آگاهی چیزی کاملا متفاوت است. آگاهی، مشاهده بدون محکوم سازی است. آگاهی به وجود آورنده ادراک است؛ زیرا در آن نه محکومیتی است نه تعیین هویتی، آن چه هست، مشاهده آرام است و دیگر هیچ. اگر کسی قصد فهمیدن چیزی را داشته باشد، باید به مشاهده بنشیند؛ باید دست از انتظار بردارد؛ محکوم نکند؛ نه باید مثل لذت به دنبال آن برود و نه به عنوان چیزی که در آن لذتی نیست، از آن احتراز کند. تنها چیزی که باید باشد، مشاهده آرام حقیقت است. چشم انداز مقصودی پیدا نیست؛ آن چه هست، آگاهی از اموری است که دفعتا ظهور می کنند؛ اما وقتی که محکوم سازی، تعیین هویت و یا توجیه وجود داشته باشد مشاهده و درک آن مشاهده به توقف دچار می شود. آن وقت قضیه به عکس می شود و آن چه خودنمایی می کند، چشم انداز مقصودی است برای «خود» و «من» ، با تمامی خصوصیات اخلاقی، خاطرات، خواسته ها و علاقه مندی هایش.
کریشنامورتی
اولین و آخرین رهایی
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
.: Weblog Themes By Pichak :.
