ای برگهای سبز
دست مرا شفا بدهید
تا بوتههای نور و طراوت را
در غارهای وحشت و خاموشی
به رشد آفتابی خویش
یاری کنم
ای آبهای
روشن
چشم مرا شفا بدهید
تا از سرابهای فریبآور
سرچشمه های روشن پاکی را
جاری کنم
منوچهر آتشی
باز پاییز است و
در راهند آن دژخیم و داس
سنگها هم حرفهایی میزنند
گوش کن
خاموشها گویاترند
از در و دیوار میبارد سخن
در خموشیهای من فریادهاست
آن که دریابد چه میگویم کجاست؟
آشنایی با زبان بیزبانانِ چو ما
دشوار نیست...
منوچهر آتشی
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
تاريخ : جمعه هفدهم مهر ۱۴۰۵ | 22:33 | نویسنده : سیران قادری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
