احتمالا در ارتباط های اجتماعی برایتان پیش آمده باشد راهنمای قسمت های مختلف یک مکان مانند بانک، دانشگاه، اداره و ... بر دیوار نشان داده باشد اما از شما پرسیده شده مثلا اتاق رئیس کدام بخش است؟ مراجین معمولا یا نوشته های راهنماها را نمی خوانند یا سرسری از آن رد می شوند و گویی به گفته ای شفاهی بیشتر باور دارند.
فرهنگ شفاهی ریشه ای دیرینه در فرهنگ و تمدن ما دارد. هریک از افراد سالمندی که در موقعیتهای مختلف زندگی سرد و گرم روزگار را چشیده و اندوخته ای از تجارب، تاریخ شفاهی، ادبیات شفاهی از لالایی و داستان های تخلیلی و ادبیات کودک گرفته تا اطلاعات عمومی چون شناخت گیاهان طبیعی، فواید، چگونگی بهره برداری را در سینه دارند.در تعریفی "فرهنگ شفاهی یا گفتاری در برابر فرهنگ مكتوب یا نوشتاری قرار میگیرد. این فرهنگ مجموعه اندوختههای ذهنی و الگوهای رفتاری را شامل میشود كه به صورت نانوشته انتقال می یابد".
اهمیت دانسته های این افراد دیریست که مبرهن شده و کتاب های زیادی به دست ایرانیان و خارجی ها مانند مجموعه ترانه ها و لالایی ها و داستان ها از زبان بزرگان نقل شده و مکتوب گشته اند.اما این کافی نیست.
در سری لانکا گفته مشهوری وجود دارد.وقتی که یک فرد مسن و پیر فوت می کند، می گویند یک کتاب مرد.(دفن شد).
مادربزرگها و پدربزرگهای شیرین زبانی در جامعه مان حضور دارند.تنها کافی است اندکی سرصحبت را باز کنیم تا انبوهی از داشته های معنوی را تقدیم مان کنند. تا قبل از این که دیر شده باشد آن ها که دست به قلمند و می توانند کاری کنند این بخش فرهنگ را با تحریر زنده نگهدارند.
زمان
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی
.: Weblog Themes By Pichak :.
