از زمانيكه مجتبی مينوی كتابخانه خود را از لندن به ايران آورد، و پس از اينكه كتابخانه را در خانهء برادرش مستقر و منظم كرد هميشه كانونی بود كه محققان و اهل فضل برای رفع احتياجاتِ خود بدان رو میآوردند. و از كتابهای موجود در آنجا استفاده ميكردند و گاهی هم كُتبی را به امانت میگرفتند. کتابخانه چند سال در خانه برادرش بود تا اينكه مينوی توانست مطابق سليقه و پسندِ خود در زميني كه يكي از اخيارِ روزگار (مهدوی) به او اهدا كرد، ساختمانی خاص كتابخانه بسازد و كتابخانه را بدانجا منتقل كند. و كتابها را به ترتيب موضوعی اما به اسلوبی كه با موازين تقسيم علوم اسلامی و تحقيقات او متناسب باشد در تالاری دو طبقه و وسيع بچيند.
از روزي كه به ساختمان كتابخانه آغاز كرد دائم ذوق ميكرد كه تا چندي ديگر كتابخانه آماده ميشود و ميتوانم در فضای مناسب آن برای دوستان و علاقه مندان به مطالعه و تحقيق ميزهایی كار بگذارم. يادم هست كه در سيم كشی برق آن تالار مراقبتها ميكرد كه نورِ كافی به هر گوشهء آن بتابد تا چشمِ مطالعهكنندگان آزار نبيند.
مجتبی مينوی، استادی از اقلیمِ "نمیدانم"؛ ا.افشار؛ بخارا ش۸۰؛ ۱۳۹۰.
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه
.: Weblog Themes By Pichak :.
