حکیمی را پسران پند داد که جانان پدر هنر آموزید که مُلک و دولت دنیا اعتماد را نشاید و سیم و زر در سفر به محل خطرست، یا دزد به یک بار ببرد یا خواجه بتفاریق بخورد. اما هنر چشمه زاینده است و دولت پاینده و اگر هنرمند از دولت بیفتد غم نباشد که هنر در نفس خود دولت است؛ هرجا که رَوَد قدر بیند و بر صدر نشیند و بی هنر لقمه چیند و سختی بیند.
پادشاهی پسر به مکتب داد لوح سیمینش برکنار نهاد
بر سر لوح او نبشته به زر جور استاد به ز مِهر پدر (گلستان- باب هفتم- در تأثیر تربیت)
تاريخ : چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ | 21:11 | نویسنده : سیران قادری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
