سال ها پیش مقاله ای در یکی از مجلات خواندم که ضمن بیان هدف و جایگاه ترجمه، رسالت مترجم در انتقال همان جملات و متن و رعایت امانت به یک نکته اشاره کرده بود که بهتر است کسی کار مترجمی می کند و متنی را برمی گزیند از زبانی غیر از زبان فارسی باشد چرا اکثریت مردم ایران زبان فارسی را می دانند و قادر به خواندن و درک آن هستند.
این روزها کتابهای بیشماری می بینیم که مترجمین آنها ، متن فارسی را که یک بار از زبان اصلی به فارسی برگردانده اند، به زبان های محلی ترجمه می کنند. حتی در انتقال این ترجمه قادر به ارائه ترجمه قوی نیستند و عموما ترجمه های ضعیف و بی کیفیتی هستند که از کلمات اصیل و جملات بی بهره هستند. در همه نوشته های تالیفی یا ترجمه بهتر و شایسته تر آن است که از ابتدا با مشاوره و کمک گرفتن از آرا و ایده های اساتید در غنی کردن محتوا و رساندن پیام خود هماهنگ شوند و بهره جویند.
تالیف و ترجمه و خلق یک اثر مکتوب تنها به هدف ماندن یک اسم جایز نیست. آن چه در حجم عظیم کتاب های در رده های موضوعی به ویژه علوم انسانی می بینیم ظاهرا پدیدآورندگان از رسالت اصلی خویش مغفول مانده و دل به یک اثر با نام خودشان خوش کرده اند که به عنوان یک امتیاز علمی از آن نام ببرند.
همچنین در ترجمه باید توجه کرد آن اثر کی و چه زمانی و به وسیله چه شخص یا ناشری ترجمه شده و حتما ترجمه های قبلی مطالعه و مرور شوند و نیز بهتر آن است که از دوباره کاری ممعانت شود.
موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی
.: Weblog Themes By Pichak :.
