درباره وب

"کتابخانه باب دانایی است و دانایی توانایی است برای کسب پیروزی، سعادت و افتخار"
وظيفه کتابخانه مرکزي تهيه و آماده‫ سازي منابع چاپی و الکترونیکی و همچنين سياست‫گذاري ارائه خدمات و نحوه استفاده از این منابع است.

هدف کتابخانه عبارت است از: (( تامين منابع چاپي والکترونيکي لازم و کافي، جهت مطالعه و تحقیق تمامی اعضای کتابخانه همراه با فراهم نمودن محیطی مناسب جهت استفاده و تحقیق و مطالعه، در کوتاه‫ترین زمان و مفیدترین شرایط ممکن)).
در خدمت شما دوستداران علم و دانش هستم.

کتابدار بخش مرجع و مسئول بخش خدمات فنی، بخش پایان نامه ها

Knowledge and Information Science
********************
کتابخانه یک موزه نیست که روی مجموعه هایش را پوشاند، بلکه بر عکس، کتابخانه یک نهاد زنده و پویاست که به سمت مطالعه حرکت میکند. کتابخانه باید عشق به کتاب و سهولت دسترسی به فنآوری­های نوین را به وجود آورد. کتابخانه باید مدیریت و بهره گیری از امکانات خود را روزآمد کند (ژان ژرمن، شهردار شهر تور فرانسه Jean Germain).

کانال تلگرامی sayranghaderilib@
بخوانید بخوانید بخوانید
لینک دوستان
جستجوی وب
موضوعات وب
لینک های مفید



وقتی مشکل از کمبود دانش نیست؛ از کمبود مهارت‌های زندگی است.
یک نفر را تصور کنید که تحصیلات عالی دارد، کتاب‌های زیادی خوانده و در کارش متخصص است؛ اما وقتی عصبانی می‌شود، نمی‌تواند خودش را کنترل کند. وقتی با نظر مخالف روبه‌رو می‌شود، به جای گفت‌وگو، جبهه می‌گیرد. در تصمیم‌های مهم عجله می‌کند، در بحران‌ها مضطرب می‌شود و گاهی بدون اینکه واقعاً به حرف دیگران گوش بدهد، پاسخ می‌دهد.
حالا سؤال ساده‌ای بپرسیم: آیا می‌توانیم بگوییم این فرد «آدم توانمندی» است؟
این پرسش سال‌هاست ذهن متخصصان تعلیم و تربیت و سلامت روان را به خود مشغول کرده است. واقعیت این است که انسان برای موفقیت فقط به دانش و تخصص نیاز ندارد؛ باید بلد باشد با خودش، با دیگران و با مسائل زندگی چگونه برخورد کند.

همین نگاه بود که در دهه ۱۹۹۰ سازمان جهانی بهداشت (WHO) را به سمت طرح و توسعه مفهوم «مهارت‌های زندگی» سوق داد. WHO در سال ۱۹۹۳ چارچوب آموزش مهارت‌های زندگی را برای کودکان و نوجوانان مطرح کرد و در سال ۱۹۹۷ راهنمای رسمی و گسترده‌تری برای آموزش این مهارت‌ها در مدارس منتشر کرد.

اما نکته جذاب ماجرا اینجاست: WHO فهرستی از مهارت‌های عجیب و پیچیده ارائه نکرد. بخش مهمی از آنها همان چیزهایی هستند که تقریباً هر روز با آنها سروکار داریم؛ تصمیم می‌گیریم، مسئله حل می‌کنیم، با دیگران حرف می‌زنیم، عصبانی می‌شویم، تحت فشار قرار می‌گیریم و درباره دیگران قضاوت می‌کنیم. پس مسئله این نیست که این کارها را انجام می‌دهیم یا نه؛ مسئله این است که چقدر خوب انجامشان می‌دهیم.

خودآگاهی؛ قبل از شناخت دنیا، خودت را بشناس.
چقدر خودمان را می‌شناسیم؟ می‌دانیم چه چیزهایی ما را عصبانی می‌کند؟ از چه موقعیت‌هایی می‌ترسیم؟ چه ارزش‌هایی برایمان مهم‌اند؟ نقاط قوت و ضعفمان چیست؟
خودآگاهی یعنی بتوانیم خودمان را از بیرون هم ببینیم؛ نه فقط تصویری را که دوست داریم از خودمان داشته باشیم.

تفکر انتقادی؛ هر چیزی که شنیدیم، باور نکنیم.
در جهانی که یک خبر نادرست می‌تواند در چند دقیقه میلیون‌ها بار دیده شود، توانایی تشخیص واقعیت از برداشت، تبلیغ و شایعه، یک مهارت اساسی است.
تفکر انتقادی یعنی قبل از پذیرفتن یک ادعا بپرسیم: شواهد چیست؟ منبع کجاست؟ آیا توضیح دیگری هم وجود دارد؟

تفکر خلاق؛ از قاب همیشگی بیرون بیاییم.
گاهی مشکل ما نداشتن راه‌حل نیست؛ مشکل این است که فقط همان راه‌حل‌های همیشگی را می‌بینیم.
تفکر خلاق یعنی بتوانیم مسئله را از زاویه‌ای تازه ببینیم و از خودمان بپرسیم: «اگر قرار نبود مثل همیشه عمل کنیم، چه می‌کردیم؟»

تصمیم‌گیری؛ بین واکنش و انتخاب فاصله بگذاریم.
هر روز ده‌ها تصمیم می‌گیریم؛ از تصمیم‌های ساده تا انتخاب‌های مهم زندگی و کار.
تصمیم‌گیری سالم یعنی پیامدها را ببینیم، گزینه‌ها را مقایسه کنیم و اجازه ندهیم ترس، خشم، فشار دیگران یا عجله جای عقل را بگیرد.

حل مسئله؛ نشانه را با علت اشتباه نگیریم.
وقتی فروش کاهش پیدا می‌کند، شاید مسئله فروشنده نباشد. وقتی کارمند انگیزه ندارد، شاید مشکل «تنبلی» نباشد. وقتی مشتری ناراضی است، شاید مشتری مشکل‌ساز نباشد.
حل مسئله یعنی بتوانیم از خودمان بپرسیم: «واقعاً چه چیزی دارد اتفاق می‌افتد؟»

ارتباط مؤثر؛ شنیدن، نیمی از گفت‌وگوست.
آدم‌ها فقط با کلمات با یکدیگر ارتباط برقرار نمی‌کنند؛ با لحن، سکوت، زبان بدن و حتی شیوه گوش دادن هم پیام می‌دهند.
ارتباط مؤثر یعنی بتوانیم روشن صحبت کنیم و مهم‌تر از آن، واقعاً گوش بدهیم.

روابط بین‌فردی؛ هیچ‌کس جزیره نیست.
موفقیت فردی بدون رابطه با دیگران تقریباً غیرممکن است. اعتماد، همکاری، حل تعارض و توانایی حفظ روابط سالم، بخشی از همین مهارت است.
یک متخصص ممکن است در کار خود فوق‌العاده باشد؛ اما اگر نتواند با دیگران کار کند، بخشی از توانایی واقعی او بلااستفاده می‌ماند.

همدلی؛ قبل از قضاوت، جای دیگری بنشینیم.
همدلی یعنی بتوانیم دنیا را برای لحظه‌ای از زاویه نگاه دیگری ببینیم.
همدلی به معنای تأیید رفتار دیگران نیست؛ یعنی تلاش کنیم بفهمیم چرا دیگری چنین فکر یا احساسی دارد.

مدیریت هیجان؛ احساسات را حذف نکنیم، هدایت کنیم.
قرار نیست عصبانی نشویم، نترسیم یا ناراحت نشویم. قرار است یاد بگیریم این احساسات، تصمیم‌ها و رفتارهای ما را کنترل نکنند.
گاهی یک مکث کوتاه قبل از پاسخ دادن، ارزشمندتر از یک ساعت توضیح دادن بعد از یک اشتباه است.

مقابله با استرس؛ زیر فشار، کیفیت خودمان را حفظ کنیم.
زندگی بدون فشار وجود ندارد. کار، خانواده، اقتصاد، تغییر و آینده می‌توانند منبع استرس باشند.
مهارت زندگی یعنی وقتی فشار زیاد می‌شود، از هم نپاشیم؛ بتوانیم اولویت‌بندی کنیم، کمک بگیریم، مسئله را مدیریت کنیم و دوباره تعادل خود را به دست آوریم.

مهارت‌هایی ساده؛ اما سرنوشت‌ساز
شاید جالب باشد که سازمان جهانی بهداشت بیش از سه دهه پیش به سراغ موضوعی رفت که امروز بیش از همیشه اهمیت پیدا کرده است. هوش مصنوعی می‌تواند اطلاعات بیشتری در اختیار ما بگذارد. دانشگاه می‌تواند دانش بیشتری به ما بدهد. تجربه می‌تواند ما را متخصص‌تر کند. اما هیچ‌کدام تضمین نمی‌کنند که در یک لحظه حساس، تصمیم درستی بگیریم؛ با یک انسان دشوار درست رفتار کنیم؛ خشم خود را کنترل کنیم؛ مسئله واقعی را ببینیم یا زیر فشار فرو نریزیم. این همان جایی است که مهارت‌های زندگی وارد می‌شوند.


موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه

تاريخ : جمعه ششم شهریور ۱۴۰۵ | 20:17 | نویسنده : سیران قادری |