مفهوم درد، حالتی ناخوشایند را درد و روح انسان به سببی تداعی می کند. اما دردها همیشه این حالت و حس را ندارند. دردهایی وجود دارد که به حالت ناخوشایند و آزاردهنده متاثر از امری اجتماعی خود را نشان می دهند. شاید همه به نوعی از آن رنج ببریم. حالاتی که با چشم روح و دل حس شان می کنیم. تغییرات ناخوشایند و دردآور فرهنگی که چون تیشه ای بر پیکره قوی و تنومند گذشته مان می افتد، اخبار ناگوار و ناشایسته و دور از عرف و دین را که گاه گاهی از لابلای رسانه ها پخش می شود، فیلم و تکه ویدیوهایی که سازندگانشان در شبکه های مختلف اجتماعی به بهانه های مختلف به نمایش می گذارند نمونه هایی از این تیرکش دردها هستند.
نمی توان کر بود و نشید، کور بود و ندید و لال بود و چیزی نگفت. آنهایی که از این دردها آزرده خاطر می شوند در حد توان و وظیفه انسانی شان هشدار می دهند و می گویند و می نویسند اما احتمالا گوش های شنوا و چشم های باز و دل های بیدار بسیار کم اهمیت می دهند و گاهی اصلا نشینده و نخوانده و ندیده از آن هشدارهای دلسوزانه می گذرند و به اصطلاح خود را به کوچه علی چپ می زنند. آن کسانی که هم می دانند دلسوزان جامعه چه می گویند و دقیقا درک می کنند که دلسوزان از چه درد می کشند بلافاصله با راهکاری برچسب نگارانه انواع برچسب های غیرمنطقی و دور از واقعیت و با زبان هتاکی و تحقیرآمیز و منتسب کردن به این و آن، مانع از رسیدن پیام اصلاحی می شوند.
موضوعات مرتبط: نوشته های شخصی
.: Weblog Themes By Pichak :.
