ابوسعید ابوالخیر در راه بود، گفت: «هر جا که نظر میکنم، بر زمین همه گوهر ریخته و بر در و دیوار همه زر آویخته. کسی نمیبیند و کسی نمیچیند.»
گفتند: کو، کجاست؟
گفت: «همهجاست، هر جا که میتوان خدمتی کرد؛
یا هر جا که میتوان به راحتی دلی بهدست آورد. آنجا که غمگینی هست
و آنجا که مسکینی هست؛
آنجا که یاری طالبِ محبت است
و آنجا که رفیقی محتاج مروت.»
📕 میراثعرفانیابوسعیدابوالخير
✍ محمدرضا_شفیعی_کدکنی
موضوعات مرتبط: منتخبی از متون کتاب ها
تاريخ : دوشنبه دوازدهم شهریور ۱۴۰۳ | 15:13 | نویسنده : سیران قادری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
