درباره وب

"کتابخانه باب دانایی است و دانایی توانایی است برای کسب پیروزی، سعادت و افتخار"
وظيفه کتابخانه مرکزي تهيه و آماده‫ سازي منابع چاپی و الکترونیکی و همچنين سياست‫گذاري ارائه خدمات و نحوه استفاده از این منابع است.

هدف کتابخانه عبارت است از: (( تامين منابع چاپي والکترونيکي لازم و کافي، جهت مطالعه و تحقیق تمامی اعضای کتابخانه همراه با فراهم نمودن محیطی مناسب جهت استفاده و تحقیق و مطالعه، در کوتاه‫ترین زمان و مفیدترین شرایط ممکن)).
در خدمت شما دوستداران علم و دانش هستم.

کتابدار بخش مرجع و مسئول بخش خدمات فنی، بخش پایان نامه ها

Knowledge and Information Science
********************
کتابخانه یک موزه نیست که روی مجموعه هایش را پوشاند، بلکه بر عکس، کتابخانه یک نهاد زنده و پویاست که به سمت مطالعه حرکت میکند. کتابخانه باید عشق به کتاب و سهولت دسترسی به فنآوری­های نوین را به وجود آورد. کتابخانه باید مدیریت و بهره گیری از امکانات خود را روزآمد کند (ژان ژرمن، شهردار شهر تور فرانسه Jean Germain).

کانال تلگرامی sayranghaderilib@
بخوانید بخوانید بخوانید
لینک دوستان
جستجوی وب
موضوعات وب
لینک های مفید



سالها قبل در شبکه دوم سیما سریالی به نام پزشک دهکده نشان داده می شد که هر قسمت آن اختصاص به موضوعی داشت که در آن مکان کوچک اتفاق می افتاد. یکی از قسمت های سریال اگر اشتباه نکرده باشم نویسنده بود. مضمون آن قسمت این بود که فردی از اهالی روستا بدون این که به کسی بگوید شرح حال تک تک افراد روستا، کارها و خصوصیات اخلاقی شان را بدون تغییرنام در یک کتاب گنجانده بود و یک روز صبح به تک تک اهالی روستا یک نسخه اهدا نمود.همه خوشحال کتاب به دست شروع به مطالعه کردند و به نویسنده تبریک گفتند. فردا صبح هر کسی از اهالی روستا با بی محلی و کنایه زدن و حتی داد و بیداد اعتراض خود را از نگارش کتاب نشان می داد. چرا که به هر کسی به نوعی توهین شده و شخصیت و منش فرد را بدون اجازه و با بی انصافی در لابلای سطور کتاب نشان داده بود.

چند سال پیش کتاب سرگذشت نامه دکتر آسو را مطالعه کردم.کتاب جالبی است از اوضاع و احوال زمان نویسنده و وقایع را به خوبی نشان داده است. کتاب حاکی از آن بود که احتمالا جلدهای دیگری را به دنبال دارد. روزی به فردی که با دختر مرحوم دکتر قادرزاده "آسو" به نام ژیکه له خانم آشنایی داشت سپردم که بپرسد چرا جلدی دیگر از کتاب منتشر نشد. دختر ایشان در جواب گفته بود که زمانی که کتاب چاپ شد شکایت های عدیده ای از پدرم شد و خاطر افراد معاصر رنجانده شده بود.دست نوشته های دیگری باقی است .ولی ما بهتر دانستیم چاپ شان نکنیم.

سه سال پیش کتابی را دانلود نمودم که پسری از یک نویسنده و شاعر شهیر در باب تکمله بر کتابی از پدرش نوشته بود. فکر کردم تنها من از خواندن آن کتاب متاسف شدم اما بعدها که نقدهای بیشماری بر آن کتاب وارد شده بود فهمیدم پسر در نهایت بی انصافی بر قلم پدر تاخته و جانب حق را بر خود گرفته و هیچ رحمی به شخصیت افراد نکرده و تنها یک بعد آن را دیده است.

اما این مقدمه برای این بود که بگویم این روزها به یمن این که تقریبا کسان زیادی خواهان داشتن اثری مکتوب و یادگاری ماندگار از خودشان هستند راهی ساده را در پیش گرفته و مجموعه ای از تجارب شغلی، زندگی خود را در قالب کتابی به جامعه فرهنگی کشور تحویل می دهند.

سرگذشتنامه نگاری در فرهنگ کتابداری و اطلاع رسانی به اثري مي‌گويند كه حاوي شرح زندگي افراد باشد. در زبان فارسي به آن زندگينامه، شرح حال، و بيوگرافي نيز مي‌گويند. در فارسي قديم معادل‌هاي عربي "تذكره"، "ترجمه"، "سيره"، يا "سيرت" نيز براي آن به‌كار مي‌رفته است. زندگينامه‌ها در ميان منابع كتابخانه‌اي جاي در خور توجهي دارند. زندگينامه‌هاي جمعي، بخشي از منابع بخش مرجع را در كتابخانه‌ها مي‌سازند. زندگينامه‌هاي فردي، به‌ويژه در كتابخانه‌هاي عمومي، از جمله منابع مورد علاقه و پرمراجعه هستند.

سرگذشتنامه‌نگاري را گاه شعبه‌اي از تاريخ مي‌دانند. سرگذشتنامه‌هاي اوليه، نظير سيرت‌النبي (ص) ابن هشام (درگذشته 218ق.) يا المغازي (واقدي، 130-207ق.) بيشتر تاريخي محسوب شده‌اند تا سرگذشتنامه؛ زيرا در واقع نخستين مساعي تاريخ‌نويسي در يك فرهنگ نوزا بودند. برخي زندگينامه‌ها را مي‌توان به مثابه تاريخ عصر زندگيِ شخص موضوعِ سرگذشتنامه نيز خواند.

با اين همه امروزه، تاريخ‌نويسي از سرگذشتنامه‌نويسي جدا تلقي مي‌شود؛ زيرا اولي معمولا به صدور احكام كلي در مورد دوران موردنظر توسط تاريخ‌نويس مي‌انجامد، ولي دومي به زندگي يك فرد مي‌پردازد و مي‌خواهد زواياي مختلف آن را بازگشايد. با وجود اين سرگذشتنامه‌نويسي و تاريخ‌نويسي، هر دو، به گذشته نظر دارند و هر دو در تكاپوي دست يافتن به منابع و شواهد و اسناد، و ارزشيابي و گزينش از ميان آنها هستند.

با توجه به مطلب فوق سرگذشتنامه ها کتاب های حساسی هستند که می توانند منبع مستندی برای نوشته ها و یا آثار هنری نظیر ساختن فیلم یا سریالی باشند. شایسته است سرگذشتنامه نویس احساسات بسیار فردی و قضاوت های کوتاه اندیشانه را بر شرح مطلب غالب نکند. نیز در بیان مطلب صدق قلم حضور داشته باشد. همچنین در جاهایی که از محلی یا مکانی یا رویدادی تاریخی صحبت به میان می آورند به مستندات روی بیاورند و از تخمین گویی پرهیز کنند.

مسلما قلم های ماندگار قلم های صادق هستند و با رعایت عفت کلام و دوری از ترورهای شخصیتی.

 

 

 



تاريخ : یکشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۰ | 9:28 | نویسنده : سیران قادری |