درباره وب

"کتابخانه باب دانایی است و دانایی توانایی است برای کسب پیروزی، سعادت و افتخار"
وظيفه کتابخانه مرکزي تهيه و آماده‫ سازي منابع چاپی و الکترونیکی و همچنين سياست‫گذاري ارائه خدمات و نحوه استفاده از این منابع است.

هدف کتابخانه عبارت است از: (( تامين منابع چاپي والکترونيکي لازم و کافي، جهت مطالعه و تحقیق تمامی اعضای کتابخانه همراه با فراهم نمودن محیطی مناسب جهت استفاده و تحقیق و مطالعه، در کوتاه‫ترین زمان و مفیدترین شرایط ممکن)).
در خدمت شما دوستداران علم و دانش هستم.

کتابدار بخش مرجع و مسئول بخش خدمات فنی، بخش پایان نامه ها

Knowledge and Information Science
********************
کتابخانه یک موزه نیست که روی مجموعه هایش را پوشاند، بلکه بر عکس، کتابخانه یک نهاد زنده و پویاست که به سمت مطالعه حرکت میکند. کتابخانه باید عشق به کتاب و سهولت دسترسی به فنآوری­های نوین را به وجود آورد. کتابخانه باید مدیریت و بهره گیری از امکانات خود را روزآمد کند (ژان ژرمن، شهردار شهر تور فرانسه Jean Germain).

کانال تلگرامی sayranghaderilib@
بخوانید بخوانید بخوانید
لینک دوستان
جستجوی وب
موضوعات وب
لینک های مفید



‍ شیخ محمد مردوخ کردستانی؛ از فقه و منطق تا تاریخ و زبان، معماری یک جهان معرفتی

شهرام شیخ اسمعیلی


شیخ محمد مردوخ کردستانی را اگر فقط از خلال شهرتش به عنوان مورخ کردستان بشناسیم، بخش بزرگی از شخصیت فکری او را نادیده گرفته‌ایم. «تاریخ کرد و کردستان و توابع» و «فرهنگ مردوخ» بی‌تردید از شناخته‌شده‌ترین آثار او هستند، اما پروژه فکری مردوخ بسیار گسترده‌تر از تاریخ‌نگاری و فرهنگ‌نویسی بود. او درباره فقه، اصول فقه، منطق، کلام، اخلاق، علوم، پزشکی، خانواده، اقتصاد، جغرافیا، زبان، ادبیات، سیاست و مسائل اجتماعی نیز نوشت. همین گستردگی است که امکان می‌دهد مردوخ را نه صرفاً به عنوان یک نویسنده پرکار، بلکه به عنوان یکی از تولیدکنندگان مهم معرفت در کردستانِ دوره گذار از سنت به مدرنیته مطالعه کنیم.
در این نگاه، پرسش اصلی دیگر این نیست که مردوخ چه کتاب‌هایی نوشته است؛ بلکه باید پرسید: او با این آثار چه نوع جهانی از معنا را تولید می‌کرد؟ چه نوع انسانی را مطلوب می‌دانست؟ چه نوع نظم اجتماعی را مشروع می‌کرد؟ با ظهور علم و دولت جدید چگونه مواجه می‌شد؟ و در این دستگاه معرفتی، «کرد»، «دین»، «ایران»، «علم»، «اخلاق» و «جامعه» چه معنایی پیدا می‌کردند؟
این پرسش‌ها، مردوخ را از سطح یک نویسنده تاریخی به سطح یک مسئله جدی در جامعه‌شناسی معرفت ارتقا می‌دهند.
مردوخ و جهان معرفتی یک جامعه در حال گذار
مردوخ در دوره‌ای می‌زیست که نظم سنتی کردستان با مجموعه‌ای از تحولات بنیادین مواجه شده بود. مدرسه جدید، چاپخانه، روزنامه، دولت متمرکز، قانون، علوم جدید و تحولات سیاسی، انحصار سنتی نهادهای دینی در تولید معرفت را به چالش می‌کشیدند.
در جهان پیشامدرن، عالم دینی می‌توانست هم‌زمان فقیه، ادیب، منطق‌دان، مورخ، منجم و مدرس باشد. اما مدرنیته به تدریج این وحدت معرفتی را از میان برد و حوزه‌های دانش را تخصصی کرد. پزشکی به دست پزشک، تاریخ به دست مورخ حرفه‌ای، علوم طبیعی به دست دانشمند و زبان‌شناسی به دست متخصص زبان افتاد.
مردوخ در نقطه‌ای قرار داشت که این دو جهان هنوز با یکدیگر درگیر بودند. به همین دلیل، آثار متنوع او را می‌توان تلاشی برای حفظ جامعیت معرفتی عالم سنتی در برابر تخصصی‌شدن دانش مدرن دانست.
او می‌خواست نشان دهد که عالم دینی همچنان می‌تواند درباره انسان، جهان، اخلاق، جامعه، زبان، سیاست و علم سخن بگوید.
این نکته، یکی از کلیدهای فهم آثار اوست.


«فقه محمدی»؛ معرفت دینی و ساختن نظم اجتماعی
بخش مهمی از آثار مردوخ به فقه اختصاص دارد؛ از جمله «فقه محمدی» در چند جلد، «اصول فقه»، «خلاصه‌الاحکام»، «مواریث»، «عول و تعصیب» و آثار مرتبط با احکام دینی و مناسک.
در نگاه نخست، این آثار کتاب‌های تخصصی دینی‌اند؛ اما از منظر جامعه‌شناسی معرفت، فقه چیزی فراتر از مجموعه‌ای از احکام است. فقه درباره روابط اجتماعی تصمیم می‌گیرد: درباره خانواده، ازدواج، ارث، مالکیت، معاملات، روابط میان افراد و حدود رفتار مشروع و نامشروع.
از این منظر، مردوخ از طریق فقه در حال تولید نوعی نظم هنجاری است.
جامعه مطلوب او جامعه‌ای است که رفتار افراد در آن در چارچوب مجموعه‌ای از قواعد اخلاقی و دینی قرار داشته باشد. بنابراین «فقه محمدی» را می‌توان تلاشی برای حفظ و بازتولید نظم اجتماعی اسلامی در دوره‌ای دانست که قانون مدرن و نهادهای جدید حقوقی به تدریج در حال گسترش بودند.
اما نقد جامعه‌شناختی اینجا آغاز می‌شود. وقتی یک نظام هنجاری، احکام تاریخی خود را به صورت حقیقتی ثابت و فراتاریخی ارائه کند، خطر آن وجود دارد که رابطه میان دانش و شرایط اجتماعی تولید آن دانش پنهان شود.
جامعه‌شناسی معرفت دقیقاً همین رابطه را آشکار می‌کند. می‌پرسد چه شرایطی باعث شد یک حکم خاص اهمیت پیدا کند؟ چه ساختار خانوادگی، اقتصادی و سیاسی پشت آن قرار داشت؟ و آیا با تغییر ساختارهای اجتماعی، همان حکم می‌تواند بدون تغییر باقی بماند؟
«اصول فقه» و «منطق محمدی»؛ عقلانیت در درون سنت
در آثاری مانند «اصول فقه» و «منطق محمدی» با وجه دیگری از اندیشه مردوخ روبه‌رو می‌شویم. اینجا مسئله فقط «چه چیزی درست است؟» نیست؛ بلکه مسئله «چگونه می‌توان به درستی رسید؟» نیز مطرح می‌شود.
این آثار نشان‌دهنده تلاش مردوخ برای سامان دادن عقلانی به معرفت دینی هستند.
اصول فقه قواعد استنباط را سامان می‌دهد و منطق قواعد استدلال را. بنابراین مردوخ نمی‌خواهد دین را صرفاً به عنوان مجموعه‌ای از باورهای موروثی عرضه کند؛ او می‌کوشد برای آن ساختار استدلالی فراهم کند.
از این منظر می‌توان گفت مردوخ در پی ساختن نوعی سوژه مؤمنِ عقلانی است؛ انسانی که هم به دین وفادار باشد و هم از استدلال و دانش بهره ببرد.


موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، معرفی نویسندگان و مترجمان

تاريخ : چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵ | 7:51 | نویسنده : سیران قادری |