هر چند همیشه تاکید دارم که خود صاحبان پایان نامه ها برای تحویل نهایی پایان نامه و سی دی به کتابخانه بیایند اما پیش می آید گاهی کسانی از اعضای خانواده یا دوست و همکاری برای پیگیری کارهای آنها به کتابخانه مراجعه می کند. دلیل این تاکید هم رفع اشکالات احتمالی در هنگام بررسی مستندات پایان نامه یا اصلاح اشتباه در تدوین فیزیکی کتابچه و درست کردن آن برطبق شیوه نامه دانشگاه می باشد که برای نگارنده پایان نامه قابل فهم تر است.
هفته پیش پدری برای تحویل پایان نامه دخترشان به کتابخانه مراجعه کرد.ضمن بررسی پایان نامه از من پرسید آیا در دانشگاه شما در زمینه غار سهولان یا تالاب کانی برازان پایان نامه ای نوشته شده است؟ گفتم فکر نمی کنم ولی برای اطمینان حاصل از هر دو نرم افزار قدیمی و جدید جستجو کردم هیچ نتیجه ای به دست نیامد. دلیلش را عدم وجود رشته های مرتبط با این حوزه گفتم و در ایرانداک برایشان جستجو کردم و نتایج بیشماری از پایان نامه ها را به ایشان نشان دادم که در دانشگاه های تهران، تبریز و ارومیه و کردستان در یکی از جنبه ها و زمینه های تالاب یا غار کار کرده بودند.
ایشان گفتند کارمند بازنشسته منابع طبیعی است و حداقل در 95 درصد این پایان نامه ها با نگارندگانشان همکاری کرده ام. بعد احساس تاسف کرد که زحمات سی ساله اش برباد رفته است. ایشان به فعالیت خود در زمینه تدوین اطلاعاتی کامل و جامع در زمینه پرندگانی که در تالاب کانی برازان با تصویر زیسته اند و از نزدیک آنها را دیده پرداخت و گفت که همه این تصاویر و توضیحات را در نوشته های اساسی آماده چاپ کرده بود که متاسفانه بیماری سرطان فرصتی را از وی گرفته و مراحل درمان و شیمی درمانی مانع از ادامه کارش شده . به گفته خودش دعای بد در حق کسی نمی کند ولی وقتی به اداره شان برگشته دیده هیچ برگی از آنچه تدوین کرده نیافته و گفت خودم می دانم چه کسی برداشته بود اما انکار کرد. کاش جایی چاپ می کرد.
این مساله شاید حداقل سالی یک بار شنیده باشم. حاصل کارهای نوشتاری و پژوهش های دیگران که گونه ای به سرقت می آورد و گاهی در همان قالب و در برخی موارد به شکلی دیگر ابراز وجود می کند. برای اینجانب نیز پیش آمده .استادی در دانشگاه در دوره کارشناسی از من خواست که معادل فارسی یک فرهنگ را برایشان پیدا کنم و قرار براین بود که در نهایت کار اسم من را در کتاب به عنوان نویسنده همکار ذکر کند متاسفانه در دو کتاب استاد با قول های دروغین از قولش سرباز زد و بعدها کتاب را به چاپ رساند بدون این که اسمی از من بیاورد. من هم به خاطر گرفتاریهایی که داشتم فرصت گلایه و اعتراض را نداشتم. آن استاد که ده ها تالیف را دارد احتمالا سایر تالیفاتش هم همان کلاه های گشادی باشد که بر سر دانشجویان مستعد و علاقه مندش گذاشته باشد.
موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی
.: Weblog Themes By Pichak :.
