تعداد استنادهای علمی یکی از معیارهای ارزیابی پژوهشگران است، اما آیا هر دانشمند پراستنادی لزوماً تأثیرگذارتر است؟ بنیانگذار مؤسسه ISC، با تشریح یک خطای رایج در ارزیابیهای علمی، نسبت به قضاوت درباره کیفیت و اثرگذاری پژوهشها صرفاً بر اساس آمار استنادها هشدار داد.
به گزارش خبرنگار گروه حوزه و دانشگاه خبرگزاری فارس، آمار استنادهای علمی میتواند در ارزیابی جایگاه پژوهشگران و دانشگاهها نقش مهمی داشته باشد، اما تکیه صرف بر این اعداد ممکن است تصویری ناقص از کیفیت و اثرگذاری فعالیتهای علمی ارائه کند؛ مسئلهای که توجه به آن در ارزیابی نظام پژوهشی کشور اهمیت دارد.جعفر مهراد، استاد پیشکسوت دانشگاه شیراز و بنیانگذار مؤسسه ISC، با اشاره به تفاوت میان «استناد» و «تأثیر» در علمسنجی اظهار کرد: استناد یک رخداد قابل شمارش است، اما تأثیر مفهومی گستردهتر دارد و به پیامدهای پژوهش در دانش علمی، فناوری، اقتصاد، سیاستگذاری و جامعه اشاره میکند.وی افزود: استناد میتواند یکی از نشانههای تأثیر علمی باشد، اما تمام ابعاد آن را نشان نمیدهد. ممکن است پژوهشی تأثیر علمی، اجتماعی یا اقتصادی مهمی داشته باشد، بدون آنکه تعداد استنادهای آن بالا باشد.چرا استناد بیشتر همیشه به معنای موفقیت نیست؟مهراد با بیان اینکه هر استنادی لزوماً به معنای تأیید علمی نیست، گفت: پژوهشگران ممکن است به یک مقاله برای تأیید یافتهها، نقد روش تحقیق، مقایسه نتایج یا اشاره به محدودیتهای آن ارجاع دهند؛ بنابراین، تعداد استنادها بهتنهایی مشخص نمیکند که یک پژوهش تا چه اندازه معتبر، درست یا قابل تکرار است.وی برای توضیح این موضوع افزود: ممکن است مقالهای صدها استناد دریافت کند، زیرا روش یا مجموعه دادهای پرکاربرد را معرفی کرده است؛ در مقابل، پژوهشی با استنادهای کمتر میتواند مبنای تدوین یک دستورالعمل مهم برای تشخیص زودهنگام بیماری یا بهبود خدمات عمومی قرار گیرد.
بنیانگذار مؤسسه ISC تأکید کرد: اگر معیار ارزیابی، تأثیر مستقیم بر عملکرد نظام سلامت باشد، پژوهش دوم ممکن است اثرگذاری عملی بیشتری داشته باشد؛ از این رو، شمارش استنادها و ارزیابی تأثیر، دو فعالیت یکسان نیستند.خطای رایج در ارزیابی دانشمندان پراستناداین استاد پیشکسوت دانشگاه شیراز با اشاره به شاخصهای رایج علمسنجی بیان کرد: تعداد کل استنادها، میانگین استناد به ازای هر مقاله، شاخص اچ و استنادهای نرمالشده بر اساس رشته، از جمله ابزارهای مورد استفاده برای بررسی نفوذ علمی آثار پژوهشگران هستند.وی ادامه داد: هر شاخص به پرسش مشخصی پاسخ میدهد و نباید از آن برای نتیجهگیری درباره موضوعی متفاوت استفاده کرد. این شاخصها عمدتاً میزان توجه یا نفوذ علمی را بررسی میکنند و هیچکدام بهتنهایی معادل سنجش جامع کیفیت یا تأثیر اجتماعی پژوهش نیستند.مهراد همچنین بر اهمیت تفاوت رشتههای علمی تأکید کرد و گفت: رشتهها از نظر تعداد مقالات منتشرشده، شمار منابع مورد استناد و سرعت انتشار نتایج با یکدیگر تفاوت دارند. سن مقاله و فرصت آن برای دریافت استناد نیز اهمیت دارد؛ بنابراین، مقایسه معتبر پژوهشگران باید تا حد امکان این تفاوتها را در نظر بگیرد.وی افزود: استفاده از شاخصهای نرمالشده بر اساس رشته و سال انتشار، در کنار بررسی کیفیت روش پژوهش، اعتبار نتایج و ارزیابی تخصصی آثار، میتواند به قضاوت دقیقتر درباره عملکرد علمی کمک کند.
ضریب تأثیر مجله، معیار قطعی کیفیت مقاله نیستمهراد یکی دیگر از خطاهای ارزیابی علمی را یکسان دانستن تأثیر مقاله، مجله و پژوهشگر دانست و اظهار کرد: ضریب تأثیر مجله بر پایه دادههای استنادی مربوط به مجموعهای از مقالات آن محاسبه میشود و نباید آن را نمره کیفیت یک مقاله خاص یا معیاری قطعی برای ارزیابی نویسنده آن در نظر گرفت.وی ادامه داد: انتشار مقاله در مجلهای با ضریب تأثیر بالا، بهخودیخود ثابت نمیکند که آن مقاله از کیفیت یا تأثیر بیشتری نسبت به مقالهای منتشرشده در مجلهای دیگر برخوردار است.این استاد پیشکسوت دانشگاه شیراز افزود: برای ارزیابی پژوهشگر یا دانشگاه نیز باید مجموعه مشارکتهای علمی و پیامدهای آنها بررسی شود، نه اینکه تنها مجموع استنادها یا یک شاخص منفرد ملاک قضاوت قرار گیرد.چگونه عملکرد واقعی دانشگاهها را بسنجیم؟بنیانگذار مؤسسه ISC با تأکید بر ضرورت استفاده همزمان از دادههای کمی و کیفی گفت: ارزیابی نظام پژوهشی نباید صرفاً به شاخصهای استنادی محدود شود؛ همانطور که کنار گذاشتن این شاخصها نیز راهحل مناسبی نیست.وی افزود: برای ارزیابی عملکرد دانشگاهها میتوان سه سطح را در نظر گرفت؛ نخست، سنجش نفوذ علمی از طریق بررسی مقالات، استنادها و همکاریهای علمی؛ دوم، ارزیابی کیفیت و سهم علمی با توجه به اصالت پژوهش، استحکام روششناختی و اعتبار نتایج؛ و سوم، بررسی پیامدهای پژوهش در توسعه فناوری، بهبود خدمات، سیاستگذاری و حل مسائل جامعه.
مهراد ادامه داد: ممکن است دانشگاهی در استنادهای بینالمللی عملکرد برجستهای داشته باشد، اما شواهد محدودی از کاربرد نتایج پژوهش در مسائل محلی ارائه کند. در مقابل، دانشگاه دیگری ممکن است در برخی شاخصهای استنادی جایگاه پایینتری داشته باشد، اما در حل مسائل منطقهای یا بهبود خدمات عمومی نقش مهمی ایفا کند.وی خاطرنشان کرد: ارزیابی باید متناسب با مأموریت دانشگاهها انجام شود و شواهد کمی و کیفی را در کنار یکدیگر قرار دهد تا تصویر جامعتری از عملکرد علمی و پیامدهای آن به دست آید.مهراد: آمار علمی را بدون تفسیر بازنشر نکنیماین استاد پیشکسوت دانشگاه شیراز در پایان با تأکید بر ضرورت دقت در انتشار آمارهای علمی گفت: برای بررسی ادعاهای مربوط به عملکرد پژوهشی باید مشخص باشد که دادهها از کدام پایگاه استنادی استخراج شدهاند، تاریخ استخراج و بازه زمانی آنها چیست و مقایسهها تا چه اندازه تفاوت رشتهها و سابقه فعالیت پژوهشگران را در نظر گرفتهاند.وی افزود: در ادعاهای مربوط به تأثیر اجتماعی یا اقتصادی نیز باید شواهد مستقیمی از تغییر یا پیامد واقعی وجود داشته باشد؛ چراکه توجه رسانهای یا تعداد اشارهها به یک پژوهش، بهتنهایی اثباتکننده اثرگذاری آن نیست.
مهراد تأکید کرد: استناد را باید گزارش کرد، معنای آن را توضیح داد و ادعای تأثیر را با شواهد متناسب سنجید؛ زیرا یک جامعه علمی مسئول تنها اعداد را بازنشر نمیکند، بلکه باید روشن سازد هر عدد چه چیزی را نشان میدهد و تا چه اندازه از نتیجهگیری مطرحشده پشتیبانی میکند.
فاطمه بلوچی پور
موضوعات مرتبط: نیازهای پژوهشی دانشجویان ، روش تحقیق
.: Weblog Themes By Pichak :.
