از جمله کتاب هایی که در سال های اخیر دستمایه نوشتن بسیاری از تحصیل کرده ها شده و در نوشتن گویی مسابقه به راه انداخته اند، نوشتن فرهنگ می باشد. فرهنگ یا واژه نامه در فرهنگ معین چنین آمده تعریف شده است:"( ~. مِ) 1 - کتابی که معنی واژه ها و اصطلاحات و معادل های یک یا چند زبان را به دست دهد. 2 - فرهنگ ، لغت نامه ."
فرهنگ لغت به مجموعه ای از لغات و واژه هایی که در حیطه موضوعی خاصی به کار گرفته می شوند گفته می شود که بسته به هدف مولف و گردآورنده دامنه کابردی آن متفاوت است به گونه ای که برخی از فرهنگ به مانند فرهنگ دهخدا عمومی و جامع و دارای کلیه اجزای یک مدخل اعم از ریشه و تلفظ و معنی و شواهد شعری و نثری و قرآنی و ... است و یا ممکن است یکی از خصوصیات یک فرهنگ را مدنظر قرار داده باشد مثلا فقط مفهوم.
فرهنگ ها برای دانستن معنی لغت نگاشته می شوند که مراجعه کننده برای رفع نیاز پژوهشی و یا اطلاعات عمومی به آن مراجعه می نماید. این فرهنگ ها کتاب های قابل استناد و علمی هستند که ماندگار هستند و چنانچه متون مختلف علمی را مطالعه می نمایید به کرات در مقاله ها و پایان نامه ها و یا کتاب های در آغاز مبحث ها از تعاریف فرهنگ های لغات مرتبط با موضوع کمک گرفته می شود.
از یک دیدگاه کلی فرهنگ به دو گروه تخصصی و عمومی تقسیم می شوند که نوع عمومی جامع و فشرده را شامل می شود. فرهنگ های تخصصی هم از عنوان شان مشخص است که صرفا لغات یک زمینه خاص علمی را تحت پوشش خود می گیرند.این فرهنگ ها هر کدام می تواند در قالب های تک زبانه، دوزبانه، چندزبانه، لغت بصری(تصویری)، مینی واژه ها و اصطلاحنامه ها چاپ و منتشر شوند.
چند سطر فوق یک تعریف کلی از فرهنگ های لغت بود. چند سالی است که کتابهای بیشماری از سوی افراد مختلف وارد بازار نشر می شود که تند تند جمعی از لغت ها و واژه ها از دل یک فرهنگ بزرگتر بیرون کشیده و نامی زرق و برق و پرطنطنه و عنوانی کلی برآن می نهند که آن نام چون سری سنگین بر اندام لرزان است و نمی تواند ابدا بیانگر محتوای اندک و ناقص باشد.
درون مایه های فرهنگ های لغات باید پربار باشد. هر کس هر فرهنگ لغتی که می خواهد بنویسد باید احاطه دانش کامل بر آن لغات از حیث معنی و کاربرد آن ها داشته باشد. مطالعه ای بر فرهنگ های قبلی که کار شده و عموما باید بپذیریم بسیاری از فرهنگ های قدیمی بسیار با احتیاط تر و با آرامش خاطر و اثرماندگاری نوشته شده اند تا فرهنگ های کنونی.
برای هر فرهنگ لغت داشتن یک مقدمه جامع که راهنمایی کلی در خصوص شیوه جمع آوری لغت ها، طرز استفاده از واژه نامه که آیا ترتیب آن الفبایی یا موضوعی یا تاریخی است داده شود. مقدمه لغت نامه باید آنقدر درست و خالی از اشکال نوشته شود که مراجعه کننده یا کتابدار به راحتی بتواند مدخل های لازم را بیابد.
همچنین اختصارات و علامت ها و توضیحات آن فرهنگ هم در چند ورقی بیان شوند. اگر واژه نامه تصویر دارد تصویر دقیقا مقابل واژه موردنظر گذاشته شود. فرض کنید فرهنگ لغات گیاهان دارویی. چندصفحه ای که لغات پرورش معنی شده اند و توضیح داده شده اند. مابین صفحات چند عکس گل را قرار داده مشخص نیست این تصویر کدام گیاه و گل است. در چنین فرهنگ هایی باید واژه یکسان توضیح و معنی شوند نه این که برای یک مدخل چند صفحه و برای مدخلی دو کلمه. توزان در کار الزامی و نشانه تبحر و احاطه دانش مولف بر مدخل هاست.
قبل از چاپ از صاحب نظران و فرهنگ نویسان تقاضای بازبینی و یا نوشتن مقدمه ای کوتاه شود. همچنین به خوانندگان با دادن راه های ارتباطی امکان پیشنهاد و انتقاد و توضیحات قوی و لازم بر نقاط ضعف کتاب داده شود.
گاهی فرهنگ هایی را مشاهده می نمایم که تعجب می کنم چگونه خود مولف به خود اجازه چاپ چنین کتابی را داده است؟ مثلا در کتابی عنوان شده بود فرهنگ دوزبانه کردی فارسی کتابی 150 صفحه ای و با معانی ناقص و گاهی غلط.
کسی مانند استاد هژار کتاب هه نبانه بورینه را که نوشته احاطه کامل بر لغات گویش های زبان کردی را داشته .مقدمه ای جامع و شیوه نگارش و جمع آوری لغات را بیان کرده است و یا استاد دهخدا و یا معین و یا فرهنگ لغت حییم که هنوز هم مراجع مادر لغت به شمار می روند. خواننده به معانی اکتفا و اعتماد می کند و نه شک. در حالی که واژه نامه بیشماری چاپ شده اند که خالی از اشکال نیستند و گاهی مولفی با داشتن دانشی دیگر به خود اجازه نگارش در حوزه ای دیگر می دهد که مشکل را صدچندان می کند.
موضوعات مرتبط: برای کتابداران ، اطلاعات عمومی ، نوشته های شخصی
.: Weblog Themes By Pichak :.
