان میدهد با وجود درخواستها برای کند شدن توسعه هوش مصنوعی، ترس و ابهام نسبت به تاثیر آن بر بازار کار در سراسر جهان پابرجاست.
دید مردم نسبت به یک کشور و میزان اعتماد آنها به مقررات آن کشور در حوزه هوش مصنوعی معمولا به هم گره خورده است، مویرا فگان پژوهشگر ارشد مرکز پژوهشی پیو و یکی از نویسندگان یک مطالعه تازه درباره هوش مصنوعی (منبع به زبان انگلیسی) گفت.
بنا بر این گزارش، در بنگلادش، مالزی، پاکستان، سریلانکا، کرانه باختری و قدس شرقی، مردم برای حکمرانی بر هوش مصنوعی بیشتر به چین اعتماد دارند تا به ایالات متحده آمریکا یا اتحادیه اروپا.
همچنین اگر هفت کشور با درآمد متوسط دیگری را که این سوال در آنها مطرح شده است در نظر بگیریم، به طور میانه ۴۳ درصد به چین برای تنظیم مقررات هوش مصنوعی اعتماد دارند، ۳۵ درصد به آمریکا و ۳۴ درصد به اتحادیه اروپا.فگان گفت: «در کشورهای با درآمد متوسط، نگاه مثبت به چین معمولا بسیار بالاست و در بسیاری جاها از سال گذشته افزایش یافته است که احتمالا به بخشی از امتیازهای بالایی که برای اعتماد به چین در این حوزه میبینیم کمک کرده است.»
این گزارش بر پایه نظرسنجیای تنظیم شده که بین فوریه تا ژوئن ۲۰۲۶ انجام شده و در آن از بیش از ۵۰ هزار نفر در ۳۷ کشور سوال شده است و همچنین دیدگاه مردم درباره تاثیر هوش مصنوعی بر بازار کار را بررسی میکند.
به طور مشخص، بنا بر این مطالعه، شمار بیشتری از مردم انتظار دارند هوش مصنوعی به کاهش فرصتهای شغلی منجر شود تا ایجاد شغلهای جدید. با این حال، بخش قابل توجهی از پاسخدهندگان نیز گفتهاند از تاثیری که هوش مصنوعی بر تعداد فرصتهای شغلی خواهد گذاشت مطمئن نیستند.
این نظرسنجی همچنین نشان میدهد نگرانی از از دست رفتن شغلها به دلیل هوش مصنوعی در کشورهای ثروتمند به طور ویژه بالا است. برای نمونه در استرالیا، کره جنوبی و آمریکا حدود هفت نفر از هر ده بزرگسال یا بیشتر بر این باورند که هوش مصنوعی در ۲۰ سال آینده به از دست رفتن شغلها منجر خواهد شد.
این گزارش تاکید میکند که به همین ترتیب کشورهای ثروتمند بیش از کشورهای با درآمد متوسط نگران آن هستند که هوش مصنوعی نابرابریهای اقتصادی را افزایش دهد.
به گفته فگان به نظر میرسد این گرایشها با سایر دادهها از جمله میزان آشنایی مردم با این ابزار فناورانه مرتبط باشد. او گفت: «مردم در کشورهای ثروتمند بیشتر میگویند که درباره هوش مصنوعی زیاد شنیده یا خواندهاند و ما همچنین دریافتیم کسانی که آگاهی بیشتری از هوش مصنوعی دارند بیشتر باور دارند که این فناوری به از دست رفتن شغلها منجر خواهد شد.»
با این حال برخی کشورهای پردرآمد و با درآمد متوسط یک نقطه اشتراک دارند: جوانان ۱۸ تا ۳۴ ساله بیش از نسلهای مسنتر از از دست رفتن شغلها بر اثر هوش مصنوعی نگران هستند. بنا بر این نظرسنجی این وضعیت در کشورهایی چون کانادا، فرانسه، سنگاپور، سوئد، اندونزی، هند و مالزی دیده میشود. شکاف دیدگاهها درباره گسترش استفاده از هوش مصنوعی در زندگی روزمره کمتر آشکار است.
این نظرسنجی نشان میدهد در میان ۳۷ کشور، به طور میانه ۳۷ درصد بیشتر نگران هستند تا هیجانزده و ۴۱ درصد نیز به یک اندازه نگران و هیجانزدهاند. هرچند این نظرسنجی در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ انجام شده، انتشار آن در مقطعی بسیار حساس برای هوش مصنوعی صورت میگیرد.
مدیران شرکتهای بزرگ فعال در حوزه هوش مصنوعی از جمله سم آلتمان، ایلان ماسک و داریو آمودی بیش از پیش نسبت به خطرهایی که محصولات هوش مصنوعی آنها برای بشر به همراه دارد نگران شدهاند و خواستار کاهش سرعت در روند توسعه هوش مصنوعی شدهاند.
رئیس کمیسیون اروپا اورسولا فون در لاین نیز در سخنرانی مهم وضعیت اتحادیه که اوایل همین هفته در پارلمان اروپا ایراد کرد، از تلاشها برای کند کردن روند توسعه هوش مصنوعی حمایت کرد. او در این نطق همچنین وعده داد همکاریهای ایمنی با کانادا، بریتانیا و دیگر شرکای همفکر را نزدیکتر کند.
http://www.pewresearch.org/global/2026/09/17/globally-more-people-expect-ai-to-cause-job-loss-than-growth/
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
دانشمندان میگویند با کاهش دما خطر ایست قلبی به طور قابل توجهی افزایش مییابد
بر اساس یک پژوهش تازه محققان در مجارستان، از روی دادههای هواشناسی میتوان تا سه روز زودتر پیشبینی کرد چه زمانی ایست قلبی خارج از بیمارستان بیش از حد معمول رخ میدهد.
بر اساس پژوهشی که در نشریه Public Health منتشر شده است، کاهش دما یکی از مهمترین عوامل خطر مرتبط با وضعیت هوا برای ایست قلبی به شمار میرود. به این معنا که هر یک درجه سانتیگراد کاهش در میانگین دما به طور متوسط ۱.۴ درصد به تعداد روزانه موارد ایست قلبی خارج از بیمارستان افزوده است. پژوهشگران در مقایسه فصلی همچنین نشان دادند که در زمستان نزدیک به ۱۸ درصد ایست قلبی بیشتری نسبت به تابستان رخ داده است.
بر پایه مطالعهای کشوری که کارکنان دانشگاه سملوایز بوداپست، (منبع به زبان مجارستانی) دانشگاه فناوری و اقتصاد بوداپست و خدمات ملی اورژانس مجارستان در آن بیش از ۱۱۴ هزار مورد را تحلیل کردهاند، پژوهشگران به این نتیجه رسیدهاند که بر اساس دادههای هواشناسی میتوان تا سه روز زودتر پیشبینی کرد چه زمانی شمار ایستهای قلبی خارج از بیمارستان از حد معمول بیشتر خواهد شد.
پژوهشگران دادههای مربوط به ایستهای قلبی خارج از بیمارستان را که بین نوامبر ۲۰۱۸ تا دسامبر ۲۰۲۳ رخ داده بود با شاخصهای روزانه هواشناسی، از جمله دما، سرعت باد، فشار هوا، رطوبت و کیفیت هوا مقایسه کردند. این مدل خطر را برای افراد به طور جداگانه برآورد نمیکند، بلکه تعداد مواردی را که در سطح ملی انتظار میرود، تخمین میزند.
بر اساس این نتایج، نه تنها سرمای ناگهانی میتواند خطرناک باشد، بلکه به طور کلی دمای پایینتر نیز با ریسک همراه است. تغییرات سریع در همین راستا میتواند اهمیت ویژهای داشته باشد. یکی از مهمترین یافتههای این مطالعه این است که اثر تغییرات جوی لزوما بلافاصله ظاهر نمیشود و افزایش شمار ایستهای قلبی خارج از بیمارستان ممکن است تا سه روز بعد بروز کند.
یکی از بزرگترین چالشها در تدوین این مدل این بود که مشخص کنیم کدام روزها واقعا روزهای غیرعادی محسوب میشوند و سپس بررسی کنیم آیا این روزها با عوامل هواشناسی ارتباط دارند یا نه. پس از آن توانستیم مدلی بسازیم که بر اساس دادههای پیشین، تعداد موارد مورد انتظار را برآورد میکند.
به گفته پژوهشگران مجار، مدلهایی که بر پایه پیشبینیهای هواشناسی ساخته میشوند میتوانند در آینده به بیماران قلبی و عروقی و خانوادههایشان کمک کنند برای دورههای پرخطر بهتر آماده شوند و علاوه بر این، به خدمات اورژانس و بیمارستانها در مدیریت فشار کاری بیشترِ مورد انتظار یاری برسانند.
ایست قلبی خارج از بیمارستان (OHCA) یکی از مهمترین علل مرگ و میر در کشورهای توسعهیافته است.در اروپا هر سال بین ۶۷ تا ۱۷۰ مورد ایست قلبی به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر ثبت میشود و نرخ بقا کمتر از ۱۰ درصد است.
شناسایی هر عاملی که بتواند افزایش احتمالی شمار موارد را از پیش نشان دهد، میتواند به آمادگی سیستمهای اورژانس کمک کند، توجه مردم را به اهمیت کمکرسانی سریع و احیای قلبیریوی جلب کند و در بلندمدت به بهبود شانس بقا منجر شود.
https://semmelweis.hu/mediasarok/2026/09/16/az-idojarasi-adatok-napokkal-korabban-figyelmeztethetnek-a-szivmegallas-veszelyere
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
محله دوران جوانی چگونه میتواند دههها بعد سلامت قلب را تحت تاثیر قرار دهد؟
پژوهشگران دریافتند محلهای که فرد در اوایل بزرگسالی در آن زندگی میکند، ممکن است بهطور نامحسوس سلامت قلب او را برای دههها تحت تأثیر قرار دهد و با افزایش خطر تجمع کلسیم در عروق کرونر در میانسالی ارتباط دارد.
پژوهشگران دریافتند افرادی که در دوران جوانی در محلههایی با شرایط اجتماعی نامطلوبتری زندگی کرده بودند، در میانسالی بیشتر در معرض ابتلا به کلسیفیکاسیون عروق کرونر قرار داشتند.
کلسیفیکاسیون عروق کرونر یا «CAC»، یکی از شاخصهای مهم و اولیه بیماریهای قلبیعروقی است.
این مطالعه توسط پژوهشگران «Northwestern Medicine» انجام شده و نتایج آن در نشریه علمی «نیچر کمیپنیمیشنز» منتشر شده است.
پژوهشگران نورثوسترن مدیسین این ارتباط را با استفاده از یک شاخص جدید شناسایی کردند که برای اندازهگیری همزمان چندین عامل اجتماعی تعیینکننده سلامت در سطح محله طراحی شده است.
این شاخص شرایط اقتصادی و اجتماعی، دسترسی به مواد غذایی، فرصتهای فعالیت بدنی و میزان جرم و جنایت در منطقه را دربرمیگیرد.
لیفانگ هو، پزشک و دارای مدرک دکتری، استاد پزشکی پیشگیرانه و پزشکی کودکان و نویسنده ارشد این مطالعه، گفت: «این مطالعه با تغییر تمرکز از عوامل خطر مرتبط با سبک زندگی فردی به درک جامعتر از چگونگی تأثیر محیط و شرایط محله بر سلامت، به پیشبرد این حوزه کمک میکند.»
بر اساس اعلام مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای آمریکا، بیماریهای قلبیعروقی همچنان مهمترین علت مرگومیر در آمریکا و سراسر جهان هستند.
پژوهشهای پیشین نشان دادهاند محله و محیط اطراف محل زندگی افراد میتواند بر سلامت قلب و عروق و بهطور کلی خطر ابتلا به بیماریهای قلبی اثر بگذارد.
پژوهشگران همچنین ارتباط میان عوامل اجتماعی فردی، از جمله درآمد و سطح تحصیلات، و سلامت قلب و عروق را به اثبات رساندهاند.
با این حال، به گفته هو، مطالعات بسیار کمتری بررسی کردهاند که چگونه مجموعهای از شرایط اجتماعی یک محله، در کنار یکدیگر و طی سالهای طولانی، میتوانند خطر بیماریهای قلبیعروقی را تحت تأثیر قرار دهند.
هو گفت: «ما یک خلأ مهم در دانش موجود شناسایی کردیم: نیاز به روشی جامعتر برای اندازهگیری عوامل اجتماعی تعیینکننده سلامت در سطح محله و درک این موضوع که قرار گرفتن در معرض این عوامل، از دوران اوایل بزرگسالی، چگونه در طول زندگی بر خطر بیماریهای قلبیعروقی اثر میگذارد.»
این مطالعه یک پژوهش طولی است که بررسی میکند عوامل رفتاری، محیطی و مرتبط با نژاد و جنسیت چگونه بر شکلگیری بیماریهای قلبیعروقی و روند سالمندی اثر میگذارند.پژوهشگران با استفاده از این دادهها، شاخص جدیدی برای سنجش عوامل اجتماعی تعیینکننده سلامت در سطح محله ایجاد کردند.
سپس امتیازهای بهدستآمده از این شاخص را با میزان کلسیفیکاسیون عروق کرونر (CAC) مقایسه کردند؛ شاخصی شناختهشده که میتواند نشانهای از مراحل اولیه بیماریهای قلبیعروقی باشد و در طول زمان نیز بهطور مکرر اندازهگیری شده بود.
تیم پژوهشی با استفاده از روشهای آماری پیشرفته و یادگیری ماشین، رابطه میان شرایط اجتماعی محله و خطر بیماریهای قلبیعروقی را بررسی کرد و همزمان عوامل مربوط به خود افراد را نیز در نظر گرفت. پژوهشگران همچنین بررسی کردند که آیا این ارتباط در میان گروههای مختلف بیماران تفاوت دارد یا خیر.
نتایج نشان داد افرادی که در اوایل بزرگسالی در معرض شرایط اجتماعی نامطلوبتری در محله محل زندگی خود قرار داشتند، در سالهای بعد زندگی با خطر بیشتری برای ابتلا به کلسیفیکاسیون عروق کرونر مواجه بودند.این ارتباط در میان شرکتکنندگان سیاهپوست در مقایسه با شرکتکنندگان سفیدپوست قویتر بود.
شرایط محله ممکن است آثار بیولوژیکی بر جای بگذارد.به گفته هو، نتایج این مطالعه نشان میدهد که شرایط اجتماعی محله در سالهای ابتدایی زندگی ممکن است پیامدهای بیولوژیکی ماندگاری برای سلامت قلب و عروق داشته باشد.
این یافتهها در آینده میتوانند به تدوین روشهایی برای ارزیابی خطر بیماری کمک کنند که شرایط گستردهتر زندگی بیمار را نیز در نظر میگیرند.
پژوهشگران اکنون قصد دارند بررسی کنند که آیا همین عوامل مرتبط با محله با پیامدهای دیگر بیماریهای قلبیعروقی، از جمله سکته قلبی و نارسایی قلبی نیز ارتباط دارند یا خیر.
https://www.sciencedaily.com/releases/2026/08/260830000009.htm
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
راه رفتن سریع در مدت کم هم میتواند طول عمر را افزایش دهد
سرعت گامبرداری زمانی بیشترین اهمیت را دارد که تحرک شما بسیار کم باشد.
نتایج یک مطالعه جدید نشان میدهد برای بهرهمندی از فواید چشمگیر پیادهروی برای سلامتی، شاید لازم نباشد تمام تمرکز خود را بر برداشتن هزاران گام بیشتر در روز بگذارید و ممکن است کافی باشد کمی سریعتر راه بروید.
بر اساس پژوهشی جدید که در مجله بریتانیایی پزشکی ورزشی (British Journal of Sports Medicine) منتشر شد، هم برداشتن گامهای کمتر با سرعت بیشتر و هم برداشتن گامهای بیشتر با سرعت کمتر، با کاهش خطر مرگ زودرس ارتباط دارند؛ یافتهای که نشان میدهد هم میزان پیادهروی و هم سرعت آن ممکن است اهمیت داشته باشد.
کارشناسان میگویند این نتایج بهویژه برای افرادی که در حال حاضر فعالیت چندانی ندارند، دلگرمکننده است، زیرا نشان میدهد میتوان فعالیت روزانه را با انعطاف و متناسب با سبک زندگی هر فرد، تنظیم کرد. پژوهشگران برای این مطالعه، دادههای حرکتی بیش از ۱۰۰ هزار شرکتکننده در پروژه «بیوبانک بریتانیا» را بررسی کردند. این افراد بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵، به مدت هفت روز متوالی دستگاه پایش فعالیت روی مچ دست خود داشتند.
سپس موارد مرگومیر آنان به مدت حدود هشت سال پیگیری شد. شرکتکنندگان بر اساس تعداد گامهای روزانه دستهبندی شدند و بیشترین سرعت گامبرداری در ۳۰ دقیقه اندازه گرفته شد؛ یعنی میانگین تعداد گامها در دقیقه طی ۳۰ دقیقهای که فرد در هر روز بیشترین سرعت گامبرداری را داشت. لازم نبود این ۳۰ دقیقه پیوسته باشد.نتایج نشان داد هم سریعتر راه رفتن و هم برداشتن گامهای بیشتر در روز با کاهش خطر مرگ ارتباط داشتند.
بیشترین فایده احتمالی افزایش سرعت در افرادی مشاهده شد که کمترین تعداد گام را برمیداشتند. به این ترتیب که در میان افرادی که کمتر از پنج هزار قدم در روز برمیداشتند، سرعت حدود ۸۰ قدم در دقیقه با ۲۸ درصد کاهش خطر مرگ همراه بود. در گروهی که روزانه بین پنج هزار تا هفت هزار و ۵۰۰ قدم برمیداشتند، حدود ۶۰ قدم در دقیقه با ۳۰ درصد کاهش خطر همراه بود و در افرادی که بین هفت هزار و ۵۰۰ تا ۱۰ هزار قدم در روز داشتند، حدود ۱۰۰ قدم در دقیقه با ۴۳ درصد کاهش خطر مرگ مرتبط بود.
آیا باید همیشه سریعتر راه برویم؟
بورخا دل پوزو کروز، دانشیار دانشگاه اروپایی مادرید و یکی از نویسندگان این مطالعه، میگوید: «اگر نمیتوانید تعداد زیادی گام بردارید، سرعت اهمیت پیدا میکند. بنابراین، کسی که فقط ۱۵ دقیقه از زمان ناهارش را به پیادهروی اختصاص میدهد، همچنان میتواند از این فرصت بهره ببرد. پیادهروی تند در این مدت احتمالا بیشتر از قدم زدن آرام به مدت مشابه برای او فایده دارد.»
با این حال، این نتایج به این معنا نیست که همه افراد باید صرفا سرعت پیادهروی خود را افزایش دهند. سرعت گامبرداری زمانی بیشترین اهمیت را دارد که تحرک شما بسیار کم باشد. هنگامی که در طول روز تعداد مناسبی گام برمیدارید، سرعت برداشتن آنها در درجه دوم اهمیت قرار میگیرد.
به گفته متیو احمدی، دانشیار دانشگاه موناش در ملبورن استرالیا و یکی دیگر از نویسندگان این مطالعه، با توجه به تحقیقات پیشین، اهمیت سرعت برای افرادی که روزانه کمتر از پنجهزار گام برمیدارند، کاملا دور از انتظار نبود؛ هرچند شدت این ارتباط از حد انتظار بیشتر بود و نشان میدهد برای افرادی که در حالت عادی نسبتا کمتحرکاند، افزایش سرعت پیادهروی میتواند در بهرهمندی از فواید آن نقش مهمی داشته باشد.
چرا سریعتر یا بیشتر راهرفتن ممکن است به افزایش طول عمر کمک کند؟
پژوهشهای پیشین همواره میان برداشتن گامهای بیشتر در روز و کاهش خطر مرگ زودرس ارتباط نشان دادهاند. برای نمونه، یک مرور نظاممند و فراتحلیل جدید نشان داد که برداشتن روزانه هفت هزار گام، در مقایسه با دو هزار گام، با کاهش ۴۷ درصدی خطر مرگ ناشی از هر علت ارتباط دارد، اما شواهد درباره اینکه شدت گامبرداری، مستقل از تعداد کل گامها، فواید بیشتری دارد یا نه، تاکنون یکدست نبود.
مطالعه جدید با بررسی ترکیب میزان و شدت پیادهروی، به مجموعه دانستههای موجود اطلاعات بیشتری میافزاید، اما همچنان به پژوهشهای بیشتری نیاز است.آیمین لی، استاد پزشکی دانشکده پزشکی هاروارد و استاد همهگیرشناسی در دانشکده بهداشت عمومی تیاچ چان هاروارد در بوستون که در این مطالعه مشارکت نداشت، میگوید: «دانش علمی بر پایه مجموعه شواهد شکل میگیرد، نه فقط یک مطالعه. اگرچه این پژوهش نشان داد تعداد کمتر گامهای سریع میتواند مزایایی مشابه تعداد بیشتر گامهای آهسته داشته باشد، مطالعات دیگر این نتیجه را تایید نکردهاند.»
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
رسیدگی به دیگران بدون خودمهربانی چندان سودی ندارد
مهربان بودن با خود و دیگران کلید سلامت و رفاه روانی است؛ هیچکدام بدون دیگری کامل نیست و تا هر دو نباشد، احساس بهترین بودن و آرامش واقعی نمیکنیم.
پژوهشگران دانشگاه مکگیل در کانادا میگویند افرادی که نسبت به دیگران، حیوانات و خودشان شفقت نشان میدهند، در شاخصهای بهزیستی وضعیت بهتری دارند تا کسانی که فقط نسبت به دیگران یا فقط نسبت به خودشان دلسوز هستند.
این یافته تصور رایج را زیر سوال میبرد که مراقبت از دیگران همیشه از نظر روانی سودمند است. بر اساس این پژوهش، شفقت نسبت به دیگران تنها زمانی به بهبود بهزیستی منجر میشود که با شفقت نسبت به خود همراه باشد.
باسام خوری، نویسنده اصلی این پژوهش در دانشگاه مکگیل، گفت: «بسیاری از افراد، بهویژه مراقبان، آموزگاران، متخصصان سلامت، والدین و کنشگران، ممکن است نسبت به دیگران بسیار مراقب و مهربان باشند اما در قبال خود خشن یا بیتوجه عمل کنند.»
او افزود این پژوهش نشان میدهد این عدمتعادل ممکن است با سلامت روان ضعیفتر، از جمله سطح بالاتر استرس و اضطراب، در مقایسه با کسانی مرتبط باشد که هم نسبت به خود و هم نسبت به دیگران احساس شفقت دارند.
پژوهشگران همچنین دریافتند که پایین بودن شفقت نسبت به خود با رضایت کمتر از زندگی و انزوای اجتماعی همراه است.
در مقابل، کسانی که به طور یکنواخت سطح بالایی از شفقت نسبت به خود، دیگر انسانها و حیوانات نشان دادند، بیشترین میزان کارکرد روانی سازگارانه را داشتند؛ حالتی از سلامت روان بهینه، تابآوری عاطفی و بهزیستی اجتماعی.
پژوهشگران بیش از ۱۲۰۰ شرکتکننده را بررسی کردند و بر اساس پاسخهای آنان به پرسشنامههایی که میزان شفقت نسبت به خود، دیگر انسانها و حیوانات را میسنجید، آنها را بر اساس «پروفایلهای شفقت» در گروههای مختلف دستهبندی کردند.
خوری افزود: «شفقت نسبت به خود میتواند به تنظیم هیجانهای دشوار، کاهش خودانتقادی و ایجاد احساس امنیت درونی کمک کند.»
او افزود: «این رویکرد نه خودخواهانه است و نه نشانه لذتجویی؛ بلکه پایهای برای مراقبت پایدار از دیگران و توانایی گسترش شفقت به همه موجودات ذیحس است.»
این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: انگلیسی
http://www.euronews.com/health/2026/09/10/caring-for-others-without-self-love-wont-do-as-much-good
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
نکاتی که چشمها درباره میزان استرس شما فاش میکنند
هورمونهای استرس از جمله کورتیزول به ایجاد خشکی چشم و ابتلا به آبسیاه یا تشدید آنها دامن میزنند.
یک جدایی عاطفی ناخوشایند، مشاجره لفظی شدید با فرزندان یا هفته کاری طاقتفرسا میتواند ظرف چند ساعت باعث تاری دید شود؛ آن هم بهدلیل عارضهای که پزشکان میگویند خیلیها نامش را هم نشنیدهاند.
این عارضه، که رتینوپاتی سروز مرکزی نامیده میشود، ارتباط تنگاتنگی با استرس دارد. خیلیها فکرش را نمیکنند که بحرانهای روحی با وضعیت چشمشان ارتباط داشته باشند.
با اینحال، استرس با چندین بیماری چشمی ارتباط دارد و این ارتباط از هورمونی نشأت میگیرد که نام آن با احساس درماندگی و فشار گره خورده است.
آسیب چشمی از چرخه طبیعی تعامل چشم و دستگاه عصبی شروع میشود که درنهایت به ترشح هورمون استرس یعنی کورتیزول میانجامد؛ هورمونی که باعث افزایش تمرکز و انرژی میشود و نقش بسزایی در مواجهه با تهدیدها دارد.
کورتیزول در واکنش به چیزهایی که میبینیم یا تجربه میکنیم ترشح میشود؛ درست وقتی که آمیگدال- بخش مهم دستگاه لیمبیک که وظیفه تنظیم احساسات را برعهده دارد- تشخیص میدهد در معرض خطر هستیم.
وقتی احساس خطر میکنیم، هیپوتالاموس یا همان مرکز اصلی کنترل و حفظ ثبات بدن با غدد فوقکلیوی و هیپوفیز ارتباط میگیرد و باعث ترشح کورتیزول و سایر هورمونها میشود.
وقتی دچار اضطراب شدید میشویم، کورتیزول به التهاب و افزایش فشار داخل چشم دامن میزند؛ دو عاملی که به روند پیشرفت و تشدید بیماریهای چشمی سرعت میبخشند.
کورتیزول در کوتاهمدت جلوی التهاب را میگیرد، اما وقتی استرس حالت مزمن پیدا میکند، باعث التهاب و نشت مایعات میشود.
به این ترتیب، مایعات موجود در پشت شبکیه بهشکل تاول درمیآیند و شبکیه را از بخش پشتی چشم جدا میکنند که به رتینوپاتی سروز مرکزی منجر میشود.
این عارضه اغلب هیچ علامتی ندارد، اما ممکن است با تغییر دید، مشاهده لکهها یا اجسام شناور و ایجاد لکههای تیره همراه باشد و باعث شود که خطوط صاف را کج ببینید.
این عارضه همیشه به استرس نسبت داده میشود، اما مطالعه مروری مجله حوزههای نوین پزشکی نشان داده که افسردگی و اضطراب هم در این مورد دخیل هستند.
پژوهشگران میگویند این بیماری ارتباط تنگاتنگی با اضطراب و افسردگی دارد و چشمپزشکها باید سلامت روان بیماران را هم در کنار مراقبتهای چشمی ارزیابی کنند و روشهای درمانی مختلف را با آنها به اشتراک بگذارند.
خشکی چشم و سندرم روده تحریکپذیر علاوه بر التهاب باعث بروز اختلالات عصبی-ایمنی میشوند. پژوهشگران میگویند ایندو عارضه به تغییر سلولهای ایمنی دامن میزنند.
اضطراب باعث مختلشدن پیامهای عصبی روده میشود که بر دستگاه گوارش اثر میگذارد و پیامهای عصبی مربوط به غده اشکی و غدد چربی چشم را هم تحت تأثیر قرار میدهد.
مطالعه سالنامه گوارش، که ۹۵ بیمار مبتلا به سندرم روده تحریکپذیر در آن شرکت داشتند، نشان داد که احتمال بروز علائم خشکی چشم در این افراد ۱٫۷ برابر بیشتر از ۲۷۶ داوطلب سالم گروه شاهد بود.
مطالعه مروری مجله اروپایی چشمپزشکی هم نشان داد که احتمال ابتلا به اضطراب در بین بیماران مبتلا به خشکی چشم ۲٫۳ برابر و احتمال ابتلا آنها به افسردگی ۱٫۸ برابر بیشتر از افراد گروه شاهد بود.خشکی چشم که با احساس سوزش، گزگز و خراشیدگی در چشم همراه است، ۴۹ میلیون آمریکایی را تحت تأثیر قرار داده است.
وقتی سطح کورتیزول بالا میرود، فشار داخل چشم دستخوش تغییر میشود. افزایش فشار اغلب بیخطر است، اما فشار بالا در طولانیمدت به عصب بینایی آسیب میزند و باعث آبسیاه میشود؛ عارضهای که مهمترین عامل نابینایی در افراد بالای ۶۰ سال است.
داوطلبان در مطالعه مجله چشمپزشکی آبسیاه بهطور تصادفی در معرض یک اتفاق استرسزا قرار گرفتند. نتایج نشان داد که اتفاقات استرسزا باعث افزایش قابلتوجه سطح کورتیزول و فشار داخل چشم میشوند.مدیتیشن میتواند تبعات فشار را خنثی کند.
یک کارآزمایی تصادفی که با حضور ۹۰ داوطلب مبتلا به آبسیاه انجام گرفت و نتایج آن در مجله آبسیاه منتشر شد، نشان داد سهچهارم افرادی که بهمدت ۳ هفته هرروز مدیتیشن میکردند، با کاهش ۲۵ درصدی فشار داخل چشم و کاهش قابلتوجه سطح هورمونهای مرتبط با استرس مواجه شدند.
پرش پلک میتواند نشانه این باشد که فشار و استرس زیادی را تحمل میکنید. کمبود خواب و مصرف کافئین باعث تشدید پرش پلک شده و به چرخه معیوب استرس دامن میزند.
مطالعهای که با حضور ۱۰۰ دانشجوی پزشکی انجام گرفت و در مجله بریتانیایی پزشکی و تحقیقات پزشکی منتشر شد، نشان داد ۴۴ درصد از دانشجویان در هفته منتهی به امتحانات دچار پرش پلک شدند. کمبود خواب و مصرف نوشیدنیهای انرژیزا باعث تشدید این حالت شده بود.
http://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC1283272/
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
از قصه شب تا باشگاه کتاب: مطالعه مغز را در تمام عمر حفظ میکند
مطالعه برای لذت بردن فقط سرگرمکننده نیست؛ پژوهشهای تازه نشان میدهد این کار میتواند سلامت مغز را تقویت کند و خطر زوال عقل را کاهش دهد.
چه یک کلاسیک انگلیسی را روی کاغذ بخوانید و چه تازهترین رمان رومنتسی را روی کتابخوان الکترونیکی خود، به نظر میرسد فارغ از این که چه میخوانیم و چگونه میخوانیم، مطالعه برای لذت میتواند فواید بزرگی برای سلامت داشته باشد. یک مرور تازه که پژوهشگران دانشگاه کمبریج انجام دادهاند نشان داده است که در مطالعات متعدد، مطالعه با تمرکز و حافظه بهتر، مشکلات کمتر در حوزه سلامت روان و سبک زندگی سالمتر همراه بوده است.
باربارا سهاکیان، استاد در دانشگاه کمبریج و نویسنده مسئول این مرور، گفت: «مطالعه راهی عالی برای تقویت سلامت مغز، پرورش مهارتهای شناختی مهم و افزایش احساس بهزیستی است.» او گفت: «با توجه به شواهد رو به افزایش درباره فواید مطالعه، بهویژه برای کودکان، باید از سنین پایین آن را تشویق کنیم، اما واقعا هیچوقت برای شروع دیر نیست و مطالعه میتواند در تمام طول زندگی و حتی در دوران سالمندی سودمند باشد.»
با وجود شواهد فزاینده درباره فواید مطالعه برای جوانان، نرخ کتابخوانی در میان کودکان و دانشآموزان در سراسر اروپا به طور کلی کاهش یافته است.آخرین گزارش پیزا ۲۰۲۵ (منبع به زبان انگلیسی)گزارش که دانش و مهارتهای دانشآموزان ۱۵ ساله را در حوزههای مطالعه، ریاضی و علوم در مدرسه ارزیابی میکند، نشان میدهد عملکرد مطالعه در سطح جهان رو به کاهش است.
پژوهشگران سازمان همکاری و توسعه اقتصادی این افت گسترده را به عواملی مانند کاهش مطالعه تفننی و افزایش حواسپرتی دیجیتال نسبت دادهاند.در بریتانیا، گزارش اخیر مؤسسه ملی سوادآموزی (منبع به زبان انگلیسی) نشان میدهد در میان ۸ تا ۱۸ سالهها، ۳۶ درصد گفتهاند از مطالعه در وقت آزاد خود لذت میبرند؛ رقمی که از ۵۸.۶ درصد در سال ۲۰۱۶ کاهش یافته است.
کریستل لَنگلی، نویسنده همکار این مرور، گفت: «با توجه به این که مطالعه برای لذت در سنین پایین تا چه حد سودمند است، باید هر کاری از دستمان برمیآید انجام دهیم تا کودکان و جوانان را با کتابخوانی آشنا کنیم.» او افزود که مهم است موضوعی را پیدا کنیم که واقعا از خواندن درباره آن لذت ببرند؛ این موضوع میتواند برنامه تلویزیونی یا یک بازی باشد و از آن بهعنوان «دروازه ورود» استفاده کنیم. او گفت: «کمیکها و رمانهای مصور هم میتوانند مقدمه خوبی باشند، چون شاید در مقایسه با رمانها کمتر ترسناک و شاید کمتر خستهکننده به نظر برسند.»
فواید مطالعه البته به دوران کودکی محدود نمیشود. پژوهشگران در چندین نظرسنجی به طیفی گسترده از فواید برای بزرگسالان اشاره کردهاند؛ از کاهش استرس و آرامش بیشتر گرفته تا رویکردی مداراگرانهتر نسبت به دیدگاههای متفاوت. به گفته نویسندگان، مطالعه بهویژه برای سالمندان مفید است. فعالیتهای تفریحی که مغز را فعال نگه میکنند با کندتر شدن افت شناختی و کاهش خطر زوال عقل در این گروه سنی ارتباط دارند.این فواید وقتی افراد عضو گروههای مطالعه یا باشگاههای کتاب هستند حتی بیشتر هم میشود.
سهاکیان گفت: «این گروهها میتوانند کمک کنند افراد کمتر احساس تنهایی کنند و پیوند بیشتری با دیگران داشته باشند؛ چیزی که نشان داده شده خطر زوال عقل را کاهش میدهد.» او گفت: «این باشگاهها در هر سنی میتوانند سرگرمکننده و سودمند باشند، اما برای سالمندانی که شاید تحرک زیادی ندارند ایدهآلاند؛ ممکن است نتوانند مثل یک گروه ورزشی یا گروه دوچرخهسواری از خانه بیرون بروند، اما اغلب میتوانند عضو یک گروه مطالعه شوند و از آن لذت ببرند.»
همزمان با افزایش مداوم اختلالات سلامت روان در جهان، پژوهشگران بیش از پیش بر عوامل سبک زندگی که میتوانند در این روند نقش داشته باشند و راههای مقابله با آن تمرکز میکنند. نویسندگان این مطالعه میگویند مطالعه در این دسته قرار میگیرد؛ یعنی «عاملی محافظتی که در طول زندگی قابل دسترس و کمهزینه است».آنها یادآور شدند سازوکارهای دقیق مغزیای که از طریق آنها مطالعه این اثرات مثبت را ایجاد میکند هنوز بهطور کامل شناخته نشده و به پژوهش بیشتری نیاز است.
با این حال، این مرور نشان میدهد مداخلات مبتنی بر مطالعه میتواند راهبردی عملی برای حمایت از سلامت مغز، رشد شناختی و بهزیستی باشد. آنها نوشتند: «سیاستهایی که از طریق مدرسهها، کتابخانهها، باشگاههای کتاب و ابتکارهای محلی، عادت به مطالعه را از سنین پایین ترویج میکنند، میتوانند به کاهش بخشی از آثار منفی فقر بر رشد مغز و مسیر یادگیری کمک کنند و در بلندمدت مزایای آموزشی و رشدی به همراه داشته باشند.»
www.oecd.org/en/publications/2026/09/pisa-2025-results-volume-i_5265bfb1.html
موضوعات مرتبط: برای کتابداران ، اطلاعات عمومی ، کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، مقاله
واتپد چگونه نویسنده میسازد؟
به قلم: ابوالفضل زارعی
واتپد در سال ۲۰۰۶ راهاندازی شد و از یک اپلیکیشن موبایلی برای خواندن کتاب به سکویی برای نوشتن و بهاشتراکگذاری داستان تبدیل شد؛ بستری که نویسندگان میتوانند در آن مستقیماً با مخاطبان ارتباط برقرار کنند.
امروز بیش از ۹۰ میلیون کاربر فعال ماهانه در این سکو حضور دارند و داستانهایی در ژانرهایی مانند عاشقانه، داستان نوجوان و فنفیکشن از محبوبترین محتواهای آن هستند.
اما داستان واتپد فقط به خواندن و نوشتن آنلاین محدود نمیشود. برخی داستانهای منتشرشده در این سکو، پس از جلب توجه مخاطبان، مسیر خود را به دنیای نشر، کتاب، فیلم و سریال باز کردهاند؛ مسیری که رابطه میان نویسنده، خواننده و ناشر را نیز تغییر داده است.
https://bookdiplomacy.ir/%d9%88%d8%a7%d8%aa%d9%be%d8%af-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d8%af%d8%9f/
موضوعات مرتبط: نگارش ، اطلاعات عمومی ، مقاله
قدرت ویرانگر شایعهپراکنی؛ چرا نباید به شایعهها دامن زد؟
شایعهپراکنی جزو قدیمیترین و مخربترین ابزارهای اعمال قدرت انسان است که نیازی به منصب، عنوان، مدرک و مسئولیتپذیری ندارد و فقط زبانی برای گفتن و گوشی برای شنیدن میخواهد.
شایعات سریعتر از حقایق پخش میشوند، عمیقتر از واقعیات در ذهن شنوندگان نقش میبندند و زخمی از خود بهجا میگذارند که عذرخواهی دردی از آن دوا نمیکند.
چیزی که شایعهپراکنی را تا این حد خطرناک میکند، این است که لازم نیست حتماً حقیقت داشته باشد تا روی دیگران اثر بگذارد. دروغی که بارها و بارها تکرار میشود، ممکن است کمکم بهعنوان یک امر مسلم پذیرفته شود.
سوءظنی که درگوشی مطرح میشود، ممکن است حکم حقیقت را پیدا کند و با صدای بلند به گوش همه برسد. شاید روزی حقیقت برملا شود، اما آبِ رفته به جوی بازنمیگردد.
ممکن است اعتبار و آبروی کسی از بین برود، روابط خاتمه پیدا کنند، خانوادهای از هم بپاشد یا مسیر شغلی کسی از حالت عادی خارج شود.تبلیغات سیاسی هم به همین شکل عمل میکنند؛ با این تفاوت که مقیاس بهمراتب بزرگتری دارند. شایعه سوژههای انسانی را هدف میگیرد و تبلیغات سیاسی جوامع، نهادها و ملتها را.
هردو با احساسات مردم بازی میکنند، از ترسشان بهره میگیرند و به کسانی میدان میدهند که با قاطعیت سخن میگویند؛ حتی اگر اطلاعات موثقی در اختیار نداشته باشند. هدف، آگاهیبخشی نیست.
آنها میخواهند روی قضاوت ما اثر بگذارند و القا کنند به چه کسی اعتماد کنیم، چه کسی را به باد انتقاد بگیریم و به حرف چه کسی گوش کنیم.شایعهپراکنی در عصر شبکههای اجتماعی مقیاس وسیعی پیدا کرده است. شایعهای که زمانی در یک محله دستبهدست میشد، اکنون در کسری از ثانیه در سراسر جهان پخش میشود.
یک تیتر گمراهکننده، ویدئوی دستکاریشده یا اتهام نامعلوم حتی قبل از آنکه سوژه مورد نظر از ماجرا سر دربیاورد، بین میلیونها نفر دستبهدست میشود. مردم فوراً شایعه را پخش میکنند.
واکنشهای خشمآلود به سرگرمی تبدیل میشود، تحقیر دستمایه تولید محتوا قرار میگیرد و درد و رنج دیگران به ابزاری برای مطرحشدن در فضای عمومی بدل میشود.داشتن اطلاعات خصوصی دیگران به انسان قدرت میدهد و اگر بتوانیم نحوه ارائه و انتشار اطلاعات را کنترل کنیم، قدرت بیشتری نصیبمان میشود.
شاید کسی دهها سال شرافتمندانه زندگی کرده باشد، دست خیلیها را گرفته باشد، عاشق خانوادهاش باشد، به جامعه خدمت کرده باشد یا بارِ مشکلات دیگران را به دوش کشیده باشد، اما فقط یک اشتباه کوچک او- چه واقعی، چه اغراقشده و چه ساختگی- در ذهن مردم نقش ببندد.
ما عادت بیرحمانهای داریم و انسانها را با بدترین لحظات زندگیشان به خاطر میآوریم و کلیّت زندگی آنها را نادیده میگیریم. ناکامیهای مردم را بزرگ جلوه میدهیم و فضائل اخلاقیشان را کوچک میشماریم. اشتباهاتشان را به خاطر میسپاریم و فداکاریهایشان را از یاد میبریم.
ما آدمها را با بدترین کاری که کردهاند میسنجیم و تصور میکنیم که شخصیتشان در همین کار خلاصه میشود.این عادت بویی از عدالت نبرده و نوعی سهلانگاری اخلاقی است.مسئولیتپذیری اهمیت دارد. حقیقت حائز اهمیت است.
وقتی کسی به دیگری آسیب میزند، نباید رفتار ناشایست او را با تکیه به تعارف یا توسل به احساسات نادیده بگیریم. ما باید صدای قربانیان را بشنویم، به رفتار ناشایست آدمها واکنش نشان دهیم و آنها را با پیامد رفتارشان روبهرو کنیم.
اگر کسی کار اشتباهی کرده باشد، باید او را براساس شواهد محکم پاسخگو کنیم. اینکه بخواهیم او را با تکیه به شایعه بیآبرو کنیم، چیز دیگری است. عدالت با حقیقت و انصاف سروکار دارد و شایعهپراکنی با هیجان، تأثیرگذاری و تخریب گره خورده است.هرکسی در مقطعی از زندگیاش اشتباه کرده است.
اگر شرمآورترین لحظه زندگیمان را جدا میکردند و بارها جلوی چشم همه به نمایش میگذاشتند، آیا میتوانستیم همان قضاوت تند و تیزی را که درباره دیگران داریم تاب بیاوریم؟
آیا تحمل میکردیم که با حرفهایی که از سرِ عصبانیت به زبان آوردهایم، با تصمیمی که از سرِ ترس گرفتهایم یا با رفتاری که بهواسطه دستپاچگی از ما سر زده مورد قضاوت قرار بگیریم؟
یک جامعه بالغ باید با ایندو حقیقت کنار بیاید: انسانها ممکن است اشتباه کنند و همزمان از اشتباهی که کردهاند درس بگیرند و متحول شوند. ممکن است کسی مرتکب اشتباه شده باشد، اما نباید شخصیت او را در آن اشتباه خلاصه کنیم.
بخشش دیگران بهمعنی نادیدهگرفتن مسئولیت فردی نیست، اما انتظارِ مسئولیتپذیری از دیگران نباید باعث شود که با آنها غیرانسانی رفتار کنیم.شایعهپراکنی مخرب است، زیرا افرادی را که در آن دخیل هستند بهتدریج تغییر میدهد.
شایعهپراکنی باعث میشود از شرمندگی دیگران لذت ببریم. این کار به ما احساس برتری میدهد و باعث میشود خودمان را از نقد و بررسی معاف بدانیم. شایعهپراکنی باعث میشود احساس مهمبودن کنیم، زیرا اطلاعاتی داریم که میتوانیم با آنها به دیگران لطمه بزنیم یا تصور میکنیم چنین اطلاعاتی در اختیار داریم.
کسی که اهل شایعهپراکنی است، شاید برای مدتی توجه دیگران را به خودش جلب کند، اما درنهایت اعتماد آنها را از دست میدهد. افرادی که پای صحبتهای او مینشینند، در خلوت به این فکر میکنند که وقتی از اتاق خارج میشوند، پشت سرشان چه میگوید.
قبل از آنکه ماجرای کسی را بازگو کنیم، باید از خود بپرسیم آیا حقیقت دارد؟ آیا گفتنش ضروری است؟ آیا منصفانه است؟ آیا از تمام ابعاد ماجرا خبر دارم؟ اگر آن فرد همینجا بود، باز هم این حرف را میزدم؟ آیا این حرف را برای محافظت از شخص خاصی بازگو میکنم یا اینکه صرفاً باعث میشود احساس قدرت کنم؟
خیلی از حرفها را نمیتوان پس گرفت. اینکه حرفتان را عوض کنید، اغلب بهاندازه شایعه اولیه دستبهدست نمیشود. افشای حقیقت میتواند آبروی رفته را بازگرداند، اما نمیتواند فرصتهای ازدسترفته را جبران کند. خویشتنداری نه نشانه ضعف بلکه نشانه عقل و خرد است.
وقتی حقیقت روشن نیست، سکوت نه نشانه ترس بلکه نشانه مسئولیتپذیری اخلاقی است.باید یاد بگیریم بیشتر از اینکه دیگران را محکوم کنیم، خوبیهایشان را ببینیم و تحسینشان کنیم. به همان اندازه که شکستها و ناکامیها را به خاطر میسپاریم، باید به شجاعت، سخاوت، پشیمانی و پشتکار دیگران هم توجه کنیم.
نباید بگذاریم تبلیغات سیاسی به ما القا کنند از چه کسی متنفر باشیم و اجازه ندهیم شایعات مجابمان کنند که قضاوتِ درست مستلزم بیرحمی است.مردمی که همیشه در پی رسوایی دیگران باشند، درنهایت بخشیدن و گذشتکردن را از یاد میبرند.
اگر گذشتی در کار نباشد، هیچکس در امان نخواهد بود؛ نه کسی که مورد اتهام قرار میگیرد، نه کسی که اتهام میزند و نه کسی که پای شایعات مینشیند و با سکوت خود به اشاعه دروغ کمک میکند.شخصیت انسان با اطلاعاتی که در اختیار دارد سنجیده نمیشود و به این بستگی دارد که با آن اطلاعات چه میکند.
ما میتوانیم با حرفهایمان دیگران را آزرده کنیم یا باعث التیامشان شویم. میتوانیم حقیقت را وارونه جلوه دهیم یا به افشای آن کمک کنیم. و میتوانیم آدمها را فقط با اشتباهاتی که مرتکب شدهاند به خاطر بسپاریم یا باور کنیم که همه میتوانند انسان بهتری باشند.انتخاب با خودِ ماست.
نویسنده: آرمسترانگ ویلیامز نویسنده، تحلیلگر سیاسی، کارآفرین و بنیانگذار هلدینگ هاروارد استیرک
www.theepochtimes.com/opinion/the-poisonous-power-of-gossip-6085179
موضوعات مرتبط: مقاله
.: Weblog Themes By Pichak :.
