درباره وب

"کتابخانه باب دانایی است و دانایی توانایی است برای کسب پیروزی، سعادت و افتخار"
وظيفه کتابخانه مرکزي تهيه و آماده‫ سازي منابع چاپی و الکترونیکی و همچنين سياست‫گذاري ارائه خدمات و نحوه استفاده از این منابع است.

هدف کتابخانه عبارت است از: (( تامين منابع چاپي والکترونيکي لازم و کافي، جهت مطالعه و تحقیق تمامی اعضای کتابخانه همراه با فراهم نمودن محیطی مناسب جهت استفاده و تحقیق و مطالعه، در کوتاه‫ترین زمان و مفیدترین شرایط ممکن)).
در خدمت شما دوستداران علم و دانش هستم.

کتابدار بخش مرجع و مسئول بخش خدمات فنی، بخش پایان نامه ها

Knowledge and Information Science
********************
کتابخانه یک موزه نیست که روی مجموعه هایش را پوشاند، بلکه بر عکس، کتابخانه یک نهاد زنده و پویاست که به سمت مطالعه حرکت میکند. کتابخانه باید عشق به کتاب و سهولت دسترسی به فنآوری­های نوین را به وجود آورد. کتابخانه باید مدیریت و بهره گیری از امکانات خود را روزآمد کند (ژان ژرمن، شهردار شهر تور فرانسه Jean Germain).

کانال تلگرامی sayranghaderilib@
بخوانید بخوانید بخوانید
لینک دوستان
جستجوی وب
موضوعات وب
لینک های مفید




سعيده شاه مير

نلسون گودمن در ۷ آگوست ۱۹۰۶ در سامرویل، ماساچوست متولد شد. در سال ۱۹۲۸ با رتبه بسیار عالی، درجه کارشناسی خود را در رشته فیزیک از دانشگاه هاروارد دریافت کرد. اندکی بعد در سال ۱۹۳۰ در بوستون یک گالری هنری برپا کرد؛ در طول این دهه، علاوه بر کار در زمینه‌ی آثار هنری، مشغول به تحصیل در رشته‌ی فلسفه در دانشگاه هاروارد شد و در سال ۱۹۴۱ موفق به دریافت درجه‌ی دکتری گردید. تجربه‌ی او به عنوان فروشنده‌ی آثار هنری کمک کرد تا چرخش او به سمت زیبایی‌شناسی قابل توجیه باشد، حوزه‌ای که در آن‌ها او حتی بیشتر از منطق و فلسفه تحلیلی مشهور است. در طول جنگ جهانی دوم در ارتش امریکا به خدمت مشغول شد. پس از جنگ، در بین سالهای ۱۹۴۶ تا ۱۹۶۴، به تدریس در داشگاه پنسیلوانیا، براندیس، و هاروارد پرداخت؛ جایی‌که دانشجویان او افراد سر شناسی مانند نوام چامسکیو هیلاری پاتنم بودند. اندکی بعدتر بواسطه‌ی بروز برخی مشکلات، پنسیلوانیا را ترک کرد و به عنوان محقق علمی در دانشگاه هاروارد در بخش علوم شناختی از سال ۱۹۶۲-۱۹۶۳ مشغول به کار شد. وی تا قبل از اینکه در سال ۱۹۶۸ به مقام پروفسوری در هاروارد نائل شود، بارها از جانب دانشگاه‌های مختلف در طول سالهای ۱۹۶۴-۱۹۶۷ به طور افتخاری این مقام را کسب کرده بود.
گودمن سهم بسزایی در تحقیقات مربوط به مسئله استقراء، هستی شناسی، شرطی‌های خلاف واقع و فلسفه‌ی هنر داشت. برخی از مهمترین کتابهای او در زمینه معرفت شناسی عبارتند از: «ساختمان نمود»(۱۹۵۱) و «واقعیت، افسانه، و پیش بینی»(۱۹۵۵). از دیگر آثار او با چرخش علاقه اش به زیبایی‌شناسی می‌توان به «زبانهای هنر»(۱۹۶۸) و «بازنگری در فلسفه و دیگر فنون و علوم»(۱۹۸۸) اشاره کرد. در میان انبوه آثار و نوشته‌های گودمن، شهرت او مرهون اندیشه‌های او در باب ناواقع‌گرایی، استقرا، و زیبایی شناسیاست.
می‌توان مدعی بود که واژه «ناواقع‌گرایی» از ابداعات گودمن است، و با نام او پیوند خورده است. ناواقع‌گرایی، برای اولین بار در منازعه میان پدیدارگرایی و فیزیکالیسم در معرفت‌شناسی مطرح شد. گودمن این دو دیدگاه را به عنوان نسخه‌هایی جایگزین یکدیگر توصیف کرد که هر کدام در موقعیت‌هایی مفیدند، اما هیچکدام نمی‌توانند به‌گونه قانع کننده‌ای دیگری را پوشش دهند و محتویات آن را در خود داشته باشند.
بنابر رئالیسم متافیزیکی، استقلال اشیاء از ذهن بدین معنا است که وجود آنها از نظریه‌پردازی‌ها و مفهوم‌سازی‌های ما مستقل ‌است و سرشت این اشیا از طریق مقولات هستی‌شناختی که مستقل از نظریات ماست، تعیین می‌شود. نظریات و مفاهیم ما، واقعیات را نمی‌سازند، و واقعیات تابع آنها نیست، بلکه نظریات ما تابع واقعیات‌اند. گودمن در این باب اندیشه خود را با توسل به یک مثال روشن می‌کند. جهان ممکنی با یک خط راست را در نظر بگیرید و فرض کنید دو نظریه درباره این جهان داریم: نظریه‌ی اول (T1) که اظهار می‌دارد این خط از نقاط تشکیل شده است؛ و نظریه‌ی دوم (T2) اظهار می‌دارد که این خط از بخش‌هایی تشکیل شده است که امتداد دارند. بنابر رئالیسم متافیزیکی، یکی از دو نظریه‌ی درست است. گرچه گودمن نیز می‌پذیرد که تنها یکی از این دو نظریه می‌‌تواند درست باشد، اما جهان‌ها و به‌طور کلی، واقعیت را مستقل از اذهان نمی‌داند. در واقع گودمن معتقد است که گرچه T1 و T2 به‌طور کلی نظریاتی ناسازگار اند و جهان‌های متفاوتی را توصیف می‌کنند، اما T1 جهان ممکن W1 و T2 جهان ممکن W2 را توصیف می‌کند. بنابراین بر خلاف ادعای رئالیستها، جهان‌ها به نظریه‌ها وابسته‌اند؛ نظریه‌ها، جهان‌ها را خلق می‌کنند.
این «ناواقع.گرایی» به «اسم‌گرایی» او ختم می‌شود؛ بدین معنا که ما اشیا را برطبق مقولات هستی‌شناختی‌ای دسته‌بندی می‌کنیم که به مفهوم‌سازی‌های ما وابسته‌اند، یا به‌عبارت دیگر این مقولات از مفهوم‌سازی‌های ما به دست می‌آیند و هیچ گونه عینیت یا وجود مستقلی ندارند. انواع جهان‌ها و اشیاء، توسط کلمات، اعداد، صداها یا دیگر نمادها ساخته می‌شوند. بنابراین نومینالیسم گودمن بکلی با هر گونه التزامات هستی شناختی‌ای که نظریه‌ها باواژگان خود به همراه دارند، مخالف است. او با تکیه بر همین دیدگاه استدلال می‌کند که نظریه مجموعه‌ها باید از فلسفه، منطق و ریاضیات کنار گذاشته شود. هرچند بعد از نگارش مقالاتی که کواین به رشته تحریر درآورد، خود را از رنجِ یافتنِ راهی برای بازسازی ریاضیات - به گونه‌ای که دیگر نیازی به نظریه مجموعه‌ها نداشته باشد- رها ساخت.


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : یکشنبه یکم مهر ۱۴۰۳ | 8:23 | نویسنده : سیران قادری |

فرهاد اکبرزاده (۱۳۵۵ - ) نویسنده، مترجم و ویراستار، اولین اثر خود را رمانی با عنوان «این فرمون دست کیه؟» (نشر نگیما) در سال ۱۳۸۸ منتشر کرد. او در همان سال مجموعه‌ی اشعارش را با عنوان «شیوع» به صورت الکترونیکی در سایت عروض به انتشار رساند. بعد از آن شروع به ترجمه در زمینه‌ی فلسفه، فلسفه‌ی هنر و زیبایی شناسی کرد.

از ترجمه‌های‌‌اش می‌توان به این عناوین اشاره کرد:
ناخودآگاه زیبایی‌شناسی، ژاک رانسیر، نشر چشمه
استتیک و ناخرسندی‌هایش، ژاک رانسیر، نشر امید صبا
آینده‌ی تصعید، ژاک رانسیر، نشر امیدصبا
هنر و مالتیتود، آنتونیو نگری ـ مایکل هارت، نشر چشمه
جورجو آگامبن، الکس موری، نشر دیبایه
فوکو و ادبیات داستانی، تیموتی الری، نشر بان
الفبای ناممکن، سایمون کریچلی، مانیا هنر


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : یکشنبه یکم مهر ۱۴۰۳ | 8:22 | نویسنده : سیران قادری |

🟣 فریدون آدمیت (۱ مرداد ۱۲۹۹، تهران – ۱۰ فروردین ۱۳۸۷، تهران) نویسنده، تاریخ‌نگار و همچنین از مقامات عالی‌رتبه وزارت امور خارجه ایران در زمان پهلوی دوم بود. آثار وی عمدتاً دربارهٔ تاریخ مشروطیت و شخصیت‌های مرتبط با آن است. روش او در تاریخ‌نگاری به گفتهٔ خودش، تاریخ‌نگاری تحلیلی-انتقادی بود.

✅ زندگی
فریدون آدمیت، فرزند عباسقلی خان قزوینی در سال ۱۲۹۹ خورشیدی در تهران متولد شد.

✅ تحصیلات
آدمیت بعد از تحصیلات ابتدایی به دارالفنون رفت و تا کلاس پنجم در آنجا ادامه تحصیل داد و در سال ۱۳۱۸ کلاس پنجم متوسطه را به اتمام رساند و سه ماه بعد امتحان نهایی را پشت سر گذاشت. او در سال ۱۳۱۸ به خدمت وزارت پست و تلگراف درآمد و سال بعد به وزارت خارجه رفت. پس از آن به دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران راه یافت و در سال ۱۳۲۱ فارغ‌التحصیل شد. وی پایان‌نامه‌اش را دربارهٔ زندگی و اقدامات سیاسی امیرکبیر نوشت که دو سال بعد (سال ۱۳۲۳) با عنوان «امیرکبیر و ایران» با مقدمهٔ استادش محمود محمود به چاپ رسید.

فریدون آدمیت بعدها در سال ۱۳۳۰ خورشیدی برای مأموریتی پنج‌ساله به سفارت ایران در لندن اعزام شد و در همین فرصت به تحصیل پرداخت و در ۱۳۳۸ در رشته تاریخ دیپلماسی و حقوق بین‌الملل از دانشگاه لندن، دکترا گرفت. رساله دکتری او روابط دیپلماتیک ایران با انگلیس، روسیه و ترکیه عثمانی ۱۸۳۰–۱۸۱۵ بود.

✅ استخدام در وزارت خارجه
آدمیت در سال ۱۳۱۹ به استخدام وزارت امور خارجه درآمد تا ضمن کار، تحصیلات خود در خارج از کشور را تکمیل کند. وی در این وزارت‌خانه، مسئولیّت‌هایی از جمله:

دبیر دوم سفارت ایران در لندن (نخستین فعّالیت اداری-اجرایی او)
معاونت ادارهٔ اطلاعات و مطبوعات
معاونت ادارهٔ کارگزینی
دبیر اوّل نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل متحد
رایزن سفارت ایران در سازمان ملل
نمایندهٔ ایران در کمیسیون وابسته به شورای اقتصادی و اجتماعی ملل متحد
نمایندهٔ ایران در کمیسیون حقوقی تعریف تعرّض
مخبر کمیسیون امور حقوقی در مجمع عمومی نهم سازمان ملل
نمایندهٔ ایران در کنفرانس ممالک آسیایی و آفریقایی در باندونگ
مدیر کل سیاسی وزارت خارجه
مشاور عالی وزارت امور خارجه
معاون وزارت امور خارجه
سفیر ایران در لاهه بین سال‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۲
سفیر ایران در فیلیپین
سفیر ایران در هند (حدوداً ۲ سال)
او حدود بیست سال هم مقام داور بین‌الملل را در دیوان حکمیت لاهه داشت. آدمیت در کنار انجام مأموریت اداری در بریتانیا، وارد مدرسه اقتصاد لندن شد و پس از پنج سال تحصیل در رشتهٔ تاریخ و فلسفهٔ سیاسی در سال ۱۹۵۱ (میلادی) به درجهٔ دکتری دست یافت.

آدمیت در سال ۱۳۳۰ به عنوان جوان‌ترین سفیر ایران در سازمان ملل معرفی شد. وی در سال ۱۳۵۷ که برخی نویسندگان برای بار دوم کانون نویسندگان را به منزله یک کانون صنفی راه انداختند ریاست نخستین جلسه عمومی کانون را برعهده گرفت ولی چندی بعد از آن کناره‌گیری کرد.

✅ درگذشت
آدمیت برای مدتی از بیماری آمفیزم رنج می‌برد. وی بر اثر شدت یافتن بیماری گوارشی و تنفسی که مدت‌ها به آن ابتلا داشت از چند هفته قبل از مرگ در بیمارستان تهران کلینیک بستری بود و در نهایت در بعدازظهر دهم فروردین سال ۱۳۸۷ در ۸۸ سالگی در این بیمارستان درگذشت و در بهشت زهرای تهران دفن شد.

هما ناطق نوشته‌است که فریدون آدمیت مدت کوتاهی قبل از مرگ توسط دوستی به انگلستان دعوت شد. اما همینکه پای او به لندن رسید، دولت انگلیس پاسپورت و اسناد او را ضبط کرد. فریدون از جان گرنی استاد ایرانشناسی یاری خواست. آقای گرنی هر روز وعدهٔ سرخرمن داد که فلان روز پاسپورت را پس خواهند داد، که هرگز ندادند. فریدون سرگشته و سرگردان در لندن بماند. من همه روزه با او در تماس تلفنی بودم. تا اینکه پس از دو سه هفته بعد زنگ زد و گفت: «گرفتار برونشیت شده‌ام». رفته رفته این برونشیت تبدیل به «آمفیزم» شد. تا اینکه از ایران عطاالله مهاجرانی دستور داد فریدون را بدون پاسپورت و بدون بلیط سوار هواپیما کنند و به ایران برگردانند. فریدون «آمفیزم» را نیز با خود برد.


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : شنبه سی و یکم شهریور ۱۴۰۳ | 6:18 | نویسنده : سیران قادری |

🟣
نویسنده، فیلمنامه‌نویس، و دیپلمات مکزیکی

کارلوس فوئنتس (به اسپانیایی: Carlos Fuentes Macías) (زاده ۱۱ نوامبر ۱۹۲۸ – درگذشته ۱۵ مه ۲۰۱۲) نویسنده مکزیکی و یکی از سرشناس‌ترین و پر آوازه‌ترین نویسندگان اسپانیایی زبان بود. آثار او به بسیاری از زبان‌ها ترجمه شده‌اند.

✅ زندگی
کارلوس فوئنتس در ۱۱ نوامبر ۱۹۲۸ در پاناماسیتی به دنیا آمد. مادرش برتا ماسیاس ریواس و پدرش رافائل فوئنتس بوئه‌تیگر است. پدر وی از دیپلمات‌های مشهور مکزیک بود و از این رو کودکی اش در کشورهای مختلفی سپری شد. در سال ۱۹۳۶ خانواده اش در شهر واشینگتن دی سی اقامت گزید و این باعث شد که با زبان انگلیسی نیز آشنا شود. دورهٔ متوسطه را در سانتیاگو، شیلی و بوئنوس آیرس گذراند.
در شانزده سالگی به مکزیک بازگشت و تا سال ۱۹۶۵ در آنجا بود. در مکزیکوسیتی به دانشگاه رفت و از دانشگاه ملی مکزیکو پایان‌نامه در رشته حقوق دریافت کرد. سپس تحصیلات تکمیلی خود را در انستیتو مطالعات عالی ژنو پیگیری کرد. در سال ۱۹۵۹ با بازیگر سینما به نام ریتا ماسدو ازدواج کرد، که این ازدواج تا سال ۱۹۷۳ ادامه داشت. او شغل پدر را ادامه داد و به دنیای سیاست وارد شد و برای نخستین بار در سال ۱۹۶۵ به‌عنوان سفیر مکزیک در لندن انتخاب شد و بعدها نیز در فرانسه و چند کشور دیگر اروپایی هم چون هلند، پرتغال و ایتالیا نیز سفیر بود. نخستین مجموعه داستان‌های کوتاه فوئنتس در سال ۱۹۵۴ منتشر شد. در سال ۱۹۷۸ زمانی که سفیر مکزیک در فرانسه بود در اعتراض به گزینش گوستاو دیاز اورداز به عنوان سفیر مکزیک در اسپانیا از سمت خود کناره‌گیری کرد. علت استعفای فوئنتس این بود که در زمان ریاست جمهوری دیاز اورداز در سال ۱۹۶۸ ارتش دانشجویان معترض در مکزیکو سیتی را به گلوله بسته بود.«فوئنتس» که در دانشگاه‌های مطرحی چون پرینستون، هاروارد، پنسیلوانیا، کلمبیا، کمبریج، براون و جورج میسون سابقهٔ تدریس داشت. فوئنتس در دومین ازدواجش با روزنامه‌نگار و گزارشگری به نام سیلویا لموس ازدواج کرد. فوئنتس پدر سه فرزند بود، که دو تن از آن‌ها را زمانی که در قید حیات بود از دست داد. در سال ۱۹۹۹ پسر خود را که به بیماری هموفیلی دچار بود از دست داد و سال ۲۰۰۵ نیز دختر وی ناتاشا بر اثر مصرف بیش از حد مواد مخدر از دنیا رفت. از وی یک فرزند دختر باقی است.


سال ۱۹۸۸ منتقدی به او لقب چریک خوش‌پوش داد، مجله‌ای که این مطلب در آن چاپ شده بود متعلق به رفیق قدیمی فوئنتس یعنی اکتاویو پاز شاعر بود. پس از این اتفاق فوئنتس هرگز با پاز سخن نگفت و حتی در مراسم تدفین او در سال ۱۹۹۸ نیز شرکت نکرد. فوئنتس هشتادمین سال‌روز تولدش را در حضور برندگان نوبل ادبیات جشن گرفت. نویسندهٔ بلندآوازهٔ مکزیکی در مراسمی با حضور گابریل گارسیا مارکز و نادین گوردیمر - دو نویسندهٔ برندهٔ نوبل ادبیات - و فیلیپ کالدرون، رئیس‌جمهور مکزیک و رهبران پیشین شیلی و اسپانیا، هشتادمین سال‌روز تولدش را جشن گرفت. او در روز سه‌شنبه، ۱۵ مهٔ ۲۰۱۲ در ۸۳ سالگی درگذشت. فوئنتس بر اثر مشکلات قلبی در بیمارستان جان سپرد. به گزارش خبرگزاری آسوشیتد پرس پزشک معالج فوئنتس اعلام کرد که وی دچار خونریزی داخلی شده بوده‌است. مرگ او توسط جولیو اورتگا، نویسنده زندگی‌نامه فوئنتس و استاد مطالعات اسپانیایی دانشگاه برآون، جایی که فوئنتس خود نیز سال‌ها در آن تدریس می‌کرد، تأیید شد. فیلیپ کالدرون، رئیس‌جمهوری مکزیک، در پیامی به مناسبت درگذشت فوئنتس با ابراز اندوه عمیق از درگذشت وی از فوئنتس به‌عنوان نویسنده‌ای مکزیکی و در عین حال جهانی یاد کرد.

✅ نویسندگی
در ۲۹ سالگی نخستین رمان خود با عنوان «جایی که هوا صاف است» را منتشر کرد. آخرین رمان فوئنتس ولاد نام دارد که در زمان حیاتش به چاپ نرسید. فوئنتس دربارهٔ این رمان گفته بود که این کتاب داستان زندگی یک خون‌آشام است. ولاد از اقامت خود در اروپا خسته می‌شود و به مکزیکوسیتی سفر می‌کند.

✅ سبک و شیوه
فوئنتس با توجه به شغل سیاسی اش رویدادهای تاریخ معاصر و جهان سیاست را دستمایه داستان‌های خود قرار می‌داد و با سبک نگارشی ای که ویژه خود او بود هم‌زمان با ظهور دیگر نویسندگان مطرح اسپانیایی زبان نظیر ماریونا آزوئلا، خوآن رولفو و لائورا اسکیبل به ادبیات معاصر مکزیک جانی تازه بخشید و نام خود را در کنار نویسندگان نامدار اسپانیایی زبان همچون گابریل گارسیا مارکز و ماریو بارگاس یوسا قرار داد. کارلوس فوئنتس در لایه‌لایه آثار خود به بازگویی تاریخ مکزیک در آمیزش با تم‌های عشق، مرگ و خاطره پرداخته‌است. گفته می‌شود که وی مکزیک را در آثار خود خلق کرده‌است.
کارلوس فوئنتس در گفتگو با مجله معتبر «پاریس ریویو» در شماره ۸۲ زمستان سال ۱۹۸۱ شیوه نوشتن خود را چنین توصیف می‌کند:

من نویسنده صبحگاهی هستم. از ساعت هشت و نیم شروع می‌کنم به نوشتن با قلم و تا ساعت دوازده و نیم ادامه می‌دهم و بعد می‌روم شنا سپس برمی‌گردم و ناهار می‌خورم و بعدازظهر کتاب می‌خوانم. بعد هم می‌روم پیاده‌روی تا برای نوشتن روز بعد آماده شوم. قبل از اینکه مشغول نوشتن شوم باید تمام کتاب را در ذهنم نوشته باشم. اینجا در پرینستون (فوئنتس در زمان مصاحبه در این دانشگاه تدریس می‌کرد) همیشه مسیری مثلثی شکل را پی می‌گیرم: به خانه انیشتین در خیابان مرسر می‌روم، بعد به خانه توماس مان در خیابان استاکتن و بعد به خانه هرمان بروچ. پس از دیدار از این سه خانه به خانه خودم می‌روم و وقتی به خانه می‌رسم شش تا هفت صفحه را که باید فردا بنویسم در ذهن دارم. اول با مداد می‌نویسم و پس از آن که حس کردم داستان آنجاست، آن را به کناری می‌گذارم. بعد دستنویس را تصحیح می‌کنم و خودم آن را ماشین می‌کنم و تا آخرین لحظه آن را اصلاح می‌کنم. وقتی داستان را روی کاغذ می‌آورم درواقع کار آن تمام شده‌است: نه صحنه‌ای از قلم افتاده و نه بخشی. دقیقاً می‌دانم قرار است چه رخ بدهد، کم و بیش همه چیز ثابت می‌ماند. در این مواقع درواقع عنصر غافلگیری را درون خودم قربانی می‌کنم.


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه سی ام شهریور ۱۴۰۳ | 5:49 | نویسنده : سیران قادری |

🟣 لئونید آندریف
لئونید نیکلایویچ آندریف به روسی:Леони‌д Никола‌евич Андре‌ев؛ ۲۱ اوت ۱۸۷۱–۱۲ سپتامبر ۱۹۱۹) یک نمایشنامه‌نویس و نویسندهٔ رمان و داستان کوتاه اهل روسیه بود که او را به عنوان پدر اکسپرسیونیسم ادبیات روسی می‌شناسند. او یکی از با استعدادترین و پرکارترین نمایندگان عصر نقره‌ای بود. سبک ادبی آندریف ترکیبی از عناصر مکاتب ادبی رئالیسم، طبیعت‌گرایی و نمادگرایی روسی است.
آندریف، از یک سو در بحبوحه بحران‌های اجتماعی و انقلاب‌های روسیه حضور داشت و از سوی دیگر در مسیر ایده‌ها و جریانات اجتماعی و ادبی مختلف قرار گرفته بود. او در دوره‌های مختلف زندگی اش با عقاید و افکار و تمایلات زیادی دست و پنجه نرم کرد. او تلنگری به همه مکتب‌های ادبی نوین زد و در راهی طولانی از رئالیسم به سمبولیسم، با در هم آمیختن این دو مکتب، طراوت و ظرافت خاصی به آثارش بخشید. او همواره به دنبال یافتن پاسخی برای پرسش‌های بی شمارش در زندگی از جمله سرنوشت، عشق، امید، زندگی، مرگ و غیره بود.

✅ زندگی
لئونید در اریول روسیه در یک خانواده طبقه متوسط به‌دنیا آمد. او در مسکو و سنت پترزبورگ به تحصیل حقوق پرداخت و پلیس-خبرنگار دادگاه مسکو شد. او هر روز بدون جلب هرگونه توجه خاص به انجام کارهای روزمره و محقری می‌پرداخت که به او سپرده می‌شد. آندریف در این دوره چند شعر نوشت و تلاش‌هایی برای انتشار آن‌ها کرد اما بسیاری از ناشران او را پس زدند. در سال ۱۸۹۸ اولین داستان کوتاهش «بارگاموت و گاراسکا» را در روزنامه کوریر مسکو منتشر شد. این داستان مورد توجه ماکسیم گورکی قرار گرفت و به آندریف توصیه کرد بر کار ادبی خود تمرکز کند. آندریف در نهایت از حقوق دست کشید و به سرعت به یک چهره ادبی مشهور تبدیل شد و این آغازی شد برای دوست دو نویسنده که تا سال‌ها برقرار بود. با کمک گورکی، آندریف به عضویت گروه ادبی سربا مسکو درآمد و بسیاری از آثارش در مجموعهٔ زنانیه گورکی منتشر شد.

اولین مجموعه داستان کوتاه و رمان کوتاه آندریف در سال ۱۹۰۱ به سرعت به فروش یک چهارم میلیون نسخه دست یافت و او را به یک ستاره ادبی در روسیه بدل کرد. داستان یکی بود، یکی نبود که در اولین مجموعه آثارش در سال ۱۹۰۱ به چاپ رسید، دغدغه نویسنده دربارهٔ موضوع مرگ و زندگی را به روشنی بیان می‌دارد. او عقیده دارد که مرگ، پایان حضور جسمانی هر انسان در این دنیا است، ولی زندگی همچنان پس از مرگ او و بدون او ادامه دارد. قهرمان اصلی داستان، لاورنتی پترویچ، سیمای انسان معاصر است که غرق در جسم خود بوده و از روح و روان خویش غافل مانده و در نهایت پشیمان می‌گردد.

آندریف در سال ۱۹۰۱ دیوار را منتشر کرد و در سال ۱۹۰۲ در مه و ورطه را به چاپ سپرد که پاسخی بود به سونات کروتزر اثر لئو تولستوی. این دو داستان به دلیل طرح بی‌پروای رفتار جنسی جنجال آفرین شد. بین سال‌های ۱۸۹۸ تا ۱۹۰۵ آندریف داستان‌های کوتاه بسیاری را در زمینه‌های مختلف منتشر کرد. علاقه خاص او به روانشناسی و روانپزشکی به او فرصتی برای کشف بینش و روان انسان و به تصویر کشیدن شخصیتهای به یادماندنی داد که بعدها به شخصیت‌های کلاسیک ادبیات روسیه تبدیل شدند.

آندریف در انقلاب اول روسیه شرکت فعال داشت و در بحث‌های سیاسی و اجتماعی به عنوان یک مدافع آرمان‌های دموکراتیک مشارکت می‌کرد. چند داستان او از جملهخنده سرخ (۱۹۰۴)، فرماندار (۱۹۰۵) و ماجرای هفت تنی که به دار آویخته شدند (۱۹۰۸) متأثر از این دوره هستند. با شروع سال ۱۹۰۵ او به نوشتن نمایشنامه‌های بسیاری برای تئاتر پرداخت. از جمله زندگی انسان (۱۹۰۶)، گرسنگی تزار (۱۹۰۷)، نقاب‌های سیاه (۱۹۰۸)، لعنت (۱۹۰۹) و روزهای زندگی ما (۱۹۰۹).در سال ۱۹۰۷ زندگی انسان توسط کنستانتین استانیسلاوسکی (در تئاتر هنری مسکو) و همچنین وسولد مایرهولد (در سنت پترزبورگ) دو تن از برجسته‌ترین کارگردانان تئاتر روسیه در قرن بیستم به روی صحنه رفت.
آثار دوران پس از انقلاب ۱۹۰۵ آندریف، اغلب نشان دهنده روحیه بدبینی مطلق و خلق و خوی نومید اوست. قدرت گرفتن شیوه‌های جدید ادبی مانند رشد سریع فوتوریسم روسی در آغاز دهه دوم قرن بیستم، شروعی بود برای از دست دادن شهرت آندریف.

پس از سال ۱۹۱۴ گذشته از نوشته‌های سیاسی، آندریف آثار کمی منتشر کرد. در سال ۱۹۱۶ او سردبیری بخش ادبی روزنامه «روسیه خواهد شد» را به عهده گرفت. او بعدها به حمایت از انقلاب فوریه پرداخت اما پیش‌بینی کرد به قدرت رسیدن بلشویک‌ها فاجعه‌بار خواهد بود. آندریف در سال ۱۹۱۷ به فنلاند نقل مکان کرد. او از خانه خود در فنلاند خطاب به جهانیان در برابر افراط بلشویک‌ها اعلامیه صادر می‌کرد. سال‌های آخر زندگی آندریف آرمانگرا و متمرد در فقر جانسوز گذشت و مرگ زودرس ناشی از نارسایی قلبی او ممکن است به سبب غم و اندوه بیش از حدش از نتایج انقلاب بلشویکی باشد. آخرین رمان او خاطرات شیطان بود اما او قبل از به پایان رسیدن این کتاب درگذشت.

نمایشنامه‌های زندگی انسان (۱۹۱۷) و تجاوز به زنان سابین (۱۹۲۲)، او که سیلی می‌خورد (۱۹۲۲) و نفرت (۱۹۲۳) در ایالات متحده به روی صحنه رفتند. نسخه‌ای فیلم محبوبی که از نمایشنامه او به نام او که سیلی می‌خورد توسط استودیوی مترو گلدوین مایر در سال ۱۹۲۴ ساخته شد بسیار تحسین شد.

قاتل فقیر اقتباسی از داستان کوتاه «فکر» است که توسط پاول کهوت در برادوی در سال ۱۹۷۶ ساخته شد.

✅ خانواده
لئونید آندریف با الکساندرا ولیگرسکایا خواهرزادهٔ تاراس شوچنکو ازدواج کرده بود که بر اثر عفونت پس از زایمان در سال ۱۹۰۶ درگذشت. آنها دو پسر داشتند دانیل آندریف شاعر و عارف نویسندهٔ رزا میرا و وادیم آندریف که شاعر شد و در پاریس می‌زیست. در سال ۱۹۰۸ لئونید آندریف با آنا دنیسویچ ازدواج کرد و تصمیم به جدا کردن دو پسر کوچک از یکدیگر گرفت. وادیم را خود نگه داشت و دانیل را به خواهر الکساندرا سپرد.

اولگا آندریویچ کارلایل (متولد ۱۹۳۱) نویسنده و شاعر آمریکایی که مجموعه داستان‌های کوتاه «چشم‌انداز» را در سال ۱۹۸۷ منتشر کرده، نوه لئونید آندریف و دختر وادیم آندریف است.

✅ ترجمه فارسی
برخی از آثار او به زبان انگلیسی توسط توماس سلتزر ترجمه شده است. از لئونید آندریف به فارسی کتاب‌های خنده سرخ با ترجمه کاظم انصاری، صدای انقلاب با ترجمه نیما کوشیار و محکوم شدگان، یادداشت‌های شیطان، مترجم: حمیدرضا آتش بر آب از انتشارات علمی‌فرهنگی و فکر جنایت، مترجم: کاظم انصاری در نشر فردا منتشر شده است.


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : دوشنبه بیست و ششم شهریور ۱۴۰۳ | 12:9 | نویسنده : سیران قادری |


کورمک مک‌کارتی (انگلیسی: Cormac McCarthy؛ ۲۰ ژوئیهٔ ۱۹۳۳ – ۱۳ ژوئن ۲۰۲۳) که با نام چارلز مک‌کارتی (به انگلیسی: Charles McCarthy) زاده شد، رمان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس آمریکایی بود.

مک‌کارتی از نظر بعضی منتقدان نویسندهٔ سردی بود که سوژه‌هایش را دور از خودش نگه می‌دارد و نگاه بالینی به آن‌ها می‌اندازد. او در سال ۲۰۰۷ برنده جایزه پولیتزر شد.

✅ آغاز زندگی
کورمک مک‌کارتی در ۲۰ ژوئیهٔ سال ۱۹۳۳ در شهر پراویدنس ایالت رودآیلند زاده شد. او همراه ۵ خواهر و برادر در یک خانهٔ بزرگ در شهر ناکسویل ایالت تنسی بزرگ شد. پدر مک‌کارتی در این شهر یک وکیل موفق بود. مک‌کارتی گفته بود. ما آدم‌های پولداری به حساب می‌آمدیم. چون آدم‌های دور و بر ما در آلونک‌های یک یا دو اتاقه زندگی می‌کردند.

✅ تغییر نام
کورمک مک‌کارتی که مثل پدرش نام چارلز بر رویش گذاشته شده بود از این که نام چارلز مک‌کارتی، عروسک معروف چارلی مک‌کارتی را تداعی می‌کرد متنفر بود و علی‌رغم ابراز نارضایتی صریح و آشکار پدرش، نام خود را به کورمک مک‌کارتی تغییر داد.

✅ نویسندگی
آغاز
مک‌کارتی در سال ۱۹۵۱ وارد دانشگاه تنسی شد و ۲ سال بعد به نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا پیوست. پس از استقرار در آلاسکا مجری یک برنامهٔ رادیویی شد و برای نخستین بار در عمر خود آثار ادبی را به‌طور جدی خواند. مک‌کارتی می‌گوید سبک نویسندگی‌اش را بسیار مدیون ویلیام فاکنر است و موبی دیک هرمان ملویل را کتاب محبوب خود می‌داند. نخستین رمان مک‌کارتی نگهبان ارکید بود.

✅ گمنامی
با این که در چند سال اخیر تعریف و تمجیدهای زیادی نصیب مک‌کارتی شده، ولی او در بیشتر سال‌های عمر حرفه‌ای خود به جز برای شمار کمی از علاقه‌مندان و منتقدان، برای دیگران ناشناخته بود. آثار اولیهٔ او که داستان‌هایی سیاه، بدبینانه و پیچیده بودند و در کوهستان‌های آپالاشین رخ می‌دادند در گمنامی نوشته شده و تقریباً بلافاصله به عنوان کتاب‌های جمع‌شده در ته انباری با تخفیف فروخته می‌شدند.

شخصیت‌های رمان‌های اولیهٔ او غالباً آدم‌هایی بی‌خانمان و بی‌پول بودند که بی‌اجازه در کلبه‌هایی فاقد برق ساکن می‌شدند و در مناطق دور افتاده یا مکان‌هایی خالی بیابان‌ها به‌سختی زندگی می‌کردند.

✅ نفرت از جهان ادبیات
کورمک مک‌کارتی وقتی از شدت فقر و بی‌پولی مجبور شد خود، موهای خود را اصلاح کند و در یک دریاچه حمام کند، باز هم هیچ علاقه‌ای به داشتن یک شغل ثابت نشان نمی‌داد و پیشنهادهای کاری‌ای را که به او می‌شد پس می‌زد. همسر ا. دولیزله یک بار در مصاحبه‌ای گفته بود:

مثلاً یک‌نفر به او زنگ می‌زد و می‌گفت در ازای دریافت ۲ هزار دلار بیاید در فلان دانشگاه دربارهٔ کتاب‌هایش سخنرانی کند؛ ولی او در جواب می‌گفت هر حرفی داشته روی صفحات کتاب‌هایش زده و ما یک هفتهٔ دیگر را هم لوبیا می‌خوردیم.

نفرت کورمک مک‌کارتی از جهان ادبیات از شیوهٔ استفاده او از علائم سجاوندی هم پیدا است. در نثر نامتراکم و پراکندهٔ او برای دیالوگ‌ها به هیچ وجه از علائم گفتاورد استفاده نشده‌است. مک‌کارتی از به کار بردن علامت آپوستروف هم پرهیز می‌کرد و معتقد بود هیچ دلیلی ندارد صفحه را با علامت‌های کوچک و عجیب و غریب سجاوندی مسدود کنیم. توداری او تقریباً مانند خرافاتی بودن بود. او می‌ترسید که با حرف زدن هر چیزی را که داشته خراب کند.
✅ موفقیت
کورمک مک‌کارتی در سال ۱۹۸۵ با انتشار رمان نصف‌النهار خون (داستانی پر از خون و خون‌ریزی دربارهٔ یک گروه از تبهکاران وحشی در جنوب غربی آمریکا) مورد توجه عموم خوانندگان قرارگرفت.

سرانجام با انتشار رمان همه اسب‌های زیبا در سال ۱۹۹۲ مک‌کارتی به نویسنده‌ای سرشناس بدل شد. این کتاب در سال ۲۰۰۰ به یک فیلم سینمایی به همین نام و با نقش‌آفرینی مت دیمون و پنه‌لوپه کروز تبدیل شد. ولی منتقدان سینمایی نقدهای منفی‌ای برای آن نوشتند.

✅ جایزه پولیتزر
تراژدی جاده، دهمین رمان مک‌کارتی بود که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد. او یک سال بعد به خاطر همین کتاب برنده جایزه پولیتزر شد.

✅ ازدواج
کورمک مک‌کارتی در سال ۱۹۶۱ با همسر نخست خود «لی همولمن» (Lee Holleman) که در دانشگاه با او آشنا شده بود ازدواج کرد. آن‌ها از این از دواج صاحب یک فرزند پسر به نام «کالن» (Cullen) شدند؛ ولی ازدواج آن‌ها دیری نپایید و مک‌کارتی پس از جدایی از همسر نخست خود به نیواورلئان رفت.

این آثار ۲ جایزهٔ سودآور برایش به ارمغان آوردند. او که با بردن این دو جایزه ثروتی کسب کرده بود راهی سفر اروپا شد و در همین ضمن با همسر دوم خود «آنی دولیزله» (Annie DeLisle) آشنا شد.


✅ آثار
🔹جایی برای پیرمردها نیست
🔹جاده
🔹نگهبان باغ (۱۹۶۵)
🔹نصف‌النهار خون
🔹همهٔ اسب‌های زیبا


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : شنبه بیست و چهارم شهریور ۱۴۰۳ | 5:37 | نویسنده : سیران قادری |


🪶جولیان پاتریک بارنز نویسنده و منتقد ادبی انگلیسی است. او در ۱۹ ژانویه سال ۱۹۴۶ در یک خانواده فرهنگی به دنیا آمد و از کالج مگدالن آکسفورد در سال ۱۹۶۸ فارغ‌التحصیل شد.

🪶او به مدت سه‌سال فرهنگ‌نویس واژه‌نامه انگلیسی آکسفورد بود و بعد از آن در نیو‌استیتسمن و آبزرور نقد می‌نوشت. او دل بسته ادبیات فرانسه و عاشق «فلوبر» است.

🪶در سال ۲۰۱۱ میلادی، کتاب وی به نام درک یک پایان برنده جایزه ادبی من‌بوکر شد. او در همین سال جایزه ادبی دیوید کوهن را به پاس یک عمر فعالیت و دستاورد ادبی دریافت کرد.

🪶سه کتاب دیگر او هم پیش از آن نامزد جایزه من‌بوکر شده بودند: طوطی فلوبر (۱۹۸۴)، انگلیس، انگلیس (۱۹۹۸) و آرتور و جرج (۲۰۰۵). او همچنین تحت اسم مستعار دن کاوانا چندین رمان جنایی هم نوشته است.

🪶علاوه بر رمان، بارنز چندین مجموعه مقالات و داستان کوتاه هم منتشر کرده است.از جمله کتاب‌های او می توان به دیار مترو (۱۹۸۰)، درک یک پایان، قبل از آشنایی او با من (۱۹۸۲)، درباره‌اش حرف بزنیم، مجموعه داستان عبور از کانال، چیزی برای ترسیدن وجود ندارد (۲۰۰۸) و هیاهوی زمان اشاره کرد.


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : جمعه بیست و سوم شهریور ۱۴۰۳ | 21:34 | نویسنده : سیران قادری |

🟣 هربر لو پوریه
نویسنده فرانسوی

هربر لو پوریه (به فرانسوی: Herbert Le Porrier) نویسنده معاصر فرانسوی بود.


✅ زندگی‌نامه
لو پوریه در ۳۰ مارس ۱۹۱۳ در چرنیوتسی در رومانی (اکنون جزئی از اوکراین) به دنیا آمد و پس از پایان تحصیل در رشتهٔ پزشکی دانشگاه پاریس به ادبیات روی آورد و در کار نوشتن از تجربیات پزشکی‌اش بهرهٔ فراوان گرفت. نخستین رمان او «کرچ» نام داشت و پس از آن چندین نمایشنامه و رمان دیگر نوشت. به سال ۱۹۵۲ جایزهٔ پوپولیس به خاطر رمان دیگرش «ژولیت در گذرگاه» به وی اعطا شد. به سال ۱۹۵۵ «خزه» را منتشر کرد که رمان خوانان ایرانی، این اثر را با ترجمهٔ درخشان جاودان یاد احمد شاملو می‌شناسند. هربرت لو پوریه در سال ۱۹۷۷ در پاریس درگذشت.

✅ جوایز
(Prix du roman populiste (1951
(Prix des libraires (1975
(Prix de la Société des gens de Lettres (1977
✅ کتابشناسی
🔸خزه (ترجمه احمد شاملو)
🔸کرچ
🔸ژولیت در گذرگاه


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : جمعه بیست و سوم شهریور ۱۴۰۳ | 6:31 | نویسنده : سیران قادری |

🟣 ماشادو د آسیس
زبان‌شناس، مترجم، نویسنده، شاعر، و ژورنالیست برزیلی

ژواکیم ماریا ماشادو د آسیس (به پرتغالی: Joaquim Maria Machado de Assis) (زاده ۲۱ ژوئن ۱۸۳۹ – درگذشته ۲۹ سپتامبر ۱۹۰۸) که با نام ماشادو د آسیس شناخته شده‌است، نویسنده، شاعر، نمایشنامه‌نویس و نویسنده داستان کوتاه بود. او به عنوان بزرگترین نویسندهٔ ادبیات برزیل شناخته شده‌است، هر چند در زمان حیات به محبوبیت گسترده‌ای خارج از مرزهای برزیل دست نیافت. او به زبان‌های فرانسه، انگلیسی و آلمانی تسلط داشت و در اواخر عمر زبان یونانی را نیز آموخت. آثار وی تأثیر بسزایی در ادبیات برزیل در مدارس و دانشگاه‌ها در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم داشته‌است. از جمله تحسین‌کنندگان وی می‌توان ژوزه ساراماگو، کارلوس فوئنتس، وودی آلن، سوزان زونتاگ و هارولد بلوم را نام برد.

✅ زندگی
ژواکیم ماشادو د آسیس به سال ۱۸۳۹ در ریودوژانیرو زاده شد. پدرش مولاتویی نقاش ساختمان بود و مادرش رختشوی و از کشور پرتغال. وی زبان لاتین را در همین سال‌ها از کشیشی آموخت. مادر ماشادو وقتی او ده ساله بود از دنیا رفت و او به همراه پدرش به سنت کیتس نقل مکان کرد. پدرش در سال ۱۸۵۴ با زنی مولاتویی ازدواج کرد. در همین سال‌ها د آسیس زبان فرانسه را نیز از نانوایی فرانسوی آموخت.-
نخستین شعر ماشادو با نام «او» وقتی او پانزده ساله بود در روزنامه مارموتا فلومینس به چاپ رسید. او کار در دنیای نوشتار و چاپ را با حروفچینی و تصحیح نمونه‌های چاپی آغاز کرد و پس از آن نویسنده ستون حوادث در روزنامه‌ها شد. پس از دوستی با خوزه دِ آلنکار، نویسنده، از او انگلیسی آموخت و به این ترتیب با ادبیات انگلیسی مانند شکسپیر، لرد بایرون و جاناتان سوئیفت آشنا شد. او شیفته شکسپیر بود و می‌گفت «او به زبان جان می‌نویسد». آشنایی با ادبیات انگلستان بر تغییر گرایش ادبی ماشادو د آسیس تأثیر بسزایی داشت.
در سال ۱۸۶۹ با کارولینا آگوستو خاویر د نوائیس که زنی فرهیخته و اهل پرتغال بود آشنا شد و با وجود مخالفت خانوادهٔ کارولینا که با مولاتویی بودن ماشادو مشکل داشتند با وی ازدواج کرد. زندگی این دو در برزیل به عنوان نمونهٔ یک زندگی سعادت‌آمیز شمرده می‌شد.

در سال ۱۸۸۰ نخستین رمان وی که حاصل گرایش ماشادو از رومانتیسم به رئالیسم روانشناختی است منتشر شد. «خاطرات پس از مرگ براس کوباس» بر شهرت ماشادو افزود. فرهنگستان برزیل در سال ۱۸۷۹ به اتفاق آرا او را به ریاست برگزید و ماشادو د آسیس تا سال ۱۹۰۸ که درگذشت در این مقام باقی‌ماند.
«ماشادو د آسیس، سال ۱۸۳۹ به دنیا آمد، ۱۷ سال بعد از استقلال برزیل از پرتغال. طبیعی است که وقتی نویسنده شد، یکی از نویسندگان دوره «ملت‌های جدید» شد. اما چیز غیرطبیعی این بود که د آسیس (یا به قول برزیلی‌ها: ماشادو)، بزرگترین نویسنده این عصر هم شد. بزرگ‌ترین نویسنده تاریخ برزیل هم شد. حتی از طرف منتقدی مثل سوزان سونتاگ لقب بزرگ‌ترین نویسنده آمریکای لاتین در همه دوره‌ها و اعصار را هم گرفت.» ماشادو نه فقط بهترین رمان‌های زمان خود که برترین آثار ادبیات برزیل را نوشت، آثاری چون خاطرات پس از مرگ براس کوباس (۱۸۸۰)، کینکاس بوربا (فیلسوف یا سگ؟ -۱۸۹۱)، عشای نیمه شب (۱۸۹۳)، دن کاسمورو (۱۸۹۹)، عیسی و یعقوب (۱۹۰۴). آثاری که مورد تحسین هم مردم هم منتقدان قرار گرفت.

ماشادو د آسیس در روز بیست و نهم سپتامبر ۱۹۰۸، چهار سال پس از فوت همسرش درگذشت.

✅ جایزه ماشادو د آسیس
این جایزه در سال ۱۹۴۱ توسط فرهنگستان ادبیات برزیل به پاس گرامی‌داشت یک عمر فعالیت ادبی ماشادو د آسیس بنیان نهاده شد و معتبرترین جایزه ادبی برزیل می‌باشد.

✅ شناختنامهٔ آثار ماشادو د آسیس
«ماشادو با گذشتن از رومانتیسم و ناتورالیسم راهی خاص برگزید و این راهی‌ست که در ادبیات جهان به نام خود او شناخته شده، هرچند تأثیر نویسندگانی چون لارنس استرن و زاویر دْ مستر بر آن انکار ناکردنی ست. برخی منتقدان سبک او را رئالیسم روانکاوانه نام نهاده‌اند. داستان‌های ماشادو، خواه از زبان شخص اول باشد یا از زبان سوم شخص راوی، چند ویژگی نمایان دارد. یعنی روایتی است طنزآمیز، آکنده از تمسخر، شکاکانه و در عین حال با این تعمد که ماهیت داستانی روایت را به خواننده گوشزد کند.»

«دنیای ماشادو سرشار از ابهام و عدم قطعیت است. در هر سه رمان او خواننده با راوی غیرقابل اعتمادی رو به روست. در هر سه رمان راوی وضعیت خاصی دارد که روایت او را از هر جیث آماج تردید می‌کند. او در خاطرات براس کوباس، روای مرده‌است و فارغ از داوری زندگان و از جایگاهی فراتر از ایشان زندگی خود را روایت می‌کند. در دن کاسمورو راوی اعتراف می‌کند که حافظه‌اش چنان‌که باید یاری‌اش نمی‌کند و در کینکاس بوربا قهرمان داستان گرفتار نوعی جنون است. بدین سال ماشادو هرگونه قطعیت را از رئالیسم خود می‌زداید.»

✅ برخی از آثار ماشادو د آسیس
روانکاو و داستان‌های دیگر، ماشادو د آسیس، عبدالله کوثری، انتشارات لوح فکر، ۱۳۸۲
خاطرات پس از مرگ براس کوباس، ماشادو د آسیس، عبدالله کوثری، انتشارات مروارید، ۱۳۸۲
دن کاسمورو، ماشادو د آسیس، عبدالله کوثری، انتشارات نی، ۱۳۸۹
کینکاس بوربا، ماشادو و آسیس، عبدالله کوثری، انتشارات نی
۱۸۶۰ - پیش بند امروز، دستکش فردا (نمایشنامه)
۱۸۶۱- افسون زدایی (نمایشنامه)


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : پنجشنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۳ | 6:13 | نویسنده : سیران قادری |

‍ بیستم شهریور زادروز استاد جلال_خالقی_مطلق:

دکتر جلال خالقی مطلق شاعر ، ادیب، زبان‌شناس و ایران‌شناس پرآوازه و ستاره‌ای درخشان در پهنه شاهنامه‌پژوهی ایران است. .


سال‌های نخست زندگی و تحصیل
استاد جلال خالقی مطلق بیستم شهریور 1316 در تهران زاده شدند. ایشان پس از پایان دوره‌ دبیرستان در ایران، در کشور آلمان ادامه تحصیل دادند.


تحصیل در آلمان

استاد خالقی مطلق در دانشگاه کلن آلمان به تحصیل در رشته‌های مختلفی پرداخته و در سه رشته‌ی شرق‌شناسی، مردم‌شناسی و ژرمانیستیک دکتری گرفتند. چیرگی ایشان بر زبان‌ها و رشته‌های گوناگون، در پژوهش‌های گسترده در زمینه‌ی شاهنامه و ادبیات فارسی یاریشان داد.


زندگی و کار در هامبورگ

پس از پایان تحصیلات، به استادی به دانشگاه هامبورگ رفتند و در آنجا افزون بر آموزگاری زبان فارسی و فرهنگ ایران به بررسی دستنوشته‌های شاهنامه پرداختند. ایشان با باریک‌بینی بسیار، نسخه‌های گوناگون شاهنامه را بررسیدند تا بهترین نسخه‌ها را اساس و بدل برای تصحیح برگزینند.


تصحیح شاهنامه

از مهم‌ترین دستاوردهای استاد خالقی مطلق، تصحیح انتقادی شاهنامه فردوسی است. ایشان با دانش گسترده از زبان فارسی باستان و میانه و همچنین دانش ژرف از تاریخ و فرهنگ ایران، توانستند تصحیحی از این شاهکار ادب فارسی ارائه دهند که تا به امروز نزدیکترین تصحیح به سخن نژاده فردوسی فرزانه شناخته شده و به درک بهتر از این حماسه‌ی بزرگ کمک شایانی کرده‌.


اهمیت کارهای خالقی مطلق

✅ حفظ و احیای میراث فرهنگی: تصحیح انتقادی شاهنامه و پژوهش‌های گسترده در این زمینه، به حفظ و بازآفرینی یکی از ارزشمندترین میراث‌های فرهنگی ایران کمک شایانی کرده است.
✅ توسعه مطالعات ایران‌شناسی: کارهای استاد خالقی مطلق، الهام‌بخش بسیاری از پژوهشگران در زمینه ایران‌شناسی شده است و به توسعه این حوزه کمک کرده است.
✅ معرفی بهتر شاهنامه به جهان: تصحیح ایشان از شاهنامه، به معرفی بهتر این اثر به جهان کمک کرده و باعث شده است که شاهنامه به عنوان یکی از مهم‌ترین حماسه‌های جهان شناخته شود.

برخی از آثار مهم خالقی مطلق
📚 تصحیح شاهنامه فردوسی
📚 کتاب‌های متعددی در زمینه شاهنامه‌پژوهی و ادبیات فارسی
📚 مقالات متعدد در مجلات علمی داخلی و خارجی


یک رباعی از استاد خالقی مطلق

ایران غمِ تو چو بر دلم رای کند
کارِ دمِ نی‌نواز با نای کند
هر گوشه تو که اجنبی جای کند
سد گوشه جسم و جانِ من وای کند


سخن پایانی
دیدگاهی از استاد خالقی مطلق دربارهٔ شاهنامه

به‌طور خلاصه، محتوای شاهنامه، یک حماسه اسطوره‌ای، پهلوانی، عشقی، اندرزی و تاریخی است. در جزئیات مطالب، شاهنامه پر از آگاهی‌های گوناگون دربارهٔ زندگی معنوی و مادی، تشکیلات اداری و لشکری و درباری، آیین‌های خانوادگی و اجتماعی ایرانیان باستان است. ساختار شاهنامه، در مجموع یک حماسه تراژیک – دراماتیک است. شاهنامه از نظر شیوه بیان، دارای زبانی کهن و فاخر و لحنی غالباً اخطارکننده است. از نظر کارکرد، شاهنامه مهم‌ترین حلقه پیوند دو بخش تاریخ و فرهنگ ایران (پیش از اسلام و پس از اسلام) به یکدیگر و نیز، استوارترین ستون زبان و ادب فارسی و بزرگ‌ترین شاخص هویت و ملیت ایرانی است.»

زندگی پربارشان دراز باد


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : سه شنبه بیستم شهریور ۱۴۰۳ | 16:3 | نویسنده : سیران قادری |

دسترسی به نسخه پی دی اف «از آغاجاری تا استرالیا»طریق لینک قابل دریافت است.


موضوعات مرتبط: برای کتابداران ، معرفی نویسندگان و مترجمان ، معرفی کتاب

تاريخ : سه شنبه بیستم شهریور ۱۴۰۳ | 9:11 | نویسنده : سیران قادری |


( زاده ۱۵ بهمن ۱۳۰۱ کرمانشاه -- درگذشته ۲۶ آبان ۱۳۹۴ تهران ) نقاش، نویسنده، شاعر و ترانه‌سُرا

رحیم معینی کرمانشاهی در خاندانی سرشناس به دنیا آمد. پدرش کریم خانِ معینی، سالار معظم کرمانشاهی، حاکم اصطهباناتِ فارس و مادرش از خاندانی کازرونی‌الاصل و دایی‌اش صباح کازرونی معروف به "معتمدالتجار" از دانشمندان آن دوران بود که مدتها ریاست اداره‌ معارفِ شهرهای اهواز، کاشان و قم را بر عهده داشت و روزنامه‌"صباح"را در کرمانشاه منتشر می‌کرد.
نیایِ معینی کرمانشاهی، حسین خانِ معین‌الرعایا از سران انقلاب مشروطیت در غرب کشور بود که در همین راه به قتل رسید.
معینی‌کرمانشاهی با چنین پیشینه‌ای زندگی عادیِ خود را شروع کرد و در كرمانشاه مشغول تحصیل شد.
در دبستان و دبیرستان نامش به عنوان نقاشی چیره‌ددست بر سرِ زبانها افتاد. ه‍مواره از دروس ریاضی و فیزیك دوری می‌جست و به کتابهای ادبی و تاریخی علاقه داشت و به بررسی آثار بزرگان ادب پارسی رغبت نشان می‌داد. در شهریور ۱۳۲۰ و همزمان با اشغال نظامی ایران، فعالیّتهای سیاسیِ خود را آغاز کرد.
از آنجا که وی به هنر نقاشی علاقه داشت، در این راه پیشرفت کرد و تابلوهایی نیز به یادگار گذارد که تابلو سیاه قلم حضرت مسیح، آخرین اثر وی در این زمینه است که در ۱۳۲۵ به پایان رسید.
وی با نوشتن مقاله‌های تند و صریح، مخالفتهای خود را آشکار ساخت؛ از جمله فعالیّت‌های عمده او انتشار روزنامه‌ انقلابی "سلحشوران غرب" بود که در پی آن دستگیر و زندانی و سپس به قلعه‌ فلک‌الافلاک تبعید شد.
با کشته شدن رزم آرا و آزادی تردد تبعیدیان، به تهران بازگشت و شیوه‌ تازه‌ای در پیش گرفت و این بار غزل‌ها و ترانه‌هایش وسیله نشان دادن خشم و اعتراض نسبت به اوضاع اجتماعی بود.
وی از سالِ ۱۳۳۰ تا هنگام فوت، بدونِ احتسابِ ۴۰۰ ترانه و قطعاتی به سبکِ نو، با سُرودن و انتشارِ نود و چهار هزار بیت شعر نشان داد كه در این هنر از ذوق و قدرتی سرشار برخوردار است.
با انتشارِ مجموعه‌های "ای ش‍مع‌ها بسوزید" و "خورشیدِ شب" ثابت کرد كه غزل‌سُرایی چیره‌‌ دست است؛ با عرضه‌ كتابِ "فطرت" اندیشه‌هایِ عرفانی خود را در قالبِ مثنوی به نمایش گُذاشت؛ با نگارشِ "حافظ‌ برخیز" شناختی دیگر از لسان‌الغیب را مكتوب ساخت؛ با چاپِ گُزیده‌ای از ترانه‌هایِ خود به همّتِ فرزندش حسین در كتاب‌هایِ "رازِ خلقت" "خوابِ نوشین" و "حكایتِ نگُفته" نوآوری‌ها و بی‌ه‍متاییِ خویش را در این شاخه‌ی دشوار از شعرِ پارسی به قضاوتِ عموم واگذار ساخت؛ با تضمینِ غزلیّاتِ لسان‌الغیب، پا به پای حضرتِ حافظ، بینِ اوراقِ کتابِ "در خراباتِ مغان" قدم زد و با ارائه‌ تاریخِ منظومِ ایران در چهارده جلد، تحتِ عنوانِ "شاهكار"، رسالتی شاعرانه از رویكردهایِ پُر فراز و نشیبِ تاریخیِ میهنش را به نمایش گُذاشت و خود را سُخنوری توانا و پُرقدرت مُعرّفی كرد.
او شاعری توانا و خوش ذوق بود و ضمن سرودن شعر، چندی به ترانه‌ سُرایی و ایجاد تحوّل اساسی در این هنر پرداخت به صورتی که با ساختِ ترکیباتِ نو و تشبیهاتی بی‌نظیر، آثار آهنگینِ خود را در قلمرو فلسفه، عرفان، پند و نصایح در زمینه‌های اجتماعی وارد کرد. ابداعِ ترانه‌های تمثیلی "تابلوسُرایی"و به کار بُردنِ این نوآوری در آثاری چون آبشار، طاووس، الماس، سرو و بید، برق و خرمن، تاک و هشتاد و هشت اثر برای اجرا در برنامه‌ وزین گلها به تهیه کنندگی زنده یاد داوود پیرنیا پدید آورد که توسط خوانندگان رادیو اجرا شده است. رحیم معینی کرمانشاهی از ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۲ با شصت آهنگساز و موسیقیدان برجسته همکاری کرده است.


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیستم شهریور ۱۴۰۳ | 8:25 | نویسنده : سیران قادری |

۱۳ شهریور ماه، روز بزرگداشت ابوریحان بیرونی است. ابوریحان محمد بن احمد بیرونی در سال ۳۶۲ هجری قمری در حومه (بیرون) شهر کاث، مرکز امارت خوارزم (واقع در ازبکستان کنونی)، متولد شد و بدین سبب، او را «بیرونی» لقب داده‌اند. وی دانشمند و همه‌چیزدان (ریاضی‌دان، ستاره‌شناس، تقویم‌شناس، انسان‌شناس، هندشناس، تاریخ‌نگار، گاه‌نگار و طبیعی‌دان) ایرانی در سده چهارم و پنجم هجری است. بیرونی بیش از 80 سال زیست و او را از بزرگ‌ترین دانشمندان مسلمان و یکی از بزرگ‌ترین دانشمندانِ ایرانی در همه اعصار می‌دانند. همچنین، او را پدرِ انسان‌شناسی و هندشناسی می‌دانند. او به زبان‌های خوارزمی، فارسی، عربی، و سانسکریت مسلط بود و با زبان‌های یونانی باستان، عبری توراتی و سُریانی آشنایی داشت.

** از آثار بسیار ابوریحان بیرونی که به رشته تحریر در آمده می‌توان به این کتاب‌ها اشاره کرد:
تحقیق ماللهند: موضوع این کتاب مذهب و عادات و رسوم هندوان و نیز گزارشی از سفر به هند است.
قانون مسعودی: کتابی است در نجوم و تقویم. در این کتاب بخش‌هایی مربوط به مثلثات کروی و نیز زمین و ابعاد آن و خورشید و ماه و سیارات موجود است.
التفهیم لاوایل صناعة التنجیم: این کتاب نیز در نجوم و به فارسی نوشته شده‌است و برای مدت چند قرن متن کتاب درسی برای تعلیم ریاضیات و نجوم بوده‌است.
الجماهر فی معرفة الجواهر: موضوع کتاب معرفی مواد معدنی و مخصوصاً جواهرات مختلف است. ابوریحان در این کتاب فلزات را بررسی کرده و نظریّات دانشمندان را درباره حدود سیصد نوع ماده معدنی ذکر کرده‌است.
الصیدنة فی الطب: این کتاب درباره داروهای گیاهی و خواص و طرز تهیه آن‌ها نوشته شده‌است.
آثار الباقیه عن القرون الخالیه :ابوریحان در این کتاب مبدأ تاریخ‌ها و گاه‌شماری اقوام مختلف را بررسی کرده‌است. از جمله این اقوام، ایرانی‌ها، یونانی‌ها، یهودی‌ها، مسیحی‌ها، عرب‌های زمان جاهلیت و عرب‌های مسلمان را نام برده و درباره اعیاد هر یک به تفصیل سخن گفته‌است. این کتاب را می‌توان نوعی تاریخ ادیان دانست.
استیعاب الوجوه الممکنة فی صنعة الاصطرلاب: در باب ارائه روش‌های ساخت انواع اسطرلاب است.


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : سه شنبه سیزدهم شهریور ۱۴۰۳ | 14:7 | نویسنده : سیران قادری |


مردم همه دانند که در نامه‌ی سعدی
مُشکی‌ست که در طبله‌ی عطار نباشد

گلستان کتابی است به نثر و شامل ۸ باب که به لحاظ نگارش بسیار روشن، روان و بون شک بی مانند است. چنانچه گفته اند: « سال ۶۵۶ سر فصل جدیدی است که تاریخ ادبی ایران، زیرا نگارش گلستان حادثه ای است که دو نظیر بیشتر ندارد: شاهنامه و مثنوی….»

سعدی پس از بازگشت به شیراز در مجالس بسیاری حضور یافت و بسیاری از هم نشینان و دوستانش که وی را درسخنوری و افکار بلند مرتبه مسلط دیدند و از آشنایی وی با قرآن و حدیث و روایات حظ فراوان بردند به سعدی پیشنهاد دادند که این همه « حسن محاوره، قوه ی مناظره و فکاهات نادره» حیف ست که ثبت و ضبط نگرددد و از وی خواستند تا این همه را تدوین کند.

چنانچه سعدی در مقدمه ی گلستان نیز به این مسأله اشاره نموده که در برابر این تقاضا سرتسلیم فرود می آوردو گلستان را در بهار ۶۵۶ تألیف می کند.

« آنچه در گلستان بیش از هر چیز جلب نظر می کند تجربه های فراوان و متنوع سعدی در زندگانی است» سعدی در این کتاب آینه ی تمام نمای یک فرد دنیا دیده و پخته است که فراز و نشیب بسیاری را در زندگی طی نموده؛ در شیراز، شهر شعرف عشق ورزیده، در شهرهای مهم آن روز در محضر بزرگان بسیاری بوده و از هم نشینی با آنها نکته های بسیار آموخته و بهره های فراوان جسته است.

در هر سفری که از هر شهری به شهر دیگر رفته با مردم نشست و برخاست نموده و در طی این راه نه تنها با عامه ی مردم که با وزیران و پادشاهان نیز هم سخن شده و علاوه بر کتابهایی که خوانده، دنیا و مردمانش را از راه تجربه ی مستقیم شناخته است.

و در کنار همه ی اینها به واسطه ی داشتن هوش و باریک بینی در ورای مشاهدات خود به نکته های بسیار ظریف و دقیقی پی برده و همین مسأله است که به اندازه ی تجربه ی سعدی مهم است؛ چرا که تنها مسافرت و جهان گردی و با مردم بودن کفایت نمی کند بلکه باید چشم بصیرت داشت و دیدنی ها را دید وشناختنی ها را شناخت.

« حشر و نشر سعدی با انواع اشخاص و تأمل در رفتار و خلقیات آنان موجب شده که ر گلستان از طبقات مختلف مردم سخن به میان آید.»

گلستان کتابی است که به لحاظ مطالعات اجتماعی آن دوران قابل توجه می باشد و به راحتی می توان به روحیات مردم آن دوره پی برد. از جمله افکار و معتقدات آداب و رسوم و طرز تفکر طبقات مختلف مردم در آن عهد، همچنین اوضاع حکومت و رفتار عوامل حکومتی با مردم نیز در گلستان به شکلی کاملاً ظریف بیان شده است.

« کتاب گلستان زیباتری کتاب نثر فارسی است و شاید بتوان گفت در سراسر ادبیات جهانی بی نظیر است» از مهمترین خصوصیات این کتاب آن است که نثری آمیخته با شعر می باشد و هر حکایت و مطلبی را که به نثر آورده در پی آن یک یا چند شعر نیز به فارسی یا عربی سروده که مکمل و تأئید و توضیحی بر آن مطلب است که می خواسته بیان نماید.

زبان و نثر سعدی در گلستان دارای فصاحت، بلاغت، سلامت، ایجاز، استحکام، و ظرافت است و تمام آرایش های شعری بویژه سجع و موسیقی را نیز دربردارد و بزرگترین حسن آن این است که هیچ تکلف در بیان مطالبش نداشته و همه چیز را همانگونه که بوده کاملاً طبیعی بیان می کند. نه لفظ فدای معنا می شود و نه برعکس معنا فدای لفط؛ هرچه که بر ذهنش خطور می کند بی کم و کاست و به بهترین شکل به صورت عبارت و یا حکایتی به نگارش درمی آورد.

« گاه شنیده می شود که اهل ذوق و ادب تعجیب می کنند که سعدی هفتصد سال پیش به زبان امروزی ما سخن گفته است ولی حق این است که سعدی هفتصد سال پیش به زبان امروزی ما سخن نگفته بلکه ما پس از هفتصدسال به زبانی که از سعدی آموخته ایم سخن می گوئیم

چرا که سعدی شیوه ی نثر فارسی را چنان دلنشین ساخته که زبان او زبان رایج فارسی شده است و ای کاش ایرانیان قدر این نعمت را بدانند و در شیوه ی بیان دست از دامان شیخ شیراز برندارند که به فرموده ی خود او: « حد همین است سخن گویی و زیبایی را« و چه بسا نویسندگان بزرگ از جمله میرزاابولقاسم قائم مقام که اعتراف کرده اند که در نویسندگی هر چه دارند از شیخ سعدی دارند.»

از دیگر ویژگی های گلستان آن است که وی در سرودن اشعار و آوردن عبارات از کسی، چیزی به عاریت نگرفته و همه ی سخنان گلستان از آن خود اوست که از ذهن و فکرش تراوش شده و همه در نوع خود تازه و جدید است. در آثار دیگران نمی تون آن را یافت.


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان ، معرفی کتاب

تاريخ : دوشنبه دوازدهم شهریور ۱۴۰۳ | 15:21 | نویسنده : سیران قادری |

🟣 جبران خلیل جبران
نویسنده، شاعر، مجسمه‌ساز، نقاش، فیلسوف، و هنرمند لبنانی

جبران خلیل جبران (۶ ژانویه ۱۸۸۳ – ۱۰ آوریل ۱۹۳۱) اهل بشرّی لبنان و نویسندهٔ لبنانی-آمریکایی و نویسنده کتاب پیامبر بود. جبران، علاوه بر شعر و نویسندگی، در نقاشی نیز ذوق و مهارت داشت و بیش از ۷۰۰ کار هنری از او بجا مانده‌است. اما شهرت جبران بیشتر به‌خاطر کتاب پیامبر است که برای اولین بار در سال ۱۹۲۳ در آمریکا منتشر شد و از آن زمان به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های تمام دوران‌ها تبدیل شده و به بیش از ۱۰۰ زبان ترجمه شده‌است.

✅ دوران کودکی
او در ششم ژانویه سال ۱۸۸۳، در خانواده‌ای مسیحی مارونی (منسوب به مارون قدیس) که به «خلیل جبران» شهرت داشتند، در البشری (ناحیه‌ای کوهستانی در شمال لبنان) به دنیا آمد. مادرش دوزنده‌ای هنرمند بود که کامله نام داشت.

مادر جبران کامله رحمه، سی ساله بود که جبران را از شوهر سومش خلیل جبران به دنیا آورد.

شوهرش مردی بی‌مسئولیت بود و خانواده را به ورطه فقر کشاند. «جبران خلیل» یک برادر ناتنی به نام «پیتر» (شش سال بزرگتر از خودش) و دو خواهر کوچکتر به نام‌های «ماریانه» و «سلطانه» داشت که در تمام عمرش به آن‌ها وابسته بود. از آنجا که «جبران» در فقر بزرگ می‌شد، از تحصیلات رسمی بی‌بهره ماند و آموزش‌هایش محدود به ملاقات‌های منظم با یک کشیش روستایی بود که او را با اصول مذهب و انجیل و زبان‌های سریانی و عربی آشنا کرد. «جبران» هشت ساله بود که پدرش به علت عدم پرداخت مالیات به زندان افتاد و حکومت عثمانی تمام اموالشان را ضبط و خانواده را آواره کرد. سرانجام مادر «جبران» تصمیم گرفت با خانواده‌اش به آمریکا کوچ کند. در ۲۵ ژوئن سال ۱۸۹۵، جبران در دوازده سالگی با مادر، برادر و دو خواهرش، لبنان را ترک و به ایالات متحده آمریکا رفت و در بوستون ساکن شد. وی در بوستون به مدرسه رفت. در مدرسه، اشتباهی در ثبت نام، نام او را برای همیشه تغییر داد و به کهلیل جیبران Kahlil Gibran تبدیل کرد که علی‌رغم تلاش‌هایش برای بازیابی نام کامل، تا پایان عمرش بر‌جا‌ماند. در سال ۱۸۹۶ آموزگارش که استعداد هنری جبران را دید، او را به عکاس و ناشری بنام «فِرِد هلند دی» معرفی کرد و از آن به بعد جبران وارد مسیر هنر شد. وی جبران را با اساطیر یونان، ادبیات جهان، نوشته‌های معاصر و عکاسی آشنا کرد.

✅ بازگشت به لبنان
دختر جوانی به نام «ژوزفین پی بادی» که ثروت سرشاری از ذوق و فرهنگ داشت، دل به محبت این جوان بست و در رشد و کمال او بسیار مؤثر واقع شد.

وی در آمریکا به نگارگری پرداخت. زنان دیگری نیز بعدها در زندگی «جبران» ظاهر شدند که از همه مهم‌تر خانم «مری هسکل» و «شارلوت تیلر» هستند. این دو زن (به ویژه خانم هسکل) شاید بیشترین تأثیر را در زندگی فرهنگی و هنری و حتی اقتصادی «جبران» داشته‌اند. اما جبران پس از حدود سه سال اقامت در آمریکا به شوق زادگاه و عشق به آشنایی با زبان و فرهنگ بومی خویش به وطن بازگشت. جبران که به کمک «فرد هلند دی» کم‌کم وارد حلقه بوستونی‌ها شده بود و شهرت کوچکی به هم زده بود، با نظر خانواده‌اش تصمیم گرفت به لبنان برگردد تا تحصیلاتش را به پایان برساند و عربی بیاموزد. جبران در سال ۱۸۹۸ وارد بیروت شد و به «مدرسه الحکمه» رفت. جبران در این دوره کتاب مقدس را به زبان عربی خواند و با دوستش یوسف حواییک، مجله‌ای به نام «المناره» منتشر کرد که حاوی نوشته‌های آن دو و نقاشی‌های «جبران» بود.

مرگ در خانواده و بازگشت به ایالات متحده
جبران دانشگاه را در سال ۱۹۰۲ و در حالیکه زبان‌های عربی و فرانسه را آموخته بود و در سرودن شعر به مهارت رسیده بود، تمام کرد.

در این هنگام رابطه‌اش با پدرش قطع شد و از او جدا شد و زندگی محقر و فقیرانه‌ای را از سر گرفت. در همان هنگام شنید که برادر ناتنی‌اش سل گرفته، خواهرش «سلطانه» مشکل روده‌ای دارد و مادرش گرفتار سرطان است. با شنیدن خبر بیماری هولناک «سلطانه»، «جبران» در ماه مارس ۱۹۰۲ لبنان را ترک کرد. اما دیر رسید و «سلطانه» در چهارده سالگی درگذشته بود. در همان سال، «پیتر» به بیماری سل و مادرش به سرطان درگذشتند.

«جبران خلیل» بعد از پایان تحصیلاتش در فرانسه دوباره وارد آمریکا شد و تا مرگش در سال ۱۹۳۱ در آنجا کار و زندگی کرد.

«جبران خلیل جبران» در سال ۱۹۳۱ به علت سیروز کبدی درگذشت.

✅ آثار
جبران هنرمند پرکاری بود و در طول عمر کوتاهش آثار زیادی تولید کرد، از جمله ۲۸ کتاب، ۸۱ مقاله و حدود ۷۰۰ نگاره. جبران قالب‌های مختلف ادبی مانند شعر، نثر، نمایش‌نامه، مقاله و داستان را آزمود. لیست برخی از کارهایش در پائین آمده‌است.

به زبان عربی
دمعة و ابتسامة
الأرواح المتمردة
الأجنحة المتکسرة
العواصف (روایة)
البدائع والطرائف: مجموعة من مقالات و روایات، تتحدث عن مواضیع عدیدة لمخاطبة الطبیعة و من مقالاته «الأرض»، نشر فی مصر عام ۱۹۲۳.
عرائس المروج
نبذة فی فن الموسیقی
المواکبت
النبی

به زبان انگلیسی
The Madman (1918) (transcriptions: wikisource, gutenberg)
Twenty Drawings (1919)
The Forerunner (1920)
The Prophet, (1923)
Sand and Foam (1926)
Kingdom of the Imagination (1927)
Jesus, The Son of Man (1928)
The Earth Gods (1931)
ترجمه به زبان فارسی

پیامبر، ترجمه حسین الهی قمشه ای، انتشارات روزنه
دیوانه، ترجمه موسی بیدج، انتشارات افق
موسیقی، ترجمه موسی بیدج، انتشارات افق
آواره + خدایان زمین، عبدالرضا رضایی، انتشارات افق
عیسی پسر انسان، ترجمه موسی اسوار، انتشارات سخن
اشک و لبخند، ترجمه مهدی سرحدی، انتشارات کلیدر
ماسه و کف، ترجمه مهدی سرحدی، انتشارات کلیدر
عروسان دشت، ترجمه حیدر شجاعی، انتشارات دادار
بالهای شکسته، ترجمه مرضیه صادقی زاده، انتشارات آلوس
آیینه های روح، ترجمه رضا ثمروی حاجی آقا افشین افشاری، انتشارات نشر قطره
نامه های عاشقانه، ترجمه مسیحا برزگر، انتشارات صدای معاصر
دلتنگی ها، ترجمه مسیحا برزگر، انتشارات صدای معاصر
زیبای خفته، ترجمه مسیحا برزگر، انتشارات ذهن آویز
قصه عشق، ترجمه مسیحا برزگر انتشارات خانه معنا
مسیحا، ترجمه میبحا برزگر انتشارات ذهن آویز
و ...


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : یکشنبه یازدهم شهریور ۱۴۰۳ | 7:39 | نویسنده : سیران قادری |

‍کیوان سالمی‌فیه

(زاده ۲۲ خرداد ۱۳۵۴ تهران) نویسنده، مترجم و پژوهشگر

او در اولین دوره ورودی رشته مترجمی زبان انگلیسی از دانشکده زبانهای خارجی تهران فارغ التحصیل شد و پایان نامه‌اش اندیشه زرتشت در اوستا بود که بر اساس گاتاها و یشتها تنظیم شده و به‌همین نام بعدها منتشر شد.
همان سال در کلاسهای زبانهای باستانی پروفسور ارفعی در زیر زمین موزه ایران باستان شرکت کرد و با راز و رمز و ریشه‌یابی واژگان آشنا شد.
هنگام تحصیل، کتاب Ms project را در ۱۰۰۰ صفحه ترجمه کرد که در دانشگاه‌های صنعتی تهران و اصفهان تدریس می‌شد و بعدها باکمک آن کتاب و نرم افزار، پروژه عظیم سکوهای نفتی ابوذر اجرایی شد.
در همان زمان کتاب Microsoft Office را در حدود ۱۰۰۰ صفحه از انتشارات ماکروسافت با راهنمایی برنامه‌نویسان ماکروسافت و نویسندگان کتاب مایکل یونگ و مایکل هالورسون ترجمه و منتشر کرد. این کتاب برنامه‌های Word و Excel و Access و Powerpoint را برای اولین بار به ایرانیان معرفی کرد.
کتاب Word 3.1 تحت dos را اولین بار تالیف کرد که در سازمان فنی و حرفه‌ای تدریس شد.
او پس از فارغ‌التحصیلی حدود ۱۰۰ عنوان کتاب آموزشی نرم‌افزارها و آموزش اینترنت و کار در فضای مجازی تالیف و ترجمه کرد.
۱۳ عنوان از این کتابها توسط انستیتو ایزایران متولی آموزش امور انفورماتیک ایران به‌چاپ رسید که کتابهای اینترنت آسان و دوره هفت‌جلدی آموزش همگانی کامپیوتر (ICDL) پرفروشترین کتابهای سال شدند و در یک سال بالای یک میلیون نسخه به‌فروش رسید.
او کتابهای (for dumies) را نیز ترجمه کرد و آموخت که باید به‌زبان همه فهم سخن گفت تابتوان آموزش داد.
وی کتاب امنیت در اینترنت، نوشته سیروس پیکاری را به‌فارسی ترجمه کرد. کتابهای رمزگشایی و رمزگذاری و کتاب آموزش و روشهای مقابله با آن از این جمله‌اند.
وی چندین کتاب هم در زمینه تاریخ و فرهنگ ایران به‌چاپ رساند.
وی سال ۱۳۷۹ انتشارات زرین‌مهر را تاسیس کرد و سال ۱۳۹۲ کتابهای تاریخی‌اش را به‌صورت گلاسه رنگی و نفیس و کاملا تصویری منتشر کرد.
کتابهای زندگی و میراث زرتشت، زندگی و میراث کورش کبیر، تاریخ مختصر ایران باستان، نمادها و سنتهای ایران و جشنهای ایرانی از جمله این کتابها هستند.
در سالهای ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۰ به‌برگزاری نمایشگاه‌های کتاب در شهرهای بزرگ و شرکتهای بزرگ ایران خودرو، پارس خودرو، پتروشیمی‌ها، فولاد اهواز و اصفهان، داروپخش و چاپ و نشر کتابهای درسی ایران و... مشغول بود و از بسیاری از آنها لوح تقدیر دریافت کرد و لوح ناشر و مترجم برتر را نیز از اداره ارشاد گرفت.
در سال ۱۳۸۸ با مهربانو زینب دریس محافی، مترجم کتاب داریوش امپراتور پارس، نوشته پیر بریان "بزرگترین ایرانشناس معاصر فرانسوی" ازدواج کرد. مهربانو به‌زبانهای فرانسه، عربی، انگلیسی و فارسی مسلط است و در امور انتشارات و تولید با همسرش همراهی می‌کند.
او تاکنون ده‌ها کتاب آموزشی کودک با تم شناخت و دوستی با حیوانات منتشر کرده است.
کیوان گیاهخوار است و از کودکی به‌دلیل علاقه به‌حیوانات، گوشت نمی‌خورد. از ۱۳۷۲ و چندین کتاب حاصل ۲۳ سال تلاش برای معرفی گیاهخواری و کمک به‌بیماران تالیف کرده است. جدیدترین اثرش، گیاهخواری، رهایی انسان و زمین، در سال ۱۳۹۸ منتشر شد.
او مدیر مسئول انتشارات زرین مهر، مدیر کارگروه نشستهای ایران فرهنگی بنیاد دکتر فرهود و سلسله نشستهای مجازی سبا در پاسداشت مشاهیر و جشنهای ایرانی و مدیر میراث فرهنگی موسسه فرهنگی ورزشی خوزستانیهای مقیم تهران است.
همچنین دبیر اجرایی همایشها و نشستهای تیرگان؛ روز ملی دماوندکوه، مهرگان، اسفندگان؛ پاسداشت بانوی ایرانی، دماوند و سلسله های اساطیری، بزرگداشت فردوسی، سعدی، حافظ، مهدی اخوان ثالث، شهریار، نیمایوشیج، استاد شجریان و... بوده است.
تا به امروز بیش از ۲۰۰ اثر ترجمه و تالیف در زمینه‌های مختلف از او به چاپ رسیده است.


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : جمعه نهم شهریور ۱۴۰۳ | 21:29 | نویسنده : سیران قادری |



ادگار آلن پو (به انگلیسی: Edgar Allan Poe) (زادهٔ ۱۹ ژانویه ۱۸۰۹ – درگذشتهٔ ۷ اکتبر ۱۸۴۹) نویسنده، شاعر، ویراستار و منتقد ادبی اهلِ بوستون آمریکا بود که از او به عنوان یکی از پایه‌گذاران جنبش رمانتیک آمریکا یاد می‌شود. داستان‌های پو به خاطر رازآلود و ترسناک بودن مشهور شده‌اند. پو از اولین نویسندگان داستان کوتاه آمریکایی به حساب می‌آید و از او به عنوان مبدع داستان‌های کارآگاهی نیز یاد می‌شود. همچنین از نخستین افرادی بود که از ژانر علمی تخیلی استفاده کرد. او اولین نویسنده مشهور آمریکایی بود که سعی کرد تنها از راه نویسندگی مخارج زندگی‌اش را تأمین کند که به همین خاطر دچار مشکلات مالی در کار و زندگی‌اش شد. بسیاری از آثار او به صورت فرهنگ عامه در ادبیات، موسیقی، فیلم و تلویزیون ظاهر شده‌است.


✅ زندگی
اوایل زندگی
پو در بوستون به دنیا آمد. دومین فرزند دو بازیگر بود. پدرش در سال ۱۸۱۰ خانواده را ترک کرد و مادرش یک سال بعد درگذشت. بعد از این، جان و فرانسس آلن از ریچموند، ویرجینیا سرپرستی او را برعهده گرفتند. هرچند هیچ‌وقت به صورت رسمی سرپرستی او را نپذیرفتند، ولی پو تا اواخر نوجوانی پیش آن‌ها بود. تنش‌ها بین ادگار و جان آلن بر سر بدهی‌ها شروع شد، خصوصاً آن‌هایی که از طریق قمار ایجاد شده بود و باعث شد پو نتواند به دانشگاه برود. او برای یک ترم در دانشگاه ویرجینیا درس خواند، ولی به دلایل مالی نتوانست ادامه دهد. پو با آلن بر سر مخارج تحصیلی‌اش درگیر شد و بعد از آن تحت نام مستعار وارد ارتش شد.

✅ نویسندگی
در همین زمان بود که کار نویسندگی وی آغاز شد و اولین کتاب شعرش به نام تیمور لنگ و دیگر اشعار (۱۸۲۷) و با نام مستعار «یک بوستونی» منتشر شد. بعد از مرگ فرانسس آلن در ۱۸۲۹، پو و جان آلن روابطشان بهتر شد. بعد از عدم موفقیتش به عنوان یک افسر و خواستش مبنی بر نویسنده و شاعر شدن، پو راهش را از جان آلن جدا کرد.
پو تمرکزش را از شعر به روی نثر تغییر داد و چند سال بعدی را صرف نوشتن در مطبوعات و گاهنامه‌های ادبی کرد و به خاطر شیوه نقد منحصر به فردش، مشهور شد. او به خاطر کارش چندین بار مجبور به تغییر شهر محل سکونتش شد: بالتیمور، فیلادلفیا و نیویورک سیتی.

✅ زندگی شخصی
در ۱۸۳۵ در بالتیمور، با دخترعمه ۱۳ ساله‌اش ویرجینیا کلم ازدواج کرد. در ژانویه ۱۸۴۵ پو شعر «غراب» را منتشر کرد و به موفقیت دست یافت. دوازده سال بعد همسرش بر اثر سل درگذشت. با مرگ همسرش دچار سرخوردگی و ناامیدی بسیاری شد که این غم و اندوه وی بر آثارش نیز اثر گذاشت. پو سال‌ها تلاش کرد تا مجلهٔ خودش را راه بیندازد و پیش از این که موفق بشود، از دنیا رفت.

✅ رمزنگاری
پو علاقهٔ خاصی به رمزنگاری داشت. او در هفته نامهٔ الکساندر (در فیلادلفیا) افرادی که سایفرشان را حل کرده بود عنوان کرد. او در سال ۱۸۴۱ مقاله‌ای به نام «چند کلمه در رمزی نویسی» در «مجله گراهام» منتشر کرد. به دلیل علاقهٔ عمومی به این موضوع داستان سوسک طلایی توسط ادگار آلن پو، که سایفر بخش عمده‌ای از آن بود نوشته شد.

✅ مرگ
در ۷ اکتبر ۱۸۴۹، پو در ۴۰ سالگی در بالتیمور درگذشت. او را در حال خلسه و روی نیمکتی در پارک پیدا کردند و به بیمارستان بردند. چهار روز در حال مرگ و زندگی به سر برد و هذیان گفت. از چیزهایی وهمی و شبحی بر دیوار حرف می‌زد، اما نتوانست بگوید که چه بر سر او آمده‌است. علت مرگش مشخص نیست و از دلایل زیادی از جمله الکل، انسداد شریان، مواد مخدر، بیماری قلبی، وبا، هاری و سل برای آن نام برده می‌شود. جسد ادگار آلن پو به همراه استخوان‌های ویرجینیا پو (همسرش) در مقبره‌ای که در سال ۱۸۷۵ در گورستان وست‌مینستر هال که امروزه جزئی از دانشکده حقوق دانشگاه مریلند در بالتیمور برای این نویسنده بنا شد، دفن ش

✅ سبک و تاثیر
آثار پو تأثیر زیادی بر ادبیات ایالات متحده و جهان داشت از جمله استفاده کردن از کیهان‌شناسی و رمزنگاری در داستان‌هایش. از بسیاری از آثار او در فرهنگ عامه، ادبیات، موسیقی، فیلم و تلویزیون استفاده می‌شود. شماری از خانه‌های وی امروز تبدیل به موزه شده‌اند. نویسندگان رازآلود آمریکا هر ساله جایزه‌ای به نام جایزه ادگار به بهترین اثر در گونهٔ رازآلود اعطا می‌کند.
وی استاد نوشتن داستان کوتاه بود. از ادگار آلن پو به عنوان بنیان‌گذار داستان کوتاه امروزی یاد می‌کنند. داستان‌های کوتاه وی، نوعی از قصه‌های کهن بود که در زمینه‌های وحشت، انتقام و حوادث مهیب و هولناک بازآفرینی شده و گسترش یافته بود.
ادگار آلن پو تأثیر چشمگیری بر ادبیات پس از خود گذاشت و از بنیانگذاران داستان کوتاه به مثابه یک فرم ادبی و همین‌طور از بنیانگذاران گونه‌های پلیسی، علمی‌تخیلی و وحشت شمرده می‌شود. نویسندگان و شاعرانی نظیر والت ویتمن، ویلیام فاکنر، هرمان ملویل و ری بردبری، و در فرانسه شارل بودلر، شاعر بزرگ فرانسوی که آثار او را به فرانسه ترجمه کرد و استفان مالارمه، و همین‌طور اسکار وایلد، آلدوس هاکسلی، فئودور داستایوسکی، خورخه لوئیس بورخس و توماس مان از او تأثیر گرفته‌اند. چهرهٔ هولناک و همیشه حاضر مرگ و احساس گناه گریز ناپذیر قهرمانان پو، پیش‌درآمدی است برای آنچه بعدها داستایوفسکی در جنایت و مکافات تکامل می‌بخشد. پو، بینشی ژرف به درون (گمراهی ذهنی) پدیدمی‌آورد که نشان می‌دهد مرز میان عقل و جنون چه اندازه باریک است. کشمکش همیشگی میان دو نفس درونی که در داستان «ویلیام ویلسن» آشکارترین نمود را می‌یابد؛ آنچه که روان‌شناسی نوین «شخصیت دوپاره» می‌خواند.

✅ زندگی ادبی
نخستین نوشته‌هایش سه مجموعه شعر بودند که در سالهای ۱۸۲۷ تا ۱۸۳۱ منتشر شد. در این میان داستان نیز می‌نوشت و در یک مسابقه داستان کوتاه برنده شد. پس از آن به همکاری با روزنامه‌ها و ماهنامه‌های ادبی پرداخت و برای داستان‌هایش پاداش‌هایی گرفت. داستان‌های کوتاه، نیرومند با پیامد گذرا مانند نقاب مرگ سرخ و زوال خاندان آشر جهانی آفرید. پو در داستان‌های کوتاه خویش مانند قتل‌های خیابان مورگ و راز ماری روژه توانایی ویژهٔ خویش را نشان داد. در سال ۱۸۴۰ (میلادی) داستان‌های خویش را با نام داستان‌های شگفت‌انگیز پخش کرد که از نوشته‌های برجسته او شمرده می‌شود. به همین دلیل است که پو را پدر داستان پلیسی امروز خوانده‌اند.[نیازمند منبع]

ادگار آلن پو، گذشته از داستان‌نویسی، منتقد ادبی توانا و هوشمندی نیز بود و با دیدی نقادانه به ادبیات و نوشته‌های ادبی می‌نگریست. پخش مجموعه شعر کلاغ و شعرهایی دیگر در سال ۱۸۴۵ (میلادی) برای پو کامیابی و نام‌آوری به ارمغان آورد. شعرهای او که سرشار از پنداره‌های پراحساس و جمله‌های آهنگین و جاندار است؛ جایگاهی سزاوار در ادبیات انگلیسی یافت و به بسیاری زبان‌های دیگر ترجمه شد. پو با همهٔ این تکاپوهای ادبی و با اینکه چندگاهی سردبیر یکی دو نشریه ادبی بود، در تنگدستی و دشواری می‌زیست و چون از تندرستی کامل نیز برخوردار نبود و روحیه‌ای نامنظم تا اندازه‌ای بی‌بندوبار داشت، نتوانست به شرایط فراخور و آسوده دست یابد. پس از مرگ همسرش در اثر بیماری سل در سال ۱۸۴۷ میلادی بیش از پیش به نابسامانی‌های بدنی و روانی دچار شد و به باده‌نوشی افتاد، اگرچه باز هم در این دوره نوشته‌هایی از خود به جا گذاشت.[نیازمند منبع]

✅ برخی از آثار
داستان‌ها
سوسک طلایی
گربه سیاه
داستان‌های شگفت‌انگیز یا داستانهای عجیب و غریب
قلب رازگو
زنده به گور
برنیس
بشکه آمونتیلادو
زوال خاندان آشر
قورباغه
لیژیا
مرد توده
نقاب مرگ سرخ
قتل‌های خیابان مورگ
مغاک و آونگ
شب هزار و دوم شهرزاد
به هلن
تیمور لنگ
کلاغ
جنایت در کوی غسالخانه
سایه
نامه دزدیده شده

اشعار
اعراف
آنابل لی
زنگ‌ها
شهری در دریا
ال‌دورادو
قصر جن زده
لنور
غراب
اولالوم
اشعار رمزی ادگار الن پو

مقاله
اصل شاعری (۱۸۴۸) مقاله
فلسفه ترکیب (۱۸۴۶) مقاله
فلسفه مبلمان (۱۸۴۰) مقاله. این مقاله تحت عنوان «فلسفه مبلمان» ترجمه: پیمان چهرازی، در فصلنامه سینما و ادبیات (زمستان ۱۳۹۱ / شماره سی‌وپنجم / سال نهم) به فارسی برگردانده شده‌است.


‏▪️سالها عشق...
در دقیقه‌ای نفرت فراموش می‌شود!


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : دوشنبه پنجم شهریور ۱۴۰۳ | 11:19 | نویسنده : سیران قادری |


ابومحمد شیخ مصلح‌الدین سعدی شیرازی در سال ۶۰۶ هجری قمری در شیراز زاده شد. وی از بزرگ‌ترین شعرا و نویسنده‌های پارسی‌سرا و پارسی‌گوی ایرانی است.

سعدی در نظامیه بغداد به تحصیل پرداخت و طولی نکشید که به واسطه هوش و نبوغش به شهرتی در منطقه دست یافت. پس از پایان تحصیلات به گشت و گذار در جهان پرداخت و به سرزمین‌هایی نظیر شام و pحاز مسافرت نمود. ثمره این سفرها، دست یافتن به تجربیاتی بود که انعکاس آن را در داستان‌ها و حکایات و اشعارش می‌توان مشاهده کرد.

وی در طول زندگی‌اش از این شهرها بازدید کرد: هندوستان، ترکستان غزنین، آذربایجان و قفقاز، فلسطین، چین، یمن و مصر. پس از پایان مسافرت‌هایش به شیراز بازگشت و تا پاین عمر نیز در شیراز باقی ماند.

ظاهرا پس از پایان سفرها و ساکن شدن در شیراز بود که تصمیم به نوشتن حکایت‌ها و تجربه‌هایش از این مسافرت‌های طولانی و دور و دراز نمود و بدین‌ترتیب نام خود را برای همیشه در تاریخ جاودانه ساخت.

سعدی را با لقب «شیرین‌سخن» می‌شناسند. این از آن روست که کلام سعدی و آثار او چه در نثر و چه در نظم، از شیوایی و فصاحت و بلاغت بی‌نظیری برخوردار است. سعدی شیرین‌سخن خداوندگار ادب پارسی است.

سعدی در میان سال‌های ۶۹۰ تا ۶۹۵ هجری درگذشت. او در شیراز به خاک سپرده شد و آرامگاه او که امروز به عنوان سعدیه شناخته می‌شود، محل گردهم‌آیی عاشقان ادب و فرهنگ ایرانی است.


شیخ اجل سعدی شیرازی در دوران یورش مغولان می‌زیست. باری از خوش‌اقبالی روزگار، حاکم وقت شیراز با تسلیم شدن به موقع در برابر مغولان، از تخریب شدن شهر پیش‌گیری کرد. از همین روی سعدی نیز در کنار دیگر مردمان شیراز در روزگاری که همه ایران درگیر کشتار و قتل‌عام بودند، توانست به آسودگی به زندگی و تحصیل خود بپردازد.

همان‌گونه که پیشتر گفته شد، سعدی بخش مهمی از عمر خود را به مسافرت گذراند و تجربیات گوناگون کسب کرد. حاصل این تجربه‌‌ها دو کتاب گلستان و بوستان است. او گلستان را به دو صورت نظم و نثر و بوستان را تنها به نظم نوشته است. البته از سعدی هجویات و دیگر آثاری چند باقی مانده که می‌توانید از لینک زیر آن‌ها را مرور کرده و به رایگان دانلود نمایید:

;تاب‌های سعدی

سعدی نویسنده‌ای چیره‌دست و شاعری زبدست بود. وی اشعارش را به غزل و قصیده و دوبیتی و رباعی و مثنوی و ترجیع‌بند می‌سرود. غزل‌سرایی او حافظ را که پس از او می‌زیست به شدت تحت‌تاثیر قرار داده بود.

سعدی همچنین بر ادبیات پارسی تاثیر به‌سزایی داشت. این تاثیر به اندازه‌ای عمیق بود که زبان پارسی را در مسیر تکامل خود تثبیت کرد و امروز ما به همان صورتی صحبت می‌کنیم که سعدی در گلستان خود تحریر کرده است.

همچنین گلستان سعدی همواره از گذشته‌های دور به عنوان یک کتاب درسی میان فارسی‌زبانان به کودکان آموزش داده می‌شد. امروزه بسیاری از ضرب‌المثل‌های رایج در زبان فارسی برگرفته از گلستان سعدی است.

شیخ مصلح‌الدین سعدی شیرازی بدون هیچ تردیدی از بزرگ‌ترین مفاخر ادبی ایران و جهان است. سعدی را نباید محدود به مرزها کرد. او در شمار میراث معنوی جهانیان است و هرکس که کوچک‌ترین انس و الفتی با ادبیات و اخلاقیات داشته باشد، بی‌گمان با سعدی نیز دم‌خور خواهد بود. این بزرگ‌مرد ادبیات ایران، به عنوان یکی از نمادهای فرهنگی و معنوی ایران‌زمین قلمداد می‌گردد و مطالعه آنلاین اشعار سعدی بهترین فرصت برای سیراب شدن از سرچشمه ذوق و نبوغ ادبیات اوست.

واپسین نکته درمورد سعدی آن است که وی در زمان حیات خویش به شهرت رسید و به خوبی این شهرت را درک نمود. از هند تا روم آثار او را می‌شناختند و حکایت‌هایش نقل محافل بود. همچنین سعدی نخستین شاعر ایرانی است که آثارش به زبان لاتین ترجمه شد و افکارش تاثیری عمیق بر ادبای اروپا به ویژه در عصر رنسانس داشت.

وجه تمایز سعدی با دیگر ادبا و شعرای بزرگ در این است که وی، در هر دو عرصه نظم و نثر دارای توان‌مندی‌های شگفت‌انگیزی بود. قلم وی قلمی بی‌پروا و صادقانه بود. شاید همین بی‌پروایی و در عین حال صداقت کلام و گفتار اوست که وی را این‌چنین محبوب قلب‌ها کرده است. از همین روی بسیاری از بزرگان عرصه ادبیات در اقصی‌نقاط جهان، او را ستوده و در وصف او سخنانی دل‌نشین گفته‌اند.

از این دست بزرگان باید به شاعر و ادیب بزرگ آمریکایی امرسون اشاره کرد که در وصف سعدی شیرازی چنین گفت:

«بی‌گمان سعدی‌ به‌ زبان‌ تمام اقوام و ملت‌های دنیا سخن گفته است.‌ گفته‌های‌ او‌ همانند گفته‌های هومر،‌ شکسپیر،‌ سروانتس‌ و‌…‌ هرگز کهنه نخواهد شد. … کتاب گلستان سعدی را بایستی در کنار انجیل و دیگر کتب اخلاقی و عرفانی دیگر قرار داد چرا که دستورات اخلاقی موجود در آن، شرحی از قوانین عمومی و بین‌المللی است.»


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : شنبه سوم شهریور ۱۴۰۳ | 8:7 | نویسنده : سیران قادری |

نیما و میراث او علی اسفندیاری در بیست و یکم آبان سال ۱۲۷۶ در روستای «یوش» از توابع نور استان مازندران به دنیا آمد. پدرش ابراهیم، خان‌زاده و مادرش طوبی از خاندانی هنردوست و اهل علم بود. علی تا دوازده سالگی همراه با خانواده در میان قبائل کوهستانی و چادرنشینان بسر برد. خودش در این‌باره می‌گوید: «زندگی بدوی من در بین شبانان و ایلخی‌بانان گذشت که به هوای چراگاه به نقاط دور ییلاق و قشلاق می‌کنند و شب بالای کوه‌ها ساعات طولانی با هم دور آتش جمع می‌شوند...» خانه‌شان کنار مدرسه «دارالشفاء» درست روبه روی مسجد شاه قرار داشت. حیاط بزرگی داشتند و پدرش کشاورز و گله‌دار بود. ابراهیم خان جز تار زدن و شکار تفریح دیگری نداشت. وقتی در دشت‌های سرسبز کنار گله بود، به علی سوارکاری و تیراندازی می‌آموخت. خط زیبایی هم داشت و شب‌ها به علی سیاق یاد می‌داد. مادرش حکایاتی از «هفت پیکر» نظامی و غزلیاتی از حافظ را که از بر بود، به گوش علی می‌خواند. علی در سال ۱۳۰۰ هجری شمسی نام خود را «نیما» گذاشت که اسم یکی از اسپهبدان مازندارن بود. نیما دوران تحصیلات ابتدایی را مدرسه حاج حسن رشیدیه به نام «حیات جاوید» گذراند و بعد‌ها برای یادگیری زبان فرانسه در مدرسه «سن لوئی» نام‌نویسی کرد و به تحصیلات خود ادامه داد. او درباره دوران تحصیلش می‌گوید: «من در مدرسه خوب کار نمی‌کردم، فقط نمرات نقاشی به دادم می‌رسید؛ اما بعد‌ها در مدرسه مراقبت و تشویق یک معلم خوش رفتار که نظام وفا، شاعر بنام امروز باشد، مرا به خط شعر گفتن انداخت.» نظام وفا معلم نیما بود که نیما علاقه زیادی به او داشت و بعد‌ها برای او شعری هم سرود. نیما در روز‌های آغازین جوانی دلبسته دختری شد که همین دلباختگی شعر او را بیشتر شکوفا کرد؛ اما به دلیل اختلاف مذهبی که با دختر داشت، به ناچار پیوندی میان آن دو صورت نگرفت. بعد از این ناکامی در عشق او به میان خانواده و قبایل کوهستانی بازگشت. روزی دختری کوهستانی به نام صفورا را در چشمه درحال آبتنی دید و از این منظره شاعرانه و مهیج الهام گرفت و منظومه جاودان «افسانه» را سرود. صفورا دختری لطیف با ذوق شاعرانه بود و توانست با زمزمه‌های عاشقانه خود به‌تدریج در روح، فکر و شخصیت نیما نفوذ کند و ذهن او را به سوی طبیعت زیبا هدایت کند. از این زمان به بعد شیوه کار و تفکر نیما تغییر کرد و گفته‌ها و نوشته‌هایش رنگ دیگری به خود گرفت. او در سروده‌هایش از طبیعت الهام می‌گرفت و مظاهر حیات را با آن در می‌آمیخت.

پدر نیما تمایل داشت که فرزندش با صفورا ازدواج کند؛ ولی صفورا حاضر نشد زندگی کوهستانی را رها کند و به شهر بیاید، به همین دلیل این دو از هم جدا شدند و دیگر هرگز همدیگر را ندیدند. این شکست نیما را بسیار غمگین کرد و برای رهایی از فکر و خیال‌های عاشقانه به درس و تحقیق و مطالعه روی آورد. او بیشتر وقتش را در حجره چای فروشی حیدرعلی کمالی، شاعر نامدار می‌گذارند و در آنجا اشعار ملک الشعرای بهار، علی اصغر حکمت و دیگر شاعران عصر خود را می‌خواند و برای آینده مهیا می‌شد. خواندن مثنوی مولانا تاثیر زیادی در روح نیما گذاشت و او را به عرفان علاقه‌مند کرد که بسیاری از اشعار سمبلیک نیما نشانه‌ای از همین تأثیر است. نیما در سال ۱۳۰۵ هجری شمسی پدرش را از دست داد. او در همان سال با عالیه جهانگیر که خواهرزاده میرزا جهانگیرخان صور اسرافیل بود، ازدواج کرد و از او صاحب یک فرزند پسر به نام شراگیم شد. نیما در سال ۱۳۰۹ به آستارا رفت و در دبیرستان «حکیم نظامی» مشغول به تدریس درس ادبیات شد. او در سال ۱۳۱۸ عضو هیئت تحریریه «مجله موسیقی» شد و تا سال ۱۳۲۰ در این سمت باقی ماند. «ارزش احساسات» اثری است که از نیما در این مجله به چاپ رسیده است. نیما در عرصه شعر فارسی یک نوآور انقلابی است. او با مجموعه تاثیرگذار «افسانه» که مانیفست شعر نو بود، انقلابی در شعر کلاسیک فارسی پدید آورد. اگرچه بسیاری از شعرای سنتی پایبند به عروض و سبک شعری قدما اشعارش را در ابتدا نپذیرفتند و او را مورد تمسخر و کنایه قرار دادند و حتی نیما را به مرگ تهدید کردند، می‌توان گفت تمام جریان‌های اصلی شعر ماصر فارسی وامدار این انقلاب و تحولی است که نیما در عرصه شعر به وجود آورد. نام شعر نو را اولین بار خود نیما روی اشعارش گذاشته بود. برای اولین بار «عشقی» قسمتی از شعر «بیرق‌ها و لکه‌ها» را در روزنامه «قرن بیستم» چاپ کرد و چندی بعد نام نیما با انتشار قطعه «ای شب» در روزنامه «نوبهار» بر سر زبان‌ها افتاد. اشعار نیما با اوزان بی‌بند و بار برای همه قابل فهم نبود و به همین لیل بسیاری از خوانندگان از سمبل‌های موجود در شعرش سر در نمی‌آوردند و زیبایی‌های شعرش را درک نمی‌کردند.


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : شنبه سوم شهریور ۱۴۰۳ | 8:2 | نویسنده : سیران قادری |

جان اشتاین بک

جان ارنست استاین‌بک جونیور (زاده ۲۷ فوریه ۱۹۰۲ - درگذشته ۲۰ دسامبر ۱۹۶۸) که در منابع فارسی بیشتر با نام جان اشتاین‌بک شناخته می‌شود، یکی از شناخته شده‌ترین و پرخواننده‌ترین نویسندگان قرن بیستم آمریکاست. از بهترین آثارش می‌توان به خوشه‌های خشم (۱۹۳۹) اشاره کرد.

اشتاین‌بک در سال ۱۹۶۲ برنده جایزهٔ نوبل ادبیات شد. مشهورترین آثار او موش‌ها و آدم‌ها (۱۹۳۷) و کتاب برنده جایزه پولیتزر، خوشه‌های خشم (۱۹۳۹) هستند که هردو نمونه‌هایی از زندگی طبقه کارگر آمریکا و کارگران مهاجر در دوره رکود بزرگ هستند.

خوشه های خشم
خوشه‌های خشم رمانی از نویسندهٔ آمریکایی، جان استاینبک است.

این رمان در محکومیت بی‌عدالتی و روایت سفر طولانی یک خانوادهٔ تنگدست آمریکایی است که به امید زندگی بهتر، از ایالت اوکلاهما به کالیفرنیا مهاجرت می‌کنند؛ اما اوضاع آن‌گونه که آن‌ها پیش‌بینی می‌کنند پیش نمی‌رود. اتفاقات این رمان در دههٔ ۱۹۳۰ میلادی و در سال‌های پس از بحران اقتصادی بزرگ آمریکا روی می‌دهد.

اشتاین بک این رمان را در سال ۱۹۳۹ منتشر کرد. وی برای نگارش این رمان برندهٔ جایزهٔ پولیتزر شد. این رمان هم‌اکنون جزو چهل اثر کلاسیک سدهٔ بیستم به‌شمار می‌آید. مجلهٔ تایم نیز این رمان را در فهرست صد رمان برتر انگلیسی‌زبان از سال ۱۹۲۳ تا سال ۲۰۰۵ جای داده‌است.


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : پنجشنبه یکم شهریور ۱۴۰۳ | 9:27 | نویسنده : سیران قادری |

نویسنده اسکاتلندی

سِر آرتور ایگناتیوس کانن دویل (به انگلیسی: Sir Arthur Ignatius Conan Doyle)، (زاده ۲۲ مهٔ ۱۸۵۹ – درگذشته ۷ ژوئیهٔ ۱۹۳۰)، نویسنده، پدیدآور و پزشک اسکاتلندی بود. او در ابتدا به حرفه پزشکی می‌پرداخت اما آوازه خود را مدیون خلق شخصیت شرلوک هولمز، کارآگاه خصوصی است. او چهار رمان و بیش از پنجاه داستان کوتاه از شرلوک هولمز نوشته‌است. به‌طور کلی داستان‌های شرلوک هولمز نقطه عطفی در ادبیات جنایی محسوب می‌شود.

وی در زمان خود نویسنده‌ای پرکار بوده و علاوه بر داستان‌های شرلوک هولمز؛ اشعار، نمایشنامه‌ها و رمان‌های بسیار دیگری نوشته‌است. وی همچنین از اعضای فراماسونری بود.

✅ نام
او اغلب به عنوان «سر آرتور کانن دویل» یا به سادگی «کانن دویل» خوانده می‌شود. او با نام «آرتور ایگناتوس کانن» و نام خانوادگی «دویل» غسل تعمید شده‌است. مایکل کانن به عنوان پدرخوانده او شناخته می‌شود. کتابخانه بریتانیا و کتابخانه کنگره او را فقط با نام «دویل» می‌شناسند.

استون دویل، سردبیر مجله بیکر استریت ژورنال، می‌نویسد: «کانن نام میانی آرتور بوده. او مدت کوتاهی پس از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان، از کانن به‌عنوان نام‌خانوادگی استفاده کرد اما از لحاظ قانونی، نام خانوادگی او دویل است».‌

✅ اوایل زندگی
دویل در ۲۲ مه ۱۸۵۹ در شهر ادینبورگ در اسکاتلند متولد شد. پدرش، چارلز آلتمتون دویل در انگلستان زاده شد. پدر و مادر دویل هر دو از نژاد کاتولیک ایرلندی بودند و در سال ۱۸۵۵ ازدواج کردند. در سال ۱۸۶۴، خانواده دویل به دلیل اعتیاد به الکل پراکنده شدند و کودکان به‌طور موقت در ادینبورگ ساکن شدند. در سال ۱۸۶۷ خانواده توانست دوباره جمع شود زندگی را از سر بگیرد. دویل پدر خود را در سال ۱۸۹۳ از دست داد.

دویل با کمک عموی ثروتمند خود در سن نه سالگی به مدرسه فرستاده شد و در سال ۱۸۷۵ به دانشگاه استونی‌هرست رفت. از سال ۱۸۷۵ تا ۱۸۷۶، او در مدرسه یسوایت استلا ماتینا در اتریش تحصیل کرد. او بعدها دین کاتولیک را رد کرد و به یک ندانم‌گرا تبدیل شد، و پس از مدتی عارف شد.

✅ حرفه پزشکی
از ۱۸۷۶ تا ۱۸۸۱، دویل در دانشکده پزشکی ادینبورگ تحصیل کرد، او همچنین گیاه‌شناسی عملی را در باغ گیاه‌شناسی سلطنتی ادینبورگ فرا گرفت. او در حین تحصیل، شروع به نوشتن داستان‌های کوتاه کرد، اولین داستان کوتاه او ناموفق بود و در مجله بلک‌وود به چاپ رسید. او اولین مقاله‌اش به نام «اسرار دره ساسا» را در ۶ سپتامبر ۱۸۷۹ چاپ کرد، او همچنین در ۲۰ سپتامبر ۱۸۷۹، اولین مقاله علمی خود را منتشر کرد.

دویل از ۱۸۸۰ تا ۱۸۸۱ عنوان پزشک کشتی در سفرهایی به غرب آفریقا کار کرد، و بالاخره در سال ۱۸۸۵ مدرک دکترای خود را از دانشگاه دریافت کرد.

در سال ۱۸۸۲، دویل به همراه همکلاسی سابق خود جورج تناورین، یک مطب پزشکی تأسیس کرد و پس از مدتی مطب شخصی خود را ایجاد کرد و به طبابت پرداخت. او در ژوئن ۱۸۸۲، مطب پزشکی‌اش را راه‌اندازی کرد، اما طبابت او با موفقیت انجام نشد، و او درحالی که انتظار بیمار را می‌کشید دوباره به نوشتن داستان روی آورد.

دویل حامی سرسخت واکسیناسیون اجباری بود و در چندین مقاله از این کار دفاع کرد.


در اوایل ۱۸۹۱، دویل اقدام به مطالعه چشم‌پزشکی در وین کرد. او قبلاً در بیمارستان پورتسموث به مطالعه چشم پرداخته بود تا بتواند آزمایش‌های مربوط به چشم را انجام دهد. او از سوی دوستش ورنون موریس برای گذراندن آموزش‌های مربوط به جراحی چشم پیشنهاد شد. او پس از مدتی تحصیل در آلمان، کلاس‌های درس را بسیار دشوار توصیف کرد. او سرانجام تحصیل را رها کرد و به تفریح با همسرش و نوشتن کتاب در ونیز و میلان پرداخت.

او پس از بازدید از ونیز و میلان، به پاریس رفت و از ادموند لانولت، که متخصص بیماری‌های چشم بود، چشم‌پزشکی یادگرفت. او پس از مدت‌ها دوباره مطبی افتتاح کرد اما باز هم نتوانست در طبابت موفق شود.

✅ حرفه ادبی
شرلوک هولمز
دویل در ابتدای خلق اثر شرلوک هولمز با مشکل پیدا کردن ناشر برای داستانش مواجه شد. در ابتدا خوانندگان زیادی حاضر نبودند که برای خواندن چنین داستانی پول خرج کنند، به همین دلیل او برای چاپ داستان اتود در قرمز لاکی مجبور شد به مجلاتی روی آورد که داستان‌های مختلف و کم فروش را در کاغذهای ارزان قیمت چاپ می‌کردند.
در سال ۱۸۹۲، نامه‌ای به معلم سابق دانشگاهش جوزف بل نوشت و در آن گفت: «من شرلوک هولمز را مدیون شما هستم… و سعی کردم با استفاده از شخصیت و قدرت مشاهده و استنتاج شما یک انسان جدید بسازم.»

در فوریه ۱۸۹۰، او داستان نشانه چهار را نوشت. او داستان‌های کوتاه دیگری هم از شرلوک هولمز نوشته که در مجله استرند به چاپ رسیده‌است.

نگرش ویژه دویل نسبت به شخصیت خلق کرده‌اش باعث با دوام شدن آن شخصیت شده بود. اما او در در سال ۱۸۹۳ و در داستان مشکل نهایی شرلوک هولمز را توسط پروفسور جیمز موریارتی از بین برد. پس از آن ناشران زیادی درخواست دادند تا دویل دوباره شرلوک هولمز را زنده کند، ناشران حاضر بودند مبالغ بسیار زیادی را پرداخت کنند، که این کار باعث شهرت بیشتر شرلوک هولمز شد.

دویل در سال ۱۹۰۳ و بعد از ده سال بالاخره شرلوک هولمز را زنده کرد. او از زبان شرلوک هولمز توضیح داد که فقط جیمز موریارتی از آبشار سقوط کرده و مرده‌است، اما از آنجا که هولمز دشمنان خطرناک دیگری مانند سرهنگ سباستین موران داشت، تصمیم گرفته بود خود را مرده نشان بدهد تا بتواند تمام همدستان موریارتی را دستگیر کند. پس از زنده شدن دوباره شرلوک هولمز دویل در سال ۱۹۱۴ داستان دره وحشت را نوشت که با واکنش مثبت خوانندگان روبه رو شد. در نهایت هولمز در ۵۶ داستان کوتاه و ۴ رمان ظاهر شد.

✅ دیگر آثار
دویل به جز داستان‌های شرلوک هولمز نوشته‌ها و آثار زیاد دیگری دارد. او در سال ۱۸۸۸ رمان داستان جان اسمیت را نوشت که البته ناتمام ماند و تنها در سال ۲۰۱۱ منتشر شد. او مجموعه داستان‌های کوتاه دیگری هم نوشته‌است.

دویل بین سال‌های ۱۸۸۸ تا ۱۹۰۶، هفت رمان تاریخی نوشت که بسیاری از منتقدان آن رمان‌ها را بهترین اثر او می‌دانستند.

✅ خانواده
در سال ۱۸۸۵ دویل با لوئیزا (که گاهی «توئی» نامیده می‌شود) هاوکینز (۱۸۵۷–۱۹۰۶) ازدواج کرد. او کوچک‌ترین دختر جی هاوکینز، اهل مینستروورث، گلاسترشایر و خواهر یکی از بیماران دویل بود. لوئیزا از سل رنج می‌برد. در سال ۱۹۰۷، یک سال پس از مرگ لوئیزا، وی با ژان الیزابت لکی (۱۸۷۴–۱۹۴۰) ازدواج کرد. او در سال ۱۸۹۷ با ژان ملاقات و عاشقش شده بود، اما از آنجا که همسر اولش هنوز زنده بود، به دلیل وفاداری مساله را نادیده گرفت. لوئیزا ده سال دیگر زنده ماند و در لندن درگذشت.


دویل پنج فرزند به دنیا آورد. وی از همسر اول خود دو فرزند داشت: ماری لوئیز (۱۹۷۶–۱۸۸۹) و آرتور آلین کینگزلی، معروف به کینگزلی (۱۸۱۸–۱۸۹۲). او از همسر دوم خود سه فرزند دیگر هم داشت: دنیس پرسی استوارت (۱۹۵۹– ۱۹۰۹)، که شوهر دوم شاهزاده خانم گرجی نینا مدیوانی شد. آدریان مالکوم (۱۹۱۰–۱۹۷۰)؛ و ژان لنا آنت (۱۹۹۷–۱۹۱۲). همه پنج فرزند دویل بدون هیچ مشکلی درگذشتند، بنابراین او هیچ نوه مستقیمی ندارد.

✅ درگذشت
او در ۷ ژوئیه سال ۱۹۳۰ میلادی بر اثر سکته قلبی درگذشت.

✅ میراث ادبی
پس از درگذشت کانن‌دویل نویسنده‌های بسیاری به تقلید از او داستان‌های شرلوک هولمز را ادامه دادند که از مشهورترینشان لورن دی. استلمن است. تا کنون دو کتاب از او با نام‌های دکتر جکیل و آقای هولمز و شرلوک هولمز علیه دراکولا به همت نشر قطره به زبان فارسی ترجمه شده‌است.

✅ جستارهای وابسته
شرلوک هولمز (فیلم ۲۰۰۹)
شرلوک هولمز: بازی سایه‌ها
ماجراهای شرلوک هلمز (سری تلویزیونی)
شرلوک (مجموعه تلویزیونی)
سیدنی پجت


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : چهارشنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۳ | 10:0 | نویسنده : سیران قادری |

«اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن/ شکر ایزد که نه در پردهٔ پندار بماند.»

🟣 محمدعلی اسلامی ندوشن
شاعر، منتقد، نویسنده، مترجم، حقوق‌دان و پژوهشگر ایرانی (۱۳۰۳–۱۴۰۱)

محمّدعلی اسلامی نُدوشَن (۳ شهریور ۱۳۰۳ – ۵ اردیبهشت ۱۴۰۱) شاعر، منتقد، نویسنده، مترجم، حقوق‌دان و پژوهش‌گر ایرانی بود. او دانش‌آموختهٔ حقوق بین‌الملل از فرانسه بود و پس از بازگشت به ایران، در آغاز قاضی دادگستری شد، اما پس‌از چندی به دعوت فضل‌الله رضا به دانشگاه تهران رفت.

✅ زندگی
محمدعلی اسلامی ندوشن، در ۳ شهریور ۱۳۰۳ در ندوشن، در خانواده‌ای متوسط زاده‌شد. تحصیلات ابتدایی را نخست در مدرسه «ناصرخسرو» ندوشن گذراند و پس از آن به دبستان دینیاری رفت و تا سوم متوسطه را در دبیرستان ایرانشهر یزد گذراند. او، ۱۳۲۳ به تهران رفت و ادامه دوره متوسطه را در دبیرستان البرز به‌ پایان رساند.سپس برای ادامه تحصیل وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد و کارشناسی حقوق گرفت.ندوشن سرودن شعر را از ۱۲ سالگی آغاز کرد و پس‌از رفتن به تهران، در دوران دبیرستان، حرفه‌ای‌تر می‌سرود. او در این زمان، برخی از سروده‌هایش را در مجله سخن منتشر کرد.

✅ سفر به اروپا
اسلامی ندوشن در دههٔ سوم زندگی‌، برای تکمیل تحصیلات به اروپا رفت. پنج سال در فرانسه و انگلستان به تحصیل پرداخت و سرانجام با دفاع از پایان‌نامه خود با عنوان «هند و قلمرو مشترک‌المنافع» از دانشکده حقوق دانشگاه سوربن فرانسه در حقوق بین‌الملل دکترا گرفت. فعالیت‌های اسلامی ندوشن در دوران تحصیل در اروپا، بیشتر آشنایی با زبان فرانسه و شرکت در سخنرانی‌های دانشگاه سوربن بود و جز چند داستان کوتاه، چند قطعه شعر و پایان‌نامه چیز دیگری ننوشت.

✅ بازگشت به ایران
اسلامی ندوشن، ۱۳۳۴ به ایران بازگشت و چند سال قاضی دادگستری شد. پس‌از آن به تدریس حقوق و ادبیات در برخی دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌های عالی از جمله دانشگاه ملی، مدرسه عالی ادبیات، مدرسه عالی بازرگانی و مؤسسه علوم بانکی پرداخت. او، ۱۳۴۸، به‌دعوت فضل‌الله رضا (رئیس وقت دانشگاه تهران) به همکاری با دانشگاه تهران دعوت شد و به‌سبب آثارش در ادبیات، عضو هیئت علمی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شد و به تدریس نقد ادبی و سخن‌سنجی، ادبیات تطبیقی، فردوسی و شاهنامه، شاهکارهای ادبیات جهان» در دانشکده ادبیات، و تدریس تاریخ تمدن و فرهنگ ایران در دانشکده حقوق پرداخت. اسلامی ندوشن، ۱۳۵۹ از دانشگاه تهران بازنشسته شد. آخرین فعالیت او در ایران، تدریس در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و تدریس مکتب‌های ادبی جهان به دانشجویان دکترا بود.
اسلامی ندوشن بیشتر وقت خود را به پژوهش در آثار علمی و ادبی ایران و ترجمه آثار نویسندگان جهان می‌گذراند. از او چندین مقاله در پیام نو، مجله سخن، یغما، راهنمای کتاب، و نگین چاپ شد. در یکی از همین مقالات به انتقاد از نظام آموزشی دانشگاه‌ها پس از ۱۳۴۷ پرداخت.
اسلامی ندوشن برخی از آثارش را با امضای مستعار «م. دیده‌ور» منتشر می‌کرد.۱۳۴۲، کتاب ابر زمانه و ابر زلف وی، کتاب برگزیده سال انجمن کتاب شد. او در مدت ۷۰ سال، بیش‌از ۷۰ کتاب و صدها مقاله درباره فرهنگو تاریخ ایران و ادبیات فارسی نوشت. تأسیس فرهنگ‌سرای فردوسی و انتشار فصل‌نامهٔ هستی از کارهای او در اعتلای فرهنگ و ادب فارسی است.

✅ ازدواج
اسلامی ندوشن، ۱۳۴۵، با شیرین بیانی نویسنده و استاد تاریخ دانشگاه تهران ازدواج کرد و دو پسر به نام‌های رامین و مهران دارد.

✅ درگذشت
هفته اول اسفند ۱۳۹۹، شایعه شد که محمدعلی اسلامی ندوشن درگذشته‌است. صفحه اینستاگرام وی و خبرگزاری‌ها به نقل از این صفحه آن را تکذیب کردند. چهارشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۹، چند خبرگزاری و کانال تلگرامی، دوباره شایعه درگذشت او را فراگیر منتشر کردند که به‌دنبال آن خبرگزاری ایبنا در مصاحبه با اصغر دادبه، رئیس شورای نظارت بر آثار اسلامی ندوشن، آن را تکذیب کرد. هم‌چنین، ایسنا در تماس با شیرین بیانی، همسرش، این شایعه را تکذیب کرد.اسلامی ندوشن ۵ اردیبهشت ۱۴۰۱ به‌سبب کهولت سن در ۹۷ سالگی در تورنتو، کانادا درگذشت.با اعلام شیرین بیانی پیکر او در کانادا به امانت به خاک سپرده شد تا اینکه پس از ۱۸ ماه از درگذشتش ۲۸ آبان ۱۴۰۲ از کانادا به ایران انتقال یافت.مراسم تشییع او ۲۹ آبان از دانشکدهٔ ادبیات تا دانشکدهٔ حقوق دانشگاه تهران، که سال‌ها محل تدریسش بود و ۳۰ آبان در یزد و ندوشن، زادگاهش، برگزار شد.سرانجام ٢ آذر ۱۴۰۲ پیکر وی پس از برگزاری مراسمی در آرامگاه مشاهیر نیشابور به خاک سپرده شد.ندوشن در وصیت‌نامه‌اش امتیاز چاپ و تجدید چاپ کتاب‌هایش را به نهاد آرامگاه فردوسی واگذار کرده و خواسته عواید حاصل از آن‌ها به عنوان حق‌التألیف، صرف گل‌کاری و زیباسازی محوطهٔ آرامگاه و جادهٔ مشهد به توس شود. همچنین این بیت حافظ را برای درج روی سنگ قبرش انتخاب کرده‌است: «اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن/ شکر ایزد که نه در پردهٔ پندار بماند.»


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : چهارشنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۳ | 9:52 | نویسنده : سیران قادری |



عبدالحسین زرین کوب"نویسنده،ادیب،پژوهشگر،استاد دانشگاه و تاریخ دان"معاصر،در1301-بروجرد،چشم به جهان گشود.تحصیلات آغازین را در زادگاه و متوسطه را در تهران به پایان رساند.سپس به استخدام وزارت فرهنگ درآمد،و به تدریس در مدارس خُرم آباد و بروجرد پرداخت.بعدها وارد دانشسرای عالی شُد و ضمن تدریس در دبیرستان،در رشته زبان و ادبیات فارسی لیسانس گرفت.در 1332با"قمر آریان"ازدواج کرد،ازدواجی که فرزندی به همراه نداشت.در همین زمان تحصیلات خود را تا دریافت دکتری در رشته زبان و ادبیات فارسی با ارائه رساله"نقد شعر،تاریخ و اصول آن"در 1334پی گرفت.سپس به تدریس در دانشگاه پرداخت و ضمن آن چند سالی سردبیری روزنامه مهرگان،را بر عهده داشت.بعد ها به منظور مطالعات بیشتر و شرکت در کنگره های علمی راهی کشورهای دیگر،از جمله هند و فرانسه شُد...او همواره به عنوان استاد دانشگاه به آموزش مشغول بود , همچنان به پژوهش های خود ادامه داد و در تدوین دائره المعارف اسلامی در هلند - و ایرانیکا،در آمریکا-و تاریخ ایران کمبریج مشارکت کرد.چنانکه سالها پیش از آن با موسسه فرانکلین همکاری کرده بود،و در تدوین"دائره المعارف فارسی-غلامحسین مصاحب"حضور داشت.زرین کوب سرانجام در 24شهریور 78در سن 77سالگی در گذشت.

عبدالحسین زرین کوب،از نوادر پژوهشگران ایرانی است،که وسعت و عمق اطلاعاتش حیرت انگیز است؛وی علاوه بر احاطه کامل بر ادبیات فارسی و عربی،با زبان و ادبیات فرانسوی و انگلیسی،به خوبی آشنا بود.گاهی از سر تفنن شعر هم می سرود.پژوهش هایش در زمینه تاریخ و ادبیات ایران بی نظیر است،و گاهی اصیل ترین اطلاعات وتحلیل ها را به دست می دهد...استاد زرین کوب آثار بسیاری دارد ،که ار آن جمله می توان به"با کاروان حله،از کوچه رندان،دوقرن سکوت،ارزش میراث صوفیه،بحر در کوزه" و پژوهش ها و مقالات بسیاری اشاره کرد.


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : سه شنبه سی ام مرداد ۱۴۰۳ | 7:45 | نویسنده : سیران قادری |


بیهقی درسال ۳۸۵ ه.ق.درده حارث آبادبیهق به دنیا آمد.او درنیشابوربه علم اندوزی پرداخت و با هوشمندی وفراست ویژه ای به نویسندگی عشق می ورزید.
ازنیشابور به عزنین رفت و با هوشمندی وکاردانی به دست یاری خواجه بونصرمشکان انتخاب شد.بیهقی از سبک نثر وشیوه ی نویسندگی استادش بونصر مشکان بهره ها برد و با خلاقیت سبک نویی را در نثر فارسی بنا گذاشت . سبکی که جمعی از نویسندگان معاصراز جمله گلشیری ،آل احمد ،محمود دولت آبادی از آن الهام گرفتند و نثر خود را زینت دادند.


بیهقی با بی طرفی گزارشگر راستین غزنویان شد. اخلا ق و خلق وخو و دشمنی و ستیزه پدریان و پسریان را به خوبی نشان داد و تاریخ خود را ایینه زندگی مسعودغزنوی قرارداده است. بیهقی به تاریخ سامانیان وخاندان برمکی وآل بویه هم اشاراتی دارد که خواندنی است. بیهقی درمدت کوتاهی به شغل خطیر
صاحب دیوانی رسالت انتخاب شد و درزمان عبدالرشید غزنوی ناجوانمردانه به زندان رفت و اموالش را تاراج کردند. بعداز ازادی گوشه نشین شد. او به جمع آوری خاطرات ونوشته های خودپرداخت وشاهکارخودتاریخ بیهقی را خلق کرد. بیهقی درهشتاد و پنج سالگی درسال ۴۷۰ درگذشت.

تاریخ بیهقی
شاهکاری است ادبی .درستی وامانت نویسنده دران آشکاراست. دقت بیهقی درکاربرد کلمات وترکیبات از هر نوع بی نظیراست. بلاغت بیهقی درمیان کتابهای نثر فارسی بخصوص نثر تاریخ نویسی بی نظیر است. ارزش جامعه شناختی کتاب بی نظیراست.توصیف مکانها وشخصیت ها واقعی و بی همتاست .گویا رمانهای شاهکار امروزی را می خوانی.

به قول استاد اسلامی ندوشن مشترکاتی بین بیهقی و فردوسی وجوددارد:
۱(-اعتقادبه خرد
۲-توجه به عبرانگیزی داستانها
۳-اعتقادبه تقدیر
۴-اعتقادبه مکافات عمل
۵-اعتقادبه بی اعتباردنیا)

بانگاهی به تاریخ بیهقی درمی یابیم کهنثراستواری دارد با توصیف جزبه جز ماجرا. همراه بابیهقی به هزارتوی تاریخ می رویم. با دسیسه ها قدرت پرستی و بدفرجامی ظلم ستمگران آشنا می شویم. قلمرو غزنویان دراثر خودکامگی واستبداد مسعود غزنویی از دستشان خارج شد .


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : دوشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۳ | 21:0 | نویسنده : سیران قادری |

،

نام رينولد الين نيكلسون

نام‌های دیگرنيکلسون، رينولد ألن

Reynold Alleyne Nicholson

R. A. Nicholson

نام پدر Henry Alleyne Nicholson

متولداوت ۱۸۶۸

محل تولديوركشاير انگلستان

رحلتاوت ۱۹۴۵

اساتیدادواردبراون

برخی آثارمثنوی معنوی

شرح مثنوی معنوی مولوی

ترجمان الاشواق (ترجمه و شرح)

تذكرة الأولياء (رینولد الن‌ نیکلسون)

رينولد الين نيكلسون (1868- 1945م) خاورشناس و ادیب مشهور انگلیسی، شارح و مترجم آثار عرفانی فارسی و اسلامی به زبان انگلیسی، مصحّح و مفسر مثنوی معنوی

ولادت

رينولد الين نيكلسون، در 18 اوت سال 1868م، در ايالت يوركشاير انگلستان متولد شد.

نيكلسون از اوان كودكى به كتابخانه پدربزرگش رفت‌وآمد داشت و به‌تدريج با نوشته‌هاى غير اروپايى آشنايى عينى پيدا كرده بود.


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۳ | 10:41 | نویسنده : سیران قادری |


رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی (زاده ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ در تبریز – درگذشته ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ درتهران) شاعر ایرانی بود که از وی به عنوان «مشهورترین شاعر زن ایران» یاد شده است. اعتصامی از کودکی فارسی، انگلیسی و عربی را نزد پدرش آموخت و از همان کودکی تحت نظر پدرش و استادانی چون دهخدا و ملک الشعرای بهار سرودن شعر را آغاز کرد. پدر وی یوسف اعتصامی، از شاعران و مترجمان معاصر ایرانی بود که در شکل‌گیری زندگی هنری پروین و کشف استعداد و گرایش وی به سرودن شعر نقش مهمی داشت. او در بیست و هشت سالگی ازدواج کرد اما به دلیل اختلاف فکری با همسرش، از او جدا شد. پروین بعد از جدایی از همسرش مدتی در کتاب‌خانهٔ دانشسرای عالی، به شغل کتابداری مشغول بود. پروین قبل از دومین نوبت چاپ دیوان اشعارش، بر اثر بیماری حصبه در سن سی و پنج سالگی در تهران درگذشت و در حرم فاطمه معصومه، در آرامگاه خانوادگی‌اش، به خاک سپرده شد. زادروز پروین اعتصامی، (بیست و پنجم اسفندماه)، به عنوان «روز بزرگداشت پروین اعتصامی» نام‌گذاری شده است.

تنها اثر چاپ و منتشر شده از پروین، دیوان اشعار اوست؛ که دارای ۶۰۶ شعر شامل اشعاری در قالب‌های مثنوی، قطعه و قصیده می‌شود.


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۳ | 16:58 | نویسنده : سیران قادری |



پروین دولت‌آبادی در۲۱ بهمن‌ماه سال ۱۳۰۳ در خانواده‌ای اهل فرهنگ و در محله‌ی احمدآباد ِ اصفهان به دنیا آمد. در خانواده‌ی او شعر جای‌گاه ویژه‌ای داشت. پروین به مدرسه‌ی ناموس رفت. مدیر این مدرسه مادر ِ خود پروین، فخر گیتی بود. پدرش، حسام‌الدین دولت‌آبادی، رئیس اوقاف اصفهان بود. او هم‌چنین نمایندگی اصفهان در ادوار چهاردهم و هجدهم مجلس شورای ملی و همین‌طور شهرداری تهران از سال ۱۳۲۶ تا ۱۳۲۸ را بر عهده داشت. پروین، سال‌های آغازین دبیرستان را در مدرسه‌ی «نور و صداقت» سپری کرد که آموزگاران انگلیسی داشت و پس از آن نیز در مدرسه‌ی آمریکایی نوربخش به تحصیل پرداخت. پس از اتمام دبیرستان، در دانش‌کده‌ی هنرهای زیبا، رشته‌ی نقاشی و مجسمه‌سازی را انتخاب کرد و چندین بار در کلاس نیز شرکت کرد اما اتفاقی مسیر زندگی پروین را دگرگون ساخت.

او هنگام بازدید از یک پرورش‌گاه تصمیم گرفت که به کار سرپرستی و تربیت کودکان ِ پرورش‌گاه همت بگمارد.حاصل تماس او با کودکان، مجموعه سروده‌‌هایی است که دولت‌آبادی برای کودکان سروده است.او در سال ۱۳۲۹ و با هم‌کاری پرویز ناتل خانلری، زهرا خانلری و هم‌سرش اسماعیل سالمی، شرکت انتشارات سخن را تاسیس کرد. پروین دولت‌آبادی از ابتدای انتشار نشریه‌ی «پیک» با این نشریه به هم‌کاری پرداخت. پروین دولت‌آبادی دکترای آموزش پیش‌دبستانی خود را از کشور آمریکا اخذ کرد.

پروین دولت‌آبادی را به درستی از پیش‌گامان شعر کودک به شمار می‌آورند. او در زمینه‌ی شعر کودکان و برای کودکان بیش از ۵۰ اثر ماندگار آفرید که از آن جمله می‌توان به «حروف الفبای زبان فارسی با نقش حیوانات»، «خانه‌ی مقوایی»، «گل را بشناس کودک من»، «مرغ سرخ پاکوتاه»، «گل بادام»، «بر قایق ابرها»، «هلال نقره‌ای» و اشعار دیگر اشاره کرد. کتاب شعر «گل بادام» او در سال ۱۳۶۶، جایزه‌ی برتر شورای کتاب کودک را از آن ِ خود کرد.بیش‌تر اشعار دولت‌آبادی، پیش از انقلاب سروده شده است و پس از انقلاب، در زمینه‌ی شعر کودک کم‌تر شعر سرود. او برای بزرگ‌سالان نیز کتاب نوشته و شعر سروده است که از آن جمله می‌توان به «شهر سنگی»، «شعر نو» و «آتش و آب» اشاره کرد. برخی از اشعار آخر دولت‌آبادی در مجله‌ی #بخارا منتشر شده است.

دولت‌آبادی در زمینه‌ی ادبیات دارای پژوهش‌هایی نیز است که از آن جمله می‌توان به «منظور خردمند» که در مورد اشعار حافظ است اشاره کرد.

از فعالیت‌های دیگر او برای کودکان می‌توان به گردآوری گنجینه‌ی ادبیات کودکان اشاره کرد که با هم‌کاری لیلی ایمن‌آهی فراهم شد. فعالیت در بخش سوادآموزی کارگران شرکت نفت از دیگر کارهای ارزش‌مند دولت‌آبادی است. پروین دولت‌آبادی هم‌چنین مدرسه‌ای ابتدایی دایر کرد که نام آن را «شیوا» گذاشت. او پس از یک دوره‌ی پنج‌ساله، بار دیگر به شرکت نفت بازگشت و تا سن بازنشستگی به کار ادامه داد.

پروین دولت‌آبادی ۲۷ فروردین‌ماه ۱۳۸۷ و در سن ۸۴ سالگی بر اثر سکته‌ی قلبی در تهران درگذشت و در قطعه‌ی هنرمندان ِ بهشت‌زهرا به خاک سپرده شد.

برف آمده شبانه
رو پشت‌بام خانه

برف آمده رو گل‌ها
رو حوض و باغچه‌ی ما

زمین سفید هوا سرد
ببین که برف چها کرد

رو جاده‌ها نشسته
رو مسجد و گلدسته

برف قاصد بهاره
زمستان‌ها می‌باره

سلام سلام سپیدی!
دیشب ز راه رسیدی؟


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۳ | 6:57 | نویسنده : سیران قادری |

‍ سید محمود حسابی (زاده ۳ اسفند ۱۲۸۱ در تهران ، درگذشت ۱۲ شهریور ۱۳۷۱ در ژنو)
با نام اصلی محمودخان میرزا حسابی معروف به پروفسور حسابی فیزیکدان، سناتور، وزیر آموزش و پرورش و بنیانگذار فیزیک دانشگاهی در ایران بود.

دکتر حسابی سناتور انتصابی شهر تهران در دوره‌های اول، دوم و سوم مجلس سنای ایران بود. وی همچنین وزیر آموزش و پرورش کابینه محمد مصدق در سال‌های ۱۹۵۱–۱۹۵۲ بود.

حسابی با وجود امکان ادامه تحقیقات در خارج از کشور، به ایران بازگشت و به پایه‌گذاری علوم نوین و تأسیس دارالمعلمین و دانشسرای عالی، دانشکده‌های فنی و علوم دانشگاه تهران، نگارش ده‌ها کتاب و جزوه و راه‌اندازی و پایه‌گذاری فیزیک و مهندسی نوین پرداخت.
بدانید پروفسور محمود حسابی دارای 8 مدرک کارشناسی، مهندسی و دکترا در فاصله ی 7سال بودند.


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۳ | 6:52 | نویسنده : سیران قادری |

احمد سمیعی گیلانی (زادهٔ ۱۱ بهمن ۱۲۹۹) مترجم و نویسندهٔ ایرانی و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی است.
سمیعی در کوچهٔ افشارها، سنگلج تهران در خانواده‌ای گیلانی به دنیا آمد.
پدرش مرحوم حاج میرزا ابوالقاسم از خاندان سمیعی از مالکین سابق آج بیشه رشت و مادرش دختر حاج ملامحمد خمامی از علمای معروف مشروطه گیلان بود.
تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در رشت گذراند و سپس وارد دانشگاه تهران شد. در اواخر دههٔ ۱۳۴۰ به‌عنوان ویراستار در مؤسسه انتشارات فرانکلین آن زمان مشغول خدمت شد و به‌موازات آن دورهٔ کارشناسی‌ ارشد زبان‌شناسی را در دانشگاه تهران می‌گذراند. او در کنار حرفهٔ ویراستاری، چند کتاب در زمینهٔ آیین نگارش و ویرایش تألیف‌کرد و مقاله‌های ارزشمندی را در مجلات متعددی نظیر پیک جوانان، کتاب امروز و رودکی به چاپ رسانید. سمیعی کار ترجمه را با برگرداندن رمان دلدار و دلباخته، از ژرژ ساند شروع کرد و بعداً آثاری را از نویسندگان بزرگی مانند ژرژ پرک و
گوستاو فلوبر به فارسی برگرداند. او تا خرداد ۱۳۹۸ سردبیری نشریهٔ نامهٔ فرهنگستان را بر عهده داشت.
استاد سمیعی در حال حاضر یک‌صد سالگی خود را می‌گذراند. او در رابطه با راز عمر بلند خود می‌گوید: "راز عمر بلند من این است که هیچ‌وقت کینه به دل نگرفتم و به این نکته عقلایی رسیدم که هر کسی کینه به دل بگیرد آزار می‌بیند. ما باید قصورها را ببخشیم."


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : یکشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۳ | 18:29 | نویسنده : سیران قادری |



عبدالحسین آذرنگ (زادهٔ ۱۵ آذر ۱۳۲۵) نویسنده، پژوهش‌گر، مترجم، ویراستار، مدرس و دانشنامه‌نگار کُرد اهل ایران است. آذرنگ در شورای علمی دانشنامهٔ ایران عضویت دارد و عضو مشاور چند دانشنامهٔ دیگر نیز هست.


✅ زندگی و فعالیت
عبدالحسین آذرنگ در روز ۱۵ آذرماه ۱۳۲۵ در محلهٔ چهارراه اجاق در شهر کرمانشاه در خانواده‌ای کُرد به دنیا آمد. خانوادهٔ او خانواده‌ای با پیشینهٔ نیمه زمین‌دار و نیمه دیوانی و از خاندان زنگنه بود. پدرش غلامحسین آذرنگ کارمند دادگاه استیناف بود و چندین کتاب در زمینهٔ علم حقوق و همچنین داستان‌هایی در مطبوعات محلی کرمانشاه منتشر کرده‌بود. او نگارش اثری دربارهٔ تاریخ کرمانشاه را نیز آغاز کرده‌بود که ناتمام مانده و به چاپ نرسیده‌است.

عبدالحسین آذرنگ دورهٔ ابتدایی را در دبستان کورش و دورهٔ متوسطه را در دبیرستان کزازی در کرمانشاه به پایان برد. در دانشکده‌های ادبیات و علوم انسانی دانشگاه‌های شیراز و اصفهان، و در دانشکدهٔ علوم تربیتی دانشگاه تهران در رشته‌های اقتصاد، تاریخ، دانش‌شناسی و علم اطلاعات تحصیل کرد و دوره‌هایی را در زمینهٔ نویسندگی و نشر در خارج از کشور گذراند. از ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۵ در مؤسسهٔ انتشارات فرانکلین، و از ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۰ در مؤسسهٔ تحقیقات و برنامه‌ریزی علمی و آموزشی به کار اشتغال داشت و مدتی هم مدیر انتخابی مرکز مدارک علمی در همان مؤسسه بود. از ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۳ به ترجمه و ویرایش کتاب اشتغال ورزید و از ۱۳۶۳ به جمع دانشنامه‌نگاران پیوست. او از آن سال تا این زمان (۱۴۰۰) به دانشنامه‌نگاری ادامه داده‌است. هم‌اکنون مدیر بخش مفاهیم جدید و تاریخ معاصر در دانشنامۀ ایران است، و وظایف مدیریت بخش علمی، تحقیق، تألیف، ترجمه و ویرایش مقاله‌های دانشنامه‌ای و نیز تربیت پژوهش‌گر برای نگارش مقاله‌های دانشنامه‌ای را بر عهده دارد.

آذرنگ در کنار اشتغالات و مسئولیت‌هایش، از ۱۳۷۰ تا کنون به صورت پاره‌وقت تدریس هم کرده‌است. مباحث تاریخ تمدن، چاپ و نشر، ویرایش و دانشنامه‌نگاری را به تناوب در دانشگاه آزاد، دانشگاه تهران، دانشگاه علوم پزشکی، مرکز نشر دانشگاهی، اتحادیهٔ ناشران و نیز در چند مرکز پژوهشی و دانشنامه‌ای درس داده‌است.

آذرنگ صاحب یک دختر (ماندانا آذرنگ) و دو نوهٔ دختری است. کوهنورد و شناگر است، بیش از ۵۰ سال تا این زمان (۱۴۰۰) حدود نیم قرن سابقهٔ کوهنوردی دارد و به قله‌های بسیاری صعود کرده‌است.

✅ دیدگاه
از آذرنگ بیش از ۷۰ کتاب تألیفی و ترجمه‌ای و چند صد مقاله منتشر شده‌است؛ جدا از مقاله‌های بسیاری که برای دانشنامه‌های مختلف نوشته و از این دسته ۶۰ مقاله در کتاب شصت چهره از میان قاجاریان ومعاصران (تهران، کتاب بهار، ۱۳۹۹) انتشار یافته‌است. از میان کتاب‌های او ۱۶ کتاب دربارهٔ مباحث نظری و مسائل نشر کتاب و ویرایش است. او نشر را موثرترین شاخهٔ تولید فرهنگی می‌داند و برای آن نقش فرهنگ‌آفرین و تمدن‌ساز قائل است. ویرایش را، بر خلاف برداشت‌های رایج، شاخه‌ای از ادبیات ندانسته، آن را در قلمرو علم ارتباطات جای داده و بر نقش آن از دیدگاه ارتباطی و انتقال پیام تأکید ورزیده‌است. به لحاظ کثرت و وسعت دامنهٔ نوشته‌هایش در زمینهٔ نشر و ویرایش به او «نظریه‌پرداز حوزهٔ نشر و ویرایش» لقب داده‌اند. آذرنگ همچنین در گردآوری و تدوین چندین کتاب همکاری و بر انتشار شماری از آثار هم نظارت داشته‌است. تأکید اصلی یادداشت‌های روزانهٔ در دست تدوین او بر مسائل و رویدادهای فرهنگی است.

✅ جوایز و افتخارات
تا کنون چند جایزهٔ علمی، فرهنگی و چندین لوح تقدیر و سپاس به آذرنگ اعطا شده‌است، از جمله:

به عنوان «منتقد، مترجم و کتاب‌شناس» (۱۳۷۸)
جایزهٔ خادمان نشر(۱۳۸۲)
جایزۀ ترویج علم ایران (۱۳۹۴)
جایزۀ بهترین کتاب سال(۱۳۹۶)
جایزهٔ فستیوال گلاویژ (سلیمانیه، ۱۳۹۶)
جایزۀ پژوهش فرهنگی سال(۱۳۹۷)

✅ آثار
از آذرنگ تا کنون بیش از ۷۰ کتاب تألیفی و ترجمه‌ای و صدها مقاله در نشریه‌های مختلف منتشر شده‌است.


موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : جمعه نوزدهم مرداد ۱۴۰۳ | 22:0 | نویسنده : سیران قادری |
مطالب جديد تر مطالب قدیمی تر