این یک شهرت کاذب است و تا حدودی هم از طرف بعضیها مغرضانه تقلید شده است. عیب یک کار را باید با سود و نفع کار و نکات مثبت و منفی آن بیغرضانه گفت.
در مسکو، برای نخستین بار چند دستنویس را به شیوه علمی با ضبط نسخه در حاشیه، تصحیح کردند که این قدمی بسیار بزرگ و قابل قدردانی بود. عیب کار آنها این بود که هیچ کدام از آنها شاهنامه شناس نبودند.
یعنی قبلاً اطلاع خاصی از شاهنامه نداشتند و در طی کار تصحیح، کم کم چیزهایی آموخته بودند و چون کار گروهی بود هیچ کدام هم چیز زیادی نیاموخته بودند.
عیب دیگر این بود که تعداد دستنویسهای این کتاب (5-4 نسخه) خیلی اندک بود که به صورت دیمی در اتحاد جماهیر شوروی انتخاب شده بود. نه اینکه اینها مطالعهای در دستنویسهای شاهنامه بکنند و بعد از میان اینها تعداد بیشتری از چهار، پنج نسخه انتخاب کنند.
بلکه از همان چهار، پنج نسخه که در دستشان بود استفاده کردند. عیب دیگرشان این بود که چون شاهنامه شناس نبودند اطلاع قبلی روی زبان فارسی کهن نداشتند و شاهنامه را مطالعه نکرده بودند و پژوهشی در آن نداشتند هر چه در همان نسخه اساسشان آمده آن را در متن قرار میدادند. یعنی اقدم نسخ برایشان اصح نسخ بود و این درست نبود.
بعداً که ما در شاهنامه کار کردیم دیدیم که چنین چیزی شدنی نیست. شاهنامه را نمیتوان به هیچ وجه بر اساس یک دستنویس تصحیح کرد که این دستنویس معتبرترین دستنویس است و آن را اساس مطلق قرار بدهیم بلکه همیشه باید به شیوه انتقادی تصحیح کرد که باید بر اساس ضبط کهنتر تصحیح کرد و نه بر اساس نسخه کهنتر و اقدم نسخ یا اصح نسخ، بلکه بر اساس اصح کلمه باید تصحیح کرد.
باید با زبان فارسی، با ویژگیهای سده چهارم هجری و تحول آن آشنا بود. باید تشخیص داد که کدام ضبط کهنتر و کدام جدیدتر است.
جلال_خالقی_مطلق
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی
.: Weblog Themes By Pichak :.
