به طور تناقضآلودی، خودداری از پاسخ دادن به توهین، یکی از موثرترین پاسخهای ممکن است.
یک دلیلش این است که خاموشی ما ممکن است برای فردی که توهین کرده است، گیجکننده باشد؛ به این معنی که نمیداند آیا توهینش را فهمیدهایم یا خیر؛
به علاوه، با این کار اجازه نمیدهیم از توهینش لذت ببرد و در نتیجه به احتمال زیاد پریشان میشود.
پاسخ ندادن نشان میدهد که بود و نبود او در نظرمان یکسان است و از آنجا که هیچکس دوست ندارد نادیده گرفته شود، عدم تمایلِ ما به پاسخدهی، احساس تحقیرشدگی را در او بر میانگیزد ...
فلسفهای برای زندگی
ویلیام_بی_اروین
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
آدم از یک جایی به بعد میفهمد
که از حالا باید آیندهاش را از نو بسازد
اما به نوعی دیگر میفهمد که زندگی یک موهبت است؛
یک غنیمت است ، یک نعمت است
و نباید آن را فدای آدمهای بیمقدار کرد
اصلاً از یک جایی به بعد، حال آدم خودش خوب میشود.
جای_خالی_سلوچ
محمود_دولت_آبادی
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
نه گفتن موهبت بزرگیست که یاد گرفتنش جهانت را امنتر میکند. و روانت را آسودهتر.
همانقدر که نه گفتن را یاد میگیری گوشهایت را برای نه شنیدن آماده کن. بگذار دیگران هم این «نه» خاموش و بدنام را بر زبان آورند. بگذار «نه» از بدنامی و بدیُمنی در بیاید.
«نه» در حقیقت موجود خوب و سربزیری است. اما اگر همین «نه» سربزیر پشت آریهای ساختگیمان پنهان شود بزودی از ما موجودی نقابدار و بیمار میسازد که یک گردان عصبانی از «نه»های سرکوب شده روانش را اِشغال کرده است.
یاد بگیر نه بگویی و نه بشنوی.
کار سختی نیست، من توانستم.
نیکلای گوگول
یادداشتهای یک دیوانه
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
اگر میخواهید مشتریانتان اجناس فرانسوی شما را بیشتر انتخاب کنند، یک موزیک پسزمینه فرانسوی را برای آنها پخش کنید.
پخش موسیقی شرق آسیا هم برای فروختن بنجلجات چینی راه بدی نیست
اگر میخواهید افراد، یک محصول جدید و نو را تست کنند، زمانی که افراد حس ماجراجویی دارند را انتخاب کنید. بعد از دیدن یک فیلم، یک مسابقه ورزشی یا یک رویداد پرهیجان بهترین زمان خواهد بود.
اگر میخواهید مشتریان شما یک جعبه شکلات گرانقیمت را بخرند، کاری کنید که پیش از معرفی، با یک رقم بسیار بزرگتر از قیمت شکلاتها روبهرو شوند
و سپس پیشنهاد را مطرح کنید.
اگر میخواهید مشتری یک کالای بسیار محبوب و همهپسند را انتخاب کند، بعد از دیدن یک فیلم ترسناک محصولتان را تبلیغ کنید
اگر میخواهید حس خوب و گرمی به شما داشته باشند، یک نوشیدنی گرم دستشان بدهید.
اگر میخواهید به شما کمک کنند، تصاویر افرادی را به آنها نشان دهید که کنار هم ایستادهاند.
پیش_اقناع
روبرت_چیالدینی
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
حالا صبح است. آسمان آبیفیروزهایست. در هوای خنک، بلوری و عطرافشان پرندهها گرم کارند و یک سینه صدا را مثل یک مشت مروارید که از توی دستمال ابریشمی رنگینی بیرون بریزد رها میکنند، به هوا نوک میزنند و در آن میدمند و باز آن را فرو میدهند و در گلو میگردانند و صدا بازیگوش روی شاخهها میجهد و از روی برگها میگریزد و ناپدید میشود.
شاهرخ_مسکوب [ خواب و خاموشی ]
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
و بر آسایش و خواب اقدام مکن مگر بعد از آن که محاسبه نفس در سه چیز به تقدیم رسانیده باشی ,یکی: آنکه تأمل کنی تا در آن روز هیچ خطا از تو واقع شده است یا نه؛ و دیگر: آنکه تأمل کنی تا هیچ خیر اکتساب کرده ای یا نه !؟و سیم :آنکه هیچ عمل بتقصير فوت کرده ای یا نه. ؟!
یاد کن که چه بودهای در اصل و چه خواهی شد بعد از مرگ! و هیچ کس را ایذا مکن که کارهای عالم در معرض تغیر و زوال است؛ بدبخت آن کس بود که از تذکر عاقبت غافل بود و از زلت بازنایستد!
اخلاق ناصری/ خواجه نصیرالدین طوسی صفحه ۳۴۲
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
مهمترین چیز در زندگی چیست؟ اگر این سوال را از کسی بکنیم که سخت گرسنه است، خواهد گفت غذا. اگر از کسی بپرسیم که از سرما دارد می میرد، خواهد گفت گرما. و اگر از آدمی تک و تنها همین سوال را بکنیم، لابد خواهد گفت مصاحبت آدم ها. ولی هنگامی که این نیازهای اولیه برآورده شد، آیا چیزی می ماند که انسان بدان نیازمند باشد؟ فیلسوفان می گویند بلی. به عقیده آن ها آدم نمی تواند فقط دربند شکم باشد. البته همه خورد و خوراک لازم دارند. البته که همه محتاج محبت و مواظبت اند. ولی از اینها که بگذریم، یک چیز دیگر هم هست که همه لازم دارند و آن این است که بدانیم ما کیستیم و در اینجا چه می کنیم.
دنیای_سوفی یوستین گردر
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
✨ عالِم را نشايد که سِفاهت از عامی به حِلم درگذراند که هر دوطرف را زيان دارد، هيبتِ اين کم شود و جهلِ آن مستحکم.
چو با سِفله گويی به لطف و خَوشی
فزون گرددش کبر و گردنکَشی
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
در کلاس روزگار
درس های گونه گونه هست
درسِ دست یافتن به آب و نان
درسِ زیستن کنار این و آن
درسِ مهر
درسِ قهر
درسِ آشنا شدن
درسِ با سرشکِ غم ز هم جدا شدن
در کنار این معلمان و درس ها
در کنار نمره های صفر و نمره های بیست
یک معلم بزرگ نیز
در تمام لحظه ها، تمام عمر
در کلاس هست و در کلاس نیست
نام اوست: مرگ
و آنچه را که درس می دهد
زندگی است.
فریدون_مشیری
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
همه ما نابینائیم، هر کداممان به نوعی؛ آدم های خسیس نابینا هستند چون فقط طلا را می بینند؛ آدم های ولخرج نابینا هستند چون امروزشان را می بینند؛ آدمهای کلاهبردار نابینا هستند چون خدا را نمی بینند؛ آدم های شرافتمند نابینا هستند چون کلاهبردارها را نمی بینند؛ خود من هم نابینا هستم چون حرف می زنم اما نمی بینم که شما گوشهایی شنوا ندارید...!
📓 مردی که میخندد
✍ ویکتور هوگو
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
ز چهره، افروخته، گل را، مشکن
افروخته، رخ مرو، تو دیگر، به چمن
گل را، تو دگر، مکن خجل، ای مه من
مشکن، به چمن، ای مه من، قدر سخن
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
تنبل ها توجیه می کنند که: 《حال و حوصله ندارم. صبر می کنم تا حال و حوصله پیدا کنم.》اشکال بر سر این است که این حال و حوصلهی بهتر و بیشتر ممکن است هرگز از راه نرسد. اگر فکر میکنید بلاخره به کوتاه کردن چمنها و نظافت گاراژ و رسیدگی به حساب دخلوخرج خانواده راغب خواهید شد بدانید که سخت در اشتباهید.
اشخاص موفق خوب میدانند که کار مقدم بر انگیزه است. مهم نیست که دوست دارید یا ندارید، دست به کار شوید، وقتی شروع کردید برداشتن قدم های بعدی ساده تر می شود.
از_حال_بد_به_حال_خوب
دکتر_دیوید_برنز David Burns
ترجمه_مهدی_قراچه_داغی
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
+ عجب کتابخانهای دارید ، چقدر کتاب!
همه شان را خواندهاید ؟
- خب نه هنوز همه شان را نخوندهام اما نظر من این است که اگر کتابی در خانه باشد امکان خواندنش بیشتر از آن است که در کتابفروشی باشد .
ماریو وارگاس یوسا
قهرمان عصر ما
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
عادت کردهایم هر روز دوش بگیریم، اما یادمان میرود که ذهنمان هم به دوش نیاز دارد.گاهی با یک غزل حافظ میتوان دوش ذهنی گرفت و خوابید. یک شعر از فروغ، تکهای از بیهقی، صفحهای از مزامیر، عبارتی از گراهام گرین، جملهای از شکسپیر، خطی از نیما... ولی غافلیم!
شبانهروز چقدر خبر و گزارش و مطلب آشغال میتپانیم توی کلهمان؟! بعد هم با همان کلهی بادکرده به رختخواب میرویم و توقع داریم در خواب پدربزرگمان را ببینیم که یک گلابی پوست کنده و با لبخند میگوید: بفرما!
سمفونی_مردگان
عباس_معروفی
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
اجازه نده آتش درونت ذره ذره در مردابِ ناامیدکنندهٔ زمزمههایی که به تو میگویند «هنوز نه» یا «اصلاً ممکن نیست» خاموش شود.
اجازه نده قهرمان درونت به خاطر سرخوردگی از زندگیای که سزاوارش بودی و هرگز به آن نرسیدی، تباه شود. دنیایی را که آرزویش را داری، میتوانی برنده شوی. آن دنیا وجود دارد. واقعی است. ممکن است. مال تو است.
📚 باشگاه_پنج_صبحی_ها
رابین_شارما
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
خواندن جزو بهترین روشهایی است که ما برای بررسی زندگیمان در اختیار داریم. ما از طریق مقایسۀ خودمان با شخصیتهای ادبی —با آنچه انجام میدهند و نمیدهند، با آنچه آنها را برمیانگیزد تا به شکل خاصی عمل کنند، با نحوۀ احساس کردن و اندیشیدنشان— از چیزهایی دربارۀ خودمان آگاه میشویم. خواندن حس تنهاییمان را نیز کاهش میدهد، چراکه ما را با دیگران پیوند میدهد.
اگر هر روزِ هفته، تماموقت و دیوانهوار، در حال کار و فعالیت باشیم، کتاب خواندن راهی است تا رابطۀ خود را با ضربآهنگ و عادات زندگی روزمره تغییر دهیم. کتابها نیازمند توجه ما هستند؛ از ما میخواهند حین کاری که سرگرم انجامش هستیم درنگ کنیم و بر آنها متمرکز شویم.
| | راهنمای عملی خوب خواندن | رابرت دییانی | علی ظفر قهرمانینژاد | چاپ اول ۱۴۰۱ | ۲۹۹ صفحه |
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
🔹معرفی کتاب
«نزدیک ایده» پاسخ نویسندگان، هنرمندان و متفکران به پرسشهایی از این دست است: «کجا میاندیشید؟»، «کجا افکارتان به نظر و ایدهای خاص ختم میشود؟» و مهمتر از اینها «مکان اندیشیدن چه تأثیرهای کمی و کیفیای بر افکار و ایدههایتان دارد؟» «نزدیک ایده» قرار نیست مثل کتابهای خودیاری، روشهای تمرکز و بهینهسازی مسیر تفکر را به ما بیاموزد. متنهای این کتاب در نگاه اول ما را با آشپزخانه و کافه و سالن کنفرانس به عنوان مکانی برای فکر کردن آشنا میکنند، اما فراتر از این مثالها فراخوانی هستند برای اندیشیدن دربارهی اندیشیدن.
🔹معرفی نویسندگان
«نزدیک ایده» از زبان آلمانی به فارسی ترجمه شده و ما را با فضای فکری جدیدی آشنا میکند. آنچه بیش از هر چیز در مواجهه با ادبیات، اندیشه و فرهنگ آلمانی به چشم میآید، دیدگاه انتقادی و بازنگریهای دائمی آنهاست. آلمان همواره خاستگاه اندیشه و تأمل بوده است. متفکران این کشور در طول تاریخ هیچ امری را بدیهی و مسلم فرض نکردهاند و همواره در حال بازنگری در هنجارهای فرهنگی و هنری خود هستند. برنت بوزل، هانا انگلمایر، کاترین پسیگ، بیرته مولهف، اسون هانوشک، کارولین امکه، نورا اشترنفلد، رباب حیدر، آن کاتن، و مشاله تولو نیز به عنوان ده نویسندهای که در فضای فکری آلمان پرورش یافتند، در متنهایشان بسیاری از بنیادهای فکری و فرهنگی سرزمین خود را نقد میکنند؛ از نهادی ستبر همچون دانشگاه گرفته تا سخنرانیهای علمی و موعظههای کلیسا. حتی پای فلسفه را به میان میآورند و فیلسوف مهمی چون آدورنو را هم به بوتهی نقد میکشند.
🔹برشی از متن
«در ذهنم همهی فضاهایی را مرور میکنم که در کودکی و جوانی دنبالشان میگشتم، برای خود میساختم، یا به آنها پناه میبردم؛ مخفیگاههایی در جنگل یا در سرداب، فضاهای چفتوبستشده و همچنین گاه فضاهای باز. همهی این فضاها بیش از هر چیز بر اساس آنچه نبودند، تعریف میشدند: پرسروصدا نبودند؛ اِشغال نبودند؛ بیواسطه یا باواسطه تحت سلطهی هیچکس، یعنی هیچ بزرگتری، نبودند؛ تسلیم ایدهها یا آداب و رسوم و عرف دیگران نبودند. به بیان دیگر، فضاهای آزاد، خالی و آرامی بودند که میشد در آنها نفس کشید. «نه ضرورتی برای شتاب بود، نه ضرورتی برای درخشش، نه ضرورتی برای اینکه آدم کسی جز خودش باشد.» همین است، این جاها بیش و پیش از هر چیز، مکانهایی برای اندیشیدن بودند. جاهایی که شاخصهشان این بود: مجبورت نمیکردند کسی غیر از خودت باشی؛ حتی در آن سالهای جوانی که هنوز درست نمیشد نامی بر این «خود» گذاشت، ولی کاملاً دقیق میشد حسش کرد.»
📚اطلاعات کتاب
▫️نزدیک ایده؛ دربارهی مکانها و نامکانهایی که در آن فکر میکنیم
▫️گردآوری: زیمونه یونگ، یانامارلنه مادر
▫️مترجم: ستاره نوتاج
▫️تعداد صفحات: ۱۷۶
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها ، معرفی کتاب
▪️برشی از کتاب «اگر حافظه یاری کند»
هر کودکی با درجات مختلف مشتاق رسیدن به بزرگسالی است و ترک خانه، این آشیانهی سرکوبگر. رفتن! بهسوی زندگی واقعی! در دل این جهان پهناور. بهسوی زندگی به سیاقی که خود میخواهد. بهوقتش به مراد خود میرسد. و چند صباحی فریفتهی چشماندازهای تازه و سرگرم ساختن آشیانهای از آن خود و برساختن واقعیت خودش میشود. بعد، یک روز، وقتی واقعیت جدید تحت کنترل او در آمده و شرایط دلخواهش فراهم شده، ناگهان درمییابد که دیگر اثری از آشیانهی سابقش نمانده و کسانی که به او زندگی بخشیدند، مُردهاند.
آن روز احساس میکند معلولی است بدون علت. عظمتِ فقدانْ وضعیت را از درک او خارج میکند. ذهنش که به دست این فقدان عریان شده، منقبض میشود و این امر عظمت فقدان را بیشتر میکند. درمییابد که جستوجوی «زندگی واقعی» در جوانی و عزیمتش از آشیانه، آن آشیانه را بیدفاع بر جای گذاشته است. این خودش بهقدر کافی بد است ولی کماکان میتواند تقصیر را به گردن طبیعت بیندازد.
آنچه نمیتواند به گردن طبیعت بیندازد، کشف این مسئله است که دستاورد او و واقعیت برساختهاش حتی بهاندازهی واقعیت آشیانهای که رها کرده نیز اعتبار ندارد. که اگر زمانی چیزی واقعی در زندگیاش وجود داشته، اتفاقاً همان آشیانهی سرکوبگر و خفقانآوری بوده که عاجزانه میخواسته از آن بگریزد. چرا که دیگران، همان کسانی که به او زندگی بخشیده بودند، آن را ساخته بودند و نه خودش، که بهخوبی قدر و منزلت کار خودش را میشناسد.
او میداند هر آن چیزی که برساخته چقدر برآمده از اراده و قصد و نیت قبلی بوده است و نهایتاً چقدر تمامش موقتی است. و حتی اگر دوام یابد، بهترین روشی که میتواند از آن بهره بگیرد این است که آن را شاهدی بر مهارتش بداند و بتواند بهش بنازد. با این حال، علیرغم آن همه مهارت، هرگز قادر نخواهد بود آشیانهی بدوی و مستحکمی را که نخستین گریهی زندگیِ او را شنیده، بازسازی کند. هرگز نیز نمیتواند کسانی که او را در آن آشیانه گذاشتند از نو بسازد. او معلولی بیش نیست و نمیتواند علت خود را بازسازی کند.
📚اطلاعات کتاب
▫️اگر حافظه ياری کند
▫️چهار جستار از زبان و خاطره در سالهای تبعيد
▫️جوزف برودسکی
▫️ترجمهی طهورا آيتی
▫️چاپ هشتم
▫️از مجموعهی اول «جستار روایی»
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها ، معرفی کتاب
چقدر ساختگی و تصنعی است که کسی بگوید: «میخواهم با تو کاملاً روراست باشم.»
چه دلیلی دارد که چنین حرفی بزنیم؟ روراستی نیازی به مقدمه چینی ندارد روراستی خودش را نشان خواهد داد. باید بر پیشانیت نوشته شده باشد باید از لحن کلامت معلوم باشد، باید در چشمهایت برق بزند، مثل عاشقی که با یک نگاه به مکنونات قلبی معشوقه پی میبرد. باید بوی خوش راستی و صداقت از تو به مشام دیگران رسد.
روراستی دروغین همچون فرو کردن خنجری در پهلوی دیگران است. هیچی زشتتر از دوستیِ ساختگیِ گرگمآبانه نیست. از آن پرهیز کن. کسی که واقعاً خوب و ساده و خیرخواه باشد از نگاهش معلوم است و همه قادر به تشخیص آن هستند.
تأملات
مارکوس_آئورلیوس
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
کییرکگور در تأملات خود از دو جنبه سکوت را میستاید: نخست، از آن رو که سکوت به وجد و جذبهای توأم با تعمق و مراقبه میانجامد و دوم، از آن رو که سکوت بهترین واکنش آدمی به رنج است. در نظر ما طبیعی مینماید که وقتی اوضاع به هر دلیلی بر وفق مرادمان نیست، زبان به شکایت بگشاییم؛ اما کییرکگور میگوید هنگامی که درباره سختیها و گرفتاریهای خویش صحبت میکنیم، بعید نیست ناخواسته آنها را بزرگتر از آنچه که هستند، جلوه دهیم.
درسهای کییرکگور برای زندگی | اثر رابرت فرگوسن | نشر هنوز
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
برخی بر این باورند که خواندن تنها راهی برای گریز از واقعیات زندگی است. اما حقیقت این است که کتابها به مراتب از این دیدگاه محدود فراتر میروند؛ آنها دریچههایی هستند به سوی تعالی روحی و کمال انسانی، که در بطن خود افقهای تازهای از فهم و رشد را پیش روی ما میگشایند.
سوزان سانتاگ در نامهای به بورخس
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
ادبیات چیز شگفتی است، وارنکا، یک چیز خیلی شگفت. من این را پریروز در کنار این آدمها کشف کردم. ادبیات چیز عمیقی است! ادبیات دل آدمها را قوی میکند و به آنها خیلی چیزها یاد میدهد – و در هر کتاب کوچکی که اینها دارند چیزهای شگفت زیادی هست. چه عالی نوشته شدهاند! ادبیات یک تصویر است، یا به تعبیری هم یک تصویر است هم یک آینه؛ بیان احساسات است، شکل ظریفی از انتقاد است، یک درس پندآموز و یک سند است.
بیچارگان
فئودور_داستایوفسکی
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
کارآموزی
همه ما، حتی باهوشترین افراد، در زندگی بارها مجبور میشیم چیزهای جدید یاد بگیریم و مهارتهای جدید کسب کنیم. این دوره یادگیری جدید رو مرحله کارآموزی مینامند.
در این مرحله، طبیعی است که همه چیز رو بلد نباشیم و اشتباه کنیم. مهم اینه که از این مرحله نترسیم و با آغوش باز ازش استقبال کنیم. هر چقدر بیشتر یاد بگیریم و تلاش کنیم، زودتر این مرحله رو پشت سر میگذاریم و به مرحله بعدی میرسیم.قوانین روزانه - قانون دوم
رابرت_گرین - قوانین_روزانه
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
قهوه خوشمزه است،
خوشمزگیاش به همان تلخ بودنش است!
وقتی میخوریم تلخیاش را تحویل نمیگیریم، اما میگوییم چسبید.
زندگی هم روزهای تلخش بد نیست، مثل قهوه میماند، تلخ است اما لذتبخش، تلخیهایش را تحویل نگیر و بخند.
رومن_پولانسکی
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
غم دیروز و پریروز و فلان سال
و فلان حال و فلان مال که
بر باد فنا رفت نخور
بخدا حسرت دیروز عذاب است؛
مردم شهر به هوشید
هر چه دارید و ندارید بپوشید
و برقصید و بخندید که امروز
سر هر کوچه خدا هست؛
روی دیوار دل خود بنویسید
خدا هست؛
نه یکبار و نه ده بار که صد بار
به ایمان و تواضع بنویسید
خدا هست و خدا هست و خدا هست ...☝️
"مولانا"
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
کفشی که برای پای تو مناسب است، ممکن است پای دیگری را زخم کند
این ناعادلانه است که تمام دستورالعمل های زندگیمان را خودخواهانه درست بدانیم و آن را برای همگان بخواهیم
همیشه آن چه در ذهن تو میگذرد، اصلِ مطلق نیست ...!
📚اتوبوس سرگردان:
جان اشتاین بک
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
هیچ دخالت بیجایی را قبول نکن، حتی اگر به نظر خودت از روی خوشقلبی باشد.
با این کار، تا حدی از خود دربرابر اطلاعات بیهوده حفاظت میکنی.
دوم، همانطور که از طاعون پرهیز میکنی، از منابعی که پر از تبلیغاتاند هم دوری کن. ما چقدر خوشبختیم که (هنوز هم) کتابها بدون تبلیغاند!
سوم، تلاش کن منبع هر استدلال را بخاطر بسپاری. اینها نظر چه کسی است؟ و چرا او چنین نظری دارد؟ بهنفع کیست؟
رولف_دوبلی
از کتاب " هنر شفاف اندیشیدن "
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
فهرستی از تغییر دهنده های راز که موجب بالارفتن روحیه ات می شود ، تهیه کن.
منظورم از تغییر دهنده ها، چیزهایی است که باعث می شود بی درنگ حال و هوای تو تغییر کند ؛مثلا خاطراتی دلپذیر ،وقایع آینده ، لحظاتی خنده دار ، طبیعت، شخصی که دوستش داری و موسیقی مورد علاقه ات .
سپس هر موقع احساس کلافه شدن یا عصبانیت کردی یا روحیه ی خوبی نداشتی،
به سراغ فهرست تغییر دهنده های راز برو
و توجه خودت را به یکی از آن ها معطوف کن.موارد جورواجور در مواقع مختلف، حال و هوای تو را دگرگون می کند. اگر یکی از آن ها حال تو را جا نیاورد ،
به سراغ یکی دیگر برو .
فقط یکی دو دقیقه طول می کشد تا بتوانی توجه خودت را منحرف کنی و حال و هوا و فرکانس خودت را تغییر دهی.
کتاب_راز
راندا_برن
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
باب_ششم (در ضعف و پیری)
✨ روزی به غرور جوانی سخت رانده بودم و شبانگاه به پای *گريوه ای سست مانده. پيرمردی ضعيف از پس كاروان همی آمد گفت چه نشينی كه نه جای خفتن است. گفتم چون روم كه نه پای رفتن است گفت اين نشنيدی كه صاحبدلان گفته اند رفتن و نشستن به كه دويدن و گسستن.
ای كه مشتاق منزلى مشتاب
پند من كار بند و صبر آموز
اسب تازى دوتگ رود به شتاب
اشتر آهسته مى رود شب و روز
*گریوه در این متن، به معنای جایی برای استراحت کوتاهمدت در طول سفر است
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
نغمه_های_سعدی
باب_هشتم (در آداب صحبت)
✨ مردمان را عيبِ نهانی پيدا مکن که مر ايشان را رسوا کنی و خود را بیاعتماد.
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
| مطالب جديد تر | مطالب قدیمی تر |
.: Weblog Themes By Pichak :.
