در هند عمل چاپ را «چهاپه» ــ بهمعنی قالب چوبی که بدان نقش بر جامهها و جز آن کنند ــ و عامل آن را «چهاپهگر» مینامیدند. این واژه در زبان فارسیِ متداول در هند وارد شد و کتابها و روزنامههای فارسیِ آن سرزمین آن را بهکار بردند. در [کتاب] مسیر طالبی، که سفرنامۀ یک ایرانیِ نشوونمایافته و مقیم هند به اروپاست، در ۱۲۱۹ ق/ ۱۸۰۴ م، واژههای «چهاپه»، «چهاپهگر»، و «چهاپهگری» بهکار رفتهاست.
چهاپه در افغانستان بهصورت «چهاپ» معمول شد و در آن سرزمین چاپخانه را «چهاپخانه» نامیدند؛ اما، در ایران، تلفظ این واژۀ هندی تغییر بیشتری پیدا کرد و بهصورت «چاپ» درآمد و قبل از هر واژۀ هممعنای دیگری در آثار اوائل قرن سیزدهم هجری راه یافت. بنابراین، نظر کسانی که معتقدند ابتدا لغت «باسمهخانه» بهجای «چاپخانه» مستعمل بوده، نادرست است. ریشۀ چاپ را برخی از «چاو»، یعنی پول کاغذیِ عصر ایلخانان مغول دانستهاند؛ لیکن عقیدۀ اکثر محققان خلاف این نظر و موافق ریشۀ هندی آن است.
(برگرفته از: ناصرالدین_پروین، مقالهٔ «کهنترین واژگان صنعت چاپ در زبان فارسی»، در: مجلۀ کلک، فروردین و اردیبهشت ۱۳۷۱، شمارۀ ۲۵ و ۲۶، ص ۱۳۳ و ۱۳۴)
.: Weblog Themes By Pichak :.
