درباره وب

"کتابخانه باب دانایی است و دانایی توانایی است برای کسب پیروزی، سعادت و افتخار"
وظيفه کتابخانه مرکزي تهيه و آماده‫ سازي منابع چاپی و الکترونیکی و همچنين سياست‫گذاري ارائه خدمات و نحوه استفاده از این منابع است.

هدف کتابخانه عبارت است از: (( تامين منابع چاپي والکترونيکي لازم و کافي، جهت مطالعه و تحقیق تمامی اعضای کتابخانه همراه با فراهم نمودن محیطی مناسب جهت استفاده و تحقیق و مطالعه، در کوتاه‫ترین زمان و مفیدترین شرایط ممکن)).
در خدمت شما دوستداران علم و دانش هستم.

کتابدار بخش مرجع و مسئول بخش خدمات فنی، بخش پایان نامه ها

Knowledge and Information Science
********************
کتابخانه یک موزه نیست که روی مجموعه هایش را پوشاند، بلکه بر عکس، کتابخانه یک نهاد زنده و پویاست که به سمت مطالعه حرکت میکند. کتابخانه باید عشق به کتاب و سهولت دسترسی به فنآوری­های نوین را به وجود آورد. کتابخانه باید مدیریت و بهره گیری از امکانات خود را روزآمد کند (ژان ژرمن، شهردار شهر تور فرانسه Jean Germain).

کانال تلگرامی sayranghaderilib@
بخوانید بخوانید بخوانید
لینک دوستان
جستجوی وب
موضوعات وب
لینک های مفید




من استاد دانشگاهم و فکر می‌کنم نوشتن را بیش از حد جدی گرفته‌ایم

جو کروز، نیویورک‌تایمز

اکثر همکارانم در دانشگاه معتقدند «تفکر واقعی» فقط از مسیر نوشتن می‌گذرد. باوری که در واکنش به ظهور هوش مصنوعی، دانشگاه‌ها را به‌سمت تدابیری سخت‌گیرانه و پلیسی سوق داده است: برگزاری امتحانات کتبی زیر نظر مراقبان، برپایی جلسات امتحان در اتاق‌های بدون دسترسی به اینترنت و وادارکردن دانشجویان به نوشتن مقالاتشان در پلتفرم‌هایی که تمام مراحل نگارش و ویرایش را ثبت می‌کنند تا مطمئن شوند تک‌تک کلمات را خودشان نوشته‌اند.
اما چه می‌شود اگر تصورمان از نوشتن به‌عنوان عالی‌ترین راه پرورش تفکر، از اساس اشتباه باشد؟

به نظر می‌رسد شواهدی که این باور را تأیید کنند، حتی در خوش‌بینانه‌ترین حالت هم بسیار اندک‌اند. نوشتن می‌تواند «داربستی شناختی» و ابزاری کارآمد برای تقویت حافظه و یادگیری باشد، اما این تصور که نوشتن بهترین راه پرورش مهارت‌های فکری است، ایدۀ نسبتاً تازه‌ای است که ریشه‌های آن را می‌توان در جنبش «نوشتن در سراسر برنامۀ آموزشی» در دهۀ ۱۹۷۰ جست‌وجو کرد.

در سال ۱۹۸۰، جیمز بریتون، پژوهشگر حوزۀ آموزش، این فرضیه را مطرح کرد که ما هنگام نوشتن به افکار و اندیشه‌های خود پی می‌بریم. البته واژۀ «فرضیه» در اینجا کاملاً بجاست، چون بریتون این نظر را صرفاً بر اساس تجربه‌ها و برداشت‌های شخصی‌اش مطرح کرده بود و هرگز نتوانست آن را به‌طور علمی اثبات کند.

سقراط حق داشت که به «نوشتن» بدبین باشد، زیرا کلمات مکتوب، برخلاف گفت‌وگو، نمی‌توانند از خود دفاع کنند. اگر هدفمان پرورش قدرت «خردورزی» است، باید بدانیم که تفکر واقعی در جریان بحث و گفت‌وگو و دفاع از ایده‌ها شکل می‌گیرد.
من هنگام تدریس به متن یا نوشته‌ای از پیش آماده‌شده متکی نیستم و بخشی از امتحانات پایانی را هم به‌صورت شفاهی برگزار می‌کنم. همچنین به دانشجویانم اجازه می‌دهم با رعایت چند قاعدۀ مشخص، برای نوشتن مقالۀ پایانی خود از هوش مصنوعی استفاده کنند.

جالب اینجاست که دست‌کم نیمی از دانشجویانم در امتحانات شفاهی، در مقایسه با امتحانات کتبی، سریع‌تر و سنجیده‌تر فکر می‌کنند و منظورشان را روشن‌تر بیان می‌کنند.
این تجربه به من نشان داده است که می‌توانیم بدون تضعیف توانایی‌های فکری نسل آینده از فناوری‌های جدید استفاده کنیم، به شرط آنکه آموزش را به نوشتن محدود نکنیم.

البته نوشتن کارکرد مهمی دارد: افکارمان را خلاصه می‌کند و به‌نوعی آن‌ها را بایگانی می‌کند. هوش مصنوعی هم می‌تواند افکار ما را خلاصه کند و حتی ممکن است چیزهایی از خودش به آن بیفزاید.
اما نباید فراموش کنیم که «بایگانی‌کردن» با «اندیشیدن» فرق دارد. باید تصمیم بگیریم چه چیزهایی را به هوش مصنوعی بسپاریم و کدام توانایی‌های فکری را برای خودمان حفظ کنیم.

آنچه خواندید برگرفته از مطلب «I’m a College Professor. Writing Isn’t as Important as We Think» نوشتۀ جو کروز است که در تاریخ ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶ در نیویورک‌تایمز منتشر شده است.



موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله

تاريخ : یکشنبه نوزدهم مهر ۱۴۰۵ | 17:0 | نویسنده : سیران قادری |