باب_ششم (در ضعف و پیری)
✨ روزی به غرور جوانی سخت رانده بودم و شبانگاه به پای *گريوه ای سست مانده. پيرمردی ضعيف از پس كاروان همی آمد گفت چه نشينی كه نه جای خفتن است. گفتم چون روم كه نه پای رفتن است گفت اين نشنيدی كه صاحبدلان گفته اند رفتن و نشستن به كه دويدن و گسستن.
ای كه مشتاق منزلى مشتاب
پند من كار بند و صبر آموز
اسب تازى دوتگ رود به شتاب
اشتر آهسته مى رود شب و روز
*گریوه در این متن، به معنای جایی برای استراحت کوتاهمدت در طول سفر است
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
تاريخ : پنجشنبه پنجم مهر ۱۴۰۳ | 13:41 | نویسنده : سیران قادری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
