سعيده شاه مير
نلسون گودمن در ۷ آگوست ۱۹۰۶ در سامرویل، ماساچوست متولد شد. در سال ۱۹۲۸ با رتبه بسیار عالی، درجه کارشناسی خود را در رشته فیزیک از دانشگاه هاروارد دریافت کرد. اندکی بعد در سال ۱۹۳۰ در بوستون یک گالری هنری برپا کرد؛ در طول این دهه، علاوه بر کار در زمینهی آثار هنری، مشغول به تحصیل در رشتهی فلسفه در دانشگاه هاروارد شد و در سال ۱۹۴۱ موفق به دریافت درجهی دکتری گردید. تجربهی او به عنوان فروشندهی آثار هنری کمک کرد تا چرخش او به سمت زیباییشناسی قابل توجیه باشد، حوزهای که در آنها او حتی بیشتر از منطق و فلسفه تحلیلی مشهور است. در طول جنگ جهانی دوم در ارتش امریکا به خدمت مشغول شد. پس از جنگ، در بین سالهای ۱۹۴۶ تا ۱۹۶۴، به تدریس در داشگاه پنسیلوانیا، براندیس، و هاروارد پرداخت؛ جاییکه دانشجویان او افراد سر شناسی مانند نوام چامسکیو هیلاری پاتنم بودند. اندکی بعدتر بواسطهی بروز برخی مشکلات، پنسیلوانیا را ترک کرد و به عنوان محقق علمی در دانشگاه هاروارد در بخش علوم شناختی از سال ۱۹۶۲-۱۹۶۳ مشغول به کار شد. وی تا قبل از اینکه در سال ۱۹۶۸ به مقام پروفسوری در هاروارد نائل شود، بارها از جانب دانشگاههای مختلف در طول سالهای ۱۹۶۴-۱۹۶۷ به طور افتخاری این مقام را کسب کرده بود.
گودمن سهم بسزایی در تحقیقات مربوط به مسئله استقراء، هستی شناسی، شرطیهای خلاف واقع و فلسفهی هنر داشت. برخی از مهمترین کتابهای او در زمینه معرفت شناسی عبارتند از: «ساختمان نمود»(۱۹۵۱) و «واقعیت، افسانه، و پیش بینی»(۱۹۵۵). از دیگر آثار او با چرخش علاقه اش به زیباییشناسی میتوان به «زبانهای هنر»(۱۹۶۸) و «بازنگری در فلسفه و دیگر فنون و علوم»(۱۹۸۸) اشاره کرد. در میان انبوه آثار و نوشتههای گودمن، شهرت او مرهون اندیشههای او در باب ناواقعگرایی، استقرا، و زیبایی شناسیاست.
میتوان مدعی بود که واژه «ناواقعگرایی» از ابداعات گودمن است، و با نام او پیوند خورده است. ناواقعگرایی، برای اولین بار در منازعه میان پدیدارگرایی و فیزیکالیسم در معرفتشناسی مطرح شد. گودمن این دو دیدگاه را به عنوان نسخههایی جایگزین یکدیگر توصیف کرد که هر کدام در موقعیتهایی مفیدند، اما هیچکدام نمیتوانند بهگونه قانع کنندهای دیگری را پوشش دهند و محتویات آن را در خود داشته باشند.
بنابر رئالیسم متافیزیکی، استقلال اشیاء از ذهن بدین معنا است که وجود آنها از نظریهپردازیها و مفهومسازیهای ما مستقل است و سرشت این اشیا از طریق مقولات هستیشناختی که مستقل از نظریات ماست، تعیین میشود. نظریات و مفاهیم ما، واقعیات را نمیسازند، و واقعیات تابع آنها نیست، بلکه نظریات ما تابع واقعیاتاند. گودمن در این باب اندیشه خود را با توسل به یک مثال روشن میکند. جهان ممکنی با یک خط راست را در نظر بگیرید و فرض کنید دو نظریه درباره این جهان داریم: نظریهی اول (T1) که اظهار میدارد این خط از نقاط تشکیل شده است؛ و نظریهی دوم (T2) اظهار میدارد که این خط از بخشهایی تشکیل شده است که امتداد دارند. بنابر رئالیسم متافیزیکی، یکی از دو نظریهی درست است. گرچه گودمن نیز میپذیرد که تنها یکی از این دو نظریه میتواند درست باشد، اما جهانها و بهطور کلی، واقعیت را مستقل از اذهان نمیداند. در واقع گودمن معتقد است که گرچه T1 و T2 بهطور کلی نظریاتی ناسازگار اند و جهانهای متفاوتی را توصیف میکنند، اما T1 جهان ممکن W1 و T2 جهان ممکن W2 را توصیف میکند. بنابراین بر خلاف ادعای رئالیستها، جهانها به نظریهها وابستهاند؛ نظریهها، جهانها را خلق میکنند.
این «ناواقع.گرایی» به «اسمگرایی» او ختم میشود؛ بدین معنا که ما اشیا را برطبق مقولات هستیشناختیای دستهبندی میکنیم که به مفهومسازیهای ما وابستهاند، یا بهعبارت دیگر این مقولات از مفهومسازیهای ما به دست میآیند و هیچ گونه عینیت یا وجود مستقلی ندارند. انواع جهانها و اشیاء، توسط کلمات، اعداد، صداها یا دیگر نمادها ساخته میشوند. بنابراین نومینالیسم گودمن بکلی با هر گونه التزامات هستی شناختیای که نظریهها باواژگان خود به همراه دارند، مخالف است. او با تکیه بر همین دیدگاه استدلال میکند که نظریه مجموعهها باید از فلسفه، منطق و ریاضیات کنار گذاشته شود. هرچند بعد از نگارش مقالاتی که کواین به رشته تحریر درآورد، خود را از رنجِ یافتنِ راهی برای بازسازی ریاضیات - به گونهای که دیگر نیازی به نظریه مجموعهها نداشته باشد- رها ساخت.
موضوعات مرتبط: معرفی نویسندگان و مترجمان
.: Weblog Themes By Pichak :.
