درباره وب

"کتابخانه باب دانایی است و دانایی توانایی است برای کسب پیروزی، سعادت و افتخار"
وظيفه کتابخانه مرکزي تهيه و آماده‫ سازي منابع چاپی و الکترونیکی و همچنين سياست‫گذاري ارائه خدمات و نحوه استفاده از این منابع است.

هدف کتابخانه عبارت است از: (( تامين منابع چاپي والکترونيکي لازم و کافي، جهت مطالعه و تحقیق تمامی اعضای کتابخانه همراه با فراهم نمودن محیطی مناسب جهت استفاده و تحقیق و مطالعه، در کوتاه‫ترین زمان و مفیدترین شرایط ممکن)).
در خدمت شما دوستداران علم و دانش هستم.

کتابدار بخش مرجع و مسئول بخش خدمات فنی، بخش پایان نامه ها

Knowledge and Information Science
********************
کتابخانه یک موزه نیست که روی مجموعه هایش را پوشاند، بلکه بر عکس، کتابخانه یک نهاد زنده و پویاست که به سمت مطالعه حرکت میکند. کتابخانه باید عشق به کتاب و سهولت دسترسی به فنآوری­های نوین را به وجود آورد. کتابخانه باید مدیریت و بهره گیری از امکانات خود را روزآمد کند (ژان ژرمن، شهردار شهر تور فرانسه Jean Germain).

کانال تلگرامی sayranghaderilib@
بخوانید بخوانید بخوانید
لینک دوستان
جستجوی وب
موضوعات وب
لینک های مفید



هانتولوژی؛ چگونه گذشته، حتی آنچه هرگز اتفاق نیفتاده، حال ما را تسخیر می‌کند؟

هانتولوژی (Hauntology) یکی از مفاهیم فلسفی و فرهنگی است که به بررسی تاثیر ماندگار گذشته بر زمان حال می‌پردازد؛ اما نکته جالب‌تر این است که این مفهوم فقط به اتفاقات رخ‌داده مربوط نمی‌شود، بلکه امکان‌هایی را نیز در بر می‌گیرد که هرگز محقق نشده‌اند.

هانتولوژی توضیح می‌دهد که چگونه خاطرات، تاریخ‌های فراموش‌شده، آرزوهای تحقق‌نیافته و حتی آینده‌هایی که هرگز به وقوع نپیوسته‌اند، همچنان می‌توانند بر تجربه و هویت انسان‌ها در زمان حال تاثیر بگذارند.

هانتولوژی چیست؟

اصطلاح هانتولوژی نخستین بار توسط ژاک دریدا، فیلسوف فرانسوی، در کتاب اشباح مارکس ۱۹۹۳ مطرح شد.

دریدا با به‌کارگیری این مفهوم، فرض رایج مبنی بر اینکه گذشته را می‌توان به‌طور کامل پشت سر گذاشت، به چالش کشید. از دیدگاه او، گذشته لزوما با گذشت زمان ناپدید نمی‌شود؛ بلکه ممکن است در قالب خاطرات، ساختارهای اجتماعی، ایده‌ها و پیامدهای تاریخی، همچنان در زمان حال حضور داشته باشد.

در این چارچوب، مفهوم شبح به موجودی فراطبیعی اشاره ندارد؛ بلکه استعاره‌ای از حضور نامرئی چیزهایی است که ظاهراً غایب شده‌اند، اما آثارشان همچنان باقی است.

این مفهوم با ایده‌ای به نام طیف‌مندی (Spectrality) نیز ارتباط نزدیکی دارد؛ رویکردی که بررسی می‌کند چگونه افراد، مکان‌ها، فرهنگ‌ها و حتی آینده‌های ازدست‌رفته، با وجود غیبت فیزیکی، همچنان بر زندگی انسان‌ها اثر می‌گذارند.

جامعه‌شناس، ایوری گوردون، در کتاب امور شبح‌وار (۱۹۹۷) این موضوع را از منظر جامعه‌شناختی بررسی کرده است. همچنین مارک فیشر، منتقد فرهنگی، در کتاب امر غریب و امر وهم‌آلود (۲۰۱۶)، به وضعیت‌هایی می‌پردازد که در آن‌ها مرز میان حضور و غیاب از بین می‌رود.

بریتانیا؛ کشوری تسخیرشده به‌وسیله تاریخ

پژوهشگران گروه تحقیقاتی هانتولوژی و طیف‌مندی دانشگاه یورک سنت جان، این مفاهیم را در حوزه‌های مختلفی از جمله ادبیات، سینما، معماری، سیاست، فناوری، جرم‌شناسی و جامعه‌شناسی بررسی می‌کنند.

بریتانیا نمونه مناسبی برای پژوهش این پدیده است؛ زیرا لایه‌های تاریخی متعددی در زندگی روزمره این کشور همچنان قابل مشاهده‌اند.

جاده‌های رومی، کلیساهای قرون وسطایی، بقایای کارخانه‌های صنعتی و ساختمان‌های مدرن، همگی در یک فضای جغرافیایی کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

در چنین شرایطی، گذشته صرفا موضوعی متعلق به تاریخ نیست؛ بلکه در محیط زندگی معاصر حضور دارد و بر احساس تعلق، هویت جمعی و برداشت مردم از مکان‌ها تأثیر می‌گذارد.

پژوهشگران همچنین بررسی می‌کنند که چرا برخی ساختمان‌ها، اشیا و مناظر می‌توانند احساس قدرتمندی از حضور و غیاب را در انسان ایجاد کنند و چگونه جوامع، خاطره چیزهای ازدست‌رفته را حفظ می‌کنند.

نوستالژی؛ فراتر از دلتنگی برای گذشته

یکی از کاربردهای جالب هانتولوژی، بررسی علاقه نسل‌های مختلف به آثار فرهنگی دوران کودکی خود است.

منتقد فرهنگی، باب فیشر، افرادی را که دوران کودکی‌شان در سه دهه پایانی قرن بیستم(۷۰، ۸۰، ۹۰) سپری شده، نسل تسخیرشده می‌نامد.

در کتاب ترساندن کودکان (۲۰۲۴)، که رابرت ادگار نیز از نویسندگان و ویراستاران آن است، پژوهشگران توضیح می‌دهند که بازگشت بزرگسالان به برنامه‌های تلویزیونی دوران کودکی‌شان، صرفا نوعی سرگرمی یا نوستالژی ساده نیست.

این بازگشت می‌تواند تلاشی برای ارتباط دوباره با خودِ گذشته و تجربه‌های ازدست‌رفته باشد؛ گویی فرد با تماشای دوباره آن آثار، به دیدار نسخه‌ای قدیمی از خودش می‌رود.

بنابراین، نوستالژی در این چارچوب صرفا دلتنگی برای گذشته نیست، بلکه می‌تواند راهی برای بازسازی هویت و ارتباط با بخش‌هایی از زندگی باشد که دیگر وجود ندارند.

آینده‌های ازدست‌رفته؛ آنچه هرگز اتفاق نیفتاد

شاید عمیق‌ترین بخش هانتولوژی، توجه آن به آینده‌هایی باشد که هرگز محقق نشدند.

این نظریه معتقد است زمان حال نه‌تنها تحت تاثیر اتفاقات گذشته، بلکه متاثر از امکان‌هایی است که می‌توانستند به واقعیت تبدیل شوند، اما هرگز نشدند.

برای مثال، جامعه‌ای را تصور کنید که در مقطعی تاریخی انتظار تحقق نوعی پیشرفت اجتماعی، فناوری یا سیاسی را داشته است، اما آن آینده هرگز محقق نشده است.

حتی پس از گذشت سال‌ها، آن وعده‌های تحقق‌نیافته ممکن است همچنان بر انتظارات، ناامیدی‌ها و تصورات جمعی مردم درباره آینده تأثیر بگذارند.

در ادبیات هانتولوژی، به این پدیده‌ها مفهوم آینده‌های ازدست‌رفته (Lost Futures) گفته می‌شود.

از این منظر، انسان‌ها تنها با گذشته واقعی زندگی نمی‌کنند؛ بلکه با آینده‌های احتمالی و تحقق‌نیافته نیز درگیرند.

کاربرد هانتولوژی در پزشکی و حوزه‌های دیگر

کاربرد این رویکرد به مطالعات فرهنگی و تاریخی محدود نیست.

گروه پژوهشی هانتولوژی دانشگاه یورک سنت جان، بخشی از فعالیت‌های خود را به بررسی کاربرد این مفاهیم در محیط‌های پزشکی اختصاص داده است.
در این حوزه، می‌توان بررسی کرد که چگونه خاطرات، تجربه‌های گذشته و فقدان‌های حل‌نشده بر تجربه بیماران و حتی فعالیت متخصصان مراقبت‌های درمانی تأثیر می‌گذارند. همچنین پژوهشگران کشورهای مختلف، این مفاهیم را در زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی متنوعی به کار گرفته‌اند.


هانتولوژی تلاشی برای فهم رابطه پیچیده میان گذشته، حال و آینده است. این رویکرد یادآوری می‌کند که ناپدیدشدن فیزیکی یک انسان، مکان، فرهنگ یا ایده، لزوما به معنای پایان تأثیرگذاری آن نیست.

خاطرات باقی می‌مانند، تاریخ‌ها دوباره سر برمی‌آورند، مکان‌ها آثار زندگی‌های پیشین را در خود حفظ می‌کنند و امکان‌هایی که هرگز تحقق نیافته‌اند، همچنان می‌توانند بر درک ما از جهان اثر بگذارند.

در نهایت، هانتولوژی توجه ما را به یک نکته مهم جلب می‌کند؛ اینکه زمان حال صرفا محصول آن چیزی نیست که اتفاق افتاده است؛ بلکه از آنچه می‌توانست اتفاق بیفتد و هرگز اتفاق نیفتاد نیز تاثیر می‌پذیرد.

تحلیل

هانتولوژی یک نظریه علمی تجربی به معنای متعارف نیست؛ بلکه چارچوبی فلسفی و انتقادی برای تفسیر پدیده‌های فرهنگی و اجتماعی است. بنابراین نباید مفاهیم آن را با قوانین تاییدشده روان‌شناسی یا فیزیکِ زمان اشتباه گرفت.

اهمیت فلسفی این مفهوم در گسترش نگاه ما به تاریخ است؛ یعنی تاریخ فقط مجموعه‌ای از رویدادهای رخ‌داده نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از امکان‌های تحقق‌یافته و تحقق‌نیافته است که هر دو می‌توانند در شکل‌گیری وضعیت کنونی نقش داشته باشند.

سام آریامنش


بر اساس مقاله رابرت ادگار در The Conversation ـ منتشرشده در Phys org، ۳۰ اکتبر ۲۰۲۶


موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی ، مقاله

تاريخ : چهارشنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۵ | 10:23 | نویسنده : سیران قادری |