درباره وب

"کتابخانه باب دانایی است و دانایی توانایی است برای کسب پیروزی، سعادت و افتخار"
وظيفه کتابخانه مرکزي تهيه و آماده‫ سازي منابع چاپی و الکترونیکی و همچنين سياست‫گذاري ارائه خدمات و نحوه استفاده از این منابع است.

هدف کتابخانه عبارت است از: (( تامين منابع چاپي والکترونيکي لازم و کافي، جهت مطالعه و تحقیق تمامی اعضای کتابخانه همراه با فراهم نمودن محیطی مناسب جهت استفاده و تحقیق و مطالعه، در کوتاه‫ترین زمان و مفیدترین شرایط ممکن)).
در خدمت شما دوستداران علم و دانش هستم.

کتابدار بخش مرجع و مسئول بخش خدمات فنی، بخش پایان نامه ها

Knowledge and Information Science
********************
کتابخانه یک موزه نیست که روی مجموعه هایش را پوشاند، بلکه بر عکس، کتابخانه یک نهاد زنده و پویاست که به سمت مطالعه حرکت میکند. کتابخانه باید عشق به کتاب و سهولت دسترسی به فنآوری­های نوین را به وجود آورد. کتابخانه باید مدیریت و بهره گیری از امکانات خود را روزآمد کند (ژان ژرمن، شهردار شهر تور فرانسه Jean Germain).

کانال تلگرامی sayranghaderilib@
بخوانید بخوانید بخوانید
لینک دوستان
جستجوی وب
موضوعات وب
لینک های مفید



واقعیترین معنای «کسی شدن» !

من كتابدار یک کتابخانه ام کتابخانه ساعت ۹ شب تعطیل میشود اما من معمولاً تا نیمه شب میمانم تا موجودی کتابها را بررسی کنم

ماه گذشته یک کارت عضویت کتابخانه روی زمین پیدا کردم اعتبارش مربوط به سال ۱۹۸۷ بود.روی آن نوشته شده بود ایتن بروکس ۱۲ ساله.»...سی و هفت سال از آن گذشته بود.اما نوشته ای که پشت کارت بود نظرم را عوض کرد.....می خواستم آن را دور بیندازم با دست خط یک کودک نوشته شده بود «وقتی کسی شدم این کارت را برمیگردانم. ایتن بروکس چه کسی بود؟ آیا بالاخره «کسی» شده بود؟ در سیستم کتابخانه دنبالش گشتم. آخرین کتابی که امانت گرفته بودمربوط به ژوئن ۱۹۸۷ بود؛ رمان «بیگانه ها»

نامش را در اینترنت جست وجو کردم پیدایش کردم.در بخش آگهی ترحیم.ایتن بروکس از دنیا رفته بود.هرگز ازدواج نکرده بود.فرزندی هم نداشت.تمام عمرش در یک کارخانه کار کرده بود.در آگهی ترحیمش نوشته شده بود:در صورت تمایل به کتابخانه ای کمک مالی کنید که وقتی خانه پناه من نبود مرا بزرگ کرد.

همان جا بغضم گرفت او «کسی» شده بود.کارتش را داخل قاب گذاشتم و کنار میز امانت نصب کردم کنارش نوشتم
ایتن بروکس دوباره به ما بازگشت.او "کسی" شد؛...برای هر کودکی که امروز به لطف سخاوت او کتابی به دست میگیرد.

کم کم مردم شروع کردند.کارت های قدیمی کتابخانه شان را برایمان آوردن.صدها کارت. پشت هر کدام هم نوشته بودند امروز چه کسی شده اند.
الان معلمم.»«مادر سه فرزندم.»....هنوز هم دارم تلاش میکنم....یک دیوار کامل را با این کارتها پوشاندیم....اسمش را گذاشتیم: «دیوار آدمهایی که کسی شدند.»... .هفته ی گذشته زنی هفتاد ساله وارد کتابخانه شد.مستقیم رفت جلوی کارت ایتن به آن نگاه کرد.

گفت من ایتن را میشناختم.معلم دبستانش بودم.هر روز بعد از مدرسه به کتابخانه می آمد؛چون خانه شان جای امنی برایش نبود و آنجا کتاب میخواند بعد شروع کرد به گریه کردن.گفت: یک بار داخل کتابی که به او هدیه داده بودم برایش نوشتم ایتن... تو همین حالا هم کسی هستی ..بعد کارت عضویت قدیمی خودش را از کیفش بیرون آورد وآن را هم روی دیوار نصب کرد.
پشتش نوشت من به خاطر بچه هایی مثل ایتن، معلم شدم.او هم باعث شد من کسی بشوم..امروز روی دیوار آدمهایی که کسی شدند»۸۴۷ کارت نصب شده است. شاید همین واقعی ترین معنای کسی شدن باشد.




موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه ، کتابخانه ها و مراکز فرهنگی ، داستان

تاريخ : جمعه بیست و هفتم شهریور ۱۴۰۵ | 17:19 | نویسنده : سیران قادری |