به یمن وجود کانال ها و گروه هاو دسترسی سریع و آسان به مطالب با انبوهی از مطالب که عموما کپی پیست شده و از کانالی به کانال دیگر منتقل می شوند، حداقل مطالعه از نوع الکترونیکی رضایت بخش است. هرچند برخی مطالب به اصطلاح عامه آبکی، غیرعلمی و گاهی غیراز واقعیت هستند.
در این میان معدودند برخی کانال ها و یا وب سایت ها که مطالبی دست اول و حاصل تراوش ذهنی و فکری فردی متخصص، آگاه به علم مورد بحث مطالبی را می نگارند و مسلم است که هر نوشته و برنامه و تولید محتوایی مخاطب خاص خود را دارد و یا به تعبیری هر مخاطب به نوع خاصی از اطلاعات نیاز دارد.
در کتابداری پنج قانون مشهور رانگاناتان هر کتابی خواننده اش هم مصداق همین گفتار است.
چند روز پیش مطلبی را خواندم که به نظر و ذائقه شخصی ام جالب بود. نوشته از فردی به نام صائمی است که به سبب قابل تامل بودن مطلب آن را در اینجا می آورم:
«شعور ربطی به تحصیلات ندارد» یا «سواد شعور نمیآورد».....این جملهها باید نقد شود تا در خوانشهای کلیشهای و سطحینگرانه به دام بدفهمی و کژفهمی نیفتد که فهم این شعار خود نیازمند شعور است.....برخی پشت این جملات قصارگونه پنهان میشوند تا با آویختن به آنها، قصور خود در نیاموختن را تطهیر کنند...تا فقدان مطالعه، کتاب نخواندن، نیاندشیدن و مهارت نیاموختن و تنبلی و بیمیلی به آموختن و آگاهی در خود را توجیه کنند....یا برای میانمایگی خود اعتبار بخرند یا فرهیختگی دیگری را بی اعتبار کنند......سواد ممکن است شعور نیاورد اما این به معنای نفی آموختن نیست......انکار دانش و عدوی علم بودن نیست.....توصیه به بینیازی از آگاهی نیست....
از سوی دیگر مفهوم سواد صرفا با مهارت خواندن و نوشتن و حتی تحصیل آکادمیک تعریف نمیشود، سواد؛ صاحب بینش شدن است، صاحب جهان بینی شدن و به ادراک خودآگاهانه رسیدن از زیست-جهان خود.....جان و جهان به خودی خود فهم نمیشود، بلکه به میانجی زبان، مفهوم پذیر میشود تا امکان تفکر و شیوه اندیشیدن برای آدمی فراهم شود....آدمی باید واقعیت را به جهان زبان منتقل کند تا به واسطه مفهوم به درک از پدیدهها برسد....بدون فهم جهان نه فقط زیستن دشوار است که حتی انسان بودن ممکن نیست.....آنکه نمیفهمد و معرفت ندارد، راهی به آدمیت ندارد...انسان به واسطه زبان است که جهان ذهنی خود را سامان میدهد....حتی عواطف و احساسات خود را...و سواد صید جهان به میانجی زبان است......چنانکه از سواد به مثابه «فناوری ذهنی» یاد میشود که کنش و قابلیتهای اجتماعی و فرهنگی را تسهیل میکند....
اساسا انسان جدید به عنوان سوژه مدرن، محصول انقلاب چاپ است و به مثابه سوژه خوانا و نویسا و شناسا شناخته و برساخته میشود.....به قول «برایان استریت» انسان شناس مشهور بریتانیایی: « سواد، جهان بینی و فرهنگ است و با کل هستی اجتماعی انسان سرو کار دارد و مستقل و منتزع از کلیت زندگی نیست».....یا به قول اریک فروم سواد چیزی از جنس«داشتن» نیست بلکه «بودن» است.....بودنی که سر به شدن دارد....به شناختن و شکفتن.....به شعورمندی...به شریف زیستن....آنچه باید در پس شعار «سواد شعور نمیآورد» لحاظ شود مفهوم و معنای سواد است نه واژه و کلمه آن....تحصیلات به مدرک ربط دارد، سواد اما به توان درک کردن.....درک کردن راهی به فضیلتمندی است و این یعنی پردازش و والایش شعور.....«سواد شعور نمیآورد» گزاره ای برای اعتبار بخشیدن پارسایی بر دانایی است....تاکید بر پالایش آموختن نه در ستایش نیاموختن!
.: Weblog Themes By Pichak :.
