درباره وب

"کتابخانه باب دانایی است و دانایی توانایی است برای کسب پیروزی، سعادت و افتخار"
وظيفه کتابخانه مرکزي تهيه و آماده‫ سازي منابع چاپی و الکترونیکی و همچنين سياست‫گذاري ارائه خدمات و نحوه استفاده از این منابع است.

هدف کتابخانه عبارت است از: (( تامين منابع چاپي والکترونيکي لازم و کافي، جهت مطالعه و تحقیق تمامی اعضای کتابخانه همراه با فراهم نمودن محیطی مناسب جهت استفاده و تحقیق و مطالعه، در کوتاه‫ترین زمان و مفیدترین شرایط ممکن)).
در خدمت شما دوستداران علم و دانش هستم.

کتابدار بخش مرجع و مسئول بخش خدمات فنی، بخش پایان نامه ها

Knowledge and Information Science
********************
کتابخانه یک موزه نیست که روی مجموعه هایش را پوشاند، بلکه بر عکس، کتابخانه یک نهاد زنده و پویاست که به سمت مطالعه حرکت میکند. کتابخانه باید عشق به کتاب و سهولت دسترسی به فنآوری­های نوین را به وجود آورد. کتابخانه باید مدیریت و بهره گیری از امکانات خود را روزآمد کند (ژان ژرمن، شهردار شهر تور فرانسه Jean Germain).

کانال تلگرامی sayranghaderilib@
بخوانید بخوانید بخوانید
لینک دوستان
جستجوی وب
موضوعات وب
لینک های مفید



چند هفته قبل برای خرید آجیل به یکی از مغازه های شهر رفتم. دو خانم مشتری هم آمدند که یکی از آنها که ترک بود مهمان زن کرد بود. زن کرد زن میانسالی بود که لباس کردی زیر مانتویش پوشیده بود و ظاهرا نه به قصد خرید بلکه برای هواخوری و پرکردن وقت عصرگاهی خود راهی بازار شده بودند. من اجناس مورد نیاز خودم را انتخاب می کردم که خانم کرد گفت آقا خرما دارید؟ فروشنده گفت بله خانم .بفرمایید . چندین رقم هست. قیمت های خرما را گفت و ظاهرا برای تست کردن دو سه خرما برداشته بود. من اجناس را برای وزن کردن به مسئول فروش دادم. یک دفعه دیدم آقای فروشنده بدوبدو تا در مغازه رفت با صدای بلند گفت خانم وایستا وایستا خرما را چیکار کردی؟ قوطی خرما کجاست؟ خانم کرد با نهایت نجابت و حیا و آبروداری و شرم دست هایش را تمام باز کرد به نحوی همه قد و قواره اش دیده شود گفت آقا به خدا من قوطی برنداشته ام .چندین بار سوگند خورد . بیچاره نزد مهمانش هم بدجور خورد شد. گفت ولله من فقط یک دانه را امتحان کردم نخواستم. من نمی توانم ناحقی ببنم .خیلی از رفتار آن فروشنده ناراحت شدم. در این وضعیت اقتصادی خریدها کم و از سر نیاز خرید می شود چه زشت بود آن برخورد...تازه پرداختم را انجام داده بودم. گفتم آقای محترم من خیلی جاها می روم اصرار می کنند امتحان کنم خودم نمی خورم حالا یک عدد خرما ارزش این را دارد گفت خانم اینجا همه اجناس با پول هستند نمی شود هرکسی از راه رسید محصولی را امتحان کند و نخرد .من بیرون آمدم . تصمیم گرفتم تا عمر دارم قدمی در آن مغازه نگذارم. تحقیر و توهین به قیمت مرگ جوانمردی و انسانیت و شرافت و غرور.


موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی

تاريخ : سه شنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۵ | 12:54 | نویسنده : سیران قادری |