من استاد دانشگاهم و فکر میکنم نوشتن را بیش از حد جدی گرفتهایم
جو کروز، نیویورکتایمز
اکثر همکارانم در دانشگاه معتقدند «تفکر واقعی» فقط از مسیر نوشتن میگذرد. باوری که در واکنش به ظهور هوش مصنوعی، دانشگاهها را بهسمت تدابیری سختگیرانه و پلیسی سوق داده است: برگزاری امتحانات کتبی زیر نظر مراقبان، برپایی جلسات امتحان در اتاقهای بدون دسترسی به اینترنت و وادارکردن دانشجویان به نوشتن مقالاتشان در پلتفرمهایی که تمام مراحل نگارش و ویرایش را ثبت میکنند تا مطمئن شوند تکتک کلمات را خودشان نوشتهاند.
اما چه میشود اگر تصورمان از نوشتن بهعنوان عالیترین راه پرورش تفکر، از اساس اشتباه باشد؟
به نظر میرسد شواهدی که این باور را تأیید کنند، حتی در خوشبینانهترین حالت هم بسیار اندکاند. نوشتن میتواند «داربستی شناختی» و ابزاری کارآمد برای تقویت حافظه و یادگیری باشد، اما این تصور که نوشتن بهترین راه پرورش مهارتهای فکری است، ایدۀ نسبتاً تازهای است که ریشههای آن را میتوان در جنبش «نوشتن در سراسر برنامۀ آموزشی» در دهۀ ۱۹۷۰ جستوجو کرد.
در سال ۱۹۸۰، جیمز بریتون، پژوهشگر حوزۀ آموزش، این فرضیه را مطرح کرد که ما هنگام نوشتن به افکار و اندیشههای خود پی میبریم. البته واژۀ «فرضیه» در اینجا کاملاً بجاست، چون بریتون این نظر را صرفاً بر اساس تجربهها و برداشتهای شخصیاش مطرح کرده بود و هرگز نتوانست آن را بهطور علمی اثبات کند.
سقراط حق داشت که به «نوشتن» بدبین باشد، زیرا کلمات مکتوب، برخلاف گفتوگو، نمیتوانند از خود دفاع کنند. اگر هدفمان پرورش قدرت «خردورزی» است، باید بدانیم که تفکر واقعی در جریان بحث و گفتوگو و دفاع از ایدهها شکل میگیرد.
من هنگام تدریس به متن یا نوشتهای از پیش آمادهشده متکی نیستم و بخشی از امتحانات پایانی را هم بهصورت شفاهی برگزار میکنم. همچنین به دانشجویانم اجازه میدهم با رعایت چند قاعدۀ مشخص، برای نوشتن مقالۀ پایانی خود از هوش مصنوعی استفاده کنند.
جالب اینجاست که دستکم نیمی از دانشجویانم در امتحانات شفاهی، در مقایسه با امتحانات کتبی، سریعتر و سنجیدهتر فکر میکنند و منظورشان را روشنتر بیان میکنند.
این تجربه به من نشان داده است که میتوانیم بدون تضعیف تواناییهای فکری نسل آینده از فناوریهای جدید استفاده کنیم، به شرط آنکه آموزش را به نوشتن محدود نکنیم.
البته نوشتن کارکرد مهمی دارد: افکارمان را خلاصه میکند و بهنوعی آنها را بایگانی میکند. هوش مصنوعی هم میتواند افکار ما را خلاصه کند و حتی ممکن است چیزهایی از خودش به آن بیفزاید.
اما نباید فراموش کنیم که «بایگانیکردن» با «اندیشیدن» فرق دارد. باید تصمیم بگیریم چه چیزهایی را به هوش مصنوعی بسپاریم و کدام تواناییهای فکری را برای خودمان حفظ کنیم.
آنچه خواندید برگرفته از مطلب «I’m a College Professor. Writing Isn’t as Important as We Think» نوشتۀ جو کروز است که در تاریخ ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶ در نیویورکتایمز منتشر شده است.
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
.
بر باغِ ما ببار
بر باغ ما که خندهی خاکستر است و خون
باغِ درختْمردان
این باغِ باژگون
ما در میانِ زخم و شب و شعله زیستیم
در تورِ تشنگی و تباهی
با نظمِ واژههای پریشان گریستیم
در عصرِ زمهریری ظلمت
عصری که شاخِ نسترن آنجا
گر بیاجازه برشکفد ، طرحِ توطئهست
عصر دروغهای مقدّس
عصری که مرغِ صاعقه را نیز
داروغه و دروغْدرایان
میخواهند
در قاب و در قفس
بر باغِ ما ببار
بر داغِ ما ببار
محمدرضا_شفیعی_کدکنی
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
استفاده اخلاقی از هوش مصنوعی مولد در پژوهش؛ راهنمایی برای پژوهشگران
هوش مصنوعی مولد به ابزاری کاربردی در فرایند پژوهش تبدیل شده است و میتواند در ایدهپردازی، تدوین پرسشهای پژوهشی، ویرایش متون، تهیه چکیده و بهبود نگارش علمی به پژوهشگران کمک کند.
راهنمای منتشر شده از سوی مؤسسه خدمات نویسندگان AJE وابسته به انتشارات Springer Nature در اوت ۲۰۲۶، بر ضرورت شفافیت و نظارت انسانی در استفاده از هوش مصنوعی مولد در پژوهش و نگارش علمی تأکید میکند. این راهنما اشاره میکند که استفاده از این فناوری باید با نظارت انسانی و رعایت اصول صداقت علمی همراه باشد.
پژوهشگران باید اطلاعات، نقلقولها، منابع، محاسبات و نتایج تولیدشده با کمک هوش مصنوعی را بهدقت بررسی کنند؛ زیرا این ابزارها ممکن است اطلاعات نادرست یا منابع ساختگی ارائه دهند. همچنین، هوش مصنوعی نباید جایگزین قضاوت علمی، تفکر انتقادی و مسئولیتپذیری پژوهشگر شود.
از آنجا که سامانههای هوش مصنوعی قادر به پذیرش مسئولیت علمی و اخلاقی آثار نیستند، نمیتوان آنها را بهعنوان نویسنده مقاله معرفی کرد. شفافیت در استفاده از هوش مصنوعی نیز اهمیت اساسی دارد و پژوهشگران باید مطابق سیاستهای مجله، دانشگاه یا مؤسسه خود، موارد استفاده از این فناوری را اعلام کنند.
بااینحال، اعلام استفاده از هوش مصنوعی با مستندسازی دقیق آن تفاوت دارد؛ موضوعی که در پژوهش Cwik (2026) مورد توجه قرار گرفته است. مستندسازی میتواند شامل توضیح نوع ابزار، هدف استفاده، مراحل بهکارگیری و نقش هوش مصنوعی در تولید یا تحلیل دادهها باشد. میزان مستندسازی باید متناسب با نوع فعالیت پژوهشی، اهمیت نقش هوش مصنوعی و الزامات اخلاقی و انتشاراتی تعیین شود. همچنین، در ثبت و اشتراکگذاری اطلاعات مربوط به تعامل با این ابزارها باید محرمانگی دادهها و حقوق مشارکتکنندگان پژوهش رعایت شود. در مجموع، استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی مستلزم ترکیب مهارت فنی، ارزیابی انتقادی، شفافیت و مستندسازی متناسب است. چنین رویکردی میتواند ضمن بهرهگیری از ظرفیتهای هوش مصنوعی، اعتمادپذیری، بازتولیدپذیری و سلامت فرایند پژوهش علمی را تقویت کند.
Viera, C. (2026, August 19). Best practices for generative AI in research. AJE, Springer Nature. https://operations.authorservices.springernature.com/arc/best-practices-generative-ai-in-research
Cwik, J. C. (2026). Disclosure is not documentation: An open science framework for documenting generative AI use in scholarly research and publication workflows. Research Integrity and Peer Review, 11, Article 47. https://doi.org/10.1186/s41073-026-00245-8
موضوعات مرتبط: هوش مصنوعی
دخترم، ای روشنترین شکوفهی باغ زندگیام؛
از نخستین تپشهایت تا همیشه، مهر تو در جانم ریشه دارد.
ببال و بخند، که جهان با لبخند تو زیباتر است.
روزت خجسته، جانِ مادر.
موضوعات مرتبط: مناسبت های تقویمی
مردکی را چشم درد خاست پیش بیطار رفت که دوا کن بیطار از آنچه در چشم چارپای میکند در دیده او کشید و کور شد حکومت به داور بردند.
گفت برو هیچ تاوان نیست اگر این خر نبودی پیش بیطار نرفتی. مقصود ازین سخن آنست تا بدانی که هر آن که ناآزموده را کار بزرگ فرماید با آنکه ندامت برد به نزدیک خردمندان بخفت رای منسوب گردد.
ندهد هوشمند روشن رای
به فرومایه کارهای خطیر
بوریا باف اگر چه بافنده است
نبرندش به کارگاه حریر
گلستان_سعدی
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها ، داستان
کتاب صوتی؛ فرصتی برای حفظ پیوند با دنیای کتاب
در روزگاری که مشغلههای زندگی فرصت کمتری برای کتابخواندن باقی میگذارند، کتاب صوتی میتواند راهی برای همراهی با دنیای کتابها باشد؛ از مسیر رفتوآمد و پیادهروی تا لحظههای انجام کارهای روزمره.
📖 در گزارشی منتشرشده در پایگاه خبری لیزنا، به تجربه شنیدن کتابهای صوتی، ظرفیتهای این قالب برای گسترش ارتباط با کتاب و نقش کتابخانهها در فراهم کردن دسترسی آسانتر به منابع شنیداری پرداخته شده است.
کتاب صوتی، دریچهای دیگر به جهان کتاب و فرصتی برای پیوند دوباره با دنیای خواندن و شنیدن است.
متن کامل گزارش در لیزنا:
https://lisna.ir/60371
موضوعات مرتبط: کتاب صوتی ;کتیبی ده نگی ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
آنچه در ۱۰۰۰ روز اول زندگی میخوریم ممکن است بر ۷۰ سال بعد هم اثر بگذارد
برنامه غذایی کمشکر در ابتدای زندگی ممکن است تاثیر ژنهای مستعدکننده افزایش وزن را کاهش دهد.
کودکانی که در سالهای پس از جنگ جهانی دوم در بریتانیا به دنیا آمدند، سالهای نخست زندگی را در دوره جیرهبندی مواد غذایی از جمله شکر گذراندند.
به گزارش ایندیپندیت ، به نقل از گاردین، بزرگسالان روزانه حدود ۴۰ گرم و کودکان کمتر از یک قاشق غذاخوری شکر دریافت میکردند و انتظار میرفت نوزادان و خردسالان شکر افزوده بسیار کمی مصرف کنند یا اصلا مصرف نکنند.
محدودیت شیرینی و شکلات در فوریه ۱۹۵۳ و جیرهبندی شکر در سپتامبر همان سال لغو شد و تا نیمه دوم ۱۹۵۴، میانگین مصرف شکر تقریبا دو برابر شد. این تغییر ناگهانی اکنون به پژوهشگران امکان داده است پیامدهای مصرف کم شکر در ۱۰۰۰ روز نخست زندگی را بررسی کنند.
به گزارش گاردین، نخستین پژوهش از موج اخیر مطالعات درباره جیرهبندی شکر با استفاده از دادههای زیستبانک بریتانیا (UK Biobank)، سلامت افرادی را که اندکی پیش و پس از پایان جیرهبندی متولد شده بودند مقایسه کرد.
برخی فقط در دوران جنینی، برخی چند ماه یا چند سال پس از تولد را در دوره جیرهبندی شکر سپری کرده بودند و گروهی که در سالهای پس از جیرهبندی به دنیا آمده بوده اصلا در معرض این محدودیت قرار نداشتند.
نتایج این بررسی نشان داد هرچه مدت قرارگیری در دوره جیرهبندی بیشتر بود، خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ و فشار خون بالا در میانسالی و سالمندی کمتر میشد.
افرادی که تمام ۱۰۰۰ روز نخست زندگی را در این دوره گذرانده بودند، در مقایسه با کسانی که هیچگاه در معرض جیرهبندی نبودند، ۳۵ درصد کمتر احتمال ابتلا به دیابت نوع ۲ و ۲۰ درصد کمتر احتمال ابتلا به فشار خون بالا را داشتند.
مطالعات بعدی ارتباطهایی میان مصرف کمتر شکر در اوایل زندگی و کاهش خطر بیماریهای قلبیعروقی، کبدی و تنفسی، زوال عقل و برخی شاخصهای مرتبط با پیری مشاهده کردند.
یک پژوهش نشان داد افرادی که در کودکی تحت جیرهبندی بودند، در برخی شاخصها حدود یک سال از نظر زیستی جوانتر بودند.
پژوهش دیگری نیز نشان داد افرادی که تمام ۱۰۰۰ روز نخست زندگی را در دوره جیرهبندی گذرانده بودند، ۳۳ درصد کمتر احتمال داشت مبتلا به اضطراب تشخیص داده شوند و دههها بعد نیز تمایل کمتری به غذاهای شیرین گزارش میکردند.
هنوز مشخص نیست مصرف کمتر شکر در سالهای نخست زندگی دقیقا چگونه میتواند دههها بعد بر سلامت اثر بگذارد. پژوهشگران میگویند این تاثیر ممکن است علاوه بر شکلگیری عادتها و ذائقه غذایی در کودکی، با تغییر در نحوه سوختوساز بدن، حساسیت به انسولین، تنظیم اشتها و احساس سیری و رشد بافت چربی مرتبط باشد.
پژوهشهای جدید همچنین نشان میدهد برنامه غذایی کمشکر در ابتدای زندگی ممکن است تاثیر ژنهای مستعدکننده افزایش وزن را کاهش دهد. پژوهشگران همچنین به کاهش ابتلا به اضطراب نیز اشاره میکنند؛ مغز در دوران جنینی و سالهای نخست زندگی بهسرعت رشد میکند و به همین دلیل ممکن است به نوع تغذیه حساستر باشد.
از سوی دیگر، مصرف زیاد شکر با التهاب و تغییر در باکتریهای روده مرتبط است، که هر دو میتوانند بر عملکرد مغز تاثیر بگذارند.پژوهش درباره تاثیر تغذیه دوران جنینی و کودکی سابقه طولانی دارد.
مطالعات مربوط به «زمستان گرسنگی» هلند در سالهای ۱۹۴۴ و ۱۹۴۵ نشان دادهاند افرادی که در دوران جنینی در معرض قحطی شدید قرار گرفتند، بعدها بیشتر خطر ابتلا به اضافهوزن، چاقی و دیابت نوع ۲ را داشتند.
با این حال، شرایط بریتانیا متفاوت بود؛ جیرهبندی شکر بهمعنای قحطی یا کمبود شدید کالری نبود و عمدتا مصرف شکر را محدود میکرد، در حالی که برنامه غذایی کلی بهنسبت کافی بود.
پژوهشگران تاکید میکنند بررسیهای فعلی رابطه علت و معلولی را ثابت نمیکنند و فقط ارتباط میان جیرهبندی شکر و پیامدهای بعدی سلامت را نشان میدهند. همچنین هنوز مشخص نیست دقیقا چه میزان شکر بیش از حد است یا کدام مرحله از ۱۰۰۰ روز نخست زندگی اهمیت بیشتری دارد.
شواهد نشان میدهد دوران بارداری مهم است و برخی ارتباطها زمانی قویتر میشوند که جیرهبندی تا پس از ششماهگی و آغاز مصرف غذای جامد ادامه داشته باشد.
میزان شکر مصرفی در دوران جیرهبندی بریتانیا تقریبا با توصیههای کنونی این کشور مطابقت دارد. دستورالعملهای فعلی توصیه میکنند مصرف شکر افزوده برای بزرگسالان و کودکان بالای ۱۱ سال حداکثر ۳۰ گرم در روز و برای گروه سنی پایینتر کمتر از این میزان باشد. همچنین، توصیه میشود به غذا و نوشیدنی نوزادان شکر اضافه نشود.
https://www.theguardian.com/society/2026/oct/07/sugar-rations-health-blood-pressure-ageing?utm_source=chatgpt.com
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
آموزش هوشمند در جهان؛ هوش مصنوعی چگونه آینده آموزش عالی را تغییر میدهد؟
مؤسسه فناوریهای اطلاعات در آموزش یونسکو ( UNESCO IITE) در سال ۲۰۲۶ گزارشی با عنوان Smart Education Around the World: Partners’ Perspectives from Seven Regional Reports منتشر کرده است که تجربه مناطق مختلف جهان را در زمینه تحول دیجیتال و توسعه آموزش هوشمند بررسی میکند.
این گزارش تأکید میکند که آموزش هوشمند صرفاً به معنای استفاده از ابزارهای دیجیتال یا هوش مصنوعی نیست، بلکه مستلزم تلفیق هدفمند فناوری، روشهای آموزشی و حکمرانی اثربخش است.
یکی از پیامهای اصلی گزارش آن است که هوش مصنوعی باید در خدمت بهبود یادگیری و تقویت توانمندیهای انسانی قرار گیرد، نه اینکه صرفاً بهعنوان نشانهای از پیشرفت فناورانه به کار گرفته شود.
تجربههای بررسیشده نشان میدهند که کشورها متناسب با شرایط اقتصادی، اجتماعی و آموزشی خود، مسیرهای متفاوتی برای توسعه آموزش هوشمند انتخاب میکنند.
در برخی مناطق، پلتفرمهای ملی آموزش دیجیتال امکان دسترسی گسترده به منابع یادگیری را فراهم میکنند؛ در مناطق دیگر، فناوری برای تداوم آموزش در محیطهای آسیبپذیر یا پشتیبانی از مدرسان به کار گرفته میشود. از این منظر، هیچ الگوی واحدی برای آموزش هوشمند وجود ندارد و سیاستگذاری موفق باید با نیازهای یادگیرندگان، ظرفیت زیرساختی و شرایط فرهنگی هر جامعه متناسب باشد.
نقش مدرسان نیز در این تحول اساسی است؛ زیرا بهرهگیری مؤثر از هوش مصنوعی به توسعه مهارتهای دیجیتال، توانایی ارزیابی خروجیها و بازطراحی فعالیتهای آموزشی نیاز دارد.
گزارش همچنین اهمیت همکاری میان دولتها، مؤسسات آموزشی، متخصصان فناوری و سایر ذینفعان را در ایجاد نظامهای یادگیری هوشمند برجسته میکند. بااینحال، گسترش فناوری بهتنهایی تضمینکننده کیفیت آموزش نیست و باید موضوعاتی مانند عدالت آموزشی، دسترسی برابر، حفاظت از دادهها و مسئولیتپذیری در استفاده از هوش مصنوعی نیز مورد توجه قرار گیرند.
برای دانشگاهها، این رویکرد به معنای عبور از خرید و استقرار ابزارهای هوش مصنوعی و حرکت به سمت تدوین راهبردهای جامع برای آموزش، پژوهش، توسعه مهارتهای استادان و پشتیبانی از یادگیری دانشجویان است.
کتابخانههای دانشگاهی نیز میتوانند با آموزش سواد هوش مصنوعی، فراهمآوری منابع معتبر و کمک به ارزیابی انتقادی اطلاعات، بخشی از زیرساخت انسانی آموزش هوشمند باشند.
در مجموع، پیام گزارش یونسکو این است که آینده آموزش هوشمند نه با فناوری بهتنهایی، بلکه با پیوند میان نوآوری فناورانه، اهداف آموزشی، عدالت و ارزشهای انسانی شکل خواهد گرفت.
UNESCO Institute for Information Technologies in Education. (2026). Smart education around the world: Partners’ perspectives from seven regional reports. UNESCO IITE.
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله
انسان باید در مرکز باقی بماند؛
[تولستوی و جهان مدرن؛ پیامی ماندگار برای انسان امروز
پیام تولستوی برای جهان امروز همچنان زنده است؛ پیامی درباره حقیقت، شفقت، آزادی وجدان، نقد قدرت و حفظ کرامت انسان در عصر فناوری و هوش مصنوعی
تولستوی ادبیات را زینتی برای تمدن نمیدانست، بلکه آن را مواجههای اخلاقی میان یک انسان و انسانی دیگر تلقی میکرد.
رمانهای بزرگ او، از جمله «جنگ و صلح» و «آنا کارنینا»، صرفا روایت داستان نیستند؛ این آثار به اعماق آگاهی انسان وارد میشوند و عشق، جاهطلبی، حسادت، خانواده، جنگ، ایمان، مرگ و جستوجوی معنا را بررسی میکنند.
خالق امروزی ابزارهایی در اختیار دارد که تولستوی هرگز تصور نمیکرد. تلفن هوشمند میتواند تاریخ را ثبت کند، دوربین میتواند داستانی را به آن سوی قارهها منتقل کند و هوش مصنوعی میتواند در پژوهش، ترجمه و نگارش یاریرسان باشد. پلتفرمهای دیجیتال نیز میتوانند امکان شنیدهشدن صداهای بهحاشیهراندهشده را بیش از گذشته فراهم کنند.
اما فناوری تنها یک ابزار است. فناوری میتواند روند خلق اثر را سرعت ببخشد، اما نمیتواند تعیین کند چه چیزی ارزش خلق شدن دارد.
پیام تولستوی پیچیده نیست: نباید هنگام تلاش برای خلق یک شاهکار، انسان را از یاد برد.
با حقیقت خلق کن، با شفقت بنویس، قدرت را به پرسش بکش، به زندگی انسانهای عادی احترام بگذار، از خودنمایی تهی فاصله بگیر و از آزادی اخلاقی خود محافظت کن
موضوعات مرتبط: کتابخوان حرفە ای، کتابخوانی، مطالعه ، جملات انگیزشی کتاب، کتابخوانی، مطالعه
۴۰ اصل نوآوری نظامیافته | اصل اول: تکهتکه کردن
گاهی برای حل یک مسئله، لازم نیست چیزی را از نو بسازیم؛ کافی است آن را به اجزای کوچکتر تقسیم کنیم!
اصل اول تریز: تکهتکه کردن
این اصل بر سه ایده استوار است:
تقسیم یک جسم به اجزای مستقل
تبدیل جسم به قطعات جداگانه
افزایش میزان تقسیمپذیری و ریزتر کردن قطعات
نمونههایی از کاربرد این اصل:
پلهبرقی، درهای کرکرهای و چادرهای مسافرتی با پایههای تلسکوپی
بستهبندیهای تکنفره مواد غذایی، مانند کره ۱۵ گرمی، ماست لیوانی و شیرهای کوچک
درهای آسانبازشو در بستهبندی محصولات لبنی
پنیرهای ورقهای و سهگوش
به محیط اطرافتان دقیقتر نگاه کنید؛ شاید راهحل یک مسئله، در تکهتکه کردن آن پنهان شده باشد!
موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی
| مطالب قدیمی تر |
.: Weblog Themes By Pichak :.
