درباره وب

"کتابخانه باب دانایی است و دانایی توانایی است برای کسب پیروزی، سعادت و افتخار"
وظيفه کتابخانه مرکزي تهيه و آماده‫ سازي منابع چاپی و الکترونیکی و همچنين سياست‫گذاري ارائه خدمات و نحوه استفاده از این منابع است.

هدف کتابخانه عبارت است از: (( تامين منابع چاپي والکترونيکي لازم و کافي، جهت مطالعه و تحقیق تمامی اعضای کتابخانه همراه با فراهم نمودن محیطی مناسب جهت استفاده و تحقیق و مطالعه، در کوتاه‫ترین زمان و مفیدترین شرایط ممکن)).
در خدمت شما دوستداران علم و دانش هستم.

کتابدار بخش مرجع و مسئول بخش خدمات فنی، بخش پایان نامه ها

Knowledge and Information Science
********************
کتابخانه یک موزه نیست که روی مجموعه هایش را پوشاند، بلکه بر عکس، کتابخانه یک نهاد زنده و پویاست که به سمت مطالعه حرکت میکند. کتابخانه باید عشق به کتاب و سهولت دسترسی به فنآوری­های نوین را به وجود آورد. کتابخانه باید مدیریت و بهره گیری از امکانات خود را روزآمد کند (ژان ژرمن، شهردار شهر تور فرانسه Jean Germain).

کانال تلگرامی sayranghaderilib@
بخوانید بخوانید بخوانید
لینک دوستان
جستجوی وب
موضوعات وب
لینک های مفید



سرگرمی‌ها دارند به شغل دوم ما تبدیل می‌شوند
قرار بود سرگرمی‌ها لذت‌بخش باشند، نه مسابقه‌ای برای بهترین‌بودن

گری بتل، واشنگتن‌پست

آنچه امروز با عنوان «هابی‌مکسینگ» (hobbymaxxing) یا «بهینه‌سازی سرگرمی» می‌شناسیم، در گذشته هم معمولاً در دوره‌های بحران اقتصادی یا اضطراب‌های عمیق وجودی رواج داشته است؛ مانند دوران رکود بزرگ، جنگ جهانی دوم و همه‌گیری کرونا.
در چنین دوره‌هایی، سرگرمی‌ها فقط راهی برای پرکردن اوقات فراغت نبودند، بلکه مرهمی بر اضطراب‌ها و ناآرامی‌های روانی افراد هم بودند. اما وقتی پرداختن به سرگرمی‌ها از حد بگذرد، دیگر لذت چندانی در آن‌ها باقی نمی‌ماند و گاهی حتی بیشتر به کارکردن شباهت پیدا می‌کند.

آردن یام، مشاور ۲۳ساله‌ای که نسبت به جنبۀ نمایشی و خودنمایانۀ بهینه‌سازی سرگرمی‌ها احساس دوگانگی دارد، به شوخی می‌گوید: «اگر کتابی خوانده باشی و درباره‌اش پست نگذاشته باشی، اصلاً می‌شود گفت آن را خوانده‌ای؟» به نظر او، این روزها پرداختن به سرگرمی‌های واقعی یا مطالعه‌کردن به‌دور از صفحۀ گوشی و کامپیوتر، کم‌کم دارد به نمادی از منزلت اجتماعی تبدیل می‌شود.

بهینه‌سازی سرگرمی از تمایلی معصومانه برای داشتن زندگی‌ای غنی‌تر، بیرون از فضای کار و دنیای دیجیتال، سرچشمه می‌گیرد. اما این میل در میان نسل زد گاهی چنان به وسواس تبدیل شده که سرگرمی‌ها دیگر صرفاً تفریح نیستند، بلکه به شغل دوم و سوم افراد تبدیل شده‌اند.
بائو له، که ۱۸ سال دارد، هر بار سه سرگرمی را در اولویت قرار می‌دهد و هر روز به آن‌ها می‌پردازد. سپس سراغ سه سرگرمی بعدی می‌رود. او در مجموع حدود ۲۰ سرگرمی دارد و می‌گوید: «وقتی بهره‌وری ندارم، احساس می‌کنم دارم وقتم را هدر می‌دهم».

جیا تولنتینو در مقاله‌ای با عنوان «همیشه در حال بهینه‌سازی باش» توضیح می‌دهد که اینترنت و نظام سرمایه‌داری چطور آدم‌ها، به‌خصوص زنان، را تحت فشار می‌گذارند تا مدام در فکر بهترکردن خودشان باشند. او می‌نویسد: «بیشتر لذت‌ها سرانجام به دام تبدیل می‌شوند و توقعاتی که برای خوب جلوه‌کردن در چشم دیگران باید برآورده کنیم، مدام بیشتر می‌شوند و هیچ‌وقت پایانی ندارند».
به گفتۀ او، «هرچه اوضاع بدتر می‌شود، آدم‌ها بیشتر احساس می‌کنند که ناچارند خودشان را بهینه کنند».

این میل به بهینه‌سازی با آمار و ارقام و ثبت دیجیتالی عملکردها تشدید می‌شود. مایکل اینزلیخت، استاد روان‌شناسی که دربارۀ کار و بازی پژوهش می‌کند، می‌گوید: «به‌محض اینکه برای چیزی معیاری عددی تعیین کنید، آدم‌ها می‌خواهند آن عدد را تا جایی که می‌توانند بالا ببرند، حتی اگر آن معیار اساساً بی‌معنا باشد یا هیچ مبنای واقعی نداشته باشد.

دانا گولد، جوان ۲۳ ساله‌ای که پیش‌تر دربارۀ تمرینات قدرتی و دویدن‌هایش در شبکه‌های اجتماعی پست می‌گذاشت، وقتی این کار را کنار گذاشت، فهمید که بدون آن فشار همیشگی، ورزش‌کردن چقدر «آسان‌تر و لذت‌بخش‌تر» می‌شود.
او می‌گوید: «همه گرفتار این نمایش ساختگی شده‌اند که انگار باید در هر کاری بیشترین بهره‌وری را داشته باشند. تنها راه‌حل این است که از این چرخه بیرون بیاییم».

آنچه خواندید برگرفته از مطلب «Gen Z is turning hobbies into work and missing the point» نوشتۀ گری بتل است که در تاریخ ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶ در واشنگتن‌پست منتشر شده است.




موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، نرم افزارهای استناددهی ، مقاله

تاريخ : دوشنبه بیستم مهر ۱۴۰۵ | 22:25 | نویسنده : سیران قادری |

آنچه در ۱۰۰۰ روز اول زندگی می‌خوریم ممکن است بر ۷۰ سال بعد هم اثر بگذارد

برنامه غذایی کم‌شکر در ابتدای زندگی ممکن است تاثیر ژن‌های مستعدکننده افزایش وزن را کاهش دهد.

کودکانی که در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم در بریتانیا به دنیا آمدند، سال‌های نخست زندگی را در دوره جیره‌بندی مواد غذایی از جمله شکر گذراندند.

به گزارش ایندیپندیت ، به نقل از گاردین، بزرگسالان روزانه حدود ۴۰ گرم و کودکان کمتر از یک قاشق غذاخوری شکر دریافت می‌کردند و انتظار می‌رفت نوزادان و خردسالان شکر افزوده بسیار کمی مصرف کنند یا اصلا مصرف نکنند.

محدودیت شیرینی و شکلات در فوریه ۱۹۵۳ و جیره‌بندی شکر در سپتامبر همان سال لغو شد و تا نیمه دوم ۱۹۵۴، میانگین مصرف شکر تقریبا دو برابر شد. این تغییر ناگهانی اکنون به پژوهشگران امکان داده است پیامدهای مصرف کم شکر در ۱۰۰۰ روز نخست زندگی را بررسی کنند.

به گزارش گاردین، نخستین پژوهش از موج اخیر مطالعات درباره جیره‌بندی شکر با استفاده از داده‌های زیست‌بانک بریتانیا (UK Biobank)، سلامت افرادی را که اندکی پیش و پس از پایان جیره‌بندی متولد شده بودند مقایسه کرد.

برخی فقط در دوران جنینی، برخی چند ماه یا چند سال پس از تولد را در دوره جیره‌بندی شکر سپری کرده بودند و گروهی که در سال‌های پس از جیره‌بندی به دنیا آمده بوده اصلا در معرض این محدودیت قرار نداشتند.

نتایج این بررسی نشان داد هرچه مدت قرارگیری در دوره جیره‌بندی بیشتر بود، خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ و فشار خون بالا در میانسالی و سالمندی کمتر می‌شد.

افرادی که تمام ۱۰۰۰ روز نخست زندگی را در این دوره گذرانده بودند، در مقایسه با کسانی که هیچ‌گاه در معرض جیره‌بندی نبودند، ۳۵ درصد کمتر احتمال ابتلا به دیابت نوع ۲ و ۲۰ درصد کمتر احتمال ابتلا به فشار خون بالا را داشتند.

مطالعات بعدی ارتباط‌هایی میان مصرف کمتر شکر در اوایل زندگی و کاهش خطر بیماری‌های قلبی‌عروقی، کبدی و تنفسی، زوال عقل و برخی شاخص‌های مرتبط با پیری مشاهده کردند.

یک پژوهش نشان داد افرادی که در کودکی تحت جیره‌بندی بودند، در برخی شاخص‌ها حدود یک سال از نظر زیستی جوان‌تر بودند.

پژوهش دیگری نیز نشان داد افرادی که تمام ۱۰۰۰ روز نخست زندگی را در دوره جیره‌بندی گذرانده بودند، ۳۳ درصد کمتر احتمال داشت مبتلا به اضطراب تشخیص داده شوند و دهه‌ها بعد نیز تمایل کمتری به غذاهای شیرین گزارش می‌کردند.

هنوز مشخص نیست مصرف کمتر شکر در سال‌های نخست زندگی دقیقا چگونه می‌تواند دهه‌ها بعد بر سلامت اثر بگذارد. پژوهشگران می‌گویند این تاثیر ممکن است علاوه بر شکل‌گیری عادت‌ها و ذائقه غذایی در کودکی، با تغییر در نحوه سوخت‌وساز بدن، حساسیت به انسولین، تنظیم اشتها و احساس سیری و رشد بافت چربی مرتبط باشد.

پژوهش‌های جدید همچنین نشان می‌دهد برنامه غذایی کم‌شکر در ابتدای زندگی ممکن است تاثیر ژن‌های مستعدکننده افزایش وزن را کاهش دهد. پژوهشگران همچنین به کاهش ابتلا به اضطراب نیز اشاره می‌کنند؛ مغز در دوران جنینی و سال‌های نخست زندگی به‌سرعت رشد می‌کند و به همین دلیل ممکن است به نوع تغذیه حساس‌تر باشد.

از سوی دیگر، مصرف زیاد شکر با التهاب و تغییر در باکتری‌های روده مرتبط است، که هر دو می‌توانند بر عملکرد مغز تاثیر بگذارند.پژوهش درباره تاثیر تغذیه دوران جنینی و کودکی سابقه طولانی دارد.

مطالعات مربوط به «زمستان گرسنگی» هلند در سال‌های ۱۹۴۴ و ۱۹۴۵ نشان داده‌اند افرادی که در دوران جنینی در معرض قحطی شدید قرار گرفتند، بعدها بیشتر خطر ابتلا به اضافه‌وزن، چاقی و دیابت نوع ۲ را داشتند.

با این حال، شرایط بریتانیا متفاوت بود؛ جیره‌بندی شکر به‌معنای قحطی یا کمبود شدید کالری نبود و عمدتا مصرف شکر را محدود می‌کرد، در حالی که برنامه غذایی کلی به‌نسبت کافی بود.

پژوهشگران تاکید می‌کنند بررسی‌های فعلی رابطه علت و معلولی را ثابت نمی‌کنند و فقط ارتباط میان جیره‌بندی شکر و پیامدهای بعدی سلامت را نشان می‌دهند. همچنین هنوز مشخص نیست دقیقا چه میزان شکر بیش از حد است یا کدام مرحله از ۱۰۰۰ روز نخست زندگی اهمیت بیشتری دارد.

شواهد نشان می‌دهد دوران بارداری مهم است و برخی ارتباط‌ها زمانی قوی‌تر می‌شوند که جیره‌بندی تا پس از شش‌ماهگی و آغاز مصرف غذای جامد ادامه داشته باشد.

میزان شکر مصرفی در دوران جیره‌بندی بریتانیا تقریبا با توصیه‌های کنونی این کشور مطابقت دارد. دستورالعمل‌های فعلی توصیه می‌کنند مصرف شکر افزوده برای بزرگسالان و کودکان بالای ۱۱ سال حداکثر ۳۰ گرم در روز و برای گروه سنی پایین‌تر کمتر از این میزان باشد. همچنین، توصیه می‌شود به غذا و نوشیدنی نوزادان شکر اضافه نشود.

https://www.theguardian.com/society/2026/oct/07/sugar-rations-health-blood-pressure-ageing?utm_source=chatgpt.com


موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله

تاريخ : دوشنبه بیستم مهر ۱۴۰۵ | 20:37 | نویسنده : سیران قادری |

هیچ آگاه شدنی بدون رنج نیست ...
رنج که نباید تو را غمگین کند، رنج قرار است تلنگری باشد که بفهمی زندگی ات نیاز به تغییر دارد.
آدم وقتی هوشیار می‌شود که زخم بردارد، مگذار رنج درمانده ات کند؛
رنج را تحمل نکن، آن را درک کن.

از کتاب: انسان و سمبولهايش
كارل_گوستاو_يونگ

کارل گوستاو یونگ (۲۶ ژوئیه ۱۸۷۵ – ۶ ژوئن ۱۹۶۱) روان‌پزشک و روان‌کاو اهل سوئیس بود که روان‌شناسی تحلیلی را بنیان‌گذاری کرد. آثار یونگ در زمینه‌هایی چون روان‌پزشکی، فلسفه، مردم‌شناسی، باستان‌شناسی، ادبیات و مطالعات دینی تأثیرگذار بوده است.


موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : دوشنبه بیستم مهر ۱۴۰۵ | 14:32 | نویسنده : سیران قادری |


پژوهشگران معمولاً در سه موقعیت بحرانی سراغ این روش می‌روند:
ساخت ابزار و پرسشنامه: وقتی می‌خواهید برای اولین بار پرسشنامه‌ای طراحی کنید، گویه‌های آن باید توسط خبرگان تایید شود تا روایی محتوا تضمین گردد.
پیش‌بینی آینده: در حوزه‌هایی که داده‌های گذشته وجود ندارد (مثل تاثیر متاورس بر آموزش پزشکی)، تنها منبع معتبر، شهود و تخصص نخبگان است.


مدل‌سازی کیفی: برای شناسایی عوامل اصلی و شاخص‌های کلیدی در یک پدیده پیچیده (مثلاً شناسایی موانع توسعه صادرات دانش‌بنیان).

۲. راند اول: پرسشگری باز
در این مرحله پرسشنامه‌ای با سوالات باز ارسال می‌شود. هدف این است که تمام ابعاد موضوع از ذهن خبرگان بیرون کشیده شود. پژوهشگر پاسخ‌ها را تحلیل محتوا کرده و لیستی از گویه‌ها می‌سازد.


۳. راند دوم: امتیازدهی
لیست استخراج شده به خبرگان برمی‌گردد. آن‌ها معمولاً با طیف لیکرت (مثلاً از ۱ تا ۵) به اهمیت هر مورد امتیاز می‌دهند.


۴. راند سوم: بازخورد و اصلاح
پژوهشگر میانگین نظرات گروه را به تک‌تک اعضا گزارش می‌دهد. خبرگان می‌بینند که نظرشان چقدر با میانگین گروه فاصله دارد. آن‌ها می‌توانند نظر خود را اصلاح کنند یا اگر اصرار بر نظر متفاوت دارند، دلیل بیاورند. این کار تا رسیدن به ثبات در نظرات ادامه می‌یابد.

معیارهای علمی برای توقف پژوهش دلفی
در یک مقاله علمی، شما نمی‌توانید سلیقه‌ای بگویید «تحقیق تمام شد». باید با شاخص‌های آماری ثابت کنید که به اجماع رسیده‌اید:


ضریب هماهنگی کندال (Kendall’s W): عددی بین ۰ تا ۱ است. اگر این ضریب در دو راند متوالی افزایش یابد و به عدد قابل قبولی (معمولاً بالای ۰.۷) برسد، یعنی اجماع حاصل شده است.


انحراف معیار (SD): کاهش انحراف معیار در نمرات نهایی نشان‌دهنده همگرا شدن نظرات خبرگان است.


میانگین و میانه: برای اولویت‌بندی نهایی شاخص‌ها استفاده می‌شود.

مزایای کلیدی برای محققان

اعتبار علمی بالا: نتایج شما مستند به نظر چندین متخصص است، نه فقط یک نفر.

صرفه‌جویی در زمان و هزینه: نیازی به جمع کردن فیزیکی متخصصان از شهرهای مختلف نیست.


جلوگیری از Groupthink: چون افراد همدیگر را نمی‌بینند، پدیده «هم‌رنگی با جماعت» یا ترس از مخالفت با اساتید بزرگ رخ نمی‌دهد.

یک نکته برای فصل سوم (متدولوژی): اگر از این روش استفاده می‌کنید، حتماً ذکر کنید که دلفی شما از چه نوعی است (دلفی کلاسیک، دلفی فازی یا دلفی سیاست‌گذار) تا داوران متوجه تسلط شما بر ظرایف این متد شوند.


موضوعات مرتبط: نیازهای پژوهشی دانشجویان ، روش تحقیق

تاريخ : دوشنبه بیستم مهر ۱۴۰۵ | 10:6 | نویسنده : سیران قادری |

سیسو؛ هنر ادامه‌دادن

احتمالا برای خیلی از ما پیش آمده که در دشواری‌های زندگی احساس می‌کنیم دیگر توانی برای ادامه‌دادن نداریم، اما درست در همین لحظه‌هاست که ممکن است ظرفیت‌هایی در خود کشف کنیم که قبلا‌ از وجودشان آگاه نبودیم.

در فرهنگ فنلاندی، واژه‌ای وجود دارد که این تجربه را توصیف می‌کند؛ سیسو (Sisu)، مفهومی برای بیان اراده، شهامت و استقامت در شرایطی که ادامه‌دادن دشوار و نتیجه نامطمئن است.

این مفهوم در تجربه‌های تاریخی و حافظه‌ی جمعی فنلاندیان ریشه دارد، اما نباید آن را ویژگی انحصاری مردم این کشور دانست. پژوهشگران در سال‌های اخیر کوشیده‌اند معنای آن را از یک ارزش فرهنگی به مفهومی قابل‌بررسی در روان‌شناسی تبدیل کنند.

سیسو از منظر علمی
امیلیا لاهتی، با بررسی پاسخ‌های ۱۲۰۸ نفر، سیسو را با توان عبور از محدودیت‌های تصورشده و بسیج نیروی درونی در موقعیت‌های دشوار مرتبط دانست.

اما پژوهش مهم دیگری در سال ۲۰۲۲، نکته‌ای تعیین‌کننده را مطرح کرد؛ استقامت همیشه هم مفید نیست.

پژوهشگران میان دو بُعد تمایز گذاشتند:
▫️سیسوی سازنده
استقامتی که با بهزیستی بیشتر همراه است.

سیسوی زیان‌بار
پافشاری افراطی که با استرس بیشتر و بهزیستی پایین‌تر ارتباط دارد.

این نتایج ارتباط آماری را نشان می‌دهند، نه لزوما رابطه‌ی علت‌ومعلولی. همچنین، این مطالعات وجود یک سازوکار عصبی اختصاصی برای سیسو را اثبات نکرده‌اند.

کارکرد سیسو در زندگی
▫️به‌جای انتظار برای انگیزه، شروع کنیم. وقتی کاری دشوار است، آن را به قدم‌های کوچک تقسیم کنیم و از یک اقدام ساده آغاز کنیم.

▫️احساس ناتوانی را با ناتوانی واقعی اشتباه نگیریم. گاهی توان ما بیش از چیزی است که در لحظهٔ دشواری تصور می‌کنیم.

▫️در برابر شکست، روش را تغییر دهیم. تلاش بیشتر همیشه پاسخ مناسب نیست؛ گاهی باید مسیر، زمان‌بندی یا شیوهٔ کار را اصلاح کنیم.

▫️کمک‌خواستن را ضعف ندانیم. استقامت به معنای انجام همه‌چیز به‌تنهایی نیست.

▫️استراحت را بخشی از پایداری بدانیم. برای ادامه‌دادن در بلندمدت، بازیابی توان نیز ضروری است.

سماجت در استقامت بیشتر
وقتی ادامه‌دادن سلامت جسمی یا روانی ما را تهدید می‌کند، هدف دیگر ارزش هزینه‌هایش را ندارد یا شرایط به حمایت تخصصی نیاز دارد، باید مکث کنیم و تصمیممان را دوباره بسنجیم.

در گزارش گفت‌وگوهای ملی فنلاند درباره "سیسوی جمعی" نیز بر این نکته تأکید شده است که نباید از این مفهوم برای توجیه ضعف خدمات حمایتی یا واداشتن افراد به تحمل شرایط نامناسب استفاده کرد. تاب‌آوری جامعه فقط به تحمل افراد وابسته نیست؛ به همکاری، حمایت و مسئولیت‌پذیری نهادها نیز نیاز دارد.

به‌نظر شما شجاعت در برداشتن یک قدم دیگر است؛ یا پذیرفتن اینکه مسیر دیگری برای ادامه‌ی زندگی لازم داریم.

منابع:
1. Lahti, E. (2019). Embodied Fortitude: An Introduction to the Finnish Construct of Sisu.

2. Henttonen et al. (2022). A Measure for Assessment of Beneficial and Harmful Fortitude: Development and Initial Validation of the Sisu Scale.

3. Ministry of Finance, Finland (2026). National Dialogues: Communal Sisu as a National Resource.

4. Aalto University (2019). What the Finnish Concept of Sisu Can Offer the World.


موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله

تاريخ : دوشنبه بیستم مهر ۱۴۰۵ | 7:52 | نویسنده : سیران قادری |


من استاد دانشگاهم و فکر می‌کنم نوشتن را بیش از حد جدی گرفته‌ایم

جو کروز، نیویورک‌تایمز

اکثر همکارانم در دانشگاه معتقدند «تفکر واقعی» فقط از مسیر نوشتن می‌گذرد. باوری که در واکنش به ظهور هوش مصنوعی، دانشگاه‌ها را به‌سمت تدابیری سخت‌گیرانه و پلیسی سوق داده است: برگزاری امتحانات کتبی زیر نظر مراقبان، برپایی جلسات امتحان در اتاق‌های بدون دسترسی به اینترنت و وادارکردن دانشجویان به نوشتن مقالاتشان در پلتفرم‌هایی که تمام مراحل نگارش و ویرایش را ثبت می‌کنند تا مطمئن شوند تک‌تک کلمات را خودشان نوشته‌اند.
اما چه می‌شود اگر تصورمان از نوشتن به‌عنوان عالی‌ترین راه پرورش تفکر، از اساس اشتباه باشد؟

به نظر می‌رسد شواهدی که این باور را تأیید کنند، حتی در خوش‌بینانه‌ترین حالت هم بسیار اندک‌اند. نوشتن می‌تواند «داربستی شناختی» و ابزاری کارآمد برای تقویت حافظه و یادگیری باشد، اما این تصور که نوشتن بهترین راه پرورش مهارت‌های فکری است، ایدۀ نسبتاً تازه‌ای است که ریشه‌های آن را می‌توان در جنبش «نوشتن در سراسر برنامۀ آموزشی» در دهۀ ۱۹۷۰ جست‌وجو کرد.

در سال ۱۹۸۰، جیمز بریتون، پژوهشگر حوزۀ آموزش، این فرضیه را مطرح کرد که ما هنگام نوشتن به افکار و اندیشه‌های خود پی می‌بریم. البته واژۀ «فرضیه» در اینجا کاملاً بجاست، چون بریتون این نظر را صرفاً بر اساس تجربه‌ها و برداشت‌های شخصی‌اش مطرح کرده بود و هرگز نتوانست آن را به‌طور علمی اثبات کند.

سقراط حق داشت که به «نوشتن» بدبین باشد، زیرا کلمات مکتوب، برخلاف گفت‌وگو، نمی‌توانند از خود دفاع کنند. اگر هدفمان پرورش قدرت «خردورزی» است، باید بدانیم که تفکر واقعی در جریان بحث و گفت‌وگو و دفاع از ایده‌ها شکل می‌گیرد.
من هنگام تدریس به متن یا نوشته‌ای از پیش آماده‌شده متکی نیستم و بخشی از امتحانات پایانی را هم به‌صورت شفاهی برگزار می‌کنم. همچنین به دانشجویانم اجازه می‌دهم با رعایت چند قاعدۀ مشخص، برای نوشتن مقالۀ پایانی خود از هوش مصنوعی استفاده کنند.

جالب اینجاست که دست‌کم نیمی از دانشجویانم در امتحانات شفاهی، در مقایسه با امتحانات کتبی، سریع‌تر و سنجیده‌تر فکر می‌کنند و منظورشان را روشن‌تر بیان می‌کنند.
این تجربه به من نشان داده است که می‌توانیم بدون تضعیف توانایی‌های فکری نسل آینده از فناوری‌های جدید استفاده کنیم، به شرط آنکه آموزش را به نوشتن محدود نکنیم.

البته نوشتن کارکرد مهمی دارد: افکارمان را خلاصه می‌کند و به‌نوعی آن‌ها را بایگانی می‌کند. هوش مصنوعی هم می‌تواند افکار ما را خلاصه کند و حتی ممکن است چیزهایی از خودش به آن بیفزاید.
اما نباید فراموش کنیم که «بایگانی‌کردن» با «اندیشیدن» فرق دارد. باید تصمیم بگیریم چه چیزهایی را به هوش مصنوعی بسپاریم و کدام توانایی‌های فکری را برای خودمان حفظ کنیم.

آنچه خواندید برگرفته از مطلب «I’m a College Professor. Writing Isn’t as Important as We Think» نوشتۀ جو کروز است که در تاریخ ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶ در نیویورک‌تایمز منتشر شده است.



موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله

تاريخ : یکشنبه نوزدهم مهر ۱۴۰۵ | 17:0 | نویسنده : سیران قادری |

.
بر باغِ ما ببار

بر باغ ما که خنده‌ی خاکستر است و خون
باغِ درختْ‌مردان
این باغِ باژگون

ما در میانِ زخم و شب و شعله زیستیم
در تورِ تشنگی و تباهی
با نظمِ واژه‌های پریشان گریستیم

در عصرِ زمهریری ظلمت
عصری که شاخِ نسترن آن‌جا
گر بی‌اجازه برشکفد ، طرحِ توطئه‌ست
عصر دروغ‌های مقدّس
عصری که مرغِ صاعقه را نیز
داروغه و دروغْ‌درایان
می‌خواهند
در قاب و در قفس

بر باغِ ما ببار
بر داغِ ما ببار


محمدرضا_شفیعی_کدکنی


موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها

تاريخ : یکشنبه نوزدهم مهر ۱۴۰۵ | 16:39 | نویسنده : سیران قادری |

استفاده اخلاقی از هوش مصنوعی مولد در پژوهش؛ راهنمایی برای پژوهشگران

هوش مصنوعی مولد به ابزاری کاربردی در فرایند پژوهش تبدیل شده است و می‌تواند در ایده‌پردازی، تدوین پرسش‌های پژوهشی، ویرایش متون، تهیه چکیده و بهبود نگارش علمی به پژوهشگران کمک کند.
راهنمای منتشر شده از سوی مؤسسه خدمات نویسندگان AJE وابسته به انتشارات Springer Nature در اوت ۲۰۲۶، بر ضرورت شفافیت و نظارت انسانی در استفاده از هوش مصنوعی مولد در پژوهش و نگارش علمی تأکید می‌کند. این راهنما اشاره می‌کند که استفاده از این فناوری باید با نظارت انسانی و رعایت اصول صداقت علمی همراه باشد.
پژوهشگران باید اطلاعات، نقل‌قول‌ها، منابع، محاسبات و نتایج تولیدشده با کمک هوش مصنوعی را به‌دقت بررسی کنند؛ زیرا این ابزارها ممکن است اطلاعات نادرست یا منابع ساختگی ارائه دهند. همچنین، هوش مصنوعی نباید جایگزین قضاوت علمی، تفکر انتقادی و مسئولیت‌پذیری پژوهشگر شود.
از آنجا که سامانه‌های هوش مصنوعی قادر به پذیرش مسئولیت علمی و اخلاقی آثار نیستند، نمی‌توان آن‌ها را به‌عنوان نویسنده مقاله معرفی کرد. شفافیت در استفاده از هوش مصنوعی نیز اهمیت اساسی دارد و پژوهشگران باید مطابق سیاست‌های مجله، دانشگاه یا مؤسسه خود، موارد استفاده از این فناوری را اعلام کنند.
بااین‌حال، اعلام استفاده از هوش مصنوعی با مستندسازی دقیق آن تفاوت دارد؛ موضوعی که در پژوهش Cwik (2026) مورد توجه قرار گرفته است. مستندسازی می‌تواند شامل توضیح نوع ابزار، هدف استفاده، مراحل به‌کارگیری و نقش هوش مصنوعی در تولید یا تحلیل داده‌ها باشد. میزان مستندسازی باید متناسب با نوع فعالیت پژوهشی، اهمیت نقش هوش مصنوعی و الزامات اخلاقی و انتشاراتی تعیین شود. همچنین، در ثبت و اشتراک‌گذاری اطلاعات مربوط به تعامل با این ابزارها باید محرمانگی داده‌ها و حقوق مشارکت‌کنندگان پژوهش رعایت شود. در مجموع، استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی مستلزم ترکیب مهارت فنی، ارزیابی انتقادی، شفافیت و مستندسازی متناسب است. چنین رویکردی می‌تواند ضمن بهره‌گیری از ظرفیت‌های هوش مصنوعی، اعتمادپذیری، بازتولیدپذیری و سلامت فرایند پژوهش علمی را تقویت کند.

Viera, C. (2026, August 19). Best practices for generative AI in research. AJE, Springer Nature. https://operations.authorservices.springernature.com/arc/best-practices-generative-ai-in-research

Cwik, J. C. (2026). Disclosure is not documentation: An open science framework for documenting generative AI use in scholarly research and publication workflows. Research Integrity and Peer Review, 11, Article 47. https://doi.org/10.1186/s41073-026-00245-8


موضوعات مرتبط: هوش مصنوعی

تاريخ : یکشنبه نوزدهم مهر ۱۴۰۵ | 9:21 | نویسنده : سیران قادری |



دخترم، ای روشن‌ترین شکوفه‌ی باغ زندگی‌ام؛
از نخستین تپش‌هایت تا همیشه، مهر تو در جانم ریشه دارد.
ببال و بخند، که جهان با لبخند تو زیباتر است.
روزت خجسته، جانِ مادر.


موضوعات مرتبط: مناسبت های تقویمی

تاريخ : یکشنبه نوزدهم مهر ۱۴۰۵ | 7:57 | نویسنده : سیران قادری |

مردکی را چشم درد خاست پیش بیطار رفت که دوا کن بیطار از آنچه در چشم چارپای میکند در دیده او کشید و کور شد حکومت به داور بردند.
گفت برو هیچ تاوان نیست اگر این خر نبودی پیش بیطار نرفتی. مقصود ازین سخن آنست تا بدانی که هر آن که ناآزموده را کار بزرگ فرماید با آنکه ندامت برد به نزدیک خردمندان بخفت رای منسوب گردد.

ندهد هوشمند روشن رای
به فرومایه کارهای خطیر

بوریا باف اگر چه بافنده است
نبرندش به کارگاه حریر

گلستان_سعدی


موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها ، داستان

تاريخ : یکشنبه نوزدهم مهر ۱۴۰۵ | 7:53 | نویسنده : سیران قادری |
مطالب جديد تر مطالب قدیمی تر