درد، درد، درد، درد
در وجود گرم و مهربان مرد
خانه کرد
مرد مهربان از این هوای سرد
خسته بود
درد را بهانه کرد
آه، آه، آه، آه
باز هم صدای زنگ و بغض تلخ صبحگاه:
- ای دریغ آنکه رفت ...
- ای دریغ ما، دریغ مهر و ماه
دوستان نیمهراه
رود، رود، رود، رود
رود گریه جماعت کبود
در فراق آنکه رفت
در عزای آنکه بود
«دیر ماندهام در این سرا... » ولی شما، عزیز
«ناگهان چه قدر زود...»
منبع متن زیر از وبلاگ کتابخانه مجتمع فرهنگی و هنری مهاباد:http://mojtamamahabad.blogfa.com/

و هر از گاه در گذر زمان ، در گذر بی صدای ثانیه های دنیای فانی
جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد
که در سکونی ، آغازی بی پایان را می سراید
درگذشت عضو دیرینه کتابخانه مجتمع فرهنگی مهاباد را به دوستداران کتاب و خانواده محترمشان تسلیت عرض نموده
برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت خواستاریم .
روحش شاد یادش گرامی
.: Weblog Themes By Pichak :.
