درباره وب

"کتابخانه باب دانایی است و دانایی توانایی است برای کسب پیروزی، سعادت و افتخار"
وظيفه کتابخانه مرکزي تهيه و آماده‫ سازي منابع چاپی و الکترونیکی و همچنين سياست‫گذاري ارائه خدمات و نحوه استفاده از این منابع است.

هدف کتابخانه عبارت است از: (( تامين منابع چاپي والکترونيکي لازم و کافي، جهت مطالعه و تحقیق تمامی اعضای کتابخانه همراه با فراهم نمودن محیطی مناسب جهت استفاده و تحقیق و مطالعه، در کوتاه‫ترین زمان و مفیدترین شرایط ممکن)).
در خدمت شما دوستداران علم و دانش هستم.

کتابدار بخش مرجع و مسئول بخش خدمات فنی، بخش پایان نامه ها

Knowledge and Information Science
********************
کتابخانه یک موزه نیست که روی مجموعه هایش را پوشاند، بلکه بر عکس، کتابخانه یک نهاد زنده و پویاست که به سمت مطالعه حرکت میکند. کتابخانه باید عشق به کتاب و سهولت دسترسی به فنآوری­های نوین را به وجود آورد. کتابخانه باید مدیریت و بهره گیری از امکانات خود را روزآمد کند (ژان ژرمن، شهردار شهر تور فرانسه Jean Germain).

کانال تلگرامی sayranghaderilib@
بخوانید بخوانید بخوانید
لینک دوستان
جستجوی وب
موضوعات وب
لینک های مفید



بحث سال نو می شود کلمات انرژی بخش بهار و نوروز و سبزشدن گیاه و طبیعت در اذهان تداعی می شود. موسمی خوش و خرم که تا حدودی خستگی ذهنی و جسمی را می کاهد و به نوعی خانه تکانی است برای دل و روح و خاطرات و مروری بر کارهای سالی که گذشت اتفاق های خوش و ناخوشایند. از جمعه گذشته بود که بچه هایی که کیسه به دست زنگ های خانه ها را به صدا در می آورند و از به جاآوردن رسمی به نام حه لاوه مه لاوه که از گذشته در کردستان رایج بوده خود را نشان می دهند و صاحب متزل هر چیزی که در دسترس داشته باشد از نقل و شیرینی و پول و تخم مرغ برای شادی و پیشوازی نوروز به بچه ها می دهد.

اما امسال کمی تا حدود زیادی این رسم زیبا را نازیبا کرده اند و به نحوی دل آزاری و تکدر خاطر آنها که فرهنگ محلی را بسیار ارج می نهند، به وجود آورده است. یکی این که این بچه ها بسیار زودتر از موعد مقرر، بدون ادب و بدون آگاهی از وضعیت استراحت و خارج از عرف با در دست داشتن کارت خوانهایی مانند مامورین مالیات بگیر کارتون رابین هود سر از مغازه های سراسر شهر، چهارراه های پر عبور و مرور و بازارچه های شهر جلو مردم را می گیرند و نه آن شعر زیبای قدیمی حه لاوه مه لاوه را می دانند که بگویند.حه‌لاوە مه‌لاوە

حـه‌لاوە‌یـه و مـه‌لاوە ڕۆژی نـه‌ورۆزی کـاوە

بـێـنـه‌ دە‌رێ مـنـاڵان کـوڕان‌و کیـژ و کـاڵان

به‌جلکی‌جوانی‌کوردی به‌که‌ڵاشی دە‌س‌کردی

بچنه سه‌ربانی ماڵان هی مام‌و خزم وخاڵان

هێلکه‌ی‌زە‌رد وشین‌وسور دە‌گه‌ڵ نوقڵی‌‌جۆراو جور

وە‌ر بگرن نه‌ورۆزانە وە‌ری بگرن به‌ وانه

هاوار بـکه‌ن پێـکه‌وە با زە‌وی بـشنێتـه‌وە

کوڕتـان بـبێتـه زاوا کچتان نه‌بێ به چاوا
🍁🍁

و نه بچه های شناخته شده یک محله می باشند. به نوعی مزاحمان کوچکی هستند که ترس از آسیب پذیری آنها وجود دارد که برای گرفتن پول زور می گویند.

خانمی تعریف می کرد که رانندگی می کرده چند بچه نوجوان جلوش سبز شده و درخواست عیدی کرده اند گفت چون دیر وفت بوده و سریع می خواستم به منزل بروم رفتم که همان بچه ها با لگد به ماشینم کوبیدند.

دیروز وقتی از سرکار برمی گشتم چند دختر نبستا جوان سیزده تا پانزده سال را دیدم که در یکی از محل های پرتردد به زور از راننده ها پول می خواستند و این بدترین و عذاب آورین صحنه ای بود دیدم که والدین و بزرگترهای این کودکان چه کسانی هستند که در این وقت روز ساعت دو به بعد به نوعی از رسم شیرین نوروزی و عیدی سواستفاده می کنند.

امروز وقتی صفحه خبری هاژه را مطالعه می کردم در همین باب مطلبی نوشته بود. واقعا جای تاسف دارد فرهنگ یک منطقه یک شهر را چنین نشان دهیم به ویژه در پایان اسفند و اوایل نوروز مسافرانی از همه ایران به این منطقه و شهر مهاباد می آیند و چنین صحنه هایی را نماد فرهنگ این شهر تصور می کنند.

والدین مراقب باشند فرزندانتان «حلاوه ملاوه» را به ابتذال نکشانند


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی

تاريخ : یکشنبه بیست و ششم اسفند ۱۴۰۳ | 11:12 | نویسنده : سیران قادری |

انتقاد زمانی سازنده خواهد بود اگر منتقد آگاه به موضوع نقد باشد، متخصص و صاحب نظر در حوزه مورد بحث باشد، جوانب موضوع و حواشی را بداند و بشناسد. مطالعه کافی داشته باشد و از آنچه مورد انتقاد قرار می دهد هدف تخریب شخصیت نباشد و هدف اصلاح امر باشد. زیبایی انتقاد به فهم منتقد است. سخت ترین و دل آزار ترین انتقاد آن است که فردی بدون آگاهی و دانش کافی و یا مطالعه و عدم آگاهی در حوزه وارد میدان شود و به نحوی طرف را خواسته یا ناخواسته زیرسوال ببرد. ناآگاهی دل آزردگی و رنجش خاطر روابط بین فردی و کاری را به وجود می آورد.

دکتر محمود سریع القلم

سی ویژگی انتقاد کردن/ مناظره کردن
1- هدف از نقد و انتقاد، بهتر فهمیدن و دقیق فهمیدن یک موضوع است.

2- هدف از نقد و انتقاد، نزدیک کردن یک فکر و نظریه به fact است.

3- اظهار نظر با نقد متفاوت است: اولی مخاطب خاصی ندارد اما دومی برای اصلاح فکر و سخن و عمل دیگری است.

4- منتقد تا می تواند باید در متن انتقادی خود، سؤال ها و زوایای جدید طرح کند.

5-داشتن یک دیدگاه متفاوت، نقد نیست. مستندات و fact ها، مبنای نقد و انتقاد هستند.

6- نقد شفاهی از نظر مکتوب، بی اعتبار است.

7-منتقد باید دقیق با نقطه و ویرگول از متن اصلی، نقل قول کند و بعد آن را بر اساس مستندات نقادی کند.

8- نقد به صورت مناظره توسط کسانی معتبر است که هر دو طرف در رابطه با موضوع مناظره، متون تولید و چاپ کرده باشند.

9- در مسائل فکری و علمی، مبنای نقد بر واقعیات، آمار و fact ها است. جایگاه تخیلات و توهمات در مدارهای علمی نیست.

10- در جامعه‌ای نقد اعتبار پیدا می‌کند که افراد متخصص در حوزه تخصصی خود نقادی کنند.

11- اگر منتقد نکته‌ای ر ا از متن مکتوب متوجه نمی شود، ابتدا سؤال می‌کند و بعد نقد می‌کند.

12- پیش ذهنیت از نویسنده یک متن، نقد و انتقاد را مخدوش و بی‌اعتبارمی‌کند.

13- به میزانی که انتقادات کلی باشند از اعتبار آن‌ها کاسته می‌شود. مبنای کار علمی و انتقادی در پرداختن به جزئیات است.

14- بالاترین سطح اعتبار یک فرد علمی و فکری، نوشته‌های اوست. سخنرانی و ارائه شفاهی مطالب پایین‌ترین سطح است.

15- منتقد بر نویسنده متن، القاب نمی گذارد.

16- کسی که در یک موضوع تخصص نداشته و متون تولید و چاپ نکرده، به لحاظ علمی نمی‌تواند انتقاد کند.

17- منتقد، متن و سخن و فکر فرد را نقد می‌کند و نه شخص او را.

18- کسی که نقد علمی می شود، وظیفه مدنی داردکه به انتقادات پاسخ دهد.

19- نقدی که به آمار و مستندات تجربی و تاریخی اتکاء داشته باشد، معتبرتر است.

20- منتقد در بیان و لحن، شخصی احساسی و عصبانی نیست. ادب و صدا قت او مقدم بر انتقاداتش است.

21- منتقد و انتقاد شونده هر دو باید در یک موضوع تخصص داشته باشند و متون تولید و چاپ کرده باشند.

22- نقاد از این عبارات، فراوان استفاده می‌کند: حدس می‌زنم. تصور می‌کنم. به نظرم می آید. شواهد اینگونه نشان می‌دهد. آمار چنین تصدیق می‌کند.

23- نقد فکری و علمی باید مکتوب و علنی باشد اما نقد از رفتار حتماً باید به صورت خصوصی به افراد منتقل شود.

24- محل تحصیل، اساتید و متون علمی منتقد بر کیفیت نقد او بسیار تأثیرگذار است.

25- اندیشه ها سطح اعتبار دارند و به تدریج اصلاح می شوند. می توان با استدلال، مستندات و آمار، اندیشه ها را تکامل بخشید.

26- منتقد باید مراقب باشد تا آنچه که خودش دوست دارد بگوید را به حساب متن دیگری نگذارد و متن او را تحریف نکند.

27- استفاده از کمیت ها، دقّت و اعتبار نقد را افزایش می دهد.

28- علمی ترین متن و علمی ترین نقد آن است که نویسنده، تعاریف خود را از مفاهیم از یک طرف و مفروضات و استوانه های فکری را از طرف دیگر به طور دقیق مکتوب کند.

29- در نقادی و مناظره، مبنای استدلال پژوهش های علمی است.

30- استاندارد گذاری برای نقد و مناظره، مسئولیت دانشگاه ها، متخصصین و انجمن های علمی است.


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی

تاريخ : سه شنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۳ | 11:23 | نویسنده : سیران قادری |

مرحوم دکتر مصطفی خرمدل کتاب های متعددی در حوزه دین و تفسیر قرآن و زبان عربی نگاشته اند. کتاب های تخصصی را عموما پژوهشگران حوزه تفسیر و قرآن مطالعه می نمایند. اما یکی از کتاب های بسیار کاربردی و پرخواننده ایشان کتاب کم حجم نماز فرمان خدا است. این کتاب که در 38 صفحه تدوین شده و به زبان های فارسی و کردی در دسترس می باشد در باب نماز و موضوعات مرتبط با آن مانند وضو، شروط و ارکان و انواع نماز می باشد.مطالب کتاب به زبانی ساده بیان شده و دارای تصاویر و عکس هایی است که به فهم مطلب کمک می کند. هر چند ظاهر کتاب نشان می دهد که برای گروه مخاطبین نوجوان تدوین شده و از استاندارد حداقل تعداد صفحه یونسکو هم کمتر است اما در مقایسه با بسیاری از کتاب های پرحجم پرخواننده تر است. به ویژه در ماه مبارک رمضان درخواست این کتاب کاملا مشهود است و به نظر می آید به عنوان یک محتوای آموزشی در موضوع نماز در مقایسه با سایر رسانه های دیگر موفق تر بوده است.


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی

تاريخ : سه شنبه چهاردهم اسفند ۱۴۰۳ | 10:53 | نویسنده : سیران قادری |

آفای احمد شریعت پناه دانشجوی رشته زبان و ادبیات عرب در تاریخ 1403/10/05 از رساله دکتری خود با عنوان "بررسی تطبیقی مضامین عرفانی در اشعار ابنفارض و شیخ احمد ملای جزیري" دفاع کردند.

کۆڕی بڕوانامە لە سەر شاعیر و عارفی ناوداری کورد، مەلای جزیری


موضوعات مرتبط: پایان نامه دکتری ، نوشته های شخصی

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه یکم بهمن ۱۴۰۳ | 14:22 | نویسنده : سیران قادری |

دیروز مشغول کارهای اداری بودم .حدود ساعت ده و نیم فردی میان سال نفس زنان و در حاکی به شدت نفس می کشید اوراقی در دست داشت به قسمت مرجع آمد. به حدی تنگ نفس یود که نمی توانست حرف بزند. چند دقیقه ای گذشت گفت خانم قادری گفتم بفرمایید پایان نامه آورده اید؟ گفت خانم من دانشجو نیستم این مدراک پزشکی ام است .لطفا من را به مرکزی معرفی کنید که هزینه های من را تامین کند.گفتم هزینه چی و معرفی چی؟گفت من ندارم.فقیرم و داستان نبود و مریضی و خانه کرایه و ....گفتم خوب چرا پیش من آمده اید؟

گفت خواهش می کنم کاری برایم بکنید. گفتم آقای محترم من یک کارمند ساده هستم و کتابدارم. هیچ کمکی از دستم بر نمی آید چرا اینجا آمده اید؟ اینها را باید به مراکز خیریه و جاهایی که به نحوی به بیماران لاعلاج و وخیم کمک می کنند ببرید.

حدود یک ربع از من کمک می خواست و گفتم اگر بیرون نروید به نگهبانی می گویم که بساطش را جمع کرد. بسیار ناراحت بود از دستم .نمی دانم اشتباهی آدرس یک خیر را به وی داده بودند یا این که خودش فکر کرده بود که من کاره ای هستم که از پس هزینه وی برآیم.

موارد ناراحت کننده ای از نداری و نیاز به پول شنیده می شود ولی راه درخواست کمک از موسسه های خیریه و نهادهای مردمی و یا نهادی دولتی مرتبط می تواند راهگشا باشد.


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی

تاريخ : یکشنبه نهم دی ۱۴۰۳ | 13:32 | نویسنده : سیران قادری |

هر چند همیشه تاکید دارم که خود صاحبان پایان نامه ها برای تحویل نهایی پایان نامه و سی دی به کتابخانه بیایند اما پیش می آید گاهی کسانی از اعضای خانواده یا دوست و همکاری برای پیگیری کارهای آنها به کتابخانه مراجعه می کند. دلیل این تاکید هم رفع اشکالات احتمالی در هنگام بررسی مستندات پایان نامه یا اصلاح اشتباه در تدوین فیزیکی کتابچه و درست کردن آن برطبق شیوه نامه دانشگاه می باشد که برای نگارنده پایان نامه قابل فهم تر است.

هفته پیش پدری برای تحویل پایان نامه دخترشان به کتابخانه مراجعه کرد.ضمن بررسی پایان نامه از من پرسید آیا در دانشگاه شما در زمینه غار سهولان یا تالاب کانی برازان پایان نامه ای نوشته شده است؟ گفتم فکر نمی کنم ولی برای اطمینان حاصل از هر دو نرم افزار قدیمی و جدید جستجو کردم هیچ نتیجه ای به دست نیامد. دلیلش را عدم وجود رشته های مرتبط با این حوزه گفتم و در ایرانداک برایشان جستجو کردم و نتایج بیشماری از پایان نامه ها را به ایشان نشان دادم که در دانشگاه های تهران، تبریز و ارومیه و کردستان در یکی از جنبه ها و زمینه های تالاب یا غار کار کرده بودند.

ایشان گفتند کارمند بازنشسته منابع طبیعی است و حداقل در 95 درصد این پایان نامه ها با نگارندگانشان همکاری کرده ام. بعد احساس تاسف کرد که زحمات سی ساله اش برباد رفته است. ایشان به فعالیت خود در زمینه تدوین اطلاعاتی کامل و جامع در زمینه پرندگانی که در تالاب کانی برازان با تصویر زیسته اند و از نزدیک آنها را دیده پرداخت و گفت که همه این تصاویر و توضیحات را در نوشته های اساسی آماده چاپ کرده بود که متاسفانه بیماری سرطان فرصتی را از وی گرفته و مراحل درمان و شیمی درمانی مانع از ادامه کارش شده . به گفته خودش دعای بد در حق کسی نمی کند ولی وقتی به اداره شان برگشته دیده هیچ برگی از آنچه تدوین کرده نیافته و گفت خودم می دانم چه کسی برداشته بود اما انکار کرد. کاش جایی چاپ می کرد.

این مساله شاید حداقل سالی یک بار شنیده باشم. حاصل کارهای نوشتاری و پژوهش های دیگران که گونه ای به سرقت می آورد و گاهی در همان قالب و در برخی موارد به شکلی دیگر ابراز وجود می کند. برای اینجانب نیز پیش آمده .استادی در دانشگاه در دوره کارشناسی از من خواست که معادل فارسی یک فرهنگ را برایشان پیدا کنم و قرار براین بود که در نهایت کار اسم من را در کتاب به عنوان نویسنده همکار ذکر کند متاسفانه در دو کتاب استاد با قول های دروغین از قولش سرباز زد و بعدها کتاب را به چاپ رساند بدون این که اسمی از من بیاورد. من هم به خاطر گرفتاریهایی که داشتم فرصت گلایه و اعتراض را نداشتم. آن استاد که ده ها تالیف را دارد احتمالا سایر تالیفاتش هم همان کلاه های گشادی باشد که بر سر دانشجویان مستعد و علاقه مندش گذاشته باشد.


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی

تاريخ : شنبه یکم دی ۱۴۰۳ | 9:44 | نویسنده : سیران قادری |

هر چند وفت یک بار پرسشنامه ای از طریق ایمیل به دستم می رسد و اگر مرتبط با شغل و حرفه من باشد آن را پر می کنم. پرسشنامه که یکی از ابزارهای گردآوری اطلاعات می باشد، در پایان نامه های علوم انسانی و تحقیقات مربوط به آن بسیار کاربرد دارد. در یک بیان کلی پرسشنامه (Questionnaire) یک ابزار تحقیقاتی در تحقیق علمی محسوب شده که متشکل از یک سری سوال به منظور جمع‌آوری اطلاعات از پاسخ دهندگان است. می‌توان پرسشنامه‌ها را نوعی مصاحبه کتبی دانست. البته پاسخ‌های مربوط به پرسشنامه‌ها را می‌توان به صورت حضوری، از طریق تلفن، کامپیوتر و پست الکترونیک یا پست سنتی نیز بدست آورد. پرسشنامه‌ها روشی نسبتاً ارزان، سریع و کارآمد برای به دست آوردن مقادیر زیادی اطلاعات از یک نمونه بزرگ از افراد جامعه آماری محسوب می‌شوند که در اغلب طرح‌های تحقیقی و بخصوص نظرسنجی‌ها، به کار می‌روند.

اما بسیاری از این پرسشنامه به معنای دقیق استاندارد نیستند. در بیشتر آنها گویه های سوگیرانه، تکراری، بیان گویه با کلمات جایگزین با همان معنی، خودسانسوری و اجبار به پذیرش یکی از گویه ها دیده می شود. طبیعتا نتایج گزارش یا پژوهش از روی همین ابزار به دست می آید که نگارش و دقت در بیان گویه و تهیه و تنظیم پرسشنامه اهمیت پیدا می کند.

تنظیم گویه های پرسشنامه نباید به طریقی باشد که پاسخ دهنده مجبور به کتمان حقیقت و دروغ و انتخاب گزینه های در راستای انتخاب فرد پژوهشگر باشد. در باب پرسشنامه در کتاب های روش تحقیق مفصل به موضوع، انواع، شیوه های تنظیم و بررسی پایایی و روایی آن پرداخته شده است. نگاهی این کتاب ها تا حدودی چارچوبی از شیوه تنظیم و استانداردهای آن را به دست می دهد.


موضوعات مرتبط: روش تحقیق ، نوشته های شخصی

تاريخ : دوشنبه پنجم آذر ۱۴۰۳ | 10:51 | نویسنده : سیران قادری |

در هفته کتاب در کتابخانه های مختلف مفاهیمی چون مطالعه، کتاب و کتابخوانی، پویش اهدای کتاب، برگزاری جلسات فرهنگی چون نقد کتاب، معرفی برترین های حوزه و غیره برگزار می شود که این امر بستگی به میزان امکانات هر دانشگاه و کتابخانه متفاوت است.

سال های قبل عموما در آخرین ساعات 24 آبان مسئول روابط عمومی یک تبریکی را به مناسبت این روز در کانال های اطلاع رسانی دانشگاه قرار می داد.

امروز یک ده دقیقه مانده به ساعت ده گفتند که جلسه تقدیر از اهداکنندگان کتاب در یک سال در کتابخانه برگزار می شود. به همکاران پژوهش اطلاع دادم آنها هم اظهار بی اطلاعی کردند و گفتند که همین الان به ما خبرداده شده است.

به هر تقدیر مجموعه پژوهش و دست اندرکاران کتابخانه به جلسه رفتیم و در مدت نزدیک به بیست دقیقه ای سخنان آقای دکتر خضری رییس محترم دانشگاه را در باب تقدیر و تشکر از کسانی که به مطالعه و کتاب اهمیت می دهند و کتاب های ارزشمند خود را در اختیار کتابخانه دانشگاه قرار می دهند شنیدیم. سپس آقای سردار سیف قاضی که از اهداکنندگان کتاب بودند سخنان شیرین و قابل تاملی را در این زمینه با یک نثر ادبی کردی اصیل ارائه کردند که مزین جلسه بود.

در جلسه به این افراد که خدمت فرهنگی کرده بودند به رسم ادب و احترام و تشکر لوح تقدیر داده شد و جلسه پایان یافت. آقای میرمحمودی که از اساتید رشته کشاورزی دانشگاه می باشند گفتند از ابتدای تاسیس دانشگاه شاید این سومین جلسه ای باشد که به این امر پرداخته شده و از آن به عنوان یک حرکت فرهنگی مثبت یاد کردند.

نکته قابل توجه این بود که هیچ سخنی در باب آمار کتابخانه، بخش های کتابخانه و کتابداران گفته نشد که محور این مکان مقدس می باشند.


موضوعات مرتبط: مربوط به دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد ، نوشته های شخصی

تاريخ : سه شنبه بیست و نهم آبان ۱۴۰۳ | 14:32 | نویسنده : سیران قادری |

to ignore the facts doesnot change facts

غفلت از واقعیات واقعیات را تغییر نمی دهد.

باید قبول کرد یک کودک، کودک سی سال قبل نیست. کودکی که آن زمان بزرگ می شد با امکانات کم و چندین فرزند و در محیط های عموما کم امکانات و با طعم کتک و ناز و نوازش های بسیار کم گذر زندگیش به نوجوانی به جوانی می رسید. روزگار عوض شد و این دگرگونی به لطف دنیای تکنولوژی و تغییرات اجتماعی و تبدیل شدن بچه های با اراده و قوی را به کودکانی نازپروده داد که کمترین درک را از ناراحتی ها دارند و دنیا و جهان بینی شکننده و ظریفی را برایشان رقم زده که تاب آوری روانی بسیار کمی در مواجه با مشکلات دارند.

یک کودک یک بچه نا‍زپروده لوس مامانی که غیر از محبت های اضافی و قربان صدقه های زیاده از حد و در منگنه قراردادن شخصیتش برای با کلاس بودن در حرف زدن و پوشش هایش و استفاده از کلمات غیرزبان مادری و استفاده از رسانه های متفاوت در نشر اخبار و ...شخصیت متزلزلی را برایش شکل داده اند.

زمانی نه چندان دور معلمان و بزرگان الگوهای عینی و با اصالتی و در دسترسی بودند که در زمان شکل گیری هویت شان رفتار و منش این افراد را سرلوحه خود قرار می دادند و چه بسا نگرانی نبود و انگیزش های قوی برای تعیین اهداف این کودکان و نوجوانان بودند.

دنیای امروز دنیای رسانه های مختلف با اهداف از پیش تعیین شده در زمینه های مختلف است و در هر بعدی آماج جوانان و نوجوانان است برای صید فکر و اندیشه این قشر جوان و آماده .این رسانه ها که خود را دایه دلسوزتر از مادر می دانند بدون توجه به مخاطبان و طیف سنی آنها اخبار ناگوار و ناامیدکننده و ناخوشایند را با دلایلی غیرمنطقی گاهی غیرواقعی و بدون نظارت کارشناسان مربوط به حوزه روان شناسی بیان می کنند که می توان گفت بدآموزی های زیادی را دارد.

به جای نمایش ناامیدی ها و تاریک نشان دادن بیش از اندازه تاریکی ها و بزرگنمایی کردن راه های امید و جرقه های زندگی را نشان بدهیم و انگیزه های زندگی را تقویت کنیم. با الگوهای قهرمانان ، سرگذشت ها، سوق دادن به مسیرهای آگاهی و مطالعه را بر جوانان و نوجوانان و کودکان آینده نگری را نشان دهیم. به جای آن که به تاریکی لعتت بفرستیم هر کس در حد توان خود شمعی روشن کند.

یادمان باشد هر آگاه سازی و نشر هر خبری خدمت رسانی نیست. آسیب های فردی و اجتماعی را به دنبال دارد.


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی

تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ | 15:16 | نویسنده : سیران قادری |

حتما در باب جدول و حل خانه های آن بسیار شنیده اید. اولین فواید آن را تقویت حافظه، یادآوری کلمات، جلوگیری از شروع آلزایمر، پرکردن اوقات فراغت، تفکر، ایجاد لحظاتی برای آرامش ذهن و تمرکز و تفکر و تلاش برای یادگیری ذکر کرده اند.

هر چند بازار مجله فروشان و دکه های چهارراهی ها نمادین فروش مجله ها کم رونق شده اما باز انگیزه هایی علاقه مندان را به این مکان می رساند.

مجلاتی که تحت عنوان جدول و یا با محتوای جدول در دسترس عموم قرار می گیرند در نگاه اول جذبه خود را دارند. شاید این فکر را در ذهن خریدار ایجاد می کنند که با مشغولیت سالم از دنیای مجازی گریزی بتوانند بزنند و مفید باشند.

تاکنون مجله های مختلفی از این دست گرفته ام و هر وقت که شروع به مطالعه و حل جداول کرده ام، به این نتیجه رسیده ام که عموم جدول های منتشر شده در یک ساختار مشابه طراحی و چاپ شده اند.

جدول های در متن نویسی طرحی از یک بازیگر یا مکان تاریخی یا یک صحنه از فیلم را گذاشته اند و سوالات را بر اساس آن آورده اند. مثلا نام بازیگر - نام کارگردان فیلم - ... و جالب اینجاست چند صفحه آخر را هم همین سوالات با جواب هایشان به عنوان راهنما آورده اند. مابقی سوالات در کلیه پرسش ها پرسش های کلیشه ها مانند نام به ترکی و ضمیر مفعولی و ضمیر خارجی و امثال این ها تشکیل می دهند.

جدولی می تواند ادعای کمک به یادگیری و تقویت حافظه و به یادآوری و جرقه ای برای مطالعه داشته باشد که نوآوری در طرحریزی و نوع سوالات را داشته باشد. این جدول ها به نظر من علاوه بر اتلاف وقت هیچ یک از فواید حل جدول را ندارند.

احتمالا اطلاعاتی که از این جدول ها به یادگیری افراد اضافه می شود، نام چند فیلم و کارگردان باشد و دیگر هیج.


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی

تاريخ : شنبه بیست و هشتم مهر ۱۴۰۳ | 14:46 | نویسنده : سیران قادری |

درد واژه آشنایی برای همگان است و هر یک مصداقی برای معنای آن دارد. اما به میزان تنوع مصداق ها یک مخرج مشترک یافت می شود و آن احساس فشار روحی و روانی و درونی است که هر کس از زاویه ای بر جسم و روح خود تحمل کرده است.

دردهای دوری، مرگ، شکست های مختلف زندگی، دردهای خیانت علی الخصوص خیانت نزدیکان و دوستان، دردهای بیماریها و ... همه حس ناخوشایندی در روح انسان درست می کنند که برای التیام و کاهش دردها باید خود صاحب درد راه های علمی و عرفانی و دینی و روان شناسی و مشاوره را به کارگیرد تا کمی از آن حس و حال بیرون آید و راهی دیگر مقصدی نوین در مسیر زندگی بیابد.

انسان دردمند که کمی خودش را از آن حال و هوا دور کرد و نفسی دوباره به پیکره اهداف و نیات و انگیزه های خود تازه کرد، این بار به سراغ علت معلول ها می گردد. ابتدا بسیار سخت است که بتوان فهیمد هر ضربه کاری را چه کسی بر پیکره من آورد اما مستندات و نقل قول های مطمئن و شاهدان عینی که نمایان شدند می توان فهمید و انگشت تعجب بر لبان نهاد و با تمام وجود فریاد درونی ات پتک وار بر سرت می آید که آنها را نابودت کردند، ضربه های وحشتناک بر وجودت زدند، زندگی ات را متلاشی کردند، از سیاره ای دیگر نبودند. بیگانه نبودند. آنها از جنسی نزدیک، آشنا و ناباورانه هدفت قرار دادند و پس مشاجره ها و فروکش کردن خشم ها و اینکه آب ها از آسیاب بیفتد چرا چنین شد می گویند به حساب کم عقلی، حسادت و دیوانگی طرف بگذار.

مگر می توان عاملان شر و ناراحتی ها را دیوانه پنداشت که در پس تلفن ها و مکالمات تلفنی نقشه های شوم خود را برای نابودی زندگی مردم به کار می گیرند؟ فکر نکنم آنها دیوانه باشند و آگاهند و از جنس شر و فتنه هستند که نه رحم و عاطفه دارند و نه وجدان. راهی ندارم جز این که همراه و دوستان واقعی و نیکان سفارش به چشم پوشی دارند و دوری از چنین کسانی که در قالب هایی مستور هستند.

فقط خدا را شکر می کنم که به لطف این همه تکنولوژی می توان گفت کمتر امری پنهان می ماند و روسیاهی به کسی یا کسانی که آگاهانه با وجدان های خوابیده خود زندگی مردم را نابود می کنند. همیشه در هر کاری می گویند حکمتی است و امروز من این حکمت انبوه دردهایی که چشیدم یکی یکی می بینم. یکی از این حکمت ها این بود که من از بیگانگان هرگز ننالم که با من هر چه کرد آن آشنا کرد.

و در آخر با اطمینان می گویم حسبناالله و نعم الوکیل.


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی

تاريخ : سه شنبه هفدهم مهر ۱۴۰۳ | 12:40 | نویسنده : سیران قادری |

هر کدام از انواع کتابخانه ها که به وجود آمده اند، در راستای اهداف سازمانی و اجتماعی نقش هایی را برعهده دارند که در چارچوب آن اهداف و آرمان ها ایفای نقش می نمایند. طبیعتا کسانی که در آن حوزه ها مسئولیت های خود را انجام می دهند متخصص و صاحب نظر در کار خود می باشند. هرچه قدر در قالب استانداردها و به درستی کار انجام گیرد، قالب سازمانی آن نهاد می تواند موفق تر باشد.

انواع کتابخانه های شناخته شده ای که وجود دارند عبارتند از :

  • کتابخانه کودکان
  • کتابخانه‌های دانشگاهی
  • کتابخانه ملی
  • کتابخانه عمومی
  • کتابخانه دیجیتالی
  • کتابخانه تخصصی
  • کتابخانه آموزشگاهی و مدارس

در اینجا می خواهم بیشتر بر روی کتابخانه دانشگاهی و کودکان مطلبم را بیان کنم. کتابخانه دانشگاهی که در راستای اهداف و رسالت های پژوهشی و آموزشی دانشگاه فعالیت می نماید در مجموعه سازی خود با توجه به نوع مخاطبان و رسالتش کتاب ها و سایر منابع را بالاتر از سطح علمی دیپلم انتخاب می کند. در تعریف کتابخانه دانشگاهی در دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی آمده است:به یک یا شماری کتابخانه که برای جوابگویی به نیازهای دانشجویان و استادان توسط یک دانشگاه، تاسیس، نگهداری و اداره می شود کتابخانه دانشگاهی گفته می شود. اساسا هدف از تاسیس کتابخانه دانشگاهی نیل به هدف های دانشگاه یعنی حفظ، اشاعه،و ارتقای دانش است و از این رو، هدف های آن هماهنگ با هدف های دانشگاه شکل می گیرد و معنی دار می شود. این نهاد ارتباط مستقیمی با نیازهای آموزشی و پژوهشی دانشگاه دارد و هدف اساسی آن حمایت از برنامه های از برنامه های پژوهشی و مطالعات پیشرفته از رسالت های کتابخانه دانشگاهی است.

موفقیت برنامه های پژوهشی گسترده دانشگاه و برگزاری دوره های عالی تحقیقاتی و تخصصی، منوط به تدارک منابع غنی و ارائه خدمات شایسته توسط کتابخانه دانشگاهی است. امروزه، اعتبار و عظمت دانشگاه ها نه در شمار زیاد دانشجویان، که در شهرت آنها در پرداختن به امر پژوهش و پیشرفت دانش است. توفیق یک دانشگاه در گرو تجهیز خود به ابزار تحقیق، از جمله آزمایشگاه های مچهز و کتابخانه های خود است(دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی:1462:2:1).

با توجه به رشته هایی که در دانشگاه تدریس شده و می شود مجموعه کتابخانه دانشگاهی کتاب ها و سایر منابع اطلاعاتی را جمع آوری کرده است. رشته های مختلفی چون زبان و ادبیات فارسی، زبان و ادبیات عرب، زبان انگلیسی، رشته های علوم پایه چون فیزیک و شیمی، و رشته های فنی مانند مهندسی عمران و الکترونیک و یا رشته های کشاورزی. این کتاب ها در طی فاصله زمانی از تاسیس دانشگاه با خریدهای متعدد از نمایشگاه و یا اهدای مجموعه شخصی گردآوری شده است و کتاب های اهدایی نیز با توجه به نیاز کتابخانه قبول و ثبت گردیده است.

در این میان رشته هایی در دانشگاه داریم که نیازهای خاصی دارند مانند رشته آموزش ابتدایی، رشته روانشناسی، رشته ادبیات فارسی که چند واحدی را در زمینه های ادبیات کودکان و نوجوانان می گذرانند و یا در زمان تدوین پایان نامه جهت امور پژوهشی کتاب های کودکان و نوجوانان را از جهات مختلف بررسی می کنند.

کتاب هایی که برای کودکان تالیف، ترجمه،تدوین می شوند ویژگی های خاص خود را دارد مانند این ویژگی ها کتاب داستان کودکانه باید پر از تصاویر با رنگ های شاد و براق باشد و نوشته های کمی داشته باشد. زیرا یک تصویر بهتر از هزار کلمه مفهوم را به کودک می رساند. برای آموزش و تقویت خلاقیت کودک هم تصویر حرف اول را می زند. کتاب داستان کودکانه باید محتوای خلاقانه داشته باشد.علاوه بر آن باید اتفاقات در داستان سریع باشد. شخصیت های داستان باید به خوبی معرفی شده و برای کودک باور پذیر باشند. مشکلات و مسائل شخصیت های داستان باید مشابه مشکلات و مسائلی باشند که کودک در آن سن با آنها مواجه می شود. خواندن کتاب برای کودک باید آسان باشد.تقسیم بندی کتاب باید به گونه ای باشد که خواندن کتاب را برای کودک آسان کند. نوع قلم و اندازه نوشته های کتاب باید به چشم کودکان آشنا باشد. این نکته به فهم و شناخت بیشتر کلمات توسط کودک کمک می کند. قصه کودکانه باید در ابتدای داستان اطلاعات کمی ارایه دهد. بهتر است کتاب با اطلاعات کمی شروع شود. فقط اطلاعات ضروری مانند اطلاعات کلی در مورد شخصیت اصلی داستان، اسامی و محل زندگی آنها در ابتدای کتاب ارایه شود. اطلاعات اضافی کودک را خسته کرده و دیگر میلی به کتاب خوانی نشان نخواهد داد. داستان کودکانه باید پایان خوشی داشته باشد. قسمت پایانی کتاب داستان بسیار مهم است. در انتهای داستان، باید همه مشکلات و مسائل حل شده و کتاب پایان خوشی داشته باشد (به عبارت دیگر در پایان داستان همه باید به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کنند.) این مساله به خصوص برای کودکان خردسال اهمیت بیشتری دارد.داستان کودکانه باید به صورت غیر مستقیم به کودک آموزش دهد.بهتر است داستان دارای محتوای آموزشی نیز باشد. یک داستان خوب باید به کودک نکات اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی را بطور غیر مستقیم آموزش دهد.۷- ویژگی های مثبت شخصیتی را به کودک آموزش دهد.کتاب خوب کودکان باید شخصیت هایی داشته باشد که بتوانند در شرایط سخت قادر به تصمیم گیری درست شود. شجاعانه برای زنده ماندن و زندگی خود تلاش کرده و در تمام مراحل از اصول صحیح اخلاقی پیروی کند.

جای کتاب کودک با مشخصات خاص خود در کتابخانه های کودک، کتابخانه عمومی که به دانشگاهی برای همه شناخته شده و معروفند و یکی از اصلی ترین وظایف آنها گردآوری کتاب ها برای رده های سنی تعریف شده برای کودکان است و ارائه خدمات جنبی مانند داستان خوانی و برگزاری دوره های کتابخوانی و برگزاری مسابقات می باشد، است. همچنین مراکزی مانند کتابخانه های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان .

در "دانشنامه کتابداری و اطلاع رسانی، کتابخانه های کودک اینگونه تعریف شده: کتابخانه ای که منحصراً به کودکان اختصاص داشته باشد. این کتابخانه ها معمولاً دارای بخش های امانت کتاب، مرجع و پیایندها هستند. (سلطانی. ۱۳۸۱: ص ۳۳۹). اما در رویکردی جدید کتابخانه های کودکان فراتر از تعریف فوق می باشد. در این رویکرد کتابخانه کودکان، محلی است برای گردآوری، سازماندهی و ارائه و اشاعه مواد ویژه کودکان و خدماتی جهت تشویق کودکان به کتاب و کتابخوانی، ایجاد سرگرمی برای کودکان و آموزش آنها.

اگر بنا به دلایلی نیاز به مجموعه ای از کتاب های مختص کودک و نوجوان احساس گردید و دانشجویان و اساتید جهت امور پژوهشی در نگارش پایان نامه ها نیاز به چنین کتاب هایی داشتند باید یک بخش جداگانه وابسته و در کنار کتابخانه ایجاد شود که این کار در دانشگاه هایی مانند شهیدبهشتی و علامه طباطبایی و اصفهان انجام گرفته است. قبلا چنین کتاب های توسط اساتید برای کار پژوهشی اساتید در دانشگاه ما خریداری و تهیه شده که چون در اختصاص فضا در کتابخانه محدودیت داشتیم بنا به نظر معاون و مدیر وقت مجموعه کتاب های رده های سنی کودکان به گروه ادبیات فارسی داده شد که دانشجویان آنجا از کتاب ها استفاده نمایند.

https://lib-pub.iut.ac.ir/fa/sections/129

https://lib.sbu.ac.ir/kids-library

https://centlib.shirazu.ac.ir/kids-and-teenagers

https://atu.ac.ir/fa/news/9931/%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AA%D8%A7%D8%AD-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%A6%DB%8C


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی

تاريخ : شنبه چهاردهم مهر ۱۴۰۳ | 11:47 | نویسنده : سیران قادری |

معلمی در دبیرستان داشتیم که انگلیسی تدریس می کرد. آن روزها (سال 74-75) بساط اینترنت و موبایل و فرهنگ های آنلاین و گوگل ترانسلیت نبود. خانم دبیر خیلی وقت ها سرکلاس گلایه می کرد از دست رشته ای که خوانده و تدریس می کند. دلیلش هم این بود که از سرکار برمی گردم آشنایی سلام احوالپرسی می کند می گوید این تی شرت را گرفته ام.عبارتی انگلیسی رویش نوشته شده میشه برام ترجمه کنید، در مهمانی حضور دارم خانمی از مجلس میگه شما انگلیسی خوندید لطفا این بروشور چرخ خیاطی را که تازه گرفته ام برام ترجمه کنید چیزی ازش حالی نمی شم، یا دانش آموزی کیفی خودکاری مارک خارجی گرفته می پرسه معنیش چیه و از این دست موارد.

به لطف وجود اینترنت و راه های بیشمار ترجمه از زبان انگلیسی و حتی همه زبان های زنده دنیا کم کم افرادی که متخصص و آگاه به زبان انگلیسی بودند از این مشکل رهایی یافتند و به نوعی مزاحمت های پارازیرتی را دفع کردند.

اما من در ارتباطات و صحبت ها و مکالمات این روزها با یک سوال پرسیدن روبه رو می شوم. سواد خواندن و نوشتن و کسب مدارک و مدارج دانشگاهی توسعه یافته و حداقل سطح سواد جماعت در یک نگاه کلی به بالای دیپلم می رسد. عموما پیش می آید معنای کلماتی را می پرسند که مشخصا جایگاهی در زندگی فردی و اجتماعی و ارتباط های کاری و بین فردی آنها ندارد و به نظر می آید از لابلای مصاحبه ها و رسانه های مختلفی - که ذهن های بی مطالعه و فاقد اندیشه های انتقادی و آماده پذیرش خوراک های برنامه ها را آماج گرفته -بیرون کشیده می پرسند.

معنی اصطلاحات تخصصی و ساده مربوط به علوم اجتماعی، سیاسی، روانشناسی و...را می پرسند و جالب است وقتی توضیحی قانع کننده را برایشان می دهم اغلب نیاز به توضیح بیشتر را می خواهند که باید با مثال های ساده و مانوس تفهیم شوند. این افراد به خود زحمت نمی دهند مطالعه کنند. اگر هم وقت کافی برای مطالعه ندارند حداقل یک کتاب اطلاعات عمومی را داشته باشند تا از آنها استفاده نمایند.

مدارک کاردانی - کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکتری فقط یدک هایی نیستند که افراد به دنبال اسامی خود می کشند. افراد در هر زمینه ای که تحصیل کرده اند لازم است در حداقل امکان سواد و دانش خود را به روز نگهدارند و سواد و مطالعه ای هرچند کم داشته باشند. ضمن این که اطلاعات عمومی را در کارنامه سواد خود بگنجانند.


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی

تاريخ : دوشنبه دوم مهر ۱۴۰۳ | 10:35 | نویسنده : سیران قادری |

این روزها آن قدر که مردم دنبال خودآرایی و عمل هایی غیرضروری جراحی زیبایی و آراستگی ظاهری صورت خود هستند، سیرت را تقریبا فراموش کرده اند. هر اندازه که می شنویم و می خوانیم که به دلایل فرهنگی و اقتصادی سرانه مطالعه جامعه پایین آمده، به همان نسبت با بیشتر از مصرف زیاد مواد و اقلام آرایشی و انجام عمل های کوچک کردن بینی و یا سایر امور جراحی های محتلف و زیبایی تصنعی را می شنویم و می بینیم. به طوری که صفوف افراد حرفه ای و متخصص زمینه های مورداشاره یا حتی کسانی که دوره های کوتاه مدتی را گذرانده اند جذب چنین حرفه هایی شده و از این راه وارد بازار کار می شوند.

استقبال بسیار زیاد جوانان تحت تاثیر عوامل محتلفی چون تبلیغات رسانه ها، استفاده از این تکنیک ها برای افزایش اعتماد به نفس - که خود کاذب است - راه را برای سایر حرفه ها هم هموارتر کرده و گاهی آرایشگرها و پزشکان عمومی و تحصیل کرده های رشته های غیرمرتبط با گذراندن مدتی آموزش شروع به کار می نمایند.بسیار پیش آمده در یک جمع سروصورت ها و بینی های یک اندازه و همشکل و هم فرم را دیده ایم. فارغ از بحث هزینه و اثرات و پیامدهای سلامتی جالب مفهوم زیبایی در عصر ما به یک شکل های نمادین و ساختگی تغییر مفهوم یافته است و عده ای می خواهند پذیرش این مطلب را اجبارا در همه محیط ها و ذهن ها بگنجانند.

بسیار تاسف بار است که چهره های بسیار تصنعی اندیشه های خالی از مطالعه و خواندن و ادراک را در در باطن دارند. طبیعی است همه به مذاقشان خوش نمی آید راهی یکسان را در پیش گیرند اما زیاده روی در هر کاری اشتباه و غفلت آشکار است.


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی

تاريخ : شنبه بیست و چهارم شهریور ۱۴۰۳ | 12:16 | نویسنده : سیران قادری |

در بخش مرجع با پرسش ها و درخواست های متعددی مواجه می شوم. یکی از مواردی که هر از چندگاهی برخی از مراجعان درخواست منابع و راهنمایی می کنند نامنامه، فرهنگ نام و اسامی برای پیداکردن اسمی شایسته و باکلاس برای نوزادی که تازه متولد شده یا درراه است و گاهی برای نام گذاری محصول یا مغازه.

برطبق اصول کاری پس از دریافت دقیق نیاز مراجعه کننده کتاب های موجود در کتابخانه را در اختیار آنها قرار می دهم که برخی از آن ها فرهنگ های کردی، نامنامه ها، فرهنگ های مربوط به نام . گاهی نیز از اینترنت کتاب هایی در این زمینه دانلود می کنم و در اختیارشان قرار می دهم.

مطلبی که در این رابطه می خواهم به آن اشاره کنم این است که اغلب افراد دنبال اسمی با معنا و ریشه نیستند. عموما درخواست نامی جدید، غیرتکراری، آهنگین هستند. در نام های دختران اسامی که انتهای اسم به حرف "الف" ختم شده باشد بسیار عامه پسند شده است.

به قول دکتر افروز در یکی از مصاحبه هایش بیشتر والدین به جای این که اسمی که را بر فرزند خود بگذراند که معنای زیبایی در فرهنگ و اندیشه جامعه داشته باشد اسامی عروسکی و نامانوس روی بچه ها می گذارند.

به نظر من عموم افراد فراموش کرده اند که انسان اسمی را با اعمال و کردارها و افتخاراتی که در زندگی کسب می کند، بزرگ و قابل تحسین می کند نه الفاظی بیگانه و خارج از فرهنگ و عرف. اسامی که در نسل ما و پیش از ما بر فرزندان گذاشته می شد، بیشتر اسامی مذهبی یا اسامی کردی که دارای معانی زیبا و قابل درک بود، بر فرزندان می گذاشتند. بدیهی است که اسامی مذهبی برخاسته از نام و صفات بزرگان دینی، قهرمانان مذهبی است و اسامی فرهنگی کردی هم مانند نام های رایج در زبان محلی نان گل ها و کوه ها و صفات برجسته انسانی است. اما در حال حاضر برخی اسامی بر فرزندان گذاشته می شود که ممکن است اگر فرزند را ندیده باشید در جنسیت فرد شک کنید. بارها دیده شده است که اسامی قدیمی به مراتب از اسامی که به تاسی از فیلم ها و سریال های بیگانه گرفته شده پرمعناتر و شایسته تر می باشد.

رجوع به اشعار غنی و ادبیات کلاسیک اسم های زیبایی در اختیار والدین قرار می دهد. هر چند که نام گذاری فرزند حق والدین است اما فراموش نکنیم که هویت اسمی فرد نقش اساسی در عزت نفس و اعتماد به نفس کودک دارد و چون جزئی از وجود خویش از ابتدای تولد تا پایان عمر همراه وی است. پس اسمی شایسته و معنی دار و درخور فرهنگ اصیل را بر فرزندان خود بگذاریم.

اسامی تعدادی از نامنامه ها


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی

تاريخ : یکشنبه هجدهم شهریور ۱۴۰۳ | 9:55 | نویسنده : سیران قادری |

یکی از واحدهای فرهنگی هر جامعه کتابخانه می باشد که رسالت کتابخانه بسته به جامعه ای که به آن خدمات ارائه می دهد متفاوت باشد. در یک مکان آموزشی چون دانشگاه کتابخانه های دانشگاهی به عنوان قلب دانشگاه وظایف مربوط به پژوهش به طورمستقیم و وظایف مربوط به آموزش را به طورغیرمستقیم برعهده دارند . این امر به واسطه فراهم آوردن منابع اطلاعاتی مانند کتاب و مقاله و سایر محمل های اطلاعاتی و ارائه خدمات به مراجعان انجام می پذیرد. بخش های مختف کتابخانه شامل بخش مرجع و امانت و پایان نامه ها به صورت مستقیم و بخش خدمات فنی به صورت غیرمستقیم این امر را فراهم می آورد.

مشخص است که پیشرفت و توسعه جامعه منوط به داشتن سطح سواد بالا و به روزنگه داشتن اطلاعات علمی می باشد و در این راستا پویابودن کتابخانه ها مانند استفاده از پتانسیل های الکترونیکی و کانال های مجازی و استفاده از اطلاعات به روز و رایگان برای رفع نیازها و کمک و بهره گیری از نظریه ها و همفکری با سایر متخصصان حوزه کتابداری و اطلاع رسانی و یا به بیانی علم اطلاعات و دانش شناسی امری لازم است که محور این امور شخص کتابداری است که مسئولیت خدمات رسانی و اطلاع رسانی به افراد مراجعه کننده مورد خدمت را برعهده دارد.

کتابدار دلسوز با خشنودی و علاقه مندی به کار خود افراد را به کتابخانه جذب می کند و در این راه از خود مایه می گذارد و تا برآورده شدن نیاز مراجعه کنندگان تمام تلاش خود را می کند.

چندین سال است که در کتابخانه فعالیت می کنم و با عشق و علاقه نیازهای پژوهشی و علمی دانشجویان و مراجعان را در حد توان برآورده می کنم. بسیار خوشحالم که توانسته ام بازخوردهای زیادی را ببینم که افراد به مطالعه تشویق شده اند و درس و تحصیل خود را دنبال کرده اند و تشکر کرده اند از یک پیرمرد که چندسالی مانده بود بازنشسته شود که از رفتار درست کتابدار به عنوان مشوقی برای ادامه تحصیل سخن می گفت و یا دهها دانشجوی رشته های مختلف که از طریق کتابخانه انگیزه گرفته اند.

اما آزردگی خاطر آنجاست که افرادی که سخن گفتن آنان به فطرت و اخلاق درونی شان بازمی گردد بی توجه به مسئولیت سنگین کار کتابخانه زحمت و کوشش کتابدار را مورد تمسخر قرارداده و با واژه های سخیف خانمی را به یک تراکتور تشبیه می کنند. واقعا خدمت کردن تمسخر دارد؟ جای تاسف است که کار مهم فرهنگی، همکاری با مراجعین و خدمات عمومی و تخصصی کتابخانه با این تشبیه های نامربوط زیرسوال برده شود. آنچه برایم مهم است رضایت خاطر کسانی است که صادقانه می خواهند یادبگیرند، بدانند و در حوزه های کاری خود آگاهانه خدمت کنند.


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی

تاريخ : شنبه دهم شهریور ۱۴۰۳ | 9:53 | نویسنده : سیران قادری |

فکر نمی کنم لزومی داشته باشد کتابی از زبان فارسی به زبان کردی برگردانده شود. زیرا اکثریت زبان فارسی را بلد هستند و توانایی فهم و درک آن را دارند. اگر کتاب ادبی مانند مجموعه اشعار و یا گاهی کتاب خاصی لزوم ترجمه را پیدا می کند اما کتاب های عمومی و درسی خواننده ای نخواهند داشت.

در بین کتاب های اهدایی کتابی در زمینه علوم تربیتی بود که توجهم را جلب کرد. مشخص بود که برای این ترجمه زحمت زیادی کشیده شده است.اما خواندن چند صفحه از آن در یک نگاه کلی مشخص کننده ترجمه نامفهوم، بکارگیری و چینش لغاتی سخت و گاها غیر مستعمل در زبان روزانه را داشت.

اگر به عنوان یک مخاطب این کتاب را نیاز داشته باشم ترجیح می دهم متن اصلی کتاب را بخوانم. مساله ای که در ترجمه های انگلیسی و یا سایر زبان ها هم از زبان خوانندگان و اساتید و یا در بررسی کتاب های ترجمه ای به آن پی می بریم.

وقتی پاراگرافی از این کتاب را مطالعه می کنم مانند این که یک متن از یک زیان خارجی را بخوانم چند دقیقه ای طول می کشد تا درک مطلبی درست و کلی از هدف نوشتار به دست آورم.

روزی یکی از اساتید گروه زبان و ادبیات فارسی می گفت خیلی وقت ها پیش می آید کسانی بعد از دوره بازنشستگی یا در برهه ای از زمان می خواهند یادگاری از خود در زمینه ای ادبی یا علمی برجای گذارند و به گونه ای خدمتی به زبان و ادبیات خود کرده باشند. مطالعه کم و تجربه اندک در نوشتن و انتظار نامی ماندگاری غالبا کتابی و یا اثری ماندگار و درخور توجه را برجای نمی گذارد.


موضوعات مرتبط: نگارش ، نوشته های شخصی

تاريخ : چهارشنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۳ | 12:6 | نویسنده : سیران قادری |

استفاده از اینترنت امری انکارناپذیر در زندگی عادی و شخصی مردم عصر ماست. به طوری که در انجام کارهای روزانه مانند خرید، پرداخت قبوض، گرفتن ویزیت و خرید بلیط و مشاوره های مختلف شغلی و پزشکی و طیف وسیعی از نیازها به آن مراجعه می نمایند.

هرچند که نمی توان سرعت دسترسی، بازیابی، کم هزینه بودن پاره ای از امور را نادیده گرفت اما از بعدی دیگر اینترنت منبعی غیرموثق در برخی موارد حاوی اطلاعات غلط و نادرست می باشد. اطلاعات علمی که توسط سایت های غیرحرفه ای و افراد غیرمتخصص در دسترس قرار می گیرد، ترجمه های نادرست که از برخی از سایت های انجام می شود، آمارهای غیرواقعی و سرقت های ادبی و علمی در بعد وسیعی نمونه هایی از این دست معایب اطلاعات در سطح اینترنت به شمار می آید.

دانشجویی یک بیت شعر را برایم آورد و از من خواست که منبع آن شعر را برایش پیدا کنم. با جستجوی آن بیت و بازیابی های متفاوت آن دریافتم که این شعر در هر مقاله و سخنرانی به شخصی نسبت داده شده است. در جایی به خیام، در نوشته ای دیگر به شیخ بهایی، نوشته ای دیگر به ابوسعید ابوالخیر و گاهی صاحبان مقاله بدون سراینده به عنوان شاهد ادبی در نوشته خود بازگو کرده بودند.

البته این را هم باید اضافه کرد که از ابتدا مقاله ای که در مجله داوری و سپس برای چاپ تایید می شود؛ باید در این امر کم کاری نکند و درخواست منبع نوشته یا بیت و یا مستندات لازم را بنماید. چون پس از این مرحله مقاله چاپ و نشر می گردد و در سایت های مربوطه بارگذاری می شود.

به نظر می آید شکل چاپی نوشته ها حسایت بیشتری در نگارش و رعایت اصول و قواعد نوشتاری و دستوری و شیوه نگارش منابع دارد. به هر حال در نوشته ها باید استنادها مبنای عینی داشته باشند و از ارائه اطلاعات نادرست و بی اساس بری باشد.


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی

تاريخ : دوشنبه هشتم مرداد ۱۴۰۳ | 11:19 | نویسنده : سیران قادری |

اگر خبرنگاری سوالش را با این مضمون از هر کسی بپرسد نظر شما در حفظ نظافت محیط زیست چیست مسلما هر کس جوابگوی این سوال باشد از یک فرد خردسال تا فردی دنیادیده و مجرب شعرها و متن ها و سخنان باب دلی در جهت لزوم رعایت حفظ محیط زیست و طبیعت زیبا بیان می کنند و تاکید بر شیوه ها و راهکارهای منطقی و یک عادت منطقی می کنند که طبیعت را آباد و زیبا به آیندگان چون میراثی گرانبها و سرمایه ای ملی تقدیم کنیم.

اما در واقعیت و رویایی با جاهای مختلف دیدنی و محل گردش مسافران و شهروندان و طبیعت زیبا با انبوهی از زباله های رها شده، پلاستیک های مختلف چون سفره های پلاستیکی، ظروف پلاستیکی، قوطی های مختلف نوشیدنی، در بین سبزه ها و در چشمه ها هستیم. پلاستیکی که اثرات زیان بار آن بر طبیعت و سلامتی انسان و چرخه زیستی دام و انسان بارها و بارها از رسانه های مختلف بیان شده است.

جای تاسف است که در گیرودار زندگی پراسترس و مشغولیت زندگی مکان هایی که برای دریافت انرژی و رهایی از روزمرگی و گذران تعطیلاتی چندروزه و یا چندساعته که به آن مکان ها مراجعه می کنیم نسیم فرحبخش جایش را به بوی تعفن زباله های آدمی ساز و رهاشده می دهد. مناظری که سرسبزی و طراوت چشم نوازی می کرد زباله ها و پلاستیک ها بر شاخ و برگ درختان خودنمایی کند.

در این بسیار گفته شده و توصیه های فراوان مانند آموزش به کودکان چون یک وظیفه و تبدیل این وظیفه به یک فرهنگ، شهر ما خانه ما، سخنانی شعارگونه، آموزش از طریق مدارس و معلمان و ...بیان شده است. در بسیاری از صفحات اینترنتی نیز این چند مورد یا مشابه این نکات گفته شده است که در زیر بازنشرش می کنم.

با این که سفر کردن به طبیعت، یکی از فعالیت هایی است که برای سلامتی بسیار مفید است و بسیار توصیه می شود، اما حفاظت از محیط زیست ملاحظاتی هم دارد، حضور انسان ها در طبیعت می تواند آسیب هایی نیز داشته باشد، آلودگی ها و تخریب محیط زیست، از پیامد های حضور بشر در طبیعت است، یادمان باشد که محیط زیست متعلق به همه انسان ها و آیندگان ماست.

حفاظت از محیط زیست در سفر

به منظور حفاظت و احترام به محیط زیست، اقداماتی را می توان انجام داد که بدون آسیب رساندن به آن، بتوانیم از طبیعت لذت ببریم. این اقدامات شامل:

  • استفاده از کیسه های پارچه ای به جای کیسه های پلاستیکی

سعی کنید به جای کیسه های پلاستیکی، از ساک ها و کیسه های پارچه ای در اندازه های متفاوت و کاریردهای گوناگون استفاده کنید. هنگام خرید از فروشگاه ها، به کیسه های پلاستیکی، نه بگویید و همیشه کیسه های پارچه ای خود را همراه داشته باشید. به این ترتیب زباله کمتری تولید می شود و پلاستیک کمتری وارد چرخه طبیعت می شود.

  • استفاده از ظروف تجزیه پذیر و چند بار مصرف

به جای استفاده از ظروف یک بار مصرف، می توانید ظروفی که چندین بار قابل استفاده هستند، به کار ببرید. همچنین به جای استفاده از بطری های آب معدنی، می توانید قمقمه داشته باشید و به بطری های یک بار مصرف، نه بگویید.

  • جمع آوری زباله ها

زباله ها را در طبیعت رها نکنید. زباله ها هم موجب تخریب زیبایی بصری طبیعت و هم تجمع موجودات موذی و گسترش بیماری ها می شوند و به این ترتیب انواع آلودگی محیط زیست را افزایش می‌دهند. سعی کنید هنگامی که قصد ترک کردن مکانی را دارید، پاکیزه تر از قبل باشد. جمع آوری زباله ها و نظافت محیط زیست را باید از کودکی به فرزندانمان آموزش دهیم. در بزرگسالی دیگر نمی توان این نکات بدیهی را آموزش داد!

  • تفکیک زباله

تفکیک زباله های تر و خشک، کمک زیادی به حفظ محیط زیست می کند. این تفکیک شاید زمان بر به نظر برسد، اما تنها نیاز است که ۲ کیسه داشته باشید که زباله ها را از هم تفکیک کنید و کار بسیار آسانی است.

  • اسراف نکنید

در مصرف خود، صرفه جویی کنید و از هدر رفتن انرزی و مواد غذایی جلوگیری کنید. مصرف به اندازه و صرفه جویی در مصرف، موجب تولید زباله کمتر و جلوگیری از هدر رفتن منابع انرژی می شود. از پخت و پز بیش از حد پرهیز کنید تا هم زباله کمتری تولید شود و هم مواد غذایی کمتری هدر برود. پیشنهاد ما این است که از غذا های محلی استفاده کنید. به این ترتیب هم به اقتصاد آن منطقه کمک می کنید و هم از غذا هایی که پخته شده اند و آماده مصرف هستند، استفاده می کنید.

  • حفظ پاکیزگی و صرفه جویی در مصرف آب

منابع آب محدود هستند و این فقط مختص شهر شما نیست. صرفه جویی در مصرف آب و حفظ پاکیزگی منابع آب و رودخانه ها، وظیفه همه ما است. باز نگذاشتن شیر آب، خودداری از شستشوی بیش از حد، استفاده از ابزار هایی جهت کاهش مصرف آب، مواردی هستند که موجب محافظت از منابع آبی هستند. همچنین در آب رودخانه ها، برای شستشو از مواد شوینده استفاده نکنید.

  • حفظ سکوت و آرامش در طبیعت
  • طبیعت محل زندگی جانداران مختلفی می‌باشد و ما به نوعی وارد حریم زندگی آنها می‌شویم، از این رو باید مواردی را رعایت کنیم تا در روند زندگی آنها خللی وارد نشود. یکی از این موارد خودداری از سر و صداهای مزاحم و بلند می‌باشد. صداهای غیرعادی مانند پخش آهنگ با صدای زیاد و یا صدای موتور ماشین‌ها و همچنین صدای افراد و همهمه‌ها می‌تواند باعث ترساندن موجودات مختلف شود و در نتیجه این ترس آنها محل زندگی خود را ترک کنند.این امر باعث به خطر افتادن محیط زیست و جان موجودات مختلف می شود. خیلی از موجودات در اثر صداهای بلند و غیرعادی دچار مرگ در اثر استرس می شوند و یا از محل زندگی خود فرار می کنند که خطرات و مشکلات دیگری برای آنها در پی دارد.
  • محافظت از پوشش گیاهی و درختان

گیاهان و پوشش گیاهی، عامل تصفیه هوا و کاهش دی اکسید کربن هوا هستند. از شکستن شاخه درختان، چیدن گل ها، خم کردن نهال ها جلوگیری کنید و به دیگران هم آموزش دهیم. جنگل ها، ریه های زمین هستند. از آن ها محافظت کنیم.

  • استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی

به منظور کاهش آلودگی، کاهش مصرف سوخت و کاهش هزینه ها، می توانید از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنید. به این ترتیب دود و آسیب کمتری به طبیعت و محیط زیست تحمیل می شود. همچنین می توانید از دوچرخه های کرایه ای، برای تردد در سطح شهر استفاده کنید. استفاده از دوچرخه و یا پیاده روی در مسیر های کوتاه، هم ورزش است و هم کمکی به حفظ پاکی هوا.

  • سبک سفر کنید

آیا می دانستید، با افزایش بار خودرو، میزان مصرف سوخت نیز افزایش پیدا می کند. برای کاهش مصرف سوخت، کاهش هزینه ها و کاهش آلودگی هوا، از همراه بردن اقلام و وسایل غیر ضروری خودداری کنید. البته سبک سفر کردن می تواند آرامش بیشتری برایتان ایجاد کند.

  • به اقامتگاه ها و هتل های سبز مراجعه کنید

برخی از هتل ها و اقامتگاه ها هستند که در راستای گردشگری پایدار، برخوردی مسئولانه در قبال طبیعت و محیط زیست دارند. این هتل ها، که هتل سبز نامیده می شوند، تلاش می کنند تا زباله و گاز های سمی کمتری تولید کنند. این هتل ها تلاش می کنند تا از منابع انرژی تجدید پذیر استفاده کنند و در مصرف انرژی صرفه جویی کنند.

  • دفن کردن پسماند‌های غذا

می‌دانیم که بسیاری از مواد در طبیعت تجزیه می‌شوند. برای مثال پسماند‌های غذایی مانند تفاله چای، پوست میوه‌ها، خرده‌های نان، پوست تخم مرغ، پوست آجیل‌ها و… معمولا پس از یک سفر طبیعت گردی روی دست ما می‌مانند. درست است که این مواد قابل تجزیه در طبیعت هستند اما نباید آن‌ها را در طبیعت رها کنیم. اگر در مکان‌های مرطوب مانند جنگل و کوهستان هستید، یک گودال کوچک حفر کنید، پسماند‌های غذایی را درون آن بریزید و با کمی آب آن‌ها را مرطوب نمایید. سپس روی تمام پسماند‌ها را با خاک بپوشانید. به این ترتیب به تجزیه سریع‌تر مواد کمک کرده‌اید. همچنین ظاهر طبیعت با پسماند‌های غذایی آلوده و کثیف به نظر نمی‌آید.

به طور کلی باید به یاد داشته باشیم که قصد ما از سفر به طبیعت، آشتی با آن است. بنابراین وقتی طبیعت را ترک می‌کنید کوچکترین اثری از خود بر جای نگذارید. نظم طبیعت با کوچکترین دخالت ما دچار اختلال می‌گردد.


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی

تاريخ : شنبه ششم مرداد ۱۴۰۳ | 10:43 | نویسنده : سیران قادری |

ن ۚ وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ن نون، سوگند به قلم و آنچه می نويسند.

دانشجویانی در دوره های تحصیلات تکمیلی هستند که موضوعات اصیل و نوینی را برای پژوهش های خود و انجام رساله و پایان نامه انتخاب می نمایند. آنها به اصالت موضوع اهمیت می دهند و اینکه بتوانند با گردآوری و پرورش موضوعی علمی تولید دانش کنند و دیگران از یافته های آنان بهره مند شوند.

با برخی از این افراد که همکاری می کنم مثلا در گردآوری منابع مورد نیاز مانند کتاب و مقاله های پژوهشی و منابع داخلی و خارجی و ... می بینم که برخی از این کارها نهایتا یک اثر علمی برجسته و نوین و غیرتکراری شده است. حیف است چنین مواردی در قالب یک کتابچه صحافی شود و در قفسه ها منتظر خوانندگانشان باشند که برای پیشینه ای به آن ها مراجعه شود. معمولا من به آنها پیشنهاد می کنم فصل دوم پایان نامه را در قالب کتابی چاپ و منتشر نمایند. بدیهی است که از اکثر پایان نامه ها مقاله استخراج می شود. اما کتاب نگاهی عمیق تری به ادبیات پژوهشی دارد.

علاوه بر این عموما دانشجویان و تحصیل کرده های مقاطع مختلف تحصیلی پس از فراغت از تحصیل مطالعه اندکی دارند و آن ها که مطالعه می کنند و توانایی این را دارند که بنویسند، نمی نویسند.

اهمیت نوشتن و مکتوب کردن اندیشه ها و دستاوردهای علمی بر کسی پوشیده نیست. با نوشتن است که کانال ارتباطی ذهن نویسنده و مخاطب فعال می شود و مخاطب می تواند از آن چه که مدنظر صاحب تالیف بوده آگاه شود.

کسانی که قلمی توانا دارند و از سطح دانش و علمی برخوردارند و حرفی برای گفتن دارند وظیفه شان انتقال اندوخته ها و دستاوردهایشان است. نوشتن ماندگاری علم است و هدایت و پرواندن ذهن افراد در رشته ها و گرایش های مختلف است.


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی

تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم تیر ۱۴۰۳ | 10:17 | نویسنده : سیران قادری |

می گویند در کلاس های درس و مدرسه اول درس می دهند سپس امتحان می گیرند و فرد آزموده می شود. اما در زندگی اول از انسان امتحان گرفته می شود و سپس انسان درس های اساسی و به یادمادنی از آن فرا می گیرد. مسیر پرتلاطم حیات گاه بی رحمانه زخم های عمیقی بر دل و جان انسان فرود می آورد و گاه ناباورانه در دریای خوشی ها و تمایلات انسان - در مفهوم نسبی - قرار می دهد. باید پذیرفت تک تک انسان ها هر کدام نسبتی از این ناملایمات و ناراحتی ها و خوشی ها را در پرونده زندگی خود تجربه کرده اند. گاه از قسم آنچه که ناخوشایند نامیده می شود به بحران کشیده می شود.

طبیعی است که هر غم و اندوهی برای هر فرد بنا بر ظرفیت روانی و تجربه های قبلی و محیط عاطفی تا فرد دیگر متفاوت است. غم هایی مانند از دست دادن عزیزان، دور شدن اجباری از یکدیگر، ضرر و زیان های مالی و ... هر کدام نیازمند حمایت های روحی و روانی اطرفیان بر صاحبان غم و غصه می باشد.

خوشبختانه در جامعه ما این دلنوایی و همدردی تا حدود زیادی هست و فرد غمزده و ناراحت در این اندوه ها که تا حدودی درگیر شده، به خود می آید و پس از زمانی اوضاع برایش بهتر و عادی می شود.

در زندگی باید پس از باختن ها، اندوه های سخت و جانکاه و اشک های سوزان باید خود را بازیابیم و به آن چه که به ایمان به خدا می گوییم و باور کرده ایم به مقدرات و خواست خداوند باید به خود آییم.

به قول سعدی

هر چه دلم خواست نه آن می شود هرچه خدا خواست همان می شود

برای هر مصیبتی زمانی برای غمبار شدن و گریه منطقی است اما نباید در آن غم ها غرق شد چرا که زمینه ساز بیماری های روحی و جسمی و تبدیل شدن وضعیت بد به بدترشدن است. به ویژه اگر کسی که قبل از آن مصیبت فرد در مقام نصیحت و تسلی خاطر دادن به بقیه افراد باشد.

کتاب های دینی، کتاب های روان شناسی، سفر، شرکت در تفریح های سالم و فعالیت های اجتماعی راه هایی برای آرامش روحی و روانی است.


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی

تاريخ : دوشنبه هجدهم تیر ۱۴۰۳ | 14:44 | نویسنده : سیران قادری |

بسیار پیش آمده که مراجعه کنندگان به کتابخانه از میزان علاقه شان به مطالعه می گویند و در عین حال از کمبود وقت، مشغله زیاد شکایت دارند. شاغلینی که قسمت اعظم وقت خود را در محل کار گذرانده و مایقی وقت را در امور دیگر زندگی اختصاص می دهند، وقتی را برای مطالعه و نشستن پای کتاب نمی یابند.

پیشنهاد من به این دسته از افراد استفاده از کتاب های صوتی است که در عصر ما به وفور یافت می شود و با هزینه اندکی می توانید آن را از اینترنت دانلود نموده و در حین انجام امور روزمره زندگی از طریق شنیدن و قوه سمعی از مطالب کتاب بهره بگیرند.

کتاب گویا ابتدا در پاسخ به نیاز نابینایان در ایران و در سال 1929 توسط دکتر شوکولاتخور که خودش فردی نابینا بود ارائه گردید که این کار با استقبال انبوهی از طیف های مختلف جامعه روبه رو شد.

تولید رسمی کتاب گویا از سال 1931 میلادی شروع شد. پروژه ای تحت عنوان "کتاب برای افراد نابینا" شروع کار بود و به تدریج دامنه کار رواج یافت. این کتاب ها به صورت رایگان در قالب قصه های جمع آوری شده، کتاب های ادبی به نابینایان عرضه می شد.

امروزه پدیده کتاب های گویا بسیار شناخته شده برای عموم افراد جامعه است و به دلیل مزایایی چون سهولت استفاده از این کتاب‌ها و مقرون به صرفه بودن ، کمک به محیط زیست در امر جلوگیری از قطع درختان، در دسترس بودن کتاب صوتی در هر زمان و مکانی و استفاده از آن در حین انجام کار، رانندگی، ورزش مورد استفاده کاربران زیادی قرار گرفته است.

در ایران موسسه نوین کتاب گویا در سال ۱۳۸۶ با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با هدف تولید و تکثیر کتاب‌های گویا تاسیس شد و به‌عنوان اولین و تنها موسسه‌‌ای که به طور تخصصی درکشور، به کار تولید و انتشار کتاب گویا می‌پردازد، شروع به کار کرد. کاری که سال‌هاست در کشورهایی همچون فرانسه، آلمان، انگلستان و بسیاری اقلیم‌های صاحب فرهنگ به روالی مرسوم تبدیل شده است: این‌که به همراه نسخه‌ی مکتوب، نسخه‌ی صوتی آن نیز منتشر شود.

کلیاتی از کتاب صوتی تاریخچه و مبانی و مزایا و معایب آن در کتابی به نام درآمدی نو بر کتاب گویا نوشته مریم چهرقانی و مصطفی آهنگر توسط نشر کوچه منتشر گردیده است.

به نظر من کتاب صوتی با این شرط که گوینده و راوی در بیان الفاظ و نحوه ادای کلمات و جملات به خوبی عمل کند و فراز و فرود نوشتار را رعایت نماید گزینه مناسبی برای مخاطب و جذب بیشتر آن ها می شود.

با نصب اپلیکیشین‌ کتاب صوتی هزاران کتاب را می توانید همراه خود داشته باشید.

رادیو فرهنگ کتاب های زیادی را به صورت صوتی در دسترس مراجعه کنندگان قرار داده است. همچنین از مراکزی که به صورت تخصصی کتاب های صوتی را در مراکز خود با دقت و با استفاده از راویان و گویندگان با استعداد و سخنور تهیه می کنند و در اختیار ناشران قرار می دهند را می توان تهیه کرد.


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی ، کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : دوشنبه چهارم تیر ۱۴۰۳ | 10:19 | نویسنده : سیران قادری |

‏‫زندگی با هفت‌خوان‌اش شیرین است

علم رسمی سر به سر قیل است و قال

نه از او کیفیتی حاصل نه حال

طبع را افسردگی بخشد مدام

مولوی باور ندارد این کلام

گر کسی گوید که از عمرت همین

هفت روزی مانده و آن گردد یقین

استاد رحمت الله فتاحی نام آشنایی برای کتابداران و اطلاع رسانان ایران زمین هستند. هرگز این سعادت را نداشته ام که از نزدیک وی را ببینم اما سال هاست که در موضوعات مختلف کاری و هر جایی که اشکالی در مسایل کتابخانه و حرفه داشته باشم از طریق پست الکترونیکی ارتباط دارم و هربار با سعه صدر و حوصله و تا جایی که امکان داشته باشد با رهنمودهای مفید و مثبت و ارزنده سعی در حل مساله دارند.

چند روزی بود که پوستری آنلاین در گروه های کتابخانه دیده می شد با عنوان " تجربه های کتاب زندگی با هفت خوانش شیرین است".در این نشست مجازی که استاد خود حضور داشت آقای دکتر زین العابدینی میزبان بود و البته من نیم ساعت بعد از شروع موفق شدم از سخنان ایشان بهره مند شوم. این کتاب طبق گفته های ایشان حاصل تجربه های زندگی و یک کتاب خودسرگذشت نامه ای است که مسیری را که در زندگی تا به امروز پیموده اند به نگارش درآورده اند.

تاکید استاد بر قوت بخشیدن بر نگارش و برطرف کردن ضعف نگارشی بود. تاکید بر نوشتن و مکتوب تجربه های زندگی و گذشتگان برای انتقال به نسل های دیگر ، راهی برای ارتقای خواندن و مطالعه و .... اشاره استاد به دیدن چین و چروک های و موهای سفید هر کس ریشه در داستان و تجربه ای تلخ و شیرین دارد و باید نوشت و

سخنان زبیای مولف و خواندن قسمت هایی از کتاب باعث ترغیب من به خواندن کتاب شد.

خودسرگذشت نامه ها زیبا هستند و جذاب چرا که قهرمان خطوط و اتفاقات خطوط و متن های کتاب خودشان هستند.

در بخشی از کتاب زندگی با هفت خوانش شیرین است می‌خوانیم

سفر آموزنده است؛ چه خوش، چه ناخوش. تاثیر سفرهای دور و دراز شاید بیشتر و عمیق‌تر باشد. مهر71 (92 میلادی) بود که به سرزمین وارونه (Down Under) رسیدیم؛ همراه با مهری، فرناز و مهرناز. سه سال دوندگی کردم! 23 بار از مشهد آمدم به اداره کل بورس‌ها در تهران تا قدم به دانشگاه نیوساوت ولز استرالیا (در شهر سیدنی) بگذارم؛ داستانی دارد به اندازه‌ی مثنوی! همسرم مهری نیز دکترای همین دانشگاه پذیرفته ‌شد.

از همان بدو ورود متوجه تفاوت آشکارش با ایران شدم. با گذشت زمان عمق تفاوت‌ها را بیشتر حس کردم. مهم‌ترین تفاوت را در جهان‌بینی‌ها می‌دانم که در همه عرصه‌ها نمود دارد. احترام به فرد و نیازهای او در همه ارکان آشکار است: در نهادهای دولتی و غیردولتی، فروشگاه‌ها، بانک‌ها، و به‌ویژه در نظام آموزش ‌و پرورش. راستی در گفتار و کردار نیز برجستگی آن جامعه است.

زمان زیادی گذشت تا احترام به تفاوت‌های فردی و شخصیت افراد در همه نظام‌های اقتصادی، اجتماعی، آموزشی و فرهنگی آن جا نهادینه شود. مردم استرالیا باور دارند که زندگی کوتاه است و باید با ایجاد آرامش روانی از آن لذت برد. دولت‌ها هم تلاش می‌کنند رفاه اجتماعی و اقتصادی ایجاد کنند. رتبه‌ی شهرهای مهم استرالیا مثل ملبورن و سیدنی همیشه در میان برترین‌های جهان بوده است.

فهرست مطالب کتاب

بر شانۀ غول‌ها
چرا سرگذشتنامه خودم؟
خانوادۀ من در یک قاب
دوره نخست، کودکی و بازیگوشی، 1330 تا 1340
فروش سهم غذا به عشق دوچرخه‌
استخوان قلم روی پشت بام
دردسر اسکناس پنج تومنی
کتک، حوض، و آدم شدن
سرخپوستان در حمام
کلک ناموفق برای ورود به مدرسه
یک خبر بد به داداش عزت روی آلاچیق درختی
چپق دایی مختار
سفر شبانه با 11 خر، لحاف ساتن و خطر گرگ‌ها
پناه به خرسبد انگور و نفرت از مدرسه
شاگرد بستنی‌فروش در حسرت یک بستنی خوشمزه
زنبور و پیرزن نان‌بر‌سر!
قصه‌های خواهرم، اقدس سادات
گازاروک و آن ماجرای تلخ
حوض آب و عشق بی فرجام
آتش در کارنامۀ مدرسه
ماجرای پناه سعدی به کوه و درگیری‌اش با ژاندارمری
اسکناس و تمیزکاری دماغ!
مشهد با واگن پست
خرجی ماهانه در آتش
کلک در شیرخط‌بازی
جنگ ایران و روم در محله ما
خرابکاری در روز استقبال از شاه و شهبانو
تئاتر خانگی، پسرک محروم و درخواست مادرش
شش خواهر برای شش برادر
عیدی آقای وکیلی و عُقده داداش عزت
زحمت و رحمت کتاب‌خوانی
آقای چابک و دستمزد من در مزرعۀ چغندر!
کلاه‌برداری!
نمایش در نمایش!
درس جبر همراه با ترس و اردنگی!
لوله‌نوردی در تاریکی!
اِس‌اِس‌های نازی!
از پلنگ‌خانۀ مدرسه تا سینما با همکلاس‌ام، داداش حشمت!
موتور درس‌ام روشن شد در شاهرود، و خموشی عشق!
ناکامی در کنکور، کارگری در کارخانه قند
دوره دوم، جوانی و زندگی دانشگاهی، (1349 تا 1355)
خبر بزرگ کنکور در کیوسک آقای اکرامی!
آغاز زندگی دانشگاهی و حس فضایی نو
پیک‌نیک‌های دور از گارد
نوروز دانشجویی در جنوب ایران و دنیایی از خاطره ها
شوخ و شیرین دانشکده و کلاس
ترجمۀ همکلاسی‌های یزدی و بامزه ما!
بورس شاگرد اولی، تدریس دانشجویی، و یک خاطره تلخ
اعتصاب و غرور دانشجویی؛ خواسته‌هایی که نمی‌فهمیدیم!
پایان کارشناسی و آغاز خدمت وظیفه
تنبیه پیاده‌روی 80 کیلومتری به دارنگون
انتقال به پادگان تربت جام، از قادر سه زنه تا سرباز کوثری که آرزوی خوانندگی در لاله زار داشت!
دوره سوم، ادامه تحصیل، کار، و ازدواج در تهران
قبولی هم‌زمان در دو رشته ارشد
هم‌اتاقی‌های خبیث من!
شغلی در کتابخانه یک مؤسسه ایده‌آل!
روزهای انقلاب، سر پرشور و خطاهای من
چه ازدواجی!
انتقال به دانشگاه تهران و فضایی تازه
انقلاب فرهنگی، تعطیلی دانشگاه‌ها و شکوفاشدن هنر نقاشی من!
تازه عاشق او شده بودم!
شادی و زیبایی یک تولد
داستان مخالفت با انتقال‌ام به کتابخانه مرکزی دانشگاه مشهد
دوره چهارم، انتقال به مشهد، خدمت در دانشگاه فردوسی و آغاز یک زندگی تازه
انتقال به مشهد و کتابخانه مرکزی دانشگاه
راه‌اندازی کاردانی کتابداری و 5 سال انتظار و استرس عضویت در هیئت علمی
یک ضربۀ هولناک!
سیب عباسی برای فرناز!
در اولویت قرار نگرفته‌اید!
داستان اداره بورس و اعزام!
حوادث آماده شدن نهایی به قصد استرالیا
دوره پنجم، تحصیل و زندگی در استرالیا
ره‌توشه‌های سفر به دیار کانگورو برای کسب دانش
گشت و گذار در استرالیا
سرطان تیروئید در آستانه تکمیل رساله دکترا
موفقیت رسالۀ دکترا و دعوت ویژه به همایش بین‌المللی کانادا
رد تدریس در دانشگاه واشنگتن: دیوانه‌ام خواندند؟!
دوستان هم‌دورۀ دکترا در دانشگاه نیوساوت ولز استرالیا
کلاه یونانی بر سر ایرانی؟! مگه می‌شه؟!
دوره ششم، بازگشت به ایران، معلمی و تلاشی عاشقانه
(1376 تا 1394)
بازگشت افتخارآمیزمان به وطن و نخستین ضربه‌ها!
شور و حال خانوادگی در فرودگاه مشهد!
گرمابه عمومی فامیلی و کانادادرای
آغاز کار در دانشگاه و برخورد عجیب دانشگاه
باز هم فداکاری همسر!
کناره‌گیری از معاونت پژوهشی دانشکده
ایجاد تحول در یک سازمان بزرگ
راه‌اندازی گروه بحث الکترونیکی (LIS)
مسئولیت خدمت در انجمن کتابداری و اطلاع‌رسانی ایران
بزرگ‌داشت‌ها و یادبودهای انجمن برای تکریم از مقام و منش همکاران
لطف هم‌حرفه‌ای‌ها (همایش بزرگ‌داشت من)
نزدیک بود شهید راه کتاب شوم!
دو خاطره از ارفاق به دانشجویان
راه‌اندازی شاخه ایرانی انجمن بین‌المللی سازماندهی دانش
تلاش‌ برای راه‌اندازی نظام ملی اطلاع‌رسانی ناکام ماند!
تجربه‌های عضویت در هیئت نظارت و ارزیابی آموزش عالی استان
عضویت در کمیته برنامه‌ریزی آموزشی رشته علم اطلاعات و دانش‌شناسی در وزارت علوم، و تصویب گرایش‌ها و رشته‌های تازه
داستان تغییر نام رشته و بازتاب‌های آن
نزول اجلال وزیر علوم و ریاست دانشگاه به خانه ما
دوره هفتم، و اما بعد... (پایان یا پیام؟)، (1394 تا سرنوشت)
بازنشستگی
مروری بر کارنامه علمی و حرفه‌ای‌ام
شرکت در همایش‌های بین‌المللی و فرصت‌های مطالعاتی
سفرهای داخلی و خارجی با یک دنیا یادگیری
منش استادی در عصر ما: کیان نظام آموزش عالی و اخلاق حرفه‌ای را پاس بداریم
انتظار من از دست پرورده‌ها که برآورده نشد!
اندیشه‌ها و دغدغه‌های حرفه‌ای من
خنثی‌سازی یا هم‌افزایی؟ مسئله جامعه ما این است!
در مسیر ترویج اصلاحات اجتماعی
امیدوارم پایان زندگی من، پیامی باشد برای فرزندان این سرزمین
پیوست


موضوعات مرتبط: معرفی کتاب ، نوشته های شخصی
برچسب ها: رحمت الله فتاحی

تاريخ : دوشنبه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۳ | 14:20 | نویسنده : سیران قادری |

چند روزی است مغز و دست و حس و اراده ی عده ای عملا از دست صاحبانشان ناتوان مانده و در راه رسیدن به هدفی موهوم به کانال هایی می پیوندند. کانال های را باز می کنید انبوهی از مخاطبان به تازگی به تلگرام پیوسته اند و یا آن را به روزرسانی کرده و بدون به از دست دادن لحظه های مهم زندگی و زمان با شور و شوق خاصی بر صفحه نمایش موبایلشان می کوبند. به امید این که به گنجی دست یابند.

چه می توان گفت به این بحران فرهنگی؟ پیر و جوان و باسواد و کم سواد و زن و مرد و نوجوان و بزرگسال در این وادی امیدی واهی دارند. سال ها پیش مسابقه هفتگی آقای نوذری پخش می شد. سوالاتی در حیطه اطلاعات عمومی پرسیده می شد و حاضران چه زیبا با اندکی اشتباه جواب ها را بیان می کردند. جمعیت کتاب خوانده بودند و اهل مطالعه. کودکان کتاب را می شناختند و با عشق آن را مطالعه می کردند. سواد پشتوانه ای از مطالعه های جانبی را داشت و کسی که مقطعی را به اتمام رسانده بود احتمالا عضو کتابخانه عمومی بود یا خود را در خانه در دنجی کمدی یا قفسه ای یا تعدادی کتاب را داشت که از قرآن و ادعیه گرفته تا رشته تخصصی و کتابی در حیطه اطلاعات عمومی و مجموعه ای از علاقه مندی هایش. حتی گاها کسی اصلا سواد دانشگاهی نداشت یا تا مقطع دیپلم درس نخواده بود اما مطالعه جزیی از رفتارهای روزانه و شخصی اش بود.

دنیا عوض شد و انبوهی از محمل های جدید بار اطلاعات کتاب های چاپی و مجله ها را بر دوش گرفتند و کم کم کتاب های صوتی و پادکست ها و کانال های کتاب و ...از راه رسیدند و در خدمت بشر قرار گرفتند. کتابخانه ها هم چنان پابرجا و البته مشتاقین و علاقه مندان رویه قبلی را تا حدود زیادی حفظ کردند اما جمعیت بیشماری از افراد در رده های پیش از کنکور تست خوانی و کتاب های عبور از کنکور را برای مطالعه برگزیدند. اما می توان گفت مطالعه کتابهای چاپی کاهش یافت و عموما مطالعه افراد در برخی پایگاه های اطلاعاتی و سایت های علمی بسته به نیاز پژوهشی و در مقطعی خاص مثلا در دوره ای تحصیلی محدود شده است.

باز گردم به ابتدای بحث می بینم و تاسف می خورم که جمعیت زیادی چند روز اخیر انرژی زیادی از بینایی و دستان و فکر خود را در کوبیدن به صفحه موبایل هدر می دهند. افراد دلسوزی در قالب های طنز - که طنز خود بیان واقعیتی با خنده اما با گریه است - موضوع را مطرح کرده و اشاره به چرخ خیاطی های مادربزرگ ها کرده اند که هر از چندگاهی ارزشمند می شوند و آخرش هیچ.

چه نیک است بیندیشیم و وقت و انرژی جوانان و سایر افراد را در اهداف موهوم هدر ندهیم. ساعت ها زل زده به صفحه نمایش بی اراده گی ذهنی و درماندگی و استیصال روانی که احتمالا پیامدهای دیگری هم داشته بباشد را از افعال حذف نمایم. به یاد بیاوریم دانستن توانستن است و آن هم از مطالعه و سایت های مفید آموزشی - که انصافا کم نیستند - به دست آوریم.


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی

تاريخ : چهارشنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۳ | 11:6 | نویسنده : سیران قادری |

چند ماه پیش فردی که کسالتی داشت به یکی از درمانگاه های شهر بردم. اقای دکتر فرد بیمار را معاینه کرد و سپس نسخه اش را الکترونیکی نوشت.به داروخانه رفتم داروها را گرفتم وقتی به سالن انتظار درمانگاه برگشتم برگه چاپی داروها را نگاه می کردم که در انتهای نسخه نام خانم دکتری آمده بود. فکر کردم اشتباهی داروها را آورده ام ولی وفتی کد ملی بیمار را دیدم متوجه شدم درست است بنابراین به فرد که مسئول تزریقات بود گفتم که چرا آفای دکتر بیمار را ویزیت کرده ولی نام خانم دکتر ذکر شده ایشان در جواب گفتند که خانم دکتر همسر اقای دکتر هستند ولی ایشان مطب شخصی در فلان منطقه شهر را دارند که کارهای پوست و زیبایی را انجام می دهند. خوب مسلم است درآمد آنجا بهتر است.آقای همسر شیفت ایشان کار می کنند بقیه اش به من مربوط نیست. برید از خودشان بپرسید.

آن روز برگشتم. اتفاقا چند روز پیش دوباره فردی مرض شد و به همان درمانگاه مراجعه کردم. دوباره همان داستان. واقعا حیران به این قضیه فکر می کنم آیا این درست است؟آیا وجدان کاری و اخلاق حرفه ای و پیامد مشکلات احتمالی جایی در این رفتار ناشایست ندارد.

داشتن وجدان محرکی به سوی مثبت اندیشی و درستکاری و درست کرداری است. برای افراد دارای مسئولیت های فردی و اجتماعی لازمه داشتن وجدانی آگاه امری انکارناپذیر است.

جامعه از تک تک افراد تشکیل شده و همه مسئول و موظف هستند در حد توان و شعور فردی و اجتماعی اخلاق حرفه ای و شغلی خود را رعایت نمایند.جای تاسف است که گاهی چنین مواردی روی می دهد.


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی

تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۲ | 9:34 | نویسنده : سیران قادری |

مطلبم را با این کلمه شروع می کنم. پترا .خانمی به قصد جهانگردی و سیر و سفر راهی کشورهای مختلف می شود. دارای ماشین شخصی است و از قضای روزگار در منطقه ای دچار خرابی می شود. وظیفه انسانی و اخلاقی حکم می کند در حد امکان در جهت رفع خرابی ماشین و حمایت از وی در موقعیتی که قرار گرفته از نظر غذا و لباس بکوشیم. از همان لحظه های آغازین این اتفاق جماعتی از اهالی روستا و شهر و آنهایی که سری از مکانیکی ماشین درمی آوردند تا جایی که امکان داشته این کارها را انجام دادند.

اما انگار اولین بار است که فردی از کشوری دیگر به اینجا می آید و انگار فرد مد نظر چه خدمتی قرار است به مردم ارائه دهد مثلا آموزش خاصی، در اخبار محلی،انواع رسانه ها حضور وی را نشان داده اند. مهمتر این که هر کسی به بهانه ای با وی عکسی گرفته و بر صفحات اجتماعی نشان می دهند .حرف دهن برخی ها هم که نقل مجالس شده این است که پترا را دیده اند و دیدار کرده اند تا آن جا که خانم جهانگرد خواهش می کند به خاطر سلامتی و استراحت کمی وی را تنها بگذارند.

عزت نفس مان کجا رفته؟

مهمان نوازی و کمک در حد امکان به همنوع یک وظیفه است. اما بزرگنمایی و دادن ارزشی بیش از آن چه کسی در جایگاه و پایگاهش باشد جنبه ای غیرمعقول است. حالتی که مشاهده شد در این امر بیشتر نگاهی تحقیرانه به خود و جمع خودمان است. واقعیت ها را باید پذیرفت از زمانی که سفر به فرنگ و دیگر کشورها انجام گرفته و سرمایه های انسانی و فکری و تحصیلی در اختیار آنها قرار گرفته و از قضا اکثریت شان به عمران و ابادی و پیشرفت علم به آنها کمک کرده اند چه قدردانی شده که ما از یک فردی که اتقافی چند صباحی در خدمت ایشان باشیم باید چنین کنیم. حرکات نمایشی موتورسواری در اطراف ماشین، کسانی که می توان از آنها تکریم کرد که بده بستانی برای ما داشته باشند مثلا در برخی از اوقات کسانی به عنوان مستشرق به سرزمین ما آمده اند و اقدام به گردآوری قصه های فولکوریک ما کرده اند یا در شناسایی شاعران کلاسیک به تحقیق و پژوهش پرداخته اند.


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی

تاريخ : سه شنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۲ | 11:21 | نویسنده : سیران قادری |

با ادغام کتابخانه مرکز سما در کتابخانه مرکزی فرصت کمی برای نوشتن دارم. اما گاهی مواردی مشاهده می شود که شخص ذهنیت و عقلیت خود را در آن مشاهده درگیر می بیند.

دیروز صبح خانمی که کوله ای به پشت داشت به کتابخانه آمد. دختر خوش سخن و جوانی که اوج احساس مسئولیت و علاقه به کار در رفتارش مشاهده می شد.خودش را معرفی کرد. گفت نماینده شرکتی انتشارات است و با چند نفر خانم از مرکز استان آمده اند و اجازه بدهید کتاب هایم را ببینید و در صورت علاقه از من خرید کنید.

گفتم بفرمایید. کوله اش را باز کرد. کتاب ها را روی میز چید. کتاب ها در زمینه های عمومی چون ادبیات، مذهبی ، رمان، نقاشی و کاردستی و اطلاعات عمومی بود. گفتم عزیزم این کتاب ها را اکثرا خوانده ام .اما به احترام ایشان کتابی در زمینه نقاشی کودکان از وی خریدم.

گفتم خانم عزیز کاش راه دیگری برای فروش کتاب ها برمی گزیدی مثلا شرکت در نمایشگاهی - فروش آنلاین و .... آیا احساس خستگی در شانه هایت نمی کنی.اگر با این فشار کوله دیسک یا آسیبی دیگر به بدنت وارد شود می دانی باید چه هزینه ای بپردازی؟

دختر خانم ضمن تایید حرفهایم کوله اش را آماده کرد تا به سایر قسمت ها برود. از عدم خرید کتاب شکایت داشت. نمی توانم به آن خانم فکر نکنم.


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی

تاريخ : دوشنبه پنجم تیر ۱۴۰۲ | 12:35 | نویسنده : سیران قادری |

چند عدد بیسکویت از دستم افتاد.بە سبب اعتقادات و حرمت نان و آرد آن را به سطل آشغال نیانداختم. بیسکویت را جلوی لبه پنجره قرار دادم که کبوترهایی که گاه گاه آنجا می آیند بردارند و بخورند. فردا صبح آن روز که کار می کردم متوجه صدای پرنده شدم انگار بین قفسه های کتاب ها هستند. نگاهی به بین قفسه ها انداختم پرنده ای ندیدم اما صدا خیلی نزدیک تر بود که یک دفعه دیدم از پنجره ای که بیسکویت ها را گذاشته بودم دو تا کلاغ سیاه به شیشه ها می زنند. خدایا صحنه عجیبی بود.کلاغ های زیرک که دیروز آن طعمه را برداشته بودند دوباره سهمیه شان را می خواستند. حرکت شان بسیار قشنگ بود. از کلاغ از دوران حضرت آدم و حوا که در قرآن آمده تا روزگار ما که کلیپ های متعددی از سطح هوشیاری و زیرکی و قابلیت آموزش را دیده اند بسیار شنیده و دیده ایم. این بار هم در جلوی پنجره ی کتابخانه که حس متعجبانه به من بخشیدند.


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی

تاريخ : چهارشنبه سوم اسفند ۱۴۰۱ | 11:20 | نویسنده : سیران قادری |

زندگی سراسر تجربه است و تجربه می تواند بار منفی و مثبت داشته باشد. تجربه هایی هستند دردمند و سرشار از ناراحتی و تجربه هایی هستند خوشایند. با بسیاری از همین درس های زندگی خندیده ایم و با درس هایی گریه و زاری سرداده ایم. آخرین تجربه ای هم که این روزها به پرونده زندگیم اضافه شد حمله سگی ولگرد در محوطه بود که آرام و بی صدا از پشت سرم به من حمله کرد و البته من از خودم دفاع کردم. اما با چند دقیقه ای که با پارس سگ و جیق و دادهای من همراه شد نگهبان ها سررسیدند و سگ را دور کردند. ماحصل این تجربه درد و زخمی شدن زانوهایم و ترس روحی و خراشیده شدن پوست دست و آرنج هایم که ناشی از زمین افتادن من بود و پاره شدن لباس هایم. رفت و آمد چند روزه به بهداشت و شروع درمان و ....

هر چند حمله سگ به یک خانم می تواند بسیار ناراحت کننده و دردمند باشد اما از سگ انتظاری نیست. طبیعت یک حیوان گرسنه پیدا کردن طعمه و شکار است اما طبیعت انسان ها عجیب است که در شکار انسان ها باشند و برای مقاصد و نیات شوم و نادرست از هر راهی کسانی را قربانی کنند.

در این تجربه من به کرات بین این عملکرد غریزی حیوان و عمدی انسان فکر کردم ...


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی

تاريخ : دوشنبه بیست و یکم شهریور ۱۴۰۱ | 9:42 | نویسنده : سیران قادری |

گاهی پیش می آید برنامه در صدا و سیما پخش گردیده، که در زمان پخش موفق به دیدن و یا شنیدن آن برنامه نشده ایم و بنا به علاقه یا ضرورت پژوهش یا کاری لازم است که آن برنامه را مشاهده نماییم. راه حل دریافت آن برنامه آرشیوهایی است که امروزه به لطف سایت های اینترنتی برای همه فعالیت ها طراحی گردیده اند. اما دریافت برنامه مورد نظر به این آسانی نیست. به سایت مربوط مراجعه می نماییم. برنامه جدول زمانی را مشاهده می کنیم. می بینیم که اصلا برنامه آنجا آپلود نشده و بنابراین به موتورهای جسجوی گوگل مراجعه می کنیم و برنامه موردنظر را در یکی از سایت های مربوط به گردآوری فیلم ها می یابیم. اما مدت زمانی که برنامه دانلود شود چنان طولانی می شود که حوصله و صبر کاربر کم می شود. احتمالا از مطلب موردنظر صرف نظر می نماید.

دسترسی سریع به منابع اطلاعاتی و موردنیاز کاربران یکی از مهمترین اموری است که کتابداران و اطلاع رسانان به آن توجه ویژه داشته و راه های دریافت اطلاع و بسترهای اطلاعاتی باید در کمترین زمان ممکن مهیا شود. صرف وقت زیادی برای دریافت یک برنامه و احتمالا صرف نظر از کردن سبب دلزدگی و کم شدن رغبت به رسانه موردنظر می شود. در نظرگرفتن نیازهای مراجعین و کاربران و تسهیل در دریافت برنامه ها مانند ایجاد محمل های متنوع در بارگذاری و قراردادن فایل ها در مسیرهای مشخص آرشیوهای تعریف شده سازمان شاید راه هایی برای اهمیت به کاربران باشد.


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی

تاريخ : سه شنبه چهارم مرداد ۱۴۰۱ | 9:7 | نویسنده : سیران قادری |
مطالب جديد تر مطالب قدیمی تر